شفقنا- استاد دانشگاه علامه طباطبایی گفت: بزرگترین ویژگی آیت الله موسوی اردبیلی این بود که یک فهم عالمانه معطوف به آینده از علم داشت و به همین دلیل، منزلت همکاری و نقدپذیری نزد ایشان بسیار بالا بود.
به گزارش خبرنگار شفقنا، دکتر فرشاد مومنی در مراسم هفتمین سالگرد ارتحال آیت الله العظمی موسوی اردبیلی که با موضوع «تربیت دینی» در دانشگاه مفید برگزار شد، اظهار داشت: آقای موسوی اردبیلی عالمی است که ادای عالم بودن در نمی آورد و در گفتن «نمی دانم» خیلی شجاع، صادق و صریح است. انصاف این است که کسی که چنین توانایی داشته باشد جزو نوادر است.
وی افزود: من شوق بی پایان ایشان را برای «دانستن» بی نظیر دیدم. فکر می کنم اگر از دریچه توسعه به این فرد نگاه کنیم، شاید بزرگترین ویژگی ایشان این بود که یک فهم عالمانه معطوف به آینده از علم داشت و به همین دلیل، منزلت همکاری و نقدپذیری نزد ایشان بسیار بالا بود.
وی افزود: در جامعه ای که فردمحوری در همه عرصه ها بیداد می کند آقای موسوی اردبیلی در زمینه تقسیم کار و همکاری یک انسان تراز توسعه و بسیار پیشگام بود. شاید حیاتی ترین مساله در این زمینه وقوف روش شناختی به نقص اطلاعات انسان دارد.
وی ادامه داد: آقای موسوی اردبیلی مانند همه کسانی که در تراز دین شناسان آگاه به اقتضائات زمانه طبقه بندی می شوند از وقوف روش شناختی به به نقص انسان در اعلی درجه آگاهی داشت و این در سلوک فردی و جمعی ایشان منعکس بود.
وی گفت: اینکه ایشان قائل به همکاری بود و آنچه را که نمی دانست، می پرسید، اینکه نسبت به همه انسان ها روادار بود. این رواداری و قائل بودن حق برای انسان ها بماهو انسان حساب و کتاب هایی دارد که از جنبه معرفتی و اندیشه ای ریشه در وقوف روش شناختی به نقص اطلاعات دارد. کسانی که این وقوف را ندارند در ساحت نظر به سمت جهل و جمود و در ساحت عمل به سمت خودکامگی و استبداد کشیده می شوند.
آقای مومنی با بیان اینکه از دیدگاه توسعه، مهمترین فلسفه گرایش انسان ها به آموزش و تربیت مسئله مواجهه عالمانه با نااطمینانی هاست، گفت: متفکران بزرگ نااطمینانی ها را به دو گروه عمده تقسیم می کنند، نااطمینانی ها با منشا طبیعی و نااطمینانی هایی که ریشه در الگوی تعاملات میان انسان ها دارد که ناظر بر رابطه مردم با حکومت، حکومت با مردم و مردم با مردم است.
وی اضافه کرد: ظهور نااطمینانی ها از این دوگونه مهمترین ریشه گرایش به سمت آموزش و ابداع نهادها در طول تاریخ بشر بوده و شاید یکی از حیاتی ترین و تاثیرگذارترین نهادها در این زمینه، نهاد دین است.
وی گفت: کسانی که با نگاه آینده شناختی درباره جهان کار کردند و قرن 21 را قرن ظهور نااطمینانی های نوپدید و بی سابقه به شمار می آورند بر این باورند که قرن 21 قرن گرایش شدیدتر به باورهای دینی هم هست ولیکن اهل نظر می دانند که این گرایش به وضوح خبر خوشحال کننده ای نیست چون کسانی که گرایش پیدا می کنند بیش از آنکه تمایل به ادیان ابراهیمی داشته باشد به سمت باورهای فرقه ای و تعصبات آنگونه حرکت می کند. به نظرم، این یک رسالت استثنایی برای باورمندان به ادیان ابراهیمی در قرن 21 است و مرور سلوک نظری و عملی آیت الله موسوی اردبیلی در این زمینه می تواند خیلی تاثیرگذار باشد البته همه می دانید که مساله آموزش در پرتو نظم اجتماعی شکل خاص و کارکردهای خاص خود را پیدا می کند و گرایش به محتواها و شیوه های متفاوت آموزشی اینقدر گسترده است ریشه در تفاوت نظم های اجتماعی است.
