امروز : جمعه 21آذرماه 1404 | ساعت : 13 : 44

آخرین اخبار

بازی‌های پاراآسیایی جوانان | کسب بیست مدال برای پاراوزنه‌برداری ایران

شفقنا - نتیجه تلاش ملی‌پوش پاراوزنه‌برداری در بازی‌های پاراآسیایی...

طوفان در غزه 12 ساختمان را فرو ریخت

شفقنا- نوار غزه در حالی که همچنان زیر سایه...

دیدار روسای جمهور ایران و روسیه در عشق آباد

شفقنا- روسای جمهور ایران و روسیه در حاشیه اجلاس...

ترکیه: تغییری در مورد خرید سامانه موشکی S-400 روسیه رخ نداده است

شفقنا- ترکیه می‌گوید در میانه مذاکرات آمریکا درباره اف-۳۵،...

مجارستان: ترامپ «افول تمدنی» اروپا را درک می‌کند

شفقنا - ویکتور اوربان، نخست وزیر مجارستان، گفت دونالد...

توافق گاز اسرائیل و مصر؛ صادرات ۱۳۰ میلیارد متر مکعب به ارزش ۳۵ میلیارد...

شفقنا- روزنامه اقتصادی «گلوبس» گزارش داد که توافق نهایی...

واژگونی اتوبوس در محور سرچم ـ اردبیل ۲۳ مصدوم بر جای گذاشت

شفقنا- سخنگوی اورژانس آذربایجان‌شرقی از واژگونی یک دستگاه اتوبوس...

اسامی ۱۷ نفر مصدوم در حادثه واژگونی اتوبوس تهران-یاسوج اعلام شد

شفقنا- مدیرکل مدیریت بحران استانداری کهگیلویه و بویراحمد اسامی...

وزرای امور خارجه ایران و پاکستان دیدار کردند

شفقنا- وزیر امور خارجه با همتای پاکستانی خود دیدار...

سازمان بهداشت جهانی: واکسن‌ها باعث اوتیسم نمی‌شوند

شفقنا- سازمان بهداشت جهانی اعلام کرد: هیچ واکسنی باعث...

رئیس کمیسیون اروپا خطاب به ترامپ: در دموکراسی اروپا دخالت نکن

شفقنا - رئیس کمیسیون اروپا روز پنج‌شنبه گفت دونالد...

استاد هادی سروش: چرا مخالفین در مقابل فاطمه(س) صف کشیده اند و شبهه آفرینی...

شفقنا- استاد هادی سروش بیان کرد: حضرت فاطمه زهرا‌(سلام‌الله‌علیها)...

ترامپ رکورد تاریخی پرحرفی در کاخ سفید را شکست

شفقنا- گزارش رسمی کاخ سفید نشان می‌دهد دونالد ترامپ...

پارلمان اتریش ممنوعیت حجاب در مدارس را تصویب کرد

شفقنا- پارلمان اتریش با تصویب قانونی جنجالی، پوشیدن حجاب...

ترامپ: همه در اوکراین به جز زلنسکی عاشق طرح صلح من هستند

شفقنا - دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، مدعی شد...

چگونه راحت زندگی کنیم(3) پای درس جامع السعادات نراقی(ره)

شفقنا-  حجت الاسلام مجتبی لطفی در  بخش سوم نوشتار خود با عنوان «چگونه راحت زندگی کنیم؟ / پای درس جامع السعادات نراقی(ره) این گونه آورده است:

رذیلة دیگرِ متعلق به قوه عاقله، «جهل مرکب» است. جهل مرکب نقطه اشتراکش با جهل بسیط، نادانی است ولی در جهل مرکب انسان نمی‌داند و نمی‌داند که نمی‌داند و به تصور خود، می‌داند، او با اینکه علم ندارد، برخلاف واقع نظر و فتوا می‌دهد با این اعتقاد که عالم است.

جهل مرکب جزو بدترین رذیله­ ها، و معالجه­ اش سخت‌ترین است، چون اگر انسان متوجه مرض خود نباشد و به مرض خود پی نبرد، به دنبال معالجه‌اش نخواهد رفت و این شخصی که خودش را اعلم از دیگران می‌داند و نمی‌توان او را متوجه بی‌سوادی‌اش کرد، مرضش صعب العلاج است. متاسفانه این رذیله گریبان‌گیر برخی از طلاب علوم دینی و دیگر اطبّای علوم روحانی و نفوس است. دچار شده به این گونه از جهل، دچار زیست نابهنجار می شود زیرا به اندوخته خویش که جاهلانه است مباهات می ورزد در حالی که باطلی بیش نیست و او توهم دانایی دارد به همین دلیل چه در زیست فردی و چه جمعی وی اثرگذار خواهد بود.

