شفقنا – آیت الله کاظم قاضی زاده درسلسه نوشتارهایی با عنوان «ادب انبيا در دعا به روايت قرآن کریم» که دراختیار شفقنا قرار داده و در نهمین قسمت این گونه آورده است:
در مطالب قبل بعضی از عرصه های لازم ادب انبیاء در دعا بروایت قرآن کریم را بررسی کردیم و به شش ادب دعا 1.ربوبیت الهی در دعای پیامبران 2. اوصاف الهی در آغاز دعا 3. اقرار به گناه _4. یاد كردن نعمت ها 5. یاد كرد حاجتها 6. اسماءحسنا ـ فرجام حاجت خواهی اشاره گردید . اینک به اهم حاجتها ی انبیا و اولیا که عمدتا با تعبیر رب یا ربنا آغاز شده می پردازیم :
1.غفران و توبه
تعبیر” اغفر” و” فاغفر” و مشتقات مشابه آن در مجموع 17 بار در قران آمده است ، واژگان دیگری که دال بر دعای طلب مغفرت است نیز کم نیست دعای حضرت آدم و حوا ، دعای دیگر انبیای عظام و عباد الرحمن قبل از هر چیز طلب غفران است چرا که عدم غفران مساوی خسارت است:
البته در مفهوم لغوی غفر ” پرده پوشی” و” محو” آمده است ولی ظاهرا دومی صحیح تر است؛ آقای مصطفوی می نویسد:محو از ستر و صفح و اصلاح عام تر است و لازمه محو موارد نذکور است . قال تعالى:. وَ إِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ- 64/ 14
ایشان بطور کلی مرحله محو را اکمل از ستر دانسته و در این مرحله است که زمینه رحمت الهی فراهم می شود.وی سپس در باره اثار غفران با استفاده از قران می نویسد:
به بعضی از آیاتی که طلب غفران در آنها طرح شده اشاره می شود:
قالا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ (اعراف :23)
رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ . (ابراهیم :41) .
در مواردی طلب غفران مقدمه در خواست های مادی و معنوی دیگر است:
قالَ رَبِّ اغْفِرْ لي وَ هَبْ لي مُلْكاً لا يَنْبَغي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدي إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ (ص:35)
وَ ما كانَ قَوْلَهُمْ إِلاَّ أَنْ قالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ إِسْرافَنا في أَمْرِنا وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرينَ (آل عمران 147)
لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسينا أَوْ أَخْطَأْنا رَبَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَيْنا إِصْراً كَما حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِنا رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ وَ اعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا أَنْتَ مَوْلانا فَانْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرينَ ( البقره :286)
در این موارد بترتیب غفران الهی همراه با پادشاهی بی نظیر ،تثبیت گامهای استوار در برابر کافرین ، رحمت و نصرت الهی آمده است
2 در خواست توفیقات علمی
دعا در عرصه های اثباتی نیز مورد نظر بوده است و یکی از دعاهایی که به پیامبر تعلیم شده است در خواست علم بیشتر است:
و قل رَبِّ زِدْنِي عِلْمًا (طه : 114) .
شرح صدر و سخنوری نکته دیگر است که امکان بیان ما فی الضمیر را فراهم می کند و در دعای حضرت موسی آمده است:
رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي (طه: 25-28)
2. در خواست توفیقات معنوی و عبادی
توفیقات مختلف معنوی در ادعیه دیده می شود مثل اقامه نماز ،شکر و عمل صالح ،رحمت الهی ، خیر دنیا و آخرت ،نسل مطلوب ، امامت متقین ، همنشینی با صالحان :
ربِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلَاةِ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاءِ .
رَبِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِينَ .
رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَإِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ (4) .
رَبَّنَا آتِنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَهَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا .
رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ
رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا .
ربِّ هَبْ لِي حُكْمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ
3.دعا برای امنیت
دعا در جهت امنیت نیز در ادعیه وجود دارد:
رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِنًا وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنَامَ
4. در خواست دوری از جهل و گناه
گاهی دعا برای دوری ار جهالت و ظلم است . یوسف صدیق زندان را بر گناه ترجیح می دهد قالَ رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْئَلَكَ ما لَيْسَ لي بِهِ عِلْمٌ وَ إِلاَّ تَغْفِرْ لي وَ تَرْحَمْني أَكُنْ مِنَ الْخاسِرينَ (47) قالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَني إِلَيْهِ وَ إِلاَّ تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَّ وَ أَكُنْ مِنَ الْجاهِلينَ (33)
5. دعا در باره فرزندان و آیندگان
فرزندان و والدین از دعای انبیای بزرگ محروم نمانده اند و هم برای نسل و ذریه خود و هم برای پدر و مادر دعای مغفرت و هدایت کرده اند
وَاجْعَلْ لِي لِسَانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِين
رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلَاةِ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاءِ .
رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ .
رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا
.رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَإِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ .
رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا وَأَنْتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ . (6) .
رَبَّنَا اغْفِرْ لي وَ لِوالِدَيَّ وَ لِلْمُؤْمِنينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسابُ (41)
وَ اغْفِرْ لِأَبي إِنَّهُ كانَ مِنَ الضَّالِّينَ (86)
رَبِّ اغْفِرْ لي وَ لِوالِدَيَّ وَ لِمَنْ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِناً وَ لِلْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ لا تَزِدِ الظَّالِمينَ إِلاَّ تَباراً (28)
5.دعا در جهت رفع آزمایش های سخت
از آزمایش الهی گریزی نیست اما امتحان های الهی متفاوت است و در خواست آسان تر بودن ازمایش در ادعیه فراوان آمده است:
رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ وَنَجِّنَا بِرَحْمَتِكَ مِنَ الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ
وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ في سَبيلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذينَ يَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ نَصيراً (75)
رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا وَاغْفِرْ لَنَا رَبَّنَا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (3) .
رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا أَنْتَ مَوْلَانَا فَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ .
رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ.
. رَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَنْ يَحْضُرُونِ . (5) .
6. درخواست نعمت های خاص
در خواست امداد غیبی نیز در میان ادعیه انبیا نیز وجود دارد و در کنار کوشش نیم نگاهی هم به عنا یت های ویژه پروروگار دارند :
رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتي بِوادٍ غَيْرِ ذي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنا لِيُقيمُوا الصَّلاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوي إِلَيْهِمْ وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ
إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ فَقالُوا رَبَّنا آتِنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَ هَيِّئْ لَنا مِنْ أَمْرِنا رَشَداً
قالَ عيسَى ابْنُ مَرْيَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ تَكُونُ لَنا عيداً لِأَوَّلِنا وَ آخِرِنا وَ آيَةً مِنْكَ وَ ارْزُقْنا وَ أَنْتَ خَيْرُ الرَّازِقينَ
7.توسعه دعا برای دیگران
دیگر از آداب دعا انبیاء، فراخواهی در دعا می باشد. دعا برای برادران و دوستان مؤمن مخصوصاً افراد ذوی الحقوق، علاوه بر اینكه از آداب دعا و اسباب اجابت خواسته هاست، از حقوق ثابت مؤمنان بر یكدیگر است. انسان مؤمن باید بر اساس اصل كلی « برای دیگران دوست بدار هر چه برای خود می خواهی »برادران و خواهران ایمانی خود را از دعای خیر خویش محروم نسازد. از امام صادق (ع) منقول است كه: هر كس در اتمام دعا چهل نفر از برادران (ایمانی ) خود را جلو بیندازد و درباره آنان دعا كند و پس از آن درباره خود دعا كند دعای او، هم دربارة آنان و هم درباره خودش مستجاب می گردد.[1]
نوح (ع)، در اواخر زندگی خویش اینگونه دعا می كند: « رَبِ ّاغْفِرلِی وَ لِولدَیّ وَ لَمَن ْ دَخَلَ بَیتِی مُؤمناً و لِلموُمنین َ و الموُمنات ِو لاتزِدِ الظالمین َ ألاتبار »[2] پروردگارا،برمن و پدرومادرم و هر مؤمنی كه در سرایم درآید، و بر مردان و زنان با ایمان ببخشای، و جز بر هلاكت ستمگران میفزای
در این دعا می بینیم كه نوح (ع) در اول، طلب بخشش برای خود سپس برای والدینش و بعد از آن برای كلیه مؤمنین می كند. نوح (ع) بعد از نفرین كفار قومش، ادب الهی چنین اقتضا می كند كه این عده را كه به پروردگارش ایمان آورده و به دعوتش گرویده اند از نظر دور نداشته از خدا خیر دنیا و آخرت را برایشان درخواست كند، لذا ابتدا خود را دعا كرد سپس والدینش وبعد مؤمنین معاصرش و بعد از آن همه اهل توحید؛ چه معاصرینش و چه آیندگان آنها.
حضرت شعیب (ع) نیز چنین دعا می كند: «رَبَّنا افْتَح بَینَنَا و َ بَین َ قَؤمِنا بالحَق ِّ و أنت َ خیرُ الفاتحین َ »[3]
…بار پروردگارا، میان ما و قوم ما به حق داوری كن كه تو بهترین داورانی.شعیب گفت: « بین ما »و نگفت: «بین من »، وجهش این بود، كه مؤمنین به توحید رانیز ضمیمه كرده باشد، چون كفار قومش در تهدید او مؤمنین را هم تهدید كرده و به همه آنها گفته بودند:« یا شُعَیبُ و َ الّذِین َ آمَنوُا مَعَك َمِن قَرْیتِنَا أولَتَعوُدُنَّ فی مِلَّتِنا قال َ أوَلَوْ كُنّا كارهین َ »[4]
ای شعیب، یا تو و كسانی را كه با تو ایمان آورده اند، از شهر خودمان بیرون خواهیم كرد؛ یا به كیش ما برگردید. گفت: آیا هر چند كراهت داشته باشیم ؟ از این جهت او نیز مؤمنین را ضمیمه خود كرد و آنان را از قوم بریده با خود به درگاه خداوند گسیل داشته و گفت: پروردگارا حق را در بین ما و قوم ما ظاهر ساز و این فراخوانی یكی از آداب دعا می باشد.
با تأمل در نیایش انبیا و اولیا می توان نمونه های بسیار از این دست نشان داد. در حقیقت نیایشگران نكته سنج، در حال گفت وگو با معبود خود دیگر خبری از خود ندارند و اثری از نفس نمی بینند. اینكه رهوران حق به ما آموخته اند كه به هنگام دعا و طلب، نخست به دیگران توجه كنیم و خیر و عزت و سلامت آنان را آرزومند باشیم، بی تردید از ضرورت رهایی از قید و بند نفس اماره و تطهیر دعا از خودخواهی حكایت می كند.
رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِمَنْ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِنًا وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ
. رَبَّنا وَ أَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتي وَعَدْتَهُمْ وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّيَّاتِهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزيزُ الْحَكيم
رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلَاةِ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاءِ .
رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ .
رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ
در این موارد دعا برای همه مومنان ، برادران سبقت گرفته در ایمان ،والدین و ذریه نیز مورد توجه قرار گرفته است .
[1] عاملي، وسائل الشيعه پيشين، ج 4، ص 3
[2] نوح 28
[3] اعراف 89
[4] اعراف 88











