شفقنا – آیت الله کاظم قاضی زاده درسلسه نوشتارهایی با عنوان «ادب انبيا در دعا به روايت قرآن کریم» که دراختیار شفقنا قرار داده و در هفتمین قسمت این گونه آورده است:
بسم الله الرحمن الرحیم
آداب دعا
دعا یگانه راه ارتباط بندگان با مبدأ بوده و تنها وسیله ای است كه خدای متعال برای ارتباط با خود مقرر فرموده است،اگر این ارتباط و توجه به مبدأ نباشد، خدای منان عنایت خاصة خود را قطع خواهد فرمود. در این صورت، بندگان استعداد پذیرش این عنایت را از دست داده و مقتضای رحمت الهی را از كف می دهند. قرآن كریم این حالت را نوعی استكبار معرفی می كند آن هم از وجودی كه هیچ حیثیتی جز حیثیت بندگی ندارد و می فرماید: « اِن ّالذین َیستكبرونَ عَن عِبادتِی سَیدخلون َجهنّم داخرین َ»[1]: در حقیقت كسانی كه از پرستش من كبر می ورزند به زودی خوار در دوزخ در می آیند. واز آن جا كه هر یك از عبادت ها، آداب و اسرار واحكامی دارند، دعا نیز به منزله برجسته ترین عبادت، آداب و احكام و اسراری دارد. امام صادق (ع) فرموده اند:احْفَظْ آدَابَ الدُّعَاءِ وَ انْظُرْ مَنْ تَدْعُو وَ كَيْفَ تَدْعُو وَ لِمَا ذَا تَدْعُو »[2] بر آداب دعا محافظت كن و ببین چه كسی را می خوانی و چگونه می خوانی؟ قرآن كریم از خلال نیایش های انبیاء، آداب دعا و احكام آن را مطرح كرده است و ما در این پژوهش ضمن آوردن نیایش های انبیا با آداب و احكام دعا آشنا می شویم.
عنایت انبیا به دعا و اصرار بر آن در همه حال، نمونه ای از ادب انبیا در برابر خالق است. انبیا در هنگام دعا هرگز خود را نمی بینند و عزم تماشای معشوق را دارند كه خویش را در نهان و عیان بر دل و دیده انسان نمایانده است. چنین است كه دعا بیش از هر عامل و سبب دیگر در نیل به فلاح موثر می باشد و در واقع راهی كوتاه و مستقیم به سوی خداوند تلقی می شود و دعا به منزلة برجسته ترین عبادت، آداب و احكام و اسراری دارد.
قرآن كریم از خلال بیان نیایش های انبیا آداب دعا و احكام آن را مطرح كرده است. از مضامین دعای انبیا می توان به آداب زیر دست یافت:
1.ربوبیت الهی در دعای پیامبران
انبیا قبل از هر چیز، در دعا از اسم شریف: «ربّ، ربّنا،ربّی »استفاده می كردند، چون ربوبیت، واسطه ارتباط بنده با خدا، می باشد و فتح باب هر دعایی است. به عبارتی دیگر، چون به هنگام دعا، مقام بنده، مقام اظهار نیاز و درخواست و طلب حاجت است، باید از اسمی بهره گرفت كه مناسب مقام باشد. از این رو، « رب ّ »كه به معنای مالك و تربیت كننده است. برای دعا، مناسب تر است و انسان با ذكر این نام خود را غرق در الطاف الهی و وابسته دائمی به عنایات او می بیند. آیات زیر مصادیق گویایی از این مطلب می باشد.
چنانكه در دعای حضرت آدم و حوا آمده است:«ربنا ظلمنا انفسنا»[3] پروردگارا، ما را بر خویشتن ستم كردیم، این نیایش، راز و نیازی است كه آن دو بزرگوار بعد از خوردن از درختی كه خداوند از نزدیكی به آن نهیشان كرده بود با خدای خود كردند و به صفت ربوبیتی متوسل می شوند كه دافع هر شر و جاذب هر خیری است.
