شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) -حضرت آیتالله العظمی سبحانی به پرسشی درباره تبرک جستن در شرایع گذشته پاسخ گفته است.
به گزارش شفقنا متن پرسش مطرح شده وپاسخ این مرجع تقلید شیعیان بدین شرح است:
پرسش: آيا در شرايع پيشين هم تبرّك بوده است؟
من يك نمونه از شرايع پيشين نقل مى كنم بعدا سراغ آيات مى رويم.
1-2. تبرّك روميان به دستمال حضرت عيسى(عليه السلام)
كتابى به نام «تاريخ الخميس فى احوال أنفس نفيس» از ديار بكرى وجود دارد كه وى در حدود نهصدوپنجاه هجرى درگذشته است. من خودم اين داستان را در آن كتاب ديده ام. ( [329]) در زمان يكى از خلفاى عباسى به نام «المتّقى بالله» ميان مسلمانان و روميان جنگى درگرفته بود و اتفاقاً مسلمين شكست خوردند و ده هزار سرباز اسلامى اسير روميان شدند. حكومت اسلامى آن زمان تلاش مى كرد كه اسيران مسلمان را آزاد كند، اما روميان حاضر به پس دادن آن ها نبودند. بعد از چندى پادشاه روم نامه اى به المتّقى بالله كه در بغداد بود ـ نوشت كه: شنيديم پيش شما دستمالى است كه حضرت مسيح با آن، صورت خودش را پاك مى كرده، اگر اين دستمال را بفرستيد ما تمام سربازان شما را آزاد مى كنيم. متّقى بالله فقهاى بغداد را جمع كرده و از آن ها نظر خواست; آن ها گفتند مانعى ندارد. دستمال را فرستادند و اُسرا آزاد شدند. براستى روميان اين دستمال پنبه اى را براى چه مى خواستند؟ قطعاً براى تبرّك. چراكه دست مسيح يا چهره مسيح آن را متبرّك كرده بود، بركت و خيرى در آن بود و آنان خير را از اين دستمال مى خواستند.
اگر به قرآن مراجعه كنيم مى بينيم قرآن، تبرّك را هم در شرايع پيشين و هم در شريعت اسلام براى ما نقل مى كند.
2-2. تبرّك يعقوب(عليه السلام) نبى به پيراهن حضرت يوسف(عليه السلام)
چنان كه مى دانيد يعقوب نبى(عليه السلام) ساليان درازى در فراق يوسف گريست، تا جايى كه كه ديدگانش نابينا شد، قرآن مى فرمايد: ( وَابْيَضَّتْ عَيْنَاهُ مِنَ الْحُزْنِ) ( [330]) ، الآن موقع آن رسيده كه حق تعالى خير خودش را از سبب خاص يعنى پيراهن يوسف به يعقوب برساند. يوسف(عليه السلام) خطاب به برادران گفت: اين پيراهن را ببريد به صورت پدر بيفكنيد او بهبودى پيدا مى كند: ( اذْهَبُواْ بِقَمِيصِى هَذَا فَأَلْقُوهُ عَلَى وَجْهِ أَبِى يَأْتِ بَصِيرًا) ( [331]) و سپس( فَلَمَّا أَن جَاء الْبَشِيرُ أَلْقَاهُ عَلَى وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِيرًا) . ( [332])
در اينجا اگر گفته شود پيراهن مؤثر نيست، اشتباه است. چرا كه اگر پيراهن اثرى نداشت، يوسف اين كار لغو را انجام نمى داد و اگر بگوييد اراده يوسف مؤثر نيست، آن هم اشتباه است. بنابراين بايد بگوييم هم پيراهن و هم اراده يوسف مؤثر بوده و اين اثر را خدا در اين دو سبب نهاده است.
البته اين سبب، سبب غير طبيعى است. گاهى كسى چشمش دچار آب مرواريد مى شود، پيش پزشك مى رود، جراحى مى كند تا بينايى اش بازگردد. اين سبب، طبيعى است. اما سبب بازگشتِ بينايى يعقوب(عليه السلام) غير طبيعى بود. اين سبب (پيراهن) داراى خيرى است و خدا اين خير را در آن نهاده; گرچه اراده يوسف هم مؤثر است.
