امروز : سه‌شنبه 25آذرماه 1404 | ساعت : 00 : 47

آخرین اخبار

سوریه در انتظار دو برابر شدن تولید گاز طبیعی تا پایان سال ۲۰۲۶

شفقنا- «محمد البشیر»، وزیر نفت سوریه اعلام کرد که...

گمرک ایران: میانگین زمان ترخیص کالا در سال‌جاری ۷ روز بوده است

شفقنا- گمرک ایران اعلام کرد: میانگین زمان ترخیص کالاها...

۷ بیماری که دارچین می‌تواند به درمان آنها کمک کند

شفقنا- دارچین از ادویه‌های پرمصرف در آشپزی و شیرینی‌پزی...

تبلیغات/ پیش فروش بلیط قطار دی 1404 برای تمامی مسیرها

رپرتاژاگهی- پیش فروش بلیط قطارهای مسافری حدفاصل تاریخ یکم دی...

کاهش ۴۰ درصدی مصرف در نخستین روز اجرای مصوبه بنزین

شفقنا- رییس اتاق بازرگانی ایران گفت: در نخستین روز...

افزایش سقف سن ثبت‌نام آزمون دانشجو معلمان تا ۳۰ سال

شفقنا- با ابلاغ رئیس جمهور و رئیس شورای عالی...

تبلیغات/ مسیرهایی با سود چند صد میلیونی برای رانندگان تاکسی در سال 1404

رپرتاژآگهی- چکیده : در سال ۱۴۰۴، انتخاب مسیرهای بین‌ شهری...

تبلیغات/ تجهیزات آتش نشانی در ساختمان

رپرتاژآگهی- تجهیزات آتش‌نشانی در ساختمان چیست و چرا اهمیت...

تضمین‌های امنیتی غرب برای اوکراین؛ «مشابه ماده پنجم پیمان ناتو»

شفقنا- فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، اعلام کرد که کشورهای...

تبلیغات/ انتخاب تورچ جوشکاری آرگون

رپرتاژاگهی- چکیده : انتخاب تورچ مناسب در فرآیند جوشکاری تیگ...

علامه حکیمی: «معلول ها» نشان می دهد، «علت ها» فاسدند!

شفقنا- مرحوم علامه محمدرضا حکیمی در کتاب «الحیات» نوشت:...

استعفای وزیر نفت تکذیب شد

شفقنا- رئیس امور اطلاع‌رسانی دولت شایعه استعفای وزیر نفت...

تبلیغات/ راز طعم اصیل همدان | 5 غذای سنتی که باید بشناسی

رپرتاژآگهی- تصور کن در کوچه‌ پس‌ کوچه‌ های سربی...

زمان واریز و مبلغ یارانه اعلام شد

شفقنا- یارانه نقدی آذر ۱۴۰۴ مطابق جدول زمان‌بندی واریز...

تل آویو بودجه جوامع عربی را به نفع شاباک کاهش داد

شفقنا- تصمیم اخیر رژیم اسرائیل برای انتقال ۲۲۰ میلیون...

آلمان قصد دارد همکاری دفاعی با اوکراین را گسترش دهد

شفقنا- به گزارش روزنامه آلمانی «بیلد»، مقامات آلمان در...

سازمان بین‌المللی: اسرائیل رکورد کشتار کودکان در کرانه باختری اشغالی را شکست

شفقنا- انجمن غیردولتی «نجات کودکان» روز دوشنبه اعلام کرد...

یک پژوهشگر حوزه ارتباطات: در جامعه ایران، رابطه‌ی میان ارتباطات و رسانه‌ها با قدرت دائماً تنش‌زا، نابرابر و گاه مبتنی بر سوءظن بوده است/نظام ارتباطی و رسانه‌ای هنوز در ساختار سیاسی و اجتماعی ما شکننده است/در غیاب رسانه‌‌های آزاد، جامعه در معرض «ناامنی اطلاعاتی» قرار می‌گیرد

