شفقنا- استاد حوزه علمیه درباره ضرورت بازنگری در ادبیات و محتوا و سبک رساله های عملیه می گوید: رساله بهطور اعم ـ نه فقط توضیح المسائل، بلکه حتی رسالههایی که برای اقشاری چون بانوان، جوانان یا مقلدان خارج از کشور تدوین میشود ـ باید شامل مسائل مورد ابتلا باشد. کارآمدی فتاوا و امکان اجرای عملی آنها از مهمترین مؤلفههایی است که باید در صدور فتوا و تنظیم رسالههای عملیه رعایت شود. در زمانی که علم روزبهروز پیشرفت میکند و مردم برای تسهیل زندگی خود از دستاوردهای علمی بهره میبرند، اگر فقه نتواند مسیر همراهی با واقعیت را بیابد، جامعهای گناهکار تربیت میشود و کارکرد خود را از دست میدهد.
حجت الاسلام والمسلمین فخرالدین صانعی، فرزند مرحوم آیت الله العظمی صانعی و استاد حوزه علمیه قم می باشد. خبرنگار شفقنا با ایشان در موضوع «ضرورت بازنگری در ساختار، ادبیات و محتوای رساله های عملیه» گفت وگویی انجام داده است که بخش نخست آن تقدیم مخاطبان می شود:
آیا ادبیات، محتوا و ساختار رسالههای عملیه با نیازهای امروز جامعه همخوانی دارد؟
بسماللهالرحمنالرحیم؛ قبل از پرداختن به موضوع، شایسته است ضمن خوشآمد و سپاس از حضور شما، از خبرگزاری وزین شفقنا که رسالت رسانهای خود را در حوزه دین و مرجعیت بهخوبی ایفا میکند، تشکر نمایم. انشاءالله در تداوم این مسیر، موفق و مأجور باشید.
در ارتباط با موضوع سؤال باید بگویم که یکی از دغدغههای دوران حیات والد استاد، همین بحث ادبیات رسالهها و بهطور کلی کتابهای فتوایی بود. سؤالی که مطرح کردید، هرچند به رسالههای عملیه اشاره دارد، اما در واقع، شامل تمامی کتب فتوایی میشود که برای اطلاع مقلدان یک مرجع از فتاوای او تدوین میگردد.
به عنوان مقدمه، عرض میکنم که باید میان کتب فتوایی که در معرض دید عموم جامعه قرار میگیرد، تفکیک قائل شد؛ زیرا رساله دو کارکرد متفاوت دارد: نخست، اعلام حضور مجتهدی است که آرا، نظرات و فتاوای خود را به جامعه منعکس میکند تا مردم در صورت تمایل برای تقلید، به آن فتاوا مراجعه نمایند. این کارکرد میتواند محل آسیبها و نقدهای مورد اشاره شما باشد و باید از این منظر مورد نقد و بررسی قرار گیرد.
کارکرد دوم رسالهها و کتب فتوایی، در واقع انعکاس علمیت آن مجتهد و نظرات فقهی اوست. بنابراین، شاید اشکالاتی چون ساختار، ادبیات و امثال اینها، به همه رسالههای امروزی با سبک فعلی وارد نباشد؛ هرچند در جایی که هدف از انتشار رساله، عمل مقلدان است، این انتقادات میتواند وارد باشد.
به ذهن میرسد عالمانی که اکنون رساله دارند و در کنار آن استفتائاتی را نیز منتشر کردهاند، یا برای هر صنف، رسالهای جداگانه مانند احکام بانوان، جوانان یا مقلدان خارج از کشور نوشتهاند، مخاطب خود را به درستی شناختهاند و در نتیجه باید ادبیات متناسب با آن گروه را به کار گیرند. بهعنوان مثال، اگر برای نوجوانان رسالهای تنظیم میشود، ادبیات ویژه همان گروه باید رعایت گردد، در غیر این صورت، نقض غرض و کاهش کارایی بهدنبال دارد. از اینرو، باید از نظر محتوا نیز تناسب با هدف موردنظر برقرار باشد.

