شفقنا- اعظم حاتمی؛ استاد حوزه علمیه گفت: در دعواهای حزبی و گروهی و جناحی، اگر مبلغ بخواهد وارد شود، قطعاً این آسیب میزند و اثربخشی سخن مبلغ را کم میکند. اینکه مثلاً در انتخابات به نفع کسی که برای مجلس کاندیدا شده، وارد شود و علیه دیگری موضعگیری کند، این به صلاح نیست. البته هر کسی به عنوان یک شهروند میتواند اظهار نظر کند و گرایشی داشته باشد، اما اینکه مثلاً پیروزی یک شخص یا یک فردی را (که همه اینها از آن فیلترهای قانونی رد شدهاند) مساوی با پیروزی اسلام بداند و شکست کسی را مساوی با شکست اسلام قلمداد کند، این آثار نامطلوب میگذارد.
گفت وگوی تفصیلی خبرنگار شفقنا با آیت الله سید مجتبی نورمفیدی، رئیس پژوهشگاه مطالعات فقه معاصر، عضو هیأت امناء و هیأت مدیره مرکز فقهی ائمه اطهار (ع) و رئیس هیات امنای چند مدرسه علمیه در گرگان را در ادامه بخوانید:

ضمن تشکر از جنابعالی به خاطر وقتی که در اختیار ما قرار دادید، لطفاً بفرمایید ارزیابی شما از تربیت مبلغ در حوزههای علمیه کشور چیست و نقاط ضعف و قوت این برنامه کدام است؟
بسم الله الرحمن الرحیم، من مقدمتاً عرض کنم که اساساً هدف از تأسیس حوزههای علمیه، انسانسازی و تربیت عالمان دین و مروجان شریعت است. در واقع رسالت اصلی حوزههای علمیه همان رسالت انبیا است و به همین جهت آنها به عنوان وارثان انبیاء معرفی شدهاند. بر این اساس شأن حوزه، شأن هدایت و تبلیغ دین است. طبیعتاً تبلیغ دین مقدماتی لازم دارد و مهمترین آن این است که محصلین حوزههای علمیه، هم از نظر علمی و هم از نظر عملی به مراتب عالیه دست پیدا کنند؛ هم معارف و آگاهیهای خودشان را نسبت به دین بالا ببرند و هم از نظر عملی، تهذیب نفس و مراقبت و تقوا، داشته باشند؛ بدیهی است این باعث میشود تأثیر و نفوذ کلامشان در مخاطبین بیشتر شود. خداوند در قرآن میفرماید: «الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَیَخْشَوْنَهُ وَلَا یَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ»، بنابراین مسئله تبلیغ از سوی خداوند به عنوان یک وظیفه و مسئولیت خطیر برای انبیاء الهی در نظر گرفته شده است. لذا مسئله تبلیغ از شئون اصلی انبیا است و وظیفه اصلی حوزهها، تبلیغ دین است.
در روایات هم درباره تبلیغ تأکید فراوان شده است. پیامبر(ص) میفرماید: تبلیغ و هدایت انسان، برتر است از آن چیزی که خورشید بر آن طلوع و غروب میکند. امام صادق(ع) میفرماید: «وجود مبلغان دین مایه احیاء و زنده شدن دین و آثار امامت و فقدان آنها موجب نابودی دین است»؛ لذا باید توجه داشته باشیم که مسئله تبلیغ یک مسئله بسیار با اهمیت است. امام راحل عظیم الشأن(ره) میفرماید: «هیچ عالم و روحانی نباید تبلیغ و منبر رفتن برای پند و موعظه را مغایر با مقام علمی تصور و تلقی کند». اینها همه اهمیت تبلیغ را میرساند.
