شفقنا- حضرت آیت الله سبحانی گفتند: میرزای نائینی دارای حافظه ای قوی بودند ضمن اینکه نوآوری ها و ابتکاراتی هم داشتند. مواضع سیاسی ایشان چندان گفته نشده است و برخلاف آنچه که متجددین آن زمان می گفتند ایشان از مشروطه کنار رفت، ابدا مشروطه را کنار نگذاشتند بلکه از کسانی که میخواستند مشروطه را از دین تهی کنند دوری جستند و الا اساس مسائل را پذیرفته بودند.
به گزارش خبرنگار شفقنا، حضرت آیت الله سبحانی در آئین افتتاحیه کنگره بین المللی مرحوم آیت الله نائینی که در مدرسه علمیه امام کاظم (ع) برگزار شد، اظهار داشتند: هدف از برپایی این همایش، تکریم یک عالم بزرگوار و مرجع عالیقدری است که در طول عمر خود خدمات ارزنده ای به جامعه علمی و شیعی بلکه اسلامی اهدا کرده است. اما این میوه شیرین از درخت پربار نجف اشرف چیده شده است. این تکریم اتفاقا مقارن است با هزارمین سال تاسیس حوزه علمیه نجف.
ایشان بیان کردند: حوزه علمیه نجف در سال 447 تشکیل شده است و الان هم سال 1447 هستیم. درواقع هزارسال از تاسیس حوزه علمیه نجف اشرف می گذرد. بنابراین مناسبت دارد قبل از آنکه وارد تبیین جهات شخصیت مرحوم آیت الله نائینی شویم، کلمه ای هم درباره نجف عرض کنم.
ایشان با طرح این سوال که آیا نجف قبل از مهاجرت شیخ طوسی بیایان خشکی بود یا شهری بود؟ اظهارداشتند: آنچه از مطالعه برمی آید این است که نجف اشرف قبل از مهاجرت شیخ طوسی شهرکی بوده که قرّائی داشته است. نجف قبل از مهاجرت شیخ در 447 قمری، شهرکی جامع الجهات بوده است. دلایل در این باره زیاد است و من اجمالا یکی دو دلیل را یادآور می شوم.
ایشان افزودند: در درجه اول، ابن الحجاج بغدادی متوفای 391 در حرم امیرالمومنین (ع) در نجف اشرف اشعاری سروده است. از این اشعار معلوم می شود که قبه و تشکیلاتی بوده است.
ایشان ادامه دادند: مرحوم ابن طاووس در کتاب «فرحة القریب» می نویسد: عضدالدوله از بغداد آمد، اول رفت کربلا را زیارت کرد و سپس در سال 371 (قبل از تولد شیخ طوسی) آمد نجف و صندوق را باز کرد، برای مجاورین 5 هزار درهم داد. از اینجا معلوم می شود که در نجف فقها بوده و قرّاء بوده است.
ایشان افزودند: دلیل سوم اینکه وقتی کتابخانه شیخ طوسی را آتش زدند برخی را به نجف منتقل کرد. وی در نجف دو کار بزرگ انجام داد؛ یکی اینکه کتاب تبیان را نوشت که تفسیر جامعی است و شیخ طبرسی از آن بیشتر بهره برده است. در این کتاب از طبری، زجار، رمانی نقل می کند. معلوم می شود در نجف چنین کتابخانه ای بوده است که شیخ از آنها استفاده کرده است. بنابراین شهرکی و مدرسه ای و علمایی و قرّائی به صورت کوچک بوده است. شیخ از این موجود استفاده کرد و یک دانشگاه بزرگ شیعه تاسیس نمود.
