شفقنا- استاد سیدمحمدعلی ایازی معنا و مصادیق «عدالت در اندیشه و سیره امام علی (ع)» را مورد بررسی قرار داد و بیان کرد: «نظامی که به مسئله توسعه جامعه خود توجه نکند، یا آن را به عنوان توطئه تلقی کند، یعنی اینکه اولویتهای کارآمدی و عدالت را در جامعه خود به کار نبرده است. اگر شما دیدید که امسال وضعیت جامعه ما نسبت به سال بدتر شده است، بدانید که توسعه وجود ندارد. اگر در نظام امکانات، سرمایههای ملی روز به روز کاهش پیدا میکند، و سفره های مردم کوچکتر می شود، بدین معناست که مدیریت جامعه در مسیر درستی حرکت نمیکند. حضرت علی(ع) میفرمایند: «ما عُمِّرَتِ البُلدانُ بِمِثلِ العَدلِ؛ با هیچ چیز مانند عدالت، شهرها آباد نگردیده است.» هیچ ساز و کاری بسان عدالت نمیتواند جامعه را آگاه کند. یعنی اگر در نظام مالیاتی عدالت باشد، اگر ثروت در همه مناطق کشور به درستی تقسیم شود، اگر نظامی که روز به روز جامعه فرهنگی را توسعه میبخشد، نتیجه آن آگاهی، رشد معنویت خواهد بود، این عقب ماندگی و گسترش «فقر» است که مردم را «مأیوس» می سازد و دست به مهاجرت می زنند.»
متن گفت وگوی شفقنا با آیت الله ایازی را می خوانید:
ابتدا به عنوان یک مقدمه باید عرض کنم، ما وقتی درباره یک دسته از مفاهیم سخن میگوئیم، دچار قبض و بسط و گاهی دچار دگردیسی میشویم. سخن درباره مفاهیم انسانی که در ظرف تاریخی، دچار قبض و بسط و در نتیجه دچار دگردیسی می گردد، از آن جهت می تواند به متون دینی منتسب شود که اصل معنا ثابت است و معنایِ معنا دگرگون پذیر است. به این معنا که مفهوم کلمه عدالت گاهی ممکن است کوچک و گاهی بزرگ شود و ابعاد مختلفی پیدا کند. این تغییرات در معنای کلمه به ویژه کلمه عدالت در طول تاریخ، بسیار بارز و آشکار است. مثلا حق انتخاب، یا صیانت از رأی، از مصادیق عدالت است، که پیش از این مطرح نبوده است.
* آیا میتوان عدالت امام علی (ع) را بهعنوان مدلی برای سیاستهای پیشرفته جهانی در مقابله با بحرانهایی مانند فقر و مهاجرت بهکار گرفت؟
سخنان امام علی(ع) در باب عدالت برگرفته از معارف قرآن کریم است
در قرآن بیش از ۱۱ نوع عدالت به طور مشخص بیان شده است. از جمله عدالت در تکوین، عدالت در تشریع. عدالت اجتماعی، قضائی، سیاسی و فرهنگی. وقتی سخن از عدالت به میان میآید، اگر بخواهیم به نمونههایی از کلام امام علی(ع) اشاره کنیم، باید بگوییم که سخنان امام علی(ع) در باب عدالت برگرفته از معارف قرآن کریم است. چرا که در قرآن به عدالت توجه ویژهای شده است، تا آنجا که در قرآن آمده که هدف اصلی همه پیامبران، با کتاب و میزان در میان مردم، برقراری عدالت در جامعه است. طبیعی است که اگر امامان بویژه امام در باره عدالت سخن گفتهاند، آنها شاگردان قرآن بودهاند و بر اساس آموزههای قرآن سخن گفتهاند. اکنون برای اینکه به پرسشهای شما پاسخ دهم، چند نکته قابل توجه است:
عدالت به معنای رفع تبعیض و ایجاد فرصت های برابر برای همه اقشار جامعه است
1) وقتی درباره عدالت صحبت میکنیم، عدالت یک مفهوم عام و کلی است که میتواند در معارف دینی یا در حوزههای اجتماعی و فرهنگی مصادیق مختلفی پیدا کند. چنین ظرفیتی دارد که در جامعه امروز ما، در ابعاد مختلف، از آن استفاده شود. عدالت به معنای رفع تبعیض و ایجاد فرصتهای برابر برای همه اقشار جامعه است. برای مثال، عدالت فرهنگی، این مفهوم کلی قابلیت آن را دارد که در زمینههای مختلف تطبیق داده شود. پس نکته اول این است که چون عدالت یک اصل عام و کلی است، ظرفیت این بازخوانی و تطبیق را دارد.
در ابعاد اجتماعی نباید روایتی برخلاف عدالت و کرامت باشد
2) عدالت تنها یک رهنمود و دستور نیست، بلکه اصل و قاعده است. برخی از عالمان، عدالت را به عنوان یک قاعده حاکم بر فقه یا حاکم بر فهم معارف دینی کتاب و سنت مطرح کردهاند. یعنی اگر در جایی مفهومی و معنایی تفسیر شود که برخلاف عدالت باشد، باید آن را کنار بگذاریم. این مسئله هم در عقاید و هم در احکام وجود دارد. برای مثال، شهید مطهری از نخستین کسانی بود که در اهمیت عدالت و این که عدالت در سر سلسله علل احکام قرار دارد و فتوائی که عادلانه نباشد، حکم شرعی نیست. همچنین آیتالله سیستانی در کتاب «اختلاف حدیث» مسئلهای را در باب روایات عرضه مطرح میکند و میگوید بسا منظور از روایات لزوم موافقت قرآن به این معنا باشد که در ابعاد اجتماعی نیز نباید روایتی برخلاف عدالت و کرامت باشد.
