شفقنا افغانستان: علامه فیض محمد کاتب هزاره یکی از برجستهترین شخصیتهای تاریخنگاری و ادبیات افغانستان است که آثار ارزشمندی در زمینه تاریخ و فرهنگ افغانستان به نگارش درآورد.
علامه کاتب در سال ۱۲۵۹ خورشیدی در روستای زرسنگ، قرهباغ استان غزنی افغانستان دیده به جهان گشود و در خانوادهای اهل علم پرورش یافت. در جوانی به یادگیری علوم دینی، ادبیات و تاریخ پرداخت و پس از سفر به قندهار، کابل و هرات، دانش خود را در زمینههای مختلف گسترش داد. تسلط او به زبانهای فارسی، عربی و پشتو باعث شد که به عنوان نویسنده و منشی دربار امیر عبدالرحمان خان پادشاه وقت افغانستان و سپس جانشین آن، حبیبالله خان منصوب شود.
مهمترین اثر فیض محمد کاتب هزاره، «سراج التواریخ» است که تاریخ مفصل افغانستان را در دوران امیران سدوزایی و محمدزایی شرح میدهد. از دیگر آثار او میتوان به تحفه حبیب، فیضی از فیوضات، تذکره انقلاب، تاریخ عصر امانیه و فقرات شرعیه اشاره کرد. نوشتههای او به دلیل دقت در ثبت جزئیات و استفاده از منابع معتبر، جایگاه ویژهای در تاریخنگاری افغانستان دارد. بااینحال، صراحت و نگاه انتقادی او نسبت به سیاستهای حکومت وقت باعث شد که بارها مورد بیمهری مقامات قرار گیرد. او سرانجام در سال ۱۳۰۹ خورشیدی در کابل درگذشت.
تاکنون سه همایش ملی و بینالمللی درباره علامه فیض محمد کاتب برگزار شده است. دو دوره از این همایشها در دوران حکومت کمونیستی افغانستان برگزار شد. در دوره جمهوری، دولت اشرف غنی با مدیریت سرور دانش، معاون دوم ریاستجمهوری، یک همایش بینالمللی را برگزار کرد که بیشتر بر سخنرانیهای شخصیتهای سیاسی درباره علامه کاتب متمرکز بود و کمتر به پژوهش درباره آثار او پرداخته شد.
در اوایل اسفندماه سال جاری، همایش بینالمللی علامه فیض محمد کاتب هزاره در تالار مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در شهر قم برگزار شد. در همین راستا و اینکه ضرورت پرداختن به آثار تاریخی چون سراج التواریخ اثر علامه فیض محمد کاتب هزاره در عصر حاضر چیست؟، را در گفتوگویی خبرنگار شفقنا افغانستان با «دکتر محمدرضا رحیمی» رئیس دبیرخانه همایش بینالمللی علامه فیض محمد کاتب هزاره را مشاهده می نمایید…
ضرورت بازخوانی آثار علامه کاتب در شرایط کنونی
دکتر محمدرضا رحیمی، درباره ضرورت پرداختن به آثار علامه فیض محمد کاتب هزاره در زمان حاضر گفت: «این موضوع را از چند زاویه بررسی میکنیم. در داخل و خارج افغانستان مردم افغانستان دچار روزمرگی شدند و مردم به دلیل فشارهای گوناگون اقتصادی درگیر تأمین نیازهای اولیه خود شدند؛ لذا پرداختن به فرهنگ و تاریخ و ارزشهای اساسی که مورد نیاز روح و روان، شخصیت و هست و بود واقعی جامعه است، مغفول مانده است. ما در این بحبوحه که مردم ما گرفتار مسائل روزمره خود هستند گفتیم کاری انجام دهیم که فراتر از روزمرگیها باشد و کسی که میتوانست در این زمینه مبنا قرار بگیرد جناب علامه فیض محمد کاتب هزاره بود. به چند دلیل ایشان انتخاب شد. یکی از دلایل این بود که شخصیت ایشان مورد وفاق اکثریت جامعه افغانستان است. کاتب شخصیتی بود که به فرهنگ و تاریخ مردم افغانستان پرداخت. دلیل دیگر این است که ما در افغانستان رقابت اندیشههای گوناگون را داریم که هر اندیشهای سعی میکند، خود را بر جامعه و فرهنگ مردم تحمیل کند. به عنوان مثال در دوره جمهوریت روایتهایی از سوی کشورهای دیگر نظیر غربیها، مصریها، پاکستان و… بر جامعه تحمیل میشد. در دوره