امروز : شنبه 22آذرماه 1404 | ساعت : 23 : 42

آخرین اخبار

کدام مشاغل مشمول فراخوان مالیات بر ارزش افزوده نمی‌شوند؟

شفقنا- سخنگوی سازمان مالیاتی اعلام کرد: مشاغلی که فروش...

پیام تسلیت پزشکیان در پی درگذشت استاد کامران فانی

شفقنا- مسعود پزشکیان رئیس جمهور اسلامی ایران در پیامی...

تبلیغات/ تپسل راهبری پنل‌های تخصصی نمایشگاه تبلیغات و بازاریابی 1404 را بر عهده گرفت

رپرتاژآگهی- همزمان با برگزاری بیست‌ویکمین نمایشگاه بین‌المللی تبلیغات، برندسازی...

آیت‌الله نورمفیدی: «باب جامع مقاومت» در فقه شیعه گشوده شود

شفقنا- رئیس پژوهشگاه مطالعات فقه معاصر پیشنهاد کرد: در...

رئیس دانشگاه ادیان و مذاهب منصوب شد

شفقنا- وزیر علوم با صدور حکمی حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر...

سه کودک ۷ تا ۹ ساله در استخر کشاورزی غرق شدند

شفقنا_ رئیس مرکز فوریت‌های پزشکی شهرستان زرند از غرق...

موزون: برنامه «زندگی پس از زندگی» ماه رمضان امسال پخش نمی شود

شفقنا- کارگردان و پژوهشگر برنامه پرمخاطب زندگی پس از...

لغو تحریم‌های قانون قیصر بر اقتصاد سوریه چه تاثیری دارد؟

شفقنا-  تصمیم مجلس نمایندگان آمریکا مبنی بر لغو قانون...

پنتاگون: دو سرباز آمریکایی و یک غیرنظامی در حمله‌ای در سوریه کشته شدند

شفقنا-وزارت دفاع آمریکا(پنتاگون) امروز شنبه اعلام کرد: «دو سرباز...

شمار تلفات سیل اندونزی از مرز ۱۰۰۰ نفر گذشت

شفقنا - مأموران امداد و نجات روز شنبه اعلام...

پزشکیان: گسترش و تعمیق روابط ایران و قزاقستان به نفع دو کشور و منطقه...

شفقنا- رئیس‌جمهور در گفت‌وگو با شبکه تلویزیونی «کاز اینفروم»...

کنترل قند خون، خطر حملات قلبی را به نصف کاهش می‌دهد

شفقنا- مطالعه جدید بین‌المللی نشان می‌دهد افرادی که دچار...

امام علی (ع) به سیاست غیراخلاقی تن نداد/ امیرمومنان علی (ع) اختیار مردم را سلب نکرد و فهم مردم را نبست/ حضرت برای به دست آوردن حکومت، وعده نداد/ عده‌ای دچار حرص منفی شدند و از زندگی لذت نمی‌برند/ به این دنیا آمدیم که متخلق شویم؛ دلشاد تهرانی در گفت‌وگو با شفقنا

شفقنا- نویسنده و پژوهشگر برجسته سیره نبوی و علوی با بیان اینکه امیرالمومنین علی(ع) گفت: مساله ای که بسیار راحت به ویژه در حکومت ها شکل می گیرد، دروغ مصلحت آمیز است و مساله ای که بالاتر از دروغ مصلحت آمیز شکل می گیرد، دروغ به نفع حکومت، دروغ به نفع نظام، سازمان و مدیریت است؛ عده ای بر این باورند که می توانند به بهانه خدمت به نظام و مردم دروغ بگویند، اما نمی دانند همین که دروغ گفتید، دیگر فاسد و فاسق شدند و دیگر امکان ندارد که بتوانند خدمت کنند. حضرت علی(ع) هرگز از کسی به زور بیعت نگرفت و برای به دست آوردن حکومت، وعده نداد و با یک نظام اخلاقی برجسته بر سر کار آمد؛ مشی امیرمومنان علی(ع) این است که همه چیز را بگوید و فایده اخلاقی آن این است که شاید هیچ چیز مانند شفافیت در حکومت و مدیریت فراهم کننده سرمایه اجتماعی نیست و یکی از عوامل جدی آسیب زننده به سرمایه اجتماعی، پنهان کاری است.

قناعت، آرامش را به زندگی انسان تزریق می کند

مصطفی دلشاد تهرانی، نویسنده و پژوهشگر برجسته نهج البلاغه در گفت وگو با شفقنا، اخلاق مداری در رفتار شناسی امام علی(ع) و نگاه، جایگاه و ارزشی که اخلاق در نزد علی(ع) داشت را مورد بحث و بررسی قرار داد و اظهار کرد: رفتار و سلوک ما به شدت تابع این است که یک امر در نگاه ما چه جایگاهی دارد و در حقیقت تا تکلیف بینش ها، گرایش ها و ارزش ها روشن نشود، تکلیف رفتار و سلوک عملی به درستی مشخص نخواهد شد. در حکمت ۲۲۹ نهج البلاغه مطابق نسخه صوفی صالح آمده است: «کَفَى بِالْقَنَاعَهِ مُلْکاً، وَبِحُسْنِ الْخُلُقِ نَعِیماً؛ قناعت برای دولتمندی، دارا بودن، ثروتمند بودن بسنده است و بهترین نعمت برای انسان، اخلاق نیکوست» اگر بپذیریم این عبارت به همین شکل از حضرت علی(ع) صادر شده باشد، در میابیم که در این حکمت، حضرت به یک امر جزئی و یک امر کلی اشاره کرده منتها حضرت از میان امور جزئی در اخلاق بر «قناعت» تأکید کرده و بیان داشته که اگر انسان قانع باشد، ثروتمند است و اگر قانع نباشد، هر چیزی هم داشته باشد، فقیر، نیازمند، گرفتار و بدبخت است، آنچه در زندگی از نظر اخلاقی به انسان آرامش می دهد، قناعت هست و قناعت به معنی حرص منفی نزدن، به داشته ها بسنده کردن و تلاش کردن ولی آزمند نبودن است.

همه افراد دچار حرص منفی شدند و از زندگی لذت نمی برند

او افزود: یکی از مشکلاتی که در دروه جدید اصلا به آن توجه نداریم، قناعت است، همه دچار حرص منفی شدند بدین معنا که انسان به هر چه می رسد، راضی نیست و همین عدم رضایت سبب شده که انسان از زندگی لذت نبرد، به عبارت دیگر فقدان قناعت در زندگی سبب شده که مناسباتی در دنیا پیدا شود و آن مناسبات این است که انسان کار نمی کند تا زندگی کند و همچنین انسان ها به اندازه کافی تولید نمی کنند لذا تولید به سمت تولید انبوه می رود، وقتی تولید انبوه شد، نیاز به بازار دارد، باید بازار درست کرد، تبلیغ کرد و مصرف اضافی ایجاد کرد و برای این مصرف اضافی ایجاد کردند باید ذهن ها و زندگی ها را تغییر داد.

او اظهار کرد: گردشی در زندگی بشر پیدا شده که منشأ استثمار، استعمار، حمله و جنگ شده است، یعنی جنگ ایجاد می کنند تا کالاها به فروش برسد! در حال حاضر انبارهای اسلحه انباشت شده و باید یک جایی جنگ به پا کرد تا این اسلحه به فروش برسد؛ اسلحه جدید تولید شده و لازم است اسلحه های قبلی سریعا به فروش برسد لذا به این نتیجه می رسند که بین دو کشور مسلمان جنگ ایجاد کنند تا بتوانند اسلحه ها را بفروشند! به طور کلی وقتی قناعت برداشته شد، دنیا و انسان ها به این سمت می روند و متاسفانه دنیای امروز اینگونه شده است.

پنج عنصر اخلاقی؛ صداقت، امانت داری، تواضع، قناعت و تقوا

دلشاد تهرانی با استناد به آموزه های علی(ع) پنج عنصر در اخلاق را عنوان کرد و گفت: اگر این پنج عنصر به زندگی انسان بیایند، زندگی خوب می شود، اول، صداقت و راستی و به معنای گسترده، عدم دروغ و ناراستی؛ دوم امانت داری و پایبندی به عهد و پیمان، سوم تواضع و فروتنی، چهارم قناعت و پنجم تقوا.

او به نکته ای درباره تواضع و فروتنی اشاره کرد و افزود: در خطبه ۱۹۲ نهج الیلاغه مطابق نسخه صبحی صالح، حضرت علی(ع) می فرمایند: «میان شما و دشمنتان ابلیس فقط یک قرارگاه نظامی بیشتر نیست و آن هم تواضع و فروتنی است، به محض اینکه برداشته شود، همه شما در دام شیطان هستید» اما متاسفانه ما توجه نداریم که چقدر این تواضع و فروتنی در اخلاق، عنصر مهمی است.

اخلاق بر دین مقدم است

 

همه همت ما در دین به سمت دیگری رفته و اخلاق مفقود است

او ادامه داد: حضرت علی(ع) می فرماید: «بهترین نعمت که کفایت کننده زندگی است، اخلاق خوب هست» از این نکته در می یابیم که باید همه همت ما در دین به سمت اخلاق رود، اما در حال حاضر همت ما در دین به سمت دیگری رفته و اخلاق مفقود است.

