شفقنا- حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمدعلی رستمیان، استاد حوزه و دانشگاه، تأکید دارد که حوزه و روحانیت به کارکردهای سنتی اکتفا کردند و به همین جهت در عرصه هایی از جمله تبلیغ، کتب درسی و پرورش طلاب دچار عقب ماندگی است.
وی دو آینده برای حوزه های علمیه متصور است و بیان کرد: اگر حوزه های علمیه جایگاه و شرایط وضع موجود را درک نکنند در طول زمان روز به روز ضعیف و ضعیف تر می شوند و خدایی نکرده ممکن است چنان آسیبی به حوزه وارد شود که نتواند روی پای خود بایستد. و اگر شرایط، اوضاع و احوال و وضعیت حساس زمان حاضر را درک کنیم، با توجه به اینکه افراد آگاهی در دورن حوزه حضور دارند و هم حکومت، دینی است و به این امر توجه دارد، حوزه های علمیه می توانند شأن، تاثیرگذاری و جایگاه قبلی خود را که مقداری به چالش کشیده شده را دوباره به دست بیاورند تا در آینده یک حوزه قوی و مقتدری داشته باشیم.
حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمدعلی رستمیان در گفت وگو با شفقنا درباره بایسته های حوزه و روحانیت شیعه برای دهه ۱۴۰۰ اظهار کرد: بی شک یکی از نهادهای مهم در جامعه اسلامی ما، نهاد حوزه و روحانیت است و در حقیقت بقای انقلاب اسلامی و اسلام در این است که روحانیت در جامعه امروزی تقویت شود و روز به روز پیشرفت داشته باشد. البته متأسفانه شاهدیم که حوزه های علمیه از نقص هایی برخوردار هستند که اگر این نقص ها برطرف شوند، می توانیم یک حوزه بالنده و خوبی داشته باشیم و در این صورت در آینده حوزه علمیه می تواند در عرصه های مختلف تأثیرگذاری بیشتری داشته باشد.
به اهداف حوزه های علمیه در دوران جدید کمتر پرداخته شده است
وی ادامه داد: به نظرم یکی از نکاتی که بعد از انقلاب اسلامی کمتر به آن پرداخته شده، اهداف و عملکرد حوزه های علمیه در دوران جدید است. در طول این چهار دهه شاید برای بسیاری از نهادها، اهداف و عملکردها و جایگاه هایی را ترسیم کردیم، اما این اصول مهم برای حوزه های علمیه ترسیم نشد و به نوعی رها شد. این در حالی است که حوزه ها و روحانیت منشأ انقلاب اسلامی بودند و در پیروزی انقلاب، تربیت نیروهای انسانی، بیداری و آگاه کردن مردم نقش بسیار مهمی داشتند. عمار کبیر انقلاب حضرت امام خمینی(ره) از دل روحانیت بیرون آمدند و مردم با اعتماد و ایمانی که به آن حضرت داشتند در حقیقت توانستند انقلاب را پیروز کنند.
در عرصه حوزه و روحانیت به کارکردهای سنتی اکتفا شده است
رستمیان کارکردهای حوزه و روحانیت قبل و پس از انقلاب را مورد بررسی قرار داد و بیان کرد: کارکردهای حوزه ها و روحانیت قبل از انقلاب یقیناً متفاوت با بعد از انقلاب است، اما به نظر می رسد که کارکردهای سنتی حوزه یعنی همان تبلیغ، منبر و محراب با تغییرات بسیار سطحی دیده شده و در حقیقت به همان کارکردهای سنتی اکتفا شده است در حالی که امروز نیازمند حوزه ای متفاوت از گذشته در بسیاری از عرصه ها هستیم. البته تا حدی این امر به طور خودکار انجام شده است مثلاً شاهدیم برخی از روحانیون وارد عرصه های هنر شدند و فعالیت هایی را انجام دادند؛ برخی دیگر از روحانیون وارد عرصه های فضای مجازی شدند و به طور خودجوش سامانه های مجازی راه اندازی کردند. برخی دیگر وارد عرصه پاسخگویی به شبهات نه به شکل سنتی بلکه به شکل جدید شدند و در امتداد آن مراکز پاسخگویی به شبهات راه اندازی شده است؛ اما به نظر می رسد این فعالیت های خودجوش با اهداف خاصی که را برای حوزه و روحانیت تعریف کردیم و در راستای آن اهداف نیروها را تعلیم و آموزش دادیم، متفاوت است.
این استاد حوزه و دانشگاه افزود: در کنار طیفی از روحانیونی که وارد عرصه های روز شدند، یک طیف بسیار بزرگتری از روحانیون هستند که هنوز به همان روش سنتی ادامه می دهند و شاید هیچ تخصصی در هیچ گرایشی ندارند و صرفاً به همان دروس حوزوی رایج و معمول ادامه می دهند. گاهی با برخی از طلاب که برخورد می کنیم، می بینیم که واقعاً در مورد جایگاه خود در جامعه فعلی دچار یکسری سردرگمی هایی هستند. سوال های جدی برای آنان مطرح است و این سوال های جدی پاسخ های جدیدی می طلبد. بالاخره طلاب حوزه علمیه با بسیاری از قشرهای متفکر و اندیشمند جدید ارتباط پیدا می کنند و به نظر می رسد که این نیازمند یکسری برنامه ریزی هایی برای آینده حوزه علمیه است مثلاً اگر بخواهیم در زمینه متون درسی حوزه علمیه مطالعه کنیم، می بینیم که متون قوی و خوبی هستند، اما این متون باید به روز شوند.
