شفقنا آینده- یک استاد دانشگاه درباره تبعات اجرای مکانیسم ماشه اظهار داشت: در شرایط فعلی، کشور بیش از هر چیز به آرامش، تدبیر و همافزایی نیاز دارد. همه باید در کنار دولت قرار بگیرند تا بتوان مسائل معیشتی مردم را حل کرد و از ایجاد شکافهای داخلی جلوگیری نمود. نباید اجازه داد که ضدانقلاب، رسانههای بیگانه و شبکههای اطلاعاتی نفوذی، از ضعفها و اشتباهات داخلی بهرهبرداری کنند و مسیر براندازی نرم را تقویت نمایند. همانطور که مقامات تأکید کردهاند، وحدت ملی، سنگبنای حفظ نظام و تداوم استقلال کشور است. در این مسیر، باید با هوشیاری کامل، از هرگونه اقدام یا موضعگیری که موجب تضعیف انسجام داخلی شود، پرهیز کرد.
دکتر میرقاسم میرمومنی در گفت وگو با خبرنگار شفقنا آینده در پاسخ به این سوال که با توجه به تصمیم اخیر کشورهای اروپایی در خصوص فعالسازی مکانیسم ماشه، این پرسش مطرح است که اهداف بلندمدت غرب در قبال پرونده هستهای ایران چیست و تا چه اندازه در تحقق این اهداف موفق خواهند بود؟ همچنین، میزان جدیت این مکانیسم و پیامدهای احتمالی آن چه خواهد بود؟ اظهار داشت: مکانیسم ماشه در اصل بخشی از توافق برجام بود که پس از تعلیق این توافق، بهویژه با خروج آمریکا از آن، عملاً غیرفعال شده بود. با این حال، کشورهای اروپایی با استناد به ادعای عدم پایبندی ایران به تعهدات برجامی و در هماهنگی با سیاستهای دولت وقت آمریکا، اقدام به فعالسازی این سازوکار کردند. از آنجا که ایالات متحده بهطور رسمی از برجام خارج شده بود، تنها طرفهای اروپایی امکان فعالسازی این مکانیسم را داشتند.
با توجه به شکلگیری اجماع جهانی علیه ایران به رهبری آمریکا و اسرائیل، میتواند مخاطرات جدیتری به همراه داشته باشد
وی افزود: اهمیت این اقدام در آن است که تحریمهای بازگشته، نه صرفاً تحریمهای یکجانبه، بلکه تحریمهای سازمان ملل متحد هستند که ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد و با استناد به قطعنامههای شورای امنیت اعمال میشوند. این موضوع از آن جهت حائز اهمیت است که در گذشته، بسیاری از کشورها از جمله روسیه، چین، ترکیه و برخی دیگر خود را ملزم به رعایت تحریمهای یکجانبه آمریکا نمیدانستند اما اکنون، با بازگشت تحریمهای سازمان ملل، حتی کشورهای دوست و دشمن نیز از نظر حقوقی موظف به اجرای این محدودیتها هستند. با این حال، میزان تأثیرگذاری این تحریمها جای بحث دارد. ایران از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی همواره با انواع تحریمها مواجه بوده و با وجود مشکلات اقتصادی، حیات سیاسی و حکمرانی خود را حفظ کرده است. اما شرایط فعلی، با توجه به شکلگیری اجماع جهانی علیه ایران به رهبری آمریکا و اسرائیل، میتواند مخاطرات جدیتری به همراه داشته باشد؛ بهویژه آنکه کشورهای اروپایی، آمریکا، برخی کشورهای عربی و حتی بازیگران فرامنطقهای در هماهنگی با یکدیگر علیه ایران اقدام میکنند.
