شفقنا- در جهانی که مرزهای اقتصادی روزبهروز رنگ میبازند و جهانیسازی دیگر یک انتخاب نیست، بلکه ضرورتی انکارناپذیر است، نگاه تازه به صادرات و نقش اکوسیستمهای بینالمللی بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است. کتاب تازه منتشر شده «مهندس احمدرضا یوسفی» با عنوان «فراتر از صادرات؛ ساختن اکوسیستم بینالمللی» کوششی است در همین مسیر؛ تلاشی برای بازتعریف مفهوم صادرات از یک فعالیت تجاری صرف، به فرآیندی چندلایه که نیازمند همافزایی نهادها، سیاستها و بازیگران مختلف است.
مهندس یوسفی در گفت وگو با شفقنا از دغدغهها و تجربههای خود در مسیر نگارش این کتاب میگوید؛ از چگونگی شکلگیری ایده تا تحلیل چالشها و فرصتهای بخش خصوصی ایران در ورود به زنجیرههای جهانی.
متن گفت وگوی شفقنا با مهندس احمدرضا یوسفی، نویسنده، کارشناس و فعال اقتصادی را می خوانید:
اگر بخواهید کتاب «فراتر از صادرات؛ ساختن اکوسیستم بینالمللی» را برای مدیران صادرات معرفی کنید، چه میگویید و ایده اصلی کتاب چیست؟
این کتاب فقط درباره صادرات نیست؛ درباره ساختن یک اکوسیستم بینالمللی است که انسان، فرهنگ، اعتماد و ریسک را در یک معادله زنده ترکیب میکند. در جهانی که هر شوک سیاسی یا لجستیکی میتواند کل زنجیره را دگرگون کند، صادرکننده نباید صرفاً فروشنده باشد، بلکه باید ملاحظات مشتری در کشور مقصد را نیز درک کند و پلی باشد میان ملت ها. ایده اصلی کتاب این است که «صادرات، یک سفر انسانی است نه صرفاً یک اتفاق تجاری».
چه شد که تصمیم گرفتید تجربههای سالها فعالیت در حوزه صادرات و مدیریت بینالملل را در قالب کتاب منتشر کنید؟
هر صادرکننده دیر یا زود به نقطهای میرسد که میفهمد تجربه بدون انتقال، هدر رفت سرمایه است. بعد از سالها کار در بازارهای پرتلاطم خاورمیانه، آفریقا و آسیا، حس کردم دانستههایی دارم که فقط با گفتن آنها میشود از تکرار بسیاری از اشتباهات جلوگیری کرد. نگارش کتاب برایم مثل ساختن زیرساختی فکری بود برای نسل بعدی صادرکنندگان؛ مسیری که بهجای تکرار و آزمون و خطا، بتوانیم آگاهانهتر حرکت کنیم.
در جریان نگارش کتاب، تبدیل تجربههای عملی به محتوای آموزشی و قابل انتقال چه دشواریهایی داشت؟ اگر امروز دوباره این کتاب را مینوشتید، چه نکاتی را تغییر میدادید؟
سختترین بخش، ترجمهی تجربه به زبان آموزش بود؛ اینکه مفاهیمی مثل «پادشکنندگی» یا «اثر پروانهای» را از بطن واقعیت بازار استخراج کنم بدون اینکه به شعار تبدیل شود. اگر امروز دوباره مینوشتم، شاید بخشهای بیشتری را به تحول دیجیتال، تأثیر هوش مصنوعی در تصمیمگیری صادراتی و تغییر نقش انسان در زنجیره ارزش جهانی اختصاص میدادم.
هدفتان از نگارش این اثر بیشتر ثبت تجربه شخصی بود یا انتقال دانش برای رشد دیگران؟ آیا بازخوردی هم دریافت کردهاید؟
هدفم انتقال تجربه برای رشد دیگران بود، نه ثبت تاریخ شخصی. من باور دارم تجربه وقتی ارزش دارد که قابل تکرار یا الهامبخش باشد. دوست داشتم از دل میدان حرف بزنم، نه از پشت میز و خوشحال می شوم اگر بازخورد مخاطب را در این زمینه بدانم.
با توجه به تجربههای شما، مهمترین ویژگی یک تاجر یا مدیر صادرات موفق در بازار جهانی چیست؟ و بزرگترین اشتباهات رایج در گامهای ابتدایی صادرات کداماند؟
ویژگی کلیدی، «درک اکوسیستم» است؛ اینکه بدانی هر تصمیم کوچک، در یک شبکه پیچیده از فرهنگها، سیاستها و زمانبندیها اثر دارد. موفقترین صادرکنندگان کسانی هستند که تحلیلگر، پیگیر و از درون منظماند، نه صرفاً زرنگ و در مقابل، بزرگترین اشتباه بعضی از همکاران تازهکار این است که صادرات را فقط راهی برای «درآمد ارزی» میبینند، نه سفری برای ساختن اعتماد و اعتبار.
در طول فعالیت حرفهایتان، چه فرصتها و چالشهایی در مسیر صادرات تجربه کردهاید؟ اگر بخواهید از یکی از تجربههای تلخ یا آموزنده خود نام ببرید، چه موردی در ذهن دارید؟
بزرگترین چالش من لحظاتی بود که همهچیز درست پیش میرفت، اما ناگهان یک بحران جهانی یا یک تصمیم سیاسی همه معادلات را برهم زد. یکی از تجربههای تلخم از بازار هند بود؛ جایی که ایران می توانست کماکان سهم بازار صادراتی قیر خود را حفظ کند، اما تصمیمات سطح کلان اشتباه باعث شد تا ایران حجم زیادی از آن بازار را به عراق واگذار کند، آن شکست یادم داد که در صادرات، سکون و بی تفاوتی در مقابل رقبا یعنی سقوط.
با توجه به شرایط کنونی اقتصاد جهانی و تحریمها، آینده صادرات ایران را چگونه میبینید؟ و اگر قرار بود یک پاراگراف دیگر به کتاب اضافه کنید، درباره چه موضوعی مینوشتید؟
آینده صادرات ایران به میزان سازگاری ما با تحولات جهانی بستگی دارد، نه فقط رفع تحریمها. ما نیاز به یادگیری روزانه اتفاقات داریم و نیاز به شناخت بیشتر جهان پیرامون و تعامل با فرهنگ های مختلف داریم و اگر قرار بود پاراگرافی به کتاب اضافه کنم، درباره «هوش انسانی در عصر هوش مصنوعی» مینوشتم، اینکه در دنیای پر از داده و فناوری، هنوز انسان است که با اعتماد، خلاقیت و شهامت، مرزهای واقعی تجارت را جابهجا میکند.











