شفقنا- هم اندیشی نظام مسائل فکری مرحوم آیت الله شاه آبادی در موسسه آموزش عالی حوزوی امام رضا (ع) برگزار شد.
به گزارش خبرنگار شفقنا، در این هم اندیشی که به دبیری حجت الاسلام حسین ایزدی برگزار شد، حجج اسلام والمسلمین امین اسدپور، ذبیح الله نعیمیان، علی محمدی، فلاح شیروانی و رنجبر به بیان نظرات خود درباره سیره علمی و فکری مرحوم آیت الله شاه آبادی استاد عرفان امام خمینی پرداختند.
آقای حسین ایزدی در ابتدای این جلسه اظهار داشت: ما با شخصیتی مواجه هستیم که اندیشه های وی سالیان سال در حوزه مهجور بوده است. و طی این سالها با جریان داشتن افکار ایشان در حوزه مواجه نبودیم.
وی با بیان اینکه مرحوم آیت الله شاه آبادی به دلیل «شذرات گویی» در فضای قم مشهور است، افزود: وقتی به بیش از یک دهه قبل برمی گردیم، می بینیم که «شذرات گویی» خیلی مرسوم نبود. بعد از اینکه شذرات گویی وارد ادبیات حوزه شد، کسانی که دغدغه تحولات اجتماعی را داشتند، کانه سطوری به اندیشه های آنان اضافه شد.
وی افزود: آنچه از این جلسه انتظار می رود اینکه بخشی از نظام فکری و اندیشه های آقای شاه آبادی که برجسته است به اضلاع اندیشه ای جبهه حوزه اضافه کنیم در ده سال آینده شاهد تحولاتی اجتماعی خواهیم بود.
آیت الله شاه آبادی در تحلیل مسائل اجتماعی منتقدانه عمل می کرد
در ادامه، حجت الاسلام والمسلمین فلاح شیروانی در سخنانی بیان کرد: آقای شاه آبادی تنها کسی نیست که نیازمند اکتشاف ایشان هستیم بلکه از این درّها و گوهرها فراوان داریم که باید مختصات اندیشه ای و فکری آنها را به دست آوریم.
وی افزود: در زندگی آقای شاه آبادی این نکته برای من جالب بود که برحسب وظیفه، تحصن در شاه عبدالعظیم را انجام می دهند و ۱۱ ماه این وضعیت را ادامه می دهند درحالیکه از جمع سه نفره ای که این تحصن را انجام دادند، یک نفر سه ماه و دیگری ۶ ماه بیشتر تاب نیاوردند. بعد از پایان ۱۱ ماه تحصن آیت الله شاه آبادی، جمعی از علمای قم نزد ایشان می روند و درخواست می کنند به تحصن پایان دهند. سپس ایشان را به قم دعوت می کنند. شاگردان ایشان در قم به دلیل سطح مباحثی که داشتند، ریزش می کنند و تنها یک شاگرد برای ایشان باقی می ماند و همه آنچه در اندیشه ایشان بوده توسط این شاگرد (امام خمینی) تحقق می یابد.
وی با بیان اینکه براساس سنن الهی باید به وظیفه خود عمل کنیم، خاطرنشان کرد: ما به طور مرتب در معرض سنن الهی قرار داریم و حتی الان که حکومت اسلامی است، باید مرتب به خود تذکر داده و وظیفه خود را انجام دهیم.
وی افزود: یکی از ابعاد شخصیتی ایشان که به عنوان فکر مرجع برای ما قابل اعتناست، اسلام شناسی ایشان است که آثار باقیمانده از ایشان هم موید آن است.
وی گفت: عطف توجه به جامعه و مسئول دیدن خود در سیره و اندیشه آقای شاه آبادی برجسته است و باید مورد بررسی قرار گیرد.
وی با بیان اینکه آیت الله شاه آبادی در تحلیل مسائل اجتماعی منتقدانه عمل می کند، ادامه داد: ورود در حوزه های عمیق اجتماعی و تلاش برای رصد کامل مسائل از مواردی است که باید برجسته و مطالبه شود که اهل علم وارد عرصه شده و نقش پیشتازی را ایفا کنند.
وی نقد فرهنگ اسلامی جامعه، نقد رویه های فرهنگی جامعه و نقد فهم جامعه را از جمله مواردی دانست که در سیره مرحوم آیت الله شاه آبادی دیده می شود و افزود: البته ایشان به نقد حاکمیت نمی پردازد اما نقد علم و رویه های استعماری مسئله برجسته ای در حیات معنایی و معرفتی ایشان است.
وی افزود: نفی اسلام انفرادی از موارد دیگری است که در نظام فکری ایشان دیده می شود. ایشان عملا اسلام انفرادی را مقصر می داند و معتقد است این نوع اسلام است که تلقی های مخدر در باب شفاعت که شکل بگیرد.
