شفقنا- دکتر محمد دولتی، محقق و پژوهشگر نهج البلاغه و سیره علوی درباره سیره حضرت علی(ع) در رسیدگی به محرومان و نیازمندان و دستورالعمل هایی که حاکمان و مردم باید برای اصلاح این امور در دستور کار قرار دهند، اشاره کرد و گفت: امیرالمومنین علی(ع) می فرمودند: «من به گونه ای زندگی می کنم که پایین ترین طبقه جامعه زندگی می کند بلکه پایین تر، تا این مردم آرزوی داشتن زندگی مرا نکنند.» امروز هم گاهی مردم از داشتن مشکل رنج نمی برند بلکه از این رنج می برند که مشکلی دارند که مسئولین نه آن مشکل را دارند و نه می بینند. اما جامعه، فقط با حاکم اصلاح نمی شود، بلکه کسانی که مسئولیت اجتماعی دارند، باید اهل صلاح و درستی باشند. ممکن است که رهبر خودش درست باشد، ولی برخی کسانی که پست و جایگاه اجتماعی دارند، انسان های درستی نباشند، چنین جامعه ای اصلاح نمی شود.
آقای دکتر دولتی معتقد است: برای رفع فقر و محرومیت و اصلاحاتی در این زمینه، اول، باید کسانی مسئولیت ها را بپذیرند که اطمینان و دغدغه این را دارند که از عهده آن برمی آیند. دوم، مردم هم در قبال یکدیگر مسئولیتی دارند و نباید این تصور وجود داشته باشد که چون مسئول نیستیم پس وظیفه ای نداریم. سوم، کسی که مسئول می شود، از فردای پذیرش مسئولیت باید مکان زندگی خود را تغییر دهد، به زندگی مردم توجه ویژه ای داشته باشد و در دسترس مردم باشد. و چهارم اینکه کسی که مسئولیت را می پذیرد باید شرح وظایف خود را بداند
متن گفت وگوی شفقنا با آقای دکتر محمد دولتی را می خوانید:
* دین اسلام فقر و تنگدستی را جزو یکی از مصیبت های بزرگ و از جمله بلای جامعه بشری که تا سرحد نابودی آن تاثیر دارد، معرفی نموده و ریشه کنی آن از اجتماع را اصلی ترین هدف و وجهه همت خود قرار داده است. از منظر حضرت علی(ع) در جوامع به خصوص جامعه اسلامی به چه دلایلی فقر و محرومیت به وجود می آید و حتی در مواردی ابعاد وسیعی پیدا می کند؟
در ابتدا چند نکته عرض می کنم که براساس این نکات، نظام فکری که می خواهیم با آن به جامعه نگاه کنیم، کم و بیش روشن می شود. اولاً در جامعه ای باید لزوماً فقیر وجود داشته باشد؟ و آیا وجود فقیر برای یک جامعه ضروری است؟
آنچه در دنیا اتفاق افتاده، این است که از ابتدای خلقت یعنی از زمان حضرت آدم(ع) که در قرآن کریم گزارش آن را داریم تا قبل از ظهور امام زمان(عج) حکایت دنیا، حکایت اختیار داشتن مردم است بر انتخاب آن کسی که بر آنها حکومت می کند. خداوند اراده می کند که امیرالمومنین علی(ع) حاکم باشند، اما مردم سراغ شخص دیگری می روند که البته ممکن است در بسیاری از جوامع مردم چنین رویکردی داشته باشند؛ اما در زمان ظهور امام زمان(عج) بناست آن اراده خداوند «وَنُريدُ أَن نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ استُضعِفوا فِي الأَرضِ» محقق شود و حکومت الهی برپا گردد.
