شفقنا- بزرگداشت هفتمین سالگرد ارتحال آیت الله هاشمی رفسنجانی با حضور جمع کثیری از ارادتمندان به ایشان و شخصیت هایی چون آیات کریمی جهرمی، هادوی تهرانی، مسعودی خمینی، حجج اسلام والمسلمین سروش محلاتی، عباس کمساری، فاطمه هاشمی، یاسر و محسن هاشمی در بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء برگزار شد.
«قانونگذاری و توسعه و ارتباط آن با آیت الله هاشمی رفسنجانی» موضوع این مراسم بزرگداشت بود که آقای جهانگیری و استاد سید جواد ورعی درباره آن سخنرانی کردند. در دقایق پایانی هم مهندس محسن هاشمی به بیان ضرورت بهره گیری از تجارب آیت الله هاشمی رفسنجانی در اداره کشور پرداخت. همچنین کلیپی از سخنان حضرت آیت الله جوادی آملی درباره شخصیت آیت الله هاشمی رفسنجانی پخش شد.
برای مشاهده تصاویر روی لینک های زیر کلیک کنید:
گزارش تصویری (۱): مراسم گرامیداشت هفتمین سالگرد ارتحال آیت الله هاشمی رفسنجانی
گزارش تصویری (2): مراسم گرامیداشت هفتمین سالگرد ارتحال آیت الله هاشمی رفسنجانی
گزارش شفقنا از این مراسم را در ادامه بخوانید:
جهانگیری: بدون اعتماد اکثریت قاطع ملت ایران نمی توان دست به اصلاحات اقتصادی زد

دکتر اسحاق جهانگیری در مراسم گرامیداشت هفتمین سالگرد ارتحال آیت الله هاشمی رفسنجانی که شامگاه پنجشنبه در بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء برگزار شد، اظهار داشت: دی، ماه غمباری است؛ حداقل در ۵ – ۶ سال اخیر اتفاقات تلخ بزرگی افتاده است که با ارتحال آیت الله هاشمی رفسنجانی شروع شد و سپس شهادت سردار سپهبد سلیمانی بود و بعد هم سقوط هواپیمای اوکراینی و حادثه تروریستی در کرمان که هفته گذشته اتفاق افتاد و جمع زیادی از هموطنان ما به شهادت رسیدند.
وی ادامه داد: بزرگداشت یاد و خاطره مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی به این نیست که بخ.اهیم خاطره یک متفکر یا یک سیاستمدار را برگزار کرده و ادای احترام صرف کنیم بلکه فرصتی برای بازخوانی اندیشه، بینش، اخلاق، منش، آرمان ها، شیوه زیست سیاسی و تجربه های حکمرانی ایشان است.
وی بیان کرد: در این نشست دو مجموعه سئوالات در ارتباط با آیت الله هاشمی قابل طرح است؛ دسته اول سئوالات این است که هاشمی مساله ایران را چه می دانست؟ برای حل آن چه مسیری را پیمود؟ به چه رهیافت هایی رسید و چه نرسید؟ ظرفیت های ایران را در مسیر عبور از بحران ها چه می دانست؟ چه موانعی بر سرراه توسعه ایران می دید؟ توان اصلاح اندیشه و مشی او در راه توسعه ایران چه بود؟ چه درس هایی می توان از هاشمی برای امروز کشور آموخت؟
وی دسته دوم سئوالات را اینگونه مطرح کرد: هاشمی اسلام را چگونه می دید؟ نگاه قرآنی او چه بود؟ نسبت بین تفکر اسلامی و مسائل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را چه می دید؟ از زاویه اسلام به مردم چگونه نگاه می کرد؟ مسائل جامعه (فرادستی، فرودستی، عدالت، زن، مرد، جوان، نخبگان، سنت و تجدد، رابطه با جهان، نظام و انقلاب و….) را چه می دید؟
وی بیان کرد: قاعدتا مجموعه دوم سوالات را بیشتر دوستان آقای هاشمی که در حوزه کار کردند بهتر می توانند به آنها پاسخ دهند و نیاز جامعه امروز ماست که به این سئوالات پاسخ مناسب داده شود و ابهامات برطرف شود و راهگشا برای اداره کشور باشد. بنده با تکیه بر تجربه خودم و همکاری که با آقای هاشمی داشتم تا حدی می توانم به مجموعه سئوالات اول در این نشست پاسخ دهم.
