زمان انتشار : 27 تیر ,1401 | ساعت : ۱۳:۵۸ | کد خبر : 1409819 | پرینت

«حج البلاغ» را برای نسل امروز تبیین کنیم/ غدیر با هر قرائتی «جوهر اسلام» است/ کسی نباید غدیر را وارد جهت گیری های مسلکی، مذهبی و ایدئولوژیکی کند؛ مهدوی راد در گفت وگو با شفقنا  

شفقنا- محقق و پژوهشگر برجسته دینی با تأکید بر اینکه «غدیر جوهر و درون مایه بنیادین اسلام است»، گفت: قرآن و اسلام حق هستند و مسیر رسیدن به قیامت «حق» است و تبلور دهنده به این حق، علی بن ابی طالب است. کسی نباید غدیر را وارد جهت گیری های مسلکی، مذهبی و ایدئولوژیکی کند که ظلم به غدیر است.

مهدوی راد بیان کرد که نام دیگر آخرین حج پیامبر(ص)، «حج البلاغ» است؛ اما چرا امروز در هیچ تعبیری از حج البلاغ نیست، این همان اغفال و به فراموشی سپردن است چون حج الوداع بار معنایی ندارد ولی معنای «حج البلاغ» می تواند برای جوانان جذاب باشد و به دنبال اصل این ابلاغ پیامبر(ص) بروند. بسیاری تلاش کردند که غدیر با آن ابعاد گسترده از ذهن ها پاک شود، ولی نتوانستند و نمی توانند. در گذرگاه تاریخ هر کسی علی(ع) را نبیند حتماً مبتلای به نابینایی است.

حجت الاسلام والمسلمین محمدعلی مهدوی راد در گفت وگو با شفقنا، درباره فلسفه غدیر اظهار کرد: غدیر با هر قرائتی «جوهر اسلام» است. به تعبیر دیگر هیچ مسلمان و اندیشوری که دل به آموزه های قرآنی و نبوی داشته باشد، نمی تواند این حقیقت را انکار کند که غدیر جوهر و درون مایه بنیادین اسلام است.

وی افزود: نویسنده ای به نام عبدالله علایلی در لبنان بود که از شخصیت های بسیار مهم و در بعضی از ابعاد تمدن اسلامی از جمله در لغت دارای ابتکار، مکتب و مدرسه بود و در تاریخ نیز انسان بزرگی بود. ایشان در زمانی که سالروز غدیر بود و برنامه ای در رادیو لبنان اجرا می کرد، می گوید که «ان عید الغدیر جزء من الاسلام؛ عید گرفتن برای غدیر جزو برنامه ها و معارف اسلامی است» و در ادامه می گوید: «من انکر الغدیر فقد انکر الاسلام بالذات؛ اگر کسی غدیر را انکار کند، اسلام را از بنیان و اساس انکار کرده است.» این متفکر سنی با قرائت سنی از اسلام یک چنین تعبیری درباره غدیر دارد که به نظر من این تعبیر بسیار دقیق است.

وی گفت: آیه ای که در روز 18 ذی الحجه در حادثه غدیر نازل شده است «اَلْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دینَکمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیکُمْ نِعْمَتی»؛ سخن از دین است نه یک قرائت خاص از دین و با اعلام ولایت، امامت و هدایتگری علی بن ابی طالب برای امت، دین هم تتمیم پیدا کرد و هم کامل شد.

آقای مهدوی راد خاطرنشان کرد: سال آخر زندگانی رسول الله(ص) به لحاظ حوادثی که اتفاق افتاده است، خیلی سال عجیبی است. پیامبر اکرم(ص) در سال آخر از عمر مبارکشان، از هر موقعیت ریز و درشتی استفاده کردند که جایگاه علی بن ابی طالب را در دین و مرجعیت ایشان در تأثیر دین و عترت را روشن کنند. دشمن و جریان نفاق هم از هر فرصتی استفاده کرده است که به علی بن ابی طالب ضربه بزند و به پندار خود آن شکوه عظیم را خدشه دار کند. پیامبر اکرم(ص) در این سال به تمام جهان اسلام و به تعبیر امام باقر(ع) به هر مکانی که اسلام رفته بود، یعنی حتی اگر جمعیت یک روستایی مثلاً 8 نفر بود و اسلام به این روستا وارد شده بود، پیامبر(ص) یک مأمور و پیک ویژه فرستادند که به آنان اطلاع دهند که پیامبر(ص) فرمودند من امسال به حج می روم و موضوع مهمی را بیان خواهم کرد و هر کسی که می تواند بیاید. طبق اسناد تاریخی در هیچ کدام از این دعوت ها پیامبر(ص) تصریح نکردند که می خواهند چه موضوعی را مطرح کنند، ولی نفاق فهمیده بود و اقداماتش را در این راستا طراحی می کرد.

