زمان انتشار : 14 مرداد ,1401 | ساعت : ۱۲:۳۸ | کد خبر : 1421080 | پرینت

بازنشر/ مصلحان حقیقی همیشه پیروزند؛ نوشتار مرحوم آیت الله صافی گلپایگانی

شفقنا-  ششمین شماره از سلسله نوشتار‌های مرحوم آیت الله صافی گلپایگانی درباره قیام و نهضت حضرت سید الشهدا (ع) به مناسبت فرارسیدن ایام سوگواری شهادت امام حسین(ع) و یاران ایشان بازنشر می گردد:

هر نهضت و قیامی که به منظور ایجاد سازمان نوین و نظام جدید و اصلاحات معنوی و اجتماعی و اقتصادی یا هر مقصد دیگر برپا شود؛ خواه و ناخواه در افکار و اوضاع و احوال جامعه، عکس العمل‌هایی مساعد یا نامساعد خواهد داشت، خواه منظور قیام کننده حمایت از حقّ و نجات انسان‌ها و اصلاح امور و برقراری عدالت اجتماعی و کمک به طبقات محروم و ستمدیده، دفاع از حریم شرف و فضیلت و آزادی و سایر هدف‌های صحیح و انسانی باشد، یا آن که غرض او از انقلاب، مقاصد شخصی و مادی و هدف‌های سیاسی باشد.

البتّه نجاح و پیروزی یک فرد سیاسی که به مصلحت شخصی و برای رسیدن به مقام و منصب تلاش و مبارزه می‎کند، در این است که در قیام سیاسی بر حریف غالب و او را از صحنه سیاست خارج و مقام مقصود را تصرّف کند و اگر نتوانست به هدف سیاسی خود برسد مغلوب و قیامش بی‌نتیجه خواهد شد و اگر پیروز شود، پیروزی او پیروزی فردی و محدود به همان زمان و دوران ریاست و فرمانروائی است.

امّا نجاح و ظفر مصلحین حقیقی، و کسانی که برای حقّ و مصالح عالیه اجتماع قیام می‎کنند، در این است که حقّ، حاکم و مصالح جامعه، تأمین و عدالت بر ظلم، و نظم و قانون بر بی ‎نظمی و قانون‌شکنی، غالب و پیروز شود.

این اشخاص اگر چه نتوانند در ظاهر طرف را مغلوب سازند و از پای درآورند و در میدان نبرد حقّ و باطل، جان خود را در راه حمایت از حقّ از دست بدهند؛ امّا واکنش‎های طبیعی عمل آنها که موافق با فطرت پاک هر بشر است، قلوب را به سوی حقّ متوجه می‎سازد.

فداکاری و علوّ همتشان باعث میل و گرایش جامعه به خیر و صلاح و عدالت و حق پرستی می‎شود و برای دیگران و آیندگان سرمشق سودمند و علّت قوت احترام حق در نفوس و تنفّر همگان از اهل باطل می‎گردد.

این است که این مردم، چون برای مصلحت عموم و نجات بشر و طرفداری از حقّ قیام می‎کنند، در مبارزه ‎ای که آغاز می‎نمایند شکست نمی‎خورند؛ چه در ظاهر نبرد را ببرند یا ببازند برنده و مظفّر هستند و چون عملشان با حقّ و مصلحت نوع مربوط است و نوع، باقی و حقّ، پایدار است، پیروزی آنان هم جاودان و ابدی است.

برخلاف آن که عملش راجع به مصلحت فرد باشد که عمرش کوتاه و ناپایدار است، پس آن مظفریّت جاودانی خواهد داشت و این که جنبه فردی دارد، چند صباحی بیشتر باقی نیست.

پس هم از جنبه روانی و هم از جنبه حوادث تاریخی، این مطلب قابل انکار نیست که عکس العمل قیام رجال اصلاح و پیشوایان آزادی‌خواه و حق‌پرست، عکس العمل مساعد و مثبت و پایدار است.