به هرحال اینکه در حوزه یک برنامهای گذاشتهاند برای تربیت مبلغ، این فینفسه کار ارزشمندی است و همگان باید با ملاحظه این اهمیت، به این مسئله توجه کنند. اینکه دستاندرکاران یک برنامه بدانند چه مسئولیت خطیری بر عهده آنهاست، این مهمترین نکته است. علاوه بر این، مهمترین مسئله در این رابطه این است که مبلغان باید به درستی با حقیقت دین آشنا شوند. یعنی آموزشهای جامع و دقیق برای مبلغان لازم است. گمان نشود هر کسی که دو سه سال دروس حوزه را خوانده، میتواند مبلغ خوبی باشد و این برای تبلیغ کافی است؛ مبلغین باید حتماً با یک سری امور در ابعاد مختلف آشنا شوند. در درجه اول باید سطح قابل قبولی از معارف دینی را فرا بگیرند؛ چه در فقه، چه در کلام، چه در سیره، چه در تفسیر؛ در عین حال از نظر عملی هم صلاحیتهای لازم را کسب کنند. دستاندرکاران امر تبلیغ و کسانی که این برنامه را اجرا میکنند، توجه داشته باشند که این کار را دستکم نگیرند و آموزشهای لازم به آنها داده شود. این از جهت فراهم کردن مقتضی و بسترهای لازم برای امر تبلیغ بود.
در کنار اینها باید به برخی تخصصها هم توجه شود که با ملاحظه آنها توفیق مبلغان بیشتر میشود؛ مسئله مخاطب شناسی، زمانشناسی، درک شرایط زمانی و مکانی، اینها همه مسائلی است که توجه به آنها لازم است. حتی مناطق جغرافیایی مختلف، اقتضائات متفاوتی دارد؛ مثلاً در یک منطقهای که جمعیتی از مسلمانان شیعه و سنی در کنار هم زندگی میکنند، با یک منطقهای که سکنه آن شیعهنشین هستند، اقتضائات مختلفی دارد. یا فرض بفرمایید منطقهای که سطح آگاهیهای مردم آن بالاتر است، پرسشها و شائبهها و شبهات متفاوت است با منطقهای که سطح آگاهیها پایینتر است و سؤالات بسیطتری دارند. لذا بسیاری از امور باید با هم ملاحظه شود تا به معنای واقعی کلمه بتوان مبلغ تربیت کرد. برای این منظور از همان ابتدا باید علاوه بر دورههای عمومی، دورههای تخصصی برگزار شود و معلوم گردد که این مبلغ برای چه منطقهای و برای چه مخاطبی تربیت میشود. متأسفانه گاهی دیده میشود که عدم رعایت این مسئله مشکلاتی ایجاد میکند.
به نظر حضرتعالی آیا دروس فعلی جوابگوی نیازها در عرصه تبلیغ است؟ چه پیشنهادی در زمینه الحاق یا بازنگری دروس مربوط به تبلیغ دارید؟
از پاسخ به سؤال قبلی تا حدودی جواب این سؤال مشخص میشود. اما به نظر میرسد دروس فعلی حوزهها شرط لازم است اما کافی نیست؛ کسی که میخواهد وارد عرصه تبلیغ شود، باید قدرت استفاده از منابع و متون دینی را داشته باشد. طبیعتاً این نیازمند ادبیات، منطق، اصول، فقه، کلام و… در یک حدی است؛ اما این شرط لازم است، ولی کافی نیست؛ لذا باید برخی دروس در نظر گرفته شود، مثل روانشناسی، جامعهشناسی، مردمشناسی؛ به هرحال نوع ارتباط و تعامل و مواجهه با مردم، نیازمند برخی آگاهیها و اطلاعات است. امروز در دنیا مسئله تبلیغ اهمیت فوقالعادهای پیدا کرده است. فرق نمیکند، چه تبلیغ برای یک کالای مصرفی باشد یا تبلیغ برای یک کالای فرهنگی. الان در دنیا برای تبلیغ کالاها و تولیدات فرهنگی، از ابزارهای بسیار پیشرفته و روشها و متدهای جدید استفاده میکنند و برنامهریزی بلندمدت دارند. تبلیغ چند لایه شده است و مرحله به مرحله مخاطب را به سوی اهداف خود پیش میبرند. امروز دیگر تبلیغ مستقیم و دفعی جای خود را به تبلیغ غیرمستقیم و تدریجی داده است. بنابراین مبلغ باید با این فنون و هنرها آشنا شود؛ چون آنها با این روشها دارند در دنیا تلاش میکنند و فرهنگشان را بسط و توسعه میدهند. ما نباید در مقابل هجوم فرهنگی بیگانگان حالت تدافعی پیدا کنیم، بلکه باید با این مواد ارزشمندی که در معدن معارف دینی و در دریای اخلاق الهی داریم، بتوانیم با بهترین ابزارها، با کیفیتترین محصولات دینی و فرهنگی را تولید کنیم و ارائه بدهیم. لذا حتماً نیازمند بهرهگیری از نظرات کارشناسان متخصص در این عرصه و تهیه مواد درسی متناسب هستیم.