در كنار ضريح نبوى بودم، فردى مى خواست ضريح را بوسيده و دست بكشد، فردى كه وظيفه خود را امر به معروف مى دانست گفت: اين آهن است و آهن كه به درد نمى خورد! گفتم: «قميص يوسف من القُطن، فَأفاد؟» (پيراهن يوسف از پنبه بود و مفيد واقع شد) آن شخص ماند چه جواب بدهد. آن ها خيال مى كنند كه ما سراغ آهن مى رويم يعنى مثلاً سراغ پيراهن از آن جهت كه پيراهن است مى رويم! نه، ما دنبال مسبِّبُ الأسباب كه خدا باشد مى رويم و اين خير را نيز خداوند در اين سبب نهاده است نه در هر چيزى، و اين خير را يعقوب با اجازه خدا از اين پيراهن مى خواست.
3-2. تبرّك بنى اسرائيل به تابوت موسى(عليه السلام)
جناب موسى به هنگام فوت، صندوقى را خواست. حالا اين صندوق جديدى بود يا همان صندوقى بود كه مادرش او را در آن صندوق نهاده بود و بر روى نيل رها كرده بود، خيلى روشن نيست; اما موسى(عليه السلام) قبل از آنكه بميرد عمامّه، عصا، نعلين و آنچه وابسته به زندگى شخصيش بود را در آن نهاد. اتفاقاً هارون هم كه قبل از موسى(عليه السلام) فوت كرده بود، آنچه را كه متعلق به خودش بود در آن صندوق نهاده بود و موسى(عليه السلام) صندوق را به وصى خود، يوشع بن نون سپرد. به اين صندوق تابوت مى گويند، تابوت در اصطلاح ايرانى ها معناى غير محبوبى دارد و معمولاً به صندوقى مى گويند كه ميّت را در آن مى گذارند; اما تابوت در لغت عرب به معناى صندوق است.
حق تعالى اين تابوت را باعظمت تعريف مى كند:
( وَقَالَ لَهُمْ نِبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَن يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَبَقِيَّةٌ مِّمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَى وَآلُ هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلآئِكَةُ إِنَّ فِى ذَلِكَ لآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ)( [333])
«و پيامبرشان به آنها گفت: نشانه حكومت او، اين است كه “صندوق عهد” به سوى شما خواهد آمد(همان صندوقى كه) در آن، آرامشى از پروردگار شما، و يادگارهاى خاندان موسى و هارون قرار دارد; در حالى كه فرشتگان آن را حمل مى كنند. در اين موضوع، نشانه اى (روشن) براى شماست; اگر ايمان داشته باشيد».
تفسير آيه اين است كه بنى اسرائيل در جنگ با مشركان بت پرست هميشه اين تابوت را همراه خود مى بردند و به آن تبرّك مى جستند و به خاطر همين تبرّك، بنى اسرائيل هميشه در جنگ ها غالب بودند. اما پس از آنكه بنى اسرائيل فاسد و مرتكب گناه شدند، حق تعالى تابوت را از آن ها گرفت. بنابراين بنى اسرائيل مدّت ها در حال ذلّت و خوارى بودند تا اينكه خداوند به پيغمبر زمان گفت به بنى اسرائيل بگو: من پادشاهى را به نام طالوت از ميان شما بر مى گزينم. زير پرچم اين پادشاه بجنگيد و نشانه اين است كه اگر زير پرچم اين مرد بجنگيد، آن تابوتى را كه از شما به غصب گرفته اند دوباره به دست شما مى افتد.
ويژگى هاى تابوت موسى(عليه السلام)
1. ( سَكِينَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ) يعنى مايه آرامش شماست. در ظاهر اين تابوت چيزى جز چوب و تعدادى ميخ نبود، اما خدا درآن سكينه اى نهاده كه مايه آرامش است.
2. آنچه از موسى و هارون باقى مانده بود همه در آن تابوت جاى داشت مانند: نعلين، عصا، عمامه و پيراهن.
3. به قدرى اين تابوت مقدّس بود كه مى فرمايد: ( تحمله الملائكة) اين همان تبرّك است وگرنه خود تابوت كه چيزى جز چوب و ميخ و در آن هم چيزى جز چارق، عصا و پيراهن موسى نبود; اما حق تعالى در اين سبب يك خيرى نهاده است كه انسان مى تواند آن خير را باذن و امر من الله سبحانه بطلبد. بنابراين اگر واقعاً تبرّك يك امر شرك آميز بود، حق تعالى تبرّك را با اين عبارت ذكر نمى كرد.