شفقنا رسانه-در تقویم جهانی ۱۷ می روز مخابرات و ارتباطات دوربرد است. روزی که شاید بسیاری به جنبه های تکنولوژی و فناورانه ارتباطات توجه کنند و از متن اصلی ارتباطات غافل شوند. اینکه در جامعه ما تا چه حد گفتگوهای آزاد، شفافیت، رسانه های آزاد،  به‌رسمیت‌شناختن حق دانستن برای همگان و امنیت ارتباطی  در زیر سایه ارتباطات تعریف شده،  موضوعی است که  شفقنا رسانه در گفتگو با متخصصان حوزه ارتباطات  به بررسی آن پرداخته است. علیرضا فرزین کارشناس رسانه و حوزه ارتباطات معتقد است: هرگونه نگاه ابزاری و تکنوکراتیک به این پدیده، نه‌تنها آن را بی‌اثر می‌کند، بلکه می‌تواند آن را به ابزار سرکوب، انحصار و مهار گفت‌وگو نیز تبدیل کند. در ایران، متأسفانه آنچه شاهد آن هستیم، نوعی «توسعه‌ی ناقص» در حوزه‌ی ارتباطات است. درست است که در بسیاری از زمینه‌های تکنولوژیک پیشرفت‌هایی داشته‌ایم؛ اما این پیشرفت‌ها در بستری از بی‌اعتمادی، سانسور، و سیاست‌های انسدادی رخ داده‌اند. نتیجه این شده است که ابزار هست، اما معنا نیست؛ شبکه هست، اما گفت‌وگو نیست؛ فضای مجازی هست، اما مشارکت نیست. در تجربه‌ی کشورهای پیشرو مانند استونی، نروژ، فنلاند، دانمارک و کره جنوبی، توسعه‌ی زیرساخت‌های دیجیتال هم‌زمان با گسترش آزادی اطلاعات، تقویت رسانه‌های مستقل، و افزایش شفافیت رخ داده است. این هم‌افزایی، عامل موفقیت آن‌ها بوده است.  متأسفانه ما در ایران این مسیر را به‌صورت معکوس طی کرده‌ایم.

 

در ادامه مصاحبه شفقنا رسانه را با این دکتری علوم ارتباطات بخوانید:

 

در روز جهانی ارتباطات، اغلب توجه‌ها معطوف به پیشرفت‌های فنی در حوزه مخابرات، فناوری‌های نوین ارتباطی و توسعه زیرساخت‌ها است. آیا ارتباطات را تنها در چارچوب ابزارها و تکنولوژی‌ها و پدیده‌ای فنی باید فهمید؟

این پرسش، نقطه عزیمت بسیار خوبی برای واکاوی مسئله‌ای است که اتفاقاً یکی از سوءتفاهم‌های رایج در سیاست‌گذاری ارتباطی ایران به شمار می‌رود. ما سال‌هاست که در سطح کلان، توسعه‌ی ارتباطات را صرفاً در چارچوب زیرساخت‌ها، تکنولوژی‌ها، سرعت اینترنت یا تعداد کاربران می‌فهمیم؛ درحالی‌که ارتباطات، در بنیان خود، یک فرآیند اجتماعی، فرهنگی و به‌شدت سیاسی است. از منظر نظریه‌های انتقادی ارتباطات، خصوصاً اندیشمندان مکتب فرانکفورت، ارتباطات فراتر از ابزار، عرصه‌ای برای بازتولید یا مقاومت در برابر قدرت است. هابرماس با طرح نظریه‌ی «حوزه عمومی» نشان می‌دهد که ارتباط، بستر شکل‌گیری اراده‌ی جمعی و مشروعیت سیاسی است. کاستلز نیز در «جامعه شبکه‌ای» به تأثیر متقابل شبکه‌های ارتباطی و ساختارهای قدرت می‌پردازد. به‌عبارت دیگر، ما اگر بخواهیم به‌درستی درباره‌ی ارتباطات صحبت کنیم، باید به نسبت آن با قدرت، با مشارکت اجتماعی، با عدالت ارتباطی و با شفافیت حکمرانی بپردازیم.

