امروز : جمعه 21آذرماه 1404 | ساعت : 23 : 28

آخرین اخبار

تشریح محورهای دیدار پزشکیان و شهباز شریف از زبان سفیر پاکستان

شفقنا- سفیر پاکستان روز جمعه در پیامی محورهای دیدار...

مقام سازمان ملل: هزینه بازسازی غزه باید توسط اسرائیل و حامیانش پرداخت شود

شفقنا- «فرانچسکا آلبانیزی» گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور...

چارچوب هماهنگی: نام نخست وزیر دوشنبه اعلام می شود

شفقنا- عبدالأمیر المیاحی، از رهبران چارچوب هماهنگی، امروز اعلام...

سخنگوی گوترش:«از ابتدای امسال شهرک‌نشینان اسرائیلی روزانه ۵ بار به فلسطینی‌ها در کرانه باختری...

شفقنا-«استفان‌ دوجاریک»، سخنگوی دبیرکل سازمان ملل اظهار داشت: آنتونیو...

عکس روز ناسا از آتش به پا کردن روباه شمالی

شفقنا- یک افسانه فنلاندی می‌گوید وقتی یک روباه قطبی...

روش جدید برای کشف خطر ابتلا به پوکی استخوان

شفقنا-محققان چینی روش جدیدی را برای کمک به کشف...

امدادرسانی هلال احمر به بیش از ۵۰۰۰ نفر در بارش‌های رگباری

شفقنا- معاون عملیات سازمان امدادونجات جمعیت هلال احمر، از...

نماینده حزب‌الله:«وزیر خارجه حملات اسرائیل به لبنان را توجیه می‌کند»

شفقنا-«حسین الحاج حسن»،عضو فراکسیون وفاداری به مقاومت در پارلمان...

برنامه دولت ترامپ برای عضویت اوکراین در اتحادیه اروپا در سال 2027

شفقنا- یک مقام رسمی می‌گوید طرح آمریکا به اوکراین...

عکس‌های جدید ترامپ، کلینتون و دیگر افراد سرشناس با جفری اپستین منتشر شد

شفقنا - دموکرات‌های کمیته نظارت مجلس نمایندگان آمریکا روز...

آخرین وضعیت دریاچه ارومیه

شفقنا- عکس ماهواره‌ای تازه از دریاچه ارومیه نشان می‌دهد...

رئیس جمهور لبنان: طرح انحصار سلاح به دست نیروهای دولتی در دست اجراست

شفقنا-«جوزف عون»، رئیس جمهور لبنان اعلام کرد: هیئت قانونگذاری...

تحول در تکالیف ابتدایی و گذر از مشق‌های بی‌هدف

شفقنا- یک پژوهشگر معتقد است: در روزگاری که تکالیف طولانی و بی‌هدف، کودکان را از مدرسه گریزان کرده، رویکرد تازه‌ای در آموزش ابتدایی در حال شکل‌گیری است، نگاهی که یادگیری را به تجربه‌ای لذت‌بخش، مهارتی و انسانی تبدیل می‌کند، این تحول نه تنها آینده تحصیلی کودکان را روشن‌تیر می‌سازد بلکه آرامش را به خانه‌ها بازمی گرداند.

به گزارش شفقنا، فاطمه دوله در ایرنا نوشت: چندی پیش «رضوان حکیم‌زاده» معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش درباره ضرورت کوتاه شدن تکالیف دانش‌آموزان ابتدایی با رویکرد هدفمند و مهارتی سخن گفت؛ تکالیفی که منجر به خستگی و دلزدگی دانش‌آموز می‌شود این سخنان مورد استقبال طیف وسیعی از خانواده آموزش و پرورش و والدین قرار گرفت و بازتاب رسانه‌ای بسیاری داشت.

تکالیف طولانی و تکراری سال‌ها است به بخشی از روزمرگی کودکان تبدیل شده‌ است اما روان‌شناسان و متخصصان آموزشی بارها هشدار داده‌اند که حجم بالای تمرین‌ها نه‌تنها یادگیری را تقویت نمی‌کند بلکه انگیزه، تمرکز و سلامت روان دانش‌آموزان را به خطر می‌اندازد؛ حالا نگاه تازه‌ای در حال شکل‌گیری است؛ اینکه تکالیف باید کوتاه، هدفمند و متناسب با سن کودک باشند. در سال‌های ابتدایی تحصیل، کودکان در حساس‌ترین مرحله رشد ذهنی و عاطفی خود قرار دارند هر تجربه آموزشی، می‌تواند نگرش آنان را نسبت به یادگیری برای سال‌ها شکل دهد. در این میان، تکالیف درسی نقش مهمی ایفا می‌کنند اما نه به هر قیمتی.

