شفقنا_ روزنامه خراسان نوشت: هنوز گرد و غبار تجاوز نظامی دو قدرت اتمی به خاک مقدس کشورمان فرو ننشسته که طیفی از سیاسیون اسبها را زین کرده و با تمام قدرت به عرصه و صحنه مجادلات طیفی و سیاسی و جناحی ورود کردهاند؛این در حالی است که در بحبوحه یک نزاع پیدا و پنهان تمامعیار با دشمن متجاوز صهیون نقل همه محافل سیاسی و رسانهای و انذار و تصریح عالیترین مقام سیاسی و نظامی و مذهبی کشور مبنی بر لزوم و حفظ و حراست از «اتحاد ملی» است اما این روزها که موضوع فعال سازی مکانیسم ماشه و پیامدهای آن به خبر اول رسانهها تبدیل شده است، از سویی برخی می گویند که ظریف مدعی شده چیزی به اسم مکانیسم ماشه یا اسنپبک در برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ وجود ندارد و از سویی دیگر برخی میکوشند بگویند تازه داریم به دوره سعید جلیلی برمیگردیم! این کار از دو جهت مضر به حال کشور محسوب میشود. اولا خود سبب ایجاد اختلاف و تفرقه درون کشور میشود؛مخاطب «اتحاد مقدس» که رهبر حکیم انقلاب اسلامی فرمودند همه جریانهای سیاسی هستند نه فقط یک گروه و جریان خاص. ثانیا مطابق با واقع نیست و روایتی مخدوش به حساب میآید.
سیگنال مهم اتحاد ملی به زیاده خواهی های غربی
باید گفت در شرایطی که بحث فعالسازی مکانیسم موسوم به «ماشه» بار دیگر در محافل سیاسی و رسانهای مطرح شده، بسیاری از کارشناسان و تحلیل گران از طیفهای مختلف سیاسی بر این باورند که این موضوع اثر تازه و قابل توجهی بر اقتصاد ایران نخواهد داشت. علت اصلی این ارزیابی، وجود تحریمهای حداکثری ایالات متحده است که طی سالهای اخیر عملاً تمام حوزههای اقتصادی کشور را درگیر کرده و جایی برای محدودیتهای جدید باقی نگذاشته است. با این حال، اهمیت این مسئله بیش از همه در سطح روانی و اجتماعی خود را نشان داده است. انتشار خبر احتمال فعال شدن مکانیسم ماشه در جامعه، نوعی نااطمینانی و نگرانی ایجاد کرده؛ موضوعی که میتواند غرب را در ادامه اقدامات خود جسورتر کند. این در حالی است که انتظار میرفت چنین تهدیدهایی به فرصتی برای انسجام داخلی و تبیین ماهیت دشمنی آشکار غرب تبدیل شود. بیتردید اتحاد و همبستگی ملی میتواند پیام روشنی به طرف مقابل مخابره کند؛ پیامی مبنی بر این که فشارهای بیشتر نتیجهای در بر نخواهد داشت. انسجام داخلی، دست دیپلمات های کشورمان در مذاکرات با غرب را پرتر می کند و این سیگنال را به غرب ارسال می کند: کشوری که در برابر حملات نظامی آمریکا و اقدامات اسرائیل سر خم نکرد، بیتردید در برابر ابزار حقوقیای همچون مکانیسم ماشه نیز تسلیم نخواهد شد.در نهایت، آنچه در این شرایط اهمیت دارد، کنار گذاشتن بازی ها و مقصریابی های سیاسی و تقویت همبستگی داخلی و مدیریت صحیح فضای روانی جامعه است؛ عواملی که میتوانند ابزارهای سناریوی غرب با اهرم ماشه را تا حد زیادی خنثی و بیاثر سازند.
