امروز : دوشنبه 17آذرماه 1404 | ساعت : 10 : 25

آخرین اخبار

مجارستان از اتحادیه اروپا به دلیل تحریم انرژی روسیه شکایت خواهد کرد

شفقنا - پیتر سیارتو، وزیر امور خارجه مجارستان، اعلام...

قطع و وصل آیلتس و مشکلات ناشی از آن

شفقنا- از توقف و تقلب تا تورهای استانبول برای...

آغاز طرح ترافیکی زمستانی پلیس از ۲۵ آذر

شفقنا- جانشین پلیس راه راهور فراجا از آغاز طرح...

نتانیاهو: در صورت عفو، از سیاست کناره‌گیری نخواهم کرد

شفقنا - بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، روز یک‌شنبه...

دیدار عراقچی با الهام علی‌اف

شفقنا- وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران در سفر به...

آیا اروپا بالاخره متوجه تنهایی خود شده است؟/ گزارش فارن‌پالیسی

شفقنا آینده- ناتالی توچی کارشناس امور روابط بین‌الملل این...

شمار شهدای غزه از زمان آغاز آتش‌بس به ۳۷۳ نفر رسید

شفقنا - وزارت بهداشت غزه اعلام کرد که از...

جزئیات برنامه‌های رییس جمهور در سفر به قزاقستان

شفقنا- سفارت ایران در آستانه جزئیات برنامه‌های «مسعود پزشکیان»...

جریمه‌ برای تردد تاکسی‌ها در محدوده طرح لغو می‌شود

شفقنا- معاون عملیات پلیس راهور تهران بزرگ از بازنگری...

از رسانه ها/راه نجات مسکن عبور از دروازه توسعه‌گران است

شفقنا- پژمان جوزی فعال اقتصادی در روزنامه دنیای اقتصاد...

مکرون: نیجریه برای مبارزه با ناامنی به دنبال کمک فرانسه است

شفقنا- رییس جمهور فرانسه می‌گوید کشور نیجریه به دنبال...

ابراز نگرانی سازمان ملل از رفتار نیوزیلند با بومیان مائوری

شفقنا- یک کمیته سازمان ملل متحد نگرانی‌هایی را در...

نظرسنجی: 70 درصد آلمانی‌ها از دولت مرتس ناراضی هستند

شفقنا - نتایج یک نظرسنجی جدید نشان می‌دهد که...

رئیس جمهور بنین از خنثی شدن تلاش برای کودتا خبر داد

شفقنا- رییس جمهور کشور آفریقایی بنین از شکست کودتا...

ادب انبيا در دعا به روايت قرآن کریم/ ؛ نوشتاری از استاد قاضی زاده / بخش هشتم

شفقنا – آیت الله کاظم قاضی زاده درسلسه نوشتارهایی با عنوان «ادب انبيا در دعا به روايت قرآن کریم» که دراختیار شفقنا قرار داده و در هشتمین قسمت این گونه آورده است:

در بحث قبلی از مضامین دعای انبیاء به آداب زیر اشاره کردیم  : ربوبیت الهی در دعای پیامبران و  ذکر اوصاف الهی در آغاز دعا  .هم اکنون  در ادامه به آداب دیگر اشاره می کنیم

 

3. اقرار به گناه

 

از آداب دعای انبیاء‌ بعد از ستایش جمیل، اقرار به بدی ها و گناهان می باشد، اقرار به بدی ها روح انسان را برای اتصال به رحمت فضل خداوند آماده می كند، اقرار به گناه موجب چشیدن روحانیت و معنویت دعا می شود و زمینه و توفیق توبه را فراهم می كند.

