شفقنا- استاد سید حسن وحدتی تصریح کرد: اگر کسی با گمان اینکه کاندیدای الف اصلحتر از کاندیدای ب است و اگر کاندیدای ب رای بیاورد کشور را به باد خواهد داد، حتی به قصد قربت به تعداد رای کاندیدای الف اضافه کند و کاندیدای الف بالا بیاید ، حق الناس است و باید جوابگو باشد.
هر حق الناسی حق الله است
به گزارش خبرنگار شفقنا، حجت الاسلام والمسلمین وحدتی مدیر مدرسه فقاهت آستان قدس رضوی در نشست بررسی فقهی گستره حقالناس درحوزه عمومی گفت: گام اول در هر تحقیقی شناخت جامع و کامل از موضوع تحقیق است. ممکن است از موضوع یک تعریف بدوی ارائه شود، اما باید اطراف و جوانب آن خوب کاویده شده و بعد هم در مباحثات تلاش شود بر روی همان موضوع مشترک گفتگو صورت گیرد. واژه حق در لغت به معنای امر ثابت و حقیقی است؛ حق یعنی آنچه که حقیقت دارد. به تدریج به معنای امتیازی که قدرت برتر در جامعه برای افراد و آحاد مردم در نظر میگیرد به کار گرفته شد. این امتیاز یک «من له الحق» و یک «من علیه الحق» ایجاد میکند؛ یعنی کسی که صاحب این امتیاز است و کسی که این امتیاز بر او اعمال میشود.کاربرد این که ما حق بر چیزی داشته باشیم را ندیدهام. در عبارت امیرمومنان (ع) آمده است: «ثُمَّ جَعَلَ سُبْحَانَهُ مِنْ حُقُوقِهِ حُقُوقاً افْتَرَضَهَا لِبَعْضِ النَّاسِ عَلَى بَعْضٍ» حق، حق الی است و در نگرش اسلامی در اصطلاح فقیهان ما یک حق الله و یک حق الناس داریم. در بعضی مصادیق حق الله و حق الناس کنار هم قرار دارند مانند سرقت که هم حق الله و هم حق الناس است. گاهی فقط حق الله را داریم، مثل کسی که شرب خمر میکند و مست و بیهوش میشود. در این موضوع حاکم به نمایندگی از خداوند در واقع حق خدا را استیفا میکند و ۸۰ تازیانه به شارب خمر میزند. بعضی موارد فقط حق الناس است و حق الله در آن نیست؛ مانند اینکه مال دیگری را بدون اذن او مورد تصرف قرار دهد؛ مثلا خانه ای را که اجاره کرده است بعد از اتمام مدت تخلیه نمیکند.
وی افزود: حق الناسی که حق الله نباشد نداریم به تبیین عبارت امیر مؤمنان که پیشتر اشاره شد. در رساله حقوق امام سجاد (ع) میفرمایند: «اعلم رحمک الله، ان لله علیک حقوقا محیطة بک، فی کل حرکة تحرکتها أو سکنة سکنتها، أو منزلة نزلتها، أو جارحة قلبتها، و آلة تصرفت بها، بعضها أکبر من بعض.و أکبر حقوق الله علیک، ما أوجبه لنفسه تبارک و تعالی من حقه الذی هو أصل الحقوق»: در نگرش اسلامی مبنای همه حقوق حق خداوند تبارک و تعالی است. تمام حقوق را خداوند جعل میکند. اگر کسی حق الناس را هم زیر پا گذاشت حق الله را نقض کرده است. بنا به فرمایش امام سجاد از حق الله است که حقوق دیگر متفرع و منشعب میشود. پس یک تقسیم ، تقسیم فقهی است که حق الله و حق الناس در ابواب مختلف فقهی به مناسبت آن را تعریف میکنند و یک اصطلاح دانش حقوق داریم که در سیستمهای حقوقی رومی_ژرمنی که از روم باستان به ارث گذاشته شده و اکنون در کشور فرانسه و حکومتها و دولتها و کشورهایی که تابع سیستم رومی _ ژرمنی هستند این نظام اجرا میشود؛ و آن تقسیم حقوق به حقوق عمومی و حقوق خصوصی است. آن بخش که رابطه مردم و حکومت را تنظیم میکند حقوق عمومی نام میگیرد و آنچه که در روابط خصوصی میان افراد برقرار میشود حقوق خصوصی نام گذاری میشود. در نظام حقوقی روم باستان دیوار قطوری میان حقوق خصوصی و حقوق عمومی کشیده میشود اکنون نیز در کشور فرانسه آثار این تقسیم را میبینیم.