نتایج و عکس العمل فداکاری بی مانند سید الشّهداء ‎علیه السّلام از هر جهت موافق و مساعد با هدف و مقصد آن حضرت شد و امام در این فداکاری و معامله ‎ای که با خدا کرد، نه فقط خسارت و زیان نکرد بلکه آن قدر سود و فایده برد که غیر از خدا کسی حساب و مقدارش را نمی‎داند.

از وقتی حادثه جانسوز کربلا واقع شد، تا حال کسی پیدا نشده که مایل باشد همکار شمر و حرمله باشد، یا از اعمال آنها متنفّر نباشد، در مقابل در هر عصر و زمان میلیون ها مردم آرزومند بوده و هستند که از یاران حسین ‎علیه السّلام‎ شمرده شوند.

حال که سخن بدین جا رسید، به مقدار بصیرت و اطلاع ناقص خود به برخی از نتایج و فواید قیام و نهضت حضرت سید الشهدا علیه السلام اشاره خواهیم کرد:
1. تقرّب و ارتقاء درجه
یکی از بزرگترین نتایج قیام سید الشهداء ‎علیه السّلام، ثمرات قرب و ارتقاء درجه آن حضرت در نزد خداوند متعال است. به طوری که از احادیث و اخبار استفاده می‎شود، فداکاری حسین ‎علیه السّلام، و تحمّل آن نوائب و مصائب در راه خدا و نجات دین خدا، نتائج عظیمه و برکات کثیره بخشید که زبان و قلم ما از توصیف و تشریح آن عاجز است.

بهتر این است که خوانندگان، خود کتاب های حدیث و مقاتل مانند عوالم، بحار، نفس المهموم و کتاب های فارسی مثل ناسخ التواریخ را مطالعه کنند و اخباری را که در فضیلت و تقدیر از فداکاری حسین ‎علیه السّلام و اصحاب و دوستان و شیعیان و زوّار و گریه کنندگان در مصیبت آن حضرت و انشاد شعر، و گریانیدن و یاد از تشنگی آن شهید مظلوم در هنگام نوشیدن آب روایت شده بخوانند تا بدانند خداوند متعال حسین ‎علیه السّلام را به چه انعامات عالیه و اکرامات عظیمه مخصوص گردانیده است.

فقط ما برای تیمّن و تبرک یکی از آن احادیث را در اینجا نقل می‎کنیم:
شیخ صدوق رضوان الله علیه به سند خود از حضرت باقر یا حضرت صادق ‎علیهما السّلام روایت کرده که پیغمبر ‎صلّی‎الله علیه و آله در خانه امّ سلمه ‎رضی الله عنها‎ بود، و به او فرمود: کسی بر من وارد نشود، در این اثنا حسین ‎علیه السّلام‎ آمد و امّ سلمه نتوانست او را منع کند، حسین بر پیغمبر ‎صلّی الله علیه و آله وارد شد، و امّ سلمه نیز به دنبال او شرفیاب شد، دید حسین بر سینه پیغمبر است، و پیغمبر گریه می‌کند، و در دستش چیزی است که آن را می‎گرداند، پس فرمود: ای امّ سلمه این جبرئیل است که به من خبر می‎دهد، این (حسین) مقتول است و این خاک زمینی است که در آن کشته می‎شود، آن را نزد خود نگهدار، وقتی که تبدیل به خون شد، حبیب من کشته شده است.

امّ سلمه عرض کرد: یا رسول الله از خدا بخواه تا کشته‌شدن را از او دفع کند، فرمود: خواستم، پس خدا وحی کرد که برای او درجه ‎ای است که به آن درجه احدی از مخلوق نمی‎رسد، و همانا که برای او شیعه ‎ای است که شفاعت می‎کنند، و شفاعتشان پذیرفته می‎شود، و همانا مهدی ‎علیه السّلام‎ از فرزندان اوست، پس خوشا به حال کسی که از دوستان حسین ‎علیه السّلام‎ باشد، و شیعیان او به خدا سوگند روز قیامت رستگارند.