به نظر حضرتعالی در تربیت مبلغ باید به چه نکاتی توجه کرد؟
علاوه بر نکاتی که اشاره کردم، باید به علایق و سلیقههای کسانی که میخواهند در این عرصه وارد شوند، توجه شود؛ مبلغ باید انگیزه و علاقه به این کار داشته باشد. همچنین بر تقویت جهات علمی تأکید دارم؛ گاهی احساس میشود که در رابطه با تبلیغ و مبلغان به این جهت کمتر توجه میشود و بعضاً کسانی برای این منظور در نظر گرفته میشوند که آمادگی علمی لازم را ندارند. لذا سطح علمی مبلغان باید خیلی مورد توجه قرار بگیرد.
نکته دیگر که به نظر میرسد باید با نگاه ویژه و در قالب یک سری آموزشها به مبلغان تعلیم داده شود، این است که مبلغان مجموعه معارف دینی را به صورت یک منظومه ببینند تا بتوانند یک تصویر جامع و کاملی از دین به مردم ارائه بدهند. متأسفانه گاهی میبینیم که مبلغان و کسانی که اهل منبر و تبلیغ هستند، یک روایت یا حدیثی را بیان میکنند که نقل آن به تنهایی نمیتواند تصویر کاملی از دین ارائه بدهد، بلکه موجب شکلگیری برخی شبهات میشود. روایات ما باید با هم دیده شوند. وقتی مبلغ میخواهد یک روایتی نقل کند، باید در آن دقت نماید که خدای نکرده نقل آن بدون ملاحظه سایر روایات و بدون تفسیر صحیح، مشکل ایجاد نکند؛ مثلاً یک اصل اعتقادی مسلّم را زیر سؤال نبرد. چون گاهی نقل یک روایت با قطع نظر از جهات دیگر، نهتنها شبهه را زائل نمیکند بلکه خودش مولد شبهات متعددی میشود؛ حتی ممکن است منجر به سوءاستفاده شود و زمینه را برای بهرهبرداری مخالفان دین فراهم کند. این مهم است که به مبلغان یک خوراک فکری صحیح بدهیم. اگر این آمادگی را داشته باشند، خیلی سازنده است. باید روی این نکته تأکید شود که وقتی میخواهند یک مطلبی را به دین یا ائمه دین(ع) منتسب کنند، اولا متقن باشد و مستند به منابع معتبر؛ نه اینکه صرفاً بر اساس شنیدههای بیاساس آن را نقل کنند. ثانیاً، آنچه هم از منابع معتبر نقل میشود، باعث ارائه یک تصویر کاریکاتوری از دین نشود. الان در فضای مجازی کم نیست مطالبی که از منبرها و سخنرانیها منتشر میشود و با این مشکلات مواجه است. متأسفانه گاهی میبینیم یک روایتی را نقل میکنند و تفسیر نادرست میکنند؛ روشن است که این نهتنها کمکی به جذب مردم به دین نمیکند بلکه باعث دور شدن و گریز میشود. لذا این مسئلهای است که باید بسیار در آن دقت کرد. مطالب در این رابطه زیاد است.
نکته دیگر اینکه این آموزشها استمرار داشته باشد؛ کسی فکر نکند که میتواند به همان داشتههای پیشین اکتفا کند و معلومات خودش را به روز نکند.
رعایت این نکات بسیار مهم است؛ ولی بعضاً این امور ملاحظه نشده است. قبلاً برنامههایی برای این منظور بوده و مدارسی را تحت عنوان «سفیران هدایت» تأسیس کردهاند که هدف آنها تربیت مبلغ بود، اما آن برنامه اشکالات بسیار جدی داشت؛ یعنی کسانی جذب شدند به گمان اینکه چند سال آموزش ببینند و وارد عرصه تبلیغ شوند، متأسفانه خروجیهای اینها کسانی بودند که آمادگی لازم را نداشتند، دانش لازم را نداشتند و گرفتاریهایی را هم ایجاد کردند. من البته نیازها را درک میکنم و کسانی که این برنامه را ریختند با توجه به کمبودهایی که وجود داشت قصدشان این بود که زودتر این عرصه را پر کنند. اما ثمره و نتیجه آن، چندان خوشایند نبود. لذا باید روی پایههای علمی و فکری مبلغان توجه و کار شود، به ضمیمه آن مسائلی که اشاره کردم.