به نظر من، کارکرد اصلی رساله، معرفی شخص به جامعه برای رجوع مردم است و از اینرو، اشکالات ادبی چندانی به آن وارد نیست؛ زیرا برای قشری خاص تنظیم میشود که آشنایی نسبی با این ادبیات و اصطلاحات دارند. البته این جریان، در رسالههای جدید، تسهیل و نظاممندتر شده است.
اما در مورد فتاوای اشخاص نیز باید در تنظیم محتوا دقت بیشتری صورت گیرد. در این خصوص خاطرهای از مرحوم والد استاد نقل میکنم: یکی از ویژگیهای ایشان توجه عمیق به مسائل اجتماعی بود. میفرمودند در اوایل انقلاب، پس از پایان سخنرانی، فردی اهل کتاب (ظاهراً مسیحی) به من نزدیک شد و گفت: شما به عنوان مبلغ دین و مجتهد، یکی از نجاسات را «کافر» میدانید و مراجع شما نیز همین نظر را دارند، اما چرا هنگام برشمردن نجاسات، «کافر» را در کنار سگ و خوک ذکر میکنید؟ اگر ما را نجس میدانید، دلیلی ندارد در کنار حیوانات قرار دهید.
این نکته قابل تأملی است. حتی صرف همین موضوع میتواند کارکرد رساله را در بیان نظریه فقهی زیر سؤال ببرد؛ زیرا رساله در معرض دید عموم است و نحوه چینش مطالب ممکن است در جامعه، ایجاد شبهه کند. هرچند نظر فقهی است و فقیه از آن دفاع میکند، اما هر نظری نباید در کتابی که برای مقلدان و با دسترسی عمومی تنظیم میشود، گنجانده شود. در چنین مواردی باید دقت بیشتری صورت گیرد.
رساله به معنای اعم باید شامل مسائل مورد ابتلا باشد
حضرت امام خمینی (ره) در تحریر الوسیله، بحث اماء و عبید را با آنکه شامل مطالب علمی مفیدی بود و تحریر تقریباً کتابی فتوایی به عربی است، حذف کردند و حتی حاشیهای نیز بر آن نزدند، چرا که از حوزه ابتلا خارج شده است؛ برخلاف مرحوم صاحب عروه، آقاسید محمدکاظم یزدی، که این مباحث را در برخی کتابها بهویژه در ملحقات عروه ذکر کردهاند.
یکی از آن مباحث، ازدواج با صغیره و استمتاع از اوست که نیازی به ذکر آن در کتابها نیست تا محل مناقشه قرار گیرد. بنابراین، حتی اگر رساله با کارکرد تقلیدی و عمومی انتشار یابد، باید در تنظیم محتوا دقت شود تا زمینه ایراد و اشکال فراهم نشود.
رساله بهطور اعم ـ نه فقط توضیح المسائل، بلکه حتی رسالههایی که برای اقشاری چون بانوان، جوانان یا مقلدان خارج از کشور تدوین میشود ـ باید شامل مسائل مورد ابتلا باشد. مثلاً ذکر انواع طبقات ارث در چنین کتابهایی برای مقلد، هیچ فایدهای ندارد و فقط موجب حجیم شدن کتاب میشود؛ زیرا تقسیم ارث در دادگاهها مشخص میگردد و کارشناسان آن را تعیین میکنند، بنابراین ارتباطی با مقلد ندارد. اگر کسی بهدنبال مباحث علمی باشد، با توجه به گستردگی فضای مجازی میتواند از منابع دیگر استفاده کند، اما در یک رساله عملیه از مرجع تقلید، نیازی به طرح این مباحث نیست.