4 ـ 2 . تبرّك مردم به محل دفن اصحاب كهف
هنگامى كه راز اصحاب كهف آشكار شد و مردم فهميدند كه اين جمعيّت،سيصد سال پيش به اين غار پناهنده و در آنجا دفن شده اند، درباره اصحاب كهف به دو دسته تقسيم شدند: عده اى مشرك كه داراى جمعيت اندكى بوده و عدّه اى ديگر كه مُوحّد بودند و اكثريت را تشكيل مى دادند. مشركان خيلى اظهار علاقه نكرده و گفتند:
( فقَالُوا ابْنُوا عَلَيْهِم بُنْيَانًا رَّبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ) .( [334])
«فقط يادبودى براى آن ها بنا كنيد; خدا ايشان را بهتر مى شناسد!».
اما دسته دوم، موحّدينى بودند كه به عظمت اصحاب كهف پى برده بودند; لذا گفتند: در كنار قبر آن ها مسجدى مى سازيم، در آن نماز خوانده و تبرّك مى جوييم، خدا بهتر مى داند كه ايشان چه كاره اند:
( قال الَّذِينَ غَلَبُوا عَلَى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِم مَّسْجِدًا) .( [335])
«ولى آنها كه از رازشان آگاهى يافتند، گفتند: مسجدى در كنار(مدفن) آنها مى سازيم».
فراز اخير يعنى ما بر روى قبر اينها مسجدى مى سازيم. مفسرين مى گويند: «يصلّى فيه المسلمون و يتبرّكون بمكانهم»( [336]) در كنار قبر آن ها نماز بخوانيم، تا نماز ما بهتر قبول شود.
با اين آيه مى توان بر دو مطلب استدلال كرد: 1. مسئله تبرك 2. جواز ساختن مسجد و خواندن نماز در كنار آرامگاه انسان هاى مقدس. وهابيت منكر هر دو مطلب است; حال آنكه قرآن آن دو را تصديق مى كند.
جواز عمل به شرايع پيشين
اگر كسى بپرسد امورى كه در شرايع پيشين جايز بوده، چه ارتباطى به شريعت اسلام دارد؟ ممكن است در پاسخ ممكن است گفته شود: استصحاب مى كنيم! (يعنى چون در آن شريعت جايز بود هم اكنون نيز استصحابِ جواز مى كنيم!) اما مى گوييم احتياج به استصحاب نيست. خود قرآن كه تبرّك جستن مردم را به اين سبك نقل مى كند آن هم به عنوان تعريف و توصيف، خود نشانه جايز بودن اين عمل است. پس احتياج به استصحاب نداريم. قرآن اگر مطلبى را از فرد يا افرادى نقل كند و آن مطلب غلط باشد فوراً به نقد آن مى پردازد. مثلاً هنگامى كه فرعون در حال غرق شدن است، و در همان حال ايمان مى آورد و چون ممكن است بعضى ها خيال كنند ايمان هنگام مرگ هم مؤثر است اين مسأله فوراً توسط خداوند رد مى شود و مى فرمايد:
( آمَنتُ أَنَّهُ لا إِلِهَ إِلاَّ الَّذِى آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِيلَ وَأَنَاْ مِنَ الْمُسْلِمِينَ* آلآنَ وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَكُنتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ) .( [337])
«(فرعون) گفت: ايمان آوردم كه هيچ معبودى، جز كسى كه بنى اسرائيل به او ايمان آورده است، وجود ندارد و من از مسلمين هستم. الآن در حالى كه قبلاً عصيان كرده و از مفسدان بوده».
5 ـ2. تبرك به مقام ابراهيم(عليه السلام)
قرآن مى فرمايد: ( وَاتَّخِذُواْ مِن مَّقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى) ( [338]) يعنى در جايگاه قدم هاى ابراهيم نماز بخوانيد. مسجدالحرام مسجد عظيمى است، با وجود اين كه هر ركعت نماز در آن معادل چندهزار ركعت نماز است; اما در اين ميان، مقام ابراهيم داراى جايگاه ويژه اى است. يعنى بعد از آنكه طواف كردى، دو ركعت نماز را در مقام ابراهيم بخوان; چراكه متبرّك است و خداوند در آن خير نهاده است.
امروز : دوشنبه 24آذرماه 1404 | ساعت : 12 : 47
خبر فوری
نمونه هایی از تبرّک جستن در شرایع گذشته
اخبار مرتبط











