شفقنا آینده- یک استاد دانشگاه و آینده پژوه درباره آینده منطقه غزه پس از طرح آتش بس می گوید: حجم بالای خشونتها، از جمله بمبارانهای گسترده و تلفات انسانی، نشان میدهد که حل این بحران نیازمند رویکردی فراتر از توافقات نمادین است. حتی اگر در حال حاضر آتشبس برقرار شده باشد و برخی رسانهها از نقش میانجیگرانه ایالات متحده سخن بگویند، واقعیت این است که ریشههای بحران عمیقتر از آن است که با یک توافق صلح محدود پایان یابد.
تا زمانی که وضعیت معیشتی، سیاسی و حقوقی مردم فلسطین بهطور بنیادین سامان نیابد، امکان دستیابی به صلح پایدار وجود نخواهد داشت
دکتر محسن جلیلوند در گفت وگو با خبرنگار شفقنا آینده در پاسخ به این سوال که با توجه به توافق صلح غزه که اخیراً با حضور کشورهای مختلف صورت گرفته و روندی که در پی آن در حال پیگیری است، این پرسش مطرح میشود که آینده این مناقشه چگونه رقم خواهد خورد؟ اظهار داشت: با در نظر گرفتن پیچیدگیهای تاریخی و ریشهدار منطقه فلسطین، ارزیابی چشمانداز این بحران نیازمند نگاهی ژرف و چندلایه است. در پاسخ به این پرسش، باید اذعان داشت که مناقشه میان اسرائیل و فلسطین از جمله بحرانهایی نیست که بتوان آن را در کوتاهمدت و با راهحلهای سطحی حلوفصل کرد. تجربه تاریخی نشان داده است که تا زمانی که وضعیت معیشتی، سیاسی و حقوقی مردم فلسطین بهطور بنیادین سامان نیابد، امکان دستیابی به صلح پایدار وجود نخواهد داشت. تحقق چنین صلحی مستلزم یک چرخش ساختاری در سیاست بینالملل است؛ تحولی که شاید در بلندمدت قابل تصور باشد، اما در کوتاهمدت نمیتوان به آن خوشبین بود.
ریشههای بحران عمیقتر از آن است که با یک توافق صلح محدود پایان یابد
هدف نهایی این طرحها، تثبیت موقعیت اسرائیل بهعنوان قدرت مرکزی در خاورمیانه است
وی افزود: حجم بالای خشونتها، از جمله بمبارانهای گسترده و تلفات انسانی، نشان میدهد که حل این بحران نیازمند رویکردی فراتر از توافقات نمادین است. حتی اگر در حال حاضر آتشبس برقرار شده باشد و برخی رسانهها از نقش میانجیگرانه ایالات متحده سخن بگویند، واقعیت این است که ریشههای بحران عمیقتر از آن است که با یک توافق صلح محدود پایان یابد. اگرچه ایالات متحده در رسانهها مخالفت خود را با الحاق کرانه باختری اعلام کرده، اما تردیدی نیست که تصمیمسازیهای کلان در واشینگتن و برنامهریزیهای راهبردی در تلآویو انجام میشود و اجرای آن توسط مجموعهای از کشورهای غربی صورت میگیرد. در این میان، کشورهای عربی عمدتاً در موقعیت تابع قرار دارند و نقش مستقلی در فرآیندهای اجرایی ندارند. هدف نهایی این طرحها، تثبیت موقعیت اسرائیل بهعنوان قدرت مرکزی در خاورمیانه است؛ منطقهای که آمریکا قصد دارد آن را به اسرائیل واگذار کرده و تمرکز خود را به تهدیدات راهبردیتری مانند چین معطوف کند.
هرگونه توافق یا تحول در منطقه، بهنوعی با موقعیت ایران گره خورده است
از منظر تاریخی، خاورمیانه همواره صحنه منازعات تمدنی، قومی و دینی بوده است
وی تصریح کرد: در چنین شرایطی، تنها کشوری که بهطور علنی با موجودیت اسرائیل مخالفت میکند، جمهوری اسلامی ایران است. از اینرو، هرگونه توافق یا تحول در منطقه، بهنوعی با موقعیت ایران نیز گره خورده است. اگر ایالات متحده بتواند به هر شکل با ایران به توافق برسد، ممکن است طرح تثبیت اسرائیل در منطقه با سرعت بیشتری پیش رود. از منظر تاریخی، خاورمیانه همواره صحنه منازعات تمدنی، قومی و دینی بوده است. از دوران سومر و آکد گرفته تا جنگهای صلیبی، این منطقه همواره درگیر رقابتهای قدرت بوده و بیتالمقدس بهعنوان نماد این منازعات، جایگاه ویژهای داشته است. با وجود تنوع دینی و قومی، تجربه تاریخی نشان داده که دورههای تنش و درگیری، همواره با دورههایی از همزیستی و تعامل همراه بودهاند.