آنچه از سوی آمریکا و متحدانش مطرح میشود، بیشتر شبیه به درخواست تسلیم است تا مذاکره
وی تصریح کرد: اهداف بلندمدت غرب در این مسیر را میتوان در پنج محور اصلی خلاصه کرد: توقف کامل غنیسازی در ایران و قرار گرفتن هرگونه فعالیت هستهای تحت نظارت شدید آژانس بینالمللی انرژی اتمی و کشورهای غربی؛ قطع حمایت ایران از گروههای مقاومت و آزادیبخش در مناطق مختلف از جمله خاورمیانه، شمال آفریقا و عراق؛ محدودسازی توان موشکی ایران بهگونهای که برد موشکها از مرزهای ملی فراتر نرود؛ اجرای الزامات حقوق بشری مطابق با استانداردهای غربی؛ برقراری روابط دیپلماتیک با اسرائیل و آمریکا، مشارکت در پیمان ابراهیم و به رسمیت شناختن رژیم اسرائیل. پذیرش این پنج محور، با توجه به اصول بنیادین نظام جمهوری اسلامی ایران، بسیار بعید به نظر میرسد. چرا که بسیاری از این مطالبات، مستقیماً با مبانی حاکمیتی و اصول اساسی نظام در تضاد هستند. در واقع، آنچه از سوی آمریکا و متحدانش مطرح میشود، بیشتر شبیه به درخواست تسلیم است تا مذاکره؛ هرچند در ادبیات رسانهای از واژه «مذاکره» استفاده میشود، اما در عمل، خواستهها بهگونهای مطرح شدهاند که ایران باید بدون قید و شرط آنها را بپذیرد.
غرب به احتمال زیاد همچنان بر مواضع خود پافشاری خواهد کرد
مسیر پیشرو نیازمند تدبیر، انسجام داخلی و بازتعریف راهبردهای دیپلماتیک از سوی ایران خواهد بود
مومنی با بیان اینکه در چنین شرایطی، تصمیمگیری برای ایران دشوار شده است گفت: پذیرش این شروط میتواند تبعات سنگینی به همراه داشته باشد و از سوی دیگر، عدم پذیرش نیز به تشدید فشارهای بینالمللی منجر خواهد شد. در پاسخ به پرسش پایانی، باید گفت که غرب به احتمال زیاد همچنان بر مواضع خود پافشاری خواهد کرد، چرا که این مواضع نهتنها در چارچوب منافع راهبردی آنان تعریف شده، بلکه با حمایت و هماهنگی رژیم اسرائیل نیز همراه است. بنابراین، مسیر پیشرو نیازمند تدبیر، انسجام داخلی و بازتعریف راهبردهای دیپلماتیک از سوی ایران خواهد بود. بهنظر میرسد در شرایط فعلی، کشورهای غربی و متحدان منطقهای آنان موفق به ایجاد نوعی اجماع سیاسی و رسانهای شدهاند که میتواند قدرت و انسجام بیشتری به اقداماتشان علیه ایران ببخشد. رژیم اسرائیل نیز با بهرهگیری از واقعه ۷ اکتبر، تلاش کرده است آن را بهعنوان یک «هولوکاست جدید» معرفی کند؛ مشابه آنچه در دوران آلمان نازی رخ داد. این روایتسازی هدفمند، ابزاری برای جلب حمایت کشورهای عربی و منطقهای و اعمال فشار بر آنان بوده است تا در چارچوب منافع اسرائیل و غرب، مواضع خود را علیه گروههای مقاومت فلسطینی و حامیان آنها تنظیم کنند.
هدف اصلی این فشارها، به صفر رساندن درآمدهای نفتی و غیرنفتی ایران است
غربیها امیدوارند با اعمال فشارهای خارجی، نارضایتیهای صنفی و اجتماعی در داخل ایران افزایش یابد
وی افزود: در این چارچوب، شاهد هستیم که کشورهایی مانند عربستان سعودی، بحرین و سایر بازیگران منطقهای، تحت فشار قرار گرفتهاند تا یا از گروههای مقاومت فاصله بگیرند، یا در قبال آنها اقدامات تنبیهی اتخاذ کنند. این روند، بخشی از یک پروژه گستردهتر است که هم ابعاد بینالمللی دارد و هم پیامدهای داخلی برای ایران ایجاد میکند. هدف اصلی این فشارها، به صفر رساندن درآمدهای نفتی و غیرنفتی ایران است. با توجه به وابستگی بالای اقتصاد کشور به درآمدهای نفتی، کاهش یا قطع این منابع میتواند تأثیرات جدی بر اداره کشور، پرداخت حقوقها و تأمین هزینههای عمومی داشته باشد. غربیها امیدوارند با اعمال فشارهای خارجی، نارضایتیهای صنفی و اجتماعی در داخل ایران افزایش یابد و در نهایت، این نارضایتیها به اعتراضات گسترده و بیثباتی سیاسی منجر شود.