احکام و موضوعاتی مانند «ظهار» که امروزه چندان وجهی ندارد، یا شک در رکعات نماز از این دست مسائلاند؛ زیرا غالب روحانیون از آنها آگاهند و مردم میتوانند از آنان سؤال کنند. حتی بحثی مانند مقدار آب کر نیز در شرایط امروز که آب لولهکشی در دسترس است، چندان موضوعیتی ندارد. در حالی که صاحب جواهر در جمع میان روایات مرتبط با آن، دچار تردید شده و فقیهان بعدی نیز بر او اعتراض کردهاند، پرداختن به چنین دقتهای فقهی در کتابی عمومی، محل مناسبی ندارد.
در عوض، میتوان به مسائلی مانند فتوای صاحب عروه که میفرماید: «لا اعتِبارَ بِعِلمِ الوَسوَاسی في الطَهارَةِ والنجَاسَة» پرداخت؛ یعنی فرد وسواسی نباید به یقین خود نیز اعتماد کند. اینگونه مباحث میتواند مشکلات بسیاری از مردم را رفع کند، بهویژه با توجه به آمار بالای ابتلای مردم به وسواسی بر اساس گزارش دفاتر پاسخگویی به مسائل شرعی. والد استاد نیز همواره چنین توصیههایی داشتند.
بنابراین، ذکر احتیاطات در مسائل، ضرورتی ندارد؛ چون مقلد با خواندن آنها دچار اضطراب و شبهه میشود. در حالی که میتوان فتوا را بهروشنی بیان کرد، اما وقتی در پایان آن احتیاطی اضافه کنیم، در وجدان دینی فرد ناآرامی ایجاد شده و گاه به وسواس میانجامد. نتیجه آنکه بسیاری از مسائل در رسالهها بهجای حل مشکل مردم، خود به عین مشکل تبدیل میشوند.

خاطرهای عرض کنم: روزی در خارج از کشور ملاقاتی با آقای دکتر عبدالکریم سروش داشتم. ایشان که به متون فقهی نیز آشنایی دارند، در پی اشارهای از سوی بنده، عبارتی از کتاب شرایع ـ که به «قرآن الفقه» معروف است ـ از حفظ خواندند و گفتند: اگر مراجع تقلید بدون همراه به خارج از کشور سفر کنند، چند ساعت در خیابانها قدم بزنند و از موزهها و اماکن عمومی دیدن کنند، سپس در آن فضا به بحث نجاست و طهارت بیندیشند، مطمئناً فتاوای خود را در این زمینه امکانسنجی خواهند کرد. آیا واقعاً مسلمان میتواند در چنین محیطی، بدون ابزارهای سنتی تطهیر (مثل آب کر)، احکام نجاست را رعایت کند؟
در پاسخ عرض کردم که والد استاد در بحث نجاسات، به «ازاله عین نجاست در اجسام صیقلیه» معتقد بودند و در برخی موارد، پاک کردن با دستمال کاغذی را کافی میدانستند. ایشان از شنیدن این دیدگاه خوشحال شدند و استقبال کردند که مرحوم والد استاد بدون مسافرت به خارج از کشور، به چنین فتوایی رسیدهاند.
کارآمدی فتاوا و امکان اجرای عملی آنها از مهمترین مؤلفههایی است که باید در صدور فتوا و تنظیم رسالههای عملیه رعایت شود. در زمانی که علم روزبهروز پیشرفت میکند و مردم برای تسهیل زندگی خود از دستاوردهای علمی بهره میبرند، اگر فقه نتواند مسیر همراهی با واقعیت را بیابد، جامعهای گناهکار تربیت میشود و کارکرد خود را از دست میدهد. به عنوان نمونه، زمانی که ماشین لباسشویی وارد کشور شد، بحث مفصلی درباره طهارت و پاککنندگی آن درگرفت، اما امروز دیگر چنین مسئلهای وجود ندارد.