هرگونه نگاه ابزاری و تکنوکراتیک به این پدیده، نه‌تنها آن را بی‌اثر می‌کند، بلکه می‌تواند آن را به ابزار سرکوب، انحصار و مهار گفت‌وگو نیز تبدیل کند. در ایران، متأسفانه آنچه شاهد آن هستیم، نوعی «توسعه‌ی ناقص» در حوزه‌ی ارتباطات است. درست است که در بسیاری از زمینه‌های تکنولوژیک پیشرفت‌هایی داشته‌ایم؛ اما این پیشرفت‌ها در بستری از بی‌اعتمادی، سانسور، و سیاست‌های انسدادی رخ داده‌اند. نتیجه این شده است که ابزار هست، اما معنا نیست؛ شبکه هست، اما گفت‌وگو نیست؛ فضای مجازی هست، اما مشارکت نیست. در تجربه‌ی کشورهای پیشرو مانند استونی، نروژ، فنلاند، دانمارک و کره جنوبی، توسعه‌ی زیرساخت‌های دیجیتال هم‌زمان با گسترش آزادی اطلاعات، تقویت رسانه‌های مستقل، و افزایش شفافیت رخ داده است. این هم‌افزایی، عامل موفقیت آن‌ها بوده است.  متأسفانه ما در ایران این مسیر را به‌صورت معکوس طی کرده‌ایم: ابتدا ابزار را آورده‌ایم، بدون آن‌که متناسب با آن شیوه سیاست‌ورزی و حکمرانی را اصلاح کنیم. اگر امروز می‌خواهیم به‌راستی از «روز جهانی ارتباطات» سخن بگوییم، نباید فقط سرعت اینترنت را جشن بگیریم. باید بپرسیم که آیا شهروند ایرانی، امکان بیان آزادانه نظرات و انتقادات خود را دارد؟ آیا رسانه‌ها می‌توانند از قدرت پرسش کنند؟ آیا اطلاعات و داده‌های عمومی، آزادانه در دسترس مردم قرار دارد؟ آیا در ارکان قدرت و سلسله‌مراتب تصمیم‌گیری و بخش‌های مهم سیاسی و اقتصادی کشور حداقلی از شفافیت وجود دارد؟ تا زمانی که پاسخ این سؤالات منفی باشد، ما صرفاً در حال شبیه‌سازی توسعه هستیم، نه تحقق آن.

ارتباطات سالم، نیازمند چهار ستون اصلی است: اعتماد، شفافیت، مشارکت و استقلال رسانه‌ای. اگر یکی از این چهار ضلع غایب باشد، آنچه می‌ماند، پوسته‌ای تکنولوژیک از ارتباط است که هیچ نقشی در اصلاح اجتماعی، توسعه ملی یا دموکراسی نخواهد داشت.

به نظر شما این گزاره که ارتباط، یک رابطه‌ی اجتماعی و فرهنگی است که در بستر قدرت، اعتماد، گفت‌وگو و شفافیت شکل می‌گیرد، تا چه حد در جامعه ما شکل گرفته است؟

این گزاره را باید سنگ بنای درک علمی و راهبردی از مفهوم ارتباط در دوران معاصر دانست. ارتباط و ابزار ارتباطی، به‌ویژه در ابعاد سیاسی و اجتماعی‌اش، نه صرفاً انتقال داده، که به تعبیر مک‌لوهان، خود «پیام» است. یعنی نه‌فقط آنچه گفته می‌شود، بلکه چگونگی، بستر، فضا و روابط حاکم بر آن نیز حامل معنا و بخشی از ساختار قدرت است. در جامعه ایران، رابطه‌ی میان ارتباطات و رسانه‌ها با قدرت دائماً تنش‌زا، نابرابر و گاه مبتنی بر سوءظن بوده است. به‌جای اعتماد متقابل، اغلب شاهد نوعی بی‌اعتمادی متقابل هستیم: از یک‌سو حاکمیت نسبت به نیت و رفتار ارتباطی مردم و رسانه‌ها بدبین است و آن را نیازمند کنترل می‌بیند، و از سوی دیگر، مردم و رسانه‌ها نیز تجربه‌ی گفت‌وگو با ساختار رسمی را ناکام، یک‌طرفه یا هزینه‌زا می‌دانند. شفافیت، به‌عنوان یکی از ارکان بنیادین ارتباطات سالم، در ساختار نهادی ایران اغلب به شکل شعاری و صوری باقی مانده است. برخلاف آنچه در نظام‌های رسانه‌ای پیشرفته رایج است، که در آن‌ها انتشار اطلاعات و داده‌های عمومی و پاسخ‌گویی نهادها تضمین‌شده است، در ایران دسترسی به این اطلاعات و داده‌ها هنوز چالش‌برانگیز است. قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات هرچند به تصویب رسیده، اما ضمانت اجرایی آن ضعیف است و نهادهای بسیاری همچنان به آن پایبند نیستند.

