شفقنا- دکتر اعظم نژادی، جامعه شناس معتقد است که فرزندآوری در شرایطی می تواند به جوانی جمعیت کمک کند که آموزش و تربیت این فرزند به گونه ای باشد که فرزندان با حسرت های مختلف و احساس ضعف و ناتوانی در بزرگسالی مواجه نشوند. بتوانند در بزرگسالی بهترین تصمیم را بگیرند و از شرایط موجود احساس رضایت و لذت داشته باشند.
خانم اعظم نژادی در این گفت وگو به علل و موانع جلوگیری از پیری جمعیت و راهکار افزایش نرخ رشد جمعیت اشاره کرده است.
متن گفت وگو با دکتر اعظم نژادی را می خوانید:
آیا جامعه ایران جامعه ای با جمعیت پیر است؟
بله. جامعه ایرانی به طور جدی و فراگیر با پیری جمعیت روبروست. جمعیت جوان بعد از جنگ در مسیر پیری قرار گرفته و جمعیت ایران را همراه با صفت و ویزگی جدیدی کرده است. همانطور که سیاست دقیقی در مورد ساماندهی جمعیت جوان نداشتیم در مورد جمعیت میان سال و با سن بالا هم نداریم. متاسفانه ما در این زمینه فکر مناسب نکرده ایم و مدیران هم برنامه ریزی در شناخت و اشنایی با مشکلات جمعیت پیر نکرده اند. بدین لحاظ اینده ایران همراه با پدیده پیری جمعیت و مشکلات ناشناخته آن روبرو می باشد.
چه راه هایی برای برون رفت از مشکلات پیری جمعیت می شناسید؟
راههای متعددی با توجه به تجربه کشورهایی که با این پدیده قبل از ما روبرو شده اند وجود دارد. اول اماده سازی کل جامعه با این پدیده و برنامه ریزی مناسب. به عبارت دیگر اولین گام مهم به رسمیت شناختن این پدیده می باشد. دومین گام سازماندهی جامعه در مدیریت و بهبود شرایط زیست برای این جمعیت. به طور خاص می توان در فکر گسترش سازمانها و نهادهایی بود که متکفل زنان و مردان پیر باشند و انها را مدیریت کنند. سوم، برای کاهش مشکلات پیران از قبیل بیماری ها و تنهایی، سازمانهایی را طراحی کرد که در فکر اجتماع آنها و بهره گرفتن از نیروی انها در ساختن جامعه بود. چهارم، اماده سازی سازمانها و نهادها در کاهش مشکلات انها از قبیل توسعه فضای رفاهی و بهداشتی که به جلوگیری از بحرانهای متعدد روحی و جسمی می انجامد. پنجم فعال سازی این جمعیت به اشکال و شیوه های گوناگون از طریق مشارکت می باشد. اینکه دولت و سازمانهای رسمی به تنهایی متکفل امور میان سالان و پیران شوند کفایت نمی کند. می بایستی سیاست های مشارکتی را در این زمینه در دستور کار قرار داد. مشارکت این جمعیت در امور مربوط به خودشان هم با کاهش هزینه عمومی روبرو می باشد و هم اینکه موجب می شود تا شادابی و مسئولیت پذیری انها در رفع ورجوع مشکلات و مسائل همسالان و هم گروههای اجتماعی شان بیشتر شود.
به نظر شما ازدواج می تواند از افزایش مشکلات یا از پیری جمعیت جلوگیری کند؟
بله. قطعا با جایگزین کردن جمعیت کودک و نوجوان به جای پیر از طریق گسترش زاد و ولد مبتنی بر ازدواج می توان در این زمینه موثر بود. برای اینکه بشود از مشکلات و اثرات پیری جمعیت در ایران جلوگیری کرد باید انتخاب روشها و سیاست های درستی در این امر مهم صورت گیرد، وگرنه ازدواج به تنهایی کافی نیست و ماندگار نمی شود. اگر می خواهیم ازدواج مناسب و ماندگار اتفاق بیفتد، در اولین قدم لازم است که افراد نسبت به خود شناخت کافی داشته باشند، نقاط قوت و ضعف خود را بشناسند، گام دوم این است که بتوانند فرد مقابل خویش را همان طور که هست بپذیرند. به نظر می رسد، عدم شناخت خویش و درک نادرست از دیگری (همسر) منجر به ناراحتی های بسیاری پس از ازدواج خواهد شد که این ناراحتی می تواند به قدری بغرنج باشد که به طلاق عاطفی و در نهایت طلاق قانونی بیانجامد.
