شفقنا- یک تحلیلگر معتقد است: در کشاکش تحولات منطقهای و فشارهای شدید بینالمللی، روابط جمهوری اسلامی ایران با روسیه و چین بیش از گذشته زیر ذرهبین تحلیلگران قرار خواهد گرفت. آیا این روابط را میتوان به مثابه «اتحاد راهبردی» تعبیر کرد یا بیشتر شبیه «وابستگی» به بازیگران بزرگتر است؟ برای بررسی این پرسش، باید به ریشهها، منافع، ملاحظات متقابل و محدودیتها نگاهی دقیق بیندازیم.ابتدا باید اذعان کرد که جمهوری اسلامی ایران از سالها پیش بهدنبال کاهش فشارهای غرب، تنوعبخشی در شرکای بینالمللی و عبور از انزوای اقتصادی بوده است. در این مسیر، سیاست نگاه به شرق که از دوره ریاست جمهوری دکتر احمدینژاد به بعد مطرح شده است یکی از سنگ بنایهای دیپلماسی ایران محسوب میشود.
به گزارش شفقنا علیرضا توانا در روزنامه آرمان امروز نوشت: ورود به پیمان ۲۵ ساله با چین، امضای معاهده شراکت راهبردی جامع و گسترش همکاری های امنیتی و انرژی، همگی نمودهایی از این رویکرد هستند. اما آیا این اقدامات به معنای تشکیل یک بلوک متحد قدرتمند در برابر غرب است؟ در عمل، شواهد نشان میدهد که رابطه میان ایران از یک سو و روسیه و چین از سوی دیگر بیشتر بر مبنای موازنه منافع و محاسبات تاکتیکی تنظیم میشود تا بر بنیاد همبستگی ایدئولوژیک یا اتحاد مطلق یعنی طرف قوی تر همیشه به دنبال منافع ملی خود بوده است.
در رابطه با روسیه، در سال ۲۰۲۵ معاهده «شراکت راهبردی جامع» میان تهران و مسکو جدی تر شد که گستره وسیعی از همکاریهای دفاعی، اقتصادی، انرژی و فناوری را در بر دارد. اما این بدان معنا نیست که روسیه در هر میدان همراه ایران خواهد بود. در جنگ اخیر ۱۲ روزه میان ایران و اسرائیل، واکنش مسکو چندان فراتر از محکومیت لفظی نشد و ایران انتقاداتی نسبت به عدم مداخلۀ فعال روسیه مطرح کرد از سوی دیگر، روسیه در منطق قدرت بزرگ مناطق همپوشانی نفوذ مثل قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی،منافع مستقلی دارد که گاه با منافع ایران تداخل میکند. در مورد چین، توافقنامه بلندمدت ۲۵ ساله همکاری میان ایران و چین یکی از پایههای محوری در سیاست خارجی ایران است. ایران به دنبال دستیابی به سرمایهگذاری، فناوری و بازارهای صادراتی از چین است؛ در مقابل، چین نفت ارزان ایران را به عنوان منبع تأمین انرژی میخواهد.
اما چین نیز در مواضع بینالمللی همواره مصلحتگرایی را پیش میگیرد. در موارد دقیقتر، چین یا رأی ممتنع میدهد یا توازن ظریفی بین ارتباط با ایران و حفظ روابطش با آمریکا و کشورهای غربی برقرار میکند. میتوان گفت رابطه ایران با روسیه و چین بیشتر شبیه به یک همکاری مشروط و رفتاری است تا یک اتحاد مطلق؛ در شرایط صلح و در سطوح میانی سیاسی و اقتصادی، منافع مشترک منطقهای، فشار تحریم و نیاز متقابل، یکدیگر را به همکاری وا میدارد. اما در شرایط بحرانی یا در درگیریهای مستقیم با آمریکا یا متحدانش، این اتحادها به آسانی رنگ میبازند. مزیت اصلی ایران در این مثلث قدرت اگر بتوان از آن سخن گفت ، توان چرخش دیپلماتیک، بازی با کارت موازنهسازی میان قدرتها و حفظ ظرفیتهای داخلی است.
ایران اگر بتواند توان علمی، دفاعی و اقتصادی خود را تقویت کند و از وابستگی یکجانبه بکاهد، در موضع برابرتری قرار خواهد گرفت در غیر این صورت، همچنان در جایگاه بازیگر کوچک میان قدرتهای بزرگ باقی خواهد ماند؛ در نتیجه، عنوان اتحاد یا وابستگی را شاید بتوان اینچنین ترسیم کرد که رابطه ایران با روسیه و چین نه کاملاً اتحاد است و نه صرفاً وابستگی مطلق؛ بلکه ترکیبی از تعامل اعتباری، موازنه منافع و وابستگی تدریجی است. اما اگر ایران در این مسیر به ظرفیتهای مستقل خود بها ندهد، احتمال آن وجود دارد که نقش طرف ضعیفتر در این رابطه تشدید شود و آنچه امروز همکاری است، فردا به وابستگی استراتژیک بدل شود.