دلشاد تهرانی به ویژگی ها و چگونگی تربیت الهی اشاره و تصریح کرد: در خطبه ۱۹۲ علی(ع) می فرماید: پیامبر وقتی به دنیا آمد، خداوند برترین و بزرگترین فرشته خود را مامور تربیت ایشان کرد و فرمود: پیامبر را سلوک بده به راه های بزرگواری ها و محاسن اخلاق عالم و نیکویی ها و زیبایی های اخلاق جهانی.

دین اخلاق را تقویت و به زیرساخت اخلاق کمک می کند

او به مفهوم اخلاق جهانی اشاره و تصریح کرد: اخلاق جهانی یعنی اخلاق، پیشا دینی و مقدم بر دین است؛ دین اخلاق را تقویت و به زیرساخت اخلاق کمک می کند، اگر کسی اخلاق نداشه باشد در دین به هیچ جایی نمی رسد، نه دین را می فهمد و نه از هدایت بهره ای می گیرد. از آنجا که اخلاق مقدم بر دین است، دین مبتنی بر اخلاق شکل می گیرد و در حقیقت دین زیرساخت های اخلاق را محکم، استوار و تکمیل می کند لذا علی(ع) می فرماید که پیامبر را به اخلاق عالم آموزش دادند؛ سپس حضرت به خود اشاره می کنند و می فرمایند: پیامبر شروع به تربیت من کرد و هر روز از اخلاقی که آموخته بود به من یاد داد و در حقیقت یک پرچمی (نمونه عملی) برای من افراشت.

ساختار هفت گانه اخلاق در آموزه های امام علی(ع)

او به ساختار هفت گانه اخلاق در آموزه های علی(ع) اشاره و تصریح کرد: ما بیش از هر چیز باید اخلاق را یاد بگیریم، ساختار اخلاق در آموزه های علی(ع) ساختاری است که هفت عنصر دارد و باید به هر هفت عنصر توجه کنیم، آن عناصر عبارتند از: بینش ها، ارزش ها، گرایش ها و قواعد کلی عملی ثابت حاکم بر زندگی مانند اصل تکریم که نمی توانیم آن را نقض کنیم. مثلا شرور باید مجازات شود ولی نمی توانید تکریم آن را نقض کنید. به تبع این اصول، روش های اخلاقی داریم که متغیر است، اما تابع اصول است. بر این پنج مساله دو چیز ظهور می کند، عملکردها و رفتارها و گویش ها. در حکمت ۱۱۳ علی(ع) بیان دیگری در نگاه به اخلاق دارد و می فرماید: «هیچ همراه و همدمی مانند اخلاق نیست» یعنی ما در زندگی بدون همراه و همدم نمی توانیم، خوب زندگی کنیم و به گفته حضرت بهترین همدم اخلاق است، اگر این همدم با ما باشد، همدم های دیگر هم با ما می مانند و اگر اخلاق را برداشتید همه چیز آسیب پذیر می شود. به عنوان مثال اگر اخلاق را شکستید، اقتصاد، سیاست، مدیریت، حکومت و فرهنگ هم فاسد می شوند؛ گاهی ما مقابل این پرسش قرار می گیریم که چرا انقدر اقتصاد نا به سامان است؟ این امر دلایل متعددی از جمله ساختاری دارد، اما دلیل زیرساختی آن این است که اخلاق شکسته است و به همین دلیل هیچ چیز سالم نمی ماند.

داشته ها زمانی جای افتخار دارد که بر پایه اخلاق باشد

این پژوهشگر برجسته نهج البلاغه ادامه داد: گاهی انسان ها به داشته های خود افتخار می کنند، این افراد باید بدانند داشته ها زمانی جای افتخار دارد که بر پایه اخلاق باشد؛ در حکمت ۳۸ نهج البلاغه حضرت علی(ع) می فرمایند: «در میان عرب دو چیز اعتبار داشت، یعنی اگر عرب می خواست بگوید که این قبیله یا این فرد معتبر است، به دو چیز اعتبار می داد، یکی نسب و دیگری حسب؛ که اسلام گفت، اعتبار انسان ها به نسب نیست و خداوند به صراحت گفت که ملاک ارزش انسان ها یکی از پنج عنصر است، حسب هم یعنی اینکه چه چیزی در نظر عرب آن روز به حساب می آمد، اموری مانند جوانمردی، مهمان نوازی، پایبندی به عهد و پیمان و شجاعت. و امیرمومنان علی(ع) می فرمایند: «با ارزش ترین ارزش ها؛ اخلاق نیکوست» یعنی اگر قرار باشد به انسان ها بها و قیمت دهیم، علی(ع) می فرمایند که اخلاق نیکو را ملاک قیمت گذاری قرار دهید، اما اکنون ملاک های قیمت گذاری بسیار تفاوت کرده است.

او با اشاره به اینکه علی(ع) تاکید داشت که نظام تربیتی، اجتماعی و فرهنگی باید بتواند بیش از هر چیز دیگری انسان اخلاقی تربیت کند، اظهار کرد: حکمت ۲۵۷ نهج البلاغه سفارش علی(ع) به کمیل است، يَا كُمَيْلُ، مُرْ أَهْلَکَ أَنْ يَرُوحُوا فِي كَسْبِ الْمَكَارِمِ ای کمیل از خانواده و خاندان خود بخواه که روز را طی کنند (صبح را ظهر کنند و ظهر را به شام برسانند) در کسب اخلاق.

به این دنیا آمدیم که متخلق شویم

دلشاد تهرانی افزود: نگاه علی(ع) این است که زندگی یعنی کسب اخلاق و ما به این دنیا آمدیم که متخلق شویم. علی(ع) دیدند که کسی در حال مذمت زندگی این جهانی است، حضرت ناراحت و عصبانی شدند و گفتند: «إِنَّ الدُّنْیَا دَارُ صِدْقٍ لِمَنْ صَدَقَهَا؛ زندگی این جهانی خانه صداقت، راستی و درستی است برای کسی که با او راست روبه رو شود؛ ما آمدیم کسب رحمت کنیم و موجود لطیف شویم و این غلظت ها، خشونت ها، نزاع و جنگ کم شوند و این امر یعنی اسلام رحمانی؛ اگر اسلام رحمانی نباشد، جز جنگ و تجاوز هیچ چیزی نیست.

او ادامه داد: در کلام ۲۲۰ نهج البلاغه علی(ع) می گوید، انسان هایی که تربیت شدند و به مقصد تربیت رسیدند، انسان هایی هستند که به کمالات اخلاقی دست یافتند، «قَدْ أَحْیَا عَقْلَهُ؛ عقلش احیا شده است» یادمان باشد خطرناک ترین چیز در یک جامعه تضعیف عقل است، مراقب باشیم هیچ جا و در مقابل هیچ کسی عقل تعطیل نشود که بسیار خطرناک است، خداوند در قرآن می فرماید: انسان قرآنی، انسانی است که در مقابل آیات خداوند، در مقابل حرف خدا، عقل خود را تعطیل نمی کند.

سوره فرقان در بحثی عباد الرحمن را معرفی می کند؛ عباد الرحمن یعنی الگوهای انسانی و اخلاقی. یکی از ویژگی هایی که خداوند در سوره فرقان برای این افراد بیان می کند، این است که این افراد کسانی هستند که وقتی با آیات خدا روبه رو می شوند، چشم و گوش بسته نمی پذیرند یعنی حرف خدا را نیز چشم و گوش بسته نمی پذیرند! اما مسلمانان اینگونه تربیت نشدند.

دلشاد تهرانی گفت: ابن ابی الحدید می گوید، حضرت علی(ع) خطبه ۱۶ نهج البلاغه را اوایل حکومت خود ایراد کردند، در این خطبه حضرت در یک جمله ای می فرمایند: «اَلا وَ اِنَّ الْخَطایا خَیْلٌ شُمُسٌ حُمِلَ عَلَیْها اَهْلُها، وَ خُلِعَتْ لُجُمُها، فَتَقَحَّمَتْ بِهِمْ فِى النّارِ؛ آگاه باشید! گناهان و خطاها اسب هاى سرکشى هستند که اهلش را بر آنها سوار مى کنند و لجام هاى آنها برگرفته مى شود و سرانجام آنان را در دوزخ سرنگون مى کنند!» سپس می فرمایند: «اَلا وَ اِنَّ التَّقْوى مَطایا ذُلُلٌ، حُمِلَ عَلَیْها اَهْلُها، وَ اُعْطُوا اَزِمَّتَها، فَاَوْرَدَتْهُمُ الْجَنَّهَ؛ آگاه باشید! تقواو پرهیزکارى و اعمال صالح مانند مرکب راهوار و رام و سریع السّیر مى باشد که اهلش را بر آن سوار مى کنند و زمام آن را به دستشان مى سپارند» بنابراین پنج مرکب یا همان پنج عنصر در زندگی می آید و اگر با این مرکب ها به مقصد برسیم، اتفاقات بسیار خوبی در زندگی فردی و اجتماعی می افتد.

