شفقنا ورزشی- در فوتبال اروپا، باشگاهها ورزشی پروتکلهای مختلفی برای جذب بازیکنان دارند، آنها با همکاری سرمربی، مدیران ورزشی و سیستمهای تحلیل داده، نفرات جدید را با دقت و برنامهریزی انتخاب میکنند. اما در فوتبال ایران، عدم شفافیت در پروسه جذب بازیکن و وابستگی زیاد به سرمربی موجب اشتباهات متعدد و سوءاستفاده های مالی میشود.
رضا حاتمی _ در ایران، بخش زیادی از اهالی فوتبال معتقدند که باید تمام فرآیند جذب بازیکن زیر نظر سرمربی باشگاه باشد، در مقابل این دیدگاه برخی از مدیران باشگاهها عقیده دارند این کار باید کاملاً در اختیار آنها باشد و این مدیران گاهی حتی برای رسیدن به اهداف خود در نقلوانتقالات کمیتههای فنی صوری تشکیل میدهند. اما به نظر میرسد هر دو این دیدگاه اشتباه است و میتواند به خطاهای بیشماری منجر شود، حتی این نگرشها فرصت سوءاستفاده مالی را برای افراد سودجو و شماری از واسطهها را فراهم کند. این گزارش با بررسی سیستم حرفهای اروپا و مقایسه آن با ایران، به دنبال نشان دادن ضعفهای این دیدگاهها و ارائه راهحلهایی برای بهبود است.
جذب بازیکن در فوتبال اروپا
در فوتبال اروپا، جذب بازیکن یک کار گروهی است که سرمربی، مدیر ورزشی (کسی که نقلوانتقالات را هماهنگ میکند و برنامههای مالی و فنی تیم را تنظیم میکند)، گروه استعدادیابی (کسانی که بازیکنان بااستعداد را در سراسر جهان پیدا میکنند)، کارشناسان تحلیل داده و مدیران ارشد باشگاه در آن نقش دارند. سرمربی میگوید تیم به چه نوع بازیکن در چه پست یا سبکی نیاز دارد، اما تصمیم نهایی در گرو تصمیات گروهی کمیته نقلوانتقالات میباشد.
برای نمونه، لیورپول در سال 2024 برای جذب الکسیس مک آلیستر از سامانه تحلیل آماری (ابزاری که آمار عملکرد بازیکنان مانند شانس گلزنی، تعداد پاسهای درست و کار دفاعی را بررسی میکند) استفاده کرد. این دادهها نشان دادند مک آلیستر با سبک بازی پرفشار لیورپول (که بازیکنان حریف را تحت فشار میگذارند تا اشتباه کنند) سازگار است، در حالی که یورگن کلوپ فقط نیازهای تیم را گفته بود. همچنین در سال 2017، مایکل ادواردز (مدیر ورزشی لیورپول) و گروه تحلیل داده، عملکرد محمد صلاح در تیم رم را بررسی کردند، او را پیشنهاد دادند و کلوپ پس از مطالعه گزارشها موافقت کرد.
در این بین مدیر ورزشی باشگاه هماهنگیها را انجام میدهد، در آرسنال، مدیر ورزشی تیم با میکائل آرتتا همکاری میکند تا بازیکنانی مانند دکلان رایس و گابریل مارتینلی را با رعایت بودجه و برنامههای بلند مدت باشگاه جذب کند. در منچسترسیتی نیز مدیر ورزشی تیم با پپ گواردیولا هماهنگ است تا بازیکنانی که جذب میشوند به سبک بازی تیم بخورند.
گروههای استعدادیابی هم نقش بزرگ و مهمی را در پروسه نقلوانتقالاتی باشگاه ایفا میکنند، بوروسیا دورتموند در سال 2020 ارلینگ هالند را از سالزبورگ آورد، نه به پیشنهاد لوسین فاوره (سرمربی)، بلکه چون گروه استعدادیابی با سامانه بررسی فیلم و آمار (ابزاری که فیلم بازیها و آمار بازیکنان را نشان میدهد) به این نتیجه رسیدند هالند بسیار بازیکن مستعدی است. برایتون هم با سامانه تحلیل آماری بازیکنانی مانند موئیسس کایسدو و کائورو میتوما را از لیگهای کمتر شناخته شده پیدا کرد.
مدیران ارشد باشگاهها هم گاهی مستقیماً با تصمیم خود برای جذب بازیکنانی تصمیمگیری میکنند. در رئال مادرید، فلورنتینو پرز رئیس باشگاه جذب ستارگانی مانند کریستیانو رونالدو و کیلیان امباپه را رهبری کرده است. در بارسلونا نیز برای جذب روبرت لواندوفسکی مدیریت باشگاه تصمیم گرفت، حتی وقتی ژاوی سرمربی پیشین این باشگاه به جذب بازیکنان جوانتر بیشتر علاقمند بود. قوانین فیرپلی مالی یوفا (قوانینی که نمیگذارند تیمها بیشتر از درآمدشان خرج کنند) هم بر این کارها نظارت دارد. مثلاً بارسلونا در سال 2022 مجبور شد بازیکنانی مانند کلمن لنگله را بفروشد تا هزینه لواندوفسکی را تأمین کند.