2. نجات اسلام
مهمترین نتیجه قیام حسین ‎علیه السّلام‎ نجات اسلام از چنگال نقشه های بنی ‎امیه است. برای اینکه تأثیر نهضت حسینی معلوم شود و بدانیم که چگونه حیات اسلام و بقای شریعت، و قرآن رهین فداکاری ابی عبدالله علیه السّلام است، توجه به خطراتی که از ناحیه بنی ‎امیه اسلام را صریحاً تهدید می‎کرد، و مطالعه اجمالی سوابق پرونده بنی ‎امیه لازم است.

هرکس تاریخ اسلام، و حرکات بنی ‎امیه را در جاهلیت و اسلام مطالعه کند به وضع خطرناکی که از جانب آنها اسلام را تهدید به زوال، و انقراض می‎نمود آگاه می‎شود.

پیغمبر عظیم الشأن اسلام هم علاوه بر آنچه از آنها در دوران زندگی و دعوت مردم به خدا دید در روشنائی وحی می دید، خطراتی را نیز که در آینده از آنها متوجه به اسلام بود مشاهده می کرد و مکرر از آنها خبر می‎داد، و خداوند این طائفه خبیثه را در قرآن مجید «شجره ملعونه» نامید.

در زمان حضرت سید الشهدا علیه السلام هم که سرنوشت اسلام و مسلمین به دست جوانی بدنام و فاسق و متهتک و مست مانند یزید افتاد که صریحاً و علناً پیغمبر اسلام را بازیگر می‎خواند، معلوم بود که با این سلطنت، فاتحه همه چیز خوانده می‎شود.

عکس العمل این وضع در خارج و داخل کشور اسلام بسیار ناپسند و موجب سوء تعبیر و اتهام پیغمبر و ضعف اعتقاد و ایمان مردم می‎شد.

حسین ‎علیه السّلام‎ تصمیم گرفت از تمام آن سوء انعکاس ها و انحرافات فکری و دینی مردم جلوگیری کند و معنای دین و خلافت و حکومت اسلامی و هدف دعوت جدّش را به مردم بفهماند.

آن حضرت تصمیم گرفت مسلمان ها را از اینکه تحت تأثیر اعمال زشت و تلقینات سوء و تبلیغات گمراه کننده یزید و بنی امیه قرار بگیرند مصونیت بخشد و احکام قرآن و سنت پیغمبر را زنده سازد.

برای این کار وسیله ‎ای از این مؤثرتر نبود که حسین ‎علیه السّلام‎ قیام کرد و از بیعت یزید امتناع نمود و قبح اعمال و سوء رفتار و گناهان و روش ناپسند او را از مواد بطلان زمامداری و حرمت بیعت اعلام کرد و پایداری و ثبات ورزید تا کشته شد. و خود را فدای دین خدا و احکام خدا کرد.
بنی ‎امیه پس از شهادت حسین علیه السّلام‎ از اینکه بتوانند از پشت به اسلام خنجر بزنند و اسلام را از پا در آورند محروم شدند و در نظر زن و مرد و جامعه مسلمین، و در افکار عموم، گروهی ستمگر و پادشاهانی مستبد معرفی شدند که به زور سر نیزه و شمشیر بر مردم مسلّط شده و غاصب حقوق ملت و خائن به اسلام هستند.

انتهای پیام

fa.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

لینک کوتاه خبر : https://fa.shafaqna.com/?p=1421080

پاسخ به این نظر

نظر خود را بنویسید
نام خود را بنویسید
این سایت توسط reCAPTCHA و گوگل محافظت می‌شود حریم خصوصی و شرایط استفاده از خدمات اعمال.