فقه باید در زندگی مردم جریان داشته باشد
در مسابقات جهانی کشتی اخیر که داوران زن قضاوت آن را بر عهده داشتند، در مواردی داور موظف بود بدن کشتیگیران را لمس کند. حتی تلویزیون برای اولین بار، این مسابقات را پخش کرد و هیچکس اعتراضی نکرد. در این خصوص، فتوا نیز موجود است؛ مرحوم فیض فرموده است لمس با شهوت، حرام است و بدون آن، حرمتی ندارد.
در گذشته نیز چالش مشابهی در زمینه دست دادن در عرف دیپلماتیک وجود داشت و هنوز هم این مسئله بهعنوان معضلی پابرجاست. برخی فقیهان، آن را از باب اضطرار حل کردهاند و گفتهاند اگر ترک آن موجب وهن اسلام یا از بین رفتن آبروی مسلمین شود، حکم آن متفاوت است. شاید امروز نیز از همین رو کسی در این باره سخن نمیگوید و اجازه را از باب اضطرار میشمارند. این مسائل نشان میدهد که نگاه جامعه به سمت تغییر، در حال حرکت است و در عین حال، عدهای نیز دغدغه دین دارند.

بروز شایستگیهای فقه در سایه ساختارهای جدید فتاوا و رسالههای عملیه
اگر فقه و فتاوا پاسخگوی مسائل روز نباشد، در واقع جامعهای گناهکار تربیت میشود. وقتی جامعه احساس کند یکی از گناهان قابل اغماض است، به تدریج نسبت به سایر گناهان نیز بیپروا میشود. بنابراین، روند تغییر و بهروزرسانی فتاوا باید ادامه یابد. اما متأسفانه کمتر به این دغدغه پرداخته میشود و ما همچنان درگیر ترویج یک «فقه مدرسهای» هستیم؛ یعنی فقه را بهعنوان دستگاهی میبینیم که تنها مواد خام را در آن میریزیم، بیآنکه به خروجی آن، چه قابل اجرا باشد چه نباشد، اهتمامی داشته باشیم.
البته من نمیگویم فقیه باید فتوایی دهد که خوشایند دیگران باشد، اما فقیه میتواند بر پایهی همان اصولی که گذشتگان مطرح کردهاند، به فتاوایی کارگشا برسد. وقتی گفته میشود فقه، علمی برای همه زمانهاست و دستانش برای پاسخگویی بسته نیست، معنایش این نیست که تابع خواست مردم شویم؛ زیرا اگر فتوا تابع خوشایند مردم باشد، مفهوم تکلیف از بین میرود. با اینحال، فقه میتواند موجب تسهیل در زندگی مردم گردد و اگر اصول قانونگذاری در فقه رعایت شود، بسیاری از مشکلات حل خواهد شد.
نمونه دیگر، مسئله جهت قبله در ساخت سرویسهای بهداشتی است. برخی فقها گفتهاند مانعی ندارد توالت منزل، رو به قبله ساخته شود، اما در ذهن بسیاری از مردم، استدبار و استقبال قبله هنگام استفاده از دستشویی امری مسلّم تلقی شده است. در حالی که برخی فقها این ضرورت را قبول ندارند. چنین فتوایی میتواند مشکلات زیادی را حل کند؛ چرا که در بسیاری از خانهها یا در کشورهای دیگر، رعایت این جهت معماری، ممکن نیست.
اینها، تنها نمونهای از مواردی است که کارکرد نخست رساله را روشنتر میسازد. اما اساس مشکل در این نیست، بلکه در آن است که محتوای رسالهها دغدغهمندِ زندگی مردم نیست. رساله باید «فقه و زندگی» باشد؛ رویکردی که ما در مجموعه جزوات «فقه و زندگی» ـ برگرفته از دیدگاههای حضرت آیتالله العظمی صانعی و منتشرشده توسط مؤسسه «فقهالثقلین» ـ مدنظر قرار دادیم.