حاضر هم روایت امارتی میخواهد تفکر خود را از بالا به پایین به جامعه تحمیل کند. در چنین شرایطی ما باید سراغ کسانی برویم که از دل جامعه برخواستهاند و بیان گر روایتی از بالا به پایین نباشند و خود را بر جامعه تحمیل نکرده باشند. دلیل سوم در ادامه همین قضیه است که ما در شرایطی قرار گرفتیم که این روایت حاکم در افغانستان سعی میکند نمادهای مردمی دانشمندان و شعرا و سیاستمدارانی که از دل جامعه برخواستهاند را به شکلی از بین ببرد. مثلا خیابانی که به نام فیض محمد کاتب هزاره هست آن را طالبان نام آن را تغییر دادند و در بعضی موارد در دانشگاهها که مزین به عکس شعرا و عالمان بود آنها را از بین بردهاند. این هم یکی از دلایلی بود که ما به این موضوع بپردازیم و از فرهنگ و هویت تاریخی مردم و شخصیتهای علمی و اجتماعی مردمی تا جای که ممکن است پاسداری نماییم. دلیل چهارم این است که ما باید در این شرایط کسانی را به عنوان الگو معرفی کنیم که حقیقتا مورد وفاق همه باشد. مرحوم فیض محمد کاتب به عنوان یک میثاق و حبل متین در میان همه جامعه افغانستان مطرح است و ما باید این را به همه معرفی کنیم. دلیل بعدی که میتواند متمایز باشد در مورد ظلم و ستمهایی است که به اقوام و اقلیتهای افغانستان به ویژه هزارهها در گذشته روا داشته شده است و علامه کاتب آنها را روایت کرده است. در زمان حاضر در یک کارزار جهانی مردم و اندیشمندان تلاش دارند که بحث نسلکشی هزارهها که توسط عبدالرحمن و زیردستانش اتفاق افتاده است را در مجامع حقوقی جهانی به ثبت برسانند. ما هم در امتداد کار این دوستان آمدیم به شخصیتی پرداختیم که برای اولین بار این قتل عام و نسلکشی را مطرح کرد و آن را به گونه مستدل ثبت و بیان کرد».
علامه کاتب؛ تاریخنگار، متفکر و مدافع هویت ملی افغانستان
دکتر رحیمی درباره ویژگیهای علامه فیض محمد کاتب که آن را از سایر اندیشمندان و تاریخ نویسان افغانستان متمایز میکند گفت: «تاریخ نویسی علامه فیض محمد کاتب دارای دو ویژگی شخصیتی و علمی است. درباره ویژگی علمی ایشان میتوان مطرح کرد که ایشان عالم جامع ذوالفنون بوده است. به فقه شیعه و حنفی هر دو تسلط داشته است. بحث تقریب مذاهب را که در فضای کنونی جهان اسلام دنبال میشود، ایشان حدود صد و خوردهای سال مطرح کرده بود. ایشان با این که خود شیعه بود، اما کتاب “اتحاد نظر مجتهدین” را تدوین و مطرح کرد و در قالب این کتاب نظرات فقهای حنفی و شیعی را بیان کرد. با طرح این بحث ایشان پایهگذار تقریب مذاهب در افغانستان است. نکته دیگر این است که ایشان بر فقه و کلام و فلسفه تسلط داشته، حتی در نجوم و ریاضیات هم ایشان صاحب مطالعه و تحقیق بوده و مانند علمای قدیمی به همه علوم مسلط بوده است و جامعیت علمی داشت است. از دیگر ویژگیهای علمی ایشان میتوان به نکتهبینی و جزئینگری در تاریخنگاری اشاره کرد. علامه در گزارشهای خود درباره یک موضوع به روز و ساعت و مکان آن اشاره کرده است. نکته دیگر این است بدون هیچ تعصبی به تدوین تاریخ افغانستان پرداخته است، یعنی وقایع را آن طور که اتفاق افتاده روایت کرده است. ویژگی چهارم علمی ایشان رعایت قواعد دستوری زبان است. علامه کاتب قلم روانی داشته است و همه قواعد نوشتاری زبان فارسی را رعایت میکرد. آقای رابرت دی مک چسنی درباره کتابت تاریخ علامه کاتب گفته است که دقت ایشان آنچنان بالا است که باید بگوییم بیهقی در فصاحت و بلاغات و رعایت قواعد دستور زبان، فیض محمد کاتب زمان خود بوده است».
