امروز : پنج‌شنبه 20آذرماه 1404 | ساعت : 09 : 46

آخرین اخبار

خالد مشعل: حمایت های ایران از مقاومت همیشه مهم، اساسی و قوی بوده و...

شفقنا- خالد مشعل رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی...

اوکراین طرح صلح اصلاح‌شده را برای آمریکا ارائه داد

شفقنا - مقامات اوکراینی روز چهارشنبه به خبرگزاری فرانسه...

تو نفر بعدی خواهی بود؛ ترامپ باز هم رییس جمهور کلمبیا را تهدید کرد

شفقنا- رئیس جمهور آمریکا تهدیدهای خود علیه کلمبیا را...

حادثه رانندگی در محور خوسف – بیرجند چهار کشته بر جا گذاشت

شفقنا- رئیس پلیس راه استان خراسان جنوبی گفت: صبح...

ژنرال آمریکایی بر «همکاری نزدیک» با سوریه علیه داعش تأکید کرد

شفقنا - برد کوپر، رئیس فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا...

شیوع گسترده آنفلوآنزا در کشور؛ آیا هنوز هم می‌توانیم واکسن بزنیم؟ یک ویروس‌شناس پاسخ...

شفقنا- یک ویروس‌شناس بیمارستان مسیح دانشوری گفت: آمارها نشان می‌دهد...

اعلام حمایت کامل از آلونسو

شفقنا- ستاره انگلیسی رئال مادرید بعد از شکست برابر...

آشپزی ایتالیایی به فهرست میراث فرهنگی یونسکو اضافه شد

شفقنا - ایتالیا به عنوان اولین کشور جهان موفق...

واکنش آلونسو به شکست برابر سیتی

شفقنا- سرمربی رئال مادرید به شکست برابر منچستر سیتی...

پیش بینی یک اقتصاددان درباره قیمت دلار تا پایان سال/ کف قیمت دلار چه...

شفقنا- هومن مقراضی، کارشناس بازارهای مالی پیش‌بینی کرده است...

از رسانه ها/ اصلاح مهریه با ماشین‌حساب؟

شفقنا- روزنامه اعتماد نوشت:مصوبه اخير مجلس درباره محدودكردن مهريه،...

از رسانه ها/ « بحران چندبعدی آب»

شفقنا- روزنامه دنیای اقتصاد نوشت: در چالش آب اما،...

از رسانه ها/ «دو تجربه یکسان‌سازی نرخ ارز»

شفقنا- روزنامه آرمان ملی نوشت:نکته کلیدی اقتصاد ایران حداقل...

ترامپ: فساد در اوکراین «بسیار گسترده» است و عدم برگزاری انتخابات، دموکراسی این کشور...

شفقنا- دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، شامگاه چهارشنبه بار دیگر...

حضرت زهرا (س) کامل‌ترین مظهر «عدالت‌خواهی»، «کرامت انسانی» و «ایستادگی در برابر ظلم» هستند/ «روح فاطمی» را به مخاطب جهانی منتقل کنیم؛ سید میثم موسویان در گفت‌وگو با شفقنا

شفقنا- سید میثم موسویان، رمان‌نویس، معتقد است: «داستان» قدرتمندترین ابزار برای ترجمه‌ی مفاهیم فطری به زبان جهانی است. مفاهیمی مانند «عدالت‌خواهی»، «کرامت انسانی» و «ایستادگی در برابر ظلم» مفاهیمی نیستند که در انحصار یک مذهب باشند؛ اینها مفاهیم «انسانی» و جهانی‌اند. حضرت زهرا (س) کامل‌ترین مظهر و تجسم این مفاهیم در عالی‌ترین سطح خود هستند.

وی می گوید:‌ به چالش‌های پرداخت داستانی به شخصیت‌های مقدس پرداخت و تأکید کرد که «پرداخت غیرمستقیم» و استفاده از «شخصیت‌های پیرامونی» تنها راه رمان برای نزدیک شدن به مقام معصوم بدون «وهن» این جایگاه است. او در توضیح رمان «به نام مادر» تشریح کرد که چگونه «مظلومیت» حضرت زهرا (س) در ذات خود، عین «عدالت‌خواهی» و «قیام» است و رمان تلاش دارد از سطح سوگ عبور کرده و به این «کارکرد معرفتی» بپردازد.