یكی از دعاهای حضرت ابراهیم (ع) زمانی است كه، هاجر و اسماعیل (ع) را در مكه آن بیابان لم یزرع ـ به امر خداوند گذاشت و چنین دعا كرد: «رَبِّ اجْعَل هذا الْبَلَدَ آمناً… رَب ّ ِ إنَّهُنَ أضْلَللنَ كَثیراً مِن الناس ِ… رَبَّنا إنِّی أسكنْتُ مِن ْ ذُریتی بِوادٍ غَیرِ ذِی زَرعٍ عِندَ بیتِكَ المِحَرَّمِ…. رَبَّنا إنَّك َ تَعْلَمُ ما نُخفِی و ما نُعْلِنُ… رَبّ ِ اجْعَلَنِی مُقیم َ الصَّلوه و مِن ذُرّیتی و تَقَبَّلَ دُعاء ِ.رَبَّنا اغْفِرلِی وَ لِوادی َّ و لِلمونین یومَ یقوُم ُ الحساب ُ »
و ( یادكن ) هنگامی را كه ابراهیم گفت: پروردگارا، این شهر را ایمن گردان… پروردگارا، آنها بسیاری از مردم را گمراه كردند…. پروردگارا، من (یكی از ) فرزندانم را در دره ای بی كشت، نزد خانه محترم تو، سكونت دادم… پروردگارا، بی گمان تو آنچه را كه پنهان می داریم، و آنچه را كه آشكار می سازیم می دانی… پروردگارا، مرا بر پا دارنده نماز قرارده، و از فرزندان من نیز، پروردگارا، و دعای مرا بپذیر، پروردگارا، روزی كه حساب بر پا می شود، بر من و پدر و مادرم و بر مؤمنان ببخشای.[4]
علامه طباطبایی در ذیل این آیات آورده اند:
از جمله لطائفی كه در دعای آن حضرت به چشم می خورد، اختلاف تعبیر در نداء است، در یكجا « رب ّ »آمده و در جای دیگر «ربّنا »در اولی پروردگار را به خود نسبت دارد، به خاطر آن موهبت هایی كه خداوند مخصوص او ارزانی داشته است، از قبیل سبقت در اسلام و امامت، و در دومی پروردگار را به خودش و دیگران نسبت داده، به خاطر آن نعمت هایی كه خداوند هم به او و هم به غیر او ارزانی داشته است [5]. این ندا اعتراف داعی را به ربوبّیت خدا در هر چیز و به عبودیت خود نسبت به پروردگار عالم می رساند.[6]
حضرت عیسی (ع) كه خود یكی از مظاهر كامل بندگی و ادب و خضوع و خشوع است، این چنین دعا میكند « اللهّم رَبَّنا أنزِلْ علینا مائِدة مِن السماء ِ تَكوُن ُ لَنا عیداً لِأَوَّلَنا و آخِرِنا و آیه مُنْكَ واُرزقْنا و أنت َ خیرُ الرازِقین َ »[7]
عیسی پسر مریم گفت: بارالها، پروردگارا، از آسمان، خوانی بر ما فرو فرست تا عیدی برای اول وآخر ما باشد و نشانه ای از جانب تو، و ما را روزی دهد كه تو بهترین روزی دهندگانی.
« الله »نامی است كه در بیان نام های خداوند جلوه خاصی دارد. در روایتی از امام حسن عسگری (ع) نقل شده است كه فرمودند: « الله »همان است كه هر آفریده ای به هنگام قطع امید و در نیازمندی و گرفتاری ها از همه روی بر می گرداند و دل از اسباب می برد و دل به او می بندد. [8]
نكته جالب این است كه دعا به ندای « اللهم ربنا »آغاز می شود و حال آنكه سایر انبیا دعای خود را تنها با كلمه « رب ّ»یا « ربّنا »افتتاح می كردند. مفسران این زیادتی ندا در دعای مسیح، را برای رعایت ادب نسبت به موقف دشوار خود می دانند. شاید به این علت كه چون حواریون معجزات روشن عیسی (ع) را دیده بودند. در چنین شرایط، درخواست معجزه مناسب با مقام ایمان و اخلاص نبوده و ممكن است پیامدهای ناگوار داشته باشد. از این رو عیسی (ع) با احتیاط كامل و با آوردن كلماتی كه بیشتر رحمت حق را جلب می كند، درخواست خود را مطرح می كند.[9]
ما این گونه ادب را در نیایش های پیامبر (ص) شاهدیم، چنانكه خداوند به او دستور می دهد.
«وَ قُل ْ رَبّ ِ أدْخِلنِی مُدْخَلَ صِدْق ٍ و أخْرِجْنِی مُخْرََج َ صِدْق ٍ واجْعَلْ لِی ّ مِن لََدُنك َ سُلطاناً نقیراً »[10]
و بگو: پروردگارا، مرا ( در هر كاری ) به طرز درست داخل كن و به طرز درست خارج ساز. و از جانب خود برای من تسلطی یاری بخش قرار ده.
2. ذکر اوصاف الهی در آغاز دعا
ادب دیگر اینكه انبیاء، بعد از ذكر نام ربّ، شروع به، ثنایی جمیل از پروردگار می كنند. كما اینكه ادب عبودیت هم اینگونه اقتضا می كند. انسان برای تقرب به خدا آفریده شده است و باید از تمام امكانات زندگی برای رسیدن به این مقصود بهره گیرد، و حقیقت دعا هم، توجه به بارگاه معبود و حركت در مسیر هدف خلقت و قرب الهی است كه برای مؤمنان معراجی روحی و معنوی است. حقیقت و روح دعا توجه قلبی انسان به خدا است و میزان توجه انسان به خداوند به میزان معرفت و محبت انسان به ذات ربوبی اش بستگی دارد. از این رو توجه به صفات و اسماء و حمد و ثنای الهی قبل از دعا و به هنگام دعا سفارش شده است. محمد بن مسلم از امام صادق (ع) نقل كرده است كه فرمودند: در كتاب امیرالمؤمنین (ع) آمده است كه ستایش، قبل از سؤال و تقاضا است.[11]
از جمله ادعیه پیامبران، دعایی است كه قرآن كریم از حضرت یونس(ع)، در ایامی كه در شكم ماهی به سر می برد، حكایت می كند:… تا در (دل ) تاریكی ها ندا در داد كه « لَا إلَهَ إلّا أنت َ سُبحانَكَ إنّی ِكُنتُ مِن الظالمین »[12] معبودی جز تو نیست، منزهی تو، راستی كه من از ستمكاران بودم.