دلشاد تهرانی ادامه داد: در حکمت ۲۸۹ حضرت باز تاکید خود بر اخلاق را نشان می دهد و از یک برادر دینی با یکسری ویژگی های اخلاقی صحبت می کنند، نظر بنده این است که ویژگی هایی که حضرت  گفتند جزء با ابوذر نمی خواند. البته در تاریخ و حدیث مطالب زیادی علیه ابوذر جعل کردند چون ابوذر یک تنه مقابل یک حکومت ایستاده است. روزی که عثمان ابوذر را تبعید کرد، یک فرمان دیگری هم داد و گفت: هیچ کسی حق ندارد ابوذر را مشایعت کند، هیچ کسی حق ندارد با ابوذر سخن بگوید، حکم حکومتی صادر شد، مروان حکم در مدینه ابلاغ کرد و همه شنیدند، وقتی علی شنید، حسن، حسین، عمار و عقیل را صدا کرد که بیایید و حکم حکومتی را بشنوید، این شاید اولین مخالفت مدنی بود و حکم حکومتی را شکستند و ابوذر را مشایعت کردند، در محل جدایی مروان رسید و خواست اجازه ندهد که حضرت او را رد کردند و خطبه ای را درباره ابوذر و عظمت او ایراد کردند. بنابراین اینکه می گویند اگر آنچه سلمان می دانستند، ابوذر می دانستند، سخنانی است که علیه ابوذر جعل شده و هدفشان این بوده که بگویند ابوذر کم ظرفیت بوده، چون این کارها را کرده و امیرالمومنان از او دفاع کرده است. امیرمومنان در وصف ویژگی های ابوذر می گوید: «كَانَ لِي فِيمَا مَضَى أَخٌ فِي اللَّهِ؛ ابوذر برادر خدایی است؛ فَعَلَيْكُمْ بِهَذِهِ الْخَلَائِقِ؛ بر شما باد این ویژگی ها» به عبارت دیگر حضرت تأکید می کند که به سراغ ویژگی ها و اخلاقی که ابوذر دارد، بروید و در وصف اخلاق ابوذر می فرمایند: «فَالْزَمُوهَا؛ خودتان را ملازم آن کنید و «تَنَافَسُوا فِيهَا» و در این ها با هم رقابت کنید. تأکید حضرت بر این بود که بر سر مسایلی که نفیس و با ارزش هستند با هم رقابت کنید، اما متاسفانه امروز منافسه (رقابت، درگیری و مسابقه ای) به وجود آمده در عالم بر سر مسایلی غیر نفیس است از جمله اینکه مثلا من بیشتر دارایی داشته باشم! من بیشتر زمین داشته باشم و… اما حضرت می گویند، منافسه بسیار ارزشمند، منافسه در اخلاق است. قرآن نیز می گوید: در خیرات از هم سبقت بگیرید، «تَنَافَسُوا فِيهَا» چون واقعیت های ما را می داند «فَاعْلَمُوا أَنَّ أَخْذَ الْقَلِيلِ خَيْرٌ مِنْ تَرْكِ الْكَثِير؛ اگر استطاعتش را هم ندارید؛ یک مورد هم پی بگیرید بهتر از این است که به طور کلی خیرات را رها کنید. به طور کلی باید بگویم در نگاه الهی بخل و خیال پردازی نیست، در نگاه الهی واقع گرایی است.

هیچ خطری در زندگی، آسیب زا تر از خطر شکسته شدن نظام اخلاقی و ارزش های اخلاقی نیست

این پژوهشگر برجسته نهج البلاغه به تأکید امیرمومنان علی(ع) بر توجه به خطر بی اخلاقی اشاره و اظهار کرد: هیچ خطری در زندگی، آسیب زا تر از خطر شکسته شدن نظام اخلاقی و ارزش های اخلاقی نیست. حکمتی به علی(ع) نسبت داده شده و ابن ابی الحدید آن را در انتهای کتاب خود آورده، «عَدمُ الأدَبِ سبَبُ کلِّ شرٍّ؛ فقدان تربیت اخلاقی سبب و علت هر شری است» یعنی اگر می خواهید اقتصادتان درست شود، این صحیح است که اقتصاد باید نظام مند شود، اما اخلاق زیرساخت آن است لذا به تعبیر علی(ع) هرجا شری وجود داشت، این شر، محصول فقدان اخلاق و تربیت اخلاقی است. حضرت در خطبه ۱۷۶ می فرماید: «إِیَّاکُمْ وَ تَهْزِیعَ الاَْخْلاَقِ وَ تَصْرِیفَهَا؛ بپرهیزید از شکست اخلاق، اخلاق را دگرگون نکنید، اگر اخلاق را به هم بریزید همه چیز به هم می ریزد» و جالب این است، امیرمومنان در موارد متعددی گفته اند بیشترین چیزی که نگران آن هستم و از آن می ترسم، موضوع اخلاق است، حال اخلاق مدیریتی یا سیاسی یا عمومی و اجتماعی.

او ادامه داد: حضرت علی(ع) در خطبه ۲۸ نهج البلاغه می فرمایند: «إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَيْكُمُ اثْنَانِ: اتِّبَاعُ الْهَوَى، وَطُولُ الْأَمَلِ؛ ترسناک ترین چیزی که من بر شما از آن ترسانم، بی گمان این است، اتِّبَاعُ الْهَوَى پذیرفتاری هوای نفس و پذیرفتاری خودخواهی ها، میل ها، قدرت طلبی ها و سودجویی ها و  وَطُولُ الْأَمَلِ آرزوهای دور و دراز» آرزوی دور و دراز انسان را بیچاره و ظالم می کند. در کلام ۴۲ نیز آمده است «أَيُّهَا النَّاسُ! إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَيْكُمُ اثْنَانِ: اتِّبَاعُ الْهَوَى، وَطُولُ الْأَمَلِ؛ چیزی که من بیش از همه بر شما بیم دارم و نگران و ترسان آن هستم؛ دو چیز است، اتِّبَاعُ الْهَوَى و طُولُ الْأَمَلِ.

دلشاد تهرانی در توضیح معنا و مفهوم اتِّبَاعُ الْهَوَى، گفت: هوای نفس، خودخواهی ها، میل ها، قدرت طلبی ها و سودجویی ها، سد راه حق است به عبارت دیگر انسان به حق عمل نمی کند، خلاف حق می گوید، دروغ می گوید، حقه بازی می کند، جلوی حق را می گیرد، عدالت را می شکند و آخرت را فراموش می کند.

پژوهشگر سیره علوی ادامه داد: علی(ع) در خطبه ۱۱۳ نهج البلاغه می فرمایند: می دانید چرا انسان ها به جان هم افتند؟ این برای او می زند، او برای این. دست هم را خوار می کنند به جای اینکه به یکدیگر کمک کنند؟ به جای این که خیرخواهانه نقد کنند، می کوبند و به جای این که دوستی کنند، کینه می ورزند، این ضمیرهای منفی حاصل نگاه های بد، فهم های غلط، بی اخلاقی، خباثت درون، دل های پر کینه و بد دل، دل های پر از سودجویی و دشمنی و قدرت طلبی است بنابراین زیر ساخت این عوارضی که در جوامع اسلامی دیده می شود، شسکته شدن اخلاق است.

ابتدا از خودمان آغاز کنیم

 

به خواسته های نادرست و غیراخلاقی میدان ندهیم

او به چگونگی پاسداشت از اخلاق اشاره و تصریح کرد: حضرت علی(ع) در خطبه ۸۶ نیز به نکته خوبی اشاره می کنند و می گویند: اخلاق را نشکنید و این امر را مراقبت کنید، برای پاسداشت و مراقبت از اخلاق قبل از اینکه از دیگران انتظار داشته باشیم باید ابتدا از خودمان آغاز کنیم، به خواسته های نادرست و غیراخلاقی میدان ندهیم.

با رخصت دادن به خواسته های نادرست و غیر اخلاقی، راه ستمگری برای شما باز می شود

دلشاد تهرانی عواقب رخصت دادن به خواسته های غیر اخلاقی را بیان کرد و گفت: رخصت دادن ها به خواسته های نادرست و غیر اخلاقی، راه ستمگری را برای شما باز می کند و در حقیقت آغاز ستم از همین جاست. نباید مقصر را دیگری یا عواملی بدانیم، بلکه اگر اشتباهی مرتکب شدیم، بگوییم که اشتباه کردیم و تقصیرهای خود را به گردن بگیریم و انسان اخلاقی دقیقاً دارای همین ویژگی است.

او نگاه حضرت علی(ع) در موضوع ایستادن بر اصول اخلاقی و همچنین خط قرمزهای زندگی از نگاه ایشان را با طرح چند پرسش مورد بررسی قرار داد و اظهار کرد: اگر قرار باشد، انسان در زندگی خود بر اصولی بایستد و استقامت نشان دهد و از آن عقب نشینی نکند، آن اصول باید مربوط به چه موضوعی باشد؟! و اگر قرار باشد ما در زندگی خود خطی بکشیم و بگوییم که این خط قرمز زندگی ماست و از این خط قرمز عبور نمی کنیم، آن خط قرمز را چه تعریف می کنیم؟ و همچنین اگر قرار باشد در زندگی اموری ولو بسیار مهم با اخلاق، اخلاقیات، ارزش های اخلاقی، اصول اخلاقی تزاحم پیدا کند، ما باید طرف کدام یک را بگیریم؟ اگر وضع سیاسی، مناسبات اقتصادی، قدرت حکومتی، توانایی مدیریت، پیش بردن خواسته ها با اخلاق، تزاحم پیدا کرد، کدام مقدم است؟

در هر چیزی امکان عقب نشینی هست، به جز اخلاق

پژوهشگر برجسته سیره علوی توضیح داد: اگر مجموع آموزه های علی(ع) در نهج البلاغه و خانواده آموزه های بیرون از نهج البلاغه و رفتارشناسی امام را بررسی کنیم، به نظر بسیار روشن است که امام علی (ع)  قائل است که اگر قرار باشد، انسان در زندگی خود بر یک چیز بایستد و از آن عقب نشینی نکند، آن اخلاق است. در حقیقت در هر چیز دیگری امکان عقب نشینی هست، به جز اخلاق؛ و هر جا که اخلاق با یک امر مهم دیگر، تزاحم پیدا کرد، آموزه های علی (ع) و رفتارشناسی آن حضرت نشان می دهد که علی (ع) طرف اخلاق را می گیرد؛ یعنی اگر سیاست ورزی با اخلاق تزاحم پیدا کرد، حضرت می فرماید که من به سیاست غیراخلاقی تن نمی دهم، اگر قرار باشد که غیر اخلاقی باشد، اصلا وارد سیاست نمی شوم. سخن علی(ع)  این است که اگر پیش برد مقاصد با اخلاق تزاحم پیدا کرد، مقاصد را دنبال نخواهم کرد و اخلاق را نگه می دارم؛ علی(ع) به صراحت می گوید که اگر حفظ حکومت با اخلاق تزاحم پیدا کرد، حکومت برود و اخلاق بماند.

