شفقنا- دکتر محمدباقر عالی استاد تخصصی دروس دانش حکمرانی نوین در مدرسه عالی حکمرانی شهید بهشتی در تاریخ ۱۱ شهریور ۱۴۰۴ در خصوص چگونگی ایجاد انسجام ملی در جامعه به طرح مباحثی پرداخت که در ادامه می خوانید:
دکتر محمدباقر عالی در گفت وگو با خبرنگار شفقنا در خصوص چگونگی حفظ انسجام ملی توسط دولت پزشکیان، بیان کرد: «اگر دانش حکمرانی نوین، یک ستون داشته باشد، مفهومی به نام « Decentralization » است که معانی و برابر نهادهای مختلفی برای آن وجود دارد اما من بر، برابر نهاد «غیرمتمرکزسازی» تأکید دارم و مشخص میکنم که منظور من از غیرمتمرکزسازی چیست. غیرمتمرکزسازی، یعنی هر آنچه تا دیروز کنشگران حکومتی یا دولتی بر عهده آنها بود یا در اختیار داشتند، را با نقشآفرینی سایر کنشگران به اشتراک بگذارند؛ بهعبارتدیگر، سایر کنشگران بهصورت «واقعی، معنیدار، آگاهانه، آزادانه و هدفمند» در تحقق (طراحی، تدوین،پیادهسازی، اعمال و اجرای) این وظایف و اهدافی که تا دیروز بر عهده کنشگران حکومتی و دولتی بود، نقشآفرینی کنند.
وی افزود: ما بر اساس پژوهشی که از ۴ سال قبل انجام دادیم تئوری و نظریه به نام نظریه «کندوی حکمرانی» داریم که کنشگران دارای نقش در مسائل حکمرانی ایران را طبقهبندی میکند؛ بر اساس این نظریه کنشگران دارای نقش مسائل حکمرانی ایران، به ۶ دسته کنشگران حکومتی، دولتی، مردم، بازاری( و کسبوکارها)، تشکلها( اعم از بازاری، مردمی و دولتی) و مراکز فکر مثل دانشگاه، حوزه علمیه، مراکز پژوهشی و اندیشکده ها تقسیمبندی میشوند. اگر بخواهم این بحث را مرتبط با مباحث قبلی کنم یعنی در یک برداشت عام، موضوع «دانش حکمرانی نوین» در ایران، چگونگی نقشآفرینی این ۶ طبقه کنشگر، در تحقق اهداف جمعی مشترک در مسائل حکمرانی ایران هست. معنی این حرف این است که در دانش حکمرانی نوین، برای تحقق اهداف جمعی و مشترک که بین کنشگران در قلمرو یک کشور، یک سازمان، شرکت و حتی مدرسه و خانواده وجود دارد، به دلیل عدم قطعیتها و نا اطمینانیهای موجود، هم توانمندی لازم در دولتها( و مدیران و … بهتنهایی) وجود ندارد و هم سایر کنشگران، بالضروره دارای توانمندیهایی شدهاند که می توانند ( و بایستی) نقشآفرینی کنند.
وی در پاسخ به این سؤال که اگر سایر کنشگران دارای توانمندی نبودند تکلیف چیست؟ گفت: در اینجا مهمترین وظیفه دولتها ظرفیتسازی برای توانمندسازی سایر کنشگران، مخصوصاً مردم است. یعنی شما برای اینکه بتوانید در سال ۱۴۰۴ در کشور بزرگی به نام ایران دنبال تحقق بهینه اهداف جمعی مشترک، اهداف ملی و عمومی باشید، کنشگر دولتی یا حکومتی، فوریترین وظیفهاش توانمندسازی سایر کنشگران و ظرفیتسازی برای توانمندسازی و نقشآفرینی آنها (مخصوصاً برای نقشآفرینی بهینه هر کنشگر بخصوص مردم در تولید ناخالص داخلی کشور در این ایام) است، را در دستور کار قرار دهد.
عالی اظهار داشت: وقتی که امورات تا پیش از این ( در چند دهه گذشته در دنیا و ایران)، بر عهده کنشگران حکومتی و دولتی بود، روابطی که بین این کنشگران در داخل سیستم اداری و ارتباطی وجود داشت، معلوم و مشخص بود؛ اصطلاح دانشی این نوع ارتباطات بین کنشگران در دانش حکمرانی نوین، «سبکهای حکمرانی» است. معنی این حرف من این است که بهویژه کنشگران حکومتی و دولتی، برای تحقق اهداف خود یک نوع رابطه با سایر کنشگران دارند؛ اسم این رابطه، “سبک حکمرانی” است. شیوه ارتباط این کنشگران برای تحقق اهداف چگونه است؟ بین کنشگران حکومتی و دولتی، رابطه سلسله مراتبی اداری یا رابطه دستوری وجود دارد؛ رئیس، دستور میدهد و کارمند انجام میدهد؛ بین کنشگران بازاری، رابطه بازاری وجود دارد یعنی کنشگر بازاری برای ایجاد ارزش مادی برای خودش، یک سری اقدامات جهت افزایش سود و منفعت مادی انجام میدهد که سبک بازاری نامیده میشود.