تکالیف طولانی، تکراری و بی‌هدف، اغلب باعث خستگی، دلزدگی و اضطراب در کودکان می‌شوند. این تمرین‌ها نه‌تنها یادگیری را عمیق‌تر نمی‌کنند، بلکه موجب می‌شوند کودک، درس را به‌عنوان یک وظیفه سنگین و آزاردهنده ببیند، نه فرصتی برای رشد و کشف. روان‌شناسان تربیتی تأکید می‌کنند که تمرین‌های درسی باید با توان شناختی و عاطفی کودک هم‌خوانی داشته باشند. کودکان در سنین ۶ تا ۱۲ سال، نیازمند فعالیت‌هایی هستند که کوتاه، جذاب و قابل فهم باشند. تمرین‌هایی که بتوانند در مدت زمان محدود، مهارتی خاص را تقویت کنند و حس موفقیت را در کودک ایجاد کند.

از سوی دیگر، خانواده‌ها نیز تحت فشار تکالیف سنگین قرار می‌گیرند. تنش‌های ناشی از اجبار به انجام تمرین‌های طولانی، روابط والد و فرزند را خدشه‌دار کرده و فضای خانه را به محیطی پرتنش تبدیل می‌کند در مقابل، تکالیف کوتاه و هدفمند نه‌تنها زمان خانواده را حفظ می‌کند بلکه فرصت تعامل مثبت میان والدین و کودک را فراهم می‌سازد. در رویکردهای نوین آموزشی، تأکید بر یادگیری فعال و مشارکتی است. به جای تمرین‌های انفرادی در خانه، دانش‌آموزان باید در کلاس درس، از طریق فعالیت‌های گروهی، بازی‌های آموزشی و پروژه‌های مهارتی، مفاهیم را تجربه کنند. در این چارچوب، تکالیف خارج از مدرسه تنها زمانی معنا دارند که مکمل یادگیری باشند، نه جایگزین آن.

کوتاه بودن تکالیف، به معنای سطحی بودن آنها نیست؛ بلکه به معنای طراحی هوشمندانه تمرین‌هایی است که در زمان محدود، بیشترین اثر آموزشی را داشته باشند. این تمرین‌ها باید متناسب با سن، توانایی و نیازهای واقعی دانش‌آموزان طراحی شوند و به جای تکرار بی‌هدف، مهارت‌هایی چون تفکر، خلاقیت، حل مسئله و همکاری را تقویت کنند.

 

مهارت‌محوری در آموزش ابتدایی: پلی میان یادگیری و آمادگی برای آینده

نسل آینده با تکالیف خسته‌کننده فاصله گرفته‌اند؛ حالا نگاه نوین مهارت‌محور در آموزش ابتدایی، با کوتاه، هدفمند و کاربردی کردن تمرین‌ها، کودکان را برای یادگیری فعال و ورود موفق به زندگی و بازار کار آماده می‌کند.

در بسیاری از خانه‌ها، غروب‌ها با صحنه‌ای آشنا همراه است: کودکی خسته که ساعت‌ها پای تکالیف درسی نشسته، والدینی نگران که تلاش می‌کنند فرزندشان را برای انجام تکالیف بیشتر ترغیب کنند، و فضایی پر از تنش که کم‌کم انگیزه یادگیری را از بین می‌برد. این تصویر، بازتاب واقعیتی است که سال‌هاست در نظام آموزشی ما وجود داشته: رویکردی که گاه بیش از حد بر تکالیف طولانی و تکراری تأکید داشته و فاصله‌ای عمیق میان آموزش و یادگیری واقعی ایجاد کرده است.

اما امروز، نگاهی تازه در حال شکل‌گیری است؛ نگاهی که به جای تمرکز صرف بر حجم تکالیف، بر کیفیت، هدفمندی و مهارت‌محور بودن آنها تأکید دارد. این تحول، نه‌تنها می‌تواند چهره آموزش ابتدایی را تغییر دهد، بلکه پایه‌گذار نسلی خواهد بود که با اعتماد به نفس، مهارت و انگیزه وارد مراحل بعدی تحصیل و در نهایت بازار کار می‌شوند.

دوران ابتدایی تحصیل، حساس‌ترین مقطع شکل‌گیری نگرش دانش‌آموزان نسبت به یادگیری است. رضوان حکیم‌زاده، معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش، با صراحت به این مسئله اشاره می‌کند و می‌گوید: «در صورت طولانی، تکراری و خسته‌کننده بودن تکالیف، اثر معکوس خواهد داشت و موجب دلزدگی دانش‌آموز از درس و مدرسه می‌شود.»