حضرت آیت الله سبحانی در بخش دوم سخنان خود به زندگانی و شخصیت مرحوم آیت الله نائینی گفتند: مرحوم آیت الله نائینی بر اساس سندی که پشت قرآن خانوادگی ایشان نوشته شده، متولد 1276 قمری است. ایشان تا سال 1293 در نائین سکونت داشته و مقداری مقدمات خوانده و تحصیلاتی داشته است اما در سال 1293 قمری به اصفهان رفته و از محضر مرحوم شیخ محمدباقر و ابوالمعالی کلباسی بهره برده است. ایشان سال 1303 قمری عازم عراق شده است یعنی 10 سال در اصفهان تحصیل کرده است و مقداری از پایه های علمی ایشان در اصفهان بسته شده است. ایشان سپس در سال 1303 به سامرا می رود و در راس آن مرحوم مجدد شیرازی بوده است و بقدری مقرب بوده که گاهی کاتب میرزا بوده است و بهره های فوق العاده از میرزا بده است. تا سال 1314 یعنی دو سال بعد از فوت میرزا در سامرا بوده است. سپس به نجف برگشته و از سال 1315 تا سال 1355 در نجف بوده است. زمانی به نجف بازگشته که پرچم علم در دست مرحوم شیخ محمدکاظم خراسانی بوده است. به ایشان نزدیک شد و در مجالس استفتاء مرحوم شیخ کاظم خراسانی شرکت می کرد اما آنچنان نبود که تنها همین باشد، بعداً هم خودش یک مدرّس عالی مقامی شد.
ایشان سپس به تعاریف قدما درباره مرحوم میرزای نائینی پرداخته و افزودند: شخصیت آیت الله نائینی به قدری بزرگ است که نیاز به ثنا ندارد بلکه ما نیاز داریم ابراز ارادت کنیم. کتاب «تنبیه الامه و تنزیل الملة» میرزای نائینی در سال 1327 قمری چاپ شده است و مرحوم خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی بر آن تقریظ نوشتند. مرحوم سید محسن جبل عاملی، مولف اعیان الشیعه درحق میرزای نائینی می گوید: «کان عالما جلیلا فقیها اصولیا عارفا بلیغا متقنا للادب الفارسی مدرسا مقلّدا….». همچنین کتاب «مرآت الشرق» درباره افرادی است که در شرق دارای عظمت و مقام هستند. این کتاب میرزای نائینی را چنین معرفی می کند: «و هو من الاعلام المعاصرین، و اجلة الفقهاء المجتهدین، فقیه، اصولی، نبیه، دقیق النظر، عالی الفهم، وسیع الفکر، اثر القریحة، مستقیم السلیقه، سریع الانتقال …. بعد ارتحال استادنا العلامه محمد الکاظم الخراسانی مجلس علم او یحضرها خلاص الفضلا و از این جهت الیه رئاسة المذهب و زعامت الامة بعد رحلت مرحوم محمدکاظم خراسانی».
ایشان از مرحوم نائینی به عنوان قلیل الکتابة نام برد و در عین حال گفت: شاگردان میرزای نائینی توانستند افکار او را به بهترین وجه نقل کنند. امام خمینی میفرماید: «لباس مشکوک» مرحوم میرزا را مطالعه کرده ام. همین مطالب را هم شاگرد ایشان شیخ محمدعلی کاظمی خراسانی نوشته اما شاگرد نظر استاد را بهتر از خود استاد بیان کرده است. معلوم می شود قلم مرحوم مقرر خیلی قلم فوق العاده ای است. ایشان قلیل الکتابه است اما توفیقات دیگری دارد.
ایشان افزودند: «رسالة فی اللباس المشکوک» و «رسالة فی التزاحم والترتب» یک مسئله ابتکاری است و تاکنون کسی در این مورد رساله ننوشته است. «رسالة بین التزاحم والترتب»، «رسالة فی التعبدیة و التوسلیة»، «رسالة فی قاعدة لاضرر و لاضرار»؛ ظاهرا این رساله را در قم نوشته است.
ایشان به مقررهای میرزا هم اشاره کرده و افزودند: از میان مقررهای ایشان سه نفر را نام میبرم؛ یکی فواید الاصول به قلم مرحوم شیخ محمد علی کاظمی، دوم، اسود التقریرات به قلم مرحوم آیت الله العظمی خوئی و دیگری منیة الطالب فی حاشیة المکاسب به قلم مرحوم شیخ موسی نجفی، چهارم المکاسب و البیع به قلم شیخ محمد تقی آملی. مرحوم شیخ محمد تقی املی آدمی است که شناخته شده نیست. در مقدمه کتاب یک جمله از استاد نقل کرده است؛ آنچه شیخ انصاری به صورت مجمل گفته بود، خداوند متعال آنها را به استاد ما داد و به صورت مشروح بیان کرده است.
