شفقنا آینده- یک تحلیلگر مسائل بین الملل می گوید: تاریخ روابط بینالملل نشان داده است که هیچ قدرتی، صرفاً بهخاطر منافع کشور دیگر، از ابزارهای خود در نهادهای بینالمللی استفاده نمیکند. روسیه و چین نیز در موارد متعدد، از جمله تصویب قطعنامههای شورای امنیت علیه ایران، یا در بحرانهای منطقهای مانند جنگ قرهباغ، منافع ملی خود را بر هرگونه ملاحظه سیاسی دیگر ترجیح دادهاند. نمونههای متعدد از رفتارهای این کشورها در قبال متحدان منطقهایشان، از جمله سوریه و ارمنستان، نشان میدهد که روابط بینالملل بر اساس منافع و مصالح ملی کشورها تنظیم میشود، نه بر اساس تعهدات احساسی یا شخصی. اشتباه راهبردی آن است که منافع ملی ایران را در چارچوب منافع قدرتهای دیگر تعریف کنیم.
بازگشت به اصول بنیادین سیاست خارجی جمهوری اسلامی، بهویژه شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی»
دکتر میرقاسم مومنی در گفت وگو با خبرنگار شفقنا آینده در پاسخ به این سوال که روابط ایران و روسیه در طول تاریخ، همواره با فراز و نشیبهایی همراه بوده است. از دورههای رقابت و تعارض در قرون گذشته تا همکاریهای محدود و محتاطانه در دهههای اخیر، این روابط همواره تحت تأثیر تحولات منطقهای و بینالمللی قرار داشته است. با این حال، برخی تحلیلگران معتقدند که در سالهای اخیر، سیاست خارجی ایران بیش از حد به سمت شرق، بهویژه روسیه، متمایل شده و این امر ممکن است به کاهش ظرفیتهای تعامل با سایر قدرتها، بهویژه کشورهای غربی، منجر شود دیدگاه شما در این خصوص چیست؟ اظهار داشت: در چنین شرایطی، پرسش اساسی این است که ایران چه چشمانداز و سیاستهایی را باید در قبال روسیه اتخاذ کند تا حداکثر منافع ملی خود را تأمین نماید. بازگشت به اصول بنیادین سیاست خارجی جمهوری اسلامی، بهویژه شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی»، که از ابتدای انقلاب اسلامی مطرح بوده، میتواند راهنمایی مؤثر برای سیاستگذاری در شرایط کنونی باشد.
سیاست خارجی ایران نباید بر اساس وابستگی به یک بلوک خاص، چه شرق و چه غرب، تعریف شود
سیاست خارجی نباید بر مبنای روابط شخصی با رهبران کشورها تنظیم شود
وی افزود: سیاست خارجی ایران نباید بر اساس وابستگی به یک بلوک خاص، چه شرق و چه غرب، تعریف شود. بلکه باید بر پایه منافع ملی، احکام دینی، و مصالح مردم کشور تنظیم گردد. اگر منافع ایران در توسعه روابط با شرق تأمین میشود، باید آن مسیر را پی گرفت؛ و اگر تعامل با غرب منافع بیشتری در پی دارد، نباید از آن چشمپوشی کرد. هیچ کشوری چک سفید امضا به ایران نداده و ایران نیز نباید چنین امتیازی به هیچ کشوری بدهد. تجربه روابط با کشورهایی مانند عراق و سوریه نیز نشان داده است که سیاست خارجی نباید بر مبنای روابط شخصی با رهبران کشورها تنظیم شود. دولتها و سیاستها تغییر میکنند، اما منافع ملی باید ثابت و پایدار باقی بماند. بنابراین، روابط ایران با کشورهایی مانند روسیه، چین، آمریکا یا اروپا باید بر اساس منافع مشترک، ظرفیتهای اقتصادی، و الزامات امنیتی تنظیم شود، نه بر اساس وابستگیهای احساسی یا شخصی.
نمایندگان مجلس و مسئولان اجرایی باید نظرات مردم را بازتاب دهند، نه دیدگاههای شخصی خود را بهجای خواست عمومی مطرح کنند
وی با بیان اینکه در شرایط کنونی، روسیه و چین نیز به همکاری با ایران نیاز دارند، اما این به معنای برتری یا اولویت مطلق این روابط نیست تصریح کرد: باید بهطور شفاف ارزیابی شود که ایران از این همکاریها چه دستاوردهایی داشته و چه امتیازاتی دریافت کرده است. آیا در بازار صادرات به روسیه جایگاه قابل قبولی یافتهایم؟ آیا موانع تجاری و تعرفهای کاهش یافتهاند؟ آیا در حوزه فناوری، انرژی یا امنیت، همکاریها متوازن و سودمند بودهاند؟ اینها پرسشهایی است که افکار عمومی و نخبگان کشور حق دارند پاسخ آن را بدانند. شفافیت در سیاستگذاری خارجی، پاسخگویی نمایندگان به حوزههای انتخابیه، و مشارکت واقعی مردم در تعیین جهتگیریهای کلان کشور، از الزامات یک سیاست خارجی موفق و پایدار است. نمایندگان مجلس و مسئولان اجرایی باید نظرات مردم را بازتاب دهند، نه دیدگاههای شخصی خود را بهجای خواست عمومی مطرح کنند.