در آن نظام شما می توانید رضایت و اراده خداوند را ببینید و در غیر آن نظام ممکن است که سلطنت شیطان را ببینید، کما اینکه امام حسین(ع) در کربلا این آیه را تلاوت کردند که «اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطانِ هُمُ الْخاسِرُون (المجادلة:19)» یعنی کاری کردند که شیطان بر آنان مسلط شد و «ذکر الله» نزد آنان به فراموشی رفت. بنابراین بنای خداوند بر این نبوده که در همه موارد قدرت خود را نشان دهد.
به عنوان مثال یک بار در جریان سپاه ابرهه خداوند اراده کرد و اهانت کنندگان به کعبه را نابود گردانید، اما این امر بدین معنا نیست که برای سایر اهانت کنندگان به کعبه نیز چنین اتفاقی رخ دهد بنابراین در این نظام عالم که ظلم، ستم، دروغ، فریب و امثالهم وجود دارد، به صورت طبیعی باید انتظار داشته باشید کسانی که زورگو و قدرتمند هستند در این جهت اقداماتی انجام دهند، اما برخی از انسان ها نیز به گونه ای خداوند را در مشکلات و فسادی که در عالم وجود دارد، درگیر می کنند در حالی که «ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ» این فسادها را مردم ایجاد کردند و اراده خداوند نبوده است.
اهل بیت(ع) تبیین کردند که اولاً فساد و ظلم نکنید و دروغ نگویید، ثانیاً اگر جایی فساد و ظلم و مظلومی بود در جهت اصلاح و کمک و یاری به مظلوم در حد توان و تکلیف خود اقدام کنید. بنابراین نه تنها نباید ظلم کنیم و از ظالم دفاع کنیم بلکه باید همواره به مظلوم و حقی که از او ستانده شده توجه و نسبت به اصلاح و احقاق حق او بر مبنای تکلیف و وظیفه اقدام کنیم.
* بنابراین از نظر حضرت علی(ع) دلایل پیدایش فقر و نیازمندی در یک جامعه ساختار اجتماعی، عملکرد و برنامه های مسئولین و مردم هست یا مسایلی دیگری موجب پیدایش این معضل شده است؟
امیرالمومنین علیه السلام در سخنانی فرمودند که در 25 سال خانه نشینی ایشان، در جامعه چه گذشت. سنت پیامبر(ص) چه بود و چگونه سنت ها و برنامه های پیامبر(ص) به خصوص در عرصه اقتصادی را زیر پا گذاشتند. در میان اعراب یک نظام قبیله ای حاکم بود که البته این نظام قبیله ای در همه جوامع بشری هست به عنوان مثال امروز هم در انگلیس می بینید که پادشاه و ملکه و اطرافیان آنان شأنی دارند و باقی افراد چند پله پایین تر هستند، این رویکرد و رویه در ایران قدیم و برخی دیگر از کشورها نیز وجود داشت.
امیرالمومنین علی(ع) تبیین کردند که رسول خدا(ص) می خواستند این نظام سلطنتی و پادشاهی را کنار بگذارند و تأکید داشتند که همه مردم در برابر حق هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند، اما امیرالمومنین علی(ع) وقتی حکومت را تحویل گرفتند به طور طبیعی می بینند که عده ای به جهت عدم رسیدگی به آنان محرومیت شان بیشتر شده و یک عده ای هم حقشان ضایع شده است. حال حضرت می خواهند در نظامی که در زمان جاهلیت قبل از اسلام سنت های قبیله ای حاکم بوده و بعد از اسلام همان جاهلیت، رنگ دین به خود گرفته، احقاق حق کنند. در واقع تفاوتی که حاصل شده این بود که اگر در گذشته می گفتند رییس قبیله، اکنون می گویند خلیفه خدا یا جانشین رسول خدا؛ اگر قبلاً می گفتند اینها اقوام، خویش و اطرافیان رییس قبیله اند، در زمان جاهلیت پس از اسلام می گفتند اینان سربازان اسلام هستند. و در واقع حضرت علی(ع) می خواهند با این نظام مقابله کنند.