پس هر ازدواجی نمی تواند در کاهش پیری جمعیت موثر باشد؟
خیر. چون بعضی از ازدواج هایی که درست صورت نگرفته است خودش منشا و منبا مشکلات جدیدی از قبیل بی فرزندی یا عدم تمایل به فرزندآوری، طلاق و فرزند طلاق و … می شود. در نتیجه ازدواج سالم و درست است که می تواند در این زمینه موثر باشد. مهم تر اینکه حتی اگر ازدواج سالم و مناسب هم صورت گیرد ولی زاد و ولد و فرزندآوری در دستور کار همسران قرار نداشته باشد، مشکل هم چنان باقی است. بدین یک زنجیره پیوسته عوامل در این زمینه وجود دارد. وجود شرایط مناسب برای ازدواج، ازدواج سالم، روابط سالم بعد از ازدواج در خانه، امکان فرزندآوری، حمایت از فرزند و مادران پس از تولد، رفع مشکلاتی که برای زیست فرزندان پیش می اید و اینده شغلی و حرفه ای و تحصیلی و زندگی فرزندان در دهه های اتی و … عناصر و حلقه های این زنجیره می باشند. خلل در هر یک از این حلقه ها، زنجیره حرکت از ازداج به ساماندهی زندگی خانوادگی به خلل در کل روند زندگی خانوادگی می شود. سامان این زنجیره با موعظه و دستور و ارشاد به طور کامل ممکن نمی شود. سیاست گذاری بلند مدت و همه جانبه لازم است.
به نظر شما چقدر نهادهای مرتبط با ازدواج توانسته در کاهش مشکلات پیری جمعیت موثر باشند؟
همان طور که مشاهده می شود در جامعه به مانند گذشته افراد طالب ازدواج نمی توانند فرد مناسب یا بهتر است بگویم همسر دلخواه خود را به راحتی انتخاب کنند. اگر بر فرض انتخاب همسر در گذشته (زندگی سنتی و قدیم ما ایرانیان) ممکن بود، با تغییرات ساختاری که در زندگی ایجاد شده و جدایی گزینی اجتماعی و فیزیکی و مکانی به وجود امده است، اشنایی زدایی شده و افراد با هم غریبه هستند. به عبارت دیگر، به تعبیر ژرژ زیمل جامعه شناس آلمانی ما در جمع غریبه ها زندگی می کنیم. زندگی جدید شهری با محوریت غریبه ها صورت گرفته است. افراد غریبه در شهرها دلیلی برای رفت و امد نمی شناسند. در ادامه می توان مدعی شد که در شهرهای جدید، فامیل زدایی می شود. دیگر اثری از فامیل و شبکه خوشیاوندی نیست. در خانواده قدیم به دلیل با هم بودن خانواده ها و حل مشکلات درون خانواده ها اگر رقابتی هم درون خانواده صورت می گرفت سالم و قابل احترام بود. اما اکنون اثر خانواده ها به دلیل رقابت ناسالمی که درون خود احساس می کنند، «بیشتر زمان ها دور هم جمع می شوند که وسایل، تحصیلات و … را به رخ یکدیگر بکشند» ترجیج می دهند که ارتباط را با اقوام کمرنگ یا قطع کنند. وقتی اقوام رفت و امد ندارند یکی از گزینه هایی که ممکن بود از بودنش ازدواج صورت گیرد، حذف خواهد شد. الان می ماند غریبه ها (دوستان) این افراد هم امدند که لحظات خوش را با هم سپری کنند، کم پیش می اید که از بین دوستان خواستگاری صورت گیرد، چون اعضای خانواده های جمع شده با هم کمتر نقاط مشترکی دارند که بخواهند مسایل و مشکلات پیش امده را حل کنند. انها از این با هم بودن گذران زمان را اصل می دانند. افراد حاضر شده در ارتباط هر چیز مرتبط و غیر مرتبطی صحبت می کنند بدون اینکه اگاه باشند اسرار خانواده خود را برملا کردند. پس فرزند دوستان هم به دلیل برملاشدن اسرار خانوادگی و پی بردن به نقاط ضعف انها نمی تواند مورد مناسبی برای ازدواج باشد.
