شفقنا رسانه-سمیرا بختیار: یک کارشناس حوزه رسانه و ارتباطات با اشاره به رسالت خبرنگاران بعد از انفجار بندر شهید رجایی می گوید: بعد از رخداد نباید موضوع حادثه رها شود. در حال حاضر وضعیت مفقودی ها و دلایل اتفاق، وضعیت دیه ها و بیمه و وضعیت شناسایی اجساد هر چند مهم است، اما وضعیت مهم تر این است که یک جریان رسانه ای باید مطالبه گر حل این وضعیت نابسامان بارگیری و پهلوگیری کالا در بنادر باشد به نظر می رسد به خاطر ترنور بالای مالی که در بنادر وجود دارد، سهل انگاریی هایی صورت گرفته است. در حال حاضر عملکرد حرفه ای رسانه ای این است که ضمن اینکه به موضوعات رخ داده می پردازد، حتما برای حل مساله مطالبه گری کند. حتما یک عزم ملی و رسانه ای و جدی در این باره نیاز است تا اشکالاتی از این جنس را حل کنیم.
معصومه نصیری با اشاره به رعایت اصول استاندارد در مواقع بحران به شفقنا رسانه می گوید: در جهان یک سری استانداردهای بین المللی وجود دارد که اگر نحوه پوشش اخبار بحران را بر اساس آن انجام دهیم به نظر می رسد دقیق تر رفتار می کنیم. اگر آتش سوزی های لس آنجلس را به یاد بیاوریم، در 24 ساعت اولیه، روند رسانه ای از کنترل غربی ها خارج شده بود و مدل مخابره اخبار و اطلاعات بیشتر بر مبنای شهروند خبرنگارها و برخی چهره ها بود که آن را از حالت اطلاع رسانی رسانه های رسمی دور کرده بود. اما بلافاصله رسانه های رسمی سعی کردند اطلاع رسانی را به سمتی ببرند که افکارعمومی از یک حد استاندارد و متعادلی تحت تاثیر قرار گیرد. در حادثه انفجار بندر شهید رجایی با توجه به اینکه حادثه بزرگ بود، نکته مهم برای ما اهالی رسانه این است که دقت کنیم در مواقع بحران گمانه زنی ها و اخبار جعلی فراگیر می شود و رسانه نباید شتاب زده عمل کند این یک اصل استاندارد است.
او بیان می کند: با توجه به اینکه هنوز ابعاد موضوع مشخص نیست و ما در میانه یک اتفاقی قرار گرفتیم که شاید ماهیت حادثه ما را دچار شتاب زدگی کند، اما یقینا آن شتاب زدگی در دلش صحت اطلاعات را زیر سوال می برد. در حین رخدادی از این جنس که می تواند ابعاد سیاسی امنیتی و حتی بین المللی داشته باشد و هنوز ابهام هست، به ویژه در ساعات اولیه یا حتی 24 ساعت اول، ممکن است کار دچار توقف شود که به نظر می رسد رسانه ها دقیق عمل نکردند و باید به این سوال ها پرداخت که آیا دقیق عمل نکردند یا آیا ابعادی وجود داشت و رسانه به آنها نپرداختند و آیا ابعاد به معنای واقعی کلمه پنهان بود و برای هیچ کس مشخص نبود و یا باید به صورت قطره چکانی و بر اساس خروجی نهادهای ذیربط مثل آتش نشانی و هلال احمر و نیروی های انتظامی و …عمل می کرد؟
این کارشناس رسانه با انتقاد به عملکرد رسانه ها در حادثه انفجار بندر شهید رجایی توضیح می دهد: وقتی از خبرنگاری بحران صحبت می کنیم تصور بر این است که خبرنگارانی که در حین رخداد به میدان می روند و اخبار را مخابره می کنند. در حالیکه ما معتقدیم در حالت استاندارد و دقیق، خبرنگاری بحران به سه بخش قبل و حین و بعد بحران تقسیم می شود. قبل از بحران باید وضعیت اسکله بندر شهید رجایی و نقدهایی که به عدم بازرسی و مدل های بارگیری وجود داشت در دستور کار رسانه ها قرار می گرفت مثل حادثه پلاسکو. باید از این جنس سوژه ها قبل از بحران در رسانه ها کار شود و مدام در باره آن صحبت شود تا یک اتفاقی در جهت حل مسائل حادثه خیز بیافتد. در کشور ما هم از این دست بحران ها کم نداریم، طبق اعلام خود نهادها ما با ساختمان و بیمارستان های ناامنی روبرو هستیم که زمانیکه این اسامی مطرح می شود، خبرنگار قبل از رخداد باید به آن بپردازد.