زمانی که مردم برای پذیرفتن حکومت به حضرت علی(ع) اصرار می کردند، امیرالمومنین علی(ع) فرمودند: «شما من را به عنوان امیر نمی پذیرید، شما دوست دارید من برای شما وزیر باشم» یعنی حرف بزنم و اگر خواستید عمل کنید و اگر نخواستید هم عمل نکنید. در نتیجه به پنج سال هم نکشید که حضرت را به شهادت رساندند بنابراین امیرالمومنین وارث چنین حکومتی بود.
جامعه، فقط با حاکم اصلاح نمی شود، بلکه کسانی که مسئولیت اجتماعی دارند، باید اهل صلاح و درستی باشند
جامعه، فقط با حاکم اصلاح نمی شود، بلکه کسانی که مسئولیت اجتماعی دارند، باید اهل صلاح و درستی باشند. ممکن است که رهبر خودش درست باشد، ولی برخی کسانی که پست و جایگاه اجتماعی دارند، انسان های درستی نباشند، چنین جامعه ای اصلاح نمی شود. این مصیبت دیگری بود که امام گرفتارش بودند و منجر به پیمان شکنی، جنگ های داخلی و نقص عهد شد که این امر نیز در خطبه های نهج البلاغه به روشنی مشهود است.
* حضرت علی(ع) تأکید دارند که برای رفع محرومیت و نیازمندی باید مسایل مربوطه ریشه یابی شود و در جهت اصلاح آن برآمد. ریشه های این امر و اصلاح گری که در حضرت علی(ع) در دوران زمامداری داشتند در چه زمینه ها و سطوحی بود؟
اصولاً مردم در دوران حکومت خلیفه ی الهی باید در امور مختلف مشارکت کنند نه اینکه در جای خود خوش نشین باشند و مانند قوم بنی اسرائیل به حضرت موسی(ع) بگویند؛ « إِنَّا لَنْ نَدْخُلَها أَبَداً ما دامُوا فيها فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّكَ فَقاتِلا إِنَّا هاهُنا قاعِدُون (المائدة:24) إِنَّا هاهُنا قاعِدُونَ »؛ «ما از این قوم ستمگر می ترسیم، مادامی که آنها هستند ما هرگز داخل شهر نمی شویم، تو برو با پروردگارت با آنها قتال کنید ما اینجا خواهیم نشست!» قرار بر این نیست که حضرت به تنهایی همه مسایل را اصلاح کند، علت آن هم این است که وقتی حکومت می خواهد مستقر شود، مردم باید حاکمیت را بپذیرند و با آن همکاری کنند، برای همین است که مساله بیعت مطرح می شود.
حضرت علی(ع) می خواهند مردم در امور مختلف مشارکت داشته باشند به همین دلیل یکی از فضاهای مهمی که در فرمایشات حضرت اعم از فرمایشات خصوصی، خطبه ها و نامه هایشان می بینیم، این است که مردم را به انصاف، عدالت، تقوا، خداترسی و عاقبت اندیشی دعوت می کنند و در مورد مال دنیا نکاتی را مطرح می نمایند. از این رو شما در نهج البلاغه در مذمت دنیای مذموم، فرمایشات بسیاری از حضرت ملاحظه می کنید.
حضرت علی(ع) کسانی که حقشان غصب شده را به صبر دعوت می کند
از سوی دیگر حضرت علی(ع) کسانی که حقشان غصب شده را به صبر دعوت می کند برای اینکه به کفر نیفتند و خداوند را در جایگاه قدرت، عدل و روزی رسان معرفی می نمایند. چون خلفا تفکر جبر را به مردم القا می کردند مبنی بر اینکه چون خداوند اینگونه خواسته، ما حاکم شدیم. در اینجا حضرت خدا را شاهد و ناظر معرفی می کنند و مردم را به عفت، پاکدامنی و صبوری دعوت می کردند و تأکید داشتند که مبادا فشار مالی شما را به کار خطا و خلاف در درآمد بیاندازد.