این استاد دانشگاه افزود: علاوه بر این دو نوع سبک، یک نوع دیگری هم وجود دارد که با ظهور و بروز دانش حکمرانی نوین در دهه ۲۰۰۰ مطرح شد که به نام «سبک شبکهای» معروف است. یعنی کنشگران گوناگون یا در درون خودشان و یا باهم، بر اساس اعتمادی که به یکدیگر و به توانمندیهای هم در راستای تحقق اهدافشان دارند همکاری میکنند. که عموماً، در جهت تحقق اهداف مادی است. توضیح ضروری اینکه تمام این سبکها بهصورت اقتضایی بین کنشگران ظهور و بروز میکند. یعنی مثلاً ، نظام اداری با ظهور و بروز دانش حکمرانی نوین که از بین نمیرود، چون نظام اداری برای تدبیر و تمشیت امور باید وجود داشته باشد لذا سبک سلسله مراتبی و یا سبک بازاری وجود دارد.
وی تصریح کرد: در بازار و کسبوکارها، هم که هدف اصلیِ تحقق سود وجود دارد؛ در جامعه هم افراد باید به هم اعتماد کنند تا موجب تحقق اهداف جمعی و متقابل شود. یعنی عنصری به نام اعتماد برای همافزایی توانمندیها برای تشکیل شبکههای حکمرانی تشکیل میشود. بااینوجود، با تأمل فراوان مشاهده شد که این سبک شبکهای برای تحقق اهداف، در مسائل حکمرانی ایران، خیلی کارساز نیست و کارایی لازم را ندارد؛ در مقابل، ما در متون بومی و اسلامی خودمان مشاهده نمودیم که نوعی روابط بین ادارهکنندگان جامعه و مردم و بین مردم با همدیگر داریم که این روابط به لحاظ روش شناختی، خیلی شبیه رابطه شبکهای است ولی بسیار متفاوت و متعالیتر از حکمرانی شبکهای است. ما بر اساس پژوهشهایی که انجام داده بودیم گفتیم که برای تحقق مسائل حکمرانی در ایران، سبک جدیدی وجود دارد که نمونههایی از آن را در دوره «کرونا» شاهد بودیم و بعداً جلوه هایی از آن هم در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه اتفاق افتاد این سبک، به صورت «مواسات» جلوه گر شده بود.
دکتر عالی تصریح کرد: «چند بار هم رهبر انقلاب اسلامی آن را فرمودند و تذکر به پیادهسازی آن داشته اند. اسم این سبک را “سبک یگانگی” گذاشتیم(بعد از انجام این پژوهشها در سال ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ مشاهده کردیم که آقای جسوپ(۲۰۲۲) سبک solidarity ( انسجام) را ارائه کرده است. هرچند افاده ما از این مفهوم با ارائه ایشان متفاوت است). بر اساس مطالعات، “سبک یگانگی” (که یکی از جلوههای آن «مواسات» است) یعنی همنوردی در تحقق اهداف کنشگران گوناگون در جامعه.(ممکن است این طور گفته شود که ما که این را داشتیم، بله . ما بامطالعه مسائل حکمرانی ایران و بررسی روشهای مواجهه با آنها به این روش موفق رسیده و آنها را تئوریزه کردهایم). «همنوردی»، یعنی سختی/مشکل دیگران را، سختی/مشکل خود دانستن و با هم رشد کردن برای مقابله با این سختی/مشکل. از نظر ما کنش بر اساس “سبک یگانگی” بین کنشگران با یکدیگر (چه کنشگران حکومتی و دولتی با سایر کنشگران بویژه مردم و چه مردم با هم و چه کنشگران بازاری و تشکلها با هم و …) حلالِ مشکلات و معضلاتِ مسائل حکمرانی در ایران است. چون دارای دو بنیان اصلی است: “دیگری ندانستن دیگر کنشگران و باهم رشد کردن آنها”.»
وی افزود: در این “سبک یگانگی”، برای همنوردی با کنشگر دیگر برای حل مشکل کنشگر دیگر، منتظر او نمی ماند. لذا به این نتیجه می رسد که میتواند مسئله کنشگر دیگر را بدون توقع مادی حل کند؛ البته ممکن است توقع معنوی را در نظر داشته باشد؛ بنابراین شروع به همنوردی و تقویت همزمان کنشگر(ان) دیگر در راستای حل مسئله میکند.