از قول حضرت آدم نقل شده است:

قالا رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرينَ (23)

نوح (ع) پیامبری كه مدت طولانی، ستم بدترین و سركش ترین قوم و طاغی ترین امت را تحمل كرده و صبورانه به هدایت آنها اندیشیده است، اكنون خود را در محضر الهی بدهكار می داند و از خدای سبحان طلب مغفرت می كند و این گونه در اواخر زندگی خویش، ادب دعا را به ما می آموزد:

« رَبّ ِ اغفِرلِی وَ لِوالدی َ وَ‌ لِمَن ْ دَخَلَ بیتی َ مُؤمِناً و لِلْمُؤمنین َ و المُؤمنات ِ و لا تَزِدِ الظالمین َالا تبارا »[1]

پروردگارا، بر من و پدر و مادرم و هر مؤمنی كه در سرایم درآید، و بر مردان و زنان با ایمان ببخشای، و جز بر هلاكت ستمكاران میفزای.

سید قطب آورده است:

این نشان دهنده‌ ادب عبد در برابر رب می باشد، عبدی كه فراموش نكرده كه بشر است و خطا و قصور دارد، هر چند كه اطاعت و عبادت كند و داخل بهشت نمی شود، جز اینكه خدا با فضلش با او معامله كند. [2]

موسی (ع) نیز، زمانی كه از كوه طور باز می گردد، چنین می گوید:

«قَالَ‌رَب ّ ِاغْفِرلِی و لأَخِی و أدْخِلنَا فی رَحمتِك َ‌ و أنت أَرْحَم ُالراحمین َ »[3]

پروردگارا، من و برادرم را بیامرز و ما را در (پناه ) رحمت خود درآور، و تو مهربانترین مهربانانی.

این تقاضای بخشش برای خود و هارون (ع)، نه به خاطر آن است كه گناهی از آنها سرزده، بلكه یك نوع خضوع به درگاه پروردگار و بازگشت به سوی او و ابراز تنفر از اعمال زشت بت پرستان همچنین سرمشقی است برای همگان تا فكر كنند جایی كه موسی و هارون كه انحرافی پیدا نكرده بودند چنین تقاضایی از پیشگاه خدا كنند، دیگران باید حساب كار خود را برسند و سرمشق بگیرند و رو به درگاه پروردگار آورده، از گناهان خود تقاضای عفو و بخشش كنند، البته بعضی معتقدند شاید این آمرزش موسی (ع) برای خود، به خاطر پرخاش به هارون و یا به خاطر انداختن الواح تورات باشد.[4]

خداوند پیامبرش را نیز تعلیم می دهد، كه نیایش مغفرت طلبانه داشته باشد، و بگوید:

« و َ قُلْ رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ و أنت َخَیرُ الراحمین َ »[5]

پروردگارا، ببخشای و رحمت كن (كه ) تو بهترین بخشایندگانی.

پیدایست كه آمرزش خواهی چه اهمیت و جایگاه رفیعی نزد خداوند دارد. خداوند بدین وسیله، بندگان محبوب خود را آماده بهره وری از خوان نعم و الطاف پیدا و پنهانش می سازد. این گونه دعا و تعلیم، مجال هر گونه نادانی و غفلت و سیه دلی را از میان می برد و زمینه ساز تطهیر جان و ذهن آدمی می شود. از نیایش بخشش خواهانه انبیان می آموزیم، كه در سلوك توحیدی نیز، بیم غرور و خود فریبی می رود و سالك حق جو باید هوشیارانه در جست و جوی آسیب شناسانه رفتارهای خود برآید.

4. یاد كردن نعمت ها

یوسف (ع) وقتی والدین و برادرانش، بعد از دیدن عظمت او به خاك افتادند، پس از یادآوری خاطرات گذشته به طور مجمل این گونه دعا كرد: «رَب ّ ِ قَد ْ آتَیتَنِی مِن َ المُلك ِ وَ عَلَّمتَنِی مِن تأویل ِ الأَحادیثِ فاطِرَ السموات ِ و الأرْض َ أنت َ وَلِیّی فِی الدنیا و الآخِرَة ِ تَوَفَّنِی مُسْلِماً و ألْحِقْنِی بالصّالحین َ »[6]

پروردگارا، تو به من دولت دادی و  از تعبیر خواب ها به من آموختی. ای پدید آوردنده آسمان ها و زمین. تنها تودر دنیا و آخرت مولای منی، مرا مسلمان بمیران و مرا به شایستگان ملحق فرما.