وی ادامه داد: هاشمی رفسنجانی دغدغه ایران داشت؛ قطب نمای زندگی سیاسی او چه در وجه انقلابی و چه در دوران حکمرانی حتی از نگاه انتقادی، متمرکز بر مساله ایران بود. مساله ایران را توسعه یافتگی و جبران عقب ماندگی های آن می دانست به همین دلیل از دوران مبارزه سرمشق خود را امیرکبیر قرار داد چون هم مبارزه با استبداد و استعمار و هم شیوه نگاه او در مبارزه چراغ راهنمای توسعه ایران را از نظر دور نمی داشت.
وی گفت: امیرکبیر در آن دوران که دخالت های انگلیس بسیار پررنگ شده بود و استبداد وسیعی حاکم شده بود، نگاه خود را از توسعه ایران برنمی داشت. دارالفنون تاسیس کرد. شاید امیرکبیر در آن دوران هم به این نتیجه رسیده بود که توسعه از نیروی انسانی می تواند کارساز باشد. وی از خارج برای دارالفنون استاد آورد. توجه او عمدتا به این بود که توسعه ایران را بتواند شکل دهد.
وی افزود: توسعه ظرفیت های مادی و معنوی کشور را بالا می برد و کمک می کند که منابع مادی و معنوی کشور فرسایش پیدا نکند بلکه به کمک توسعه بیاید و مسیر توسعه را سرعت دهد.
وی ادامه داد: تمرکز آقای هاشمی از دهه ۳۰ عمر خود بر توسعه پایدار ایران بود و این دغدغه را به خوبی پرورش داده بود و آن را دغدغه دوستان خود کرده بود. اینکه ایران چگونه به پیشرفت و توسعه برسد؟ این آرمانی که دنبالش بود از دهه های قبل به آرمان بزرگ ملت ایران تبدیل شده بود. این آرمان ابتدا خود را در جنبش مشروطه نشان داد، سپس در قیام ۱۵ خرداد و نهایتا در قیام سال ۵۷ خود را نشان داد. درواقع ملت ایران نشان دادند که همواره به دنبال یک گمشده به نام توسعه در ایران هستند.
وی گفت: دستاوردهای مهمی داشتیم. زیربناهایایران تکمیل شده است. در برخی صنایع توفیقات بزرگی داشتیم.اما نسبت به کشورهای همتای خود مساله زیاد دارد.
آقای جهانگیری بیان کرد: نظام تصمیم گیری در ایران به نوعی طراحی شده که برای حل مسائل خودش به صورت پایدار به موقع تصمیم گیری نمی کند. عدم تصمیم گیری به موقع برای حل مسائل پایدار سبب شده بخشی از مشکلات را که در ابتدا ممکن بود به راحتی قابل حل باشد، امروز به مسائل پیچیده و بحران زا تبدیل شدند.
عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران گفت: سیاستگذاری هایی که در مسائل سیاسی و اقتصادی صورت گرفته اگر پیش رود معنای آن این است که این چالش ها و ابرچالش ها بزرگتر خواهد شد.
وی گفت: برای حل تمام مسائل راهکارهای فنی وجود دارد. مهم این است که هریک از این راهکارهای فنی، تبعات و زمینه های سیاسی، اجتماعی و امنیتی فراوانی با خود دارد. تبعات مسائل سیاسی، امنیتی و اجتماعی که مسائل اقتصادی پیدا کرده سبب شده هر دولتی که روی کار می آید مسئولان کشور بگویند حالا بگذاریم باشد تا بعد ببینیم چه می شود.