متن گفت‌وگوی شفقنا با سید میثم موسویان را می‌خوانید:

آقای موسویان، ما روایت‌های زیادی از حضرت زهرا (س) شنیده‌ایم؛ روی منبر، در تاریخ و در مدیوم‌های مختلف. اما شما به عنوان یک رمان‌نویس، سراغ این سوژه در «به نام مادر» رفتید. فکر می‌کنید «رمان» چه قدرتی برای بازنمایی شخصیت ایشان دارد که مثلاً «تاریخ» یا «سخنرانی» ندارد؟ چه نیازی در روایت امروز دیدید که شما را وادار به نوشتن این داستان کرد؟

هر کسی به طریقی سخن از حُسن او می‌گوید؛ بلبل به غزل‌خوانی و قمری به ترانه. اگر مورخ از منظر استنادی و تاریخی می‌نویسد، یا سخنران از منظر وعظ و نصیحت می‌گوید، رمان‌نویس هم از منظرهای هنری تلاش می‌کند به این آینه حقیقت نزدیک شود. این‌ها صداهای مختلفی هستند که هرکدام به قدر توان خود، وجوهی از یک واقعیت را منتقل می‌کنند.

هر مدیومی، ابزار و مخاطب خود را دارد. همان‌طور که هر منبری، مستمعین خود را دارد، رمان هم خوانندگان خاص خود را دارد. رمان از زاویه‌ای به حقیقت نگاه می‌کند که تاریخ و سخنرانی به آن نمی‌پردازند؛ زاویه‌ی «هنر» و «ساختار روایی».

یکی از سخت‌ترین کارها در ادبیات دینی، تبدیل «شخصیت آرمانی و قدسی» به «شخصیت داستانی» است. شخصیت در رمان نیاز به کُنش، تضاد و حتی گاهی ابعاد ملموس انسانی دارد. چطور در رمان «به نام مادر» این توازن را حفظ کردید که حضرت زهرا (س) هم به عنوان یک الگوی رفیع و استثنایی معرفی شوند و هم به عنوان یک شخصیت قابل‌لمس و کنشگر در بستر درام داستان؟

پرداختن به «انسان کامل» با ابزار رمان، اساساً «نشدنی» است. نگاهی که اهل معنا و عرفان، چه شیعه و چه اهل تصوف، به انسان کامل دارند و تعریفی که قرآن و اهل‌بیت (ع) ارائه می‌دهند (مانند «لَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَیٰ» یا مضامین حدیث «قرب نوافل» که انسان کامل، دست و چشم خدا می‌شود: «یَدالله» و «عَین‌الله»)، نشان می‌دهد که ما با یک حقیقت نامحدود مواجهیم.

یک رمان‌نویس، با عقل محدود مادی خود، چطور می‌تواند آن مقامات معنوی نامحدود را به تصویر بکشد؟ هر تلاشی برای این کار از سوی نویسنده‌ای مثل من، «وَهن» جایگاه آن حضرات است. پس چاره‌ای جز «پرداخت غیرمستقیم» باقی نمی‌ماند. ما در «به نام مادر» از همین پرداخت غیرمستقیم استفاده کردیم. این پرداخت در دو سطح اتفاق می‌افتد:

۱. در سطح ظاهری (معجزه): حضرت زهرا (س) در یک واقعه تاریخی معاصر (مربوط به کودتای نوژه) به خواب همسر شهیدی (خلبان ابوالفضل مهدیار) می‌آیند که متهم به اعدام است. حضرت (س) به او یک سنگ عقیق و دعایی (دعای خلاصی از حبس) می‌دهند. همسر شهید این‌ها را به قاضی عسگر می‌رساند. آن خلبان که اتهامات را پذیرفته بود، در دادگاه متحول می‌شود و می‌گوید: «مرا اعدام کنید، اما مفتی نکشید. مرا در گونی بگذارید و مقابل عراقی‌ها بیندازید تا سپر بلای یک رزمنده شوم». ری شهری آنقدر تحت تأثیر قرار می‌گیرد که پرونده را شخصاً نزد حضرت امام (ره) می‌برد. امام خمینی (ره) پرونده را می‌گیرند و می‌گویند فردا صبح بیا. صبح فردا، امام می‌فرمایند: «نه تنها بخشش کنید، هواپیما را هم به او بدهید.» این کرامت حضرت زهرا (س) و نگاه حضرت امام (ره) است که فردی را از حضیض مرگ تا اوج آسمان (پرواز دوباره) بالا می‌برد. این حضور مستقیم اما فراطبیعی حضرت در داستان است.

۲. در سطح بطنی (ساختار): همان‌طور که در رمان «به نام پدر»، ما چند «پدر» داشتیم (پدر جسمانی، پدری که بزرگ می‌کند و پدر واقعی که امیرالمؤمنین (ع) به عنوان نجات‌بخش بود)، در «به نام مادر» هم چند سطح «مادر» داریم: مادر زاینده، مادری که وطن است، و یک «مادر اصلی» (ام‌الحقایق) که همان حضرت صدیقه (س) است و به عنوان نجات‌بخش نهایی در بطن رمان عمل می‌کند.

بخش مهمی از زندگی حضرت زهرا (س)، به خصوص در خطبه فدکیه و دفاع از ولایت، یک «کنشگری اعتراضی» است. در ادبیات داستانی، اگر بخواهیم اینها را مستقیم بیان کنیم، اثر تبدیل به بیانیه می‌شود و از داستان‌بودن می‌افتد. به نظر شما چطور این «روحیه اعتراضی» و آن «ایستادگی در مرز قدرت و حقیقت» را در تار و پود رمان و در دلِ کُنشِ شخصیت‌ها می‌توان ایجاد کرد؟

باز هم پاسخ در «پرداخت غیرمستقیم» و از طریق «شخصیت‌های پیرامونی» است. اگر بخواهیم مستقیم بیاییم و خطبه را روایت کنیم، اثر شعاری می‌شود. اما می‌توانیم وجوهی از آن حقیقت را در آینه‌های شکسته شخصیت‌های دیگر نشان دهیم.

مثلاً کاری که آقای شاه‌آبادی در «اعترافات غلامان» انجام داد. ما در آن رمان، زندگی چند غلام را می‌خوانیم، اما زندگی هر کدام از این غلامان در نقطه‌ای با زندگی حضرت رضا (ع) تلاقی پیدا می‌کند و ما از خلال کنش‌های آن غلامان، وجهی از شخصیت امام (ع) را می‌بینیم. با خلق شخصیت‌های پیرامونی، حتی در دل تاریخ، می‌توان وجوه مستندی از زندگی معصوم (ع) را بدون شعارزدگی، در ساختار داستان به تصویر کشید.

در بحث فاطمیه، اغلب دوگانه «عاطفه و عقلانیت» و چالش «گذار از روایت سوگ به روایت آگاهی» مطرح می‌شود. رمان ذاتاً با عواطف و احساسات کار دارد. شما در «به نام مادر» چطور مراقب بودید که داستان در سطح «سوگ» و «مظلومیت» باقی نماند و بتواند آن «کارکرد معرفتی» و «روایت عدالت‌خواهی» را هم به دوش بکشد؟

این رمان بیش از آنکه با عواطف صِرف کار داشته باشد، نوشته شده تا «عقل» را به چالش بکشد. در نگاه ما، «مظلومیت» و «عدالت‌خواهی» دو روی یک سکه هستند. اساساً «مظلومیت» تشیع با «قیام» و «جهاد» آن در هم تنیده است.

آن مظلومیتی که صرفاً اشک‌آور باشد و به کنش نرسد، مد نظر ما نیست. این، «عدالت‌خواهی در عین مظلومیت» و «مظلومیت در عین عدالت‌خواهی» است. رمان تلاش می‌کند نشان دهد که همین مظلومیت، خود موتور محرکه‌ی آن «کارکرد معرفتی» و ظلم‌ستیزی است؛ نه چیزی در تقابل با آن.

