شفقنا- جوان نوشت:« حرف زدن بيواسطه با رئيسجمهور و درخواست حمايت بيشتر از ورزش زنان، حرف دل خيليها بوده و هست، ولي متأسفانه اهميتي به آن داده نميشود.»
به گزارش شفقنا، روزنامه جوان در مطلبی با عنوان «آقاي رئيسجمهور درددلها را شنيديد؟» به قلم شیوا نوروزی این گونه آورده است:
اصليترين قسمت مراسم تجليل از قهرمانان ورزش ايران، نه تعارف تكهپاره كردنهاي مسئولان كه سخنان نازنين ملايي، بانوي مدالآور ورزش ايران بود. صحبتهايي كه البته خيليها حتي آن را پوشش ندادند! حالا سؤال اينجاست كه آيا رئيسجمهور اين درددلها را شنيد؟
باز تورنمنت بزرگي در راه است و مسئولان يادشان افتاده که بايد از مدالآوران كشور تقدير كنند. باز هم خبري از ترك عادتهای بد گذشته نبود و ورزشكاران دو سال صبر كردند تا اين مراسم برگزار شود. همه حاضران در جلسه حرفهاي زيادي براي گفتن داشتند. نازنين ملايي حرفهاي خوبي زد و در اصل صحبتهايش درددلهاي همه ورزشكاران بود. حرف زدن بيواسطه با رئيسجمهور و درخواست حمايت بيشتر از ورزش زنان، حرف دل خيليها بوده و هست، ولي متأسفانه اهميتي به آن داده نميشود. مدالآوران ايراني براي فتح قلههاي موفقيت هر مانعي را پشت سر ميگذارند و هر سختي را تحمل ميكنند. منتها يادشان نميرود كه بسياري از مسئولان ميتوانستند و وظيفه داشتند بسياري از موانع و سختيها را از سر راه بردارند، اما کاری نکردند! كمتوجهي به ورزش بانوان نيز يك واقعيت تلخ ديگر است. بانوي قايقران ایران تأكيد كرد زيرساختهاي ورزشي، حمايت از تيمهاي ملي بانوان، اردوهاي تداركاتي، تجهيزات تمريني و در كل سرمايهگذاري در بخش بانوان به هيچ وجه قابل قياس با بخش مردان نيست. اين در حالي است كه وظيفه سنگين مادري و همسري نيز همزمان به دوش بسياري از ورزشكاران زن است.
با در نظر گرفتن اين موارد، تعلل در پرداخت پاداشها و تقدير از نفرات برتر پذيرفتني نيست. در فاصله چند روز تا شروع بازيهاي آسيايي مسئولان يادشان افتاده مراسمي را كه بايد خيلي زودتر از اينها برگزار ميكردند، برگزار كنند. آنها هميشه از ورزشكاران انتظار بهترين نتيجه و خوشرنگترين مدال را دارند، ولي نميگويند چقدر به ورزشکاران رسيدگي شده و آيا انتظاراتشان با توجهات همخواني دارد يا نه. در آستانه اعزام به تورنمنتهاي سرنوشتساز، خيليها به فكر حمايت از ورزشكار ميافتند و اتفاقاً شعار و وعدههاي زيادي هم ميدهند، ولي به همان سرعت وعدههايشان را فراموش میکنند و منتظر تورنمنت بعدي ميمانند. چندين سال است كه قهرمانان از مشكلات معيشت رنج ميبرند و هر كدام براي گذران زندگي اجباراً پا به مسيرهاي غيرورزشي ميگذارند، آن وقت است كه ديگر نميتوان از آنها انتظار داشت تمام فكر و ذكرشان معطوف به ورزش حرفهاي باشد، درحاليكه اگر مسئولان به وعدههايشان عمل ميكردند و قانون مصوب را به اجرا درميآوردند، مشكل بيكاري قشر ورزشكار حل ميشد. استخدام مدالآوران قانوني است كه به دستگاهها ابلاغ شده، اما شواهد و قرائن حاكي از آن است كه اين قانون از سوي بسياري ناديده گرفته ميشود. حتي در بحث پرداخت پاداشها نيز قولها عملي نميشود. اينكه ورزشكاري پس از يكي، دو سال تازه پاداش قهرماني دوره گذشته را بگيرد قطعاً تأثير لازم را نخواهد داشت. اگرچه واريز پاداش شايد گوشهاي از مشكلات آنها را حل كند، ولي شكي نيست كه ارزش پاداش دو سال پيش حالا بسيار پايين آمده است. تبعيض بين امكانات و رسيدگي بين فوتبال و ساير رشتهها نیز همواره بسيار بحثبرانگيز بوده است. همچنين نارضايتي بانوان از بيتوجهيها هم تغيير محسوسي نداشته است.
نكته اينجاست كه ورزشكار ايراني بهرغم همه دغدغههاي موجود كماكان به فكر درخشش براي كشورش است، آنهم درحاليكه ميداند رويكردهاي حمايتي از مدالآوران مثل سابق است و اصلاً نبايد انتظار شگفتي از مسئولان را داشته باشد. بازيهاي آسيايي اين ادعا را دوباره ثابت خواهد كرد. تا کی قرار است ورزشكاران ما مدال بياورند و روي سكوي افتخار بروند، اما پز و افتخارش بماند براي ديگران! پرداخت بودجه مصوب، تأمين نيازهاي اوليه، برگزاري اردو و اعزام به مسابقات، حداقل كاري است كه مسئولان ورزش در حق تيمها و ورزشكارانشان انجام ميدهند. بااينحال مشكلات، كمبودها و نواقص زيادي وجود دارد كه راه را براي درخشش مليپوشان ايران سختتر ميكند.











