بالاخره بعد از ظهر عاشورا مصادف با 13 خرداد 1342ه.ش، امام خمینی برای جمع کثیری از حضار و عزاداران حاضر در مدرسه ی فیضیه سخنرانی کردند.(1)

امام (ره) در این سخنرانی با حمله به اقدام مأموران دولتی در هتک حرمت مدرسه فیضیه و روحانیون، این واقعه را با واقعه کربلا مقایسه کرده، رژیم پهلوی را دست نشانده و تحت نفوذ اسرائیل معرفی کردند و ضمن محکوم کردن نفوذ و دخالت یهودیان و اسرائیلی ها در امور کشور، شخص شاه را خطاب قرار دادند و ضمن برحذر داشتن او از اقدام علیه مقدسات اسلامی و روحانیان، وی را به اخراج از ایران تهدید کردند. (2)

این موضعگیری قاطع امام (ره) موجب گردید تا رژیم، اقدام به دستگیری حضرت امام در نیمه شب 15 خرداد نماید.

خبر دستگیری امام به سرعت در شهر قم و مناطق اطراف پیچید. زن و مرد از روستاها و منازل خویش در شهر به سوی منزل قائد خود حرکت کردند. شعار اصلی جمعیت «یا مرگ یا خمینی» بود که از تمام فضای قم به گوش می رسید. خشم مردم آنچنان بود که ابتدا مأمورین پلیس پا به فرار گذاشتند. آنها پس از تجهیز قوا به میدان آمدند.

صبحگاه پانزده خرداد خبر دستگیری رهبر انقلاب به تهران، مشهد، شیراز و دیگر شهرها رسید و وضعیتی مشابه قم پدید آورد. مردم ورامین و شهرک های اطراف به سوی تهران سرازیر شدند. تانک ها و ابزار زرهی و نیروهای نظامی برای جلوگیری از ورود معترضین به شهر در سه راهی ورامین با جمعیت درگیر شدند و جمع زیادی از راهپیمایان را به خاک و خون کشیدند. جمعیت انبوهی در حوالی بازار تهران و مرکز شهر نیز گرد آمده و با شعار «یا مرگ یا خمینی» به سوی کاخ شاه به حرکت درآمدند. از جنوب شهر تهران نیز سیل جمعیت به سمت مرکز راه افتاده بود.

این تظاهرات وسیع خیابانی با حمله نیروهای نظامی و انتظامی رژیم پهلوی، به خاک و خون کشیده شد. با سرکوب قیام پانزده خرداد، رژیم شاه امام خمینی را به مدت ده ماه در زندان نگه داشت، تا اینکه امام(ره) در پانزدهم فروردین ماه 1343 آزاد گردید.

امام بعد از آزادی از زندان در اولین موضع گیری خود در اعتراض به شایعه آشتی روحانیت با نظام سیاسی و برنامه های دولت، ضمن هر گونه موافقت با اقدامات و عملکرد دولت و سازش با دست اندرکاران نظام پهلوی اعلام کردند که:

«…خمینی را اگر دار بزنند تفاهم نخواهد کرد…. من از آن آخوند ها نیستم که در اینجا بنشینم و تسبیح دست بگیرم؛ من پاپ نیستم که فقط روزهای یکشنبه مراسمی انجام دهم و بقیه ی اوقات برای خودم سلطانی باشم و به امور دیگر کاری نداشته باشم. پایگاه استقلال اسلامی اینجاست. باید این مملکت را از این گرفتاری ها نجات داد.» (3) 

امام (ره) در پایان این سخنرانی، کشتار پانزده خرداد را محکوم کردند و آن را مایه ی ننگی بر دامن رژیم پهلوی و کشور دانستند. با این موضع گیری امام (ره)، تبلیغات دروغین رژیم نقش بر آب شد و ایشان همچنان بر مواضع قاطع خود در ادامه ی مبارزه و دفاع از اسلام و مملکت اسلامی، پافشاری نمودند و نشان دادند که کشتار، تهدید و زندانی کردن هیچ تأثیری در روند مبارزه و تزلزل ناپذیری رهبری آن ننهاده است.