نباید عدالت را در قالب مذهب و عقیده تصویر کنیم
3) هنگامی که درباره توسعه عدالت سخن میگوئیم، نباید عدالت را در قالب مذهب و عقیده تصویر کنیم. زیرا عدالت، فرادینی و فرامذهبی و اصل انسانی است. بر اساس نظر عدلیه پیش از دین وجود دارد و قابل فهم است. و بر اساس آن معارف دینی و عقیده را تطبیق میدهیم. (این برخلاف نظر اشاعره است که میگویند آنچه در شریعت آمده، همان عدالت است). اینکه کسانی برخی روایات خلاف عدالت را توجیه میکنند که شرع چون چنین گفته، عقل درک نمیکند، و عقل باید تابع شرع باشد، این نگاه اشعری است. عدل ما قبل دین است و اگر معنائی از روایت خلاف عدالت باشد کنار گذاشته میشود. امام سجاد(ع) در پاسخ به این سؤال که چکیده شرایع دین چیست، فرمودند: «قول الحق، الحكم بالعدل، والوفاء بالعهد.» (حقگویی، داوری عادلانه، و وفای به عهد.) این سه محور، به نوعی شامل مهمترین ویژگیهای عدالت در شریعت و سایر شرایع دینی و اداره جامعه اسلامی است. بنابراین، این سه اصل میتواند به عنوان زمینههای بازخوانی و تطبیق عدالت در دوره معاصر از کلام امام علی(ع) باشد.
* آیا نگاه امام علی (ع) به عدالت را میتوان الگویی برای مقابله با فساد ساختاری در جوامع امروز دانست؟ چگونه؟
وقتی از فساد ساختاری سخن میگوییم، باید دقیقاً مشخص کنیم که منظور از آن چیست. فساد ساختاری به فسادی گفته میشود که کیفیت سیاستگذاری از جمله خصولتی شدن شرکتها، فقدان نظام بازار و رواج قیمتگذاری، فقدان مدیریتهای حرفهای بهطور نهادینه شده در سیستم مدیریتی و ساختار حکومتی یک کشور رخنه کرده و به اجزای مختلف آن جامعه سرایت میکند. این فساد زمانی شکل میگیرد که حکمرانی کشور شخصی و فردی و استبدادی و دیکتاتورمآبانه و برخلاف اراده و حق حاکمیت مردم باشد. در چنین وضعیتی، فساد بهطور طبیعی بهعنوان یک پیامد در کنار سایر مشکلات حکومتی ظهور میکند. در واقع، فساد ساختاری نتیجه حکمرانی غیرعادلانه است.
زمانی که در جامعهای حقوق مردم تأمین نشود، و به آرای مردم و خواستههای آنان توجه نشود، و در عین حال، مدیریتها بر اساس کارآمدی و شایستگی افراد صورت نگیرد و درجه وابستگی و همراهی افراد مهم به رأس باشد، طبیعتاً فساد و ناکارآمدی بهوجود میآید. در روایت دیگری از آن حضرت آمده: «خَیرُ السّیاسات العدل». نیكوترین سیاستها اجراى عدالت است. این وضعیت باعث بروز آثار و مشکلاتی مانند فقر، فساد اقتصادی، و شکاف طبقاتی میشود و بهتدریج بسیاری از معضلات اجتماعی را به وجود میآورد. هرچند فساد سيستماتيك، بسيار فراتر از عاملان فساد است. اين فساد و تخلف در يك بستر حقوقي، اداري، تشكيلاتي و سياسي و نظارتي تاریخی رخ ميدهد.
حضرت علی(ع)، در نگاه خود به مسأله عدالت، حساسیت بسیار زیادی نسبت به فساد دستگاههای دولتی دارند. ایشان از همان ابتدای حکومت خود، در نامهها و خطبهها بهوضوح به مسأله فساد و سوء تدبیر اشاره کردهاند. حضرت علی(ع) حتی تأکید میکنند که از فقر بر امت خود نمیترسند، بلکه آنچه ایشان را میترساند سوء تدبیر و ناتوانی در مدیریت صحیح است: «مَا أَخَافُ عَلَى أُمَّتِي اَلْفَقْرَ وَ لَكِنْ أَخَافُ عَلَيْهِمْ سُوءَ اَلتَّدْبِيرِ». این بیان نشان میدهد که در نظر حضرت علی(ع)، اصل مشکلات جامعه از تدبیر نادرست و حکمرانی ناکارآمد تشكيلات غلط ناشی میشود.
در واقع، امام علی(ع) معتقدند که اگر حکمرانی بهدرستی صورت گیرد، فقر کوتاه مدت نمیتواند تهدید بزرگی برای جامعه باشد. آنچه که میتواند آسیبرسان به جامعه و رشد آن باشد، سوء تدبیر و تصمیمات اشتباه در عرصههای مختلف حکومتی است. در نتیجه، هرحکومتی که به توسعه جامعه و رفاه عمومی توجه نکند و بهجای اولویت دادن به منافع عمومی، اهداف ایدئولوژیک و خواستههای گروههای خاص را در نظر بگیرد، نتیجهای جز بروز فساد ساختاری و مشکلات اجتماعی نخواهد داشت. برای جلوگیری از چنین وضعیتی، باید به اصلاح سیستم حکومتی، شایستهسالاری در مدیریتها، و توجه به اولویتهای واقعی جامعه پرداخت تا از بروز فساد ساختاری و مشکلات ناشی از آن جلوگیری شود.