نهیب و هشدار حضرت علی(ع) به کسانی که در جامعه ظلم می کردند
از سوی دیگر حضرت خطاب به کسانی که در جامعه ظلم می کردند و بیت المال را چپاول می نمودند نکات هشدار دهنده ای را بیان می کنند و حتی نسبت به قیامت نهیب می زنند و به آنها بشارت می دهند که اگر با خدا معامله کنید، بخشیده می شوید.
بنابراین حضرت علی(ع) اول مردم را به تقوا، انصاف، صداقت و مال حلال؛ دوم مظلومان را به تحمل، عفاف و صبر دعوت می کردند؛ سوم به کسانی که در جامعه ظلم می کردند و مال می اندوختند، از عاقبت امرشان آگاه می ساختند و چهارم با مسئولین مملکت با عتاب و خطاب برخورد می کردند، آنان را توبیخ می کردند و اصلاً کوتاه نمی آمدند.
حضرت از آنچه مردم عادی بهره مند بودند برای خودشان نصیب نمی گذاشتند
اما نکته بسیار مهم اینکه حضرت از آنچه مردم عادی بهره مند بودند برای خودشان نصیب نمی گذاشتند، این مساله را زندگی حضرت نشان می دهد. حضرت از مال شخصی خودشان در جهت اصلاح وضعیت، مکرر انفاق می کردند و به فقرا و مردم رسیدگی می کردند. مثلاً حضرت برای جلوگیری از جنگ به مردم بصره گفتند: چه انتقادى از من داريد؟ من حتی از بیت المال چیزی برای خود برنداشته ام. اين پيراهنى كه بر تن دارم، بافته ی خانواده من است.
ممکن است یک خلیفه مانند معاویه به دیگران بخشش داشته باشد اما او در واقع از مردم مالیات می گیرد و هر جا لازم بود از همان مالیات برای عده ای خاص، مانوری در جهت بخشش می دهد، اما حضرت خود، نخلستان احیا و آباد می کند و از عرق جَبین و از زحمت خودشان به فقرا و نیازمندان کمک می کنند. حضرت به اصطلاح مانند یک پدر دلسوز از جان مایه می گذارد و هر چه دارد به دیگران مرحمت می کند. آیات قرآن بسیار به این مساله اشاره دارد از جمله «وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَىٰ حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا (الإنسان:8)» و بسیاری از نمونه هایی که تاریخ آنها را گزارش کرده است.
* اشاره کردید که حضرت علی(ع) در موضوع رسیدگی به امور معیشتی مردم، فقرا و نیازمند با عتاب و خطاب با مسئولین برخورد می کردند، حضرت در زمینه احقاق حقوق مردم مشخصاً به کارگزاران چه سفارشات و توصیه هایی داشتند؟
کارگزار باید مراقب خود و اعمال خود باشد نه مردم!
گاهی انسان، آخرین شاخه های یک درخت آفت زده را ترمیم می کنند و گاهی ریشه و اصل این آفت را مورد بررسی قرار می دهد و آن را اصلاح می کند. مهم ترین و مفصل ترین سفارشات حضرت علی(ع) به کارگزاران در عهدنامه مالک اشتر و در خطبه های دیگر امیرالمومنین علی (ع) آمده است. حضرت چند توصیه مهم می کنند، یکی از توصیه ها این است که «تو اگر از طرف من بر این مردم فرماندار و زمامدار شدی، به یاد داشته باش که تو مأمور هستی و باید مراقب باشی و حرف گوش کن خداوند باشی و مراقب باشی که دست از پا خطا نکنی» در واقع حضرت معتقد است که کارگزار اولاً باید مراقب خود و اعمال خود باشد نه مردم! این نکته بسیار مهم است و بدین معناست که فکر نکنیم اگر در اتاق مدیریت نشستیم و دَر هم بسته است و کسی هم ما را بازرسی نمی کند و حساب و کتاب نمی خواهد، هر چه خواستیم امضا کنیم و فرمان دهیم. یک مسؤول باید به گونه ای تربیت شده باشد که همواره و در همه لحظه ها خداوند را ناظر و شاهد اعمال خود ببینند و از ترس خداوند خلافی مرتکب نشوند.
