شفقنا- حبیب الله عباسی؛ آیت الله سروش محلاتی در مراسم سالگرد حجت الاسلام محتشمیپور گفت: تمام تلاش انبیاء الهی این بود که مردم را از همج رعاع بودن به متعلم بودن ارتقا دهند. آنها می خواستند مردم بفهمند. در مسیر متعلم بودن راه برای عالم ربانی بودن باز است.
به گزارش شفقنا، این استاد حوزه علمیه با طرح این پرسش که عالم ربانی کیست و چرا عالم ربانی کمیاب است؟ گفت: امیرالمومنین علی علیه السلام سخنانی را با کمیل بن زیاد مطرح کردند که می تواند پاسخی به این پرسش باشد. انسانهایی که در یک جامعه زندگی می کنند از نگاههای مختلف قابل تقسیم بندی هستند. اگر تقسیم بندی بر مبنای ثروت باشد برخی غنی و برخی فقیر هستند. اگر بر مبنای اسلام تقسیم بندی انجام شود برخی مومن و برخی کافر هستند. اگر تقسیم بر مبنای موقعیت اجتماعی و سیاسی باشد برخی حاکم و برخی رعیت به حساب می آیند. اما حضرت علی علیه السلام بر اساس علم انسانها را به سه دسته تقسیم می کنند و می فرمایند: اَلنّاسُ ثَلاثَةٌ: فَعالِمٌ رَبّاني وَ مُتَعَلِّمٌ عَلي سَبيلِ نَجاةٍ وَ هَمَجٌ رَعاعٌ.
وی افزود:حضرت یک روز دست کمیل را گرفت و از شهر بیرون برد. آه عمیقی گرفت و در این شرایط این سخنان را برای او بیان کرد. قبل از بیان این سخنان به کمیل گفت آنچه را می گویم اخذ کن و بگیر و مواظب باش که آن را از دست ندهی. این وضع نشان می دهد که موضوع از نظر مولا در کمال اهمیت است.
در نگاه علی علیه السلام با حکومت بودن و نبودن مطرح نیست
این استاد حوزه علمیه گفت: امیرالمومنین علیه السلام مردم را به سه گروه تقسیم می کند. یعنی مردم را باید با نگاه علی علیه السلام تقسیم کرد. چپ و راست بودن و در حکومت بودن و نبودن در نگاه حضرت مطرح نیست. نگاه به انسانها باید بر مبنای این تقسیم باشد. گروه اول عالمان ربانی هستند. اینجا عالم با قید ربانی مد نظر است. دوم کسانی که اهل دریافت دانش و متعلم هستند. اما با این قید که در راه نجات باشند و نه هر متعلمی. وقتی جامعه را بر مبنای علم تقسیم کنیم در مقابل عالم، جاهل قرار می گیرد. حضرت اینگونه تقسیم نکرد. فرمود اول عالم و سپس متعلم و سوم «همج رعاع».
وی در توضیح «همج رعاع» گفت: اطراف سر و گردن حیوان پشه و مگس می نشیند. این پشه و مگسی با بقیه پشهها و مگسها متفاوت است. اینها اطراف سر حیوان هستند و همین که حیوان سر خود را تکان می کند اینها هم تکان می خورند. عرب به اینها همج رعاع می گوید. یعنی افرادی که در زندگی خود هدف خاصی ندارند و نمی دانند کجا می روند و چه می کنند. حضرت از دو گروه اول عبور می کند و در گروه سوم متوقف می شوند. گویا عمدا کلمه جاهل را برداشته و با تعبیرات دیگر این گروه سوم را معرفی می کند.
جهل مردم پایه حکومت معاویه را محکم می کند
سروش محلاتی ادامه داد: حضرت می فرماید اینها اینگونه هستند که دور هر کسی را که صدایی بر آورد می گیرند. سخن از جمع شدن در اطراف صداها است و نه در اطراف کلام و منطق. اینها دور حرفهای بی معنا جمع می شوند. هرکجا که باد بوزد در مسیر باد حرکت می کنند. نظر به فضا دارند و بر اساس فضا حرکت می کنند. فکر آنها مشخص نیست و حزب باد هستند.
این استاد دروس خارج حوزه علمیه تصریح کرد: چرا حضرت از تقسیم عالم و جاهل عدول کرد و تقسیم دیگری را جایگزین کرد؟ کسانی که عالم نیستند دو گروه متفاوت هستند. برخی هرچند عالم نیستند اما به دنبال کسب فهم هستند. اینها راه نجات را پیدا می کنند. مشکل برای گروه سوم است. حضرت نظر به این ندارد که اینها مساله شرعی می دانند یا نمی دانند و اهل نماز هستند یا نیستند. حضرت نگاه اجتماعی دارند. ایشان می گویند جاهل کسی است که او را در جامعه به هر سمت و سویی بخواهند می برند. کسانی در این گروه هستند که هرکجا صدایی بلند شود جمع می شوند و هرکجا شعاری داده شود تکرار می کنند.
وی افزود: گروه اول و گروه دوم مشکلی ندارند. مشکل با گروه سوم است. مشکل با کسانی است که هرکجا آنها را می شود جمع کرد و از جمعیت و شعار آنها استفاده نمود. در نظامی که در راس آن معاویه باشد، با دو گروه اول مشکل دارند. آنی که پایه حکومت اموی را محکم می کند گروه سوم است. اینها هر سمت و سویی را که معاویه می خواهد انتخاب می کنند.