وی افزود: گمان من این است که ادامه عدم حل این مسائل و تعویق حل آنها، مساوی با بحران های بسیار وحشتناکی خواهد بود که می تواند برای کشور ایجاد کند.
وی گفت: حل مسائل پیش روی کشور نیازمند توجه به محیط پیرامونی است. یعنی باید از اصلاح نگرش ها، رویکردها و ساختارهایی شروع کنیم که پدیدآورنده این مسائل بودند. اصلاحات بزرگ اقتصادی پیش نیازهایی دارد. اولین پیش نیاز این است که مدیرانی این اصلاحات را برعهده بگیرند که مورد اعتماد اکثریت قاطع ملت ایران باشند. بدون اعتماد اکثریت ملت ایران نمی شود چنین کاری انجام داد. برای جلب اعتماد اکثریت ملت، مهمترین مسئله باید این باشد که اصلاحات ما باید از این شروع شود که مشارکت مردم، نخبگان و فعالان حوزه های مختلف سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی را جلب کنیم.
وی بیان داشت: ما برای این منظور نیازمند بازسازی سرمایه اجتماعی کشور هستیم. سرمایه اجتماعی هردولتی برای حل مشکلات کشور معجزه می کند. ما در سال های ۹۳، ۹۴ و ۹۸ قیمت بنزین را افزایش دادیم. در سال ۹۳ و ۹۴ سرمایه اجتماعی دولت در اوج خود قرار داشت. بنزین ۴۰۰ تومان را ۷۰۰ تومان کردیم و بنزین ۷۰۰ تومان را ۱۰۰۰ تومان کردیم و به مردم هم یک جمله نگفتیم این پول را به خودتان برمی گردانیم. بار دوم در سال ۹۴، بنزین را ۱۰۰۰ تومان کردیم و برای کارهای اقتصادی هزینه کردیم. تورمی که شروع کردیم حدود ۴۰ درصد بود، در سال ۹۳، ۲۵ درصد شد، در سال ۹۴، ۱۱ درصد شد و در سال ۹۵، ۶.۸ دهم درصد شد و در سال ۹۶ هم ۸ درصد شد. آنچه بیش از سیاست های ما کارساز بود، اعتماد مردم به تصمیم گیری های ما بود.
وی ادامه داد: بعد از سرمایه اجتماعی، تعامل با دنیا و حل مسائل با دنیا گام بعدی است که دولت باید بردارد. حل مسائل با دنیا به این معناست که اروپا و چین و روسیه با ما کار کنند. ما به منابع زیادی نیاز داریم که باید از دنیا تامین شود. من مطمئنم با همه این محدودیت ها امکان توسعه ایران وجود دارد. نیروی انسانی، ظرفیت مادی، زیرساخت ها و تمدن ایران می تواند کشور را به توسعه برساند.
آقای جهانگیری گفت: فرصت هایی برای توسعه دنیا پیش آمده که می تواند جهش ایجاد کند. تکنولوژی هایی که الان دارد خلق می شود قابل مقایسه با دهه های گذشته نیست. متاسفانه ما فقط جهات منفی را می بینیم درحالیکه تکنولوژی جهات مثبت هم دارد و این توجه به جهات منفی تکنولوژی سبب شده تا از فرصت های تکنولوژی برای توسعه ایران غفلت کنیم.
وی گفت: باید از دانش و تجربه آیت الله هاشمی برای امروز و آینده ایران استفاده کرد و کسی نمی تواند از این سرمایه چشم پوشی کرد. منظور از هاشمی این نیست که چون جسم او در میان ما نیست پس زنده نیست بلکه دانش و تجربه او برای توسعه کشور راهگشاست.
وی گفت: آقای هاشمی همواره دنبال توسعه ایران بود. تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی و راه اندازی مترو در همین راستاست. وی مشاور امین صادق صریح دلسوزی برای امام و رهبری بود. و همین صراحت و صداقت و دلسوزی هاشمی را به این نتیجه رساند که جنگ نمی تواند ادامه پیدا کند و باید متوقف شود.