ایشان در بخش دیگر سخنان خود به جنبه های معنوی و تقوایی میرزای نائینی پرداخته و افزودند: عصمت مولود علم است وهرچه علم انسان به خدا بالاتر و برتر باشد این حالت به او دست می دهد. شایسته است که مرحوم آیت الله نائینی نمونه و الگویی برای ما و بزرگتر از ما باشد که همگی از اجداد بزرگوار خودشان بهره بگیرند.
ایشان مواضع سیاسی میرزای نائینی را هم مورد توجه قرار داد و گفتند: مواضع سیاسی میرزای نائینی کمتر گفته شده است. ایشان کتاب تنبیه الامة را در سال 1327 قمری نوشتند، بعدها کناره گیری کرد. متجددین در نظام سابق، این رابرای میرزا نقطه ضعف گرفتند که چون مشروطه را ایجاد کرد و بعد عقب نشینی کرد درحالیکه شیخ از مشروطه ابدا کنار نرفت. مشروطه را در کتاب تنبیه الامة آغاز کرد و در این موضع که نسبت به مسائل سیاسی نباید دور باشد برنگشت.
حضرت آیت الله سبحانی تصریح کردند: در سال ۱۳۴۰ در عراق بنا بود که برای مجلس رای گیری کنند. این مجلس به صلاح انگلستان بود. مرحوم میرزا تحریم می کنند. بنابراین از کسانی که میخواستند مشروطه را از دین تهی کنند دوری جستند و الا اساس مسائل را پذیرفته بودند.
ایشان گفتند: میرزای نائینی کلیدی برای حل مسائل داشت و ان اینکه قضایا را به قضایای حقیقیه و خارجیه تقسیم می کند. قضایای خارجه حکم بر موضوع است اما قضایای حقیقیه حکمی بر عنوان است. ایشان معتقد است احکام شرعیه موضوع حقیقیه است و از این خیلی بهره گرفته است.
ایشان با بیان اینکه هریک از علما برای حل مشکلات خود کلیدی دارند، گفتند: مرحوم آقا ضیاءالدین عراقی قضایا را به حینیه، مشروطه و مطلقه تقسیم می کند و با قضایای حینیه بسیاری از مشکلات را حل می کند. همینطور، مرحوم علامه طباطبایی کلید حل مشکلات ایشان این بود که میفرمود باید مسائل اعتباری را از مسائل حقیقی جدا کنیم. ایشان معتقد است از مرحله حکم هیچ قیدی نباید بیاید چون انقسامات لاحقه بعد از حکم است. انقسامات لاحقه گاهی علم و گاهی جهل است. اینها مرحله بعد است.
ایشان سپس به ویژگی های مرحوم میرزای نائینی اشاره کرده و گفتند: ایشان حافظه بسیار قوی داشته است چون هر مسئلهای که وارد میشود از مبانی مختلف و از اقوال مختلف شاهد میآورد. دوم، ایشان آراء و افکار نویی دارد اما ریشه آن به دو نفر برمی گردد یکی میرزای شیرازی و دیگری مرحوم سید محمد فشارکی. ایشان نزد هر دو درس خواندهاند. اساس آرای ایشان از این دو استاد است اما مقلد نیست. در این زمینه دو تا شاهد داریم مرحوم میرزا قائل است بر اینکه در لباس مشکوک می شود نماز خواند و حال آنکه قبل از میرزا کسی نمی گفت. دو، مرحوم رزای شیرازی قائل به ترتب است، ایشان هم قائل به ترتب است. اما ترتبی که مرحوم میرزای نائینی دارد شبیه ترتبی است که شیخ موسس علامه حائری آورده است. معلوم میشود که همه این دو بزرگوار از این دو شخصیت بهره بردهاند. ایشان نسبت به تلامیذ خود هر کسی چیزی مینوشت آن را می دید و مطالعه و یادداشت میکرد.











