شفقنا- الاهرام نوشت: اکنون بهروشنی دیده میشود که در محافل بسیاری از کشورهای منطقه، این باور در حال شکلگیری است که «اسرائیل» مسئول اصلی بیثباتی در خاورمیانه است، و بسیاری از سیاستمداران و کارشناسان خواستار رویکردی جامع برای امنیت منطقهای شدهاند که همه کشورهای منطقه را در بر گیرد.
به گزارش شفقنا، «محمد صابرین» نویسنده و تحلیلگر مصری در مطلبی در روزنامه الاهرام این کشور آورد: آخرین نمونه از این دیدگاه از سوی سلطنت عمان مطرح شد؛ جایی که بدر البوسعیدی، وزیر خارجه این کشور، تأکید کرد: «منبع اصلی نبود امنیت در منطقه، اسرائیل است نه ایران. او افزود که رفتارهای عمدی اسرائیل در طولانی کردن تنشها، به کشته شدن صدها غیرنظامی بیگناه ایرانی منجر شده است.»
بوسعیدی در جریان مشارکت خود در نشست «گفتوگوی منامه ۲۰۲۵» که در بحرین با همکاری مؤسسه بینالمللی مطالعات استراتژیک (IISS) برگزار شد، تصریح کرد: «امنیت واقعی با سیاستهای انزوا، مهار یا طرد حاصل نمیشود، بلکه بر پایه شمولگرایی و تعامل سازنده میان کشورهای منطقه بنا میگردد.»
او افزود: «ایران با وجود همه این تحریکات، خویشتنداری چشمگیری نشان داده است؛ همانطور که پس از حمله اسرائیل به کنسولگریاش در سوریه، هدف قرار گرفتن سفیرش در لبنان، و ترور یکی از مذاکرهکنندگان ارشد فلسطینی در تهران چنین کرد.»
بوسعیدی افزود: «این اقدامات خرابکارانه نقض آشکار قوانین بینالمللی است و بهروشنی نشان میدهد که اسرائیل، نه ایران، منبع اصلی بیثباتی در منطقه است.»
وزیر خارجه عمان در همان نشست گفتوگوی منامه هشدار داد که نادیده گرفتن تعامل سازنده با ایران، مشکلات منطقه را حل نخواهد کرد، و تأکید کرد که مسقط همچنان آماده میزبانی از مذاکرات میان تهران و واشنگتن است.
این در حالی است که روزنامه های ایران از جمله روزنامه جوان دریافت پیامهایی از آمریکا برای گفتگو را تایید کرده است. روزنامه آمریکایی «والاستریت ژورنال»نیز در گزارشی جداگانه نوشت که تاکنون هیچ پیشرفت ملموسی در مسیر مذاکره مشاهده نشده است. با این حال، تحلیلگران در واشنگتن بر این باورند که دولت ترامپ میکوشد پس از آتشبس در غزه، دستاوردهای نظامی خود علیه ایران را از راه دیپلماسی تثبیت کند.
به گفته صنم وکیل، مدیر برنامه خاورمیانه در اندیشکده «چتم هاوس»، دولت ترامپ نمیتواند تلاشهای خود را صرفاً به پرونده اسرائیل و فلسطین محدود کند، زیرا بحران با ایران بر تمام تلاشهای صلح منطقهای سایه افکنده است.»
از سوی دیگر، ایران معتقد است که احیای دیپلماسی در شرایط تداوم تحریمها و تهدیدها نشانگر تغییر استراتژیک از سوی واشنگتن نیست، بلکه تاکتیکی موقت برای بهرهبرداری سیاسی از فضای پس از جنگ است.
عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، در گفتوگو با شبکه الجزیره گفت: «ایران آماده گفتوگو برای رفع نگرانیها درباره برنامه هستهای خود است، اما هر طرحی باید عادلانه و متوازن باشد و تحریمهای ظالمانه لغو شود. آنچه آمریکا با جنگ نتوانست بهدست آورد، با مذاکره هم نخواهد گرفت.»
او افزود: «ایران درباره برنامه موشکی خود مذاکره نخواهد کرد و توقف غنیسازی اورانیوم هرگز در دستور کار نیست.»
روزنامه جوان در مطلبی آورده است که هر پیام تازهای از واشنگتن به تهران، در آستانه ۴ نوامبر، مفهومی فراتر از دیپلماسی دارد و از نگاه ایران، این پیامها بخشی از تاکتیک فریب هستند که در نهایت با واکنشی سرد روبهرو خواهند شد.
در همین حال، منابع عربی و غربی آگاه از تحرکات فشردهای خبر دادهاند که مصر را به ورود فعالتر در پروندههای منطقهای، بهویژه میانجیگری در موضوع هستهای ایران، تشویق میکند.
به گفته این منابع، تلاشهای قاهره با بهبود روابط اخیر میان مصر و ایران و نیز تمایل قدرتهای بینالمللی و منطقهای برای تقویت نقش مصر بهعنوان بازیگری تأثیرگذار در خاورمیانه ارتباط دارد.
تحرکات متعادل و سازنده در این زمینه میتواند جایگاه قاهره را بهعنوان بازیگری محوری در منطقه و عرصه بینالملل تقویت کند، بهویژه در شرایطی که رقابتهای منطقهای بر سر نفوذ افزایش یافته و مصر در عین حال به وضعیت داخلی خود نیز توجه دارد.
در حالی که رسانههای ایرانی درباره تحرکات دیپلماتیک مصر پرسشهایی مطرح کردهاند، ناظران در تهران معتقدند که قاهره از طریق میانجیگری میکوشد نقش تاریخی و جایگاه خود را در منطقه و سیاست جهانی بازآفرینی کند.
منابع عربی مطلع نیز میگویند ورود مصر به این صحنه تصمیمی سیاسی در راستای منافع مستقیم قاهره برای کاهش تنش در منطقه، بهویژه در دریای سرخ است؛ جایی که حملات حوثیها – که به ایران نزدیکاند – موجب اختلال در کشتیرانی بینالمللی از مسیر کانال سوئز شده و این مسئله برای مصر بیش از سه میلیارد دلار خسارت درآمدی در سال گذشته به همراه داشته است.
در نهایت، یک اجماع فزاینده در حال شکلگیری است مبنی بر اینکه پایان جنگها و یافتن راهحلهای پایدار برای بحرانهای منطقهای، تنها راه تأمین امنیت و ثبات در خاورمیانه است.
کشورهای عربی و اسلامی، در رأس آنها مصر، دریافتهاند که همه مسائل منطقه به هم پیوستهاند و بدون حل عادلانه و دائمی مسئله فلسطین – که هسته اصلی همه بحرانهاست – هیچ چارچوب امنیتی واقعی شکل نخواهد گرفت.
قاهره با تجربه طولانی خود میداند که «مدیریت بحران» اگر جایگزین «حل بحران» شود، تنها به انفجار آن در آینده خواهد انجامید؛ و اکنون شاید زمان آن رسیده باشد که چارچوبی امنیتی نو برای منطقه ایجاد شود، مشروط بر آنکه راهحلهایی پایدار برای مسائل مزمن پیش از آن اعمال گردد.