مسئله دیگر، غیاب یا ضعف نهادهای میانجی مستقل در فرآیند ارتباطی است. در بسیاری از کشورها، نهادهای تنظیم‌گر مستقل رسانه‌ای، انجمن‌های حرفه‌ای و نهادهای ناظر بر افکار عمومی، به ایجاد توازن در ارتباط میان دولت و مردم کمک می‌کنند. در ایران، این نهادها یا وجود ندارند یا تحت نفوذ و وابستگی شدید قرار دارند، که همین امر، فرایند گفت‌وگوی اجتماعی و ملی را مخدوش می‌کند. اعتماد عمومی نیز، به‌عنوان سنگ‌بنای هر ارتباط ماندگار، در دهه‌های اخیر به‌طور محسوسی کاهش یافته است. این مسئله، نه‌فقط در پیمایش‌های رسمی، بلکه در رفتارهای ارتباطی مردم در فضای دیجیتال، استفاده گزینشی از رسانه‌ها، و مهاجرت فکری نخبگان به‌وضوح مشهود است. وقتی اعتماد نیست، گفت‌وگو معنایش را از دست می‌دهد؛ به‌جای تبادل‌نظر، شاهد تبادل سوءظن، خشونت کلامی و قطبی‌سازی خواهیم بود. همه این‌ها نشان می‌دهد که نظام درست، سالم، شفاف و قدرتمند ارتباطی و رسانه‌ای هنوز در ساختار سیاسی و اجتماعی ما محقق نشده و یا دست‌کم، بسیار شکننده است. و این، به‌زعم من، یکی از بنیادی‌ترین چالش‌های حکمرانی ارتباطی در ایران است: ما ابزار داریم، اما اعتماد نه؛ رسانه داریم، اما شفافیت نه؛ پیام هست، اما مخاطب مؤثر و متقابل، نه. اگر بخواهیم این وضعیت را اصلاح کنیم، باید مسیر را از پایین به بالا ببینیم؛ یعنی از جامعه، از نهادهای مدنی، از رسانه‌های مستقل و از تقویت سواد ارتباطی و رسانه‌ای شهروندان آغاز کنیم.
ارتباط، رابطه‌ای انسانی است، نه صرفاً مهندسی اطلاعات. تا زمانی که این درک در حاکمان و سیاست‌گذاران نهادینه نشود، نمی‌توان امیدی به پایداری ارتباطی در سطح ملی داشت.
با توجه به اینکه ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که در آن ابزارهای ارتباطی روزبه‌روز گسترش یافته‌اند؛ از اینترنت پرسرعت تا شبکه‌های اجتماعی، به نظر شما شکاف ارتباطی میان مردم و نهادهای رسمی، و حتی نخبگان کاهش یافته یا رو به افزایش است؟
این پرسش به یکی از تناقض‌های بزرگ دوران ما اشاره دارد: گسترش ابزارهای ارتباطی در سطح سخت‌افزار و نرم‌افزار، اما هم‌زمان افزایش گسست در سطح معنا، اعتماد و زبان مشترک. شکاف میان مردم و نهادهای رسمی، نه‌تنها کاهش نیافته بلکه ژرف‌تر هم شده است، و این شکاف نه‌فقط شکاف اطلاعاتی، که شکاف درک، گفت‌وگو و اعتماد است. برای تحلیل این مسئله، می‌توان از مفهوم «بحران مشروعیت ارتباطی» استفاده کرد؛ مفهومی که بیانگر آن است که هرگاه ارتباط میان حاکمیت و جامعه از حالت تعاملی به حالت دستوری، کنترلی یا تزریقی درآید، جامعه دیگر خود را در گفت‌وگو نمی‌بیند، بلکه در برابر گفت‌وگو موضع می‌گیرد. در چنین وضعیتی، ابزارهای ارتباطی پیشرفته، صرفاً بستر گسترش واگرایی می‌شوند، نه همگرایی.