حضرت یونس (ع) در بین انبیا، تنها كسی است كه در آغاز دعا كلمه «ربّ»را به كار نبرده است.در این جمله حضرت (ع)، از آنچه كه عملش نشان می داد،بیزاری می جوید، چون عمل او و لو اینكه او چنین قصدی نداشت، این معنا را می رساند كه گویا غیر از خدا مرجع دیگری است، كه بتوان به او پناه برد. لذا وی از این معنا، بیزاری جسته و عرض داشت: «لا اله الاّ انت »وجه دیگر اینكه قبل از دعا، پاك شمردن وتنزیه خدا از هر عیب و نقص و ظلم وستم، و هرگونه گمان سوء دربارة ذات پاك او را برخود لازم می داند. چون رفتار یونس (ع) این معنا را می رساند كه، ممكن است كسی به كارهای خدا اعتراض نموده، و بر او خشم بگیرد، یا اینكه ممكن است كسی از تحت قدرت او بیرون شود، لذا برای عذرخواهی از آن گفت: « سبحانك »[13]
به پیامبر (ص) نیز خداوند، چنین دستور می دهد:«قُلْ اللّهِم َّ مَالِك َ المُلك ِ تُؤتِی المُلك َمَن ْ تَشاءَ و تَنزِع ُ مِمَّن ْ تَشَاء ُو َ تُغِرُ مَن تَشَاءُ و تُذِلُّ مَن تَشاء ُ بیدِك َ الخَیرُ أنَّك َ عَلی كُل ِ شی ء ٍ قدیر» [14]
بگو: بارخدایا، تویی كه فرمانفرمایی؛ هرآن كس را كه خواهی، فرمانروایی بخشی؛ و از هر كه خواهی، فرمانروایی را بازستانی؛ و هر كه را خواهی، عزت بخشی؛ و هر كه را خواهی، خوارگردانی؛ همه خوبی ها به دست توست، و تو بر هر چیز توانایی.
حقیقت و روح دعا توجه قلبی انسان به خداوند است و میزان توجه انسان به خداوند به میزان معرفت و محبت انسان به ذات ربوبی اش بستگی دارد. از این رو توجه به صفات و اسماء و حمد و ثنای الهی قبل از دعا و به هنگام دعا سفارش شده است. بر این اساس در این آیه می بینیم كه در ابتدا خداوند لفظ « اللهّم »را آورده است كه در واقع همان « یا الله »می باشد كه حرف ندا حذف شده و به جای آن « م »مشدد در انتهای اضافه گشته است. و بعد از « اللهّم »به پیامبر تعلیم می دهد كه خدای خود را ثنای جمیل كند. در آیه اشاره می كند كه تو خدایی هستی كه تمامی خیرها به طور مطلق به دست تو است و قدرت مطلقه خاص تو است.
[1] .غافر 60
.[2] مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار، بيروت، دارالحياءالتراث العربي، ج 93،ص 322
[4]. ابراهيم 35 ـ 41
[5]. طباطبائي، الميزان، پيشين، ج 12، ص 79
[6]. زيدان، عبدالكريم، المستفاد من قصص القرآن للدعوه، بيروت، موسسه الرساله، 1418 ق، ج 1 ص 217
[7]. مائده 114
[8]. عروسي الحويزي، عبدعلي بن جمعه، نورالثقلين، مطبعه العلميه، قم، بي تا، ج 1، ص 12
.[9] الطوسي، ابوجعفر محمد بن الحسن، التبيان في تفسير القرآن، مكتب الاعلام الاسلامي، قم، 1409 ق، ج 4، ص 61، فيض كاشاني، محسن، الصافي، دار المرتضي للنشر، مشهد، چاپ اول، بي تا، ج 2، ص 98، طباطبائي،الميزان پيشين، ج 6، ص 326، مكارم شيرازي، ناصر، همكاران، تفسير نمونه، تهران، دار الكتب الاسلامي، 1367 ش، ج 5، ص 122
[10]. اسراء 80
.[11] عاملي، محمد بن الحسن الحر، وسائل الشيعه،قم، آل البيت، 1409 ق، ج 4، ص 3
[12]. انبيا 87
[13]. مكارم شيرازي، تفسير نمونه، پيشين، ج 13، ص 418
[14]. آل عمران 26