همچنین وی اضافه کرد: «از لحاظ رفتاری ایشان به تمام معنا یک انسان متقی و مؤمن کامل بود. به گونهای که هر موقع گزارشی در دربار مینوشت که به مذاق دربار خوش نمیآمد و برای این که این گزارشها از سوی دربار رد نشود، دو رکعت نماز میخواند و بعد به رسول خدا(ص) و ائمه(ع) توسل میجست. آنگاه میرفت و گزارشها را تحویل میداد. این نشان میدهد که وی چقدر از ایمان و توکل قوی برخوردار بوده است. در سوی دیگر ایشان امانتدار خوبی هم بوده و همه مطالب را به شکل کامل و دقیق ثبت کرده است. یکی از خصلتهای رفتاری ایشان شجاعت است. علامه کاتب حرف خود را شجاعانه میزد و حتی در این راه مورد ضرب و شتم قرار گرفت. به این دلیل که ایشان اولین کسی بود که رسمیت مذهب تشیع در افغانستان را در لوی جرگه پغمان که از سوی امان الله خان برگزار شده بود و بر روی مسائل کلیدی بحث میشد، مطرح کرد که مورد عتاب و برخورد تند علمای جاهل دیگر قرار میگیرد و لتوکوب میشود. حتی قصد جان ایشان را میکنند که سربازان امان الله خان تحت الحفظ ایشان را چند ساعت نگه میدارند و شبانه او را به غزنی منتقل میکنند تا آسیبی به ایشان نرسد. علامه فیض محمد کاتب هزاره ضمن این که تاریخنگار، فقیه، فیلسوف، متکلم، نسبشناس و جامعهشناس بود، سیاستمدار هم بوده است. ایشان در جمع مشروطهخواهان، حضور داشت. از فعالیتهای سیاسی دیگر ایشان میتوان به بحث رسمیت مذهب شیعه و نمایندگی از هزارهها در قدرت هم اشاره کرد».
