امروز : جمعه 14آذرماه 1404 | ساعت : 07 : 07

آخرین اخبار

جوزف عون:«هدف از مذاکرات مستقیم با اسرائیل دوری از وقوع جنگی دیگر است»

شفقنا-«جوزف عون»، رئیس جمهور لبنان امروز پنجشنبه گفت: اولین...

رییس جمهور: اگر نیت خدمت به مردم را نداشتم، یک روز هم در این...

شفقنا- رئیس جمهور با انتقاد از برخی رفتارهای اداری...

غذاهای فرآوری شده چه تاثیری بر سلامت روانی کودکان دارد؟

شفقنا-کودکان در سراسر جهان به طور فزاینده‌ای غذاهای فرآوری...

افزایش دمای هوا در خاورمیانه و شمال آفریقا بیش از دو برابر میانگین جهانی

شفقنا- سازمان جهانی هواشناسی وابسته به سازمان ملل متحد...

آیا خوردن گوشت قرمز بر طول عمر تأثیر می‌گذارد؟

شفقنا- پژوهش‌های علمی جدید نشان می‌ دهند که گوشت...

۵ ماده غذایی که پوست را جوان و شاداب می‌کند

شفقنا- یک مطالعه بین‌المللی نشان داده است که افزایش...

یک گزارش: هشدار مکرون به زلنسکی درباره خیانت آمریکا

شفقنا- بنا به گزارش‌ها، مکرون به زلنسکی هشدار داده...

وزیر علوم: حکمرانی آموزش عالی نیازمند سیاست گذاری واحد است

شفقنا- وزیر علوم، تحقیقات و فناوری تاکید کرد: ما...

«اقتصادِ آوار»؛ مردم غزه چگونه امرار معاش می‌کنند؟

شفقنا- العربی الجدید نوشت: غزه با گسترش ویرانی‌های ناشی...

ایران: تحریم‌های یک‌جانبه، ظالمانه و فراسرزمینی باید پایان یابند

شفقنا- نمایندگی ایران در سازمان ملل در نیویورک خواستار...

وزیر خزانه‌داری آمریکا: نیویورک تایمز دیگر روزنامه‌ای معتبر نیست

شفقنا - اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، با متهم‌کردن...

حکیم: عراق در برابر فرصت تاریخی بازسازی قرار دارد

شفقنا- سید عمار حکیم، رهبر جریان حکمت ملی عراق،...

نظرسنجی: یک چهارم اسرائیلی‌ها به مهاجرت فکر می‌کنند

شفقنا- مطالعه‌ای که موسسه دموکراسی اسرائیل انجام داده، نشان...

رویکرد ها باید تغییر کند/ حوزه‌ کنونی به سیکل معیوب تبدیل شده است/ با تغییر مکاسب و کتب کنونی حوزه فهم طلاب از متون قدیم را از بین می بریم/ عدم دخالت نهادهای قدرت امتیاز بزرگ حوزه‌ علمیه‌ نجف است؛ صانعی در گفت وگو با شفقنا- بخش پایانی + ویدئو

شفقنا- استاد حوزه علمیه می گوید: در حوزه‌های علمیه تا زمانی‌که ملاک تقوا نباشد و امور در دست خود حوزویان قرار نگیرد، بلکه بیرون از حوزه برای آن برنامه‌ریزی شود، اوضاع تغییر نخواهد کرد. وی درباره شیوه آموزش در حوزه علمیه نجف اشرف می گوید: «عدم دخالت نهادهای قدرت در حوزه‌ی علمیه‌ی نجف، یک امتیاز بزرگ به شمار می‌رود و مرجعیت در حوزه، دخالت دارد و شامل تمام سطوح مراجع است. مراجع با همکاری هم، حوزه را اداره می‌کنند؛ نهادهای قدرت و نهادهای امنیتی و تنبیهات خارج از حوزه در آن راه ندارد.»