* چگونه میتوان آموزههای عدالتطلبانه امام علی (ع) را به عنوان مبنایی برای مقابله با تبعیضهای جنسیتی، نژادی، و طبقاتی بهکار برد؟
یکی از اقتضائات عدالت، یکساننگری در میان افراد جامعه است
وقتی صحبت از عدالت میشود، یکی از اقتضائات عدالت، یکساننگری در میان افراد جامعه است. در نامهای که امیرالمؤمنین به مالک اشتر مینویسند، میفرمایند: «اِمّا اَخٌ لَكَ فِى الدِّينِ وَ اِمّا نَظيرٌ لَكَ فِى الْخَلْقِ؛ مردم دو گروهند: يا هم دين تو هستند، يا هم نوع تو.» بدین معنا که اگر با تو همعقیده نیستند، با تو همنوع و انسان هستند، باز حقوق شهروندی عادلانه خواهند داشت، هرچند دگراندیش و یا از مذاهب رسمی نباشند. این سخن یک مفهوم و مصداقی را روشن میکند از تبعیضهایی که ممکن است مذهبی و گروهی باشد و یک عدهای را خودی و عدهای را غیرخودی کنیم. دستگاههای گزینشی، بهگونهای باشد که فقط افراد خاصی بر سر کار بیایند و افراد دیگر در دانشگاهها، ادارات، مراکز مدیریتی جایگاهی پیدا نمیکنند و برای آنها مانعتراشی درست کنند. کاملاً این امر برخلاف عدالت است.
عدالت تنها در اداره کشور نیست، عدالت در قضاوت و رسیدگی به حقوق همه آحاد جامعه است. ملاحظه کنید حساسیت امام علی در کوچکترین امر قضاوت چگونه حساسیت دارد. در زمانی امام علی(ع) ابوالأسود دُؤلی را که از یاران دیرین و باسابقهاش بود، از منصب قضاوت عزل میکند بهگونهای که برای خود ابوالأسود نیز سؤالبرانگیز شده است «إنّ أميرالمؤمنين ولّى أبا الأسود الدؤلى القضاء ثم عزله»؛ و میپرسد: «فقال له: لِمَ عَزلتَنى و ما جَنيتُ و ما خُنتُ»؟ چرا مرا عزل کردی با اینکه نه جنایتی کردم و نه خیانت؟» حضرت در پاسخ میفرمایند: «إِنِّي رَأَيْتُ كَلاَمَكَ يَعْلُو عَلَى كَلاَمِ اَلْخَصْمِ؛» تو در داوریها صدایت بلندتر از صدای متهم بود. این رویکرد و عملکرد حضرت حساسیت فوق العاده ایشان را به مساله تبعیض در قضاوت نشان میدهد و تأکید می کند که حتی بین متهم با قاضی نباید تبعیضی وجود داشته باشد و این نهایت توجه به مسأله عدالت است. اگر در داوری عدالت و استقلال باشد، امنیت سیاسی و مالی خواهد بود.
نکات بسیار زیادی از کلمات امام علی(ع) در بحث عدل است. به عنوان مثال امام علی(ع) فرمودهاند: «العدل الانصاف و الاحسان، التفضل؛ عدالت آن است که بر اساس انصاف، حق مردم به آنها داده شود، ولى احسان آن است که افزون بر اداى حقوق، بر آنها نیکى کنید.» لازمه انصاف این است که فرصتهای لازم را برای همه افراد جامعه فراهم کنیم، یعنی اینکه رفع تبعیض کنیم و ایجاد فرصتهای برابر را برای همه اقشار جامعه به ویژه مناطق محروم، اقلیت های دینی و زنان فراهم کنیم.
موارد دیگری نیز هست که امام علی(ع) به مناسبتهای مختلف در باب توزیع ثروت مسائلی را مطرح میکنند. حضرت میفرمایند: «اجازه نمیدهم کاری کنند که فقط ثروت در دست طبقات ویژه چرخش پیدا کند و این ثروت در دست دیگران نباشد.» در واقع حضرت مسأله نوعی مبارزه با تبعیضهای اجتماعی را که ویژه خواری و رانت باشد، مطرح میکنند.
از دیگر تبعیضها این است که وقتی کسی انسان شد، معنا ندارد که این انسان بین زن و مرد تفاوتی از جهت حقوق داشته باشد. لذا گاهی میبینیم که در قصه زن یهودی وقتی حضرت خبر دار میشود که یک خلخالی را از پایش درآوردند، آنچنان بیتابی و ناراحتی میکند و این جمله را بیان میکند که اگر کسی از غصه این بیعدالتی و ظلم جان به جان تسلیم کند، ملالتی نیست. نکات بسیاری در حوزه مبارزه امیرمومنان علی(ع) با تبعیض مطرح است. تبعیض گاهی در قالب ثروتها و اموال و گاهی در قالب حقوق و جایگاه اشخاص است.
* آیا میتوان عدالت امام علی (ع) را بهعنوان مدلی برای سیاستهای پیشرفته جهانی در مقابله با بحرانهایی مانند فقر و مهاجرت بهکار گرفت؟
امروز یکی از عوامل مهم برای مقابله با بحرانهای اجتماعی و اقتصادی مسئله توسعه متوازن است. این توسعه متوازن در حل مشکلات فرهنگی، سیاسی و اقتصادی حائز اهمیت است، زیرا نظامی که به مسئله توسعه جامعه خود توجه نکند، یا آن را به عنوان توطئه تلقی کند، یعنی اینکه اولویتهای کارآمدی و عدالت را در جامعه خود به کار نبرده است. اگر شما دیدید که امسال وضعیت جامعه ما نسبت به سال بدتر شده است، بدانید که توسعه وجود ندارد. اگر در نظام امکانات، سرمایههای ملی روز به روز کاهش پیدا میکند، و سفره های مردم کوچکتر می شود، بدین معناست که مدیریت جامعه در مسیر درستی حرکت نمیکند. حضرت علی(ع) میفرمایند: «ما عُمِّرَتِ البُلدانُ بِمِثلِ العَدلِ؛ با هیچ چیز مانند عدالت، شهرها آباد نگردیده است.» هیچ ساز و کاری بسان عدالت نمیتواند جامعه را آگاه کند. یعنی اگر در نظام مالیاتی عدالت باشد، اگر ثروت در همه مناطق کشور به درستی تقسیم شود، اگر نظامی که روز به روز جامعه فرهنگی را توسعه میبخشد، نتیجه آن آگاهی، رشد معنویت خواهد بود، این عقب ماندگی و گسترش «فقر» است که مردم را «مأیوس» می سازد و دست به مهاجرت می زنند.
