شفقنا – در حالیکه دونالد ترامپ مهاجرت را به یکی از ارکان سیاستگذاری خود بدل کرده، اروپا نیز با سرعتی هشداردهنده در حال حرکت به سوی سیاستهایی مشابه است. از قوانین سختگیرانه پناهندگی گرفته تا گفتمانهای رسانهای و خشونتهای مرزی، قارهای که زمانی به مدارا و حقوق بشر میبالید، امروز در مسیر طرد و بازداشت و دیوارسازی گام برمیدارد — حتی فراتر از آنچه اکنون در آمریکا دیده میشود.
به گزارش سرویس ترجمه شفقنا، سؤال درباره اینکه آیا شرایطی مشابه آمریکا در اروپا در حال رخ دادن است، بهنوعی نادیدهگرفتن آن چیزی است که همین حالا — و پیشتر — در کشورهای عمدتاً اروپای شرقی و مرکزی در حال وقوع بوده است.
تصاویر کارزار ضد مهاجرت غیرقانونی در ایالات متحده در سراسر جهان دیده و بازنشر شدهاند. این کارزار که بلافاصله پس از بازگشت ترامپ به قدرت آغاز شد، نشانهای است از گرایش آمریکا به سوی اقتدارگرایی.
اما در عین حال چیز دیگری را نیز نشان میدهد: سیاستهای مهاجرتی اروپا چندان تفاوتی با آمریکا ندارند.
از همان زمان بازگشت ترامپ به ریاستجمهوری در ژانویه ۲۰۲۵، او کمپین گستردهای را برای اخراج مهاجران غیرقانونی به راه انداخت. بازداشتها و زندانیکردن مهاجران از سوی اداره مهاجرت و گمرک آمریکا (ICE) نهاد مسئول کنترل مرزها — در سراسر کشور ادامه دارد.
بر اساس گزارش کاخ سفید، ICE از زمان رویکار آمدن ترامپ ۱۰۰هزار مهاجر فاقد مدرک را بازداشت کرده است. تخمین زده میشود هماکنون حدود ۵۹هزار نفر در مراکز بازداشت ICE نگهداری میشوند و دهها هزار نفر نیز پیشتر از کشور اخراج شدهاند. هدف اعلامشده رئیسجمهور آمریکا این است که روزانه ۳۰۰۰ نفر را اخراج کند.
اما به گفتهی کیس ماد، دانشمند علوم سیاسی، این ارقام باید در بستر وسیعتری دیده شوند.
او میگوید: فکر میکنم بسیاری از اروپاییها تصویری نادرست از آمریکا دارند، بهطوری که وقتی دموکراتها رئیسجمهور هستند، بیش از حد مثبت میبینندش و وقتی جمهوریخواهان در قدرتاند، بیش از حد منفی. واقعیت این است که یورشهای مهاجرتی و بهویژه اخراجها در دوران ریاستجمهوری باراک اوباما و جو بایدن هم بسیار بالا بودهاند.
«تفاوت اصلی اینجاست که دولت دموکرات عمدتاً بر خارجیهای بدون مدرک و دارای سوابق کیفری تمرکز میکند، درحالیکه جمهوریخواهان رویکردی فراگیرتر و بیتمایزتر دارند.»
طبق گزارشی از مؤسسه سیاست مهاجرت (Migration Policy Institute)، دولت بایدن نزدیک به ۳.۵ میلیون نفر را تابعیت داده است (که رکوردی در میان دورههای ریاستجمهوری محسوب میشود) و همزمان مسیرهای قانونی برای مهاجرت را هم گسترش داده است. اما در عین حال، شمار اخراجهای انجامشده نیز در دوران او رکورد زده است. طبق سندی از ICE، در آخرین سال دورهی بایدن بیش از ۲۷۱هزار نفر اخراج شدهاند. این رقم بالاترین عدد در یک دهه اخیر بوده و از دوران نخست ترامپ هم فراتر رفته است.
