شفقنا آینده – حنیف غفاری، تحلیلگر مسائل بین الملل براین بارو است که ایران احیای ظاهری و صوری برجام را برنمی تابد و توافقی برای ایران مطلوب است که تعهدمحور نباشد بلکه تضمین محور باشد.
حنیف غفاری تحلیلگر مسائل بین الملل در گفت وگو با شفقنا، درباره تحولات دور اخیر مذاکرات هسته ای، گفت: آن طور که مسلم است امریکا و اروپائیان مسیر توافق هسته ای و مسیر رفع تحریم های ضدایرانی را به خوبی می دانند و در طول مذاکرات اخیر ملزومات و بایسته های توافق و رفع تحریم های ضدایرانی به خوبی از تیم مذاکره کننده هسته ای کشور خطاب به اعضای 4+1 تشریح شده است. آنچه در حال حاضر اصالت دارد بحث تصمیم واقعی غرب جهت احیای برجام و یا عدم احیای برجام است.
وی ادامه داد: دولت جو بایدن زمانی که برسرکار آمد، یک تاکتیکی را در پیش گرفت که به نام احیای ظاهری برجام بود. به این معنا که صرفا کالبد برجام را احیا کن و ایران را به صورت یک طرفه در آن نگه دارد. یعنی در عمل تحریم های جمهوری اسلامی ایران را رفع و یا تعلیق نکند و در مقابل ایران را به صورت یک طرفه با تمامی تعهدات در این توافق نگه دارد. آن چه که در مواضع کشور ایران مشخص است، این هست که با توجه به اینکه امریکا بصورت یکطرفه از برجام خارج شده و اروپائی ها نیز نقض عهد و بدعهدی در تامین منافع ایران کردند، احیای ظاهری و صوری برجام را برنمی تابیم و ایران بعنوان طرف طلبکار در این معادله مطرح است.
این تحلیلگر مسائل بین الملل بر این باور است: وقتی ایران طرف طلبکار و آنها طرف بدهکار هستند باید به یک سلسله ملزومات همچون تضمین و راستی آزمایی و رفع واقعی تحریم ها تن دهند. در آخرین تحولاتی که در مذاکرات شاهد بودیم، شاهد اصرار دولت فعلی امریکا مبنی بر عدم امکان ارائه تضمین نسبت به آینده برجام هستیم که نقد این اظهار و ادعای مقامات امریکایی هم مشخص است.
غفاری تصریح کرد: دولت فعلی امریکا نمی تواند برای دولت بعدی امریکا تصمیم بگیرد اما فراموش نکنیم برجام توافق بین دولت های ایران و امریکا نیست، بلکه یک توافق بین المللی محسوب می شود. قطعنامه 2231 شورای امنیت هم بر اساس برجام تصویب شده و به تائید 15 عضو دائم و غیردائم شورای امنیت رسیده است.
این تحلیلگر اظهار کرد: دولت فعلی امریکا نمی تواند برای دولت بعدی امریکا تعیین تکلیف کند اما قطعاً می تواند با پذیرش یکسری از تعهدات و تضمینات چه در بُعد فنی و چه در بُعد اقتصادی و چه در ابعاد دیگر هزینه های دولت احتمالی بعدی امریکا در خصوص خروج از برجام را بالا ببرد به گونه ای که خروج از توافق هسته ای برای دولت امریکا عملاً اقدامی پرریسک و مخاطره آمیز باشد. شاهد بودیم که دولت ترامپ با چنین مسئله ای مواجه نشد چون تضمینی پشت برجام نبود و به راحتی از توافق خارج شد بدون اینکه هزینه ای به لحاظ اقتصادی پرداخت کند. فلذا دولت فعلی امریکا می تواند این ریل گذاری را به گونه ای انجام دهد که دولت بعدی امریکا برای خروج از برجام با مشکل مواجه شود ولی اراده ای از سوی مقامات امریکایی مبنی بر این مسئله دیده نمی شود. همچنین اگر بخواهد توافق هسته ای احیا شود امریکا و اروپائی ها باید از خود اراده واقعی نشان دهند.