هدف نهایی، نه مذاکره، بلکه نوعی تسلیم و تغییر بنیادین در ساختار سیاسی کشور است
حفظ نظام جمهوری اسلامی ایران اولویت است
باید با اتخاذ تدابیر هوشمندانه، ضمن حفظ انسجام داخلی، زمینهای برای مقابله با فشارهای خارجی و بهرهگیری از فرصتهای آینده فراهم شود
این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه بر اساس اظهارات علنی برخی مقامات آمریکایی و اسرائیلی، از جمله دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو، تغییر ساختار حاکمیتی ایران یکی از اهداف اصلی آنان است اظهار داشت: این مسئله بسیار حائز اهمیت است، چرا که نشان میدهد هدف نهایی، نه مذاکره، بلکه نوعی تسلیم و تغییر بنیادین در ساختار سیاسی کشور است. در چنین شرایطی، حفظ نظام جمهوری اسلامی ایران اولویت است. باید با اتخاذ تدابیر هوشمندانه، ضمن حفظ انسجام داخلی، زمینهای برای مقابله با فشارهای خارجی و بهرهگیری از فرصتهای آینده فراهم شود. متأسفانه، اجماعی که علیه ایران در مجامع بینالمللی و منطقهای شکل گرفته، حتی کشورهای دوست را نیز در موقعیتی قرار داده که امکان همکاری مالی و اقتصادی با ایران برایشان دشوار شده است. این امر موجب افزایش هزینههای مبادلات و تشدید مشکلات اقتصادی خواهد شد.
جنگ میتواند بهعنوان ابزاری برای تأیید و تثبیت پروژههای براندازی مورد استفاده قرار گیرد
در حال حاضر، تمرکز اصلی آمریکا و اسرائیل بر پروژه براندازی از درون است، نه از طریق فشار خارجی مستقیم
وی در خصوص احتمال وقوع جنگ اظهار داشت: باید گفت که جنگ میتواند بهعنوان ابزاری برای تأیید و تثبیت پروژههای براندازی مورد استفاده قرار گیرد. رژیم اسرائیل هر زمان احساس کند که با حمله نظامی یا حذف فیزیکی مقامات سیاسی و نظامی ایران میتواند به اهداف خود برسد، از انجام آن دریغ نخواهد کرد. هدف نهایی آنان، ایجاد بحران داخلی، آشوب اجتماعی و تبدیل مطالبات صنفی و معیشتی به اعتراضات سیاسی است. در حال حاضر، تمرکز اصلی آمریکا و اسرائیل بر پروژه براندازی از درون است، نه از طریق فشار خارجی مستقیم. این نوع تهدید بسیار خطرناکتر است، چرا که با نیروهایی مواجه هستیم که ممکن است در ظاهر شناخته نشوند، اما در عمل بهعنوان ستون پنجم دشمن، با رفتار، گفتار و عملکرد خود، به تحقق اهداف براندازانه کمک میکنند.
تمرکز بر انسجام داخلی و تقویت پیوندهای ملی ضروری است
نفوذ ستون پنجم اسرائیل در ساختارهای داخلی کشورهای عربی
حفظ کشور، بهویژه حفظ تمامیت ارضی آن، اولویت مطلق و غیرقابلاغماض در شرایط کنونی است
ورود به اختلافات داخلی اعم از سیاسی، صنفی، قومی یا مذهبی نهتنها کمکی به حل مسائل نمیکند، بلکه زمینهساز بهرهبرداری دشمنان خارجی خواهد بود
وی تصریح کرد: در چنین شرایطی، تمرکز بر انسجام داخلی و تقویت پیوندهای ملی ضروری است. تجربه سوریه نشان داد که نفوذ ستون پنجم اسرائیل در ساختارهای داخلی کشورهای عربی، نقش مؤثری در شکست آنها در مواجهه با رژیم صهیونیستی داشت. بنابراین، اکنون زمان آن نیست که مسائل صنفی و سیاسی را بهصورت پراکنده و جداگانه بررسی کنیم؛ بلکه باید با نگاه کلان، حفظ نظام را در اولویت قرار داد و از هرگونه اقدام یا موضعگیری که موجب تضعیف آن شود، پرهیز کرد. حفظ کشور، بهویژه حفظ تمامیت ارضی آن، اولویت مطلق و غیرقابلاغماض در شرایط کنونی است. در چنین وضعیتی، ورود به اختلافات داخلی اعم از سیاسی، صنفی، قومی یا مذهبی نهتنها کمکی به حل مسائل نمیکند، بلکه زمینهساز بهرهبرداری دشمنان خارجی خواهد بود. متأسفانه برخی افراد، آگاهانه یا ناآگاهانه، با فعالیت در شبکههای فیلترشده و انتشار مطالب تحریکآمیز، عملاً آب به آسیاب دشمن میریزند و خواسته یا ناخواسته در مسیر اهداف رژیم صهیونیستی گام برمیدارند.