در 26 فروردین ماه 1343 امام خمینی در مسجد اعظم قم به مناسبت شروع درس های حوزوی خود، در واکنش به سخنان شاه که روحانیان را به کهنه پرستی و ارتجاع متهم کرده بود، مواضع تند و جدیدی اتخاذ کردند. با این موضع گیری به موقع، ترفند دروغین رژیم که روحانیان در آن مخالف اصلاحات و تمدن معرفی و به جرم کهنه پرستی محکوم می شدند، خنثی شد:

« ما را کهنه پرست معرفی می کنند، ما را مرتجع معرفی می کنند… جراید خارج از ایران، آنهایی که با بودجه های گزاف، برای کوبیدن ما مهیا شده اند، در خارج ما را مخالف اصلاحات … معرفی می کنند… علمای اعلام با این زدنها، کشتنها، قلدریها و دیکتاتوری ها، استبدادها مخالفند؛ این کهنه پرستی است؟». (4)

در ادامه امام وابستگی و سرسپردگی رژیم پهلوی به بیگانگان و به غارت رفتن مخازن کشور به وسیله آنها، اعمال حاکمیت دیکتاتورمآبانه و استبدادی شاه بر سرنوشت مردم ایران را عین ارتجاع معرفی کردند.

در این موضع گیری، امام(ره) باز هم برقراری روابط نزدیک رژیم پهلوی با اسرائیل را به باد انتقاد گرفتند و آن را برخلاف مصالح اسلام، کشور و ملت مسلمان ایران دانستند و بار دیگر، با قاطعیت، راه هر گونه سازش و تفاهم روحانیان با نظام پهلوی را بستند و فرمودند:

« خمینی می تواند تفاهم کند با ظلم؟ غلط می کند. خمینی…تو حبس هم که بود، مجد اسلام را حفظ می کرد، می تواند حفظ نکند؟… اگر خمینی هم با شما سازش کند ملت اسلام با شما سازش نمی کند… ما به همان سنگری که بودیم، هستیم» .(5)

سپس امام(ره) برای چندمین بار، رژیم پهلوی را به حرکت در چارچوب قوانین اسلامی و قانون اساسی و متمم آن فراخواندند و به این وسیله، مشروعیت دینی و قانونی حاکمیت پهلوی را زیر سؤال بردند:

« اگر به قوانین اسلام، شما اعتقاد دارید، این قوانین اسلام؛ و اگر…به قانون اساسی شما اتکا دارید… به این متمم قانون اساسی، شما عمل کنید که علمای اسلام در صدر مشروطیت جان دادند برای گرفتن این و رفع اسارت ملت ها» .(6)

در خاتمه ایشان ضمن هشدار به رژیم پهلوی درباره تصحیح عملکرد خود، بر ادامه مبارزه تا اعاده حیثیت مصالح اسلامی و برقراری احکام الهی تأکید کردند:

« نه ما دشمنی با آن دولت داشتیم و نه عقد اخوتی با شما خواندیم. ما به اعمالتان نگاه می کنیم… اگر من خدای نخواسته، یک وقتی دیدم که مصلحت اسلام اقتضا می کند که یک حرفی بزنم، می زنم و دنبالش راه می افتم و از هیچ چیز نمی ترسم بحمد الله تعالی. والله، تا حالا نترسیده ام» .(7)

در این دوره، امام(ره) به موازات نظام سلطنتی پهلوی، حملات گستردهای بر ضد خطر نفوذ اسرائیل و صهیونیزم در شئون مختلف کشور، از جمله اقتصاد و سیاست آغاز نمود و عواقب و نتایج زیانبار آن و لزوم قطع روابط بین ایران و اسرائیل را به دولت پهلوی تذکر داد.

پی نوشت ها:

1- روحانی، سید حمید؛ (1356)، بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی در ایران، ج1، بی نا، بی جا، صص 452 -.450

2- خمینی، روح الله؛ صحیفه ی امام،22 جلد، مؤسسه ی تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، ج1، صص 243-245.

3- همان، ج 1، صص 270 – 269.

4- همان، ج1، ص 286.

5- همان، ج1، صص 290-303.

6- همان، ج1، ص 288.

7- همان، ج1، صص 293-298.