امروز : پنج‌شنبه 20آذرماه 1404 | ساعت : 09 : 25

آخرین اخبار

ژنرال آمریکایی بر «همکاری نزدیک» با سوریه علیه داعش تأکید کرد

شفقنا - برد کوپر، رئیس فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا...

شیوع گسترده آنفلوآنزا در کشور؛ آیا هنوز هم می‌توانیم واکسن بزنیم؟ یک ویروس‌شناس پاسخ...

شفقنا- یک ویروس‌شناس بیمارستان مسیح دانشوری گفت: آمارها نشان می‌دهد...

اعلام حمایت کامل از آلونسو

شفقنا- ستاره انگلیسی رئال مادرید بعد از شکست برابر...

آشپزی ایتالیایی به فهرست میراث فرهنگی یونسکو اضافه شد

شفقنا - ایتالیا به عنوان اولین کشور جهان موفق...

واکنش آلونسو به شکست برابر سیتی

شفقنا- سرمربی رئال مادرید به شکست برابر منچستر سیتی...

پیش بینی یک اقتصاددان درباره قیمت دلار تا پایان سال/ کف قیمت دلار چه...

شفقنا- هومن مقراضی، کارشناس بازارهای مالی پیش‌بینی کرده است...

از رسانه ها/ اصلاح مهریه با ماشین‌حساب؟

شفقنا- روزنامه اعتماد نوشت:مصوبه اخير مجلس درباره محدودكردن مهريه،...

از رسانه ها/ « بحران چندبعدی آب»

شفقنا- روزنامه دنیای اقتصاد نوشت: در چالش آب اما،...

از رسانه ها/ «دو تجربه یکسان‌سازی نرخ ارز»

شفقنا- روزنامه آرمان ملی نوشت:نکته کلیدی اقتصاد ایران حداقل...

ترامپ: فساد در اوکراین «بسیار گسترده» است و عدم برگزاری انتخابات، دموکراسی این کشور...

شفقنا- دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، شامگاه چهارشنبه بار دیگر...

نخست‌وزیر بلژیک: توقیف دارایی‌های روسیه، «سرقت» است

شفقنا– بارت دی وِرو، نخست‌وزیر بلژیک با انتقاد شدید...

تحول در بازار مواد مخدر افغانستان:از کشت تریاک تا تولید مواد مخدر صنعتی؛چرایی سقوط کشاورزان در دام بحران و راه‌های خروج از چرخهٔ فقر و اعتیاد/گزارش شفقنا افغانستان

شفقنا افغانستان- در افغانستان یک پیروزی در حال رقم خوردن است اما این پیروزی نفس‌هایی آرام نمی‌آورد بلکه نفس‌هایی را متوقف می‌کند. مزارع خشخاش که روزگاری تا افق کشیده می‌شدند و برگ‌های نقره‌ای‌شان در باد هلمند می‌درخشیدند، امروز جای خود را به سکوتی سنگین داده‌اند؛ سکوتی که نه از آرامش بلکه از نابودیِ برنامه‌ریزی‌شده سرچشمه می‌گیرد. دیگر آن روزهایی را نداریم که کشاورزان در سحرگاهان سرد زمستان با چاقوهای کوچک لطمه‌های ظریفی به کپسول‌های سبز بزنند تا شیرهٔ سفیدِ تریاک مثل اشکی گران‌بها از آن برش‌ها بیرون جاری شود. امروز دیگر شیره جاری نیست اما جای آن مایعات شفاف و بی‌رنگی در لوله‌آزمایش‌های پلاستیکی جای گرفته‌اند؛ مایعاتی که در آزمایشگاه‌هایی پنهان در گوشه‌های تاریک انبارهای شهری یا در پشت دیوارهای خشتی روستاها با ترکیب شیمیایی‌هایی با نام‌هایی چون «فنیل‌استون» و «افسیدون» به متامفتامین تبدیل می‌شوند. همان ماده‌ای که امروز نه فقط به اروپا و روسیه صادر می‌شود بلکه در خیابان‌های کابل به قیمت یک نان در دستان جوانان بیکار گذاشته می‌شود.