در این وانفساست که سر و کله نهادهایی که مسئله و وظیفه انها گسترش ازدواج است پیدا شده است. نیروها و سازمانهایی که در جهت همسریابی تلاش می کنند. در نتیجه، همسریابی مفهوم و عنوانی شده است که بسیاری از این نهادها درگیر ان هستند. متاسفانه اغلب این نهادها با اهداف اقتصادی شکل گرفته اند تا اهداف انساندوستانه. به همین دلیل هم می توانند در این زمینه کارکردهای منفی و نامناسب داشته باشند. این نهادها و موسسات همان طور که مشاهده می شود دغدعه اول و اساسی انها فراهم ساختن شرایط آشنایی دو فرد که می تواند به ازدواج بینجامد البته با منفعت اقتصادی است. اگرچه در برخی نهادهای تشکیل شده، افرادی هستند که بدون چشمداشت (گرفتن حق الزحمه) مشغول به کار می باشند. اما ازدواج در این نهادها چقدر می تواند ماندگار باشد و با زادوولد در کاهش مشکلات جمعیت پیر کمک کند؟
با توجه به اینکه در اکثر این نهادها هم سان گزینی به واسطه خانم های واسط صورت می گیرد و در این هم سان گزینی مواردی از جمله سن، قد، وزن، نوع پوشش و … مورد اهمیت می باشد. فرد منتخب انتخاب و مشاوره می شود تا سلامت روحی و جسمی ان توسط مشاور تایید شود. نکته قابل تامل این است به دلیل تنوع بسیاری که این نهادها برای اقایان ایجاد کرده اند، موجب شده انها از اصل ازدواج که تشکیل خانواده و فرزنداوری و تربیت فرزندان صالح است دور بمانند. بیشتر افراد مراجعه کننده به دنبال خانم با امتیازات مالی و شغلی از قبیل پزشک یا معلم و کارمند بودن هستند یا اگر هم افراد دارای مشاغل اشاره شده نباشند، شاغل بودن و درامد داشتن را اصل می دانند. البته مسایل معیشتی نکته مهمی است و نمی توانیم از ان به سادگی عبور کنیم. برخی هم به دنبال زیبایی و خانواده کم جمعیت و شرایط اقتصادی عالی از سوی طرف مقابل می باشند و …. .از طرف دیگر این نهادها موجب اثرات منفی و مخرب در روابط اجتماعی و انسانی هم می شوند. زیرا نهادهای تشکیل شده به دلیل معرفی کردن افراد بی شمار به یک نفر منجر به فزونی تنوع طلبی شده است و شاید در اینده نزدیک شاهد تاخیر در امر ازدواج نیز باشیم.
اگر خانواده قدیم را مورد بررسی قرار دهیم متوجه می شویم در گذشته برای انجام یک دیدار ساعت ها و روزها وقت گذاشته می شد. همین مسئله باعث شده بود که پس از دو خواستگاری وقتی برای سومین بار قرار خواستگاری صورت می گرفت ان فرد اولویت های خود را مجدد بررسی می کرد و خود را بیش از اینکه با ارزوهایش سازگار کند با واقعیت جامعه و ان چیزی که منطبق بر حقیقت اوست، سازگار می کرد. اما اکنون افراد به دلیل معرفی خانم یا اقایی بیشماری که می خواهند ازدواج کنند از سوی واسطین، تخیل و رویا سازی تا توجه به واقعیت های جاری پیرامون زندگی محقق می شود. بیشتر به دنبال ساختن ارزو تا حقیقت هستند. معرفی افراد مختلف موجب تغییر خواسته ها و نیازهای افراد شده و انها به نیازهایی که قبلا از انها اگاهی نداشتند، پی برده و این منجر شده نتوانند انتخاب درستی داشته باشند.