او افزود: در خطبه 192 نهج البلاغه مطابق نسخه دکتر صبحی صالح که مشهور به خطبه قاصعه است، حضرت فرمودند: «فَإِنْ كَانَ لاَ بُدَّ مِنَ اَلْعَصَبِيَّةِ فَلْيَكُنْ تَعَصُّبُكُمْ لِمَكَارِمِ اَلْخِصَالِ وَ مَحَامِدِ اَلْأَفْعَالِ وَ مَحَاسِنِ اَلْأُمُورِ؛ اگر قرار است انسان بر اموری بایستد و استوار و پایداری نشان دهد و عقب نشینی نکند باید این استواری و پایداری و تعصب او برای بزرگواری های اخلاقی، ویژگی های بزرگوارانه اخلاقی و افعال و کردار و رفتار ستوده و امور پسندیده باشد.»

امیرمومنان اخلاق را مجموعه ای از بینش ها، ارزش ها، گرایش ها، اصول، روش ها، گویش ها و کنش ها می داند

دلشاد تهرانی با بیان اینکه علی(ع) اخلاق را بسیار گسترده می بیند، گفت: امام علی وقتی می خواهد اخلاق را توضیح دهد، اخلاق را گسترده می بیند، اخلاق، ویژگی و رفتار هست ولی فقط ویژگی و رفتار نیست، اخلاق همه چیز زندگی انسان است یعنی نگاه، فهم، ارزش های زندگی، گرایش ها، اصول حاکم بر زندگی، روش ها مورد اتخاذ، ادبیات و گفتار و همچنین عمل و کردار انسان باید اخلاقی باشد، در حقیقت امیرمومنان اخلاق را مجموعه ای از بینش ها، ارزش ها، گرایش ها، اصول، روش ها، گویش ها و کنش ها می داند به همین دلیل واژگانی که برای بیان اخلاق به کار می برد، واژگان پر دامنه و گسترده است لذا حضرت می فرمایند: «بر اخلاق ایستادگی کنید»، سپس در توضیحی می فرمایند: «اَلَّتِي تَفَاضَلَتْ فِيهَا اَلْمُجَدَاءُ وَ اَلنُّجَدَاءُ مِنْ بُيُوتَاتِ اَلْعَرَبِ وَ يَعَاسِيبِ اَلقَبَائِلِ؛ اخلاقیاتی که برتری جستند در آن بزرگواران و دلیران از خاندان های عرب و از سرکردگان و پیشوایان عرب»؛ چون مخاطب امیرمومنان کسانی هستند که این امور برایشان معیار است، حضرت به آن سمت سوقشان می دهند، سپس تبیین دیگری می کنند و ویژگی های این بزرگان و انسان های شریف را عنوان می کنند.

اگر در مفهوم عقل تمیز یا تشخیص وجود دارد، آن تشخیص اخلاقی است

او به چهار ویژگی انسان های شریف و مطلوب از نگاه علی(ع) اشاره و تصریح کرد: بزرگان و انسان های شریف به این چهار ویژگی اخلاقی متخلق هستند، بِالْأَخْلاَقِ اَلرَّغِيبَةِ وَ اَلْأَحْلاَمِ اَلْعَظِيمَةِ وَ اَلْأَخْطَارِ اَلْجَلِيلَةِ وَ اَلْآثَارِ اَلْمَحْمُودَةِ؛ اولین ویژگی اخلاق مطلوب، اخلاق مطلوب را در انسان های بزرگ نگاه کنید و دنبال این مسایل بروید و بر این مسایل بایستید، دومین ویژگی اَلْأَحْلاَمِ اَلْعَظِيمَةِ، احلام از ریشه حلم است، اصل حلم به معنای کنترل است، کنترل احساسات، عواطف و خویش، این امر استعمال هایی پیدا کرده و یکی از استعمال ها به معنای خرد و عقل آمده چون عقل کنترل کننده است و اساسا عقلی که ما در قرآن کریم و در اصطلاحات معصومین می بینیم، عقل اخلاقی است و عقل غیراخلاقی نداریم، عقل به محض اینکه غیر اخلاقی می شود، اسیر و از آن قدرت عقلانی می افتد؛ عقل چیزی است که انسان را کنترل می کند و اگر هم در مفهوم عقل تمیز یا تشخیص وجود دارد، آن تشخیص اخلاقی است که با کنترل و خود نگهداری همراه است لذا هر جا عقل باشد، آنجا مهار، کنترل و خودنگهداری هست، پس ممکن است که این احلام عظیم به معنای خردورزی های بزرگوارانه و بالا و والا باشد، ممکن هم هست که به معنای بردباری باشد چون بردباری از جنس کنترل است.

اگر تعصب بر اخلاق باشد، ستوده و نیکوست

پژوهشگر برجسته نهج البلاغه ادامه داد: سومین ویژگی وَ اَلْأَخْطَارِ اَلْجَلِيلَةِ اقدامات و رفتارهای بزرگ و با ارزش و نشانه ها و آثار و جلوه های ستوده . آنها را نگاه کنیم و ببینیم که در زندگی چه ثمرات ستوده ای داشتند؛ کمک، خدمت، رسیدگی و دستگیری، از جمله آثار ستوده است. حضرت می گویند: انسان باید بر این رفتارها و اقدامات ستوده در زندگی استواری داشته باشد و تعصب بورزد و بداند اگر تعصب بر اخلاق باشد، ستوده و نیکوست.

به هم آزار نرسانیم، حریم یکدیگر ار نشکنیم و تعدی نکنیم

دلشاد تهرانی به 10 مورد از موارد اخلاقی که امام علی(ع) تأکید می کنند انسان ها در زندگی باید بر آنها ایستادگی کند، اشاره و اظهار کرد: به نظرم اگر این 10 مورد وارد سیاست، حکومت و مناسبات انسانی شود، تقریبا عمده مشکلات حل می شود؛ اول، مِنَ اَلْحِفْظِ لِلْجِوَارِ؛ پاسداشت همسایه و پاسداشت کسانی که در پناه انسان زندگی می کنند؛ در عرب مساله ای وجود داشت به نام جوار یعنی کسی می آمد در پناه و نزدیکی کسی قرار می گرفت؛ آن زمان جوار حرمت داشت، اگر امروز بخواهیم معنای جوار را با توجه به قرائن خارجی و روایاتی که داریم، درست بفهمیم، جوار یعنی مجموعه انسان هایی که در کنار هم در یک محدوده ای زندگی می کنند لذا به نظرم می آید که بتوانیم جوار را به معنای امروزی، «شهروند» تلقی کنیم و از پاسداشت حقوق شهروندی سخن بگوییم  و در واقع حقوق شهروندی را پاس بداریم و بر طبق آن، به هم آزار نرسانیم، حریم یکدیگر ار نشکنیم و تعدی نکنیم، حتی با سر و صدا، زبان، نگاه و رفتار، یکدیگر را آزار ندهیم، لذا تمام مجموعه انسانی که در یک شهر زندگی می کنند، باید حفظ جوار کنند؛ به عنوان مثال حفظ جوار در تهران به چه معناست؟ یک معنای نزدیک آن، این است که این همسایه، همسایه دیگر را آزار ندهد، شب دیر وقت سر و صدا نکند، درب را محکم نکوبد و بسیاری از مسایل دیگر؛ اما نکته وسیع تری هم وجود دارد و آن اینکه این مجموعه انسانی دارند در تهران تنفس می کنند، وقتی من هوای تهران را آلوده می کنم، این خلاف حفظ جوار است، وقتی من آب تهران را آلوده می کنم، این خلاف حفظ جوار است، وقتی من در خیابان به جز موارد ضرورت بوق می زنم، این خلاف حفظ جوار است.

دوم، «وَ اَلْوَفَاءِ بِالذِّمَامِ؛ وفاداری به عهدها و پیمان ها» عهدها و پیمان ها را رعایت کنیم، قول، قرار داد و پیمان در همه محدوده ها را رعایت کنیم.

سوم، «وَ اَلطَّاعَةِ لِلْبِرِّ؛ پذیرفتاری نیکی گسترده باشیم» یعنی به هم در رفتار، مناسبات و زندگی خود نیکی وسیع کنیم، همه با هم نیک رفتار باشیم، آن هم نیکی های بزرگ، وسیع و کثیر.

چهارم، «وَ اَلْمَعْصِيَةِ لِلْكِبْرِ؛ عصیان نسبت به گردن فرازی و تکبر و خود بزرگ بینی» توجه داشته باشیم که مادر مصیبت ها تکبر است، مادر فسادها خود بزرگ بینی است لذا نسبت به این عصیان تن ندهیم و با آن مخالفت و مقابله کنیم، انسان باید در زندگی با یکسری موارد مانند کبر، مقابله و مخالفت کند؛ کبری که اول از وجود خودش برمی خیزد.