حق الناس همان حق خصوصی نیست
آقای وحدتی گفت: در حال حاضر مداخله دولت در روابط خصوصی میان افراد آنقدر زیاد است که میگویند دیگر چیزی تحت عنوان حقوق خصوصی باقی نمانده است؛ مثلا زمانی رابطه کارگر و کارفرما یک رابطه خصوصی بود، اما امروزه دولتها در این موضوع ورود پیدا کرده و قانون کار ایجاد کردهاند. کارفرماها را مکلف به انبوه تکالیف کردند به طوری که کارفرما میگوید من دیگر خودم نیستم و باید پاسخگوی دولت باشم و نمیتوانم کارگر را در هر سنی استخدام کنم، به کارگر مرخصی ندهم و برای بانوان مرخصی زایمان قرار ندهم. بعضی از حقوقدانان آشنا به فقه دو تقسیمی که پیشتر مطرح شد را یکی دانسته و میگویند حق الناس همان حقوق خصوصی و حق الله همان حقوق عمومی در دانش امروزی است. اما به نظر می آید این تعریف درست نیست و این انطباق ساختن جای اشکال است. زیرا بعضی جرائم هستند که در آنها حق خصوصی کسی نقض نمیشود .مثلا در رابطه نامشروع زنا میان دونفر که هر دو آنها راضی هستند دنیای غرب این مسئله را جرم نمیداند.اگر زنای به عنف باشد جرم محسوب میشود، زیرا یک طرف راضی نبوده و حق او ضایع شده است بنابراین جرم است. آنها میگویند وقتی دو طرف راضی باشند چرا حقوق اسلامی آن را جرم میبیند؟ به این علت که ما در نگاه اسلامی خود جرم را تعدی به حدود الهی معرفی میکنیم. بنابراین ممکن است یک چیزی جرم باشد درحالی که حق کسی ضایع نشده و حقوق عمومی هم زیرپا گذاشته نشده باشد، در ملا عام هم نبوده باشد؛ رابطه نامشروعی بوده و تمام شده است اما حاکم شرع در این موضوع ورود پیدا میکند و آن افراد را دستگیر میکند و اگر مُحسَن نباشند بر آنها ۱۰۰ تازیانه میزند و اگر محسن باشند مجازات آنها رجم است.
وی افزود: هنگامی که آقای گالیندوپل به ایران میآید، میگوید جمهوری اسلامی نقض حقوق بشر میکند. این سخن او به این علت است که آنها نمیتوانند درک کنند که ما هر آنچه که تعدی به حدود الله باشد را جرم میبینیم، هرچند حقوق عمومی هم زیرپا گذاشته نشده باشد. در مبنای حقوق با آنها اختلاف نظر داریم. آنها اصلا خدا را در حقوق منظور نمیکنند و در روابط اجتماعی عنصری به نام خدا در نظر نمیگیرند، حداقل بعد از رنسانس به این شکل بوده است. میگویند اگر کسی حقوق عمومی جامعه را نقض کرد واکنش جامعه را در پی دارد که ما نامش را مجازات میگذاریم؛ اما اگر آرامش و نظم عمومی جامعه را از بین نبرد چرا باید نام آن را جرم بگذاریم؟ حالا کسی رفته و شرابی خورده، مست شده و از خانه خودش هم خارج نشده چرا شما ۸۰ تازیانه میزنید؟ از نظر ما کسی که کشف حجاب میکند تعدی به حدود الهی کرده است : «وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُن». ما باید اولا حق را به خوبی بشناسیم. حق یعنی الامرالثابت .این امرثابت گاهی یک امتیاز است که به یک شخص میدهند مثل شوهری که از همسر دائم یا غیر دائم خود حق تمکین میکند. یا زوجه دائمی که از شوهر خود مطالبه نفقه میکند .اینها موارد حقوق شخصی و امتیازی است که برای تأمین سود شخصی زوج یا زوجه به او اعطا میشود. اما یک سری حقوق هستند که امتیاز شخصی به افراد اعطا نمیکنند. اگر تو را ممتاز کردند در حقیقت یک مسئولیتی را بر دوش تو قرار دادند. تو گمان میکنی که تو را رئیس جمهور کردند، حاکم کردند و تو تافته جدا بافته هستی! علت این حق، مسئولیتی است که بر دوش تو گذاشته اند به همین دلیل است که پیامبر خدا شب خوابش نمیبرد که چرا بیت المال را تقسیم نکرده است. بخاطر همین است که علی (ع) حاضر نیست یک درهم از بیت المال به برادرش عقیل بدهد. زغال گداخته نزدیک دستش می اوردند، فریاد میزند: میخواهید مرا بسوزانید؟ میفرماید برادر تو حاضر نیستی زغال گداخته را تحمل کنی من چطور آتش جهنم را تحمل کنم؟ او میبیند که این حقی که «إِنَّ لِي عَلَيْكُمْ حَقّاً» یک مسئولیت است.