ماد میگوید: ترامپ در حال گسترش ساختار ضد مهاجرتیِ دولتهای پیشین است.
«مثلاً حملههایش به دانشگاهها مبتنی بر همان استدلالهایی است که در میان لیبرالها (از دولت بایدن گرفته تا نیویورک تایمز) نیز رواج دارند — برای مثال در رابطه با «یهودیستیزی» در جنبشهای دانشجویی حامی فلسطین در دانشگاهها. این نشان میدهد که مرزی روشن میان جریان اصلی و راست افراطی وجود ندارد.»
کارزار ضد مهاجرتی جاری آمریکا بازتاب رسانهای فراوانی داشته است. این کارزار از این نظر بیسابقه است که نوع خشونتی را که پیشتر فقط در نواحی مرزی دورافتاده مشاهده میشد، وارد زندگی روزمره میلیونها آمریکایی کرده است.
برای چندین ماه، هم رسانههای اجتماعی و هم جریان اصلی رسانهها پر بودهاند از تصاویری از بازداشت افراد — در خیابان، محل کار، و حتی در راهروهای دادگاههای مهاجرت.
ویژگیهای افرادی که بازداشت شدهاند نیز قابلتأمل است: گفته میشود تقریباً نیمی از کسانی که اکنون در بازداشت به سر میبرند، هیچ سابقه کیفری ندارند. این مسئله در تضاد با ادعای دولت ترامپ است که میگوید هدف اصلیاش مجرمان هستند.
دولت آمریکا حتی قصد دارد افرادی را که دارای وضعیت حمایت موقت یا مجوز کار هستند نیز هدف قرار دهد، و اقامتشان را لغو کرده و در معرض اخراج قرار دهد.
بخشی از افکار عمومی آمریکا بهشدت از عملکرد دولت ترامپ ابراز نارضایتی کردهاند، چنانکه در قالب اعتراضات خیابانی در سراسر کشور نظر خود را ابراز کردهاند.
در اوایل جولای، با پایانیافتن منابع مالی ICE، بودجهای کلان در اختیار آن قرار گرفت. اکنون این نهاد میتواند تا سال ۲۰۲۹ بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار (۸۵.۶ میلیارد یورو) هزینه کند— تا نیرو استخدام کند، ظرفیت بازداشت را گسترش دهد، و سطح اخراجها را به سطحی بیسابقه برساند— در حالیکه پیشتر بودجهاش کمتر از ۱۰ میلیارد دلار در سال بود.
ICE حالا عملاً به ثروتمندترین نهاد فدرال اجرای قانون در تاریخ ایالات متحده تبدیل شده است.
آیا اروپا هم مشابه آمریکاست؟
تصور عمومی از اروپا، دستکم در آمریکا، این است که این قاره از نظر فرهنگی لیبرالتر، از نظر اجتماعی منسجمتر، و از نظر سیاست مهاجرتی انسانیتر از ایالات متحده است. اما این تصور دیگر مدتهاست با واقعیت فاصله دارد.
کشورهای اروپایی، حتی آنهایی که از لحاظ تاریخی پذیرای مهاجران بودند، امروز بهشدت محدود شدهاند.
تا حد زیادی، مرزهای خارجی اتحادیه اروپا امروز بسیار سختگیرتر از مرزهای آمریکاست. ماد میگوید: اروپا خودش را بهعنوان قارهای مهاجرپذیر معرفی میکند، اما در عمل، سیستمهای کنترلی مرزی آن، بهویژه در مدیترانه و در مرزهای شرقی، بسیار قهریتر از آمریکاست.
«در آمریکا ICE معمولاً بازداشت میکند، اما در اروپا، گاردهای مرزی بسیاری از پناهجویان را حتی قبل از رسیدن به مرزها با زور و خشونت عقب میرانند.»