نکته دوم اینکه حضرت به مالک می گویند که بازرسانی صادق و باوفا نسبت به مردم، بگمار «وَ ابْعَثِ الْعُيُونَ مِنْ أَهْلِ الصِّدْقِ وَ الْوَفَاءِ عَلَيْهِمْ» امیرالمومنین اینطور نبودند که کسی را بر کاری بگمارند و سپس خودشان استراحت کنند بلکه به عنوان یک مسئول همواره مراقب عملکرد و رفتار او بودند، دقیق می دیدند و رصد می کردند که این مسئول چه می کند. بنابراین توجه به این امر موجب می شود که در امور مختلف اصلاحات ریشه ای داشته باشیم.
نکته سوم اینکه وقتی کسی از جانب امیرالمومنین علی(ع) فرمانداری منطقه ای می شد، حضرت در جهت نحوه اداره جامعه به او توصیه هایی می کردند که دستورالعمل های حکومتی بود، ولی یک نکته بسیار مهم مدل زیستن فرماندار و استاندار بود.
ائمه(ع) و به خصوص حضرت علی(ع) با پایین ترین طبقات جامعه زندگی می کردند، منظور این نیست که با ثروتمندان کاری نداشتند بلکه سطح زندگی حضرت چنان پایین بود که در دسترس همه بودند.
وقتی کسی در پایین ترین سطح اجتماعی زندگی می کند، اگر طبقات بالایی سراغ او نمی آیند به خاطر تکبر آنهاست، اما اگر این حاکم با بالادست ها بنشیند، پایین دست ها خجالت می کشند و نزد او نمی روند لذا حضرت در پایین ترین طبقه می آید و به فرمانداران هم چنین دستور می دهند به همین دلیل حضرت علی(ع) به یکی از کارگزاران خود که در مجلسی مجلل حضور یافته بود، تذکر می دهند. تذکر حضرت به این دلیل نبود که این مجلس حلال نیست بلکه بحث بر این است که تو به لحاظ زیست اجتماعی به گونه ای عمل می کنی که مردم تو را در شأن و طبقه ای می بینند که به سختی نزدیک تو می شوند. البته هم نشینی و رفت و آمد با کسانی که مال خود را از حلال بدست نیاورده اند، آفات دیگری دارد که در جای خودش باید به آنها اشاره شود.
اگر این تفکر و نگاه در یک مسئولی شکل بگیرد بسیاری از معضلات و مشکلات به صورت ریشه ای درمان می شود.
بنابراین اگر بخواهیم برای درمان محرومیت به سه نکته اصلی اشاره کرده باشیم، اول توصیه حضرت به اینکه خداوند شما را می بیند و خداترس باشید و دوم اینکه حضرت چشمانی را می گماردند که فرماندهان بدانند تحت مراقبت و نظارت هستند. سوم اینکه حضرت به مسئولین توصیه می کردند که در متن جامعه باشند، مشکلات مردم را از نزدیک ببینند و بدون واسطه در جهت حل مشکلات مردم اقدامات لازم را انجام دهند.