پنجم «وَ اَلْأَخْذِ بِالْفَضْلِ؛ گرفتن فضیلت ها» یعنی هر چه فضیلت، بزرگواری، والایی و بالایی است، آنها را بگیرید و به آنها عمل  کنید.

ششم «وَ اَلْكَفِّ عَنِ اَلْبَغْيِ؛ تجاوزگری و زیاده خواهی را پس بزنید» چرا که بسیاری از مصیبت های انسان ها از زیاده خواهی ها شروع می شود بنابراین دست رد به سینه آن زیاده خواهی هایی بزنیم که ما را به رفتارهای نادرست و مناسبات آلوده می کشاند و تجاوزگری را به تمام معنا در هر امری ترک کنیم.

هفتم «وَ اَلْإِعْظَامِ لِلْقَتْلِ؛ بزرگ شمردن قتل» در یک جامعه سالم، بزرگترین مصیبتی که ممکن است اتفاق بیفتد، کشته شدن یک انسان بی گناه است، حال بهتر است انسانی که قتلی مرتکب شده و می توان او را قصاص کرد، بخشید چرا که منطق دین آمده، زنده کند، دین اصلا نمی خواهد کسی کشته شود حتی پیامبر(ص) و علی(ع) در جنگ ها تلاش می کردند که انسان های کمتری کشته شوند این در حالی است که تصور ما این است که هر چه بیشتر کشته شود، بهتر است، اما آنها می خواستند زنده کنند حتی دشمنان را زنده کنند، اما متاسفانه بعضی از مسلمانان دچار یک معضل فکری هستند، آن معضل فکری این است که نمی توانند، درک کنند که چرا پیامبر(ص) دشمنان بزرگ خود را بخشید و اینطور مطرح می کنند که اگر پیامبر فلان دشمن را کشته بود، برخی از مصیبت پیش نمی آمد! و نمی دانند که پیامبر برای زنده کردن آمده، نه برای کشتن. در کلام 206 نهج البلاغه، حضرت علی(ع) نگاه خود به اخلاق را نشان داده است؛ هنگام جنگ صفین بود که علی(ع) مشاهده کردند “حجربن عدی” و “عمرو بن حمق” دو تا از شخصیت های برجسته و از یاران آن حضرت، در حال دشنام دادن به شامیان هستند، حضرت آنها را خواستند و فرمودند: بیزارم از اینکه شما دشنام گو باشید، آنها سوال کردند، مگر شامیان بر باطل نیستند؟ حضرت فرمودند: من آنها را بر باطل می دانم، پرسیدند: مگر با ما در حال جنگ نیستند؟! حضرت فرمودند: ما آنها را در حال جنگ با خودمان و متجاوز می دانیم، ولی دشنام دادن منطق ندارد و قابل دفاع نیست. یاران گفتند، چه بگوییم؟ فرمودند: «بگویید اللّهمَّ احْقِنْ دِماءَنا ودِماءَهم؛ خدایا خون ما و خون آنها (دشمنان ما) را حفظ کن؛ البته اگر حمله کنند در حد اعلا دفاع می کنیم، اما نمی خواهیم خون آنها ریخته شود» “این یعنی اخلاق”

هشتم، «وَ اَلْإِنْصَافِ لِلْخَلْقِ؛ انصاف نسبت به خلق» انصاف از ماده نَصِفَ است، ما با همه انسان ها در رفتار، سلوک و مراودات نصف به نصف عمل کنیم یعنی هر چه برای خودمان می پسندیم برای دیگران هم بپسندیم و هر چه بر خودمان نمی پسندیم برای دیگران هم نپسندیم و این کلید طلایی “اخلاق” است.

نهم، «وَ اَلْكَظْمِ لِلْغَيْظِ؛ فرو خوردن خشم» ریشه بسیاری از مصیبت ها در خشم است، انسان وقتی خشمگین می شود، خودش نیست و در حقیقت موجود دیگری بر او مسلط است لذا انسان خود کنترلی، خودنگهداری و پرواداری را از دست می دهد. امیرمومنان می فرمایند: «هیچ چیزی را شیرین تر از این نیافتم؛ “فرو خوردن خشم”»

دهم، «وَ اِجْتِنَابِ اَلْفَسَادِ فِي اَلْأَرْضِ؛ دوری و اجتناب کردن و پرهیز داشتن از تباهی در زمین» تباهی در زمین معنای وسیعی دارد، فساد مقابل صلاح است، صلاح هر چیزی را به سامان کردن است و فساد هر چیزی را از به سامانی خارج می کند.

دلشاد تهرانی با طرح پرسشی مبنی بر اینکه چطور فساد می کنیم؟ گفت: انواع فساد از جمله فساد اقتصادی را شاهدیم، از احتکار، گران فروشی و زورگویی گرفته تا بدقولی ها و کاستی ها؛ همه اینها فساد در زمین است، من وقتی در حوزه مدیریت و سیاست بد مدیریت می کنم و توان ندارم، اما در آنجا می نشینم، فساد در زمین است یا وقتی خودکامگی و زورگویی می کنم فساد در زمین است.

انسان اخلاق را از خودش آغاز کند

او با تأکید بر اینکه ضروری و لازم است که قدری بر 10 مورد اخلاقی که امام علی(ع) بر آن سفارش داشتند، تأمل و آنها را رعایت کنیم و برای تحقق آن از خودمان آغاز کنیم، گفت: امیرمومنان می آموزد : «انسان اخلاق را از خودش آغاز کند» و امیرمومنان در رفتارشناسی و در نشان دادن اخلاق از خودش آغاز می کرد؛ حضرت در خطبه 175 نهج البلاغه می فرمایند: اَيُّهَا النّاسُ، اِنّى وَ اللّهِ ما اَحُثُّكُمْ عَلى طاعَة اِلاّ وَ اَسْبِقُكُمْ اِلَيْها؛ من بی گمان به خدا قسم، شما را به هیچ طاعت و اطاعتی و به هیچ فرمانپذیری خدا، پذیرفتاری آنچه خدا گفت، دعوت نکردم مگر اینکه خودم پیش از شما بر آن عمل کردم. وَ لا اَنْهاكُمْ عَنْ مَعْصِيَة اِلاّ وَ اَتَناهى قَبْلَكُمْ عَنْها؛ و شما را از هیچ چیز نهی نکردم مگر اینکه خودم پیش از شما از آن دوری ورزیدم» در خطبه 87 نهج البلاغه علی(ع) می فرمایند: « قَدْ رَكَزْتُ فِيكُمْ رَايَةَ الْإِيمَانِ؛ پرچم ایمان را در میان شما برافراشتم، وَ وَقَفْتُكُمْ عَلَى حُدُودِ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ؛ و مرزهای حلال و حرام را بر شما آشکار کردم، وَ أَلْبَسْتُكُمُ الْعَافِيَةَ مِنْ عَدْلِي؛ و بر شما از عدالت خود لباس عافیت، آرامش و آسایش پوشانیدم، وَ فَرَشْتُكُمُ الْمَعْرُوفَ مِنْ قَوْلِي وَ فِعْلِي؛ و مفروش کردم و گسترانیدم نیک و درست و خوبی را برای شما با سخنم و با عملم. وَ أَرَيْتُكُمْ كَرَائِمَ الْأَخْلَاقِ مِنْ نَفْسِي؛ به شما نشان دادم بزرگواری های اخلاقی را در وجود خودم، با زندگی خودم و با خودم» امیرمومنان یعنی مجسمه اخلاق. حکومت امیرمومنان یعنی تلاش برای حکومت اخلاقی؛ سیاست امیرمومنان یعنی تلاش برای سیاست اخلاقی.

پژوهشگر برجسته سیره علوی افزود: علی(ع) به نکته ای اشاره می کنند و می فرمایند: «اگر من را به عنوان سرمشق اخلاق و حاصل تربیت نبوی، نگاه کردید و مقابل خود قرار دادید و دنبال من آمدید، نجات اینجاست» حضرت در کلام 156 می فرمایند: «اگر من را پذیرفتاری کنید، یعنی پذیرای سلوک و اخلاق من شوید و دنبال من بیایید، من شما را طبق مشیت و قانونمندی خداوند به راه بهشت می برم .» منتها فکر نکنید که آسان است، «هر چند که باید سختی ها و مشقت های شدیدی را پذیرا باشید و تلخی هایی را بچشید و به سمت آن موعود بروید» علی(ع) می خواهد ما را به این سمت ببرد و جالب این است که در آموزه های علی(ع) همه آنچه که در دین آمده، برای این است که اخلاق نمود پیدا کند. در حکمت 252 نهج البلاغه، بیانی از حضرت است که می فرمایند: «فَرَضَ اللَّهُ الْإِيمَانَ تَطْهِيراً مِنَ الشِّرْكِ؛ خداوند ایمان را قرار داده تا شما از شرک پاک شوید» شرک بزرگترین معضل اخلاقی بشر است، حاصل شرک، ظلم است و مادر ظلم ها، شرک است، یعنی ما در کنار خدا کسانی، قدرت ها و خدایان دیگری را قائل شویم یا اینکه خودمان هم خدا باشیم؛ بدانیم همه بدبختی های بشر از همین جاست و ایمان پاک کننده، این مصیبت بزرگ است.