در نیایش یوسف پیامبر، ادب بندگی و سپاسگزاری  به طرز چشمگیری انسان را به تأمل وامی دارد. آن حضرت پیش از آنكه خواسته های خود را بیان دارد، از آنچه پروردگارش به او ارزانی داشته است، سخن می راند. این نوع بندگی و نیایش گری سبب خواهد شد تا شخص همواره از خدا راضی و شاكر نعمت هایش باشد و نیز آرامش خویشتن را كه تضمین  كننده‌ سلامت و امنیت و پیشرفت در زندگی و جامعه است، حفظ نماید. وی بعد از آنكه خدای را ثنا گفت و احسان های او را در نجاتش از بلاها و نوائب برشمرد، خواست تا نعمت هایی را هم كه خداوند، مخصوص او ارزانی داشته برشمارد، حضرت یوسف (ع) همه این كارها را از خداوند سبحان می داند و نمی گوید من خود رنج كشیدم و به این مرحله رسیدم. مفسر بزرگ علامه طباطبائی آورده است

آن جناب آن چنان محبت الهی در دلش هیجان یافته كه به كلی توجهش از غیر خدا قطع شده، در نتیجه یكباره از خطاب و گفت و گوی با پدر صرفنظر كرده و متوجه پروردگار خود شده است و خداوند را مخاطب قرار داده و می گوید: « پروردگار این تو بودی كه از سلطنت سهمی به سزا ارزانیم داشتی، و از تأویل احادیث تعلیمم دادی.[7]

از آن جمله مناجاتی است كه قرآن از حضرت زكریا(ع)، برای درخواست فرزند، نقل كرده است: «ذِكْرُرَحمَت ِ رَبِّك َ عَبْدَهُ‌ زكریا.إذْنادَی رَبَّه ُ‌ نِداء‌ً خَفِیاً قال ً رَب ِّ إنِی وَ هن َ العَظْم ُ‌مِنِّی واشْتَعَل َ الرأس ُ شَیباً ولَم أكُن ْ بِدُعائك َ رَبّ ِ شَقیاً. وإنِّی خِفْت ُ المَوَالِی َ من وَرَائِی وكانَت ِ امرَأتی عاقراً فَهَب ْ لِی مِن لَدُنك َ وَلِیاًیرِثُنِی و یرِثُ مِن آل ِ یعقوب َ و اجْعَله ُرَبّ ِرَضیاً »[8]

( این ) یادی از رحمت پروردگار تو (درباره ) بنده اش زكریاست. آگاه كه (زكریا ) پروردگارش را آهسته ندا كرد. گفت: پروردگارا، من استخوانم سست گردیده و (موی ) سرم از پیری سپید گشته، و ـ ای پروردگار من ـ هرگز در دعای تو ناامید نبوده ام. و من پس از خویشتن از بستگانم بیمناكم و زنم نازاست، پس از جانب خود ولی ( وجانشینی ) به من ببخش. كه از من ارث برد و از خاندان یعقوب ( نیز ) ارث برد، و او را ـ ای پرودگار من ـ پسندیده گردان.

سید قطب آورده است:

زكریا (ع) در این موقف در نهایت قرب و اتصال، پروردگارش را می خواند، چنانكه شاهدیم، « ربّ‌»را بدون حرف ندا بكاربرده است. [9]او در اینجا با ذكر « ولم اكن بدعائك رب ّ شقیا »چنین بیان می كند كه از دوران جوانی تا امروز كه استخوان هایش سست و موی سرش سپید شده، همچنان، معتكف و گدای این درگاه بودم و هیچ وقت ناامید و تهی دست برنگشته ام. این نحو تضرع، خود باعث شده كه خدا این دعایش را نیز شنیده و او را وارثی پسندیده ارزانی دارد. [10]

فراموش كردن امكانات و الطاف الهی ـ در گذشته و حال ـ‌كه اغلب بر اثر فراوانی و تكرار آن دست می دهد، موجب می شود كه بعضی از مؤمنان، اندك اندك از توجه به آفریدگار و مناجات با وی غافل شوند. و بدین گونه انبیا كه خود الگوی انسان كامل، امام، شاقول و ترازو برای دیگر انسانها هستند، به ما می آموزند كه همواره یادآور این نعم و الطاف الهی باشیم.