از نظر حضرتعالی اصول اخلاقی در تربیت مبلغ چیست؟
این سؤال یک مقداری ابهام دارد؛ شاید منظور اصول اخلاقی است که مبلغان باید با آن انس بگیرند و به کارشان میآید. اساس و پایه کار مبلغ، اخلاق است؛ «کُونُوا دُعَاهَ النَّاسِ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِکُمْ». خود مبلغ باید در حد مقدور تجسم اخلاق باشد؛ حسن رفتار و حسن سلوک با مردم، تواضع و فروتنی، صبر و حوصله، سعه صدر، اینها از ابزارهای مورد نیاز یک مبلغ است؛ و اگر مبلغ کمحوصله باشد و صبور نباشد، مسلماً نمیتواند نتیجه بگیرد. اگر مبلغی سعه صدر نداشته باشد، نگاه او به مخاطبان و پرسشگران و کسانی که به او مراجعه میکنند یا صدای او را میشنوند، یک نگاه پدرانه نباشد نمیتواند موفق شود. یعنی همانطور که یک پدر نسبت به فرزند با دلسوزی و نگرانی و در عین حال همراه با محبت رفتار میکند، مبلغ باید با مردم همچون پدر باشد که با دلسوزی و نگرانی، حتی با خطاهای او دلسوزانه و پدرانه برخورد کند. اگر فرزند خطا کند، آیا پدر او را طرد میکند یا از نگرانی شب خوابش نمیبرد و به طرق مختلف میخواهد او را از این راه باز گرداند؟ این حالت باید در مبلغین قوی شود؛ مبلغ فقط این نیست که پشت تریبون برود و سخنش را بگوید و پایین بیاید و بعد به دنبال کارش برود؛ مبلغ باید مثل پدر دائماً رفتار و کارهای مردم را دلسوزانه پیگیری کند؛ هر جا نیاز به کمک و مشورت و مساعدت فکری و راهنمایی است، دریغ نکند. در این رابطه مطلبی که خیلی مهم است، این است که به مسائل مادی توجه چندانی نداشته باشد؛ یعنی اصل برای او رسالتی باشد که به عهده دارد. من نمیگویم که این ارتباط قطع شود؛ بالاخره مردم همیشه نشان دادهاند که قدردان زحمات مبلغان هستند، اما مبلغان باید تلاش کنند که اولویت آنها رفع نیازهای مناطق باشد؛ هر کجا نیاز بیشتری هست، حضور پیدا کنند و کمک کنند. خلاصه با مهر و محبت برخورد کنند، همانگونه که پیامبر(ص) برخورد میکرد که واقعاً از شدت غصه برای مردم، نزدیک بود قالب تهی کند. ما باید یک چنین حس و حالی نسبت به مردم و کسانی که مخاطب ما هستند، داشته باشیم.
چه توصیهای به مبلغانی دارید که در ایام فاطمیه اعزام میشوند؟
توصیه اصلی من این است که از این ایام و فرصتها برای معرفی شخصیت والای حضرت زهرا(س) نهایت استفاده را ببرند. بیان مظلومیتها و مصائب آن حضرت لازم است؛ اما در کنار آن، ذکر مناقب فاطمه زهرا(س) باید مورد توجه قرار بگیرد. امروز دنیا نیازمند حضرت زهرا(س) است؛ نسل جوان و امروزیِ ما نیازمند آن شخصیت است. فضیلتهایی که در آن حضرت وجود دارد، آنقدر ارزشمند و جذاب است که بتواند به عنوان اسوه و الگو برای مردم در هر جامعهای و در هر قشری قرار گیرد. این شخصیت آنقدر عظمت دارد که اگر درست معرفی شود، حتی بتواند غیرمسلمان را جذب کند. اینکه ما این شخصیت را منحصر به شیعیان کنیم و راه را برای دیگران ببندیم، کار درستی نیست. در این ایام باید این اقیانوس بیکران ارزشهای الهی و انسانی، این دریای بیپایان فضیلت، معرفی شود. زهرای مرضیه(س) میتواند برای هر قوم و هر قشر و هر طبقهای با هر عقیدهای، حتی آنهایی که به خدا اعتقاد ندارند، الگو شود. البته این خودش یک دریچهای برای حرکت به سمت خداوند و توحید است. ما باید از این فرصت برای معرفی این شخصیت نهایت استفاده را ببریم. قهراً این مقصد نیازمند مقدماتی است؛ ما باید به آگاهیهای خودمان نسبت به حضرت زهرا(س) عمق بیشتری ببخشیم و آنها را در قالبهای موردپسند دنیای امروز و نسل امروز، به مردم ارائه بدهیم.
