شفقنا- مدیر موسسه کتابشناسی شیعه بر لزوم تصحیح کتب حدیثی شیعه و باب بندی مجدد آنان با توجه به امکانات روز تاکید کرد و گفت: در تصحیح کتب، می توان از کتب روایی سایر مذاهب برای رفع برخی ابهامات بهره برد.
به گزارش خبرنگار شفقنا، حجت الاسلام والمسلمین رضا مختاری در دومین همایش «واکاوی اصالت های میراث حدیثی شیعه» که در سالن همایش های حوزه های علمیه خواهران برگزار شد، گفت: بزرگان و قدمای ما در زمان خود بیشترین زحمت را برای تصحیح احادیث کشیده اند و برخی از اقدامات آنها در حد کرامت و فوق طاقت بشر است. برخی از بزرگان متاخر مانند ربانی شیرازی نیز در جهت تصحیح حدیث فعالیت داشته اند که زحمات آنها مشکور است و نباید کار آنها را کوچک شمرد.
او افزود: در زمان ما امکانات بسیار زیادی برای تصحیح نسخ وجود دارد و می توانیم از اطراف دنیا اکثر نسخه های خطی را تهیه کنیم. لذا اکتفا به کار گذشتگان درست نیست و باید در تصحیح کتاب های حدیث و ادعیه و زیارات تلاش کنیم. هرچه ما بیشتر بر کتاب های حدیثی کار کنیم، اعتمادمان به این کتب بیشتر می شود. برخی گمان نکنند توجه و دقت بر روی کتب، سبب کم شدن اعتماد می شود.
مدیر موسسه کتابشناسی شیعه گفت: گذشتگان ما در حد مقدور، بیشترین زحمات را متحمل شدند و ما نیز چنین وظیفه ای داریم. ما با اندکی تلاش به صدها نسخه از کتاب «مصباح المتهجد» دسترسی داریم. همه نسخ را باید دقیق شناسایی و بررسی کنیم. شبیه این کار در کتاب «زیارت عاشورا از آغاز تا امروز» شده است. باید «مصباح المتهجد» مصحح را داشته باشیم. امروزه نباید گفت «در برخی نسخ اینگونه بیان شده است».
او افزود: برخی از کتب حدیثی دیگران مانند زیدیه و اهل سنت به ما برای تصحیح کتب حدیثی کمک می کند. در کافی شریف روایتی در باب غنا هست که در آن آمده است: «سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْغِنَاءِ وَ قُلْتُ إِنَّهُمْ يَزْعُمُونَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص رَخَّصَ فِي أَنْ يُقَالَ جِئْنَاكُمْ جِئْنَاكُمْ حَيُّونَا حَيُّونَا نُحَيِّكُمْ الخ». در تصحیح متون حدیث باید به دنبال مصادر عامه برویم که چه گفته اند. چراکه راوی می گوید عامه اینگونه تصور می کنند. در منابع آنها آمده که این جمله نقل به معنا شده و این یک شعر آهنگین است که در مصادر آنها آمده است. با استفاده از مصادر این حدیث شریف، برای ما معنا روشن می شود.
مختاری گفت: برخی از احادیث مرسل ما با مراجعه به منابع سایر مذاهب محکم می شود. در نهج البلاغه وصیت حضرت بعد از ضربت خوردن از ابن ملجم بیان شده که بر اساس آن حضرت می فرمایند «فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَقُولُ: «صَلَاحُ ذَاتِ الْبَيْنِ أَفْضَلُ مِنْ عَامَّةِ الصَّلَاةِ وَ الصَّوْم». در مصادر عامه این جمله به صورت متعدد از رسول خدا نقل شده است. حتی اگر روایت مرسل باشد ما می دانیم که از رسول خدا نقل شده است. اینطور نیست که اگر حدیثی مرسل بود بگوییم از معصوم صادر نشده است. صدها حدیث داریم که مرسل است و یقین داریم از معصوم صادر شده است.
او گفت: برخی از منابع اسماعیلی مانند دعائم الاسلام به فهم حدیث یا تصحیح حدیث کمک می کند. در کافی شریف این حدیث را مرحوم کلینی در باب غنا نقل کرده و شیخ حر عاملی از کلینی سوال می کند چرا آن را در باب غنا آورده اید؟ حدیث می گوید: «قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّى كُنْتَ فَظَنَنْتُ أَنَّهُ قَدْ عَرَفَ الْمَوْضِعَ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ انی کنت مَرَرْتُ بِفُلَانٍ فَاحْتَبَسَنِي فَدَخَلْتُ إِلَى دَارِهِ وَ نَظَرْتُ إِلَى جَوَارِيهِ فَقَالَ لِي ذَلِكَ مَجْلِسٌ لَا يَنْظُرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى أَهْلِهِ أَمِنْتَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى أَهْلِكَ وَ مَالِكَ». شیخ حر عامری در وسائل می گوید در این حدیث اسمی از غنا نیست، چرا باید در باب غنا بیاید؟ در یکی از نسخ خطی کافی جمله ای آمده که روایت صریح در غنا است. در دعائم الاسلام نیز که تقریبا معاصر با کلینی است، همین حدیث با همین سند آمده با این تفاوت که در دعائم الاسلام جمله ای هست که در کافی افتاده و پیداست در یک نسخه خطی از کلینی هم این جمله بوده است و آن جمله این است: « وَ أَخْرَجَ إِلَيَّ جَارِيَةً لَهُ فَغَنَّتْ فَقَالَ أَمِنْتَ اللَّهَ عَلَى أَهْلِكَ وَ مَالِكَ إِنَّ هَذَا مَجْلِسٌ لَا يَنْظُرُ اللَّهُ إِلَى أَهْلِهِ.» این جمله نشان می دهد روایت مربوط به باب غنا است و می شود کافی را با این جمله تصحیح کرد.
این استاد حوزه گفت: گاهی با کتب احادیثی سایر مذاهب می شود ابهامات حدیثی را رفع کرد. سعی قدماء و محدثان ما مشکور و ما وامدار زحمات آنها هستیم اما الان با توجه به امکانات علاوه بر تصحیح کتب حدیثی، باید احادیث را باب بندی مجدد کنیم. صاحب وسائل یا علامه مجلسی ابزارها و نسخه های امروزی را نداشتند و بیشتر از این برایشان مقدور نبوده است. ولی ما می توانیم سه نقل از حدیث را کنار هم بگذاریم و با این کار ابهامات برطرف می شود.











