شفقنا- حجت الاسلام مجتبی لطفی در بخش دوم نوشتار خود با عنوان «چگونه راحت زندگی کنیم؟ / پای درس جامع السعادات نراقی(ره) این گونه آورده است:
از جمله رذائل قوه عاقله نزد اندیشمندان علم اخلاق، «جهل بسیط» است. مبرهن است که یکی از اسباب مهم زیست بد انسان، جهل اوست، جهل به واقعیات جهان هستی، جهل به آنچه او را به پیشرفت مادی و معنوی رهنمون می شود. نادانی نسبت به اسباب زندگی زیبا و مملو از شادی و نشاط چه در مراحل مختلف عروج روح و چه جسم و… .
«جهل» یعنی: «ندانستن، نفهمیدن». «بسیط» یعنی: جهلی که دوچندان نشده، جاهل است و عالم نیست ولی به جهل و نادانیاش اعتراف دارد؛ در مقابل «جهل مرکب»، که صاحب آن خودش را جاهل ندانسته و عالم میداند: « نمیداند و نمیداند که نمیداند».
در اسلام نسبت به علم و دانش از پنج جهت تعمیم داده است که در آینده خواهیم گفت ولی، جهل و نادانی در وهله اول مذموم نیست چون انسان اگر نداند و نفهمد، و به این ندانستن خود اعتقاد و علم داشته باشد، قهراً به دنبال علم و اندیشه خواهد رفت. کمال حقیقی انسان به علم و دانش اوست، انسان بیعلم و معرفت با حیوان تفاوتی ندارد، چون اگر قدرت شهوت و غضب را کمال بداند حیوانات در این دو جنبه از انسان قویترند و امتیاز انسانها از حیوانات به دانش آنهاست:
ای بــرادر تــو همــه انــدیشهای مــابقی تـو استـخوان و ریـشـهای
ریشه هلاکت و سقوط انسانها جهل آنهاست و این چیزی نیست که نیاز به اثبات داشته باشد. قرآن کریم در مقایسه میان حیوان و انسان بیمعرفت، میگوید: «بَل هُم أَضَل»؛ چون ما حیوانات را بدون عقل و شعور میدانیم و اگر عملی انجام میدهند ناشی از عقل و شعور نیست؛ اما انسان که عاقل و دارای شعور است، اگر عملی بر خلاف عقل و اندیشه انجام دهد، از حیواناتی که فاقد عقلاند، بدتر خواهد بود. ریشه بسیاری از معضلات بشری نداشتن عقل و درایت و تدبیر است.
راه علاج:
راه و طریقه علاج رذیله جهل بسیط این است که نفس خود را به چند چیز متذکر شوی:
الف: خدا به تو عقل و قدرت تمییز داده است؛ به همین دلیل آنچه را دلالت بر قبح و بدی جهل میکند، یادآور شوی و بدانی که چه چیزهایي از آثار و تبعات جهل توست، بدانی که جاهل، انسان کاملی نیست؛ گرچه ظاهراً در شمایل انسان جلوه کرده است و مجازاً به او انسان میگویند. چون اگر علم نداشته باشی دیگر خصوصیات و غرائز را حیوانات هم دارند و در مسلک آنها خواهی بود. فضل و برتری انسان بر حیوان، ادراک کلیات و عرفان است، و حیوانات فقط جزئیاتی از غرائز چون آب، علف و بچه خود را درک میکنند. بنابراین اگر انسانی که دارای عقل است در مجاورت مباحث علمی و اندیشمندان باشد اما تا پایان جاهل مانده و بهرهای از معرفت کسب نکند، چه تفاوتی میان اوست با بهائم؟!
ب: علاوه بر عقل، در شریعت مطالب زیادی بر قبح جهل آمده است که آنها را میبایستی انسان جاهل یادآور شود چنانچه: رسول اکرم(ص) فرمودند: «چند گروه بدون حساب و کتاب داخل آتش میشوند بواسطه شش عمل؛ اینها حساب و کتاب ندارند چون حساب و کتاب درباره کسانی است که عملکرد آنها روشن و واضح نباشد اما اینها عملکردشان واضح و روشن است که جهنمیاند». سپس آنها را شمارش فرمود: 1- امیران و حکّام ظالم و جور که از قدرت خود سوء استفاده میکنند. چون ظلم و تعدی اینها آفتابی است و دیگر بررسی نیاز ندارد،2 – بخشی از اعراب بواسطه عصبیت. در تاریخ هم هست که آنان چقدر روی طایفه و عقیده خودشان تعصب داشتند و حاضر نبودند تن به حق دهند. اگر از دری میخواستند عبور کنند و سقف آن کوتاه بود تکبرشان به آنها اجازه نمیداد خم شوند مگر اینکه آن سردر را خراب کنند
3 ـ کدخداهایی که متکبرند، 4 ـ تاجرهایی که خیانت میکنند مثلاً رباخوری میکنند یا از اعتماد مردم در حساب و کتاب سوء استفاده میکنند، 5 ـ و اهل رساتیق به واسطه اینکه دنبال علم و دانش نمیرفتند. رساتیق جمع: رساتق، برگردان فارسی روستا به عربی است. چون در گذشته امکانات فراگیری علم برای آنها نبود خودشان هم دنبال علماندوزی نمیرفتند، 6 – و علما بواسطه حسادت ورزیدن[1]. حسادت در میان علما متأسفانه زیاد است و به همین واسطه بعضی از آنها داخل جهنم میشوند.
ج: آدم جاهل هنگامی که به حقیقت و فضیلت علم، که هم عقل و هم نقل بر آن دلالت میکند، پی برد و میان آثار وجودی و معنوی دانشمندان با افراد جاهل مقایسه کند و به عیان مشاهده کند که چگونه علم اندیشمندان چراغ فروزان حال و آینده جوامع بشری است، خواهی نخواهی غفلت را از خود زایل خواهد کرد و کمر همت خواهد بست و از خواب غفلت که همان جهل است بیدار میشود.
(مجتبی لطفی، برگرفته از شرح آیت الله منتظری بر جامع السعادات)
[1]. بحارالانوار، ج 73، ص 156، ح 1؛ کنزالعمال، ج 16 شماره: 44031، 44369 و مانند همین در وسائل الشیعه، ج 15، ابواب جهاد نفس باب 57، ص 372؛ از حضرت علی نقل شده است.