«فقه و زندگی» یعنی فقهی که در متن زندگی مردم جریان دارد. تا زمانی که این نگاه در تنظیم رسالهها شکل نگیرد، مشکل حل نخواهد شد؛ هرچند عبارات رسالهها ساده و قابل فهم شوند یا توضیحات تکمیلی در فضای مجازی ارائه گردد. برخلاف گذشته که وسایل ارتباطی اندک بود و مردم با خواندن رساله دچار شبهه میشدند، امروز وسایل ارتباطی در دسترس همگان است و اگر در رسالهای ابهامی وجود داشته باشد، مردم آن را میپرسند و پاسخ میگیرند.
ضرورت روانسازی ادبیات فقهی و تدوین رسالههای کاربردی
در سالهای اخیر، واژهنامههایی در انتهای برخی رسالهها افزودهاند که حرکتی پسندیده است، اما مشکل اصلی را حل نمیکند. اگر بگوییم خون نجس است و فقط با آب پاک میشود، حتی با سادهترین بیان، باز هم مشکل مسلمانان مقیم خارج از کشور برطرف نمیشود. یا اگر فتوا ندهیم که گوشت بازار غیرمسلمانان، در صورت ناتوانی از دسترسی به گوشت حلال، قابل استفاده است، باز هم مسئلهای را حل نکردهایم؛ زیرا آنچه باید تغییر کند، نگاه در فتاواست تا بتواند دغدغههای واقعی مردم را پاسخ دهد.
مرحوم والد به ضرورت مسئله رساله در قالب جدید، تفتّـن داشتند. رساله ایشان به سبک و سیاق نوین به اهتمام جناب حجت الاسلام والمسلمین دکتر مهریزی تدوین و تنظیم شده بود ولی با رحلت ایشان چاپ نشد. حتی قصد داشتیم بعد از ایشان نیز رساله با همان سبک و سیاق جدید منتشر شود؛ اما متأسفانه اشکال عمده اینجاست که اکنون کمتر کسی حاضر است در نخستین ورودش به عرصه مرجعیت، رسالهای ساده و روان ارائه دهد؛ چون در عرف عمومی، چنین کسی مرجع علمی محسوب نمیشود. به همین دلیل، به ناچار رسالههایی با عبارات سنگین و واژههای دشوار، منتشر میشود.
مراجع بزرگواری که در این عرصه حضور پیدا کردند، باید دست به ابتکار بزنند و پس از آنکه مرجعیتشان تثبیت شد، رسالهای روان و قابل فهم برای عموم منتشر کنند؛ در غیر این صورت، کمتر کسی ابتداءاً چنین ریسکی را میپذیرد. این، یکی از راهکارهای مهم برای رفع دشواری ادبی و محتوایی در رسالههای عملیه است.

رسالهای که به سبک جدید از والد استاد تدوین شده بود، بسیار مختصر، حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ صفحه تنظیم گردید که ضمن دربرگرفتن کلیات مسائل فقهی مورد نیاز، برخی اصول اعتقادی را نیز شامل شود؛ زیرا همه بزرگسالان مخاطب رساله نیستند، بلکه افراد تازهبالغ که جدیدالورود به مرحله تقلید هستند، به آن نیاز دارند. هدف این بود که علاوه بر آشنایی با احکام ضروری، آگاهی اجمالی و عقلانی نسبت به مباحث اعتقادی نیز حاصل شود. این بخش برای تازهمقلدان با زبانی ساده و قابل فهم تدوین شد.
سپس مجموعهای از مسائل کاربردی بهصورت مختصر اضافه گردید؛ موضوعاتی که مردم بیش از همه درباره آنها سؤال میکردند، مانند احکام وسواس، احکام مسافر، گوشت بازار غیرمسلمانان، سرویس بهداشتی منازل، و مباحث طهارت و نجاست. هدف ما دو چیز بود: نخست، قابلفهم بودن متن برای همگان؛ دوم، جلوگیری از ایجاد شک و شبهه برای مقلدان؛ از اینرو، مسائل را بدون ذکر احتیاطات مطرح کردیم.