چگونه روش پنهاننگاری، حقیقت تاریخ افغانستان را آشکار کرد؟
رئیس دبیرخانه همایش بینالمللی علامه فیض محمد کاتب هزاره درباره شیوه تاریخنگاری و چرایی انتخاب این روش توسط ایشان گفت: «وقایعنگاری و تحلیل تاریخی دو نوع تاریخنویسی است. در رویکرد تحلیلی اندیشمندی در یک حوزه خاص یا موضوع خاصی مانند عدالت میآید تحقیق میکند و به تحلیل وقایع تاریخی با تمرکز بر عدالت در تاریخ میپردازد. علامه فیض محمد کاتب همان طور که در وقایعنگاری دقیق و جزئینگر و ممتاز بوده است؛ تحلیلهای علمی و تاریخی هم ارائه داده است. علامه کاتب در حالی که قضایای افغانستان در دوره عبدالرحمان، حبیبالله و امانالله خان را در سراج التواریخ روایت کرده، در کتابهای تذکره انقلاب و تحفه الحبیب به تحلیلگری تاریخی پرداخته و نگاه تحلیلی به وقایع داشته است. نکته دیگر این است که علامه کاتب از روش پنهاننگاری، سیاهنگاری و سفیدنگاری و بین خطوط نگاری که لی اشتراوس مطرح کرده است، استفاده کرده است. البته این نظریه را آقای اشتراوس راجع به فیلسوفان مسلمان مطرح کرده است. فلاسفه مسلمان در دورهای که فلسفه در بین مسلمانها بسیار علم ناپسند و قبیح بود و مورد مذمت علما و مردم بود، برای این که نگاه فلسفی خود را بیان کنند از روش پنهان نگاری و سفیدنگاری و بین خطوط نگاری استفاده میکردند. حالا هم برخی از اندیشمندان این روش را درباره تاریخنگاری فیض محمد کاتب هزاره مطرح کردهاند. علامه کاتب از روش پنهان نگاری برای بیان ایدهها و مقاصد خود استفاده میکرد. یعنی در ظاهر و در خطوط سیاه، مطالبی را بیان کرده است که دستگاه نظام سیاسی عبدالرحمن، عبدالقدوس خان که قاتل هزارهها بود را به عنوان قهرمان میداند و هزارهها را طغیانگر و شورشگر در برابر دستگاه حاکمیت معرفی میکند، این ظاهر قضیه است. او در واقع با بیان این مطالب بنیان و اساس ظلم دستگاه حاکمیت را از بین میبرد. در زمان حاضر هر کسی سراج التواریخ را بخواند، عبدالرحمان را مدح نمیکند بلکه او را یک فرد ظالم، ستمگر، ناعادل و کسی که بر علیه مردم خود شمشیر کشید و آنها را نسل کشی نمود، میبیند».
جایگاه علمی علامه کاتب هزاره در میان محافل داخلی و خارجی
وی درباره جایگاه آثار علامه کاتب در محافل علمی و تاریخ نگاری افغانستان و جهان گفت: «در سطح دانشمندان خارجی دو دسته هستند که بر روی آثار علامه کاتب کار کردهاند. اندیشمندان روسی و آمریکایی آثاری درباره کاتب دارند. برخی از آنها در سطح رساله دکتری کتابهای علامه را به زبان روسی و انگلیسی برگرداندهاند. اندیشمند روسی، شکیراندو، کتاب تذکره انقلاب را به عنوان رساله دکتری خود ترجمه کرده است. آقای پروفسور رابرت دی مک چسنی بیست سال روی اندیشه و آثار علامه کاتب کار کرده است. در پژوهشهای خود کتاب تذکره انقلاب و سراج التواریخ را به انگلیسی ترجمه کرده است. آقای دکتر مهدی خرمی یک دانشمند ایرانی مقیم آمریکا است که همکار آقای مک چسنی است. ایشان آمده به معنای واقعی کلمه روی سراج التواریخ و آثار علمی علامه کاتب کار کرده است. لغات عربی، پشتو و فارسی را گردآوری کرده است. از سوی دیگر فنوتیک کلمات را هم آورده است که به شیوه درست خوانده شوند. در دانشگاههای معتبر استرالیا، آمریکا، انگلیس و فرانسه و حتی در کمبریج اگر کسی بخواهد به تاریخ افغانستان رجوع کند، باید سراغ کتاب سراج التواریخ علامه کاتب که آقای مگ چسنی ترجمه کرده، برود. در ایران هم چندین رساله دکتری در دانشگاه تهران، فردوسی و جامعه المصطفی درباره آثار کاتب نوشته شده است. در کنار اینها تاریخدانان و اندیشمندان افغانستانی هم درباره جامعیت و دقت علامه کاتب اشاره کردهاند که از جمله میتوان به عبدالحی حبیبی، غبار، صدیق فرهنگ، حاج کاظم یزدانی و دکتر سرور مولایی اشاره کرد».