بخش اول: همچنان درگیر ترویج یک «فقه مدرسه‌ای» هستیم

بخش دوم گفت وگوی خبرنگار شفقنا با حجت الاسلام والمسلمین فخرالدین صانعی و استاد حوزه علمیه با موضوع «ضرورت بازنگری در رساله های عملیه» و «نظام آموزشی حوزه های علمیه» تقدیم مخاطبان می گردد:

بحث دیگر، نوشتن رساله مستقل، مخصوصاً برای کسانی است که به‌تازگی به مذهب تشیع مشرف یا مسلمان شده‌اند. آیا شما با این کار موافقید؟

این‌ها مشکل‌گشا نیست. نمی‌توان با نوشتن رساله جداگانه، کسی را به اسلام جذب کرد؛ به‌ویژه اگر خدای‌ناکرده در آن کتاب یا رساله یک دین و نحله غیرعقلانی و خرافی عرضه شود. متأسفانه بسیاری از محافل و مجالس امروزی ما به‌سوی خرافات گرایش یافته‌اند و ذائقه مردم را تغییر داده‌اند. اگر در قالب یک رساله، به این موضوعات خرافی میدان بدهیم، زیانش بیش از سود آن خواهد بود. رویکردها باید تغییر کند، چرا که در غیر این صورت، مردم مطابق فطرت‌شان خودشان به دنبال حق می‌روند و آن را پیدا می‌کنند. اگر مطلبی با فطرت سازگار نباشد، نوشتن ده‌ها رساله نیز مشکلی را حل نخواهد کرد.

امروزه در حوزه‌های علمیه چه کار علمی تازه‌ای ارائه داده‌ایم؟ بعد از مرحوم سید، صاحب عروه الوثقی، اوج کار فقهی، مستمسک العروه الوثقی از مرحوم آقای حکیم بود که در نجف تألیف شد. البته ایشان کار بزرگی کرده و اثرش تا امروز هم مورد عنایت و استفاده است، اما باید دید وجهه همت بزرگان پیشین چه بود و به چه افق‌هایی می‌نگریستند. اکنون اگر تولیدات علمی حوزه را با مستمسک مقایسه کنید، می‌بینید جز یک دوره که با آثار حضرت امام و مرحوم آقای خوئی در جایگاه‌های متفاوت ادامه یافت، حوزه پس از انقلاب و در پنجاه سال گذشته، اثر فقهی چشمگیری عرضه نکرده است.

اگر هم اثر شاخصی ارائه شده، محصول حوزه پیشین بوده است. در عوض، همایش‌های مختلف، نشست‌های گوناگون و عناوینی چون «فقه معاصر» شکل گرفته‌اند، اما هیچ‌یک گرهی از کار نگشودند. اساتیدی که امروزه فقه معاصر تدریس می‌کنند، به توضیح درباره ماهیت آن می‌پردازند نه تولید تازه‌ای. خروجی این فقه چیست؟ متأسفانه نتیجه‌ی برخی از این مباحث، احکام منفی مانند بطلان رمزارز و نفی مالیت آن است.

در حقوق کودک نیز مثلاً کتابهایی چاپ می‌کنند، در حالی‌که برخی از حقوقدانان که در تهران با آن‌ها گفت‌وگو می‌کردم معتقد بودند «ننوشتن» این آثار بهتر از «تولید» آن است! در حالی که خود متولیان، آن را نقطه‌ عطفی برای حوزه می‌دانند. باید نتیجه و خروجی کار را در نظر گرفت؛ تا رویکردها تغییر نکند، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.

تا زمانیکه امور حوزه در دست خود حوزویان قرار نگیرد اوضاع تغییر نخواهد کرد

در حوزه‌های علمیه نیز تا زمانی‌که ملاک تقوا نباشد و امور در دست خود حوزویان قرار نگیرد، بلکه بیرون از حوزه برای آن برنامه‌ریزی شود، اوضاع تغییر نخواهد کرد. اگر در جلسات خصوصی علما و بزرگان بنشینید، سخنانی درباره وضعیت حوزه می‌شنوید که مایه یأس است. با این حال، بسیاری از آن مسائل گفته نمی‌شود تا موجب تضییق نشود، اما واقعیت این است که بسیاری از بزرگان، با شیوه‌های موجود مخالف‌اند.