خداوند نماز را قرار داده تا از کبر منزه و اخلاقی شویم

او درباره فواید نماز، زکات و روزه گفت: خداوند نماز را قرار داده تا از کبر منزه و اخلاقی شویم؛ مادر گناهان و فسادها کبر است و نماز این گناه را پاک می کند. انسانی که نماز بخواند، نمی تواند متکبر، گردن فراز، گردن کش و عصیان گر باشد. حال باید از خودمان بپرسیم «این چه نمازی بُود که من بی تو نشسته رو به محراب و دل به بازارم» الزکاة تسبیباً للرزق؛ زکات یا کمک های مالی دادن برای این است که روزی ها سبب شود، به اصطلاح تا این درخت را هرس نکنید، فراوان شدن اتفاق نمی افتد و روزی نمی آید. بخشی از بسته شدن درهای نعمت از این جهت است که دست ها بسته شده، اگر دست ها را باز کنید، خواهید دید که چقدر روزی ها گردش پیدا می کند. و الصیام ابتلاء لاخلاص الخلق؛ روزه برای خالص شدن خلق است، یعنی روزه ناخالصی ها و زوائد تباه کننده اخلاق را می گیرد.

برخی از انسان ها در مواردی به راحتی از اخلاق عبور می کنند

نویسنده و پژوهشگر برجسته نهج البلاغه، اظهار کرد: علی(ع) فرمودند که بر اخلاق بایستید و تعصب بورزید، اما پاسداشت اخلاق در مواردی بسیار سخت است و برخی از انسان ها در مواردی به راحتی از اخلاق عبور می کنند.

انسان وقتی وارد سیاست می شود، ملاحظات اخلاقی برایش سخت است

پژوهشگر برجسته نهج البلاغه به هفت مورد که پاسداشت و رعایت اخلاق در این زمینه ها از همه جا سخت تر است، اشاره و تصریح کرد: اولین مورد، سیاست است؛ انسان وقتی وارد سیاست می شود، ملاحظات اخلاقی برایش سخت است، سیاستمداران و سیاست ورزان به راحتی از اخلاق عبور می کنند و  وقتی می خواهند وارد عرصه سیاست شوند، اخلاق را پشت دَر می گذارند، چون معتقدند که اگر بخواهیم در سیاست، اخلاق را رعایت کنیم، دیگر آن سیاست ناکارآمد می شود و کارآمدی سیاست به عبور از اخلاق است، اما ما انسان هایی داریم که نشان دادند، سیاست می تواند با اخلاق و کارآمد باشد. دوم، قدرت و مکنت. سوم، رویارویی با مخالفان و دشمنان، اگر می خواهیم ببینیم که ما چه میزان پایبند به اخلاق هستیم، یکی از بزنگاه ها این است که با مخالفان و دشمنان خود به چه صورت رفتار کنیم. چهارم، رفتار انسان ها در بحران، فشار، تنگنا و حفظ حکومت است، وقتی بحرانی برای انسان در زندگی فردی، اجتماعی و مدیریتی پیش می آید، باید دید انسان ها در این بحران ها ، فشار ها و تنگناها، تا چه حد اخلاق را پاس می دارند یا آنجا که حفظ حکومت مطرح است، چقدر اخلاق خودش را نشان می دهد. پنجم، جنگ، عده ای گمان می کنند که در جنگ چاره ای جزء عبور از اخلاق ندارند در حالی که در چنین بزنگاهی است که باید اخلاق حفظ شود . ششم، روابط و مناسبات حکومتی، مدیریتی و اداری؛ به عنوان مثال شما می خواهید، کارهای اداری خود را جلو ببرید، چقدر می ایستید که به هیچ روی دروغ نگویید، با صداقت عمل کنید و در روابط و مناسبات اداری خود صریح و شفاف باشید؟! در این مورد برخی از انسان ها توجیه می کنند و می گویند که کار جلو نمی رود لذا مجبورند که چنین شیوه ای را پیش بگیرند. هفتم، آنچه منجر به مرگ می شود، امیرمومنان وقتی در تهدید مرگ قرار می گرفت نیز اخلاق را پاس می داشت؛ شاهد این مساله این است که وقتی جنایتکاری به او ضربت زد و در بستر شهادت قرار گرفت، نسبت به آن جنایتکار چه رفتاری کرد و چه گفت.

دلشاد تهرانی به نمونه ای اشاره کرد که نشان می داد امیرمومنان ملاحظات اخلاقی را رعایت کردند و گفت: در کلام 164 نهج البلاغه مطابق نسخه صبحی صالح، شرایطی بیان شده که مردم به دلیل نارضایتی علیه خلیفه سوم شورش کردند و در حقیقت یک جامعه ناراضی و معترض را به تصویر کشیده و اشاره کرده محور اعتراض ها دو چیز است، یکی بذل و بخشش ها و غارت های مالی و دیگر اینکه کسانی که بر سر کار آمدند، افراد ناشایست، ناتوان و بدون داشتن صلاحیت های لازم برای مدیریت و زمامداری هستند؛ این جامعه معترض و شورش کرده، نزد امیرمومنان آمدند و گفتند: «شما سفیر و نماینده ما باشید و با خلیفه سخن بگویید» اگر یک انسان سیاسی در این شرایط قرار بگیرد قاعدتاً به نارضایتی ها و شورش دامن می زند، اما علی(ع) که نمونه یک انسان اخلاقی است، نزد خلیفه سوم رفتند و گفتند: «من به پشتوانه مردم آمدم، از من طلب کردند و خواستند که من سفیر باشم میان تو و آنان و پیام آنها را بدهم، به خدا قسم نمی دانم به تو چه بگویم؛ چیزی من نمی بینم که تو نشناسی، من نمی توانم تو را دلالت و راهنمایی کنم به چیزی که ندانی.» در حقیقت امیرمومنان علی(ع) دل او را به خیر، اصلاح و صلاح برمی انگیزد و احترامش می کند و می گوید که تو می دانی و عالم، فهیم و عزیز هستی و همان چیزهایی را می دانی که ما می دانیم، این نگاه، فهم، رویکرد، ادبیات و دلسوزی یعنی اخلاق مداری.

علی(ع) مردم را با وعده های دروغ فریب نداد و تلخی های راه را گفت

مصطفی دلشاد تهرانی پایبندی امام علی(ع) به اخلاق در فراز و فرودهای سختی را که با آن روبه رو بود مورد بررسی قرار داد و گفت: باید نمونه های رفتاری امام علی(ع) در نهج البلاغه را با یک سیر تاریخی دنبال کنیم و ببینم که علی(ع) در مواقع، مواضع و حوادث گوناگون چگونه و تا چه اندازه بر محوریت اخلاق عمل کرده است، نمونه آن کلام ۹۲ نهج البلاغه است؛ این نمونه برای زمانی است که مردم به در خانه حضرت آمدند و اصرار کردند که ایشان حکومت را بپذیرند . در طول تاریخ معمول چنین بوده است که سیاستمداران با چنگ و دندان دنبال قدرت بوده اند .  طبع انسان این است، هیچ وسوسه ای مثل قدرت انسان را وسوسه نمی کند؛ اما امیرمومنان به مردم می گوید که شخص دیگری را انتخاب کنید، نه اینکه حضرت توانایی در خودش نمی دید، حضرت این توانایی را در خود می دید چون در تمام دوران خلفا می گفت که من شایسته ترین هستم . ممکن است گفته شود که امیرمومنان احساس می کرد که کار نشدنی است، ولی دو قدم هم می توانست اصلاح کند غنیمت بود . بعضی از شارحان شیعه که با نگاه کلامی می خواهند نهج البلاغه را شرح کنند، می گویند که این جعل است، امام که نمی تواند بگوید سراغ شخص دیگری بروید، باید قبول کند، ولی اینطور نیست، امام می فرماید: «دعونی والتمسوا غیری؛ مرا رها کنید و دیگری را بجویید» نکته ای که می خواهم از آن برداشت اخلاقی کنم، این است، امیرمومنان تحلیلی از اوضاع به مردم ارایه می دهد، به مردم می گوید که کار سخت است، من بیایم، می خواهم اصلاح کنم و چون زمینه اصلاح کم است و همه عادت کرده اند به مناسبات خلاف قانون، عادت کرده اند به رانت و درآمدهای بی حساب و کتاب، عادت کرده اند به مناسبات طبقاتی، پس افق تیره است، کار سخت است، به این آسانی درست نمی شود؛ پس آیا آمادگی اصلاحات را دارید و به آن تن می دهید؟!