شبکه‌های اجتماعی در ایران، به‌دلیل محدودیت‌ها، فیلترینگ، و رویکرد امنیت‌محور، به‌جای آن‌که به پلی میان مردم و حاکمیت تبدیل شوند، اغلب کارکرد انتقادی یا اعتراضی یافته‌اند. این وضعیت در کنار قطبی‌سازی فضای مجازی، باعث شده است که شکاف ارتباطی میان مردم و حکومت، به شکاف نمادین، فرهنگی و نسلی بدل شود. از سوی دیگر، نخبگان نیز از این فرآیند مستثنا نیستند. در بسیاری موارد، نخبگان سنتی—اعم از دانشگاهیان و آکادمیسین‌ها، سیاست‌گذاران و مدیران یا نهادهای دینی سنتی—زبان «نسل شبکه‌ای» و «جوانان دیجیتال‌زیست» را نمی‌فهمند. نه‌فقط از حیث ابزار، بلکه از حیث نگرش، ارزش‌ها، و حتی زبان طنز و روایت. همین باعث شده است که بخشی از نخبگان در برج عاج خود بمانند و بخشی دیگر، یا به انزوا رانده شوند یا به مهاجرت فکری یا فیزیکی روی آورند؛ که البته مهاجرت فکری به‌دلیل خاموشی و ناپیدایی بیشتر، خطرناک‌تر و آسیب‌زاتر از مهاجرت فیزیکی است.
ما در وضعیت فعلی با چند شکاف توأمان روبه‌رو هستیم: شکاف میان جامعه و دولت؛ شکاف میان نسل‌ها (خصوصاً نسل Z و تصمیم‌گیران)؛ شکاف میان نخبگان سنتی و نوظهور؛ و شکاف میان زبان رسمی و زبان مردم. این شکاف‌ها فقط ارتباطی نیستند؛ حامل بحران‌های مشروعیت، سرمایه اجتماعی، و درک متقابل‌اند. اگر حاکمیت به‌جای بازتعریف رابطه خود با جامعه، صرفاً بر کنترل ابزارها تمرکز کند، شکاف‌ها عمیق‌تر و بازسازی ارتباط سخت‌تر خواهد شد. از نگاه من مهم‌‌ترین راه‌حل برای پرکردن این شکاف‌ها، بازگشت به «سیاست‌گذاری ارتباطی مبتنی بر اعتماد، آزادی بیان و شفافیت» است. باید از نگاه امنیتی و کنترلی عبور کنیم و به سمت تقویت نهادهای میانجی مستقل، رسانه‌های متکثر، تقویت گفت‌وگوی بین‌نسلی و ملی و افزایش حضور نخبگان جدید در فرآیندهای تصمیم‌سازی برویم.
در غیر این صورت، ابزارهای پیشرفته ارتباطی، نه‌تنها مشکلی را حل نمی‌کنند، بلکه به تشدید بحران دامن خواهند زد. همان‌گونه که دیدیم، بسیاری از اعتراضات و تنش‌های اجتماعی در سال‌های اخیر، ریشه در انسداد ارتباطی و ناتوانی ساختار رسمی قدرت، در شنیدن صدای جامعه داشته‌اند.
به نظر شما غیاب فضای رسانه‌ای آزاد و رسانه‌های آزاد چقدر امنیت ارتباطی ما را به خطر می‌اندازد؟