 

5. یاد كرد حاجات

بعد از ذكر نعم الهی، نوبت به ذكر حوائج می رسد. یكی دیگر از آداب دعای انبیا این است كه، حوائج معنوی را، به طور صریح ذكر می كردند، اما حوائج مادی را به طور غیر مستقیم بیان می نمودند.

دعای حضرت ابراهیم (ع)، زمانی كه هاجر و اسماعیل(ع) را در مكه ( بیابان لم یزرع) به امر خداوند گذاشت، چنین است:

«رَبّ ِ اجْعَل هَذا البلَدَ آمناً و َاجْنُبنِی و بَنِی أن ْنعبُدَ الأصنام رَبّ ِ إنَّهُنَّ أضلَلْنَ كثیراً مِن َ الناس ِ فَمَن تَبِعَنِی فَإنِّهُ مِنّی و مَن عَصَانِی فَإنَّك َغفورٌ ‌رحیم ٌ. رَبَّنا أنِّی أسكَنت ُ مِن ذَریتی بِوادٍ غیرِ ذی زرع ٍ عِندَ بیتِك َ المُحرَّم ِرَبَّنَالِیقیمواالصلوة َ‌فَاجْعَل أفِدةًمِن الناس ِ تَهوِی إلیهم و َارزُقهُم مِن َ الثمرات ِ لَعَلَّهُم یشْكُرون َ »[11]

پروردگارا، این شهر را ایمن گردان، و مرا و فرزندانم را از پرستیدن بتان دور دار. پروردگارا، آنها بسیاری از مردم را گمراه كردند. پس هر كه از من پیروی كند، بی گمان او از من است، و هركه مرا نافرمانی كند؛ به یقین، تو آمرزنده و مهربانی، پروردگارا، من ( یكی از ) فرزندانم را در دره ای بی كشت، نزد خانه محترم تو، سكونت دادم. پروردگارا، تا نماز را به پا دارند. پس دلهای برخی از مردم را به سوی آنان گرایش ده و آنان را از محصولات ( مورد نیازشان ) روزی ده باشد كه سپاسگزاری كنند.

ادبی كه ابراهیم (ع) در این دعا بكار برد، این است كه هر حاجتی از حوائج را كه ذكر كرده، چون هم ممكن بود به غرض مشروع درخواست شود و هم به غرض نامشروع، آن جناب غرض مشروع و صحیح خود را در كلام خود ذكر كرده و بیانی آن را ادا نموده كه هر كس می تواند از آن پی ببرد كه وی تا چه اندازه امید به رحمت پروردگار در دلش فوران داشته، مثلاً بعد از این كه عرض كرد: « مرا و فرزندانم را از اینكه پرستش بتها كنند دور بدار»غرض خود را این طور بیان نمود:« پروردگار را به درستی كه آنها گمراه كردند بسیاری از مردم را ـ و اگر مجددا ندای « رب ّ»را تكرار كرده، به منظور تحریك رحمت الهی می باشد. همچنین بعد از اینكه عرض كرد:« پروردگارا اینك كه من ذریه خود را در بیابان لم یزرع در كنار خانه تو سكونت دادم »‌غرض خود را از این گفتار این طور بیان نمود: « پروردگارا برای اینكه نماز به پا دارند. و نیز بعد از آنكه درخواست كرد: « دل هایی از مردم را به سوی آنان معطوف بدار و از میوه ها و روزیشان فرما »دنبالش عرض خود را چنین شرح داد: « باشد كه آنان تو را شكر گذارند.»[12]

این دعا نمونه كامل برای انسان ذاكر شاكر می باشد و در سیاق آن، ذلت و بیچارگی موج می زند.