او در پاسخ به این پرسش، چه توافقی با چه چارچوبی در این وضعیت مطلوب ایران است؟ گفت: اولاً توافقی که در آن رفع تحریم ها به صورت واقعی انجام شود به این معنا که هندسه و منظومه تحریم های ضدایرانی که علیه ایران وضع شده، بصورت عملیاتی از بین برود، نه اینکه در اسم و در ظاهر این اتفاق انجام شود. یعنی امریکا نتواند تحریم های گوناگون را به بهانه های مختلف علیه ایران وضع کند و تحریمی که طبق برجام رفع می کند به بهانه دیگر علیه ایران وضع نکند. ثانیاً اینکه در لحظه نتواند تحریم ها را باز گرداند که اهمیت فراوانی دارد.
غفاری در ادامه افزود: سومین مسئله این است که نه تعهد بلکه تضمین لازم برای امریکا در قبال حفظ این موارد به ما ارائه کند. توافقی برای ما مطلوب است که تعهدمحور نباشد بلکه تضمین محور باشد. تعهد آن چیزی که بر روی کاغذ می آید اما تضمین اهرمی که بواسطه آن طرف مقابل ناچار است که تعهدات خود را انجام دهد. برجام تعهد محور برای ما تمام شده است و تمرکز ما برروی برجام تضمین محور است.
این تحلیلگر خاطرنشان کرد: نه تنها کشور ما بلکه روسیه و چین هم در مذاکرات بر روی برجام تضمین محور تاکید دارند. همچنین توافقی که الان باید صورت گیرد قطعاً یک تفاوت هایی با توافق سال 2015 به لحاظ فنی دارد. به دلیل اینکه طرف مقابل یک بار از توافق خارج شده این بار می توانیم و محق هستیم یکسری تضمین های فنی از جمله نگهداری میزانی از حد بیشتر مواد غنی سازی شده را در ایران از طرف مقابل مطالبه کنیم که این میزان مازاد بر برجام عملاً تضمینی باشد که اگر طرف مقابل از توافق خارج شد بتوانیم به منابع دسترسی داشته باشیم، چه اورانیوم غنی سازی شده و چه بحث سانتریفیوژهای نسل جدید باشد. پس نکته ای که اهمیت دارد، توافق جدید حدود مشخص و محکم تر دارد. همچنین تضمین داشته باشد و دلیل این مسئله بدعهدی کامل امریکا و اروپا است.
او در خصوص اینکه آیا توافق موقت به نفع ایران است؟ پاسخ داد: ایده توافق موقت را ابتدا امریکا مطرح کرد به این عنوان که توافق موقت تبدیل به یک چارچوب برای مهار فعالیت های هسته ای ایران شود. نکته ای که وجود دارد این است که تا کنون تیم مذاکره کننده ما و همچنین کشورهایی مثل چین و روسیه و حتی برخی از کشورهای اروپایی تاکید دارند که احیای برجام بهترین و همچنین سریع ترین و مشخص ترین گزینه ای است که باید در دستور کار قرار گیرد و تا به امروز اجازه این ایده از سوی ایران به طرف مقابل داده نشده است. اگر توافق موقتی در آینده منعقد شود در دو نقطه آسیب دارد. معمولاً توافقات موقت قابلیت تضمین و راستی آزمایی ندارند و همین مسئله باعث می شود توافق کامل نسبت به توافق موقت ارجحیت داشته باشد.
غفاری در پایان گفت: اگر بخواهد چارچوبی منعقد شود، توافق موقت با چارچوب توافق، تفاوت دارد. وقتی از چارچوب توافق صحبت می کنیم یعنی ممکن است طرفین یک چارچوب و مقدمه ای را برای رسیدن به توافق نهایی ترسیم کنند. مثل بیانیه لوزان که چند ماه مانده به تنظیم سند نهایی برجام، تبدیل به چارچوبی برای انعقاد برجام شد. در چنین شرایطی اگر مشاهده کنیم که طرف امریکایی می خواهد به صورت یکطرفه از این توافق موقت نفع ببرد و یا نگرانی ها، دغدغه ها و بایسته های احیای برجام را در نگاه اولیه خود به توافق موقت در نظر نگیرد، قطعاً لزومی و عقلانیتی ندارد که این توافق موقت را مورد پذیرش قرار دهیم.