این رساله در اواخر عمر مرحوم والد استاد تنظیم و اکنون آماده چاپ است. اگر این کار با فتاوای کاربردی و ادبیات اصلاحشده ایشان منتشر شود، میتواند گامی مؤثر در جهت کارآمدی فقه در زندگی مردم باشد.
به نظر شما در بازنگری رسالههای عملیه، اولویت با محتوایی است که باید متناسب با نیاز جامعه، بهویژه نسل جوان باشد. شما پیشتر هم اشاره کردید که لازم است برخی مسائل غیرضرور از رسالهها حذف شود. آیا علاوه بر حذف مطالب تکراری و غیرمبتلابه، معتقدید که باید موضوعات جدید نیز به رسالهها افزوده شود؟ برای مثال، اکنون در رسالهها بابهایی مانند حج و نکاح وجود دارد؛ آیا ضرورت دارد موضوعاتی چون مهاجرت نیز که از مسائل روز مردم است، به آنها اضافه گردد؟
وقتی رسالهای برای عمل مقلدان نوشته میشود، طبیعی است که باید شامل مسائلی باشد که مردم عملاً با آنها سروکار دارند؛ بنابراین، بیتردید چنین مباحثی باید در آن گنجانده شود. شکی نیست که فقه باید به همه نیازها پاسخ دهد، اما در عین حال، باید مخاطب و زمینهی نگارش رساله را نیز در نظر گرفت. ممکن است نتوان تمامی موضوعات روز را در یک رساله جمع کرد، ولی میشود آنها را در قالب پرسش و پاسخ مطرح ساخت.
دوباره باید تأکید کنم که مشکل اساسی ما در مباحث جدید نیست. آیا کسی تردید دارد که میتوان درباره فضای مجازی یا ارزهای دیجیتال در رساله سخن گفت؟ بحث اصلی این است که چه کسانی تشخیص دهند درج این مباحث در رساله ضروری است یا خیر. در غیر این صورت، فرد میتواند حکم چنین مسائل نوپدیدی را در فضای مجازی جست وجو کند و نیازی به مراجعه مستقیم به متن رساله نخواهد داشت. در واقع، میزان مراجعه به منابع آنلاین در کشور ما بسیار بیشتر از مطالعهی رسالههای مکتوب است؛ برخلاف کشورهایی مثل ژاپن که هنوز رسانههای چاپی در آنها جایگاه خود را حفظ کردهاند.
ساختار و سبک رساله ها نیازمند تغییر است
به نظر من، کتاب و نوشتار هرگز از میان نمیرود؛ چرا که رسالتی خاص دارد که حتی با وجود توسعه فضای مجازی، جایگزینی برای آن متصور نیست. این امر را میتوان از تیراژ روزنامهها و کتابها در کشورهای گوناگون دریافت. بنابراین، نمیتوان گفت رساله دغدغهای غیرقابل تغییر است؛ زیرا رسالهها همانند قرآن نیست که تغییر در آن راه نداشته باشد. رسالههای عملیه دهههاست که به همین سبک نگاشته میشوند و مسیر آن از رسالهی مرحوم شیخ بهایی آغاز شده و تا دورههای اخیر ادامه یافته است. پس هیچ مانعی ندارد که این سبک و ساختار دچار تغییر گردد و تردیدی نیز در ضرورت طرح چنین مباحثی وجود ندارد.