وی گفت: امروز دروغگویی فراوان شده است. باید برای دروغگویی مجازات تعیین شود. مخصوصا اگر مسئولی به مسئول بالاتر گزارش خلاف بدهد.
وی ادامه داد: هاشمی به مردم باور داشت لذا انتخابات را مهم می دانست. همواره فکر می کرد باید از منظر انتخابات مسائل را حل کند. خودش همواره در معرض رای مردم بود. آقای هاشمی در مقابل جفاهایی که بهش شد، وفا کرد. ما هر احتمالی راجع به انتخابات ۹۲ می دادیم اما ناباورانه ترین اتفاق افتاد و آیت الله هاشمی رد شد. اما ایشان قهر نکرد و آقای روحانی کاندیدا شد و منتخب مردم شد.
آقای جهانگیری بیان کرد: ما انتخابات مهمی پیش رو داریم. در دو انتخابات قبلی، مردم خیلی رنجیده شدند و مشارکت مردم زیر ۵۰ درصد بود. رهبری در دوم دی ماه سخنرانی مهمی کردند. همین چهار کلمه مشارکت، سلامت، امنیت و رقابت را در ابتدای سال در دیدار کارگذاران هم مطرح کردند. احساس من این بود که آنهایی که باید پیام رهبری را می گرفتند نگرفتند. رقابت را تعریف ساده و سطحی کردند. به نظرم، مخاطب اصلی پیام رهبری، شورای نگهبان، دستگاه های نظارتی و وزارت کشور و دولت هستند و اگر مشارکت در انتخابات کم باشد اینها باید پاسخگو باشند. حتی رهبر انقلاب در همین مطلب می فرماید که باید رقابت طوری باشد که همه جریان های سیاسی حضور داشته باشند، گرایش های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، نگاه های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی باید حضور داشته باشند. خیلی از این جریانات حضور ندارند. پیشنهاد من این است که آقای رئیسی برای عملی کردن این مسائلی که گفته شد جلسه بگذارند، شاید بتوانند نتیجه بگیرند.
وی گفت: آقای هاشمی پل و مفصل بود. در دوره ای که اصلاح طلبان در قدرت بودند، به گونه ای به آیت الله هاشمی حمله شد اما ایشان ایستاد و تحمل کرد. در سال 88 که می خواستند اصلاح طلبان را حذف کنند، آقای هاشمی ایستاد و نگذاشت حذف شود. حذف هریک از این جریانات برای جامعه مضر است. ما امروز نیازمند افرادی هستیم که نقش واسطه را ایفا کنند، مفصل باشند و افراد را به هم پیوند دهند. نگذارند یک عده زود از پیکره نظام جدا شوند.
وی به مسئله معیشت اشاره کرد و گفت: معیشت مردم گرفتار شده است. در دوره ای 35 ساله، تورم در کشور زیر 20 درصد بوده است با رفتن ترامپ تورم به 40 درصد جهش کرده است. ۵ سال است که تورم فشار سنگینی بر گرده مردم وارد کرده و باید راهکاری برای معیشت مردم پیدا شود و راهکار هم وجود دارد. ما در دوره خود تلاش کردیم که سفره مردم کوچک نشود و خیلی هم ناسزا شنیدیم. الان مردم برای دارو می نالند، برای مواد غذایی می نالند.
وی درباره منطقه هم گفت: ما به این موضوع باید توجه داشته باشیم که جنگ از ایران باید دور نگاه داشته شود. عقل و تدبیر حکم می کند که عقلای کشور همواره به مسائل احساسی و لحظه ای نگاه نکنند و بگذارند مسئولین با دقت و حکمت حرکت کنند و ایران را در دهان اژدها قرار ندهند. رهبر انقلاب اسلامی تدبیر حکیمانه ای در مسئله غزه کردند و گفتند که عملیات 7 اکتبر کار خود فلسطینی ها بود. چون نیرویی در غرب و حتی داخل فلسطین به این مسئله دامن می زدند که ایران پشت این قضیه بوده است. از این تدبیر باید حفاظت و حراست شود. متاسفانه در داخل کشور عده ای نگران هستند که جنگی وجود ندارد. باید با تمام وجود، ایران را حفظ کنیم و اجازه ندهیم ایراد و لطمه ای به این کشور وارد شود.