مذاکره و تعامل باید از موضع اقتدار باشد، نه از موضع ضعف
وی افزود: در نهایت، ایران کشوری با پیشینه تاریخی، ظرفیتهای ژئوپلیتیکی و منابع انسانی و طبیعی گسترده است. نباید جایگاه آن در معادلات جهانی به سطح وابستگی به یک یا چند کشور خاص تقلیل یابد. سیاست خارجی جمهوری اسلامی باید با اقتدار، عقلانیت و بر اساس منافع ملی طراحی و اجرا شود. مذاکره و تعامل باید از موضع اقتدار باشد، نه از موضع ضعف.
این تحلیلگر با اشاره به اینکه در فضای سیاسی کشور، گاه شاهد تحلیلهایی هستیم که یا از سر ناآگاهی بیان میشوند یا با اهداف مغرضانه، بهگونهای طراحی شدهاند که کشور را با چالشهای داخلی و خارجی مواجه سازند گفت: در این میان، نباید از نقش جنگ روانی و عملیات رسانهای دشمنان غافل شد؛ جنگی که با هدف ایجاد اختلال در نظام تصمیمگیری، تضعیف انسجام اجتماعی، و تشدید اختلافات داخلی طراحی شده است.
هیچ قدرتی، صرفاً بهخاطر منافع کشور دیگر، از ابزارهای خود در نهادهای بینالمللی استفاده نمیکند
اشتباه راهبردی آن است که منافع ملی ایران را در چارچوب منافع قدرتهای دیگر تعریف کنیم
هیچ کشوری، اعم از روسیه، چین، آمریکا یا کشورهای اروپایی، بهصورت ذاتی و دائمی حامی منافع ایران نخواهد بود
وی در خصوص اینکه یکی از مباحث مطرح در سالهای اخیر، نزدیکی ایران به روسیه و چین بهعنوان قدرتهای شرقی است. برخی این نزدیکی را با توجیهاتی نظیر عضویت روسیه در شورای امنیت سازمان ملل و برخورداری از حق وتو، یا ایجاد موازنه در برابر فشارهای غربی، توجیه میکنند نظر شما چیست؟ اظهار داشت: باید با نگاهی واقعگرایانه به این ادعاها نگریست. تاریخ روابط بینالملل نشان داده است که هیچ قدرتی، صرفاً بهخاطر منافع کشور دیگر، از ابزارهای خود در نهادهای بینالمللی استفاده نمیکند. روسیه و چین نیز در موارد متعدد، از جمله تصویب قطعنامههای شورای امنیت علیه ایران، یا در بحرانهای منطقهای مانند جنگ قرهباغ، منافع ملی خود را بر هرگونه ملاحظه سیاسی دیگر ترجیح دادهاند. نمونههای متعدد از رفتارهای این کشورها در قبال متحدان منطقهایشان، از جمله سوریه و ارمنستان، نشان میدهد که روابط بینالملل بر اساس منافع و مصالح ملی کشورها تنظیم میشود، نه بر اساس تعهدات احساسی یا شخصی. اشتباه راهبردی آن است که منافع ملی ایران را در چارچوب منافع قدرتهای دیگر تعریف کنیم. هیچ کشوری، اعم از روسیه، چین، آمریکا یا کشورهای اروپایی، بهصورت ذاتی و دائمی حامی منافع ایران نخواهد بود. تنها زمانی میتوان انتظار حمایت داشت که منافع طرف مقابل نیز در آن همکاری تأمین شود. بنابراین، وابستگی یکجانبه به هر قدرتی، بدون در نظر گرفتن منافع متقابل و ظرفیتهای داخلی، نهتنها امنیت کشور را تضمین نمیکند، بلکه ممکن است زمینهساز آسیبهای بلندمدت شود.
ایران باید با اقتدار، شفافیت و واقعگرایی، روابط خارجی خود را تنظیم کند
مومنی افزود: سیاست خارجی باید بر اساس اصول عقلانی، قواعد بینالمللی و منافع ملی طراحی شود. روابط کشورها نباید در حد تعارفات روزمره یا وابستگیهای شخصی با رهبران دیگر کشورها تعریف شود. دولتها و سیاستها تغییر میکنند، اما منافع ملی باید ثابت و پایدار باقی بماند. ایران باید با اقتدار، شفافیت و واقعگرایی، روابط خارجی خود را تنظیم کند و از هرگونه احساسگرایی یا سادهانگاری در تحلیل روابط بینالملل پرهیز نماید. در نهایت، تنها راه حفظ منافع ملی، اتکای به ظرفیتهای داخلی، انسجام ملی، و مشارکت نخبگان و مردم در فرآیند تصمیمگیری است. هیچ قدرت خارجی بهتنهایی ضامن امنیت و پیشرفت ایران نخواهد بود، مگر آنکه خودمان برای منافع کشورمان تصمیمگیری کنیم و با عقلانیت و تدبیر، مسیر توسعه و تعامل را پیش ببریم.