برخی موضوعاتی که مرحوم والد شما نیز بر اهمیت آن تأکید داشتند، دو حوزهی «حقوق» و «اخلاق» است. با توجه به شرایط امروز جامعه، آیا ضرورت دارد این دو موضوع بهصورت مستقل در رسالههای عملیه گنجانده شود؟
این دو موضوع باید بهعنوان زیربنا در اجتهاد مطرح شوند، نه بهعنوان فصلهای جداگانه. یکی از اصول اساسی در استنباط فقیه، توجه به حقوق است؛ یعنی حقوق باید اساس اجتهاد باشد، نه صرفاً بخشی از ابواب فقه. برای نمونه، من اعتقاد دارم مباحث فقهی معاملات باید بر پایه قواعد قانونگذاری تنظیم شوند تا بتوانند عملی و اجرایی باشند؛ در غیر این صورت، قابلیت پیادهسازی ندارند.
عقلا در قانونگذاری، اصولی دارند؛ مثلاً قاعدهی «مجرم باید مجازات شود». اما در فقهِ دیهی عاقله با تفسیر رایج، مجرم، خود مجازات نمیشود، بلکه «عاقله» باید دیه را بپردازد. اگر این قانون در استنباط لحاظ شود، نتیجه همان است که مرحوم والد استاد در فتوایشان آوردهاند: عاقلهای که موظف به نگهداری از مجرم بوده و در کار خود کوتاهی کرده است، باید مجازات شود و دیه بپردازد. نمونهاش این است که ولیِ مجنون، موظف به مراقبت از اوست؛ پس اگر مجنون به دیگری خسارت مالی یا جانی وارد کند، ولی ضامن است و از اموال او جبران میشود.
در بحث شهادت نیز گفته میشود شهادت دو زن در برابر یک مرد قرار دارد. این مسئله اشکال ایجاد میکند؛ چرا که در مواردی مانند گواهی بر بدهی یا وارد کردن ضربه، زن و مرد هر دو شاهد بر یک امر بیرونیاند و تفاوتی در اعتبار گفتهی آنان وجود ندارد. این تفکیک، نه بر پایهی کرامت انسانی بلکه با ایجاد تبعیض در حقوق صورت گرفته است. بهتبع آن، ممکن است حق فردی که مورد ظلم واقع شده، از بین برود؛ چون اگر در صحنه فقط یک مرد و یک زن حاضر باشند، شهادت زن پذیرفته نمیشود و حقِ مجنیعلیه ضایع میگردد. از همینرو تأکید میکنم حقوق باید زیربنا باشد، نه بخشی جدا در کنار مباحث فقهی. هر جا استنباطی به تضییع حقوق بیانجامد، باید در آن تجدیدنظر کرد؛ زیرا خداوند به بندگانش ظلم نمیکند، و وقتی حکمی فقهی را به خدا نسبت میدهیم، نمیتوانیم آن را منجر به بیعدالتی بدانیم.

اخلاق نیز چنین نقشی دارد. در بحث فرزندخواندگی، فتوایی مطرح بود که مرحوم والد نظری خاص داشتند. بعد مسئلهی ازدواج با فرزندخوانده پیش آمد که از منظر صناعت فقهی اشکالی در آن نیست؛ چون حرمت ازدواج مربوط به فرزند است، نه فرزندخوانده. اما وقتی این مسئله در جامعه مطرح شد، برخی علما آن را حرام دانستند، زیرا فطرت سلیم، وجدان دینی و اخلاق عمومی از چنین رفتاری ابا دارد. بسیاری از مباحث فقهی با فطرت انسان گره خوردهاند و قابل مناقشه علمی نیستند.
نمونهای دیگر: گفتهاند اگر کسی در بیابان، آب محدودی داشته باشد که فقط برای رفع تشنگیاش یا برای وضو کافی باشد، و در کنار او جانداری ـ اعم از حیوان یا غلام ـ وجود داشته باشد، چنانچه آن جاندار متعلق به خود او باشد، چون حفظ جانش بر او واجب است، میتواند تیمم کند و آب را به آن حیوان بدهد. در این حکم، اختلاف چندانی نیست. اما اگر جاندار متعلق به شخص دیگری باشد، متأسفانه برخی فقها گفتهاند باید وضو بگیرد، حتی اگر جاندار از بین برود.
