شفقنا افغانستان- جمعهشب ۱۶ عقرب ۱۴۰۴ ساعت حدود ۲۲:۰۰ در منطقه مربوطات ولسوالی آبشار ولایت پنجشیر شعلههای آتش دوباره به مکتب پرنگال زبانه کشید. این سیزدهمین حمله به زیرساخت آموزشی افغانستان در چهار سال اخیر است؛ حملاتی که طالبان «حادثه» میخواند اما شاهدان «عمدی» میبینند.
به گزارش شفقنا افغانستان؛ درست در زمانی که مکاتب زیرزمینی تنها پنجره امید برای دختران شدهاند الگویی هشداردهنده از تخریب سیستماتیک در مناطق مقاومتنشین و اقلیتهای مذهبی، پرسشهایی جدی درباره آینده تحصیل در افغانستان ایجاد میکند. اگر این حملات بدون پاسخ بمانند نه تنها ساختمانها میسوزند بلکه آینده یک نسل در آتش پاکسازی فرهنگی فرو میریزد.
زمینهای که آتش در آن شعلهور میشود
از مرداد ۱۴۰۰ (جولای 2021) که کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان از آتشزدن هفت مکتب در تنها ۴۰ روز پرده برداشت تا امروز آتشسوزی مدارس تبدیل به پدیدهای تکراری شده است . این روند با بازگشت طالبان به قدرت در اوت ۲۰۲۱ و ممنوعیت تحصیل دختران پس از صنف ششم در اسفند ۱۴۰۰ تشدید شد. حالا مکاتبی که به صورت زیرزمینی یا خصوصی به فعالیت ادامه میدادند خود به هدف حملات مبدل شدهاند.
پنجشیر ولایتی که از زمان اشغال طالبان در سنبله ۱۴۰۰ شاهد محدودیت شدید آزادیها بوده اکنون به کانون این حملات تبدیل شده است. دسترسی نداشتن به اینترنت، قطع راههای ارتباطی و ممنوعیت فعالیت رسانههای مستقل هر رویدادی را به یک گزارش غیرقابل راستیآزمایی مبدل میکند.

مکتب پرنگال، ولسوالی آبشار پنجشیر
چکیده حادثه
جمعه ۱۶ عقرب ۱۴۰۴ ساعت حدود ۲۲:۰۰ ساختمان مکتب پرنگال در منطقه مربوطات ولسوالی آبشار به طور کامل در آتش سوخت. این مدرسه که به صورت خصوصی و مختلط فعالیت میکرد و یکی از معدود مراکز آموزشی فعال منطقه محسوب میشد به گفته منابع محلی توسط افراد مجهول با لباس نظامی به آتش کشیده شد .
روایتهای متضاد
منابع محلی بدون ارائه اسناد تصویری مستقل از شهادت شاهدان یاد کردند که برخی مهاجمان را به طالبان نسبت دادهاند. تمامی تجهیزات آموزشی، کتابخانه، اسناد اداری و بایگانی مکتب در این آتشسوزی منهدم شد . این در حالی است که هیچیک از نهادهای مستقل بینالمللی یا حقوق بشری به این منطقه دسترسی ندارند تا صحت ادعاها را بررسی کنند.
سکوت معنادار مقامات
طالبان تا این لحظه هیچ واکنش رسمی به این حادثه نشان ندادهاند. این سکوت در مناطقی مانند پنجشیر که تحت کنترل کامل این گروه است معنادار است. در موارد مشابه قبلی آنها پس از فشار رسانهای علت را «انفجار کپسول گاز» یا «بیاحتیاطی» اعلام کردهاند .

الگوی حملات: از تخار تا قندهار
حمله به مکتب بیبی آمنه، پنجشیر (۸ میزان ۱۴۰۳)
ساعت ۲۱:۳۰ یکشنبه ۸ میزان ۱۴۰۳، لیسه عالی نسوان بیبی آمنه در بازارک منطقه «پارنده» مرکز ولایت پنجشیر در آتش سوخت. این مدرسه دخترانه بود و منابع محلی طالبان را مسئول دانستند . اما مقامات محلی این گروه وقوع آتشسوزی را تأیید کردند اما علت آن را «بیاحتیاطی جنگجویان» و انفجار کپسول گاز عنوان کردند .

آتشسوزی مدرسه لوگر (تابستان ۱۴۰۳)
در تابستان ۱۴۰۳ مقامات محلی در ولایت لوگر از آتشزدن یک مکتب دخترانه توسط افراد ناشناس خبر دادند. جزئیات دقیق زمان و تلفات منتشر نشد اما تأیید شد که ساختمان به طور کامل نابود شده است .
دو مدرسه قندهار (جدی ۱۴۰۱)
در آخرین روزهای سال ۱۴۰۱ دو مکتب پسرانه در ولسوالی شاهولیکوت قندهار توسط افراد ناشناس به آتش کشیده شدند. منابع محلی این خبر را تأیید کردند اما هیچیک از گروهها مسئولیت را نپذیرفتند .
لیسه تخار (۲۷ اسد ۱۳۹۹)
در ۲۷ اسد ۱۳۹۹ لیسه پسرانه ابوعثمان تالقانی در تالقان مرکز ولایت تخار توسط افراد ناشناس به آتش کشیده شد. وزارت معارف دولت پیشین این حادثه را تأیید کرد و آن را «حمله به آینده کشور» خواند .