دلیل مهاجرت نادرستی تقسیم منابع و امکانات است
مهاجرت گاهی در قالب انتقال افراد از یک شهر به شهر دیگر صورت میگیرد، بهویژه زمانی که در برخی مناطق امکانات و فرصتهای شغلی کمتری وجود دارد. همچنین، ممکن است وضعیت معیشت و آبرسانی در برخی مناطق با مشکلات جدی روبهرو باشد که این نیز نشاندهنده این است که توسعه به درستی در جامعه تحقق نیافته است. در چنین شرایطی، مشخص میشود که تقسیم منابع و امکانات به درستی صورت نگرفته است. یکبار از کشور فرار میکنند، امام علی در سخنی میگوید وقتی چنین مهاجرتی رخ داد، دلیل بر ستم است. در برخی مواقع نیز، افرادی مجبور میشوند که از کشور خود فرار کنند و به کشورهای دیگر مهاجرت نمایند، که این امر به وضوح نشان میدهد که این مدیریت ناکارآمد بوده و نتوانسته با بحرانهای اجتماعی و اقتصادی بهدرستی مقابله کند.
امام علی(ع) میفرمایند: «فِي العَدلِ الاقِتِداءُ بِسُنَّةِ اللّهِ وَ ثَباتُ الدُّوَلِ؛ پیروی از سنت خدا و پایداری دولتها نتیجه عدالت است.» هر جامعهای اگر بخواهد یک سنت خاص را دنبال کند، باید قوانین هستی و طبیعت جامعه را درک کند و به کار گیرد. شما نمیتوانید بدون تلاش و کارکردن بگویید که کشور پیشرفت کرده و به قله رسیدهاید! با حلوا حلوا دهان شیرین نمی شود.
سنت الهی به این معناست که از سرمایههای انسانی، اجتماعی و اقتصادی بهطور صحیح و اصولی استفاده کنید. اگر این کارها انجام نشود، جامعه شما دچار مشکلات جدی خواهد شد و نباید برای این امر توجیهات بیفایده بیاورید. یکی از مسائل مهمی که میتواند یک جامعه را استوار کند، عدالت است. عدالت و پیروی از قوانین اساسی الهی، موجب استواری دولتها میشود.امام علی(ع) وقتی در باب انحطاط دولتها سخن میگویند، فرمودهاند: «تَضْيِيعُ الأُصُولِ وَ التَّمَسُّكُ بِالْفُرُوعِ»، یعنی وقتی اصول ضایع میشود و به فروع توجه بیش از حد میشود. در اینجا امام علی(ع) به یک نکته بسیار مهم اشاره میکنند که آن همانا بیتوجهی به نیازهای اصلی و بحرانهای اصلی جامعه و توجه نداشتن به مسائل بنیادی است. در این وضعیت، جوامع قادر نخواهند بود که بهطور علمی و منطقی با مشکلات اساسی خود روبهرو شوند و اینگونه است که مشکلات عمیقتر و پیچیدهتر میشود. این آموزهها میتواند مبنای بسیاری از سیاستهای پیشرفته جهانی باشد که در مواجهه با بحرانهای مختلف استفاده میشود. البته در این زمینه مطالب و نکات بیشتری وجود دارد که میتواند برای پیشرفت و اصلاحات در حوزههای مختلف مورد استفاده قرار گیرد.
در جایی دیگر، شخصی از امام علی(ع) سوال میکند که کدامیک بهتر است، عدل یا جود؟ امام علی(ع) در پاسخ میفرمایند: «الْعَدْلُ یَضَعُ الْأُمُورَ مَوَاضِعَهَا، وَ الْجُودُ یُخْرِجُهَا مِنْ جَهَتِهَا»، یعنی عدالت تمام امور را در جایگاه خود قرار میدهد، اما جود (سخاوت) ممکن است که آنها را از جهت خود خارج کند. امام علی(ع) سپس تأکید میکنند که عدالت فضیلت بیشتری نسبت به جود دارد، زیرا عدالت یک سیاست عمومی و کلی است که برای تمام مردم و مسائل جامعه در نظر گرفته میشود، اما جود ممکن است در یک موقعیت خاص و برای فرد خاصی مناسب باشد.
از این آموزهها و کلمات امام علی(ع) میتوان استفاده کرد تا سیاستهای لازم برای مقابله با بحرانهای مختلف را در جوامع بشری طراحی و پیادهسازی کرد. عدالت، همانطور که امام علی(ع) فرمودند، اساس کار است و برای برقراری یک جامعه سالم، نیازمند توجه به اصول و بهکارگیری عدالت بهعنوان رهنمود اصلی در همه ابعاد جامعه هستیم.
* چگونه میتوان آموزههای عدالت امام علی (ع) را به زبان مدرن و در قالب مفاهیمی مانند عدالت اقلیمی، حقوق دیجیتال، یا توزیع عادلانه منابع باز تعریف کرد؟
اگر بپذیریم که مفاهیمی چون عدالت، مفاهیمی کلی و جامع هستند، به این معنا که این مفاهیم میتوانند ابعاد مختلفی را در بر بگیرند، به عنوان مثال، یکی از ابعاد عدالت میتواند رفع تبعیض و ایجاد فرصتهای برابر برای تمامی اقشار جامعه باشد. در چنین صورتی، وقتی در جائی این فرصت نابرابر است، عدالت اقلیمی اقتضا میکند به آنان بیشتر رسیدگی شود، به این معنی که مناطق دورافتاده و محروم باید در اولویت رسیدگی و توجه قرار گیرند تا شکافهای اقتصادی و اجتماعی کاهش یابد.