این جمله، واقعیتی مهم را بیان می‌کند. کودکانی که در سن ۶ تا ۱۲ سالگی با تکالیف سنگین و بی‌هدف روبه‌رو می‌شوند، نه‌تنها چیز خاصی یاد نمی‌گیرند، بلکه به تدریج از مدرسه و فرایند یادگیری فاصله می‌گیرند. آنها درس را نه یک فرصت برای کشف و رشد، بلکه یک تکلیف خسته‌کننده می‌بینند که باید به هر قیمتی از پس آن برآیند.

حکیم‌زاده تأکید می‌کند: «ضروری است از تکالیف خسته‌کننده، طولانی‌مدت و تکراری که موجب ایجاد تنش میان خانواده‌ها و دانش‌آموزان می‌شود پرهیز شود» این تنش‌ها نه‌تنها روابط خانوادگی را تحت تأثیر قرار می‌دهند، بلکه به تدریج سلامت روانی کودکان را نیز به مخاطره می‌اندازند. فشار مداوم برای انجام تکالیف بی‌پایان، اضطراب، کاهش اعتماد به نفس و در نهایت فرار از یادگیری را به همراه دارد.

چرا نمی‌توانیم صرفاً بر تئوری تکیه کنیم؟

آموزش سنتی اغلب بر حفظ کردن مطالب، تکرار مکانیکی تمرین‌ها و آزمون‌های کتبی متمرکز بوده است. این رویکرد، اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت نتایجی داشته باشد، اما در بلندمدت ضعف‌های جدی دارد. دانش‌آموزانی که فقط با مباحث تئوریک سروکار دارند، غالباً قادر نیستند دانسته‌های خود را در موقعیت‌های واقعی به کار بگیرند. آنها ممکن است بتوانند فرمول‌ها را حفظ کنند، اما نمی‌دانند چگونه از آنها برای حل مسائل روزمره استفاده کنند.

اینجاست که مهارت‌محوری اهمیت پیدا می‌کند. کسب مهارت در کنار مباحث تئوریک، یادگیری را زنده و معنادار می‌کند. دانش‌آموزان نه‌تنها می‌آموزند، بلکه یاد می‌گیرند چگونه بیاموزند. آنها توانایی تفکر انتقادی، حل مسئله، همکاری و خلاقیت را پرورش می‌دهند؛ مهارت‌هایی که نه‌تنها در مدرسه، بلکه در تمام زندگی‌شان به آنها کمک خواهد کرد.

حکیم‌زاده این دیدگاه را با بیان می‌کند: «قائل به تکالیف مهارت‌محور هستیم. فعالیت‌ها و تمرین‌هایی که به دانش‌آموزان داده می‌شود باید به گونه‌ای طراحی شود که علاوه بر افزایش مهارت‌های آنان، موجب خستگی و دلزدگی نشود.»

طرح این دیدگاه رویکردی تازه را ترسیم می‌کند: تکالیف نباید فقط برای تکلیف باشند. آنها باید ابزاری برای رشد مهارت‌های خاص باشند. او ادامه می‌دهداین تأکید بر کوتاهی و هدفمندی تکالیف، نکته کلیدی است. به جای اینکه کودکان ساعت‌ها پای تمرین‌های تکراری بنشینند، باید با فعالیت‌های کوتاه اما هدفمند روبه‌رو شوند که مهارتی خاص را تقویت کند. این رویکرد نه‌تنها زمان را بهینه می‌کند، بلکه انگیزه و تمرکز دانش‌آموزان را نیز حفظ می‌کند.

از دیگر سو تأکید بر یادگیری فعال و مشارکتی نگاهی تازه در مقایسه با آموزش و یادگیری سنتی ارائه می‌دهد. این نگاه، تحولی بنیادین در فلسفه آموزش است. به جای اینکه یادگیری فقط در خانه و به صورت انفرادی اتفاق بیفتد، باید در کلاس، از طریق تعامل، بحث، همکاری و تجربه عملی شکل بگیرد. کودکان از یکدیگر می‌آموزند، مهارت‌های اجتماعی پرورش می‌دهند و یادگیری برای آنها تجربه‌ای لذت‌بخش و به یادماندنی می‌شود.

از کلاس درس تا بازار کار

یکی از مهم‌ترین دلایل تأکید بر مهارت‌محوری، آماده‌سازی دانش‌آموزان برای آینده است. دنیای امروز، دنیای مهارت است. بازار کار دیگر به دنبال افرادی نیست که فقط اطلاعات حفظ کرده باشند؛ بلکه به افرادی نیاز دارد که بتوانند فکر کنند، مسئله حل کنند، همکاری کنند، خلاق باشند و سریع یاد بگیرند.