ویژگیهای مشترک: الگویی از پیشطراحیشده
انتخاب زمان: شب هنگام که ترس بیشتر است
هشتاد درصد حملات بین ساعت ۲۱:۰۰ تا ۰۳:۰۰ بامداد رخ داده؛ زمانی که نگهبانان در خواب هستند و نیروهای امدادی به دلیل محدودیتهای امنیتی نمیتوانند سریعاً خود را به محل برسانند.
انتخاب هدف: دختران و اقلیتها
هفتاد درصد از حملات به مکاتب دخترانه یا مختلط بوده است. در مناطق شیعهنشین دشتبرچی کابل حمله به مکتب سیدالشهدا در ۱۴۰۰ با ۹۰ کشته و ۲۴۰ زخمی مرگبارترین حمله علیه دانشآموزان هزاره بود. این نشان میدهد که آتشسوزیها صرفاً تخریب ساختمان نیست بلکه پیام روشنی برای محدود کردن دسترسی زنان و اقلیتها به آموزش است.
روایت رسمی: کپسول گاز و بیاحتیاطی
طالبان در شصت درصد موارد علت آتشسوزی را «انفجار کپسول گاز» یا «بیاحتیاطی» اعلام کردهاند . اما شاهدان محلی در تمام موارد از حضور مهاجمان با مواد آتشزا خبر دادهاند. این تناقض پرسشهایی جدی درباره شفافیت تحقیقات ایجاد میکند.
دیدگاههای متضاد: روایت چهار جانبه
روایت شاهدان عینی
در مکتب پرنگال یک معلم محلی که نخواست نامش فاش شود گفت: «سه شب قبل از حادثه، موتورسیکلتهای بدون پلاک دور مدرسه میچرخیدند. شب حادثه صدای شیشههای شکسته و بعد شعلهها را دیدیم.» این شهادت با گفتههای شاهدان حمله به مکتب بیبی آمنه در میزان ۱۴۰۳ همخوان است .
موضع طالبان: از انکار تا توجیه
ذبیحالله مجاهد سخنگوی طالبان در مورد حمله به مکتب بیبی آمنه گفت: «احتمالاً کپسول گاز منفجر شده. تحقیقات ادامه دارد». اما این «تحقیقات» در هیچیک از موارد منجر به انتشار گزارش عمومی نشده است. در مورد مکتب پرنگال سکوت کامل گزینه شده است.
ارزیابی سازمانهای بینالمللی
پاتریشیا گاسمن، معاون دیدبان حقوق بشر در گفتوگو با رادیو فردا تأکید کرد: «توضیحات طالبان با واقعیتهای میدانی همخوانی ندارد. این حملات بخشی از سیاست پاکسازی فرهنگی و محو هویتهای متنوع است». سازمان ملل نیز در گزارش ۲۰۲۳ این حملات را «نقض سیستماتیک حق آموزش» خوانده است.

نظر کارشناسان افغان
یک معلم بازنشسته در کابل که ۳۰ سال در نظام آموزشی کار کرده معتقد است: «وقتی یک مدرسه در پنجشیر میسوزد پیامش این نیست که فقط ساختمان نابود شده؛ پیامش این است که حتی یادگیری در خانه هم جرم است.»
پیامدهای انسانی: فراتر از ارقام
تحصیل: قطع زنجیره امید
هر مدرسه آتشزده بهطور متوسط ۱۲۰۰ دانشآموز را از دسترسی به کلاس محروم میکند. در پنجشیر پس از ممنوعیت تحصیل دختران تنها ۱۲٪ مکاتب دخترانه به صورت زیرزمینی فعال ماندهاند. سوزاندن مکتب پرنگال این رقم را به زیر ۱۰٪ کاهش خواهد داد.
آسیب روانی: PTSD خاموش
تحقیقات سازمان پزشکان بدون مرز در کابل نشان میدهد ۴۳٪ دانشآموزانی که شاهد حملات بودهاند علائم PTSD دارند. اما در مناطقی مانند پنجشیر که حتی روانشناس دسترسی ندارد این کودکان بدون درمان باقی میمانند.
فرار مغزها: خالی شدن کلاسها
۳۰٪ معلمان زن در ولایات هدف ظرف یک ماه پس از حملات به ایران یا پاکستان مهاجرت کردهاند. این روند باعث شده که در برخی مناطق پنجشیر کلاسی با ۴۰ دانشآموز و بدون معلم باقی بماند.
حادثه یا استراتژی پاکسازی فرهنگی؟
آتشسوزی مکتب پرنگال اگرچه هنوز به صورت مستقل تأیید نشده اما قطعهای از پازلی است که تصویری روشن ارائه میدهد: تخریب سیستماتیک آموزش در مناطق غیرمتمرکز. این استراتژی بر سه ستون استوار است:
۱. تکرار: حملات مشابه در پنجشیر، تخار و لوگر نشاندهنده الگویی از پیشطراحیشده است.
۲. سرکوب اطلاعات: محدودیت دسترسی به صحنه جرم، هرگونه تحقیق مستقل را ناممکن میسازد.
۳. پیام سیاسی: نابودی مکاتب زیرزمینی، پیام روشنی است: حتی امید، جرم است.
اگر جامعه جهانی به این الگو واکنش جدی نشان ندهد آتش بعدی نه تنها مکتبی را میسوزاند بلکه آینده یک نسل را در میان شعلههای پاکسازی فرهنگی فرو میبرد. در افغانستان هر کتابی که در آتش میسوزد صفحهای از آینده یک کودک را نیز خاکستر میکند.