در غدیر «ابلاغ ولایت» از جانب پیامبر(ص) صورت می گیرد

وی ادامه داد: پیامبر اکرم(ص) براساس مستندات دقیق غیر قابل انکار حدود 27 مورد رسالت خود در معرفی حضرت علی(ع) به عنوان جانشین خود را به انجام رساندند تا اینکه در سرزمین غدیر رسالت را علنی کردند و در همان روز ولایت علی بن ابی طالب را اعلام کردند یا علی(ع) را بر ولایت نصب کردند. به عنوان مثال در قضیه ای که به یوم الدار معروف است، پیامبر(ص) با مقدماتی فرمودند که من به نبوت و رسالت مبعوث شدم و هر کسی که رسالت مرا بپذیرد، بعد از من خلیفه و وصی من و ولی بر امت من بعد از من خواهد بود. سه بار تکرار فرمودند و معروف است که هیچ کسی بلند نشد، وقتی حضرت علی(ع) هر سه بار را جواب دادند، بعد از سه بار پیامبر اکرم(ص) فرمودند که شما وصی من هستی و ولی بر مومنین بعد از من هستید؛ در حقیقت پیامبر(ص) حضرت علی(ع) را به عنوان جانشین بعد از خود «نصب» کردند. در حوادث بعدی، پیامبر(ص) بر این نصب تأکید کردند و لذا در غدیر «ابلاغ ولایت» از جانب پیامبر(ص) صورت می گیرد.

وی بیان کرد: پیامبر اکرم(ص) براساس آنچه اسناد وجود دارد، شاید دو سال مانده به آخر عمرشان، با اشاره و گاهی صریحاً به مردم گفتند که من به همین زودی ها دعوت به ملکوت را خواهم داشت و از میان شما می روم و در واقع پیامبر(ص) این چنین زمینه را آماده می کنند، در این حدود 27 مورد(شاید کمتر یا بیشتر) وقتی پیامبر اکرم(ص) از ولایت علی(ع) سخن می گفتند، 2 تا 50 نفر بودند و مفصل ترین آن مربوط به حدیث ثقلین است که ظاهراً 120 نفر حضور داشتند. حال پیامبر(ص) باید این مسئولیت و رسالت را که به تصریح قرآن در حدی است که اگر تحقق عینی پیدا نکند، همه زحمات 23 ساله پیامبر بر باده می رود را به انجام برساند. پیامبر(ص) تنها رسانه جمعی که اختیار دارد تا به وسیله آن این رسالت را به مردم ابلاغ کند، «حج» است و لذا از همه مردم دعوت کردند که بیایند و در مسیر بازگشت از حج در غدیرخم دستور می دهند، همه پیشینیان برگردند و پسینیان بیایند و رسالت خود را ابلاغ کردند و از کمال سخن گفتند.

این پژوهشگر تصریح کرد: من منابع اهل سنت را به تفصیل نگاه کردم، متأسفانه این بزرگواران نیامدند فرق میان تمام و کمال را بگویند. قرآن در نهایت بلاغت است و از ابعاد مهم بلاغت، ایجاز است. اگر تمام با کمال مترادف باشند، معنا ندارد. خداوند سبحان آن هم در آخرین پیامی که به امت می دهد یا از کمال یا از تمام سخن می گوید. راغب اصفهانی با نهایت دقت هم در تفسیر و هم در مفردات تصریح کردند که کمال یعنی «آخرین جزء اسکلت» یعنی یک ساختمانی که درست می کنید، آخرین آجر را که بگذارید. به تعبیر دیگر «کمال دستیابی آن پدیده به هدف، غرض و مقصود است» و هدف رسیدن به آسایش و راهنمایی انسان تا روز قیامت است.