برای نمونه، برخی نهادهای حوزوی که به نام ذکر نمی‌کنم، با قوه‌ی قهریه پیش می‌روند؛ یعنی کسی حق ندارد رفتاری چنین و چنان داشته باشد و اگر داشته باشد، به زندان منتقل می‌شود. این روش، شیوه‌ی درستی برای اداره‌ی حوزه نیست.

نسل جوان ما چقدر می‌تواند از مطالب رساله‌ها استفاده کند؟ فهمی که نسل امروز دارد با نسل گذشته تفاوت بسیاری دارد. این رساله برای فهم نسل امروزی باید چه تغییراتی پیدا کند؟ و اساساً اگر جوان مشکلی پیدا ‌کند، آیا با مراجعه به رساله می‌تواند پاسخ خود را بگیرد و یا شبهه اضافه‌تری برایش ایجاد نشود؟

باید آقایانی که رساله می‌نویسند، به مسئله موضوع‌شناسی پدیده‌های مختلف، توجه و تفتن بیشتر داشته باشند و موضوعات جدید مثل ترید، بازارهای هرمی و بیت‌کوین و مانند آن را که نسل امروزی برای آنکه سریع‌تر به منافع آنها برسد، مورد توجه قرار می‌دهد، یا هوش مصنوعی را (اگر به حوزه مربوط باشد) مطرح کنند. یک وقتی جلسه‌ای درباره هوش مصنوعی برگزار شده بود که شرکت‌کنندگانش کمتر از هفتاد سال نداشتند و درباره هوش مصنوعی بحث و گفتگو می‌کردند. روشن است که دغدغه آنان نیز همین است، بلکه دغدغه خیلی از افراد جامعه، ولی باید با استفاده از جوانان، موضوع‌شناسی صورت گیرد و هیچ منافاتی با رساله‌نویسی ندارد. هیچ انسان عاقلی شک و شبهه ندارد که برای ارتباط با مخاطب باید با زبانش مرتبط شد، اما آنچه که امروزه به مخاطب ارائه می‌شود، مورد قبول او و مطابق خواسته او نیز هست یا نه؟ تشخیص این امر به فهم اجتماعی بازمی‌گردد.

ساختار آموزشی حوزه‌های علمیه و ارتباط‌گیری با متون گذشته

در بحث آموزش، ارزیابی شما از آموزش در حوزه، هم از لحاظ ساختار آموزشی و هم از لحاظ کتاب‌های آموزشی چیست؟

لزوم تغییر در رویّـه آموزشی حوزه و چگونگی آن از مباحث مفصل است. در ایام حیات والد استاد وقتی که ایشان درس خارج مکاسب می‌گفتند و به کتاب مکاسب شیخ مراجعه می‌کردند، گاهی نیز بخشی از حواشی کسانی را که این کتاب را شرح و توضیح داده‌اند، ملاحظه می‌کردند، می‌فرمودند که مباحث مشکلی در کتاب وجود دارد که بدون حاشیه‌های بزرگان – آن هم در حد اجتهادی نه در سطح طلبه مبتدی – فهمش برای افراد مشکل است. در حال حاضر، بنده نیز وقتی به مباحث مکاسب مراجعه می‌کنم، با خود می‌گویم وقتی تازه وارد حوزه شده بودم، چطور این مباحث را می‌فهمیدم یا مسائل کفایه را چطور فهم می‌کردم و چه تحلیل و درکی از آن‌ها داشتم؟ شاید برای بسیاری دیگر هم این سؤال مطرح شود که بعد از سال‌ها ممارست، عبارات را مقداری درک می‌کنیم، پس در سال‌های ابتدایی حوزه چقدر می‌فهمیدیم؟ میزان سنجشی هم نیست که بتوان این میزان را تشخیص داد.