وی ادامه داد: در نهایت، اگرچه برخی بازیگران منطقهای و جهانی تلاش دارند با بهرهگیری از مؤلفههای دینی، هویتی و سیاسی، قدرت خود را تثبیت کنند، اما واقعیت این است که تحولات اجتماعی و فرهنگی، بهویژه در نسلهای جدید، نشاندهنده کاهش نقش برخی چارچوب های دینی در زندگی فردی و جمعی است. با این حال، در مناطقی مانند اسرائیل، ایران و افغانستان، دین همچنان بهعنوان کانون مرکزی هویت ملی و ابزاری برای تولید قدرت سیاسی مورد استفاده قرار میگیرد. پیشبینی آینده این مناقشه دشوار است، اما آنچه مسلم است، این است که حلوفصل پایدار آن نیازمند تغییرات بنیادین در ساختارهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی منطقه و جهان خواهد بود.
تحلیل تاریخی و هویتی منازعه بر سر بیتالمقدس
جلیلوند با اشاره به اینکه بیتالمقدس، شهری با پیشینهای کهن و جایگاهی بیبدیل در تاریخ ادیان ابراهیمی، همواره کانون منازعات سیاسی، مذهبی و تمدنی بوده است گفت: در زبانهای باستانی سومری و آکدی، این شهر با عنوان «بیقداش» شناخته میشده که معادل «بیتالمقدس» در زبانهای سامی است. واژهای که به معنای «شهر مقدس» یا «شهر سالم» تعبیر میشود. این شهر تاکنون بیش از هجده بار اشغال و هفت بار بهطور کامل ویران شده و بازسازی شده است؛ گواهی بر جایگاه حساس و مناقشهبرانگیز آن در طول تاریخ. در قلب این شهر، سه مکان مقدس متعلق به ادیان یهودیت، مسیحیت و اسلام در فاصلهای بسیار نزدیک به یکدیگر قرار دارند: کلیسای مقبره مقدس، مسجدالاقصی با گنبد نقرهای، و قبةالصخره با گنبد طلایی. این همجواری فیزیکی، نمادی از اشتراکات و در عین حال، منبعی از تنشهای تاریخی و مذهبی است. هر یک از این ادیان، روایت خاص خود را از این اماکن دارند و آنها را بهعنوان بخشی از هویت دینی و تاریخی خود میدانند.
وی تصریح کرد: از منظر تاریخی، این منطقه پیش از ظهور ادیان ابراهیمی نیز صحنه درگیریهای قومی و تمدنی بوده است. از دوران نوح، ابراهیم، داوود و سلیمان گرفته تا دوران سومریان، بابلیان، رومیان، صلیبیون و عثمانیان، همواره قدرتهای مختلف برای تسلط بر این سرزمین تلاش کردهاند. این منطقه، بهعنوان گهواره تمدن، همواره در معرض رقابتهای سیاسی، مذهبی و نظامی بوده است. در دوران معاصر نیز، با وجود تلاشهای بینالمللی برای صلح، از جمله طرحهایی چون «صلح ابراهیم»، همچنان اختلافات بنیادین میان پیروان ادیان و گروههای سیاسی مختلف پابرجاست. هر یک از این گروهها، تفسیر خاص خود را از تاریخ، حقانیت و آینده این سرزمین دارند. برای نمونه، برخی گروههای یهودی معتقدند تا زمانی که شرایط خاصی فراهم نشود، ظهور منجی ممکن نیست. در مقابل، برخی مسلمانان و مسیحیان نیز باورهای آخرالزمانی خاص خود را به این منطقه گره زدهاند.
وی تاکید کرد: این درگیریها، ریشه در هویتهای دینی، تاریخی و سیاسی دارند و صرفنظر از ساختارهای حکومتی یا حتی در صورت سکولاریزه شدن منطقه، بعید به نظر میرسد که بهسادگی پایان یابند. تاریخ نشان داده است که حتی در دورههایی که قدرتهای بزرگی چون کوروش، خلفای عباسی، عثمانیان یا حتی رومیان بر این منطقه سیطره داشتهاند، نتوانستهاند ثباتی پایدار در آن برقرار کنند.