استاد ورعی: آیت الله هاشمی معتقد بود نقطه اصلی قانونگذاری باید توسط نمایندگان مردم در مجلس صورت گیرد

حجت الاسلام والمسلمین سید جواد ورعی در مراسم گرامیداشت هفتمین سالگرد ارتحال آیت الله هاشمی رفسنجانی که در بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء برگزار شد، به تشریح فعالیت آیت الله هاشمی رفسنجانی در دهه اول انقلاب در سمت ریاست قوه مقننه پرداخت و اظهار داشت: از دوران مشروطیت در زمینه وجود قوه قانونگذاری در کشور دو دیدگاه وجود داشته است؛ یک دیدگاه این بوده که ما چون مسلمان هستیم و شریعت داریم نیاز به مجلس قانونگذاری نداریم، قانونگذاری مخصوص جوامعی است که شریعت ندارند و حتی قانونگذاری را بدعت می شمردند. دیدگاه دوم این است که داشتن شریعت منافاتی با قانونگذاری برای اداره جامعه ندارد.
وی افزود: این دو دیدگاه از ابتدای جمهوری اسلامی هم بوده و ما با این دو دیدگاه مواجه هستیم. امام خمینی و مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی و تمام همفکران دیدگاه دوم براین باور بودند که دیدگاه اول نه تنها باعث پیشرفت و توسعه جوامع اسلامی نمی شود بلکه ما را با بن بست هایی روبرو می کند که اسلام را به عدم کارآمدی در اداره جوامع امروزی متهم می کند. این تعابیر به وفور در سخنان امام خمینی و دیگر شخصیت های معتقد به این دیدگاه دیده می شود.
وی ادامه داد: همین دو دیدگاه سبب شد در دهه اول انقلاب در مسئله قانونگذاری، اختلافی بین شورای نگهبان و مجلس شورای اسلامی دربگیرد که البته یک بخش از اختلاف به این مربوط می شد که شان جمهوری اسلامی و حکومت اسلامی به طور کلی فقط اجرای قوانین و مقررات است، فراتر از آن وظیفه ای ندارد. اما دیدگاه دوم معتقد بود علاوه بر اجرای شریعت می تواند براساس ضرورت یا مصلحت می تواند قانونگذاری کند.
وی ادامه داد: در طرح ها و لوایح مختلفی در مجلس شورای اسلامی قانونی براساس ضرورت یا سایر عناوین ثانویه یا مصلحت تصویب می شد و وقتی به شورای نگهبان فرستاده می شد، این شورا معتقد بود که با احکام اولیه نمی سازد و ما موظفیم قوانین و مقررات را براساس احکام اسلام بسنجیم. این اختلاف دیدگاه به آنجا منتهی شد که بسیاری از لوایح مهم اداره جامعه مانند قانون کار، قانون اراضی شهری، قانون موجر و مستاجر و امثالهم با موانعی روبرو شود و نتواند به نهایت برسد و مدیران جامعه بتوانند براساس این قوانین جامعه را اداره و مشکلات جامعه را حل کنند.