وی با اشاره به طرح مسئله «وفاق» در دولت آقای پزشکیان گفت: دولت آقای دکتر پزشکیان هم موضوع «وفاق» را مطرح کرد (حالا من نمیدانم دولت در ادبیاتی که در رابطه با «وفاق» به کار میبرد، با این موضوعات آشنایی دارد یا نه؟). ما مقالهای را در زمان تحلیف آقای دکتر پزشکیان ( در ۹ مرداد ۱۴۰۳) به نام «گذار از حکومتداری به حکمرانی» چاپ کردیم و در آنجا به راهکارهایی اشاره کردهایم. لذا برای حل مسائل عمومی، در سپهر حکمرانی ایران، بر اساس تجویز دانش حکمرانی نوین، کنشگران حکومتی و دولتی بایستی دارای “سبک یگانگی”، با سایر کنشگران باشند. “سبک یگانگی”، نقطه شروع زمینهسازی و ظرفیتسازی برای توانمندسازی و نقشآفرینی سایر کنشگران خصوصاً مردم در کلیه مسائل حکمرانی است.
آقای عالی در ادامه با اشاره به راهکارهای تحقق این مسئله، گفت: ابتدا دولت باید مسائل حکمرانی ایران را با همنوردی سایر کنشگران احصاء کند؛ زمینه هم برای این احصاء وجود دارد؛ چراکه بسیاری از مسائل معلوم است یعنی از نظر بسیاری از کنشگران، معضل هستند (البته من با مسائلی که تبدیل به بحران شده است کاری ندارم. زیرا آنها یکسری راهحلهای کوتاهمدت، اضطراری و جهادی لازم دارد که بحث آلان من نیست). وقتیکه مسائل احصاء شد، جایی در حکومت و دولت باید بررسی کند که آیا چارچوبهای قانونی برای مواجهه صحیح و یا حل این مسائل وجود دارد یا نه؟ از نظر من بر اساس بررسیهای انجامشده، برای عمده مسائل وجود دارد. بنابراین گام سوم، احصای راهحلهایی است که در قوانین گوناگون برای این مسائل اندیشیده شده است و یا اقدامات لازم برای تدوین چهارچوبهای جدید در صورت عدم وجود.
وی افزود: در مرحله سوم یک حلقه و زنجیره حکمرانی نوین لازم داریم که آن زنجیره، متشکل از یک ماتریس ۵ در ۵ در شش لایه است؛ در حقیقت نیاز به یک ابر سیستم در تنیدهای از کنشگران، وظایف آنها و کارکردهای حکمرانی ضروری است. یعنی، برای مسئله احصا شده بهعنوان ورودی این ابر سیستم، باید احصا کنیم که چه چهارچوبهایی/ وظایفی که برای مواجهه با آن مسئله وجود دارد، یا باید خطمشی (هر آنچه دولت باید بکند/نکند) داشته باشد که با تنظیمگری( قواعد گوناگون، نهادها، ساختارها و …) انجام میشود. این خطمشی و تنظیمگریها نیازمند یکسری منابع هستند؛ برای اینکه پیادهسازی شوند (چهارچوبهای باز توزیعی) دولت بایستی ظرفیتسازی و توانمندسازی کند ( که در دانش حکمرانی «تسهیل گری» نامیده می شود) و نهایتاً اقداماتی که برای انجام تمامی اینها باید انجام شود در دانش حکمرانی، «ارائه خدمات» نامیده میشوند؛ این ۵ کارکردِ حکمرانی نوین، بایستی برای مواجه با آن مسائل که برای تحقق اهداف جمعی است، با همنوردی تمامی کنشگران «طراحی، تدوین، پیادهسازی، اعمال و اجرا» شود. این ابرسیستم میتواند تبدیل به سامانه (پلتفرم) شود که ما اسم آنرا سامانه “پله” (سامانه(پلتفرم) ملی همنوردی) گذاشتهایم (ضمناً همینجا آمادگی خود را برای پیادهسازی آن به دولت اعلام میکنیم).
آقای عالی در خصوص همنوردی دولت و مردم، یعنی زمینهسازی برای توانمندسازی و ظرفیتسازی برای نقشآفرینی تمامی کنشگران در حل مسائل و مشکلات افزود: وقتی این سامانه و ابر سیستم، طراحی شد، پیادهسازی آن توسط همین کنشگرانی انجام میشود که در گام “تقسیمکار ملی” به آن رسیدهایم. اگر این سامانه بهصورت یک کل واحد، از طرف دولت، عملیاتی شود، ازنظر من “انسجام ملی” شکل میگیرد، همبستگی ملی ایجاد میشود و آقای دکتر پزشکیان به تحقق شعار “وفاق” خودشان نزدیک میشوند. انشاءالله. جلوه های انسجام ملی، که در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه بهعنوان نعمت الهی برای کشورمان هدیه شده است میتواند و بایستی با این روشِ «سامانه پله» (در تعامل دولت با مردم و سایر کنشگران و با هم)، تحکیم و تقویت شود تا ما را به تحقق “حکومت حق مدار علوی در زمان ظهور حضرت حجت عجلالله” نزدیکتر کند.