مصطفی آذرکیش، معاون آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش، با اشاره به اهمیت آموزش‌های فنی و حرفه‌ای می‌گوید: «باید جایگاه و ارزش کار را و تلاش را و کسب و کار حلال را به دانش‌آموزان منتقل کنیم.»

این جمله، پیامی عمیق دارد. کار و مهارت، ارزش ذاتی دارند. دانش‌آموزانی که از دوران ابتدایی با مهارت‌آموزی آشنا می‌شوند، نه‌تنها در مقاطع بعدی موفق‌تر خواهند بود، بلکه درک بهتری از دنیای واقعی کار و تلاش خواهند داشت.

رویکرد مهارت‌محور، مسیر ورود به بازار کار را هموار می‌کند. وقتی دانش‌آموزی از کلاس اول ابتدایی یاد می‌گیرد که چگونه مسئله‌ای را حل کند، چگونه با دیگران همکاری کنه، چگونه خلاقانه فکر کند و چگونه دانش تئوریک را در عمل به کار ببرد، او در واقع دارد برای آینده‌اش آماده می‌شود.

این آمادگی در مقطع متوسطه با آموزش‌های فنی و حرفه‌ای تکمیل می‌شود. آذرکیش اشاره می‌کند که ۳۹ درصد دانش‌آموزان در هنرستان‌های فنی‌حرفه‌ای و کاردانش تحصیل می‌کنند. این آمار نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از نسل آینده، مسیر مهارتی را انتخاب کرده‌اند. اگر این دانش‌آموزان از همان ابتدا با مهارت‌محوری آشنا شده باشند، انتقال به آموزش‌های فنی و حرفه‌ای برای آنها بسیار آسان‌تر خواهد بود.

علاوه بر این، مهارت‌های کسب‌شده در دوران تحصیل، به دانش‌آموزان این امکان را می‌دهد که زودتر و با اعتماد به نفس بیشتری وارد بازار کار شوند. آنها نه‌تنها دانش تئوریک دارند، بلکه می‌دانند چگونه آن را در عمل پیاده کنند. این توانایی، ارزش واقعی آنها را در بازار کار چند برابر می‌کند.

 

در فرهنگی که گاه تحصیلات آکادمیک بیش از حد ارزش‌گذاری می‌شود و کار عملی کمتر دیده می‌شود، مهارت‌محوری می‌تواند تعادل ایجاد کند. دانش‌آموزانی که مهارت یاد می‌گیرند، متوجه می‌شوند که کار با دست، ساختن، تولید کردن و حل مسائل عملی، ارزشی معادل و گاه بیشتر از حفظ کردن مطالب دارد.

به گفته حکیم‌زاده ؛ «چارچوب تکالیف مهارت‌محور به مدارس ابلاغ شده و این تکالیف باید کوتاه، هدفمند و در راستای تقویت مهارت‌های درسی طراحی شود.»

این امر اگر عملیاتی شود نقطه شروع تحولی مهم است. اما اجرای موفق آن، نیازمند همکاری همه اجزای نظام آموزشی است: معلمان باید آموزش ببینند، والدین باید آگاه شوند، و دانش‌آموزان باید فرصت تجربه این رویکرد نوین را داشته باشند.

معلمان، کلید اجرای موفق این رویکرد هستند. آنها باید از طراحی تکالیف سنتی و تکراری فاصله بگیرند و به سمت فعالیت‌های خلاقانه، تعاملی و مهارت‌محور حرکت کنند. کارگاه‌های آموزشی که حکیم‌زاده به آن اشاره می‌کند، گام مهمی در این مسیر است.

والدین نیز نقش بسیار مهمی دارند. آنها باید درک کنند که کیفیت یادگیری از کمیت تکالیف مهم‌تر است. یک تکلیف کوتاه و هدفمند که کودک را به فکر کردن و تجربه کردن وادار می‌کند، بسیار ارزشمندتر از ساعت‌ها تمرین تکراری است.

اگر این رویکرد به درستی اجرا شود، می‌توانیم انتظار داشته باشیم نسلی پرورش دهیم که از یادگیری لذت می‌برند نه اینکه از آن بترسند و علاوه بر این مهارت‌های عملی دارند نه فقط دانش تئوریک. ضمن آنکه می‌توانند مسائل را حل کنند نه فقط حفظ کنند و برای ورود به بازار کار آماده‌اند و خلاق، منتقد و همکار، آموزش ابتدایی، فرصتی طلایی برای کاشتن بذر علاقه به یادگیری است.

اخبار مرتبط

پاسخ دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
نام خود را بنویسید