دانستن در حکومتهای دیکتاتوری جرم است
سروش محلاتی با طرح این پرسش که آیا می شود گروه سوم را به گروه دوم و گروه دوم را به گروه اول منتقل کرد ادامه داد: در دولتهای دیکتاتوری این مسیر مسدود است یعنی تلاش می شود که مردم در همان فضای حزب باد بمانند. دانستن و متعلم شدن جرم است. متعلم شدن به این است که شخص برای فهمیدن سوال کند. سوال برای دولتهای اموی خطرناک است و مردم نباید متعلم شوند. اگر کسی متعلم بود نیز باید محدود شود که به سطح عالم ربانی ارتقا پیدا نکند.
نباید در حوزه ها افراد دنیاطلب پذیرش شوند
این استاد حوزه با اشاره به ادامه سخنان حضرت امیر علیه السلام توضیح داد: حضرت می فرمایند من متعلم علی سبیل نجات ندارم؛ یعنی نادر افرادی هستند که من بتوانم حقائق را با آنها مطرح کنم. به سینه خود اشاره کرد و گفت علم فراوان در این سینه هست ولی کسی نیست که از این علوم استفاده کند. حضرت این گروهها را به چند دسته تقسیم کرد و گفت در جامعه افراد تیزهوش و باهوشی هستند که نمی شود به آنها اعتماد کرد. آنها درس دین را برای رسیدن به دنیا می خواهند. نگاه ابزاری به دین دارند. حضرت فرمودند من علم خود را در اختیار این افراد قرار نمی دهم. اینها به دین خیانت می کنند. نباید به اینها بال و پر داد. اگر در حوزه های علمیه و دانشگاه گزینشی وجود دارد باید بر این اساس باشد. این فرد لباس دین را با چه هدفی بر تن می کنند؟
وی ادامه داد: حضرت می فرماید گروه دوم در برابر اهل حق انقیاد دارند اما به اینها هم نمی توان اعتماد کرد. چون قدرت تحلیل مسائل را ندارند. خوب بودن، غیر از قدرت تشخیص داشتن است. اینها نباید در جامعه بالا بیایند. گروه سوم گروهی هستند که غرق در خورد و خوراک دنیا هستند. اینها هم متعلم علی سبیل نجات نخواهند شد. گروه چهارم کسانی هستند که فقط به دنبال این هستند که برای خود در زندگی دنیا چیزی جمع کنند.
عالم ربانی کسی نیست که وقتی مردم نگاه به او می کنند یاد فریب و دروغ و قدرت طلبی بیفتند
سروش محلاتی تاکید کرد: بحث در عده و آمار نیست. امیرالمومنین علیه السلام بلد بود که عده و آمار درست کند. بحث بر سر تربیت عالم ربانی است. حضرت می فرماید اگر بخواهی اهل باد را متعلم کنی یک سختی هایی دارد و تبدیل کردن متعلم به عالم ربانی مشکلات بیشتری دارد. حضرت می فرماید اینگونه است که با مردن عالم، علم می میرد. از دست دادن عالم مصیبت است ولی مصیبت بالاتر از مرگ عالم مرگ علم است. مصیبت بزرگتر این است که عالمی از دنیا برود و علم و زهد و صفایش با او دفن شود. اینگونه است که وقتی عالمی از دنیا می رود علم مدفون شده است.
وی افزود: عالم ربانی عالمی است که نسبت با رب پیدا کند و نگاه به زندگی او ما را یاد خدا بیندازد. عالم ربانی کسی نیست که وقتی مردم نگاه به او می کنند یاد فریب و دروغ و قدرت طلبی بیفتند. نگاه کردن به عالم ربانی عبادت است. کسی که توسط عالم ربانی تربیت شود متعلم الی سبیل نجات است. هرکسی که در کنار عالم ربانی نباشد و در برابر او برای آموختن زانو نزند «همج رعاع» است. این افراد می توانند مسلمان و متدین و مذهبی و اهل نماز شب باشند اما همج رعاع هستند. اختیار همج رعاع در دست خودش نیست.
منصور دوانیقی علم و عالم را تحت نظر خود می خواست
سروش محلاتی تصریح کرد: تمام تلاش انبیاء الهی این بود که مردم را از همج رعاع بودن به متعلم بودن ارتقا دهند. آنها می خواستند مردم بفهمند. در مسیر متعلم بودن راه برای عالم ربانی بودن باز است. ناراحتی حضرت علی این است که فضا برای این کار مناسبت نیست. البته گاهی موانع سیاسی و اجتماعی مانع این کار است. امام صادق علیه السلام می فرماید ای کاش این فرد طاغی که گویا منصور منصور دوانیقی است، مرا آزاد می گذاشت که من از مدینه اصحابی را جمع می کردم و به طائف می رفتم در آنجا به آنها علم دین یاد می دادم. به اینها قول می دادم که از ناحیه ما هیچ خطری اینها را تهدید نکند. منصور دوانیقی اجازه نمی دهند که متعلم به خدمت امام صادق علیه السلام برود. آنها علم و عالم را تحت نظر خود می خواستند.