نکته اخلاقی اینجاست که امیرمومنان نمی گوید، کار آسان است و مردم را با وعده های دروغ فریب نمی دهد بلکه تلخی های راه را می گوید، «فَاِنّا مُسْتَقْبِلُونَ اَمْراً؛ اصرار شما به من و پذیرش من، ما را به سمت امری می برد که لَهُ وُجُوهٌ وَ اَلْوانٌ برای آن چهره های مختلفی است» یعنی اوضاع آرام، آسان و ساده نیست، اوضاع یک دست نخواهد بود؛ لَا تَقُومُ لَهُ الْقُلُوبُ قلب ها بر کاری که می خواهم انجام دهم، نمی مانند؛ مثلا می خواهم عدالت اقتصادی و عدالت مدیریتی برپا کنم، اما جمعی همراهی نخواهند کرد و به مخالفت برخواهند خاست . وَلاتَثْبُتُ عَلَیْهِ الْعُقُولُ عقل هایی که عقالشان را از دست داده اند و غیر اخلاقی و خودمدار شده اند، تن نمی دهند؛ وَ اِنَّ الاْفاقَ قَدْ اَغامَتْ، افق ها تیره است، وَ الْمَحَجَّهَ قَدْ تَنَکَّرَتْ راه روشن مورد انکار است؛ وَ اعْلَمُوا البته این را بدانید، اَنّى اِنْ اَجَبْتُکُمْ اگر من بپذیرم، رَکِبْتُ بِکُمْ ما اَعْلَمُ شما را راهبری می کنم، آنطور که می دانم، به من نگویید که مثل قبلی ها عمل کن؛ من براساس علم خودم یعنی علم قرآنی و نبوی عمل می کنم؛ وَلَمْ اُصْغِ اِلى قَوْلِ الْقائِلِ وَ عَتْبِ الْعاتِبِ من گوش نمی کنم به سخن گوینده و سرزنش سرزنش کننده؛ این بدین معنا نیست که حضرت انتقاد پذیر نبود، چون حضرت به مردم گفت که حرف بزنید و نقد کنید؛ بلکه بدین معناست که حضرت حرف بی ربط و خلاف حق و عدالت را نمی پذیرفت؛ به سرزنش سرزنش کننده هم در این موارد توجه نمی کرد؛ که این اتفاق هم افتاد، مثلا حضرت به محض اینکه اصلاحات را شروع کرد حتی دوستان امام گفتند که اصلاح نکنید، صلاح نیست. حضرت پس از اینکه شرایط را برای مردم توضیح می دهد، خطاب به آنان می گوید: وَ اِنْ تَرَکْتُمُونى، اگر من را رها کنید، فَاَنَا کَاَحَدِکُمْ  همچون یکی از شما خواهم بود . یعنی من نمی خواهم شما در تنگنا قرار بگیرید شخص دیگری را بیاورید من هم کمک می کنم و مانند یکى از شما خواهم بود وَلَعَلّى اَسْمَعُکُمْ وَ اَطْوَعُکُمْ لِمَنْ وَلَّیْتُمُوهُ اَمْرَکُمْ و شاید شنواتر و پذیرفتارتر از شما براى کسى باشم که حکومت خود را به او مى سپارید (البته اگر حرف درستی بزند فرمانبردار هستم)  .

علی(ع) اختیار مردم را سلب نکرد و فهم مردم را نبست

دلشاد تهرانی افزود: در نهج البلاغه براساس آموزه های نبوی، حق حکومت و حاکمیت به تفصیل آمده است . حق حکومت یعنی شایستگی زمامداری، که از آنِ شایستگان است، حق حاکمیت یعنی رخصت و اجازه سر کار آوردن، که از آنِ مردمان است، لذا حضرت وقتی چنین می گوید واقعیت را بیان می کند  و هر کسی که اکثریت مردم رای دهند و سرکار بیاورند حضرت هم پذیرای او خواهد بود، «وَ اَنَا لَکُمْ وَزیراً خَیْرٌ لَکُمْ مِنّى اَمیراً اگر من وزیر باشم، یعنی کسی که کمک می کند، بهتر است تا اینکه زمامدار شما باشم» نکته اخلاقی این است که حضرت مردم را فریب نمی دهد، اختیار مردم را سلب نمی کند، فهم مردم را نمی بندد، به مردم می گوید توجه کنید و ببینید، احساسی تصمیم نگیرید. در حقیقت حضرت با توصیه های خود سعی داشتند، مردم را از فضای احساسی به سمت فضای عقلی سوق دهند لذا می فرماید: فکر کنید، تدبر کنید، آینده را ببینید و مشکلات را ببینید، برنامه من را هم ببینید و تصمیم بگیرید.

دلشاد تهرانی به مبارزه سیاسی حضرت علی(ع) اشاره و تصریح کرد: حضرت تمام عمر خود در مبارزه سیاسی بود، البته مبارزه سیاسی نه به معنای امروزی بلکه به معنای تلاش برای هدایت و اصلاح امور. چنین شخصی چه نگاهی به حکومت و زمامداری دارد و در حکومت به دنبال چیست؟ به طور معمول اشخاص در حکومت دغدغه سه چیز را دارند: قدرت، مکنت، منزلت . این سه امر بسیار پر وسوسه است هرچند که سیاستمداران به زبان نیاورند. دغدغه اصلی همین هاست البته استنثا هم هست . امیرمومنان در کلام ۱۳۱ نسبت خود با قدرت و مکنت را روشن کرده است. در این بیان با خدا هم سخن می گوید که این نگاه در میان مردم به شدت آسیب دیده بود و همه از حکومت همان را می فهمیدند و همان را می خواستند که رایج و حاکم شده بود ( قدرت ، مکنت ، منزلت ) . می فرماید: « اللّهُمَّ إِنَّکَ تَعلَمُ أَنَّهُ لَمْ یَکُنِ الَّذِی کَانَ مِنَّا مُنَافَسَهً فِی سُلْطَانٍ، وَ لَا الْتِمَاسَ شَیْ‏ءٍ مِنْ فُضُولِ الْحُطَامِ؛ خدایا تو خوب می دانی که آن چه از ما رفته است ( تلاش هایی که کرده ایم ) نه برای رقابت و نزاع در قدرت و نه برای رسیدن به چیزی از بهره های بی ارزش دنیایی است .

امیرمومنان برای چه حکومت را پذیرفت؟

او در ادامه به این پرسش پاسخ داد که “امیرمومنان برای چه حکومت را پذیرفت؟” وی گفت: در خطبه سوم نهج البلاغه حضرت می گوید که من حکومت را به دو دلیل پذیرفتم . یک : خواست و اصرار مردم . دو : زدودن ستم و بر پا کردن عدالت . « لَوْ لَا حُضُورُ الْحَاضِرِ وَ قِیَامُ الْحُجَّهِ بِوُجُودِ النَّاصِرِ اگر مردم نمی خواستند و اصرار نمی کردند و اگر حجت را تمام نمی کردند که همراه و یاور هستند، وَ مَا أَخَذَ اللَّهُ عَلَى الْعُلَمَاءِ أَلَّا یُقَارُّوا عَلَى کِظَّهِ ظَالِمٍ وَ لَا سَغَبِ مَظْلُومٍ لَأَلْقَیْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا وَ لَسَقَیْتُ آخِرَهَا بِکَأْسِ أَوَّلِهَ؛ و اگر خدا از عالمان پیمان نگرفته بود که بر سیری ستمگر و گرسنگی مظلوم سکوت نکنند، من زیر بار نمی رفتم، و ریسمان مهار شتر خلافت را گردنش می انداختم و مثل همان ۲۵ سال پیش کنار می کشیدم».

اخلاق مداری در حکومت یعنی امور حکومت شفاف و دروغ در آن راه نداشته باشد

این محقق و پژوهشگر در مورد محورهای سخنان امام در روزهای اول حکومت، گفت: روزهای اول حضرت خطبه هایی ایراد کردند و در این خطبه ها برنامه خود را می گفتند. حضرت بر چند محور پافشاری می کنند که نشان می دهد، جایگاه اخلاق نزد امیرمومنان و در حکومت کجاست، از جمله در خطبه ۱۶ نهج البلاغه آمده، «ذِمَّتِی بِمَا أَقُولُ رَهِینَهٌ؛ من در گرو حرف هایی هستم که می زنم» در حقیقت ایشان به مردم تعهد می دهند، من شعار نمی دهم و وعده نمی دهم و خود را گرو می گذارم، وَ أَنَا بِهِ زَعِیمٌ خود متکلف و متعهد آن هستم و ضمانت می کنم، سپس نکته ای را می گویند که بسیار زیباست «وَاللهِ ما کَتَمْتُ وَ شْمَهً وَ لا کَذَبْتُ کِذْبَهً؛ به خدا سوگند به اندازه وشمه (به هر چیز ریزی گویند) چیزی از شما پنهان ندارم و هیچ نوع دروغی به شما نگویم » . دو چیز در این جا مطرح شده است: شفافیت در حکومت و پرهیز از هر نوع دروغ. اخلاق مداری در حکومت یعنی اینکه امور حکومت شفاف باشد و دروغ در آن راه نداشته باشد . در مورد شفافیت حکومت حضرت، در نامه ۵۱ فقط یک استثنا قائل می شوند و می فرمایند: « الّا سِرًّا فی حربٍ؛ سر در جنگ را نمی توانیم بگوییم» ممکن است که شما بگویید که اگر حکومت ها درآمدها و هزینه هایشان را بگویند مردم طلب کار می شوند و می گویند که انقدر درآمد بوده، کجا هزینه شده، شما باید توضیح دهید و توجیه کنید لذا از ابتدا چیزی را نمی گوییم! این هم یک مشی است، اما مشی امیرمومنان این است که همه چیز را بگوید و فایده اخلاقی آن این است که شاید هیچ چیز مثل شفافیت در حکومت و مدیریت فراهم کننده سرمایه اجتماعی نیست و یکی از عوامل جدی آسیب زننده به سرمایه اجتماعی، پنهان کاری است.

