شفقنا- محمد آقاسی، جامعهشناس و پژوهشگر حوزه افکار عمومی در یادداشتی نوشت: برای نخستین بار، ده سال پیش و در سال 1394 بود که موفق شدم در آیین زیارت اربعین، حضور پیدا کنم. چرا آیین؟ در ادبیات جامعهشناسی، «آیین» (Ritual) صرفاً یک عمل مذهبی یا سنتی نیست، بلکه یک فرم اجتماعیِ تکرارشونده است که کارکردهای عمیق در حفظ و بازتولید روابط اجتماعی، هویت جمعی، و نظام معنایی دارد. دورکیم در صور بنیانی حیات دینی (1912) میگوید آیینها همواره کنشهاییاند که در بستر جمعی رخ میدهند. حضور دیگران، انرژی و «شور جمعی» (Collective Effervescence) میآفریند.
آیینها قالبی ثابت و تکرارشونده(زمان، مکان، حرکات، نمادها) دارند. تکرار، احساس تداوم تاریخی و پیوستگی هویتی ایجاد میکند. آیینها سرشار از نمادهاییاند که معانی فراتر از عمل فیزیکی دارند و این نمادها به حافظه جمعی و حتی در برخی موارد افکار عمومی جهت میدهند. پرچمهای بزرگ و بیشتر سیاه، شعارهایی مثل «لبیک یا حسین علیهالسلام»، و حتی نذر و اطعام، نمادهای این آیین هستند.
آیینها خاصیت جداسازی «ما» را از «دیگری» دارد یعنی مشارکت در یک آیین خاصیت همنوایی با آن را دارد. در عین حال، ظرفیت همدلی با سایر مذاهب و حتی ادیان هم در این آیین، وجود دارد. آیینها حامل پیامهای اخلاقی، سیاسی، و فرهنگیاند و از طریق آیین، نسلهای مختلف، ارزشها و روایتهای خود را بازتولید میکنند. آیینها میدان تخلیه، تقویت و همزمانسازی احساساتاند. به گفته رندال کالینز، این «انرژی عاطفی» میتواند سرمایه کنش جمعی شود.
مواجهه من با این آیین، از طریق رسانهها بود و هراس داشتم که به خاطر درگیری در نوعی جو عمومی یا جوزدگی، در این آیین حضور پیدا کرده باشم. حضور انسانهایی با همت عالی از بیش از 80 کشور جهان، چهرههایی مصمم و قدمهای استوار زنان و مردان، چه پیر یا جوان، نگاه مرا تغییر داد. خاصه آنکه کدام رسانه میتواست چنین سیلی از جمعیت را به راه بیاندازد؟
جاده نجف به کربلا از اول ماه صفر، تا بیستم، مهمان میلیونها نفر است که در آن گام بر میدارند. صحرایی که در غیر این زمان از سال، چنین جمعیتی را به خود نمیبیند. ایرانیها نیز، بخش کوچ و اندک این جمعیت بزرگ عراقی هستند. لذا در این سنت عراقی، هر فردی، داستانی دارد؛ داغی، آرزویی، یا عهدی در میان سینه خویش گنجانده است. اما آیا این سیل انسانی صرفاً تکرار یک سنت است، یا نمودی از ارادهای جمعی برای ساختن آینده؟
سنت عراقی زیارت اربعین، تبدیل به عرصهای برای بازآفرینی هویتهای هیبریدی (ترکیبی) شده است. لذا این آیین گرچه سنتی عراقی است اما فضایی است که در آن، هویتهای ملی(عراقی، ایرانی، پاکستانی) و فراملی(امت شیعه) در هم میآمیزند و هویت سیال جدیدی میسازند. این همان «فضای سوم» است که سومیالا از آن به عنوان بستر مقاومت در برابر گفتمانهای مسلط یاد میکند.
میدان اجتماعی عظیم و فضای سوم ایجاد شده، جایی که سوژههای پراکنده شیعی، برای چند روز، در یک ریتم زندگی میکنند. با یک زبان سخن میگویند، و یک حافظه مشترک را تنفس میکنند. قدمزدن میلیونها زائر در جاده نجف-کربلا، تنها یک عمل نمادین نیست، بلکه «حافظه جسمانی» مشترکی میسازد که از طریق بدنها و ریتمهای مشترک، هویت شیعی را در سطحی ناخودآگاه نهادینه میکند. علاوه بر جسمانیت، این گردهمایی، احساسی عمیق از تعلق میآفریند، اما پرسش اصلی این است: آیا این شور جمعی، پس از فروکشکردن، میتواند به کنش آگاهانهای فراتر از آیین بدل شود؟
زیارت اربعین را میتوان بهعنوان یک کنش اجتماعی هویتساز تحلیل کرد. هویتهای جمعی در فرآیند تقابل با «دیگری» شکل میگیرند و آیینهایی مانند اربعین، با ایجاد فضای نمادین، به بازتعریف هویت شیعی در برابر گفتمانهای مسلط کمک میکنند. این آیین نهتنها یک عمل مذهبی، بلکه میدانی برای مقاومت هویتی است که از طریق نمادها (مانند پرچمهای سیاه و شعارهای یکپارچه) هویت جمعی را تقویت میکند.
انرژی عاطفی ناشی از این آیین، میتواند به سرمایهای برای کنش سیاسی تبدیل شود. پرسش کلیدی این است که آیا این شور جمعی قادر است از مرزهای آیین فراتر رفته و به جنبشی سازمانیافته برای تغییر اجتماعی (مانند تقاضای عدالت یا اصلاح ساختارهای سیاسی عراق) مبدل شود؟ این انتقال ممکن است، اما مشروط به سازماندهی و برنامهریزی استراتژیک است؛ در غیر این صورت، احساسات صرفاً پراکنده خواهند شد.
زیارت اربعین همچنین عرصهای برای مقاومت در برابر نظامهای مسلط است. حضور میلیونی شیعیان در این رویداد، نه رژه نمایشی مذهبی، بلکه نمایش قدرت اجتماعی آنان است که میتواند بر سیاست عراق تأثیر بگذارد. با این حال، چالش اصلی، بهقول تورن، تبدیل این انرژی به نهادهای پایدار است. بدون رهبری روشن و ساختارهای مدنی، احتمال تضعیف تأثیرات سیاسی آن وجود دارد.
در نتیجه، اربعین یک کنش اجتماعیِ پویا در عراق است که ظرفیت دگرگونی سیاسی-اجتماعی را دارد، اما تحقق این امر مستلزم گذار از شور موقت به سازوکارهای نهادینهشده است. آینده این پویایی جمعی به چگونگی ادغام آن در فرآیندهای ساختاری عراق بستگی دارد. آیین زیارت اربعین، مانند همه آیینهای پویا، در مرز میان یادآوری گذشته و بازسازی آینده ایستاده است. این آیین نهتنها بازتابی از حافظه جمعی شیعیان شده، بلکه آزمایشگاهی برای ساختن جهانهای اجتماعی جدید به ویژه در عراق است.