مهم این است که در بحث علمی، وقتی تازه ورود می‌کنیم، چه چیزی برداشت و یافته ماست که اجماعی هم باشد؟ مسلّماً تغییر در این زمینه، در کنار بایستگی مطالعه کتب قدیم، اهمیت دارد. اشکال می‌شود که کتاب‌های قدیم مثل مکاسب قابل تدریس نیست یا در حد فهم طلاب نیست. بحث این نیست که امروزه اگر یک طلبه بیست‌ساله مکاسب می‌خواند، باید به اندازه یک طلبه پنجاه‌ساله بفهمد. طلبه مبتدی با خواندن متونی مثل مکاسب و کفایه آشنایی پیدا می‌کند تا بتواند با متون فقهی قدیم ارتباط پیدا کند، و اگر کتاب‌های کنونی را تغییر دادیم و مکاسب را به‌صورت جدید عرضه کردیم، امکان ارتباط‌گیری و فهم مطلب از متون قدیم را که نوعی تمرین تدریجی نیز هست، از بین ‌بردیم. تدریس این کتاب‌ها برای طلاب درست مانند دانش‌آموزی است که از ابتدا با الفبا شروع می‌کند و املا می‌نویسد و مشق شب انجام می‌دهد تا به‌تدریج در ذهنش ملکه می‌شود و متون سنگین را هم می‌تواند بخواند.

ما در دوران دبیرستان شعرهایی از حافظ، سعدی و فردوسی می‌خواندیم تا بتوانیم ارتباط با ادبیات قدیم را حفظ کنیم. بنابراین، تعبیه متون گذشتگان به‌عنوان متون درسی اگر به کلی کنار گذاشته شود، ارتباط با علوم و کتب قدیم به‌طور کلی از بین می‌رود و فهم مطلب از کتاب‌های بزرگانی چون شیخ طوسی را از دست می‌دهیم. از همین‌رو، یکی از مشکلات عرب‌های امروزه، جدایی از متون قدیم است. آیا می‌دانید که باید برای طلاب عرب‌زبان هم، کلاس ادبیات برگزار شود تا متون عربی مثل قرآن، احادیث و کتاب‌های مربوط به بحث‌های مذهبی را متوجه شوند؟ این گروه، از ادبیات خودشان جدا شده‌اند.

در یک سالی که با والد استاد به حج مشرف شده بودیم، خود علمای عرب این خطر را احساس کرده بودند و می‌گفتند فرزندان ما از قرآن، احادیث و کتاب‌های مذهبی بیگانه‌اند؛ چون با ادبیات قدیم نوشته شده و فرزندان ما با آن قطع ارتباط کرده‌اند. به نظرم این یک خطر بزرگ است که وجود دارد. مثلاً من اگر وارد بحث عقد فضولی می‌شوم، باید بالاجمال با آن آشنا باشم تا به‌تدریج باعث ایجاد سؤال در ذهنم شود و به دنبال جواب بروم تا در ذهن من – که قصد اجتهاد دارم – قابل استفاده باشد. اما این مسئله، مشروط به ارتباط با کتب قدیم است و اگر ادبیات جدید از ادبیات قدیم گسسته شود، در آینده با اینکه مطالب و محفوظاتی در اختیار دارم که در جان من رسوخ کرده، اما وقتی به کتب قدیم مراجعه می‌کنم، با آنها نمی‌توانم ارتباط برقرار ‌کنم و اگر مثلاً بخواهم کتاب ابن جنید یا شیخ یا علامه را بخوانم، ادبیاتش برایم غیرمأنوس است. برای خودم هم پیش آمده که حواشی کتب قدیم را می‌خوانده‌ام، برخی از عباراتش دشوار بوده و شاید برای بسیاری از فضلا هم این مشکل رخ داده باشد و اگر توضیح آن را در جای دیگر نیابیم، مقصودشان را اصلاً متوجه نمی‌شویم. این است که توجه مسئله گسست، اهمیت بسیاری دارد.

یکی از مسائلی که امروز هم مطرح می‌شود، انتخاب استاد برای طلاب است. به نظر شما میزان آزادی طلاب در انتخاب استاد، باید تا چه اندازه باشد؟ باید انتخاب استاد آزادانه باشد یا زیر نظر برنامه آموزشی حوزه؟

همه اینها به انگیزه ورود شخصی افراد به حوزه، برمی‌گردد. متأسفانه چون انگیزه از بین رفته، مدام هم راهکار ارائه داده می‌شود. وگرنه اگر طلبه‌ای با انگیزه الهی وارد حوزه شده باشد، همه این مسائل قابل حل است؛ یعنی چه تحت برنامه باشد و چه آزاد، درس را خوب می‌خواند. اما اگر انگیزه نداشته باشد و حوزه را صرفاً سکوی ترقی برای اهداف دیگری مثل گزینش برای فلان نهاد، یا قضاوت، یا وکالت و یا نمایندگی‌های مختص طلاب بداند، هرچه تلاش شود، باز هم ملا و باسواد نخواهد ‌شد؛ در حالی‌که مشکل ما «ملا شدن» است وگرنه نمره‌ بالا گرفتن از یک‌سری محفوظات، هیچ ارتباطی به ملا شدن و انگیزه حوزوی ندارد.