حضرت موسی (ع)، نیز بعد از قتل قبطی، چنین دعا می كند: « قال َ رَبِ إنِّی ظلمت ُ نفسی فَاغفِرلی فَغَفَرَ له إنَّه ِ هُو َ الغَفوُرُ الرّحِیم ُ »[13] گفت: پروردگارا، من بر خویشتن ستم كردم، مرا ببخش.پس خدا از او درگذشت كه وی آمرزنده مهربان است. این دعا، چون مربوط به امور مادی و دنیوی نبود، بلكه صرفاً توسل به مغفرت خدا بود، موسی (ع) به حاجت خودت تصریح می كند، اما بعد از فرار از مصر، چنین مناجات می كند: «رَبّ ِ إنِّی لِمَا أنزَلت َ إلَّی َّ مِن خیر ٍ فقیر ٌ »[14]

پروردگارا، من به هر خیری كه سویم بفرستی سخت نیازمندم.

حضرت موسی (ع ) در این رسالتش گذشته از التجا و تمسک به ربوبیت كه خود ادب جداگانه ای است، ادب دیگری بكار برده و آن اینكه:درخواست نان از جانب حضرت موسی بن عمران در حالی صورت می پذیرد كه او به رغم احتیاج شدید خویش از اظهار آشكار و مستقیم آن خودداری می ورزد. او تنها از وضع خود پس از قتل و فرار و تعقیب سخن می گوید و خبر را كه در آن شرایط به جز نان نیست، می طلبد یعنی تنها احتیاج و نیاز خود ار بازگو می كند و بقیه را به لطف پروردگار وا می گذارد. این نوع ادب ورزیدن در حیات انبیا و اولیا شواهد بسیار دارد.[15]

حضرت ایوب (ع)، سرگذشتی غم انگیز و در عین حال پرشكوه و با ابهت دارد. صبر و شكیبایی او مخصوصاً در برابر حوادث ناگوار عجیب بود. به گونه ای كه « صبر ایوب »یك ضرب المثل قدیمی است، زمانی كه ایوب، گرفتار مشكلات می شود، چنین دست به دعا بر می دارد. :

« و أیوبَ إذنادَی رَبَّه ُ أنِّی مُسَّنِی الضُرُّ‌ و أنت َ أرحَم ُ الرّاحمین »[16]

و ایوب را ( یاد كن ) هنگامی كه پروردگارش را ندا می داد كه: به من آسیب رسیده است و تویی مهربانترین مهربانان.

علامه طباطبایی در این باره می گوید:

ایوب همانند سایر پیامبران به هنگام دعا برای رفع این مشكلات طاقت فرسا، نهایت ادب را در پیشگاه خدا به كار می برد، حتی تعبیری كه بوی شكایت بدهد نمی كند، هرگز جزع و ناله نكرد و جز به خدا به احدی متوسل نشد و بدون اذن خدا چیزی هم از او نخواست تا اینكه مأذون شد. او تنها می گوید: من گرفتار مشكلاتی شده ام و تو ارحم الراحمینی و پروردگارش را در نهایت رحمت می خواند حتی نمی گوید مشكلم را برطرف فرما زیرا می داند او بزرگ است و رسم بزرگی می داند. وجوه ادبی كه در این دعا بكار رفته از بیانات قبلی روشن می شود. ایوب حاجت خود را كه عبارت بود: از بهبودی از مرض صریحاً ذكر نكرد، او نیز خواست هضم نفس كند و حاجت خود را كوچكتر از آن بداند كه از پروردگار درخواست آن را بكند.[17]

انبیاء‌(ع ) هیچ وقت حاجت خود را اگر درباره امور دنیوی بود، صریحاً ذكر نمی كرده اند اگر چه غرضشان از آن حاجت، پیروی نفس هم نبوده است.