به نظر شما چقدر فرزندآوری می تواند از پیری جمعیت جلوگیری کند؟
فرزندآوری در شرایطی می تواند بهترین گزینه باشد که ازدواج مناسب باعث تشکیل خانواده شده باشد. در حال حاضر مشاهده می شود که ازدواج بیش از اینکه با هدف رشد و تعالی صورت گیرد، خیلی زیاد به عنوان یک کالای تجاری وارد خانواده های ایرانی شده است. برخی از افراد ازدواج می کنند چون فرزند طلاق دارند و کسی نیست از فرزندشان مراقبت کند، برخی دیگر به عنوان کارمند ازمایشی در اداره مشغول به کار هستند و برای استخدام رسمی نیاز به ازدواج دارند، بعضی ازدواج می کنند، چون قرار است در سازمانی دولتی مشغول به کار شوند و … به نظر می رسد، تعریف ازدواج به مفهومی که در گذشته بوده وجود ندارد. این ازدواج به هر بهانه ای که هست، انجام می شود، اما نمی تواند ثمره اش زاد و ولد کافی که به جلوگیری از پیری جمعیت بینجامد، باشد، کماکان که ممکن است فرزندی هم متولد شود، اما به دلیل اینکه هدف از ازدواج تعریف نشده و افراد نمی دانند چطور می توانند خود را با شرایط جدید سازگار کنند، و اگاه نیستند که فردی که قرار است در کنار انها قرار گیرد، فردی متفاوت با خواسته ها و ایده های انها است با گذر زمان به دلیل برملا شدن نقاط ضعف طرفین این ازدواج با وجود فرزند هم می تواند به پایان برسد. کماکان ممکن است پایان این ازدواج، طلاق قانونی نباشد، اما فرزندی که در این خانواده متولد شده به دلیل درک نکردن اهمیت تشکیل خانواده خود را فردی بی ثمر دانسته و در بزرگسالی ازدواج را مانعی برای رشد خود تعریف خواهد کرد. تکرار این چرخه معیوب می تواند اسیب های متعددی را در برداشته باشد.
از سوی دیگر ازدواج مطلوبیت خود را در بین خانواده های ایرانی از دست داده است. درست است که در جامعه ایرانی ازدواج صورت می گیرد، اما باید دانست چند درصد این ازدواج ها ماندگار هستند؟
اکثریت زوجین در شرایطی زندگی می کنند که از شرایط زیست خود ناراضی هستند. خانه های کوچک، روابط اجتماعی محدود، غریبه بودن در مکانها و فضاهای شهری، فضای نامناسب، فقدان نور کافی و … باعث شده که انها شرایط سختی را پشت سر بگذرانند و همین موضوع باعث شده نتوانند از سرمایه های موجود لذت کافی را ببرند. خانه های کوچک علتی شده است که زوجین زمانی را برای تنهایی و روابط خودمانی نداشته باشند. با توجه به اینکه فضای مجازی مدام از نوع با هم بودن و معاشرت زوجین برای برقراری ارتباط مناسب پیام می گذارد و تاکید بر این سوال است که: “کلاس های متعددی در این زمینه برگزار می شود، به نظرتان چند درصد از این زوجین می توانند انچه را که یاد میگیرند ، عملی کنند؟” قبل از اگاهی نسبت به مشکل، انها مشکل اصلی را در خود جستجو می کردند و تا زمانی که ابعاد این مشکل برایشان برملا نشده بود، راحت تر می توانستند شرایط را بپذیرند، اما محض ورود به کلاس و کسب دانش های موجود یقینا انها را به این اگاهی می رساند که اولین قدم برای رفع سردی و دوری از یکدیگر مستلزم داشتن فضایی جهت برای برقراری ارتباط است و این فضا به دلیل شرایط نابسامان اقتصادی امکان پذیر نیست، انها از شرایط موجود بهم ریخته و در نهایت بلاتکلیف می شوند.
برای رفع شرایط موجود باید چاره ای اندیشید، اما چگونه؟ خانه کوچک است و فرزند یا فرزندانی وجود دارند که اتاق جداگانه می خواهند، فرزندان هم می خواهند مانند دوستانشان زندگی کنند و برای به مانند انها بودن باید حداقل هایی را داشته باشند، پس می ماند یک راهرو که انهم با وجود فرزند امن نیست برای برقراری ارتباط های خودمانی یا حرف های خصوصی. عوامل موجود برای اینکه فرد صبوری خود را از دست دهد و از شرایط گله مند باشد، کافی است. بغض و حسرت ها منجر به جروبحث و دعوا حتی سر کوچکترین مسائل می شود، این ناراحتی و نارضایتی در حضور فرزند با خشم و عصبانیت و تکرار جملاتی از جمله تاکی باید در این خونه باشیم؟ جرا این خونه پنجره ندارد؟ خسته شدم از بس در این خونه در و دیوار را نگاه کردم. خسته شدم از شنیدن غرغرهای هر روزت. بگذارید لحظه ای ارام بگیریم و … مواردی هست که فرزند بیشتر زمان ها به انها گوش سپرده و برایش به مانند لالایی عادی شده است. حال تصور کنید، فرزندی که با این جملات بزرگ شده، چطور می تواند مایل به ازدواج باشد. ازدواج زمانی اتفاق می افتد که فرزندان با دیدن ارتباط بین والدینشان در درون خود برای تشیکل خانواده احساس نیاز کنند. زیرا فرزندان مشاهده کرده اند ازدواج والدین آنها همراه با ناراحتی و مشکلات بسیاری بوده است تا آسایش و رفاه و آرامش.