علاوه بر این، این مفهوم کلی عدالت میتواند در باره مخالفین و دگراندیشان نیز به کار گرفته شود. ممکن است به دلیل مخالفت یا تفاوتهای فکری و عقیدتی، این افراد تحت فشار بیشتری قرار بگیرند. در چنین شرایطی، اصل عدالت حکم میکند که به این افراد به طور ویژه مورد توجه قرار گیرند و حقوق آنان رعایت شود. بسا کسانی از کارگزاران به دلیل نا همسوئی حقوق آنان را ضایع کنند. در اینجاست که اصل نیکوئی با مخالفان و عدالت حکمفرما میشود. این مطلب را میتوان از آیه 8 سوره ممتحنه که به مسأله نیکویی و قسط در برخورد با مخالفین اشاره دارد، استفاده کرد.
حضرت علی(ع) در بیانات خود درباره تودههای مردم میفرمایند: «الرّعیة سوادٌ یُستَعبِدهُم العدل».[1] وقتی که عدالت در جامعه تحقق یابد، مردم در مجموع فرمانبردارتر خواهند شد. یعنی، زمانی که عدالت در جامعه به درستی پیادهسازی شود، مردم به حاکمان و نظام حاکم اعتماد بیشتری پیدا میکنند و نسبت به قوانین و دستورات حکومتی احترام بیشتری قائل میشوند. در چنین شرایطی، جامعه به سمت آرامش، انسجام و توسعه پایدار پیش خواهد رفت. این سخنان حضرت علی(ع) به خوبی نشاندهنده اهمیت و تأثیر عدالت در تحکیم بنیانهای اجتماعی و سیاسی است.
چرا در برخی مناطق دورافتاده، گاهی شاهد سرپیچی، رفتارهای نادرست یا حتی ایجاد ناامنی هستیم؟ پاسخ این است که این مناطق بهدرستی مورد توجه و رسیدگی فرهنگی و اقتصادی قرار نگرفتهاند و عدالت در آنجا پیاده نشده است. زمانی که عدالت در این مناطق تحقق نیابد و امکانات بهطور متوازن توزیع نشود، طبیعی است که نارضایتیها و واکنشهای منفی و خشونت و رفتارهای غیر قانونی در پی داشته باشد. لذا یکی از دلایل این گونه رفتارها، عدم تحقق عدالت در این مناطق و شکافهایی است که میان آنها و سایر نقاط کشور بهوجود آمده است. تأکیدات امام علی(ع) در خصوص عدالت، بهویژه در بحث توزیع منابع و توجه به همه اقشار جامعه، میتواند راهگشای مسائل جدیدی در حوزه عدالت اقلیمی باشد که امروز در حوزههای مختلف عدالت مطرح میشود.
یکی از این مباحث، عدالت در اطلاعرسانی است. در جوامع امروز، اطلاعرسانی و دسترسی به اطلاعات، یکی از اصول اساسی عدالت است. در واقع، یکی از حقوق اساسی مردم این است که از اطلاعات بهطور آزاد و بدون محدودیت برخوردار باشند. علم و اطلاعات نباید مختص به یک طبقه خاص یا گروه خاصی باشد؛ نباید فیلتری برای مردم باشد. بلکه این حقوق باید برای همه افراد جامعه، فارغ از دین، مذهب یا طبقه اجتماعی، بهطور برابر فراهم باشد.
همانطور که برای مسلمانان باید امکان دسترسی به آموزش و دانشگاه وجود داشته باشد، برای غیرمسلمانان نیز این حق باید به رسمیت شناخته شود. بنابراین، اگر موانعی در مسیر دسترسی به اطلاعات و آموزش ایجاد شود، چه از طریق فیلترینگ، محدودیتهای اینترنتی و چه از هر روش دیگری، جامعه نخواهد توانست رشد کند. در جوامع پیشرفتهای که امروز شاهد رشد سریع آنها هستیم، یکی از دلایل این پیشرفتها، جریان آزاد اطلاعات است. جریان آزاد اطلاعات یکی از ارکان عدالت در این جوامع است. بنابراین، میتوان از آموزههای امام علی(ع) در مورد عدالت بهعنوان اصول کلی استفاده کرد و آن را در مسائل جدیدی مانند عدالت اقلیمی و عدالت در اطلاعرسانی پیادهسازی کرد. این اصول میتواند بهویژه در جوامع امروز که با چالشهای اطلاعاتی و رسانهای مواجهاند، راهگشا و تاثیرگذار باشد.
* به مباحث مختلفی اشاره شد، جامعه امروز ما در تطبیق با آموزه های امام علی(ع) چقدر موفق بوده و چه نقص هایی داریم؟
مسئله عدالت در جامعه ایران همواره مطرح بوده است، چه از زبان علما و روحانیون و چه از زبان مسئولین کشور؛ اما سوال این است که آیا عدالت بهواقع در این جامعه تحقق پیدا کرده است؟ معیار این تحقق، خود افکار عمومی است. به عبارت دیگر، وقتی اکثریت مردم در خصوص وضعیت موجود نظر میدهند، این نظر خود، بهنوعی داوری در مورد عدالت و تحقق آن است. امیرالمؤمنین(ع) در این خصوص میفرمایند: «إنّما يُستَدَلُّ عَلَى الصّالِحينَ بِما يُجري اللّه ُ لَهُم عَلى ألسُنِ عِبادِهِ». یعنی داوری خداوند در مورد صالحان بر اساس آن چیزی است که مردم در مورد آنها میگویند. در واقع، داوری عمومی مردم نسبت به وضع موجود، شاخصی است برای سنجش تحقق عدالت در جامعه.
