شفقنا- روزنامه آفتاب یزد در سرمقاله خود با عنوان «استیضاح یک تفکر» این گونه آورده است:
یوسف نوری وزیر آموزش و پرورش ابراهیم رئیسی این روزها بیش از هر وزیر دیگری در تیررس انتقادها از دولت سیزدهم قرار دارد. البته در تحلیل عملکرد جناب وزیر مسیر ورود ایشان به کابینه را نیز نباید نادیده گرفت چرا که مجلس بعد از رد دو گزینه پیشنهادی رئیس جمهور ناگزیر به دادن رای اعتماد به جناب نوری بود. بعد از کسب این رای اعتماد، نوری برای اینکه از زیر فشار این ناگزیری خارج شود خواست با ابراز نظرهای مختلف در عرصه عمومی بیشتر دیده شود؛
پیشنهاد استفاده از بلوک سیمانی یا سنگ برای عبور از حیاط پر از آب آموزشگاه، گنجاندن اسناد جاسوسی در کتابهای درسی حتی در دوره ابتدایی، آموزش زبان چینی در مدارس، روانه کردن دانشآموزان به کانونهای اصلاح و تربیت و غیره نمونههایی از اظهارات نوری بود که نه تنها فشار را از دوش جناب وزیر برنداشت بلکه موجی از خشم و نفرت را دربین فرهنگیان به راه انداخت و در بسیاری موارد این اظهارات به اراده ایشان و بازیگردانان بزرگ حوزه آموزش و پرورش برای سیاسی و ایدئولوژیک کردن بیشتر نظام آموزشی تعبیر میشد.
عمق فاجعه عملکرد وزیر محترم در ماجرای رتبهبندی معلمان بیشتر از هر زمان دیگر نمایان شد. بعد از حدود بیش از ده سال که موضوع رتبهبندی معلمان مطرح شده بود جناب وزیر با پشتوانه وعدههای انتخاباتی رئیس جمهور وارد گود رتبهبندی شد!
اگر فرهنگیان فضای مجازی را نداشتند و عضو هیچ کدام از پلتفرمهای داخلی و خارجی هم نبودند و حتی جراید و روزنامهها را هم مطالعه نمیکردند باز هر روز خبرهایی از رتبهبندی معلمان نقل مجالس و محافل بود به یکباره لایحه رتبهبندی فرهنگیان با بوق و کرنای زیاد به مجلس ارسال میشد خبر میرسید مجلس مخالف است چند روز بعد تکذیب میشد برای مجلس معیشت و منزلت معلمان در اولویت قرار دارد! اما تعدادی از بندها باید اصلاح شود، چند هفته بعد شورای نگهبان مخالفت میکرد، مجلس تبصره میداد، لایحه برگشت میخورد، صدا و سیما چندین ساعت رتبهبندی معلمان را کارشناسی و تحلیل میکرد، سازمان
برنامه و بودجه مخالفت میکرد، بعد موافقت میکرد و…
از مجلس، دولت و سایر نهادهای کارگزار که بگذریم، یکی از خبرهای داغ بسیاری از روزها در جامعه رتبهبندی معلمان بود، رانندگان تاکسی و ونهای درون شهری، بنگاههای کوچک و بزرگ معاملاتی همه و همه به محض چشم در چشم شدن با یک فرهنگی، موضوع رتبهبندی را پیش میکشیدند،
در برخی موارد اجناس با قیمتهای بالاتری به فرهنگیان فروخته میشد و حتی نرخ تورم و گاها نرخ ارز نیز از رتبهبندی اجرا نشده معلمان متاثر شده بود…!
اینکه آیا به لحاظ روانی فرهنگیان ظرفیت هضم و جذب این حد از اخبار (که به طور معمول منفی هم بودند) را داشتند یا نه؟ بماند! اما
پساز این همه کش و قوسهای وحشتناک و اجرای دستور العمل ابلاغی نتایج طور دیگری رقم خورد؛
– فرایند ارزیابی فرهنگیان برای اخذ رتبه مسیری را درپیش گرفت که با روح و روان اکثر فرهنگیان بازی شد رتبه ها، مطابق با سلیقه شخصی ارزیابان و مقدار اعتبار موجود
تعیین شد!
– هیئت ممیزان ادارات عملا هیچ کاره شدند دست از پا درازتر، گوش به فرمان و چشم به مانیتور فقط نظارهگر صدور رتبههای ناعادلانه همکاران بودند!