جان مایه غدیر، اعلام نهایی ولایت علی بن ابی طالب به عنوان مرجع دین، رهبر امت و سرپرست جامعه است

مهدوی راد با بیان اینکه قرآن بنیان و اساس دین را تبیین می کند، و قطعاً و حتماً سوره مائده آخرین سوره ای است که بر پیامبر نازل شده و آخرین آیه ای که بر پیامبر نازل شده، آیه اکمال است، گفت: جان مایه غدیر، اعلام نهایی ولایت علی بن ابی طالب به عنوان مرجع دین، رهبر امت و سرپرست جامعه است. در گذرگاه زمان گاهی آموزه ها به تحریف مبتلا می شوند، برای اینکه این تحریف زدوده شود تا جامعه کج نرود، چه کسی باید قد علم کند؟ آنکه آگاه ترین به مکتب است و او که مرجعیت دینی دارد. چه کسی باید سرپرستی کند؟ او که مرجعیت دینی دارد. چه کسی باید آموزه ها را در گذرگاه زمان معنا دار کند؟ آنکه مرجعیت دینی دارد.

امام همه نعمت ها را معنادار می کند

وی افزود: قرآن می فرماید: «لَقَد مَنَّ اللَّهُ عَلَى المُؤمِنینَ» خداوند بر شما مومنان منت گذاشت وقتی که رسولی را در میان شما فرستاد. همه می دانیم که پیامبر(ص)، امام و رسول و نبی است و آن زمان که معاویه جایگاه پیامبر(ص) را در امامت انکار می کرد، حضرت علی(ع) نامه ای به معاویه نوشت و فرمود: «پیامبر(ص) رسول، نبی و امام است.» در واقع خداوند وقتی نعمت های عظیمی در اختیار انسان قرار داد، منت نگذاشت، اما وقتی امام می فرستد، منت می گذارد. برای اینکه امام همه نعمت ها را معنادار می کند. امام بهره وری از نعمت را به انسان نشان می دهد. امام در تحقق عینی و عینیت بخشیدن به آموزه ها، انسان را یاری می کند. امام اقامه کننده همه نعمت ها در زندگی است. اگر امام نباشد، انسان نمی تواند به درستی از نعمت هایی مانند چشم، قلب، زمین، دریا و… استفاده کند.

مهدوی راد بیان کرد: خداوند در قرآن می فرماید: «لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ»؛ قریب به اتفاق مفسرین می گویند که ما در زبور نوشتیم بعد از اینکه در تورات نوشتیم (ذکر را تورات تفسیر می کنند) یا برخی تفاسیر دیگری دارند، به نظرم می آید که همه اینها بی اساس است. مرحوم حضرت آیت الله العظمی صانعی که حق عظیمی بر گردن من و بسیار از شاگردانشان دارند، این آیه را اینطور برای ما تفسیر کردند: لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ؛ یعنی ما در زبور به صورت یک قاعده نوشتیم که صالحان هم بعد از «بیداری، آگاهی و رشد» به وراثت زمین می رسند.

امام شما را به این آگاهی می رساند، وقتی در جامعه آگاهی نیست همه اینها هم که در دست داشته باشید به درستی نمی توانید استفاده کنید. یکی از عالمان بزرگ و روشنفکران که به آموزه های دینی، نگاهی جامعه شناسانه دارد، به درستی گفته است که وقتی جامعه به جهل مبتلا شود، بزرگترین ارزش های جهت دهنده خود را به واپس زننده تبدیل می کند و امام است که مسیر را به درستی نشان می دهد.

این محقق با تأکید بر اینکه جوهر سیال غدیر آگاهی آفرینی و تحقق عینی مکتب است، گفت: هر کسی با هر قرائتی اگر به دین به عنوان عامل هدایت گر در گذرگاه زمان نگاه می کند، باید غدیر را بپذیرد؛ و به این معنا بپذیرد که امام و ولی حق هستند. «عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ وَالْحَقُّ مَعَ عَلِیٍّ». فخررازی در کتاب تفسیر بسیار مهم کبیر و در تفسیر سوره حمد و در ذیل آیه اهدِنَا الصِّراطَ المُستَقِیمَ؛ صریحاً گفتند که از نظر فقهی نظریه علی بن ابی طالب را می پذیرم به خاطر اینکه هر کسی به علی(ع) اقتدا کند، در دین و دنیا هدایت می شود.

کسی نباید غدیر را وارد جهت گیری های مسلکی، مذهبی و ایدئولوژیکی کند که ظلم به غدیر است

وی تأکید کرد که علی(ع) حق محض است و ادامه داد: قرآن و اسلام حق هستند و مسیر رسیدن به قیامت حق است و تبلور دهنده به این حق، علی بن ابی طالب است. کسی نباید غدیر را وارد جهت گیری های مسلکی، مذهبی و ایدئولوژیکی کند که ظلم به غدیر است.