این سؤال، به باور من، هسته‌ی مرکزی همه‌ی بحران‌های ارتباطی امروز ایران را نشانه می‌رود. «امنیت ارتباطی» مفهومی است فراتر از امنیت سایبری یا فنی؛ امنیت ارتباطی یعنی اینکه شهروندان بتواند بدون ترس، در گفت‌وگوهای عمومی شرکت کنند، نقد کنند، شنیده شوند، و به اطلاعات متنوع و معتبر دسترسی داشته باشند. رسانه‌های آزاد، ستون فقرات چنین امنیتی هستند. در غیاب رسانه‌‌های آزاد، جامعه در معرض «ناامنی اطلاعاتی» قرار می‌گیرد. یعنی اطلاعات یا اصلاً منتشر نمی‌شود، یا با تأخیر و تحریف به مخاطب می‌رسد. این وضعیت، فضای گفت‌وگوی عمومی را آلوده، افکار عمومی را سردرگم، و جامعه را مستعد شایعه، توطئه‌باوری و قطبی‌سازی می‌کند. همان‌طور که پژوهشگران ارتباطات مانند هرمن و چامسکی در نظریه‌ی «رضایت‌سازی» اشاره کرده‌اند، کنترل بر رسانه‌ها، به‌ویژه در غیاب تنوع و استقلال، منجر به انحصار معنا و سلب کنشگری از مخاطب می‌شود. در ایران، تقریباً همه رسانه‌های رسمی، در وضعیت وابستگی شدید سیاسی، مالی و نهادی قرار دارند. این مسئله باعث شده است که بسیاری از مردم به رسانه‌های جایگزین، غیررسمی و خارجی روی بیاورند؛ اقدامی که هم اعتماد به ساختارهای داخلی را کاهش می‌دهد و هم استقلال رسانه‌ای کشور را تهدید می‌کند. بدتر آنکه در شرایط نبود رسانه‌های آزاد، خودسانسوری به پدیده‌ای درونی‌شده تبدیل می‌شود.
روزنامه‌نگار پیش از نوشتن، می‌اندیشد که چه چیزی ممکن است تبعاتی برایش داشته باشد؛ و همین ترس، مرزهای آزادی بیان را به‌تدریج محدود می‌کند. درنتیجه، به‌جای آنکه در سایه شفافیت، قانون‌مندی و مسئولیت‌پذیری، «امنیت ارتباطی» شکل بگیرد، به‌واسطه ترس، انفعال و محافظه‌کاری «ناامنی ارتباطی» جایگزین می‌شود. رسانه‌های آزاد، صرفاً ابزار بیان عمومی نظرات جامعه نیستند؛ بلکه میانجی و نهاد واسطی میان دولت و مردم هستند. رسانه‌های آزاد به کاهش تنش‌های اجتماعی، پیش‌بینی و مهار بحران‌ها، اصلاح سیاست‌ها و انعکاس خواسته‌ها و مطالبات جامعه کمک می‌کنند. در نظام‌هایی که به رسانه‌‌های آزاد به‌عنوان یک رکن نهادی امنیت‌ساز نگاه می‌کنند، سطح رضایت و مشارکت عمومی بالاتر، و میزان ناآرامی‌ها و سوءتفاهم‌ها کمتر است. درنهایت، می‌توانم بگویم که امنیت ارتباطی، بدون وجود رسانه‌های آزاد و مستقل، مفهومی ناقص و تهی خواهد بود.
اگر ما خواهان جامعه‌ای آرام، مسئول و متکی بر مشارکت مسئولانه و داوطلبانه مردم هستیم، باید رسانه‌‌های آزاد را نه به‌عنوان تهدید، بلکه به‌عنوان شریک امنیت و توسعه بشناسیم. روز جهانی ارتباطات، فرصتی برای بازاندیشی در این زمینه است: آیا می‌خواهیم شهروندان، در سایه آزادی رسانه، کنشگرانی آگاه و مشارکت‌جو باشند یا مخاطبانی منفعل و بی‌اعتماد؟ پاسخ به این پرسش، جهت‌گیری آینده‌ی ارتباطات در ایران را تعیین خواهد کرد.
اخبار مرتبط

پاسخ دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
نام خود را بنویسید