روند و تحولات هسته ای و دیپلماتیک، جمعبندی نهایی کشور در ادوار مختلف بوده است
در این میان اما برخی تحلیل گران با اشاره به این که برخی در شرایط حساس کنونی به جای تبیین شرایط، اتحاد، یکصدایی،همه جانبه از سیاست گذاران و مقامات کشورمان به انتقاد از کنشگری های زرد سیاسی پرداختند. در همین راستا عزیز غضنفری تحلیل گر مسائل سیاسی نوشت: ایران از پاییز ۸۲ به رغم اینکه اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی را پذیرفته بود و با وجود توافق پاریس در آبان ۸۳ با تروئیکای اروپا و تعلیق غنیسازی و پلمب مراکز هستهای، تا سال ۸۴ یعنی پایان دولت اصلاحات، در شگفتی تمام هفت قطعنامه در شورای حکام دریافت کرد. یعنی در حالی که تمام مراکز هستهای تعلیق و تعطیل بود، علیه ایران ۷ قطعنامه صادر کردند. این عجیب نیست؟!در مرداد ۸۴ یعنی در واپسین روزهای دولت خاتمی همه مراکز هستهای ایران فک پلمب شد و در پی این اقدام ایران، بهمن ۸۴، پرونده ایران به شورای امنیت ارجاع شد. نکته مهم در اینجا آن است که آن چه سبب ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل و صدور قطعنامههای ششگانه شد، نه روی کار آمدن دولت احمدینژاد و یا مسئولیت لاریجانی و جلیلی در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، بلکه فک پلمب صورت گرفته در دولت خاتمی و اقدامات بعدی در بخش هستهای کشور بود که همه آنها اقداماتی درست و اصولی نیز محسوب میشود.نکته بعدی اینکه گفته شود تصویب قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل در دوره مسئولیت سعید جلیلی به وقوع پیوسته، هیچ انطباقی با واقعیت ندارد. سه قطعنامه از ۶ قطعنامه شورای امنیت(۱۷۳۷، ۱۷۴۷ و ۱۸۰۳ )در دوره علی لاریجانی به تصویب رسید. اما در این دوره صنعت هستهای کشور به اوج شکوفایی خود رسید. دستاوردهای این دوره در سال ۹۴ به عنوان امتیاز به طرف غربی داده شد، تا آنها نیز تحریمهای ظالمانه را برطرف کنند!مسیر هستهای در ادوار گذشته بر اساس تصمیمات کشور که عمدتا در شورای عالی امنیت ملی به تصویب و تأیید رسیده، صورت گرفته است. چه تعلیق توسط دولت خاتمی، چه پیشرفت چشمگیر هستهای در دولت احمدینژاد و چه برجام در دوره روحانی صرفنظر از همه دیدگاههای موافق و مخالف حول و حوش آنها، جمعبندی نهایی کشور در آن ادوار بوده است؛ لذا اینکه حالا بیاییم و آن تصمیمات را به محلی برای اختلافات و منازعات جدید تبدیل کنیم، بر هم زننده اتحاد مقدس و خطایی جبرانناپذیر در این مقطع زمانی سرنوشتساز تلقی میشود. تردیدی وجود ندارد که با اتحاد مقدس که رهبر حکیم انقلاب تأکید کردند با کمترین هزینه و بلکه به توفیق الهی با موفقیت از این مقطع حساس عبور خواهیم کرد. با اتحاد مقدس، پیروزی ملت ایران قطعی است.
وقتی به جای دشمن، به جان هم می افتیم
علی نصری هم در توئیتی نوشت:واقعیت تلخ این است که در فرهنگ سیاسی جناحی ما، به جای این که خشم خود را متوجه متجاوزان خارجی کنیم، به جان هم میافتیم و در پی یافتن مقصر داخلی میگردیم. آنان که عامدانه میکوشند خشم مردم را در داخل کشور محبوس کنند، در عمل به متجاوز خارجی کمک میکنند.
مسئله ایران
نپذیرفتن سیادت آمریکاست
عبدا… گنجی نیز نوشت:« سخت معتقدم بحث های مواجهه با غرب و پیامدهای آن را نباید به دولت ها و اشخاص جمهوری اسلامی در هر عصر ارجاع داد.سیاسی کردن مسائل با غرب، با دوز تنش داخلی، خودفریبی است.دعوا بر سر ظریف و عراقچی، جلیلی، روحانی و احمدی نژاد وا… انحراف از تشخیص مسیر است.زمان امام که نه موشک داشتیم، نه هسته ای و نه منطقه ای، فشارها از الان بیشتر بود. آن قدر بیشتر بود که امام از واژه«کمرشکن» استفاده می کرد.امام معتقد بود تا بر حاکمیت اسلام در این کشور اصرار داریم ما را رها نخواهند کرد.از هر مطالبه ای کوتاه بیاییم، چالش دیگری را خلق خواهند کرد.امام می گفت اگر از هویت ایرانی-اسلامی دست برداریم شاید ما را به عنوان یک ملت ضعیف به رسمیت بشناسند.الان هم راه رهایی ذلت مندانه این است:از آمریکا لیستی بخواهیم و بگوییم شما بفرمایید ما چه کنیم؟ چگونه رفتار کنیم که شما راضی باشید.آن لیست تغییر رفتار، یعنی تسلیم ایران و عبور از ماهیت جمهوری اسلامی.رهبر معظم انقلاب معتقدند با یک جمهوری اسلامی اسمی(حقوقی) هم موافقند، حتی با بودن یک عمامه به سر در راس آن هم مشکلی ندارند. مسئله ایران نپذیرفتن سیادت آمریکاست.ساده اندیشی است که با کوتاه آمدن در غنی سازی ما را رها می کنند.اسلام است که اجازه این سیادت را نمی دهد.