حضرت عیسی (ع) می‌فرماید: من مریض‌ها، بی‌چشم‌ها، ابرص‌ها و کسانی که دچار پیسی شده‌اند را به اذن خدا شفا دادم و همچنین به اذن خدا مرده را زنده کرده‌ام؛ ولی از معالجه انسان های احمق عاجز هستم.[1]

وقتی از حضرت عیسی(ع) سوال کردند: احمق چه کسی است؟ فرمود: «کسی که به خود و نظرش عجب دارد و رأی و نظر خودش را بالاترین می‌داند. کسی که هر فضیلتی را از آنِ خود می‌داند و باورش نمی شود که ممکن است جهل داشته باشد؛ نسبت به مردم، خودش را صاحب حق می‌داند بدون اینکه مردم بر او حقی داشته باشند و تمام حقوق را به نفع خودش مصادره کرده و علیه خودش چیزی را قائل نیست. این همان انسان احمق است که قابل معالجه نیست».[2]

راه علاج:
همان‌گونه که ذکر شد سرّ معالجه نشدن جاهل مرکب، بزرگ بینی اوست؛ که این البته نشان از کوچکی او می‌کند برای همین است که در روایات گویند: آدم متکبر روز قیامت مانند مورچه ای محشور خواهد شد که زیر دست و پای مردم له می‌شود. متصف به جهل مرکب، توجه و آگاهی به رذیله خویش ندارد و بنابراین حرکتی برای رفع جهل و نادانی خودش انجام نمی‌دهد و سرانجام با همان گمراهی و جهل هلاک می‌شود و با این حال از دنیا می‌رود. اگر بخواهیم جهل او را درمان روحی کنیم باید منشاء جهل را بدانیم:

1. گاه منشاء جهل مرکب کج سلیقه‌گی جاهل به اوست که همیشه سعی می‌کند بر خلاف دیگران نظر بدهد و خودش را اعلم بداند. راه علاج این است که خود یا دیگران، او را وادار و تحریک کنند مسائل استدلالی عمیق و مشکل را حل کند. وقتی وادار شد تا اینگونه مسایل سخت و مشکل را، که نیاز به فکر و درک عمیق دارد حل کند، پی خواهد برد که ممکن است انسان مسائلی را پیش رو داشته باشد که از آنها چیزی نداند مثلاً از او خواسته شود مسائل هندسه را حل کند. تفکر و تعمق در این گونه‌ مسایل استدلالی، موجب و باعث خواهد شد ذهنش مستقیم شود و دریابد حل آنها به این راحتی هم نیست، و باید دقت بیشتری به خرج دهد و پس از اینکه با آنها الفت گرفت می‌فهمد این امکان وجود دارد که او هم به چیزی از واقعیّات و مسلّمات، جاهل و نادان باشد. در این صورت جهل مرکب او تبدیل به جهل بسیط خواهد شد یعنی می ­داند که نمی­ داند، و مقدمه برای فراگیری شده و از این راه می‌توان او را معالجه روحی کرد.

2. گاه صاحب این رذیله در مقام استدلال، اشتباه می‌کند مثلاً صغرا و کبرا را عوضی گرفته است. در اینجا باید او را به اشتباهش واقف کرد و خود را با صاحبان اندیشه که اهل استدلال هستند مقایسه کند و ادله‌ای که با آنها استدلال کرده است، بر قوانین منطقی عرضه کند تا پی به خطای خود برد.

3. گاه منشاء جهل مرکب، تقلید، تعصب و خودخواهی انسان هاست، که هیچ یک بویی از استدلال نبرده‌اند. در این مقام بکوشد تعصب و خودخواهی و تقلید را کنار زده و بفهمد که اینها ملاک استدلال نیست و باید در طریق اظهار نظر، علم و استدلال را که ملاک حقیقی است، به کار برد. گوشزد کردن خطرها و عوارض منفی تعصب، خودخواهی و تقلید کورکورانه هم می ­تواند او را از گرداب جهل مرکب رهایی دهد.
(مجتبی لطفی، برگرفته از شرح آیت الله منتظری بر جامع السعادات)

[1]. مولوی در دفتر سوم از گریختن سراسیمه و باشتاب عیسی (ع) ـ چون شکاری که از دست شیری خونخوار می­ گریزد ـ ، به کوه سخن به میان آورده است چنانکه کسی به گرد او نمی ­رسید و پاسخ علت گریختن خویش را در بدو امر نمی گفت سرانجام در پاسخ:
گفت از احمق گریزانم برو می­رهانم خویش را بندم مشو
پس از آنکه به رخ عیسی(ع) کشیده شد که تو در حالی از احمق می­ گریزی که دم مسیحایی تو کر و کور را شفا می ­دهد و مرده را زنده می­ کنی؟! که عیسی در تصدیق گفت:

کان فسون و اسم اعظم را که من

بر کر و بر کور خواندم شد حسن

برکُه سنگین بخواندم شد شکاف

خِرقه را بدرید بر خود تا بناف

بر تن مُرده بخواندم گشت حی

برسر لا شَی بخواندم گشت شَی

خواندم آن را بر دل احمق به ودّ

صد هزاران بار و درمانی نشد

سنگ خارا گشت وز آن خود برنگشت

ریگ شد کز وی نروید هیچ کشت

عیسی سپس در پاسخ به این پرسش متعجبانه که به چه علت و حکمت درمان دیگران با اسم حق می ­شد ولی علت درمان نشدن احمق چیست؟!

گفت رنج احمقی قَهر خداست

رنج و کوری نیست قهر آن ابتلاست

ابتلا رنجیست کان رحم آورد

احمقی رنجیست کان زخم آورد

آنچ داغ اوست مُهر او کرده است

چاره­ای بر وی نیارد بُرد دست

سپس مولانا در مقام پند و اندرز می ­سراید:

ز احمقان بگریز چون عیسی گریخت

صحبت احمق بسی خون­ها که ریخت

اندک اندک آب را دزدَد هوا

دین چنین دزدد هم احمق از شما

گرمیت را دزدد و سردی دهد

همچو آن کو زیر کون سنگی نهد

 

[2]. بحارالانوار، ج 14، ص 323، از اختصاص شیخ مفید به سندش از ابی ربیع شامی از امام صادق(ع) و هم چنین ج 69، ص 320

اخبار مرتبط

پاسخ دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
نام خود را بنویسید