این دیدگاه وجود دارد که پرهیز مبلغان مذهبی از ورود به مجادلات حزبی و موضعگیریها، له یا علیه گروهها و جریانات حزبی در منابر مذهبی، در بلندمدت به صلاح مذهب و مبلغان است. نظر شما درباره این دیدگاه چیست و تا چه اندازه مبلغان ورود کنند و این رویکرد را چگونه رعایت کنند؟
ما بین دو مسئله باید تفکیک کنیم؛ یک نگاه این است که به طور کلی مبلغان فقط به نقل حدیث و تفسیر آیه بپردازند و به فعل و انفعالات و تحولات و تطورات زمانه خودشان کاری نداشته باشند؛ به اصطلاح اساساً وارد سیاست نشوند. این نگاه به نظر من نادرست است؛ اینکه به طور کلی یک عالم دینی یا مبلغ دین، به مسائلی که پیرامون او اتفاق میافتد کاری نداشته باشد، این قطعاً مطلوب نیست. ما چگونه میتوانیم مثلاً نسبت به جنایات اسرائیل و مظلومیت مردم فلسطین و لبنان و غزه بیتفاوت باشیم و به نقشهها و توطئهها و دسیسههایی که مخالفان دین، طواغیت و استکبار جهانی علیه مسلمین دارند، بیتوجه باشیم؟ ما چطور میتوانیم نسبت به نقشههایی که دشمنان برای غارت منابع مسلمین، برای اختلافانگیزی و تفرقه دارند، بیمسئولیت باشیم؟ این به معنای آن است که ما راه را برای دشمنان اهلبیت(ع) و برای دشمنان خدا و قرآن باز بگذاریم که آنها هر کاری میخواهند انجام بدهند و ما هم کار خودمان را بکنیم. این دیدگاه قطعاً مورد نظر اهلبیت(ع) نیست.
اما اینکه در امر تبلیغ دین، منبر و تبلیغ و سخنرانی را وسیلهای قرار بدهیم برای اینکه مثلاً یک شخص یا یک حزب غلبه کند یا مغلوب شود، در باندبازیها و جناحبازیها وارد شویم، من با این موافق نیستم. اینکه در مسائل اصلی که ذکر کردم، نباید بیتفاوت بود؛ نهتنها وظیفه مبلغ دین، بلکه وظیفه هر مسلمانی است و هیچ تردیدی در این نیست. اما در دعواهای حزبی و گروهی و جناحی، اگر مبلغ بخواهد وارد شود، قطعاً این آسیب میزند و اثربخشی سخن مبلغ را کم میکند. اینکه مثلاً در انتخابات به نفع کسی که برای مجلس کاندیدا شده، وارد شود و علیه دیگری موضعگیری کند، این به صلاح نیست. البته هر کسی به عنوان یک شهروند میتواند اظهار نظر کند و گرایشی داشته باشد، اما اینکه مثلاً پیروزی یک شخص یا یک فردی را (که همه اینها از آن فیلترهای قانونی رد شدهاند) مساوی با پیروزی اسلام بداند و شکست کسی را مساوی با شکست اسلام قلمداد کند، این آثار نامطلوب میگذارد؛ باید توجه کرد که به یک معنا مبلغ باید سیاسی باشد و به یک معنا مبلغ نباید سیاسی باشد. به معنای اول که گفتم، باید باشد اما به معنای دوم معتقدم که اینها نمیتواند کمک کند بلکه آسیبهای جدی میرساند.
خیلی ممنون و متشکر که این فرصت را در اختیار ما قرار دادید. از بیانات حضرتعالی استفاده کردیم.