6. اسماء‌حسنا ـ فرجام حاجت خواهی

در انتهای دعا ـ در ردیف هر حاجت، اسمی از اسماء‌حسنای الهی مناسب است با حاجت ذكر شود. این حقیقت در قرآن كریم، جلوه ای بس زیبا دارد و خود زمینه پژوهشی قرآنی و عرفانی است.

در رسالة‌ نور علی  نورآمده است: دعوت حق تعالی باید به اسماء‌حسنی باشد، هر چندكه او را اسماء‌ غیر منتناهی است و اسماء‌ و صفات عین ذاتند و همه اسمای او حسنی اند. ولكن سخن در ادب دعا است. [18]

یكی دیگر از ادعیه حضرت ابراهیم (ع)، دعایی است كه آن حضرت و فرزندش اسماعیل (ع)، به طور مشترك در هنگام ساختن بنای كعبه، كرده اند و چنین گفته اند: « رَبَّنَا تَقَبَّل ْ مِنّا إنّك َ أنت َ السمیع ُ العلیم ُ. رَبَّنا و َ اجْعَلنا مُسْلِمَین ِ لَك َ و مِن ذُرّیتِنَا أُمَّه مُسْلِمَه ً و َ أرِنَا مَنَاسِكَنَا و تُب ُ عَلَینَا أنَّك َ أنت َ التّواب ُ الرّحیمُ. رَبَّنَا و ابعث ُ فیهم رسولاً منهم یتلوُا عَلیهم آیاتِك‌َ‌ و یعَلِمُهُمُ الكتاب َ و الحِكمه و یزكِهیم إنَك َ أنت َ العزیزُ الحكیمُ »[19]

ای پروردگار ما، از ما بپذیر كه در حقیقت، تو شنوای دانایی… و آداب دینی ما را به ما نشان ده؛ و بر ما ببخشای،كه تویی توبه پذیر مهربان. پروردگارا، در میان آنان، فرستاده ای از خودشان برانگیز، تا آیات تو را بر آنان بخواند، و كتاب و حكمت به آنان بیاموز و پاكیزه شان كند، زیرا كه توخود، شكست ناپذیر حكیمی.

حضرت ابراهیم (ع)، در این درخواست، در ردیف هر حاجتی كه خواسته اسمی از اسماء حسنای خدا را از قبیل « السّمیع العلیم »، « التَّواب الرَّحیم »، « العَزیزُ الحَكیم »، به مناسبت آن حاجت ذكركرده و اسم شریف « رب ّ »را در تمامی آن حوائج تكرار نموده، چون ربوبیت خدا واسطه ارتباط بنده با خدای خود می باشد. نكته توجه در این درخواست عارفانه، بیان جمعی آن می باشد. ابراهیم خود را هنگام دعا و تمنا درمیان جمع ایمان آورندگان حق گرا جای می دهد و آنچه را آرزومند است برای همگان می خواهد.

حضرت سلیمان (ع)، نیز چنین دعا می كند:« قالَ رَبِّ اغفِرْلِی و َهَب ْلی مُلكاً لا ینْبَغِی لِأحدٍ مِّن بَعْدِی إنَّک َأنت َ الوَهَّاب ُ»[20]

پروردگارا، ملكی به من ارزانی دار كه هیچ كس را پس از من سزاوار نباشد، در حقیقت، تویی كه خود بسیار بخشنده ای.[21] وی، در انتهای دعا، تمسک به یكی از اسماء حسنای الهی كه متناسب با درخواست او می باشد، « وهاب »می كند. سلیمان (ع)، نیک می دانست كه درخواست اقتدار بی مانند از خداوند با مشیت و قدرت لایزال او سازگار است و این همه را نوعی بخشش دوست تلقی می كرد، بدین سان، نیایشگر مطمئن است كه می توان فراتر از پاداش عمل و ملاك توحیدی از خداوند تمنا داشت این ارتباط نزدیک و دوستانه، برآیند حقیقت دعا می باشد كه تنها نصیب انسان های سخت كوش و پاكدل می گردد.