در دوره‌های گذشته، وقتی که والد استاد امتحان می‌گرفتند، بر طلاب آسان می‌گرفتند و می‌فرمودند: من نباید یک طلبه را با مشکلاتی که دارد، با خود مقایسه کنم که سال‌ها تدریس می‌کنم. همین که ببینم در مسیر درس‌خواندن قرار دارد، به او نمره قبولی می‌دهم. حتی دوستانی از مدرسه «حقانی» نقل می‌کنند که وقتی برای امتحان می‌رفتیم، از ایشان می‌پرسیدیم مراد از این سؤال چیست؟ حتی ایشان در جواب هم به ما کمک می‌داد و می‌گفت: من می‌دانم شما در تحصیل کوشا هستید اما امروز، این مطلب را فراموش کرده‌اید. همین مقدار که طلبه در مسیر درست طلبگی قرار داشته باشد، کفایت می‌کند و مسلّماً حافظه انسان هم محدودیت دارد.

با این وضعیت، ملا و باسواد شدن امکان ندارد

اما اگر طلبه‌ای قصد درس‌خواندن نداشته باشد، هرچه تلاش کنند، به درس خواندن وادار نمی‌شود. آیا کسانی که در مدارس حضور دارند، واقعاً درس می‌خوانند؟ مدرسه ملاک نیست، بلکه انگیزه، تشویق و ارزش‌گذاری‌ها تعیین‌کننده است. وقتی که ملاک ارزش‌گذاری غیر از علم شد، عوارض فعلی را هم به دنبال دارد و مراکز مسئول حوزوی را وادار می‌سازد که هر روز نقشه‌ای و برنامه‌ای بریزند و راهی بیندیشند که طلاب درس بخوانند، آن‌هم که با این وضعیت، ملا و باسواد شدن امکان ندارد، بلکه فقط در سر کلاس حضور پیدا می‌کنند و نمی‌دانند کتاب فقهی می‌خوانند یا اصولی! بنابراین، اگر انگیزه در کار نباشد و ملاک ارزش‌گذاری علم و تقوا نباشد، بلکه اموری غیرحوزوی و غیرمرتبط با هویت حوزه ملاک شود، همه این برنامه‌ریزی‌ها به حفظ طلاب در همین سطح معطوف می‌شود و باعث نگرانی همگان از سقوط سطح علمی حوزه می‌گردد. این وضعیت کنونی حوزه است؛ چه به زبان بیاید، چه به زبان آورده نشود، واقعیت را نمی‌توان عوض کرد.

در گذشته، ارزیابی طلاب به وسیله استاد انجام می‌شد، ولی الآن مانند دانشگاه آزمون‌های متعددی برگزار می‌شود. آیا این روند مطلوب است و ارزیابی مدنظر را محقق می‌کند یا باید به سیستم گذشته بازگردد و ارزیابی را به دست استاد بدهند؟

ارزیابی مسلّماً باید در دست اساتید باشد، اما به چه جهت؟ اگر ارزیابی از طلبه برای بانک اطلاعات باشد، مطلوب است، ولی این امتحانات می‌خواهد چه چیزی را ثابت کند؟ اگر هدف، تعیین سطح علمی حوزه است، مشخص است. اگر با طلاب و اساتید امروزی ممارست داشته باشید، می‌توانید سطح علمی حوزه را بفهمید.

