شفقنا_ جمهوری اسلامی نوشت: در آستانه سالروز نصب اميرالمؤمنين حضرت علي عليهالسلام به امامت که روز عيد غدير است قرار داريم. برجستهترين ويژگي وصي و جانشين پيامبر اکرم، اصرار آن حضرت بر اجراي عدالت بود. اگر در تعابير اسلامي گفته شده است علي عليهالسلام به دليل شدت عدالت به شهادت رسيد و آن نويسنده مسيحي کتاب مهم خود درباره آن حضرت را «علي، فرياد رساي عدالت انساني» ناميد به اين دليل است که عدالت بزرگترين ويژگي اميرالمؤمنين در زندگي اجتماعي بود.
مناديان انقلاب اسلامي از سال 1342 که نهضت روحانيت به رهبري امام خميني شکل گرفت و فعال شد، با تکيه بر اصول و معيارهاي مطرح شده در نهجالبلاغه به ويژهنامه اميرالمؤمنين به مالکاشتر و همينطور سيره عملي آن حضرت، مردم را به انقلاب و قيام عليه رژيم منحط پهلوي و مبارزه با استعمار خارجي و استبداد داخلي دعوت ميکردند و به آنها وعده پياده کردن معيارهاي مطرح شده در نهجالبلاغه را در جامعه اسلامي مورد نظر بعد از استقرار نظام اسلامي ميدادند. اين وعدهها جاذبه زيادي داشتند و مردم را به صحنه ميآوردند.
با پيروزي انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي، فرهنگ عدالتخواهي جامعه ايراني را فراگرفت و ايثار و فداکاري مردم در تمام زمينهها به اوج رسيد. همساني مردم و مسئولين و همفکري و هماهنگي آنها تأثير زيادي در پيشبرد اهداف انقلاب و غلبه بر توطئهها داشت بطوري که با قاطعيت ميتوان گفت تا مدتي مسيري که پيموده ميشد همان بود که وعده داده شده بود. غلبه بر شورشهاي گروههاي دستنشانده داخلي، موفقيت دفاع مقدس و مقاومت پيروز در برابر توطئههاي رنگارنگ خارجي از نتايج همين يکرنگيها و همساني مردم و مسئولين بود.
ترورها، تخريبها و تزويرهاي گروهکهاي فرصتطلب و زيادهخواه که از طريق ايجاد تفرقه درصدد دور ساختن مردم از مسئولين و خارج کردن آنها از صحنه بودند، نهتنها راه به جائي نبرد بلکه باعث تقويت پايههاي انقلاب و نظام و دلبستگي بيشتر مردم به راهي که انتخاب کرده بودند شد. امام خميني در همان مقطع ضمن توصيههاي مکرر به تزکيه نفس و پرهيز مسئولين از گرايش به دنياطلبي و مفتون ظواهر پرزرق و برق قدرت و جاه و مقام شدن، مکرراً آنان را به ملازمت با مردم و مانند مردم زندگي کردن تشويق ميکردند و نسبت به فاصله گرفتن از محرومين و اقشار ضعيف هشدار ميدادند.
تأسيس بنيادهائي از قبيل مستضعفان و کميته امداد نيز که امام باني آنها بود با هدف فقرزدائي و ريشهکن ساختن محروميت صورت گرفت و قرار نبود اين مؤسسات به دستگاههاي عريض و طويلي تبديل شوند که براي هميشه مشغول فعاليت باشند و همراه آنها فقر و محروميت هم ادامه داشته باشد.
فلسفه وجودي بنيادها و مؤسساتي که به فرمان امام خميني موظف به حل مشکلات محرومين شدند اين بود که ظرف مدت معيني محروميت را ريشه کن کنند و با از بين بردن فاصله طبقاتي، عدالت را جايگزين تبعيض نمايند. متأسفانه برخلاف اين هدف بسيار ارزشمند، بنيادهاي خودشان متورم شدند، برجها بالا بردند، کارمندان زيادي که معمولاً نيروهاي آويزان هستند جذب کردند، حقوقهاي نجومي براي خودشان در نظر گرفتند، به بنگاههاي اقتصادي تبديل شدند، از فلسفه وجودي خود فاصله گرفتند و به عواملي براي زايش تورم و متورم ساختن اقتصاد کشور تبديل شدند.
بيتوجهي تدريجي مسئولين به توصيههاي امام، ميان آنها و مردم فاصله ايجاد کرد، فرصتطلبان و سوداگران اين فاصله را پر کردند و با عاديسازي گرايش مسئولين به زرق و برق مادي، زمينه را براي متولد شدن انواع مافيا که زالوصفتانه خون مردم را ميمکند و جامعه را از عدالت دور ميکنند فراهم ساختند. فساد اقتصادي امروز و افزايش لحظهاي محروميت و فقر در جامعه ما معلول اين عوامل هستند، عواملي که هر روز فربهتر ميشوند و زندگي را براي مردم دشوارتر ميکنند
.
در جامعهاي که عملکرد مسئولين آن با رهنمودهاي نهجالبلاغه فاصله بگيرد، کارگزاران درصدد برميآيند براي سرپوش گذاشتن بر گناه بزرگ کشتن «عدالت» که مغز و محتواي دين است، به ظواهر دين متوسل شوند و مردم را به اموري از قبيل مهماني 10 کيلومتري سرگرم کنند. اين قبيل تلاشها شايد خوراک تبليغاتي مناسبي البته موقت براي کارگزاران باشند ولي هيچ مشکلي را از مردم حل نميکنند و جامعه را هر روز از عدالت دورتر ميکنند. متوليان نظام چارهاي غير از اين ندارند که بپذيرند عامل اصلي ناکاميهاي امروز، فاصله گرفتن با عدالت علوي است، زخم عميقي که با توسل به ظاهر دين درمان نخواهد شد.