آقای مهدوی راد گفت: بسیار سعی کردند، به اواخر آخرین آیه سوره رعد که خداوند می فرماید: «وَیَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا ۚ قُلْ کَفَىٰ بِاللَّهِ شَهِیدًا بَیْنِی وَبَیْنَکُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتَابِ» زاویه دیگری بدهند، من بارها گفته ام که این تعبیرها ساختگی است. و عملاً اولین موضعی که در برابر فضایل علوی گرفتند، تکذیب است و پس از اینکه دیدند تکذیب به این راحتی نیست و این فضلیت بسیار قوی و استوار است، در گام بعدی به تشکیک روی آوردند؛ اگر ببینند که شک هم اثر ندارد، گام بعدی تشریک است بدین معنا که بگویند علی(ع) بوده و دیگری هم بوده است. پس از آن اغفال است یعنی به فراموشی سپردن و اجازه ندهند که اصل مساله روشن شود.

اجازه ندهیم حج البلاغ به فراموشی سپرده شود

وی بیان کرد: نام حج پیامبر(ص)، حج البلاغ است البته حج وداع هم بوده و به طور طبیعی آخرین حج پیامبر(ص) است، ولی ابن اسحاق مورخ، در یکی از گفتارهایش صریحاً حج الوداع را تعبیر می کند، ولی حج البلاغ را تعبیر نمی کند و معلوم می شود که در نیمه اول قرن دوم که این کتاب نوشته شده، وقتی می گفتند «حج البلاغ» همه متوجه بودند و نیاز به توضیح نداشته است. اما چرا امروز در هیچ جا تعبیر حج البلاغ نیست، این همان اغفال و به فراموشی سپردن است چون حج الوداع بار معنایی ندارد ولی وقتی شما می گویید حج البلاغ جوانان می گویند که پیامبر(ص) چه بیان کردند که نام آن حج البلاغ شده است.

وی گفت: ابوزهره، عالم بزرگ اهل سنت معاصر که همدلی بسیار خوبی با فرهنگ تشیع داشت، در کتاب خاتم النبیین به صراحت می گوید که عنوان حج البلاغ برای این است که مکرر پیامبر(ص) می فرمود: «من مطلب را رساندم، شما هم برسانید.» و در کتاب «السنن الکبری» بیهقی آورده است که پیامبر(ص) امر کرد که محتوای غدیر به دورترین شهرهایی که اسلام به آن ورود کرد، برسانید و در یک خطبه و روایتی از خطبه غدیر که از راویان زیدی است، آنجا در یک یا دو جا به صراحت پیامبر اکرم(ص) می فرمایند: آنچه از من شنیدید به دورترین جایگاه ها برسانید.

وی با تأکید بر اینکه غدیر یعنی اسلام، بیان کرد: طاووس یمانی به ابن عباس گفت: ظاهراً شما دوست ندارید کسی حج الوداع بگوید. پاسخ داد: بله! دوست ندارم. گفت: چه بگویند؟ پاسخ داد: بگویند حج الاسلام، چون این حج تبلور عینی اسلام به معنای تمام و کمال آن است و در آن ولایت مطرح شده بود.

در گذرگاه تاریخ هر کسی علی(ع) را نبیند حتماً مبتلای به نابینایی است

مهدوی راد در پایان گفت: سخن درباره غدیر بسیار است. ابعاد سیاسی، اجتماعی و فرهنگی غدیر بسیار گسترده است البته نفاق و جریان ضربه زننده به معارف دینی هم بسیار تلاش کردند که غدیر با آن ابعاد گسترده از ذهن ها پاک شود، ولی نتوانستند و نمی توانند. در گذرگاه تاریخ هر کسی علی(ع) را نبیند حتماً مبتلای به نابینایی است. در گذرگاه تاریخ شخصیت علی(ع) آنچنان فرازمند است که امکان ندارد کسی از این معبر بگذرد و علی(ع) را نبیند.

انتهای پیام

fa.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | اینستاگرام | تلگرام

لینک کوتاه خبر : https://fa.shafaqna.com/?p=1409819

پاسخ به این نظر

نظر خود را بنویسید
نام خود را بنویسید
این سایت توسط reCAPTCHA و گوگل محافظت می‌شود حریم خصوصی و شرایط استفاده از خدمات اعمال.