چه آزمون به دست استاد باشد، چه به‌صورت متمرکز برگزار شود، تا انگیزه‌هایی که در گذشته، طلاب را به حوزه راغب می‌کرد، وجود نداشته باشد، تغییری رخ نمی‌دهد. در گذشته اصلاً مسائل مالی و استخدامی مطرح نبود؛ انگیزه ورود به حوزه‌ها صرفاً تهذیب نفس، یادگیری و اشاعه علوم آل‌محمد(ص) و مفید بودن برای جامعه بود. گذشته از این، در مثلاً صد سال قبل، تضییقاتی هم از طرف حکومت‌ها بر طلاب روا داشته می‌شد. درست است که در زمان‌هایی حکومت‌ها با حوزه‌ها همراه بودند، ولی در دوره‌هایی نیز فشارهایی برای طلاب وجود داشت، اما باز هم اساس حوزه بر تقوا، علم‌آموزی و ملا شدن بود.

این مسیر با جنجال همراه نبود؛ شخص باید خود را عرضه می‌کرد تا علم و سوادش در معرض سنجش قرار گیرد. لذا اگر کسی ملا می‌شد، نمی‌توانستند او را زمین بزنند، چون علم را نمی‌توان از کسی گرفت. به فردی گفته بودند: همه عنوان‌ها را از شما گرفتیم. پاسخ داد: «وزیر سابق» را نمی‌توانید از من بگیرید. ملا بودن هم چیزی نیست که بتوان از کسی سلب کرد. اگر کسی عالم شد، دیگر نمی‌شود علم را از او ستاند، مگر اینکه او را با تبلیغات به‌صورت صوری عالم کرده باشند. در این صورت، همان کسانی که او را بالا برده‌اند، می‌توانند در یک روز او را به زمین بزنند. اما اگر ملا بودن حقیقی در کار باشد، همه این بحث‌ها فرعی به‌شمار می‌روند.

لزوم تحول درون حوزه و تفاوت استقلال حوزه نجف با ساختار حوزه علمیه قم

به نظر شما چگونه می‌توان انگیزه‌ها را ایجاد کرد؟

باید از درون حوزه شروع شود و تصمیم‌گیری از بیرون برای حوزه ترک گردد. تا وقتی که حوزه از بیرون خودش تأثیر بپذیرد، اوضاع به همین روال پیش خواهد رفت و دستاورد آن بسیار اندک خواهد بود. متأسفانه حوزه‌ی کنونی به سیکل معیوب تبدیل شده و استاد اخلاق با چهار محافظ، درس اخلاق می‌گوید و مسلّماً تأثیری ندارد.

الآن حوزه علمیه نجف، پدر حوزه‌های علمیه شناخته می‌شود. شیوه‌ی این حوزه چه امتیازاتی دارد؟

من آشنایی چندانی با حوزه‌ی نجف ندارم، ولی تا جایی که شنیده‌های من یاری می‌کند، همان شیوه‌ی سابق حوزه‌ی علمیه‌ی قم به‌صورت استادمحوری و آزادی طلاب جریان دارد. افزون بر این، عدم دخالت نهادهای قدرت در حوزه‌ی علمیه‌ی نجف، یک امتیاز بزرگ به شمار می‌رود و مرجعیت در حوزه، دخالت دارد و شامل تمام سطوح مراجع است. مراجع با همکاری هم، حوزه را اداره می‌کنند؛ نهادهای قدرت و نهادهای امنیتی و تنبیهات خارج از حوزه در آن راه ندارد. طبیعتاً وقتی انسان آزاد و بستر هم عالم‌پرور باشد، مسلّماً رشد می‌کند. البته شنیده‌ام در آنجا هم مشکلاتی وجود دارد که ناشی از شرایط است و اساساً جهان دچار شرایط جدیدی شده است. اکنون بحث‌های اقتصادی در حوزه اهمیت بسیاری پیدا کرده، در حالی که زمانی (مثلاً پنجاه سال قبل) همه‌ی مردم همانند یکدیگر و در سطح هم زندگی می‌کردند و اگر طلبه‌ای فقیرتر بود، نسبت به مردم فقیر، فقیرتر محسوب می‌شد، اما اکنون نوع طلبه‌ی فقیر، از کسی که سرمایه‌دار و پولدار است فقیرتر است، نه از مردم فقیر.