امروز، افکار عمومی جامعه نسبت به وضعیت موجود به شدت نگران است. وقتی در جامعه مسایل به درستی پیش نمیرود، وقتی صنایع کشور به درستی کار نمیکنند، مشکلات در زمینههای آب، برق و گاز وجود دارد و بودجه کشور با مشکلات فراوان روبهروست، نشاندهنده این است که در نظام مدیریتی کشور مشکلی جدی وجود دارد. این مشکلات نتیجه سالها مدیریت اشتباه و ناکارآمد است که کشور در آن به جای پرداختن به اولویتهای اصلی، توجه خود را به مسایل غیرضروری معطوف کرده است. جامعه امروز از ناکارآمدی مدیریت موجود ناراضی است و داوری مردم این است که این ساختار مدیریتی، ساختار درستی نیست. وقتی افکار عمومی جامعه به این باور برسند که مسئولین و نهادهای حکومتی در تحقق عدالت و حل مشکلات ناکام ماندهاند، نتیجه آن شکاف عمیقی میان مردم و دولت میشود.
اگر امروز انتخاباتی در کشور برگزار شود، میبینیم که بسیاری از مردم یا در آن شرکت نمیکنند و یا به شکلی بیتفاوت نسبت به فرآیندهای سیاسی کشور نگاه میکنند. حتی اگر رفراندومی برگزار شود، این به وضوح نشان میدهد که مردم از وضعیت موجود نارضایتی دارند و خواستههای آنان در این مقطع از زمان بهطور جدی با آنچه که مسئولین ادعا میکنند فاصله دارد.
ادعا کردن و صحبت از عدالت، بهویژه با استفاده از بیانها و سخنان امام علی(ع)، بسیار ساده و تکرارشدنی است. اما وقتی به عمل و واقعیتهای موجود نگاه میکنیم، شکاف عمیقی بین آنچه امام علی(ع) در سخنان خود بیان کردهاند و آنچه در جامعه اتفاق میافتد، وجود دارد. این فاصله بهوضوح نشاندهنده ناکارآمدی و عدم تحقق عدالت در جامعه است.
یادداشت قبل از مصاحبه
سخن در باره مفاهیم انسانی که در ظرف تاریخی، دچار قبض و بسط و در نتیجه دچار دگردیسی میگردد، از آنجهت میتواند به متون دینی منتسب شود که اصل معنا ثابت است و معنایِ معنا دگرگونپذیر است. نظام معنایی اقتضای شمولیت و توسعه معنا را در ظرف تحولات را دارد. مثلا همین کلمه عدالت که در اصل وضع شی در جایگاه خودش هست، وقتی در دوره معاصر بکار گرفته میشود، به جز آنکه دارای ابعاد مختلف عدالت تکوینی، عدالت تشریعی، عدالت در مرحله قانونگزاری و عدالت در اجرا و دهها جهت دیگر پیدا میکند، عدالت اجتماعی به معنای رفع تبعیض و ایجاد فرصتهای برابر برای همه اقشار جامعه تفسیر میشود. و انتساب آن به قرآن که بارها سخن از عدالت کرده و هدف آمدن پیامبران دانسته است: ما پیامبران را با کتاب و میزان فرستادیم تا مردم عدالت را برپا کنند. درست معنا میدهد. زیرا یکی از ابعاد عدالت در قرآن که به پیوست آن در نهجالبلاغه مطرح شده، عدالت اجتماعی است. عدالت اجتماعی از دو منظر قابل توجه و شناخت و بررسی است. 1)یکی عدالت اجتماعی از منظر سیاسی فرهنگی و اجتماعی است. 2)یکی از منظر اخلاقی و تربیتی است. در بحث عدالت اجتماعی، عدالت سیاسی محور مهم قائمه قرار گرفتن هرچیزی در جایگاه خودش میباشد. چون عدالت سیاسی به معنای رفع تبعیض و ایجاد فرصتهای برابر برای همه اقشار جامعه است. یکی در عدالت در رعایت حقوق شهروندی و رعایت حقوق آحاد مردم حتی مخالفان. یکی بکارگیری عدالت در اداره کشور و رفتار با جامعه و نظام بینالمللی: و یکی در عدالت اجتماعی سیاسی حکومت خودش باید عادل باشد و از استبداد و تکروی پرهیز کند. یعنی اداره کشور با توافق و رضایت مردم باشد.
* چگونه میتوان اصول عدالتمحور امام علی (ع) را در جوامع مدرن امروزی بازخوانی و تطبیق کرد؟
1)از آنجا که این اصول عام و کلی است و در معارف دینی مصادیقی از آن را نشان داده است، مثل عدالت قضائی، عدالت اجتماعی می توان این اصل را باز خوانی و تطبیق کرد. 2)نکته دیگر اگر عدالت اصل و قاعده شد، از ظرف یک مورد خارج و به عنوان اصل حاکم خواهد شد. 3)نکته مهم دیگر در توسعه عدالت، فراگیری عدالت از مذهب و دین و عقیده است. بنابر حدیثی از امام علی بن حسین (ع) نقل میکند که ابیمالک میگوید، به آن حضرت از عصاره و گوهر همه معارف دین و تمام ادیان و آنچه که میتواند همه آداب دین در آن متمرکز باشد، پرسیدم، حضرت فرمود: «قولُ الحَقِ و الحُکمُ بالعدلِ و الوَفاءُ بالعَهدِ، فَهذهِ جَمیع شرایع الدین».[2] فرمود: سخن حق، حکمرانی و قضاوت به عدل و وفای به عهد و این تمام شرایع دین است. یعنی نُسک و شرایع به خاطر این اصول جعل میشود. سخنان امام علی در دو بخش است، یکی بیان همین اصول کلی است و یکی تطبیق آن.
البته بسیاری از سخنان امام علی سخنان بسیار کلی است. اصول کلی که هیچگاه کهنه و میرا نمی شود. برفرض که برخی از مسائل آن در تطبیق با جزئیات با مناسبات امروز سازگاری نداشته باشد، راه حل حفظ کلیات عدالت است. زیرا اگر چیزی با عدالت در فهم جامعه سازگار نباشد، امروز عادلانه نیست. هرچند در آن زمان عادلانه بوده باشد.