او توضیح می دهد: حین رخداد زمان تحلیل کردن نیست، ما در وضعیت حرفه ای رسانه ای بر این باوریم که در زمان 48 یا 72 ساعت اولیه بحران، مخاطب ما فقط به دنبال اخبار است حتی تحلیل هم می خواهد بشنود، باید چاشنی خبر داشته باشد به جهت اینکه مخاطب تمایل دارد بداند مصدومان و فوتی ها و علت چه بوده است.
نصیری با تاکید درباره رسالت خبرنگاران بعد از بحران می گوید: بعد از رخداد نباید موضوع حادثه رها شود. در حال حاضر وضعیت مفقودی ها و دلایل اتفاق، وضعیت دیه ها و بیمه و وضعیت شناسایی اجساد هر چند مهم است، اما وضعیت مهم تر این است که یک جریان رسانه ای باید مطالبه گر حل این وضعیت نابسامان بارگیری و پهلوگیری کالا در بنادر باشد به نظر می رسد به خاطر ترنور بالای مالی که در بنادر وجود دارد، سهل انگاریی هایی صورت گرفته است. در حال حاضر عملکرد حرفه ای رسانه ای این است که ضمن اینکه به موضوعات رخ داده می پردازد، حتما برای حل مساله مطالبه گری کند. حتما یک عزم ملی و رسانه ای و جدی در این باره نیاز است تا اشکالاتی از این جنس را حل کنیم. باید رسانه مطالبه گر و پیگیر حل استاندارد و ناایمنی ساختمان و بنادر تا حل آنها باشد. دقت کنیم که عمل کردن در حین رویداد ما را به جایی نخواهد رساند باید سه لایه(قبل بحران، حین بحران، بعد بحران) را با هم پیش ببرد.
نصیری در پایان بر اهمیت سواد رسانه ای و نقش آن در مواقع بحران اشاره می کند و می گوید: سواد رسانهای بر نکاتی در شرایط بحران تاکید دارد که عبارتند از :
۱: تعصب و سوگیری در مواقع بحران، حقیقت را به قربانگاه میبرد. صبورانه به دنبال حقیقت باشید و اهداف پیدا و پنهان منابع منتشر کننده اخبار را حدس بزنید.
۲: در مواقع بحران میزان مکث برای پذیرش محتوا دیگر ده ثانیه و بیست ثانیه نیست، شما باید مراقب باشید وارد چرخه بازنشر یا حتی باور جعلیات نشوید. جعلیات در مواقع بحران گاهی از خود بحران خطرناکتر میشوند.
۳: سازندگان اخبار جعلی مستقیم بهداشت و امنیت روانی را نشانه میگیرند و بر روی ارائه اطلاعات احساسات برانگیز متمرکز میشوند. پس احساساتی شدن نه به مفهوم عدم همدردی با موضوع، بلکه به معنای ساخت فوریت غیرضروری برای نشر محتوا، پاشنه آشیل مخاطب در بحران است.
۴: باید منابع مختلف را چک کرد. سلسله اطلاعات را بدون تعصب و سوگیری در کنار هم بررسی و تحلیل کنیم.
۵: باید جودهندگان را ناامید کرد. مثلا فردی در تماس با اینترنشنال میگوید خودش کنار آنها بوده و دیده همکاران خانم از شدت انفجار چشمهایشان از حدقه بیرون زده! و ۲۱ نفر در دم جان باختند. اگر این موضوع واقعیت داشته باشد فرد راوی هم باید تحت تاثیر شدت انفجار قرار گرفته باشد و… در بحران سر و کله جودهندگان پیدا میشود تا میزان تألم روانی جامعه را بالا ببرند. جوگیر نشویم و جوگیرها را بی اثر کنیم.
۶: ورودیهای ذهنمان را که همان رسانهها هستند، گزینش کرده و اطلاعات را دروازه بانی کنیم. اطلاعات سمی را وارد ذهن نکنیم چراکه فهم ما از حقیقت را تحت تاثیر قرار خواهد داد.
و در پایان اینکه؛
برخورد خردمندانه و هوشمندانه با اخبار و اطلاعات در مواقع بحران و تشخیص اخبار جعلی و عدم بازنشر آن جمله از عیارهای داشتن سواد رسانهای است.