منظور غرب از آزادی را باید تحلیل کنیم
اقای وحدتی گفت: اگر در دنیای غرب اسم آزادی را حق گذاشتند ، و گفتند حق آزادی باید تحلیل کنیم. غربیها دو اصطلاح فلسفه حقوق و فلسفه حق دارند. این دو با یکدیگر متفاوت است. در فلسفه حقوق این موارد مطرح میشود: قانون چیست؟ چرا ما باید از قانون تبعیت کنیم؟ ویژگی های قانون چیست؟ انواع و تقسیم بندی آن چیست؟ و در فلسفه حق مطرح میشود که حق چیست؟ چه کسی حق را جعل میکند؟ منشأ این حق چیست؟ در تعارض حقوق چه باید کرد؟ آیا واقعا آزادی ، کرامت انسانی و حیات حق است و به معنای سلطه؟
وی افزود: آزادی یا کرامت انسانی حقی به عنوان الامرثابت است یا به عنوان امتیازی است که به انسان داده شده و او میتواند این امتیاز را هم از بین ببرد؟ در «وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ» حق از بین بردن امتیازی که برای انسان جعل میشود، وجود ندارد. این حق، حکم است.مرحوم آیت الله خویی در برخی بیانات میفرماید حقوق در حقیقت حکم هستند و نیاز به جعل شرعی دارند. و به همین دلیل حق تالیف و حقوق معنوی را انکار میکنند؛ زیرا نیاز به جعل شرعی دارد. بنابراین یک مسئله چیستی حق و شناخت مفهوم حق است و مسئله دیگر مبانی حق است و ما باید این مبانی را با روش شناسی فقاهت جواهری استخراج کنیم. بعد از اینکه به این مبانی دست یافتیم سپس به سراغ فروعی میرویم که امروز مطرح است. رهبری انقلاب در یکی از انتخابات گفت انتخابات حق الناس است، اگر رایی را حتی به قصد قربت جابه جا کردید در قیامت باید جوابگو باشید. گفته امام خمینی در قبض های آب و برق چاپی که در قدیم در خانهها می انداختند برجسته است : زیاده روی در مصرف آب و برق حرام است و موجب ضمان میشود. اگر کسی با گمان اینکه کاندیدای الف اصلحتر از کاندیدای ب است و اگر کاندیدای ب رای بیاورد کشور را به باد خواهد داد، حتی به قصد قربت به تعداد رای کاندیدای الف اضافه کند و کاندیدای الف بالا بیاید ، حق الناس است و باید جوابگو باشد. معاملاتی که بعضی در سطح اجتماعی انجام میدهند و موجب کاهش ارزش پول میشوند و بازار ارز را متزلزل میکنند، حق الناس است. سالی دولت اجازه داد تا مرکبات بی حساب و کتاب وارد شود کشاورزان و باغداران شمال گفتند متضرر شدند زیرا محصولاتشان پوسید و کسی از آنها نخرید. آیا این دولت هیچ مسئولیتی ندارد؟ کسی که تا پاسی از شب صدای بلندگو را حتی در مراسم مذهبی برای همسایگان بلند میکند مسئولیت ندارد؟ کسی که در کنار خیابان برای مراسمات تولد خیمه میزند و مسیر را میبندد، ترافیک درست میکند، و لیوانهای شربت و زباله هایشان را کنار خیابان رها میکند تکلیفش چیست؟ آن مسئولی که صلاحیتی در خود نمیبیند ولی نامزد میشود تا نماینده مجلس شود واقعا چیزی از قانون میداند؟ آیا مسئولیت ندارد؟ آن کسی که صلاحيت دارد و مسئولیتی به او پیشنهاد میشود اما نمیپذیرد و افراد ناشایست در آن سمت قرار میگیرند آیا او مسئولیت ندارد؟ کسی که صلاحيت دارد و مسئولیتی را پذیرفته اما به مقتضی مسئولیت خود عمل نمیکند مسئولیتی ندارد؟ و انبوه مسائلی که حوزه علمیه امروز باید درمورد آن موضعگیری داشته باشد و پاسخگو باشد الان انتظار رهبری این است.
به مطالبه رهبری پاسخ داده نشد
آقای وحدتی گفت: زمانی که ایشان رهبری جمهور بودند، طلبهها را دعوت کردند و فرمودند حوزه علمیه باید ضوابط فقهی حاکم بر روابط دولت اسلامی را در اختیار من قرار دهد تا من بتوانم از وزیر خارجه بخواهم روابط کشور را بر اساس این ضوابط تنظیم کند. چقدر به این مطالبه رهبری پاسخ داده شده است؟ حق الناس در حوزه عمومی میتواند محور بحث یک سال خارج اساتید ما باشد. آیا قاعده لاضرر و لا ضرار به هر مفادی که باشد تنها در روابط خصوصی افراد جریان پیدا میکند یا در روابط اجتماعی هم جایگاه دارد؟ اگر تعدی به حقوق جامعه شد و لاضرر و لاضرار جریان یافت مشکلات زیادی در جامعه برطرف میشود. امیرالمؤمنان در نهجالبلاغه میفرماید «ان عملک علیک امانه لیس لک به طعمه ولا کنه فی عنقک امانه»؛ آیا از این نکتههای فقهی میتوان استفاده کرد؟ ما کتاب امانات داریم ، چقدر از آثار آن امانت در این مسائل استفاده کنیم؟