* از منظر حضرت علی(ع) اگر در جامعه ای فقر، محرومیت و تنگدستی تداوم و گسترش یابد در کوتاه مدت و بلند مدت چه آسیب ها و پیامدهایی متوجه این جامعه خواهد بود؟
اصلاح گری لزوماً قرار نیست با قیام همراه باشد
طبق فرموده حضرت علی(ع) اینکه یک عده ای به دیگران رحم می کنند موجب می شود که خداوند نیز به آن جامعه رحم کند، اما اگر محرومیت در یک جامعه ای به پایین ترین نقطه رسید، تبعات اجتماعی خواهد داشت، این جامعه همان جامعه ای است که در آن امر به معروف و نهی از منکر تعطیل است، این همان جامعه ای است که کسی در آن اصلاح گری نمی کند، اصلاح گری لزوماً قرار نیست با قیام همراه باشد، اگر تفکر اصلاح از ما رخت ببندد و امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنیم، آن زمان تبدیل می شویم به اقوامی که قرآن عاقبت آنها را گزارش می کند.
* حضرت علی(ع) پس از تصدی منصب خلافت، روند رو به رشد فتوحات را تا حد زیادی متوقف ساختند و توزیع عادلانه و برابر درآمد را در دستور کار قرار دادند، می توان این اصل را نتیجه گرفت که حضرت علی(ع) به عنوان حاکم رسیدگی به امور معیشتی مردم، رفع محرومیت و نیازمندی را بر همه مسایل دیگر اولویت قرار می دادند؟
بله، رسیدگی به امور معیشتی مردم، رفع محرومیت و نیازمندی مظلومان، اولویت اول امیرالمومنین علی(ع) بود. در خطبه 33 نهج البلاغه آمده که ابن عباس می گوید خدمت حضرت رسیدم در حالی که حضرت با دستان خود مشغول وصله زدن به کفش خود بودند. از من پرسیدند: این کفش چقدر می ارزد. این عباس می گوید به حضرت عرضه داشتم: قیمتی ندارد. یعنی از شدت کهنگی و وصله، هیچ ارزش و قیمتی ندارد. حضرت فرمودند: « وَ اللَّهِ لَهِيَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ إِمْرَتِكُمْ إِلَّا أَنْ أُقِيمَ حَقّاً أَوْ أَدْفَعَ بَاطِلا » «به خدا قسم، این کفش از حکومت بر شما برای من دوست داشتنی تر است مگر آنکه بتوانم به واسطه ی حکومت بر شما، حقی را برپا دارم یا باطلی را کنار بزنم.» برای حضرت بسیار مهم بود که کرامت انسان ها حفظ شود، انسان ها بدانند که خداوند آنها را دوست دارد و برای آنان روزی مقرر کرده است. نمی خواهم ارزشگذاری کنم و بگویم نماز مهم تر یا غذا، بلکه می خواهم تبیین کنم که در یک جامعه مردم تشنه چه هستند و چگونه حرکت می کنند. معتقدم اگر مسایل معیشتی و مالی مردم به سامان باشد، سایر موارد و مسایل هم اصلاح خواهد شد.
اجازه بدهید در اینجا نکته ی مهمی را اشاره کنم، نکته ای که تصور می کنم برخی در فهم آن دچار اشتباه هستند این است که ما همیشه می گوییم امیرالمومنین به محرومان رسیدگی می کردند، من عرض می کنم که امیرالمومنین به همه عالم رسیدگی می کردند، به همه پناه می دادند و پدر همه مردم بودند و همه را به سر سُفره خود دعوت می کردند. اما در عمل و در صحنه اجتماع افراد متکبر و سهم خواهان، خدمت حضرت نمی آمدند، بلکه افراد محروم خدمت حضرت می آمدند. برای همین شاید تصورها اینگونه شکل گرفته باشد که حضرت علی(ع) تنها به محرومان رسیدگی می کردند در صورتی که این چنین نبود.