آیا نگاه امام علی (ع) به عدالت را میتوان الگویی برای مقابله با فساد ساختاری در جوامع امروز دانست؟ چگونه؟
فساد ساختاری برآمده از حکمرانی غلط و ناکارآمد است
فساد ساختاری برآمده از حکمرانی غلط و ناکارآمد است. وقتی دولتی سوء و مستبد و دیکتاتوری در آن حکومت شکل گرفت، فساد ساختاری در نهاد آن قرار میگیرد. در روایتی از پیامبر گرامی آمده است: «ما أخافُ عَلی امَّتِی الفَقرَ و لکِن أخافُ عَلَیهِم سوءَ التَّدبیرِ»[3] من بر امتم از فقر نمیترسم، از سوء تدبیر آنان که باعث نهادینه شدن فقر خواهد شد میترسم. تا عدالت نباشد، فقر، محرومیت، تبعیض و کینه و موضعگیری اغنیا و فقرا وجود خواهد داشت و تا این وضع باشد، تنش و درگیری و ناآرامی هم وجود خواهد داشت. ازاینرو در برخى از روایات از آن تعبیر به سپر نگهدارنده: «جُنَةٌ واقیة» و بهشت جاویدان: «جَنَةٌ باقیة» شده است.[4]
توسعه معنویت در کنار توسعه اقتصادی، سیاسی، در جامعه آباد، آزاد، شکوفا و پویا تحقق میپذیرد و چنین جامعهای در نظام عدالتجویانه در ابعاد مختلف آن شکل میگیرد، به همین دلیل در راستای هدف انبیا و نبودنش در تضاد با برنامه آنان است که در آیات فراوان به آن تأکید شده است.
* چگونه میتوان آموزههای عدالتطلبانه امام علی (ع) را به عنوان مبنایی برای مقابله با تبعیضهای جنسیتی، نژادی، و طبقاتی بهکار برد؟
مقصود از عدالت، انصاف است
یکی از اقتضائات عدالت یکسان نگری در پيش قرآن بنده و مولا يکى است، بوريا و مسند ديبا يکى است(کليات اقبال لاهورى، ص 73) بر طبق روایتی از امام علی (ع) بهقرار دادن هر چیزی در جایهای خود معنا کرده است: «الْعَدْلُ یضَعُ الْأُمُورَ مَوَاضِعَهَا»[5]؛ در تعریف دیگر، عدالت، اعطای حق هر صاحب حقی بهحق است: «إعطاءُ کُلُ ذِی حَقٍ حَقُه»[6]. درحدیثی از امام على علیهالسلام که در تفسیر: «إِنَّ اللَّهَ یأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ»(نحل:90) فرمود: «العَدلُ الإنصافُ، و الإحسانُ التَّفَضُّلُ[7]» مقصود از عدالت، انصاف است. همچنین عدل، موازنه و تعادل میان اشیا و کارها عدالت را گویند: «الموازنة بین الاشیاء»[8]. امام علی در جایی دلیل توزیع عادلانه را بر اساس همین معیار معرفی میکند: «وَ أَعْطَیتُ كَمَا كَانَ رسولالله (صلی الله علیه وآله وسلم) یعْطِی بِالسَّوِیةِ وَ لَمْ أَجْعَلْهَا دُولَةً بَینَ الْأَغْنِیاء».[9] اموال را همانگونه که روش پیامبر بود، به مساوات میان مردم تقسیم کردم و نگذاشتم که ثروت در دست گروهی دست به دست بشود.
آیا میتوان عدالت امام علی (ع) را بهعنوان مدلی برای سیاستهای پیشرفته جهانی در مقابله با بحرانهایی مانند فقر و مهاجرت بهکار گرفت؟
هیچ ساز و کاری بسان عدالت نمیتواند جامعه را آباد سازد
در این باره از امام علی (ع) منقول است که فرمود: «ما عُمِرَّتَ البُلدان بِمثلِ العَدل»[10] «هیچ ساز و کاری بسان عدالت نمیتواند جامعه را آباد سازد.» اگر مردمی احساس کنند که این حکومت از آنان است و خودشان آن را ایجاد کرده و کسی به آنها تحمیل نمیکند و زور نمیگوید، تقلب نمیکند، دروغ نمی گوید، می خواهد عدالت را اجرا کند، با او همکاری می کنند، مالیات میپردازند از اموال آن حراست میکنند، در کار دولتی وجدان اخلاقی نشان میدهند و گر نه نافرمانی مدنی میکنند، به این حکومت مانند خودش دروغ میگویند و از قانون فرار میکنند.
در جامعه فرصتهای رشد و توسعه بایستی برای همه افراد آن جامعه باید فراهم کرد و همه باید بتوانند عقیده خود را بیان کنند.
قلب ها جز با عدل نظم و نسق و پیوستگى پیدا نمى كند.
امام علی (ع) فرمود: «فِی العدلِ الإقتداء بسنة الله و ثُبات الدُول»[11] «عدالت پیروی از قانونهای الهی و مایة استواری دولتها میباشد». امام علی به نظام عادلانه تأکید دارد. سیاستی که در همه جا گسترش پیدا کند و مدار قانونی آن بر التزام به همسانی و یگانگی و تساوی حقوقی باشد. اصولا رانت ویژه خواری خودی با ناخودی، متعهد و غیر متعهد، با عنوان احسان و گویا تشویق افراد متصل به قدرت و پاداش خدمات آن به حکومت تشکیل می گیرد، در صورتی که در روایتی از امام در مقایسه میان عدل و جُود، عدل ترجیح داده شده است: «وَ سُئِلَ علی ع [أَیمَا] أَیهُمَا أَفْضَلُ الْعَدْلُ أَوِ الْجُودُ فَقَالَ ع الْعَدْلُ یضَعُ الْأُمُورَ مَوَاضِعَهَا وَ الْجُودُ یخْرِجُهَا مِنْ جِهَتِهَا وَ الْعَدْلُ سَائِسٌ عَامٌّ وَ الْجُودُ عَارِضٌ خَاصٌّ، فَالْعَدْلُ أَشْرَفُهُمَا وَ أَفْضَلُهُمَا»[12]. از آن امام «ع» پرسیدند: از عدل (دادگرى) وجود (بخشندگى) كدام بهتر است؟ فرمود: عدالت هر چیز را در جاى خود مى نهد، و وجود هر چیز را به مصرف خود مى رساند. عدالت تدبیركننده اى است به سود همگان، و جود امرى است خاص. پس عدل شریف تر و با فضیلت تر است. چه عدالت هم مایه تسكین آرامش دادن به قلوب است و هم سبب تنسیق و تنظیم و هماهنگ ساختن و در یك خط قرار دادن دلهاست. قلب ها جز با عدل نظم و نسق و پیوستگى پیدا نمى كند.