وی خاطرنشان کرد: براساسا گزارش سازمان ملل متحد، در مجموع تا امروز 42 گونه متفاوت از نااطمینانی ها با منشا طبیعت شناسایی شده که از این مجموعه، 34 گونه آن در ایران فعال است.
استاد دانشگاه علامه طباطبایی گفت: از منظر توالی های سیاستی، حساسیت نسبت به نااطمینانی ها با منشا تعاملات انسانی زمانی موضوعیت پیدا می کند که از یک سطوح حداقلی قابل قبول از قابلیت برای مهار نااطمینانی ها با منشا طبیعت برآمده باشیم.
وی ادامه داد: اگر از این دریچه به سرنوشت ایران نگاه کنیم، می بینید که در تاریخ برنامه ریزی خود به دلیل ضعف های بنیادی، فسادها و استبدادها و… از دوره ای که ایران برنامه ریزی توسعه را آغاز کرده، شدت مواجهه با نااطمینانی های با منشا طبیعی افزایش یافته و این افزایش در دوره بعد از انقلاب به مراتب نگران کننده است.
وی افزود: عموم متفکران نااطمینانی هایی با منشا تعاملات انسانی را خیلی حیاتی تر می دانند و برای اینکه اوضاع و احوال این سرزمین را از این دریچه ببینید به گزارش هایی در زمینه امنیت، اعتماد، همکاری در زمینه های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مراجعه کنید.
وی با بیان اینکه تربیت دینی برای نجات جامعه بشری در جامعه ما به طور خاص و در جامعه جهانی به طور عام می تواند مورد توجه قرار گیرد، گفت: از دریچه توسعه وقتی به نظام مسلط آموزش حوزوی کشور نگاه می کنیم می بینیم مانند نظام مسلط اموزش های علمی از یک نقص خیلی بزرگ برخوردار است.
آقای مومنی ادامه داد: متفکران بزرگ طبقه بندی های متفاوتی از گونه های دانایی بشر ارائه کردند. از جمله دانایی ها را به چهار گروه دانش چیستی، دانش چرایی، دانش کیستی و دانش چگونگی تقسیم می کنند.
وی افزود: اگر اندیشه علمی و دینی بخواهد اقدام به تمدن سازی کند، ضریب اهمیت دانش چگونگی به تنهایی براساس برآوردهای موجود، 9 برابر گونه های دیگر است. و ما در نظام رسمی آموزش دینی و علمی، قدر و منزلتی نزدیک به صفر برای دانش چگونگی درنظر گرفتیم.
وی عنوان کرد: مهمترین عامل این امتیاز و برجستگی و منحصر بفردشدن کسانی که در دوران بعد از جمهوری اسلامی به عنوان عالم دینی که فهم قاعده مند از اقتضائات زمانه دارند، این بود که خودشان خلاف مسیر عادی آموزشهایی که می دیدند روی منزلت دانش چگونگی متمرکز شدند.
وی افزود: اینکه می بینید بعد از پیروزی انقلاب اسلامی همه چشم ها به سمت امثال شهید بهشتی یا آیت الله موسوی اردبیلی معطوف می شود به دلیل آن است که اینها سطوحی از آمادگی ها در زمینه دانش چگونگی برای خود فراهم کرده بودند و می توانستند پاسخ های مقتضی زمانه به نیازهای تمدن سازی ایرانی ارائه کنند.
وی ادامه داد: اگر از این دریچه به آراء امثال آیت الله موسوی اردبیلی نگاه کنید، می توانید امیدوار باشید که موسوی اردبیلی های جدید متولد شده و به کار دین و جامعه و توسعه بیایند. البته در این زمینه، نظم اجتماعیف قیدهای خاص خود را دارد و باید آنها را لحاظ کرد.
وی ابراز کرد: حق آیت الله موسوی اردبیلی این است که مدارس مفید و دانشگاه مفید از استانداردهای پاداشتگی نظم موجود، از رویه های کوته نگرانه و فرصت طلبانه فاصله بگیرند همانگونه که آقای موسوی اردبیلی تا پایان عمر اینگونه بودند. ما هم باید به سمت ژرف اندیشی و اولویت دادن به کارهای بنیادی حرکت کنیم.