به گزارش شفقنا افغانستان؛ کاهش ۹۵ درصدی کشت خشخاش پدیده‌ای واقعی است؛ یک دستاورد آماری که در گزارش‌های سازمان ملل تأیید شده و توسط مقامات افغانستان به‌عنوان «بازگشت به ارزش‌های اسلامی» ستوده می‌شود. اما این دستاورد در واقع تنها لایه‌ای از یک تحول عمیق‌تر است، تحولی که در آن کنترل بازار مواد مخدر از دست صدها هزار کشاورزِ فقیرِ روستایی به چنگ تعداد معدودی شیمیدانِ خانگی، تاجرِ قاچاق و گروه‌های مسلحِ بی‌پاسخگو گذشته است و این جابجایی قدرت قیمتی انسانی دارد: خانوارهایی که دیگر نه تریاک می‌کارند و نه گندم؛ نه درآمد دارند و نه امید؛ نه به طالبان اعتماد می‌کنند و نه به خودشان. آن‌ها در سکوت در حال سقوط به حاشیهٔ جغرافیایی و وجودی هستند و این سقوط ساکت‌تر از هر جنگی است اما مخرب‌تر از بسیاری از آن‌ها. زیرا جنگ مردم را می‌کشد؛ اما فقرِ برنامه‌ریزی‌نشده آن‌ها را زندگی می‌دهد. زندگی‌ای بی‌فردا، بی‌عزت و بی‌امید. حالا در این لحظهٔ تاریخی سؤال اصلی این نیست که «آیا کشت خشخاش متوقف شده؟» بلکه این است که: آیا ما در تعقیبِ یک ممنوعیت ایدئولوژیک داشتیم یک اقتصاد غیررسمیِ فاجعه‌بار را با یک صنعت سایه‌ایِ خطرناک‌تر جایگزین می‌کردیم؟ و مهم‌تر از همه: آیا کسی برای آن کشاورزی که امروز در هلمند در سایهٔ یک دیوار خراب به یاد روزهایی می‌افتد که «گناه» او حداقل گرسنگی فرزندانش را سیر می‌کرد، برنامه‌ای غیر از فراموشی دارد؟

یک انقلاب آرام یا فاجعه‌ای کنترل‌نشده؟
افغانستان پس از دو دهه رکوردشکنی در تولید تریاک و به‌عنوان تأمین‌کنندهٔ بیش از ۸۰ درصد هروئین جهان در سال‌های اخیر شاهد تغییر بنیادینی در ساختار بازار مواد مخدر خود است. این تحول در ظاهر «پیروزی» محسوب می‌شود. کشت خشخاش به‌طور چشمگیری کاهش یافته، سطح تولید تریاک به پایین‌ترین حد ۲۰ سال اخیر رسیده و طالبان این را به‌عنوان یکی از معدود موفقیت‌های سیاستی خود معرفی می‌کند. اما واقعیت زمینه‌ای پیچیده‌تر است. کاهش کشت به‌معنای نابودی تقاضا یا تقاضای جهانی نیست؛ بلکه باعث شده بازار از مسیری سنتی، محلی و کشاورز-محور به سوی شبکه‌های غیرمتمرکز، شبه‌صنعتی و بسیار پیچیده‌تر حرکت کند. جایی که کنترل دیگر در دست کشاورز نیست بلکه در چنگ گروه‌های مسلح، شیمیدانان خانگی و شبکه‌های ترانزیت بین‌المللی قرار گرفته است. این تحول همراه با فاجعه‌ای انسانی در حوزهٔ کشاورزی است. صدها هزار خانوار کشاورز که سال‌ها به‌صورت سیستماتیک و تحت نظارت نهادهای بین‌المللی به کشت خشخاش وابسته بودند امروز در آستانهٔ فقر مطلق، بی‌ثباتی اجتماعی و جنایت اقتصادی قرار دارند.