* چگونه میتوان آموزههای عدالت امام علی (ع) را به زبان مدرن و در قالب مفاهیمی مانند عدالت اقلیمی، حقوق دیجیتال، یا توزیع عادلانه منابع بازتعریف کرد؟
از امام علی «ع» نقل شده که فرمودند: «الرّعیة سوادٌ یُستَعبِدهُم العدل».[13] مردم، توده هایى اند كه اجراى عدالت آنان را به فرمانبردارى وا مى دارد. و این تعلیم به سهم خود دلیل است بر اینكه ستمگرى، مردمان را به گردنكشى و نافرمانى برمى انگیزد. در روایت دیگری از آن حضرت آمده: «خَیرُ السّیاسات العدل».[14] نیكوترین سیاست ها اجراى عدالت است.
امام به مالک می نویسد: «وَإِنَّ أَفْضَلَ قُرَّةِ عَيْنِ الْوُلاَةِ اسْتِقَامَةُ الْعَدْلِ فِي الْبِلاَدِ، وَظُهُورُ مَوَدَّةِ الرَّعِيَّةِ. و همانا برترين روشنى چشم زمامداران، برقرارى عدل در شهرها و آشكار شدن محبّت مردم نسبت به آنان است.
«فَإِنَّ الْعُمْرَانَ مُحْتَمِلٌ مَا حَمَّلْتَهُ، وَإِنَّمَا يُؤْتَى خَرَابُ الاْرْضِ مِنْ إِعْوَازِ أَهْلِهَا، عمران و آبادى، قدرت تحمّل مردم را زياد مى كند. همانا ويرانى زمين به جهت تنگدستى كشاورزان است،
در باره استقلال و عدالت محوری دستگاه قضائی حضرت می فرماید: «لَنْ تُقَدَّسَ أُمَّةٌ لاَ يُؤْخَذُ لِلضَّعِيفِ فِيهَا حَقُّهُ مِنَ الْقَوِيِّ غَيْرَ مُتَتَعْتِع». من از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بارها شنيدم كه مى فرمود: «ملّتى كه حق ناتوانان را از زورمندان، بى اضطراب و بهانه اى باز نستاند، رستگار نخواهد شد.
[1]. آمدی، غررالحکم» ص103.
[2]. صدوق، خصال، ج 1، ص 130، با ترجمه محمد باقر کمرهای، تهران، اسلامیه، ط 4، 1376 ق.
[3]. ابن ابی جمهور احسائی، عوالی اللآلی، ج 4، ص 39.
.[4]. مجلسى، بحارالانوار، ج 74، ص 265.
[5]. سید رضی، نهج البلاغه. حکمت 429: وَ سُئِلَ علیهالسلام: أَیهُمَا أَفْضَلُ الْعَدْلُ أَوِ الْجُودُ؟ فَقَالَ علیهالسلام: «الْعَدْلُ یضَعُ الْأُمُورَ مَوَاضِعَهَا وَ الْجُودُ یخْرِجُهَا عَنْ جِهَتِهَا وَ الْعَدْلُ سَائِسٌ عَامٌّ وَ الْجُودُ عَارِضٌ خَاصٌّ فَالْعَدْلُ أَشْرَفُهُمَا وَ أَفْضَلُهُمَا».
[6]. مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 8 ، ص 55.
[7] . سید رضی، نهج البلاغة : حکمة ۲۳۱.
[8]. فیروزآبادی، محمد بن یعقوب، القاموسالمحیط، ج4، ص20. ملاصالح مازندرانی به مناسبت این جمله امام باقر در ضرورت تساوی این گونه معنا میکند: «قوله (قال يقسم بينهم بالسوية ويعدل في الرعية) أي حق الرعية على الإمام أن يقسم الفيء بينهم بالسوية (1) لا يفرق بين الشريف والوضيع كما فعل أمير المؤمنين (عليه السلام) في خلافته على خلاف ما فعله الثلاثة حتى أنه أعطى عمارا وعتيقه وطلحة والزبير على السواء فغضب طلحة والزبير ونكثا البيعة ورجعا عن الحق. وأن يعدل بين الرعية في التأديب والتعليم والتقسيم والتحديد والنصيحة وفي جميع الأمور ولا يجوز فيهم; إذ بذلك يحصل صلاح الدنيا والدين ويتم نظام الألفة والاجتماع والتودد والعزة، وبخلافه يظهر معالم الجور والفساد ويفشو أسباب الظلم والعناد»(شرح أصول الكافي، محمد صالح المازندراني، ج ٧، ص ٢٢)
[9]. کافی، ج 8، ص 60-61.
[10]. آمدی، غررالحکم، حدیث 5592.
[11]. نوری، میرزا حسین، مستدرک الوسائل، ج11، ص220.
[12] . نهجالبلاغه،
[13]. آمدشی، غرر الحکم» ص 103.
[14]. آمدی، غرر الحکم»، ص 171.