موج جدید قوانین ضدمهاجرتی، در اروپای مرکزی و شرقی به اوج رسیده است. از ویکتور اوربان در مجارستان تا رهبران دستراستی جدید در هلند و فنلاند، همه در حال الگو گرفتن از سیاستهایی هستند که زمانی مختص ترامپ یا جنبش راست افراطی آمریکا به نظر میرسیدند.
در لهستان، سیاستهای مرزی بهگونهای سخت شده که گزارشهایی از خشونت علیه مهاجران و پناهجویان از سوی گارد مرزی منتشر شده است. در یونان، قایقهای پناهجویان با خطرات جدی مواجه میشوند. ایتالیا قوانین جدیدی وضع کرده که نجات مهاجران در دریا را بهشدت محدود میکند.
در فرانسه، دولت امانوئل ماکرون با وجود ظاهر میانهرو، سختگیرانهترین اصلاحات مهاجرتی در دهههای اخیر را تصویب کرده که در مواردی حتی از سیاستهای ترامپ نیز پیشی میگیرد — از جمله اخراج گسترده، افزایش مدت بازداشت، و محدود کردن حقوق اقامت.
همزمان، نهادهای اتحادیه اروپا مانند فرانتکس (آژانس محافظت از مرزهای خارجی اتحادیه اروپا) درگیر رسواییهایی مربوط به بازگرداندن غیرقانونی مهاجران و نقض حقوق بشر بودهاند.
ماد تأکید میکند که اروپا، برخلاف تصور، نهتنها از آمریکا عقب نیست، بلکه در برخی حوزهها پیشتاز هم شده است او میگوید «اروپا از نظر سختگیری در مرزها، در حال پیشی گرفتن از آمریکاست.»
تأثیر سیاسی
در حالیکه ترامپ سیاست مهاجرتی را به یکی از ابزارهای اصلی کمپین انتخاباتیاش تبدیل کرده، در اروپا نیز همین روند در جریان است. از حزب راست افراطی آلترناتیو برای آلمان (AfD) گرفته تا جنبشهای مشابه در فرانسه، ایتالیا، اتریش و سوئد، همه شعارهای ضدمهاجرتی را در صدر برنامههای خود قرار دادهاند.
نتیجه آن، هم در آمریکا و هم در اروپا، افزایش محبوبیت نیروهای دستراستی است — اغلب با اتکا بر روایاتی درباره «خطر فرهنگی» و «تهدید هویت ملی» که مهاجران با خود میآورند.
در آمریکا، ترامپ از واژههایی چون «مهاجمان»، «جنایتکاران» و «سم» برای توصیف مهاجران استفاده میکند. در اروپا، سیاستمداران از واژگان مشابهی استفاده میکنند — از جمله «موج تهاجمی»، «بمب جمعیتی»، و «اسلامیسازی» جوامع اروپایی.
این گفتمان، هم در سیاستهای عمومی و هم در ساختارهای قانونی اثر گذاشته است.
ماد میگوید: همانطور که ترامپ از شعار ‘ساختن دیوار’ برای بسیج رایدهندگانش استفاده کرد، اروپا نیز دیوارهای قانونی، اداری و فیزیکی متعددی ساخته — نه فقط در مرزها، بلکه در دل جوامع.
یکسانسازی جهانی راست افراطی
در نهایت، آنچه امروز میبینیم، همگرایی جهانی میان نیروهای راست افراطی است. از نظر گفتمان، نمادها، و حتی مشاوران سیاسی، بسیاری از دولتها و احزاب اروپایی آشکارا از ترامپ الگو میگیرند — و برعکس.
در کنفرانسهای بینالمللی راست افراطی، سیاستمداران اروپایی و آمریکایی در کنار هم ظاهر میشوند و از یکدیگر پشتیبانی میکنند.
ماد جمعبندی میکند: وقتی به مهاجرت نگاه میکنیم، دیگر نمیتوان تفاوت روشنی میان آمریکا و اروپا قائل شد. هر دو دارند بهسمت همان منطق تبعیض، طرد، و اقتدارگرایی پیش میروند.
این خبر را اینجا ببینید.











