شفقنا_ جمهوری اسلامی نوشت: اهميت مذاکرات امروز (شنبه 30 فروردين) ايران و آمريکا در اينست که مشخص خواهد کرد طرفين مايل هستند اختلافات با شيوه ديپلماسي حل شود يا نه. در فاصله ميان دور اول مذاکره که در عمان برگزار شد تا امروز که دور دوم آن برگزار ميشود، گمانهزنيهاي زيادي به ويژه درباره خواستههاي آمريکا در زمينه فعاليتهاي هستهاي ايران و خط قرمزهاي ايران در اين زمينه مطرح شدند که تا حدودي خوشبيني اوليه مرتبط با مذاکرات را زير سؤال بردند.
سؤال اصلي اکنون اينست که آيا طرف آمريکائي خواهان اينست که ايران صاحب سلاح هستهاي نشود يا اصولاً با غنيسازي توسط ايران مشکل دارد و ميخواهد فعاليتهاي هستهاي ايران بطور کامل تعطيل شود؟
فارغ از اينکه طرف آمريکائي در اين زمينه چه خواستهاي داشته باشد، اصولاً ايران تعطيل کردن کامل غنيسازي را خط قرمز خود ميداند و بهيچوجه زير بار چنين خواستهاي نخواهد رفت. آنچه از ايران ميتوان در بخش مربوط به فعاليتهاي هستهاي انتظار داشت، تجديد نظر در ميزان غنيسازي است نه تعطيل کردن آن. توليد سلاح هستهاي نيز اصولاً در برنامه فعاليتهاي هستهاي ايران وجود ندارد ولي برخورداري از توليدات هستهاي مرتبط با کشاورزي، پزشکي و ساير نيازهاي غيرنظامي بطور طبيعي حق تمام کشورهاست و ايران در اين بخش پيشرفتهاي قابل توجهي کرده که در آينده نيز بايد از نتايج آن بهرهمند باشد. اين فعاليت، با مقررات آژانس بينالمللي انرژي اتمي کاملاً منطبق است و هيچ کشوري حق ندارد خواستار توقف آن شود.
آنچه طرف آمريکائي بارها مطرح کرده و دور اول مذاکرات نيز ناظر بر آن بود اينست که ايران در فعاليتهاي هستهاي خود به طرف سلاح هستهاي نرود و اين همان چيزي است که قبل از آنکه آمريکا بخواهد يا بگويد، ايران آن را اعلام کرده بود و قرار هم نيست از آن عدول کند.
بدين ترتيب، اگر طرف آمريکائي در دور دوم مذاکرات که امروز برگزار ميشود به چارچوبي که اعلام کرده بود وفادار باشد، ميتوان استمرار بيمشکل مذاکرات را انتظار داشت.
پيشبيني قريب به واقعبيني درباره مذاکرات امروز نيز همين است، زيرا شرايط بينالمللي و منطقهاي اکنون بگونهايست که رفتن به طرف آرامش منطقه خاورميانه براي تمام کشورهاي منطقه و طرفين اين مذاکره يعني ايران و آمريکا يک نياز اجتنابناپذير است. ايران قطعاً خواهان جنگ نيست هرچند در صورتي که با تجاوزي مواجه شود آمادگي همهجانبه براي دفاع دارد. آمريکا نيز به دلايل مختلف منطقهاي، داخلي و بينالمللي، که هر کدام به نوبه خود کاملاً قابل توضيح هستند، براي جنگ آمادگي ندارد.
در مورد شرايط بينالمللي، با توجه به نياز آمريکا به تمرکز بر روي مسائلي که با چين و بعضي کشورهاي ديگر دارد براي ترامپ ورود به جنگ در منطقه خاورميانه دردسر بزرگي است که اجتناب از آن را ضروري ميداند. شرايط حاکم بر منطقه نيز بشدت حاد است و بعد از آنچه در نزديک دو سال اخير رخ داده اکنون زمينهاي براي آتشافروزي جديد وجود ندارد. پيام پادشاه عربستان که روز پنجشنبه وزير دفاع آن کشور به رهبري ايران تسليم کرد را نيز ميتوان در همين چارچوب تفسير کرد کمااينکه حتي ادامه جنگ اوکراين نيز براي آسياي ميانه و اروپا قابل تحمل نيست و از فعاليتهاي ديپلماتيک جديد در اين بخش نيز همين واقعيت را ميتوان فهميد. بنابراين، نگاه مثبت به دور دوم مذاکرات ايران و آمريکا را ميتوان نوعي واقعبيني دانست.