وقتی انسان، حکومت یا دولتی دروغ گفت، از آن صلاح و سامان در نمی آید

او افزود: در نامه ۵۳ در این باره چنین آمده است: « وَ إِنْ ظَنَّتِ الرَّعِیَّهُ بِکَ حَیْفاً فَأَصْحِرْ لَهُمْ بِعُذْرِکَ » اگر مردم نسبت به کارها، اقدامات، مدیریت، نصب ها، درآمد و هزینه تو، این گمان را کردند که خلافی صورت گرفته و ستمی بر آنها رفته، چه باید کرد؟ عذر و دلیل خودت را برای آنها اصحار کن، مثل صحرا جلوی چشمشان بگذار، این اخلاق مداری است. نکته دیگری که در این سخن است و اخلاق مداری را نشان می دهد، ” وَ لَا کَذَبْتُ کِذبَهً است، هیچ نوع دروغی نمی گویم”. چرا حضرت گفته است  هیچ نوع دروغی نمی گویم؟ چیزی که خیلی راحت به ویژه در حکومت ها شکل می گیرد ،آن دروغ مصلحت آمیز است و یک چیزی بالاتر از دروغ مصلحت آمیز شکل می گیرد، دروغ به نفع حکومت، دروغ به نفع نظام، سازمان و مدیریت است . دروغ برای اینکه کار را به دست بگیریم و بعد خدمت کنیم، نمی دانند همین که دروغ گفتید، دیگر فاسد و فاسق شدید و دیگر امکان ندارد که بتوانید خدمت کنید.

شارح نهج البلاغه نمونه ای را بیان کرد که نشان می دهد “امیرمومنان هیچ نوع دروغی نگفت” و اظهار کرد: چرا امیرمومنان در شورای عمربن خطاب حاضر نشد یک دروغ ولو دروغ توریه ای بگوید و حکومت را به دست بگیرد، وقتی در آن شورا عبدالرحمن بن عوف به امیرمومنان گفت: “آیا حاضر هستی که حکومت را به تو دهیم و با تو بیعت کنیم و تو براساس کتاب خدا و سنت پیامبر و راه و رسم دو خلیفه قبل حکومت کنی؟” امیرمومنان می توانست بپذیرد و پس از اینکه حکومت را به دست می گرفت، طبق مشی و روش خود رفتار کند، اما این کار را نکرد و گفت کتاب خدا و سنت پیامبر بله، اما اجتهاد و راه و رسم خودم . عبدالرحمن بن عوف این پیشنهاد را مجدد و مجدد تکرار کرد ، ولی پاسخ امام همان بود . حضرت نپذیرفت. چرا که  آن حضرت می دانست که وقتی انسان، حکومت یا دولتی دروغ گفت، از آن صلاح و سامان در نمی آید.

حضرت علی(ع) هرگز از کسی به زور بیعت نگرفت

دلشاد تهرانی گفت: پس از اینکه حضرت با مردم بیعت کردند و حکومت ایشان شکل گرفت، افراد متشخص، تاثیرگذار و دارای نفود مانند عبدالله بن عمر پسر خلیفه دوم که عابد و زاهد و مسلمان و راوی تعداد زیادی حدیث از پیامبر است و مردم بسیار به او احترام می گذاشتند، سعد بن ابی‌وقاص یکی از سرداران بزرگ و جزو شخصیت های برجسته صدر اسلام و اصحاب بزرگ پیامبر؛ اسامه بن زید، پسر زیدبن حارثه، حسّان بن ثابت شاعر پیامبر و چند نفر دیگر با حضرت بیعت نکردند . یاران امیرمومنان از جمله مالک اشتر، معتقد بودند که باید از این افراد به زور بیعت گرفت، نزد حضرت آمدند و گفتند باید به زور از آنها بیعت بگیرید، حضرت گفتند، امکان ندارد، من این کار را نمی کنم . یاران امام استدلال کردند و گفتند، چون تقریبا همه مردم بیعت کرده اند، این اجازه برای شما فراهم می شود که از این اقلیت ناچیز بیعت بگیرید، حضرت گفتند خیر! یاران وی استدلال دیگری کردند و گفتند، اگر امروز به زور بیعت نگیرید، فردا باید شمشیر بکشید، چون آنها مخالف حکومت هستند، امروز زور به کار ببرید که هزینه سنگین بعدی را ندهید، امیرمومنان باز هم گفت خیر! اخلاق مداری یعنی همین! و امام به این اخلاق مداری افتخار می کند.

علی(ع) برای به دست آوردن حکومت، وعده نداد و با این نظام اخلاقی بر سر کار آمد 

در نامه اول نهج البلاغه آمده: «وبایعنی الناس غیر مستکرهین ولا مجبرین، بل طائعین مخیرین؛ مردم با من بیعت کردند، بدون اکراه و اجبار، بلکه از روی میل و اختیار؛ هیچ کسی مجبور نشد» در نامه ۵۴ حضرت به دو عنصری که برای کسب قدرت از آن بهره می برند اشاره کرده و به صراحت گفته است که بر سر کار آمدن وی از اینها پاک بوده است : تحت فشار گذاشتن مردم و تطمیع و وعده های مالی دادن به مردم . می فرمایند: «وَ إِنَّ الْعَامَّهَ لَمْ تُبَایِعْنِی لِسُلْطَانٍ غَالبٍ وَ لَا لِعَرَضٍ حَاضِرٍ» بی گمان عموم مردم با من بیعت کردند بدون آنکه قدرتی و فشاری بر آنان چیره باشد و بدون آنکه وعده مالی و تطمیع نقدی فراهم باشد . دو چیز در حکومت ها بسیار نقش دارد و رأی آور است، عامل اول، “سلطان ” به معنای قدرت، انواع فشارها، فشارهای روانی، روحی، اجتماعی و فرهنگی که مردم را به سوی رأی دادن، سوق می دهد و امروز در دنیا تبلیغات همه از همین جنس است، حضرت می گوید در بیعت با من این گونه امور نبود و مردم در نهایت آزادی بیعت کردند. عامل دوم، ” تطمیع و وعده مالی “، مثلا اگر با من بیعت کنید ماهیانه فلان مبلغ به جیب شما می آید. بیعت مردم با علی(ع) پاک از اینگونه مسایل بود.  البته امیرمومنان می گوید پس از اینکه حکومت را پذیرفتم، کاری کردم که پایین ترین مردم در یک رفاه نسبی به سر می برند ولی حضرت برای به دست آوردن حکومت، وعده نداد و با این نظام اخلاقی بر سر کار آمد.

دلشاد تهرانی به ۱۰ محور از اصلاحات اساسی امام علی(ع) اشاره و اظهار کرد: از این ۱۰ محور، سه محور آن در اولویت  برنامه امام بود، اول “بازگرداندن دارایی های عمومی به غارت رفته”، بخش زیادی از اموال به غارت رفته بود و حضرت گفت که اینها باید برگردد چرا که تا آنها برنگردد، نمی توان کاری اساسی کرد . اگر این اموال برنگردد، با همان اموال عِده و عُده فراهم می کنند و مدام مصیبت درست می کنند که البته در حکومت امام این کار را انجام دادند و با بخشی از همان دارایی هایی که به غارت رفته بود، جنگ جمل را به پا کردند.

دوم؛ امکانات عمومی باید براساس عدالت توزیع شود

خبری را ابن ابی الحدید نقل کرده و گفته که تا امیرمومنان امکانات مالی را براساس عدالت توزیع کرد و خبر آن پخش شد، عمرو بن عاص که در منطقه ای به نام اَیله بود، نامه ای به معاویه نوشت که گزارش شده، متن نامه این بوده، “هر کاری از دستت بر می آید علیه علی(ع) انجام بده وگرنه این علی(ع) تمام دارایی ها و امکاناتی که فراهم کرده ای مانند پوستی که از چوب بکَنَند ، می کَنَد” . معاویه پس از اینکه این نامه به دستش می رسد، علیه امام اقدامات خود را شروع کرد. پس از آغاز عدالت توزیعی و عدالت اقتصادی از جانب امام،  دوستداران حضرت آمدند و گفتند که شما همان روش قبل را پیش بگیرید، دو پیشنهاد داشتند، اولا گفتند کسانی را که قبلا برده اند و خورده اند فراموش کنید، اگر بخواهید آنچه را برده اند و خورده اند باز گردانید مصیبت ها به پا خواهند کرد . می گفتند عطف به ما سبق نکنید . حضرت فرمود: «إن الحق القدیم لا یبطله شی‌ء؛ حق قدیمی را چیزی باطل نمی کند» به عبارت دیگر، دزدی و خوردن مال مردم قبلا هم خلاف بوده و قانون آن، امروز که نیامده است . عده ای هم پیشنهاد دادند که به عدالت رفتار کردن و امکانات عمومی را بر اساس عدالت توزیع کردن ، دردسر ساز است . گویا می گفتند  از حق ما بردارید و به آنها بدهید . به تعبیر شهید مطهری، دوستداران امام علی(ع) گفتند: «دهان سگ به لقمه ای دوختن به» به عبارت دیگر اینها سگ اند و اگر دارایی های عمومی را جلوی آنها نریزید، هر روز پاچه دولت را می گیرند، حضرت سخنی فرمودند که در کلام ۱۲۶ نهج البلاغه آمده است. فرمودند: «آیا به من فرمان می دهید که من طلب پیروزی کنم به وسیله ستم، نسبت به کسانی که سرپرستی آنان را عهده دارم» یعنی شما می گویید که من خلاف و ظلم کنم تا حکومتم را حفظ کنم ؟ آیا می گویید وسیله نادرست به کار بگیرم تا  کارم را پیش ببرم؟ «به خدا سوگند هرگز به این سمت نمی روم، تا شب و روز هست، تا عالم برقرار است، تا نظام هستی هست، من این خلاف را نمی کنم». اخلاق مداری در سیاست و حکومت یعنی این چنین عمل کردن.

اخبار مرتبط

پاسخ دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
نام خود را بنویسید