وی اخوت دینی را مورد توجه آیت الله شاه آبادی دانست و افزود: ایشان مخاطب قرآن را جامعه می داند و این را چندین بار در شذرات خود عنوان می کنند. استفاده هایی که ما با ذهن فردی از قرآن می بریم، ایشان استفاده اصلی قلمداد نمی کند بلکه می گوید اگر شما در محضر قرآن قرار بگیرید، آن موقع متوجه می شوید که قرآن با شما سخن می گوید و از اینجا جایگاه بیشتری به اخوت می دهد.
وی گفت: آیت الله شاه آبادی عقبه هستی شناسی قوی دارند و به همین دلیل بحث اخوت را مطرح می کنند. ایشان همه انسان ها را «جان یکی» می داند و سپس همه اینها را به شکوفایی فطرت می برد.
وی در پایان گفت: ایشان در تقریرات فطری دارای سبک خاصی است که امام خمینی (ره) می فرماید: «من سبک استادم را می پسندم». آقای شاه آبادی به نوای فطرت گوش می کند و از آن، برداشت های علمی هستی شناختی و ارزش شناختی و حتی الزام شناختی می کند.
آیت الله شاه آبادی موثرین فرد در تاریخ معاصر جهان اسلام است
در ادامه، حجت الاسلام والمسلمین رنجبر بیان داشت: نحوه آشنایی بنده با مرحوم آیت الله شاه آبادی به این برمی گردد که زمانی من و جمعی از دوستان تصمیم گرفتیم از عالم سیاست کناره گرفته و به عرفان بپردازیم و نتیجه گرفتیم سراغ آیت الله شاه آبادی استاد امام خمینی برویم. در کتابخانه ایشان کتابی با عنوان «شذرات المعارف» بود. کتاب را باز کردم، اولین تیتر این کتاب این بود که «اسلام همه اش سیاسی است». این کتاب را بادقت مطالعه و گمشده خودم را پیدا کردم.
وی افزود: «دعاه»، «رعاه» و «هماه» سه لایه نظری هستند که امام خمینی برای برون رفت از وضعیت موجود آن زمان و تبدیل شدن به گفتمان مطرح کردند و سپس در لایه عملیاتی نظام شاهنشاهی را براندازی کرد.
وی خاطرنشان کرد: در حوزه و دانشگاه هیچ بحثی راجع به آیت الله شاه آبادی جز اندکی راجع به عرفان ایشان گفته نمی شود.
وی آیت الله شاه آبادی را موثرین فرد در تاریخ معاصر جهان اسلام دانست و گفت: تاریخ را می توان به دو دوره قبل و بعد از شاه آبادی تقسیم کرد. من آقای شاه آبادی را عارف فقیه فیلسوفی می دانم که مجموعا اسلام شناسی ایشان را شکل می داد. علاوه بر این، زمانه شناس و تاریخ شناس بود که مجموع اینها از او فقیه استراتژیست ساخته بود. مساله او خرده مساله نبود بلکه به دنبال تحول در جامعه بود. نگاه وی این بود که از تمام ابزارهای موجود برای ارائه گفتمان و نظریه و پاسخ به ابرمساله دوره خود باید استفاده کرد. آیت الله شاه آبادی دنبال ام المسائل و ام الامراض بود و به جای نشستن در حجره و اتاق خود و پاسخگویی به سوالات می گوید باید فعالانه سراغ طاغوت رفته و او را براندازیم چون آن را باعث تمام این مسائل می داند. ایشان اندیشه خود را از ساحت نظر به ساحت استراتژی آوردند.
وی بیان کرد: آقای شاه آبادی صدسال قبل راجع به توسعه متوازن صحبت کردند اما حوزه های ما متاسفانه این داشته ها را قدر نمی دانند و تبیین نمی کنند.
وی نگاه آیت الله شاه آبادی به مسائل را نگاه جامع دانست و افزود: این نگاه جامع به امام خمینی منتقل شد لذا اگر می خواهیم حوزه انقلابی رشد کند و غالب بر حوزه های ما باشد باید خط اصیل شاه آبادی -امام خمینی – رهبری را دنبال کنیم تا به زوایای پنهان این اندیشه پی ببریم.
وی یادآور شد: نظام مسائل آیت الله شاه آبادی نگاه به ام المسائل است درحالیکه فقه های معاصر و سیاسی و مضاف ما به خرده مسائل نگاه می کند.
آیت الله شاه آبادی در این امتداد فقهی چندان پررنگ نبودند
در ادامه، حجت الاسلام والمسلمین امین اسدپور بیان داشت: احساس می کنم آنچه کمتر توجه شده است، مقایسه آقای شاه آبادی با علمای زمان مشروطه است. با جدیت احساس می کنم که آقای شاه آبادی مساله ما را از عصر مشروطه تغییر داد؛ اگر در عصر مشروطه نسبت فقه و قانون و نسبت ارزش هایی مانند عدالت و آزادی با شریعت چالش های ما بود، به نظر می رسد سطح مسئله همین است.