وی گفت: مرحوم آیت الله هاشمی به عنوان رئیس مجلس نامه هایی به امام نوشتند و از ایشان استمداد کردند. امام راحل در پاسخ نامه آقای هاشمی در همین موضوعی که ذکر شد، نوشتند: « آنچه در حفظ نظام جمهوری اسلامی دخالت دارد که فعل یا ترک آن موجب اختلال نظام می شود و آنچه ضرورت دارد که ترک یا فعل آن مستلزم فساد است و آنچه ترک یا فعل آن مستلزم حرج است، پس از تشخیص موضوع بوسیله اکثریت وکلای مجلس شورای اسلامی با دو شرط می توانند اجرا کنند: اولا چون موقتی است و صرف عناوین ثانویه است و دوم در مقام اجرا تخلفی صورت گرفت حتما مسئولیت پذیرفته و متخلفان را مجازات کنند». این نامه امام به حسب ظاهر تفویض اختیاری به مجلس بود که اگر اکثریت مجلس این عناوین را تصویب کردند دیگر نیازی به تائید شورای نگهبان ندارد. عکس العمل هایی در میان علما به دنبال داشت. امام خمینی و برخی بزرگان از جمله آقای هاشمی نسبت به تبعات این تفویض اختیار به حسب ظاهر نگران بودند. مرحوم آقای هاشمی در خاطرات خود نوشتند که من نزد امام رفتم و دیدم نگران هستند. من ایشان را توجیه کردم و قانع کردم از این جهت که تفویض اختیار به مجلس نیست بلکه تشخیص موضوع است و تشخیص موضوع هم با عرف است و شما آنچه را که مجلس دارای اختیار است متذکر شدید. اما نامه های متعددی از سوی علما و بزرگان به امام نوشته شد که چرا چنین اختیاری به مجلس داده شده است. چون تلقی رایج این بود که در امور حکومتی و امور عمومی تشخیص مصلحت و عناوین ثانویه بر عهده فقیه است. یکی از اختلافات اساسی این بود که تشخیص عناوین ثانوی برعهده فقهاست یا برعهده کارشناسان؟
استاد ورعی ادامه داد: امام خمینی در پاسخ یکی از نامه ها مرقوم کردند: «اختیارات مذکور تشخیص موضوع است در عرف و شرع به عهده عرف است و مجلس نماینده عرف است و نمایندگان هم از عرف هستند. شورای نگهبان حق تشخیص موضوعات به حسب قانون ندارد».
آقای ورعی گفت: آقای هاشمی معتقد است نقطه و تمرکز اصلی قانونگذاری که باید براساس مصلحت قانون نوشته شود، توسط نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی باید صورت بگیرد. ایشان در فرازی از خطبه های نماز جمعه تهران عنوان کردند: «همه می دانند در دنیای پیچیده امروزی، تشخیص مصالح و مفاسد برای ولی فقیه ممکن نیست، احتیاج به تحصیلات خاص، تجربه، شناخت اقتصاد، سیاست، تاریخ و خیلی چیزهای دیگر است تا بتوان در موردی مصلحت را تشخیص داد. اینکه با آب، زمین، تجارت خارجی، انحصارها و مانند آن چه کنیم باید به دست عرف متخصص داده شود تا نظر دهند و روشن کنند و راه علاج را نشان دهند البته کار آسانی نیست که قانونگذاری را به هر عرفی بتوان واگذار کرد. دید اسلامی و آشنایی با اصول اولیه و ثانویه و جهات مختلف فقهی لازم دارد. امام راه را نشان دادند و به اکثریت مجلس که در میان آنها اسلام شناس، متخصص اقتصاد، سیاست و فرهنگ وجود دارد و در مباحث هم از متخصصان دیگر استفاده می کند واگذار کرد». این تفاوت کلیدی آن دو نگاه است. همین باعث شد که ایشان و سایر مسئولان طی نامه ای از امام درخواست تاسیس نهادی برای حل اختلاف میان مجلس و شورای نگهبان در مواردی کردند و مجمع تشخیص مصلحت نظام براین اساس شکل گرفت.
وی بیان داشت: در برهه ای از زمان که بازنگری در قانون اساسی اتفاق نیفتاده بود، مجمع تشخیص مصلحت نظام با دستور امام تشکیل شد و بسیاری از طرح ها و لوایحی که بر زمین مانده بود را تعیین تکلیف کردند. شان مجمع تشخیص مصلحت نظام جایگاه مجموعه ای از افراد متخصص به همراه فقها هستند.