در شرایط فعلی، دیگر نباید از واژههایی چون اصلاحطلب، اصولگرا، راست یا چپ استفاده کرد؛ بلکه باید بر مفهوم «ایران واحد» تمرکز داشت
وی با بیان اینکه آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد، حفظ اتحاد و انسجام ملی است، فارغ از گرایشهای سیاسی، مذهبی، قومی یا صنفی گفت: در شرایط فعلی، دیگر نباید از واژههایی چون اصلاحطلب، اصولگرا، راست یا چپ استفاده کرد؛ بلکه باید بر مفهوم «ایران واحد» تمرکز داشت. همانطور که مقامات رده بالا بارها تأکید کردهاند، کشور نیازمند وحدت ملی و همدلی عمومی برای عبور از بحرانها و حفظ دستاوردهای نظام است. در این مسیر، باید از هرگونه سخنرانی، موضعگیری یا اقداماتی که هزینههای خارجی برای کشور ایجاد میکند، پرهیز کرد. دشمنان ایران، از جمله رسانههای جهانی تحت نفوذ جریان صهیونیستی، تمامی گفتارها، رفتارها و مواضع مسئولان در سطوح پایین را رصد و تحلیل میکنند و از آنها برای فشار سیاسی و تبلیغاتی بهره میبرند. بنابراین، هرگونه بیاحتیاطی در بیان مطالب، میتواند بهانهای برای هجمههای بینالمللی علیه کشور فراهم آورد.
در شرایط فعلی، کشور بیش از هر چیز به آرامش، تدبیر و همافزایی نیاز دارد
همه باید در کنار دولت قرار بگیرند تا بتوان مسائل معیشتی مردم را حل کرد
نباید از موضوعات راهبردی مانند وضعیت جزایر نیز غافل شد
مومنی افزود: در شرایط فعلی، کشور بیش از هر چیز به آرامش، تدبیر و همافزایی نیاز دارد. همه باید در کنار دولت قرار بگیرند تا بتوان مسائل معیشتی مردم را حل کرد و از ایجاد شکافهای داخلی جلوگیری نمود. نباید اجازه داد که ضدانقلاب، رسانههای بیگانه و شبکههای اطلاعاتی نفوذی، از ضعفها و اشتباهات داخلی بهرهبرداری کنند و مسیر براندازی نرم را تقویت نمایند. همانطور که مقامات تأکید کردهاند، وحدت ملی، سنگبنای حفظ نظام و تداوم استقلال کشور است. در این مسیر، باید با هوشیاری کامل، از هرگونه اقدام یا موضعگیری که موجب تضعیف انسجام داخلی شود، پرهیز کرد. در کنار این مسائل، نباید از موضوعات راهبردی مانند وضعیت جزایر نیز غافل شد. با توجه به سفر رئیسجمهور آمریکا به منطقه و انعقاد قراردادهای کلان با کشورهای عربی، و همچنین نقشآفرینی چین و روسیه در معادلات منطقهای، احتمال آن وجود دارد که برخی بازیگران خارجی، با بهرهگیری از بحرانهای داخلی، بهدنبال تحقق اهداف پنهان خود در خصوص جزایر ایرانی باشند. این مسئله نیازمند هوشیاری، انسجام و تدبیر ملی است تا از بروز هرگونه تهدید علیه تمامیت ارضی کشور جلوگیری شود.