این نکته دقیقاً در زندگی امروز همه ما هست، زمانی به در خانه خداوند التماس می کنیم که گرفتار و بیمار می شویم، قرض داریم و بلا می بینیم، این مساله بدین معنا نیست که خداوند تنها به انسان های مبتلا نظر می کند و جواب آنها را می دهد، این مردم هستند که وقتی مبتلا می شوند بیشتر به خداوند توجه دارند وگرنه که خداوند همیشه پاسخ بندگان را می دهد. همانطور که قرآن می فرماید برخی استکبار دارند و از دعا و عبادت خداوند اعراض و سرکشی می کنند: «إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي»
* امام علی(ع) در دوران زمامداری چه برنامه ها، رویکردها و راهکارهایی برای کاهش فاصله طبقاتی، رفع محرومیت و همچنین رسیدگی به محرومین و نیازمندان اعمال کرد؟
گفت وگوی ما در این مقام نیست که این برنامه را با تمام جوانب طراحی کنیم بلکه می توان تبیین کرد که نقطه شروع کجاست. با ذکر نمونه ای مطلب را عرض می کنم. زمانی که شخصی به مسئولیتی می رسد و بناست صبح فردا به طور رسمی حکم این مسئولیت را به دست این شخص بدهند، اگر آن شب از نگرانی خواب به چشم این شخص نیامد، مشخص است که خادم هست و دغدغه خدمت دارد چون اگرچه به خداوند توکل دارد، اما نگران است از اینکه آیا می تواند این مسئولیت را به نحو احسن انجام دهد؛ نه ابنکه از خوشحالی در پوست خود نگنجد و شروع کند به خبر رسانی به دیگران!
نکته دوم اینکه کسی که مسئولیت را می پذیرد باید شرح وظایف خود را بداند. امیرالمومنین علی(ع) شرح وظایف را به فرمانداران خود می گفتند لذا اگر می خواهیم فلان پست را بپذیریم باید بدانیم که چه وظیفه ای داریم و باید جوابگوی چه مسایلی باشیم.
نکته سوم اینکه کسی که مسئول می شود، از فردای پذیرش مسئولیت باید مکان زندگی خود را تغییر دهد، با مردم زندگی کند، به زندگی مردم توجه ویژه ای داشته باشد و در دسترس مردم باشد. به عنوان مثال شهید رجایی از جنس مردم بود، مشکلات مردم را از نزدیک می دید و مردم هم در دوره ایشان دل آرام بودند.
گاهی افراد می گویند که اگر در دسترس مردم باشیم به کارهایمان نمی رسیم، اتفاقاً از لحاظ اجتماعی افرادی که در دسترس هستند، مردم رغبت کاذب برای برقراری ارتباط با او را از دست می دهند، اما افرادی که در دسترس نیستند در واقع مردم را هیجانی می کنند که به نوعی خودشان را به او برسانند.
به عنوان مثال در جامعه خودمان گاهی مردم قدر یک انسان امانت دار و اهل خیر و یا قدر یک روحانی را نمی دانند، اما به محض اینکه همین شخص در سازمان و ارگانی به مسئولیتی رسید، همه به دنبال این هستند که با او ارتباط برقرار کنند.
نکته بسیار مهمی که باید به آن توجه شود این است که گاهی مردم از داشتن مشکل رنج نمی برند بلکه از این رنج می برند که مشکلی دارند که مسئولین نه آن مشکل را دارند و نه می بینند. امیرالمومنین علی(ع) می فرمودند: من به گونه ای زندگی می کنم که پایین ترین طبقه جامعه زندگی می کند بلکه پایین تر، تا این مردم آرزوی داشتن زندگی مرا نکنند.
نکته دیگر اینکه مردم هم در قبال یکدیگر مسئولیتی دارند و نباید این تصور وجود داشته باشد که چون مسئول نیستیم پس وظیفه ای نداریم. گاهی حاکمان به وظیفه خود عمل نمی کنند، اما مردم عمل می کنند. امروزه در جامعه ما، برخی افراد بسیار ثروتمندند اما با مردم و فقرا زندگی می کنند و کار آفریننند. بسیاری از پزشکان هستند که نیازمندان را رایگان درمان می کنند و نمونه های فراوان دیگر که در این موضوع می توان بیان کرد. توجه کنیم «جامعه با همین همدلی ها باقی است.»