اما پروتکلهای موجود در فوتبال اروپا و نقش داشتن افراد بیشتر در پروسه نقل و انتقالات با عث بروز اختلافاتی نیز شده است. در باشگاه چلسی (2022)، توماس توخل با مالکان جدید بر سر جذب بازیکنان جوان مانند وسلی فوفانا اختلاف داشت، این اختلاف به جدایی توخل و سقوط تیم به رتبه دوازدهم لیگ برتر منجر شد. در منچستریونایتد هم رالف رانگنیک (2022) به مدیران باشگاه پیشنهاد کرد لوئیس دیاز را جذب کنند، اما آنها با این تصمیم مخالفت کردند.
با این حال، برخی باشگاهها توانستهاند به خوبی اختلافات را مدیریت کنند تا هم برنامههای کلی تیم و هم دیدگاه سرمربی حفظ شود. در لیورپول، در سال 2016، یورگن کلوپ به جذب بازیکنان باتجربه اصرار داشت، اما مایکل ادواردز مدیر ورزشی این باشگاه روی جذب بازیکنان جوان مانند سادیو مانه تأکید داشت. آنها با برگزاری جلسات منظم و بررسی آمار (مانند شانس گلزنی، که نشان میدهد بازیکن در موقعیتهای مختلف چقدر میتواند گل بزند، و پاسهای کلیدی) برای جذب بازیکنان مورد نیاز تیم به توافق رسیدند. این رویکرد هم نیازهای کلوپ را تأمین کرد و هم سیاست لیورپول برای جذب بازیکنانی با ارزش فروش آینده را حفظ کرد. این تعامل سازنده در باشگاه لیورپول به قهرمانی در لیگ برتر انگلیس و لیگ قهرمانان اروپا توسط آنها منجر شد. در آژاکس، در سال 2019، اریک تنهاخ درخواست به خدمت گرفتن بازیکنانی با قیمت بالا را داشت، اما مدیران باشگاه بودجه را محدود کرده بودند. آژاکس یک کمیته نقلوانتقالات (گروهی از سرمربی، مدیر ورزشی و استعدادیابها که با هم درباره خرید بازیکن تصمیم میگیرند) تشکیل داد که با تحلیل دادهها و استفاده از آکادمی، بازیکنانی مانند دوشان تادیچ را جذب کرد. این کمیته سبک تهاجمی تنهاخ و برنامه مالی آژاکس (پرورش و فروش بازیکن) را حفظ کرد و ای رویه تیم را به نیمهنهایی لیگ قهرمانان رساند.
در بایرن مونیخ هم در سال 2021، هانسی فلیک بازیکنان باتجربه میخواست، اما مدیران روی جوانان تاکید داشتند. بایرن با جلسات هفتگی و تحلیل دادهها، بازیکنانی مانند دایوت اوپامکانو را جذب کرد که هم به سبک فلیک کمک کرد و هم برنامههای آینده بایرن را پیش برد. این نمونهها نشان میدهد که جلسات منظم، استفاده از دادهها و تصمیمگیری گروهی میتواند اختلافات را به موفقیت تبدیل کند.
مقایسه با لیگ ایران
اما در ایران، فرآیند جذب بازیکن تقریباً بهطور کامل به سرمربی وابسته است و ساختارهای حرفهای مانند مدیر ورزشی یا تحلیل دادهها بر خلاف فوتبال اروپت نقش ناچیزی بر فرایند نقلوانتقالات دارند.استعدادیابی در ایران ساختارمند نیست و تنها برخی از باشگاههای بزرگ صنعتی در این امر حرفی برای گفتند دارند در حالی که در اروپا شبکههای جهانی برای شناسایی بازیکنان مستعد وجود دارد.
چالشهای سپردن همه مسئولیت نقلوانتقالات به سرمربی
سپردن کامل مسئولیت نقلوانتقالات به سرمربی، همانطور که در ایران رایج است، مشکلات متعددی ایجاد میکند، نخست اینکه سرمربیان به دلیل فشار برای کسب نتایج کوتاهمدت ممکن است بازیکنانی را انتخاب کنند که با ساختار تیم هماهنگی کافی را ندارند. دوم، این روش میتواند به سوءاستفاده مالی منجر شود، زیرا سرمربی ممکن است با ایجنتها یا واسطهها خاص همکاری کند و از نقلوانتقالات باشگاه سود شخصی ببرد، گزارشهای متعدد در فوتبال کشورها نشان دادهاند که در کشورهایی با ساختار ضعیف، نقلوانتقالات غیرشفاف زمینهساز فساد مالی میشود. در ایران، در تیمهایی که ساختاری دولتی دارند، مواردی از جذب بازیکنان گرانقیمت اما ناکارآمد دیده شده که به دلیل نبود نظارت حرفهای و عدم شفافیت لازم کنترل نشده است، اما در مقابل، سیستم گروهی اروپا با تقسیم مسئولیتها، شفافیت و پایداری را تضمین میکند.
اروپا با همکاری گروهی و استفاده از دادهها، فرآیند جذب بازیکن را دقیق و پایدار کرده و با مدیریت اختلافات، نظر سرمربی و برنامههای کلی تیم را حفظ میکند. ایران به دلیل وابستگی زیاد به سرمربی، با اشتباهات و خطر سوءاستفاده مواجه است. راهاندازی مدیر ورزشی و استعدادیابی مبتنی بر داده میتواند جذب بازیکن در ایران را بهتر کند.