 

نتیجه

از مضامین دعای انبیاء‌ می توان به آداب زیر دست یافت:

  1. انبیا قبل از هر چیز، در دعا از اسم شریف « رب ّ، ربّنا، ربّی » استفاده می كردند، چون ربوبیت، واسطه ارتباط بنده با خدا، می باشد و فتح باب هر دعایی است.
  2. بعد از ذكر نام رب ّ، شروع به ثنایی جمیل از پروردگار می كردند. كما اینكه ادب عبودیت هم این گونه اقتضا می كند.
  3. دیگر از آداب دعای انبیا بعد از ستایش جمیل، اقرار به بدی ها و گناهان می باشد، اقرار به بدی ها روح انسان را برای اتصال به رحمت فضل خداوند آماده می كند و زمینه و توفیق توبه را فراهم می كند.
  4. سپس از نعمی كه خدا به آنها ارزانی داشته یاد كرده و بعد از ذكر نعم الهی، نوبت به ذكر حوائج می رسد. انبیا حوائج معنوی را، به طور صریح ذكر می كردند، اما حوائج مادی را به طور مستقیم بیان می نمودند. البته ناگفته نماند كه آنها فراخواهی در دعا را فراموش نمی كردند.
  5. و در انتها دعا، در ردیف هر حاجت، اسمی از اسماء‌حسنای الهی مناسب با حاجتشان را ذكر می كردند، زیرا هر اسمی برای خود تجلی ویژه ای دارد و رابطه تجلی با آن اسم رابطه خاصی دارد. وجود اوصاف الهی در پایان آیات دعا و به دیگر سخن حضور اسماء حسنای الهی در پایان این آیات، جلوه‌ بسیار زیبایی است از حسن ختام.

[1]. نوح 27

[2]. سيد قطب، في ظلال القرآن، دار الشرق، بيروت، 1408 ق، ج 2، ص 133

[3] اعراف 151

[4] .طبرسي، محمع البيان پبشين، ج 10، ص 64، حجتي، سيد محمد باقر، بي آزار شيرازي، عبدالكريم، تفسير كاشف، دفتر نشر و فرهنگ اسلامي، 1363 ش، ج 3، ص 397، قرائتي، محسن، تفسير نور، موسسه در راه حق، قم، 1374، ج 4، ص 193

[5]. مومنون 118

[6] يوسف 101

2.طباطبائي پيشين،ج11،ص274

[8] مريم 2-6

[9] سيد قطب پيشين، ج 16، ص 27

[10]. طبرسي پيشين، ج 15، ص 141، فيض كاشاني پيشين، ج 3، ص 273

[11] ابراهيم، 35- 37

[12].طباطبائي  پيشين، ج 6، ص 296

[13] القصص 16

[14] قصص 24

[15] قرطبي، ابي عبدالله محمد بن احمد انصاري، الجامع لاحكام القرآن، دارالحياء التراث العربي، بيروت 1405، ج 13، ص 269 ـ 270، قرشي، سيد علي اكبر، احسن الحديث، واحد تحقيقات اسلامي بنياد بعثت، تهران، چاپ اول، 1366 ش، ج 8، ص 342

[16] انبياء‌ 83

[17]. طباطبائي پيشين، ج 6، ص 320، زمخشري، محمود بن عمر، الكشاف عن حقايق غرائض التنزيل و عيون الاوقايل في وجوه التأويل، منشورات البلاغه، قم 415 ق، ج 3، ص 130

[18] حسن زاده آملي، حسن، رساله نور علي نور در ذكر و ذاكر و مذكور، تهران، انتشارات تبليغ 1371 ش، ص 81

1 البقره 127 ـ 129

2 ص 35

 

اخبار مرتبط

پاسخ دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
نام خود را بنویسید