می توانیم اینگونه بگوییم فرزنداوری در شرایطی می تواند به جوانی جمعیت کمک کند که اموزش و تربیت این فرزند به گونه ای باشد که فرزندان با حسرت های مختلف و احساس ضعف و ناتوانی در بزرگسالی مواجه نشوند. بتوانند در بزرگسالی بهترین تصمیم را بگیرند و از شرایط موجود احساس رضایت و لذت داشته باشند.
برای جلوگیری از پیری جمعیت به نظرتان باید چکار کنیم؟
متاسفانه ما در کشور با فقدان اموزش در نحوه گذران اوقات فراغت، اهمیت خانواده اصلی، نحوه تعامل با فرزند و اطرافیان و … مواجه هستیم.
اشاره شد وقتی خانواده نسبت به شرایط محیطی که در حال تجربه ان است، اگاه می شود، نارضایتی و ناراحتی ان منجر به دعوا و کشمکش خواهد شد. این ناراحتی به دلیل فقدان فضای مناسب برای گفتگو و برقراری ارتباط خودمانی است. اگر زوجین یاد بگیرند که گهگاهی برای کمرنگ شدن این خلا در مکان های عمومی ، پاساژ و پارک ، کافه و … می توانند حاضر شوند و البته فضای عمومی سالم و بی مشکل وجود داشته باشد. انها در این فضاها امکان قدم زدن و زیست حتی موقت همراه با ارامش و اسودگی را داشته باشند و در این زمینه با یکدیگر در مورد امور زندگی گفتگو کنند، شاید بتوانند کمی از نارضایتی شان را کمرنگ کنند، اگرچه فقدان فضایی مناسب برای روابط خودمانی (زناشویی) خلایی هست که باید سامان گیرد و متاسفانه با شرایطی که در جامعه حاکم است، به سختی این مشکل برطرف خواهد شد.
بیشتر زوجین به دلیل عدم فراگیری مهارت های لازم جهت برقراری ارتباط و نحوه برخورد با مسائل و مشکلات بوجود امده در خانه پدری با اسیب های متعددی در زندگی مشترک مواجهه خواهند شد. در ادامه به چند مورد از اسیب ها اشاره می شود. اول: اکثریت زوجین به دلیل مشاهده دعوای والدین خویش در حضورشان یاد نگرفتند در شرایط بحرانی طرف مقابل (همسر، فرزند و …) را درک کنند و به جای فریاد زدن بیشتر گوش دهند. انها نیز به مانند والدین شان در هنگام دعوا فریاد می زنند و همین امر منجر سردی روابط بین زوجین شده و انها را از حل مسئله دور می کند، همچنین این دعواها به داشتن فرزندانی به مانند خود یا بدتر از خود منجر شده است. دوم، عدم آشنایی در برون رفت از بحران و در عوض اقدام به حرکت های خشونت آمیز. سوم، عدم حضور مناسب نهادهای میانجی در کاهش مشکلات پیش امده خیلی تعیین کننده است. چهارم، نقش افرینی نهادهای فرهنگی و اموزشی در شناسایی و کاهش مشکلات نقش افرینی دارند که البته در ایران، ما با نقش بیشتر منفی این نهادها در حوزه ازدواج و اسیب ها روبرو هستیم. زیرا این نهادها بر اساس نگاه دستوری و ارشادی سامان یافته اند تا نگاه تخصصی و کارشناسی و فنی. به نظر می رسد اگر در جامعه اموزش و فراهم اوری امکانات مورد نیاز برای ازدواج مناسب به نحو احسن صورت گیرد، می توانیم در ارتباط با جلوگیری از پیری جمعیت اندکی نگرانی مان را کمتر کنیم.