حضرت امام(ره) در کتاب الطهاره میفرمایند: «فطرت سلیم ابا دارد از اینکه کسی وضو بگیرد و جانداری از بین برود.» این نگاه اگر بنیان فقه قرار گیرد، بسیاری از مشکلات حل میشود. در مقابل، نگاه دیگر قدسیتی برای وضو و نماز قائل است که حتی به بهای نابودی جانداری مثل حیوان نیز حاضر به ترک آن نیست.
این نوع محتوا و برداشتهاست که انسان را میآزارد و موجب فاصله گرفتن جامعه از دین و احکام الهی میشود.
شما بر کاربردی بودن رسالههای عملیه تأکید کردید. با توجه به اینکه مخاطبان این رسالهها تنها ایرانیان نیستند و مسلمانان ساکن دیگر کشورها نیز از آنها استفاده میکنند، پرسش این است که آیا رسالههای موجود، برای مسلمانان مقیم غرب و شرق جهان نیز قابل استفاده هستند؟
اگر رساله را به عنوان کتاب در نظر بگیریم و فرد بخواهد به همان شکل به آن مراجعه کند، بهویژه با توجه به عدم آشنایی مخاطبان غیرایرانی با آن، کار دشوار خواهد بود. اما اگر به صورت نرمافزار طراحی شود تا فرد بتواند در آن جستوجو کند و پاسخ سؤال خود را بیابد، کارآمدتر میشود. در حال حاضر، بسیاری از مراجع، استفتائاتی برای خارج از کشور دارند و مرحوم والد استاد نیز با توجه به فتاوای کارگشایشان در حوزهی مسائل حقوقی مسلمانان مقیم خارج، چنین رسالهای را تنظیم کرده بودند.

اگر کسی استفتائات خارج از کشور را چاپ میکند، باید با مقتضیات آن فضا آشنا باشد. اکنون بسیاری از مراجع تقلید، مراجعه به محاکم غیرمسلمان را جایز نمیدانند و طلاق واقعشده در آن محاکم را صحیح نمیشمارند و آن را نیازمند اجرای مجدد طلاق شرعی میدانند؛ اما مرحوم والد قائل بودند که نیاز به طلاق دوباره نیست. اینگونه فتاواست که گرهگشا میشود.
بی توجهی به نیازهای مسلمانان خارج از کشور دشواری در عمل به دین ایجاد می کند
هیچ تردیدی نیست که رسالههای فعلی، در قالب کتاب و با سبک موجود، برای مسلمانان خارج از کشور قابل استفادهی عملی نیستند. البته دسترسی به نسخههای مجازی رسالهها امروز آسان شده است، اما مشکل در خود دسترسی نیست؛ اشکال اصلی، در کاربردی نبودن فتاواست. رسالهای که تنها بنویسد «طلاق محاکم غیر اسلامی صحیح نیست و باید در محاکم اسلامی طلاق جاری شود»، چه مشکلی از مکلفین خارج از کشور را حل میکند؟ بیتوجهی به شرایط و نیازهای زندگی آنان، صعوبت و دشواری در عمل به دین ایجاد میکند.
از جمله دغدغههای مسلمانان خارج از کشور، مسئله گوشتهای عرضهشده در بازارهای غیرمسلمان و چرم مصنوعات آن کشورهاست. اگر فقه در این مسائل موضع و نظریه روشنی نداشته باشد، نمیتواند مشکل را برطرف کند. مراد من این نیست که باید دو فتوای جداگانه برای داخل و خارج کشور صادر شود، بلکه مقصود این است که فقیه در مقام استنباط باید مقتضیات و شرایط زندگی مسلمانان در آن فضا را نیز در نظر بگیرد.