رمان شما «به نام مادر» نام دارد و یکی از محورهایش حضرت زهرا (س) است. آیا در رمان شما، شخصیت‌های امروزی هم حضور دارند؟ اگر بله، می‌خواهم بدانم چطور آن «حافظه تاریخی عدالت‌خواهی شیعی» را از طریق داستان به زندگی امروز پیوند زدید؟ به عبارت دیگر، آن «مادر» تاریخی، چطور در «مادر» یا شخصیت‌های امروز رمان شما تکرار یا بازتعریف می‌شود؟

بله، اتفاقاً شخصیت‌های اصلی رمان «به نام مادر» کاملاً امروزی هستند. همان‌طور که عرض کردم، داستان حول محور همسر یک خلبان درگیر در ماجرای کودتای نوژه می‌گردد. حضرت زهرا (س) یک «پرده» و یک لایه‌ی اساسی از ماجرا هستند، اما کنش اصلی در زمان معاصر رخ می‌دهد.

پیوند دقیقاً از همین نقطه برقرار می‌شود: آن «مادر» تاریخی (حضرت زهرا) به عنوان «راه نجات» و پناهگاه نهایی برای «مادر» امروزی (همسر خلبان) و خانواده‌اش عمل می‌کند. آن حافظه‌ی تاریخی عدالت‌خواهی، به صورت یک «کرامت» زنده و پویا وارد زندگی امروز می‌شود و بحران معاصر شخصیت‌ها را حل می‌کند. به این ترتیب، آن الگوی تاریخی، در کنش شخصیت امروزی بازتعریف می‌شود.

بحث «زبان جهانی» فاطمیه برای گفت‌وگوی فرهنگ‌ها مطرح است. به نظر شما، «داستان» و «رمان» چقدر این ظرفیت را دارد که مفاهیمی مثل «رنج مقدس»، «کرامت زن» و «عدالت‌خواهی» در الگوی فاطمی را برای مخاطبی که شاید حتی مسلمان یا شیعه نباشد، قابل‌فهم و همدلی‌برانگیز کند؟ رمان شما این پتانسیل را هدف گرفته است؟

قطعاً. به باور من، «داستان» قدرتمندترین ابزار برای ترجمه‌ی مفاهیم فطری به زبان جهانی است. مفاهیمی مانند «عدالت‌خواهی»، «کرامت انسانی» و «ایستادگی در برابر ظلم» مفاهیمی نیستند که در انحصار یک مذهب باشند؛ اینها مفاهیم «انسانی» و جهانی‌اند. حضرت زهرا (س) کامل‌ترین مظهر و تجسم این مفاهیم در عالی‌ترین سطح خود هستند.

مخاطب غیرمسلمان شاید با جزئیات کلامی و تاریخی ما آشنا نباشد، اما «رنج» را می‌فهمد، «مادری» را درک می‌کند و «شجاعت» یک زن در برابر قدرت غاصب را تحسین می‌کند. رمان، برخلاف متون تاریخی یا کلامی، با «آرکتایپ‌ها» (کهن‌الگوها) کار می‌کند.

در رمان «به نام مادر»، ما با یک رنج امروزی و یک مادر معاصر طرفیم که برای نجات خانواده‌اش تلاش می‌کند. مخاطب جهانی با این زن امروزی همذات‌پنداری می‌کند. وقتی این زن امروزی، استقامت، الگو و راه نجات خود را در پناه بردن به آن «مادر» تاریخی (حضرت زهرا) می‌بیند، یک پل عاطفی و معرفتی زده می‌شود. رمان این پتانسیل را دارد که بدون ورود به جدل‌های اعتقادی، آن «روح فاطمی» را که همان روح «عدالت‌خواهی جهانی» و «کرامت زن» است، به مخاطب جهانی منتقل کند و با او همدلی برقرار سازد.

اخبار مرتبط

پاسخ دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
نام خود را بنویسید