نگرانی مقام ایرانی از افزایش 87 درصدی تولید مواد مخدر در افغانستان - خبرگزاری اطلس

کاهش کشت تریاک: آمار، واقعیت و محدودیت‌های یک «موفقیت» سطحی
طبق آخرین گزارش سالانهٔ دفتر سازمان ملل دربارهٔ مواد مخدر (UNODC، اکتبر ۲۰۲۴) مساحت زیر کشت خشخاش در افغانستان در سال ۲۰۲۴ به ۱۰,۷۰۰ هکتار رسید رقمی که در مقایسه با ۲۳۳,۰۰۰ هکتار در سال ۲۰۲۲ کاهشی شگفت‌انگیز به میزان بیش از ۹۵ درصد را نشان می‌دهد. این کاهش بزرگ‌ترین سقوط یک‌جا در تاریخ جهانی مواد مخدر است.

این کاهش عمدتاً نتیجهٔ ممنوعیت مطلق کشت و برداشت خشخاش توسط مقامات طالبان در آوریل ۲۰۲۲ است. اجرای این ممنوعیت ابتدا با تهدید مذهبی (صدور فتوای «حرمت کشت خشخاش») سپس با حضور فیزیکی گروه‌های نظارتی (شامل نیروهای محلی و نمایندگان ولایتی) و در نهایت با تخریب مزارع (گاه با استفاده از ماشین‌آلات سنگین) همراه بود. در بسیاری از مناطق به‌ویژه هلمند، قندهار و ننگرهار مزارع خشخاش به‌صورت گسترده نابود شدند.

ممنوعیت کشت مواد مخدر در افغانستان؛ پیامدها و توصیه‌ها

اما این «موفقیت» دو محدودیت بزرگ دارد:
اول کاهش کشت لزوماً به معنای کاهش تولید یا مصرف مواد مخدر نیست.
دوم این کاهش بدون برنامهٔ جایگزین‌یابی پایدار برای کشاورزان صورت گرفته است یعنی یک سیاست «از بالا به پایین» که هزینهٔ آن را مستقیماً خانوارهای روستایی می‌پردازند.

گذار به مواد مخدر صنعتی: ظهور یک صنعت سایه‌ای پیچیده
در حالی که تولید تریاک سنتی سقوط کرد گزارش‌های امنیتی و تحلیلی (از جمله اطلاعات INTERPOL و گزارش‌های داخلی مبارزه با مواد مخدر افغانستان) حاکی از رشد انفجاری مواد مخدر مصنوعی در سطح کشور هستند. مهم‌ترین این مواد متامفتامین (شیشه) و ترامادول (داروی مسکن مصرف‌شده به‌عنوان مخدر تفریحی) هستند؛ و در سال‌های اخیر تولید فنتانیل و مشتقات آن نیز در برخی نقاط گزارش شده است.

هشدار اتحادیه اروپا: افغانستان در حال تبدیل شدن به تولید کننده عمده مخدر 'شیشه' است - BBC News فارسی

ویژگی‌های کلیدی این تحول:

مقیاس کوچک ولی پراکنده: تولید دیگر در مزارع گسترده نیست بلکه در «آزمایشگاه‌های خانگی»، انبارهای متروکه یا حتی اتوبوس‌های مسافری تجهیزشده صورت می‌گیرد. این ویژگی پایش و مهار آن را برای نیروهای نظارتی بسیار دشوار کرده است.
وابستگی به واردات مواد اولیه: پیش‌سازهای شیمیایی (مانند فنیل‌استون، افسیدون و اسیدهای قوی) عمدتاً از طریق مرزهای غیررسمی از پاکستان، ایران و ترکمنستان وارد می‌شوند. تجارت این مواد به‌طور فزاینده‌ای در دست شبکه‌های ترکیبی قرار گرفته که هم در تجارت داروهای قاچاق فعالیت دارند و هم در تولید مخدر.
افزایش مصرف داخلی: برخلاف تریاک که عمدتاً صادراتی بود، مواد مصنوعی بسیاری در داخل افغانستان مصرف می‌شوند. گزارش‌های سلامت عمومی نشان می‌دهد که مصرف متامفتامین در شهرهای بزرگ مانند کابل، هرات و مزارشریف در سه سال گذشته بیش از ۳۰۰ درصد افزایش یافته است، به‌ویژه در میان جوانان بیکار و نیروهای امنیتی سابق.
درآمد بالاتر و ریسک پایین‌تر؟: برای تولیدکنندگان، مواد مصنوعی جذاب‌تر هستند: تولید یک کیلوگرم متامفتامین در مقایسه با تولید معادل آن از هروئین هزینهٔ کمتری دارد و حمل آن راحت‌تر است (حجم کمتر، شناسایی سخت‌تر). این امر انگیزهٔ قوی‌ای برای انتقال سرمایه و نیروی کار از بخش کشاورزی به شبکه‌های سایه‌ای ایجاد کرده است.

تولیدکنندگان مواد مخدر صنعتی در افغانستان در تلاش برای تولید در ایران هستند - ایسنا
کشاورزان در چرخهٔ بحران: از وابستگی اقتصادی به سقوط اجتماعی
کاهش کشت خشخاش برای کشاورزان افغانستان به‌معنای «آزادی از مخدر» نبوده بلکه به‌معنای جایگزینی یک وابستگی با بحرانی عمیق‌تر است. تحلیل وضعیت آنان را می‌توان در سه لایه بررسی کرد:

1- از دست دادن درآمد پایدار و جایگزینی ناکافی
کشت خشخاش علی‌رغم ماهیت غیرقانونی‌اش برای بسیاری از خانوارهای روستایی تنها منبع درآمد قابل پیش‌بینی محسوب می‌شد. به‌ویژه در مناطق خشک و کم‌آب که کشت گندم یا جو چالش‌برانگیز است. با ممنوعیت کشت درآمد این خانوارها به‌طور متوسط ۶۰ تا ۸۰ درصد کاهش یافته است. برنامه‌های جایگزین‌یابی مانند توزیع بذر گندم یا حمایت از کشت زعفران همچنان بسیار محدود گاه ناهمگون و بدون زیرساخت بازار هستند. بسیاری از کشاورزان گزارش داده‌اند که پس از سه فصل بدون درآمد مجبور به فروش دارایی‌های بنیادی مثل (گاو، زمین یا اثاثیه) شده‌اند.

2- جریان بازگشت نیروی کار به شهرها و حاشیه‌نشینی
مهاجرت گستردهٔ کشاورزان و جوانان روستایی به شهرهای بزرگ به ویژه (کابل و جلال‌آباد) در سال‌های ۲۰۲۳–۲۰۲۵ فشار بی‌سابقه‌ای بر زیرساخت‌های شهری وارد کرده است. این افراد که مهارت‌های شهری محدودی دارند عمدتاً در بخش غیررسمی مشغول می‌شوند. از کارهای روزمزه گرفته تا فعالیت در شبکه‌های توزیع مواد مخدر. برخی گزارش‌ها حاکی از آنند که بیش از ۴۰ درصد فروشندگان خیابانی متامفتامین در کابل پیشینهٔ کشاورزی دارند.