– دلزدگی و بیانگیزگی در بین فرهنگیان چندبرابر شد در صورتیکه یکی از اهداف رتبهبندی ایجاد انگیزه در جامعه فرهنگیان بود!
– به جای رضایت مندی، نارضایتی در بین فرهنگیان چند برابر شد!
– برابر دستورالعمل و مصوبه مجلس، معوقات رتبهبندی قرار بود همراه با حقوق اسفند ماه پرداخت شود در حالیکه معوقات که هیچ! بلکه حقوق اسفند ماه هم پرداخت نشد! تا نهایتا بعداز گل گرفتن درب آموزش و پرورش در سال جدید توسط فرهنگیان و با لطف و بزرگواری و مرحمت رئیس جمهور و بانک ملی حقوق اسفند ماه به صورت ناقص پرداخت شد!
– …
با این کارنامه سیاه عملکرد وزیر محترم، طبیعی است که فرهنگیان در حال حاضر خواستار استعفا یا عزل ایشان باشند و ظاهرا استیضاح هم در مجلس کلید خورده است اما لازم است نمایندگان محترم قبل از استیضاح و عزل نوری به چند سوال جدی در مورد آموزش و پرورش پاسخگو باشند؛
نمایندگان محترم که امروز در مجالس و محافلتان به جهت تبری خود، از مظلومیت معلمان، علم آموزی و آموزش و پرورش صحبت میکنید؛
– چند نفر از شما برای یک بار هم که شده سند تحول بنیادین را مطالعه کرده اید؟!
– تا حالا از چند کلاس درس بازدید داشته اید؟
– پای درد دل مدیران، معلمان و دانشآموزان در کف کلاسهای درس نشسته اید؟ یا فقط از راه دور مطالبات آنها را به باد انتقاد گرفته اید؟!
– چقدر برای افزایش اعتبارات و بودجه آموزش و پرورش تلاش کردهاید؟ برای مدارس تخریبی و فرسوده چه اقداماتی انجام دادهاید؟
– اگر اعتراضات فرهنگیان نبود به فکر استیضاح وزیر بودید؟ چقدر از فرآیندها و درون دادهای آموزش و پرورش اطلاع دارید؟ فاصله زیادی بین شما و موکلانتان ایجاد شده راستی هدف شما از استیضاح چیست؟
– شما که قلب قانونگذاری این مملکت هستید فکر میکنید تغییر وزیر تاثیری در روند آموزش و پرورش دارد؟
– به نظر شما نمایندگان محترم! وزیر بعدی بهتر خواهد بود؟
– کدام گزینه با این وضعیت اقتصادی و بودجه اختصاص داده شده قبول مسئولیت میکند؟
– فکر میکنید گلآلودی آب از کجاست؟ لطفا با موکلانتان رو راست باشید بگوئید آموزش و پرورش جزء اولویتها نیست!
و اما واقعیت مهمی که نیازمند دقت نظر فرهنگیان محترم میباشد این است که:
ما به یک استیضاح فکری بزرگ در آموزش و پرورش نیاز داریم، ما به آمد و رفتِ یک وزیر یا مدیران زیر مجموعه نیازی نداریم که مرتب بر عزل یکی و نصب دیگری اصرار کنیم چون اگر مسئله با عزل و نصبهای مدیریتی در بزرگترین دستگاه اجرایی کشور قابل حل بود، مسائل و مشکلات ما مدتها پیش حل شده بود.
استیضاح بزرگ باید در تفکر مدیریتی (از وزیر گرفته تا مدیران مدارس و معلمان کلاسهای درس) صورت بپذیرد آن تفکر اشتباهی که مدرسه و آموزش و پرورش را بازار مصرف انحصاری فرمایشات خود میپندارد! تفکری که در ردههای بالا میپندارد معلمان زیادی هستند! و در سطوح پایینتر با سلب اعتماد به نفس فرهنگیان، آموزش و پرورش را مصرفکننده میپندارد!
به بیان دیگر زمانی بن بست آموزش و پرورش باز خواهد شد که بپذیریم نقش آموزش و پرورش از ساختمان یک وزارتخانه و یک یوسف نوری نامی بسیار بزرگتر است! تربیت، موضوعی به وسعت تمام ایران است. باید به این باور برسیم در عصر فناوری، تعلیم و تربیت، با اختصاص ندادن بودجه و اعمالِ قدرت محدود نمیشود! بلکه روی نابهنجار خود را بروز میدهد همه باید در این استیضاح بزرگ فکری به سهم خود مشارکت داشته باشیم.