تعامل واقعی حوزه و دانشگاه نیازمند تغییر در تصویرگری از درون حوزه است

ارتباط حوزه با دانشگاه را چطور می‌بینید؟ آیا تعاملی برقرار است یا نه؟

به نظر می‌رسد که افراد به صورت شخصی و فردی در این تعامل موفق باشند، ولی تعامل به عنوان حوزه و یک نهاد رسمی، چندان موفقیتی نداشته و نمود آن را در برخوردها و رفتارها می‌توان ملاحظه کرد. اما با این حال، حوزه هم افراد فاضل، فرهیخته و باتقوا دارد که در تبلیغات فرد به فرد موفق‌اند و این ناشی از این است که می‌توانند خود را معرفی کنند و آرا و نظراتشان را بشناسانند و زمانی هم که مردم می‌بینند دیدگاهشان با دیدگاهی که با تبلیغات، به عنوان ویترین معرفی می‌شود تفاوت دارد، گرایش پیدا می‌کنند. شاید بتوان گفت که یکی از عوامل مؤثر در عدم ارتباط امروز، بیشتر ناشی از تصویری است که از حوزه نمایش داده می‌شود و البته کامل نیست. متأسفانه فضایی از حوزه تصویر می‌شود که حاکم بر حوزه نیست، اما تبلیغاتی وجود دارد که می‌کوشد کارکرد حوزه را یک‌سویی و مخدوش جلوه دهد و البته با انگیزه‌های هدفمند، آن را فضای حاکم و غالب حوزه وانمود می‌کند. لذا به جهت همان تصویر غیرواقعی از فضای حوزه، این ارتباط شکل نمی‌گیرد و بنابراین کسانی که این فضا را می‌شکنند و با مردم و نهادهای علمی و فرهنگی ارتباط برقرار می‌کنند، مورد استقبال قرار می‌گیرند. از این میان، روحانیان فاضلی را می‌شناسیم که با دانشجویان و دانشگاهیان نیز ارتباط خوبی دارند. مثلاً خود والد استاد ارتباطی وسیع با این قشر داشتند و ارتباط خوبی برقرار کرده بودند؛ چون نگاهشان از بالا به پایین نبود، بلکه نگاهی مساوی داشتند که بسیار هم مؤثر بود. در زمان ایشان، علاقه افراد به ایشان با دیگران و بدنه‌ی حوزه بسیار متفاوت بود.

محور پیشرفت حوزه، بازگشت به ارزش‌گذاری علمی و اخلاقی و پرهیز از معیارهای غیرعلمی است

راهکارتان برای افزایش کیفیت علم در حوزه چیست؟

همانطور که اشاره کردم ارزش‌گذاری به علم، تقوا و تهذیب می‌تواند یک شاخص برتر برای کیفیت‌افزایی در حوزه باشد؛ این مهم را حتی در انتخاب کتاب درسی هم باید لحاظ کرد. اگر چنین شد و طلبه هم این وضعیت را مشاهده کرد، با خود می‌اندیشد که تنها علم‌آموزی و درس‌خواندن در انگیزش طلبگی او کفایت نمی‌کند، بلکه به موازات آن باید به مسائل دیگری هم توجه کند که در رشد و پرورش او مؤثر است؛ لذا اگر رشد طلبه در حوزه براساس ملا و عالم شدن به معنای عموم آن باشد، افراد هم به این سو گرایش پیدا می‌کنند.

افراد غیر حوزوی که برای تحصیل به خارج از کشور می‌روند، دلیلشان این است که هم امکانات در اختیارشان قرار می‌دهند و هم برایشان ارزش قائل‌اند و از علمشان استفاده می‌کنند. مسلّماً در این فضا همه در پیشرفت علمی می‌کوشند، ولی وقتی که ملاک ارزش‌گذاری، مسائل حاشیه‌ای و غیرمرتبط با هویت حوزه و چیزی غیر از علم و تهذیب شد، نتیجه‌اش شرایط موجود است که موجب نارضایتی بسیاری از اساتید و علما شده است.

از وقتی که در اختیار ما قرار دادید، متشکرم.

از لطف شما ممنونم.

اخبار مرتبط

پاسخ دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
نام خود را بنویسید