3- از دست رفتن سرمایهٔ اجتماعی و اعتماد به نهادها
کشاورزان پس از سال‌ها تعامل با برنامه‌های بین‌المللی (مانند پروژه‌های جایگزین‌یابی USAID یا UNDP) به‌تدریج به سیستم نهادی حتی ناقص عادت کرده بودند. قطع ناگهانی این تعاملات (پس از اوت ۲۰۲۱) و اجرای ممنوعیت بدون همراهی اقتصادی منجر به از دست رفتن اعتماد عمیق به هرگونه خطاب رسمی شده است. امروز بسیاری از کشاورزان به برنامه‌های آیندهٔ دولتی به‌صورت کاملاً بدبینانه نگاه می‌کنند حتی اگر آن برنامه‌ها جدی و منصفانه باشند.

چالش‌های سیاستی: میان ایدئولوژی، اقتصاد و واقعیت زمینه‌ای
مقامات افغانستان از ممنوعیت کشت خشخاش به‌عنوان یک اقدام «شریعتی و اخلاقی» دفاع می‌کنند. اما سه چالش بنیادین اجرای بلندمدت و پایدار این سیاست را تهدید می‌کند:

چالش اقتصادی: بدون ایجاد جایگزین‌های درآمدزای واقعی برای کشاورزان ممنوعیت تنها فشار را به شبکه‌های غیررسمی منتقل می‌کند نه اینکه آن را از بین ببرد. تجربهٔ جهانی (مثلاً در مکزیک یا میانمار) نشان می‌دهد که ممنوعیت‌های یک‌جانبه بدون برنامهٔ توسعهٔ روستایی در بلندمدت شکست می‌خورند.
چالش امنیتی: شبکه‌های تولید مواد مصنوعی اغلب با گروه‌های مخالف (مانند داعش-خراسان) و یا عناصر جداشده از طالبان همکاری دارند. این شبکه‌ها نه‌تنها ثبات داخلی را تهدید می‌کنند بلکه می‌توانند به‌عنوان منبع تأمین مالی برای فعالیت‌های تروریستی عمل کنند.
چالش بین‌المللی: جامعهٔ جهانی علی‌رغم استقبال از کاهش کشت همچنان نگران افزایش مواد مصنوعی است. بانک جهانی و سازمان‌های کمکی تمایل دارند به برنامه‌های توسعهٔ روستایی کمک کنند اما بدون شناخته‌شدن رسمی دولت و وجود تحریم‌های مالی مسیر انتقال کمک‌ها بسیار پیچیده و غیرشفاف است.

در میان امید و لبهٔ سقوط
افغانستان در نقطهٔ عطفی است؛ کاهش کشت تریاک فرصتی تاریخی برای خروج از چرخهٔ چهل‌سالهٔ اقتصاد مخدر فراهم کرده است. اما این فرصت در حال زوال است، چرا که جای این اقتصاد را یک صنعت سایه‌ای خطرناک‌تر و کم‌قابل‌کنترل‌تر گرفته است.
کشاورزان که همواره در لایهٔ پایین‌ترین مخاطران و بالاترین متحمل‌کنندگان این بحران بوده‌اند امروز نه تنها قربانی سیاست‌های گذشته هستند بلکه بازوی اصلی احتمالی بازگشت به چرخهٔ قدیم محسوب می‌شوند مگر اینکه فوراً و به‌صورت جدی به آن‌ها به‌عنوان شهروندانی با حق به زندگی شایسته نگاه شود نه به‌عنوان «عامل خطا» در یک مسئلهٔ امنیتی.

در نهایت موفقیت پایدار در مبارزه با مواد مخدر در افغانستان به یک معادلهٔ ساده برمی‌گردد:
هر گرم مواد مخدر کمتر تولید شده باید معادل آن یک کیلو امید واقعی در قالب شغل، عدالت و آینده به خانوارهای روستایی داده شود.
در غیر این صورت تاریخ نشان داده است که طبیعت جای خالی را پر می‌کند و آن جای خالی اغلب خطرناک‌تر از آنچه جایگزین شده است.

اخبار مرتبط

پاسخ دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
نام خود را بنویسید