وی در پایان با اشاره به مبنای دیدگاه دوم در مورد قانونگذاری گفت: کاش مجمع تشخیص مصلحت را نهاد انتخابی تعریف می کردیم که مرکب از شخصیت های حقوقی آشنا به مسائل و مشکلات جامعه و کارشناسان و متخصصان منتخب مردم بود. ما برای انتخاب مردم باید حداقل یک امتیازی قائل باشیم.
محسن هاشمی: حل ناترازی ها در کشور در گرو اعتماد مردم است

مهندس محسن هاشمی در مراسم هفتمین سالگرد ارتحال آیت الله هاشمی رفسنجانی در بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء اظهار داشت: یکی از دوستان می گفت با این وضعیت معیشت مردم که دچار مشکل است شاید هرسال سالگرد گرفتن درست نباشد، خوب است که این هزینه ها در کمک های مومنانه مورد استفاده قرار بگیرد و در این جهات مصرف شود. خوب است بدانید که روش آیت الله هاشمی در زندگی و خانواده ایشان چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب فعالیت در امور خیریه بوده است.
وی افزود: آنچه بسیار مهم و لازم است گهگاه مطرح شود دغدغه ها، نگرانی ها و تفکرات آیت الله هاشمی که معمولا در اینگونه سالگردها و همایش ها مطرح می شود و مقداری فضا را بازتر می کند و تفکرات ایشان را در جهت اهداف نظام، انقلاب و مردم بازتر نشان می دهد.
وی گفت: آقای هاشمی بعد از تفاهم نامه برجام و برگزاری چند انتخابات پشت سر هم که می توان از آن حماسه سیاسی یاد کرد، در میدان ماندند. در سال ۹۶ هم شاهد انتخابات پرشور در شورا و ریاست جمهوری بودیم. بیش از ۲.۵ میلیون در تهران در انتخابات شرکت کردند که خود بنده حدود ۱ میلیون و ۷۵۰ هزار رای را به دلیل نام آقای هاشمی و روش اعتدالی ایشان کسب کردم. در انتخابات ریاست جمهوری هم که آقای روحانی منتخب مردم شدند. اما بعد از آن ما شاهد رکود حضور مردم در انتخابات بودیم. در تهران زیر ۲۵ درصد در انتخابات شرکت کردند.
وی گفت: مردم انتظارات بیشتری از مسئولان دارند و این را در انتخابات قبلی با حضور خود نشان دادند. در این باره دو دیدگاه وجود دارد و در مناظره ای با آقای شریعتمداری بحث مطرح شد و ایشان گفتند که مردم به دلیل مشکلات اقتصادی در انتخابات شرکت نمی کنند. بنده گفتم هم در هیئت های اجرایی و هم شورای نگهبان به گونه ای عمل می شود که رقابت را در کشور از بین می بریم و در نتیجه شرکت مردم در انتخابات را از بین می بریم.البته هردونگاه می تواند درست باشد. هم نتیجه مدیریت ما در کشور می تواند مردم را مایوس کند و از طرف دیگر اگر رقابت شکل نگیرد و مردم در سلامت انتخابات شک کنند، شرکت نمی کنند. همین سبب می شود شاهد مشارکت کم مردم و کاهش مشروعیت نظام اسلامی در بین مردم باشیم.
وی افزود: متاسفانه امروز در شرایطی هستیم که ۵ سال است تورم بالای ۴۰ درصد را تجربه می کنیم اما از سوی دیگر، افزایش حقوق و درآمد را کمتر از ۲۰ درصد رقم می زنیم. برای عبور از این مرحله سیاست هایی که آقای هاشمی در بحث توسعه کشور، سیاست خارجی و پرهیز از شعارزدگی مطرح کرده بودند نیاز است توجه شود. چراکه همه اینها باعث می شود اقتصاد و سیاست و توسعه کشور دچار بحران شود و به ناترازی هایی برسیم که تنها با اعتماد مردم می توان این ناترازی ها را حل کرد.اگر مردم اعتماد نکنند با هرتصمیمی مخالفت می کنند و منتج به نتیجه نمی شود.