وی ادامه داد: مرحوم آیت الله شاه آبادی به نظر می رسد با سطح علمی و حکمی و یک عمق انسان شناختی به مسئله تجدد نگاه می کند. ایشان سطح حکمی و معرفتی مسئله زمانه را روی تراث حکمت صدرایی می خواهد مستقر کند و مقداری خوانش عرفانی و معرفتی غلیظ تری به حکمت صدرایی ببخشد.
وی گفت: مرحوم آیت الله شاه آبادی نشان دادند که تراث حکمی ما کاملا ظرفیت و توان امتدادیافتگی در سطح ساختارهای اجتماعی و نظام سازی در نظامات اجتماعی را دارد. احساس می کنم امتداد فقهی آقای شاه آبادی چندان پررنگ نیست و این آسیب زده است، چیزی که امام خمینی آن را به خوبی فهمید و جبران کرد.
وی بیان کرد: گشوده بودن آقای شاه آبادی به بحث های روشنفکری و نواندیشی مساله دیگری است. نگاه گشوده به جریان های فکری رقیب سبب گشودگی فکری آقای شاه آبادی می شود و آن طرح جامع نظری خود را به پیش می برند.
وی گفت: حل مساله های عینی جز با زبان فقهی ممکن نیست که به نظر می رسد آیت الله شاه آبادی در این امتداد فقهی چندان پررنگ نبودند. امروز هم اگر می خواهیم فقیه فقه تهران را تقویت کنیم باید جریان فقهی را تقویت کنیم. امروز فقه تهران از کمبود فقه رنج می برد نه کمبود فلسفه و عرفان.
آیت الله شاه آبادی به مردمی سازی توجه می کند
حجت الاسلام والمسلمین علی محمدی هم در سخنانی بیان کرد: ما از مشروطه و قبل از ورود غرب به ایران، اتفاق جدی در لایه های مهمی از کنش اجتماعی بزرگان ما شکل گرفته که هیچ روایت دقیقی از آن نداریم و در کتاب های درسی ما هم نیامده است و این خسارت بزرگی است. لذا به شدت نیازمند روایت های پیوسته در عین توجه به نقاط عطف هستیم. هریک از بزرگان را نباید جدا از حرکت تاریخی در نظر بگیریم و معرفی کنیم. این بزرگ کردن های نقطه ای گسست ایجاد می کند. ما در عین اینکه تاریخ گسسته نداریم، تاریخ یکسانی هم نداریم.
وی گفت: شذرات حاصل یک نوع ناامیدی آیت الله شاه آبادی از حرکت های عمومی سیاسی است. ایشان اواخر دوره قاجار و اوایل دوره رضاخان به قم تحصن می کند و لذا ۷ سال به قم هجرت می کند و بعد از ۷ سال به تهران برمی گردند و «شذرات» را در همین دوران می نویسند لذا «شذرات» به نظرم در یک فضای ناامیدی از حرکت عمومی سیاسی نوشته می شود و پس زمینه آن جامعه در جامعه است یعنی آیت الله شاه آبادی نمی خواهد نظام شاهنشاهی را دگرگون کند چون مقدور نیست اما به دنبال شکل دادن جامعه در جامعه است. ایده جامعه پردازی آقای شاه آبادی برای امروز ما قابل الهام گرفتن است. بنظر می رسد که مهمترین نکته آیت الله شاه آبادی دغدغه توحید در عینیت است.
وی افزود: آیت الله شاه آبادی دارای یک تحلیل اجتماعی است که «دیگری» اش را درست تشخیص می دهد.
وی ادامه داد: وقتی فضای اعتقادی، کلامی، هستی شناسی و جهان شناسی وارد جامعه می خواهد بشود نیازمند تبدیل به ادبیات نظریه اجتماعی است. یعنی بسیاری از بزرگان ما وقتی درباره جریان توحید و ولایت سخن می گویند، تا نتواند مناسبات خود را توضیح بدهد، نمی تواند امتداد پیدا کند و ایشان به این اهتمام دارد.
آقای محمدی بیان کرد: آیت الله شاه آبادی به مساله فناوری های اجتماعی همچون «اخوت» و «عیادت» توجه ویژه ای دارد و این هم در سیاست عِده و هم سیاست عُده است. لذا در دون شان خود نمی بیند که وارد سیاست عُده شود و تلاش کند بیت المال تشکیل دهد.
وی گفت: ایشان به ماهیت غرب و مرزی که بین تمدن دینی و انسانی است، توجه دارد. ایشان می گوید تمدن موجود براساس بده بستان است اما در تمدن انبیا، مساله «فتوت» و نسبت «عون» است.
وی در پایان با بیان اینکه ما در بوروکراسی انقلاب اسلامی بسیار ضعیف عمل کردیم، بیان کرد: آیت الله شاه آبادی به مردمی سازی توجه می کند و می گوید همه می توانند بیایند. به نظرم خلط بزرگی در بحث فقهی ما اتفاق افتاده که مرزی بین رشد تمدن غرب و رشد تکنولوژی ایجاد نکردیم.