حوزه علمیه باید به روز و زمان مند شود
وی با تأکید بر اینکه حوزه علمیه باید به روز و زمان مند شود، گفت: برخی کتبی که در حوزه علمیه تدریس می شود، نوشته ۴۰۰ سال پیش هستند. مثلاً کتاب مکاسب مربوط به گذشته است و امروز واقعاً بحث های کسب و کار و تجارت ها پیشرفت ها و تغییرات عظیمی کرده است. در چنین شرایطی آیا این کتاب ها می تواند یک طلبه به روز و امروزی برای ما تربیت کند!؟ یقیناً نمی تواند. با تمام احترامی که برای بزرگان حوزه در زمان های گذشته قائل هستیم، اما آنان هم راضی نیستند که به قیمت عقب ماندگی و به روز نبودن حوزه، کتاب های آنها در مسند تدریس باشند. البته در این زمینه باز هم شاهد تلاش های خودجوشی از سوی برخی از بزرگان و علمای حوزه هستیم که آنها سعی کردند متون جدیدی را تألیف کنند، اما به نظر می رسد که این کار نیازمند یک برنامه ریزی دقیق و به روز است که مدیریت حوزه و شورای عالی مدیریت حوزه باید قدم در این میدان بگذارند و ببینند که واقعاً نیازهای جدید چیست و چه کتاب هایی باید تالیف شود. البته باید دقت شود که کتاب ها سطحی نباشند. یکسری افراد در این مسیر شخصاً اقدام می کنند و ممکن است متونی تولید کنند، اما ممکن است عمق لازم را نداشته باشد و کتاب هایی قوی و متناسب با نیازهای روز نباشند.
رستمیان با تأکید بر اینکه حوزه های علمیه مستقل از جامعه نیست، بیان کرد: امروز در بسیاری از حوزه های مختلفی که انقلاب اسلامی و حکومت اسلامی در آن وارد شده، نیازمند متخصصان اسلام شناسی هستیم که بتوانند در آن حیطه ها صاحب نظر باشند و این صاحب نظری نیازمند بازنگری در شیوه درس خواندن و تدریس و تألیف و تدوین متون دارد که به نظر می رسد لازم است چنین اقدامی را انجام دهیم. هم حضرت امام و هم مقام معظم رهبری در زمان حاضر بسیار اصرار داشتند بر اینکه حوزه های علمیه باید در خدمت انقلاب و جامعه باشند، اما عده ای متأسفانه این رویکرد را بر نمی تابند و فکر می کنند که حوزه علمیه باید مستقل از جامعه باشد و همان روندهای سنتی را ادامه دهد. برخی از اینکه گفته می شود حوزه های علمیه باید در خدمت انقلاب اسلامی باشند، مفاهیم اشتباهی را برداشت می کنند و گمان می کنند که حوزه های علمیه باید مانند یک کارمندی که برای یک شرکتی کار می کند و به منافع آن می اندیشد، در خدمت انقلاب اسلامی باشد.
حوزه های علمیه باید منتقد و انتقادگر باشند
وی افزود: حوزه های علمیه اولاً باید به حوزه های مختلف اجتماعی که اکنون حکومت اسلامی با آن مواجه است، کمک کنند. ثانیاً باید منتقد و انتقادگر باشند. تربیت حوزوی باید به گونه ای متحول شود که طلاب بتوانند با شرایط جدید جامعه که بعد از انقلاب اسلامی پدید آمده، هم قدم و همراه شوند و در عین حال روحیه انتقادگری داشته و به وظیفه امر به معروف و نهی از منکر خود در سطح جامعه عمل کنند. البته طلاب باید توجه داشته باشند که پیش از امر به معروف و نهی از منکر، از شرایط و اوضاع و احوال اجتماع آگاه باشند. به طور کلی وضعیت ظریفی است که باید هم در بدنه کار و هم انتقادگر و هدایت کننده به سمت جلو بود.
این استاد حوزه و دانشگاه به وظایف روحانیت در جامعه امروز اشاره و خاطرنشان کرد: حضرت امام خمینی(ره) با اینکه رهبر انقلاب بودند، اما در عین حال هشدارهای بسیاری را هم به مسئولان و هم به روحانیت و هم به همه ارکان نظام می دهند و بیان می کنند که باید چه رویکرد و رفتاری را در پیش بگیرند. روحانیت دو وظیفه برعهده دارد، اول اینکه آگاه به زمان باشند و بتوانند در یک حیطه ای از حیطه های اجتماعی امروز جامعه نقش آفرین باشند. دوم اینکه اصلاح گر باشند. اصلاح گر یعنی اینکه همواره در صدد باشند که نگذارند مسایلی در جامعه به نام دین پدید بیاید و با هویت دینی بی ارتباط باشد.
در این مورد نمونه ای را بیان می کنم. اخیراً یکی از کسانی که در حضور مقام معظم رهبری مداحی کرده بود، وقتی به نام حضرت زهرا(س) رسید، به مردم گفته بود که دست ها را بالا بیاورید و بگویید یا زهرا(س)؛ پس از جلسه، رهبری این مداح را خواستند و گفتند که این چه کار جدیدی بود که امروز انجام دادید، دست بالا آوردن و دعا کردن فقط در مورد خداوند متعال است و در مورد هیچ شخص دیگری این مساله را نداریم. اگرچه این مسأله ای جزئی است، اما نشان می دهد که حساسیت های دینی بالاست.
امروز تبلیغ نیازمند یک نوع روز آمدی و آگاهی است
رستمیان درباره موضوع تبلیغ و پرورش مبلغین برجسته و تولید محتوای روزآمد برای تبلیغ موثر و کیفی، گفت: ارتباطات اجتماعی و بین المللی بسیار قوی شده و این بالا رفتن ارتباطات، سطح آگاهی جامعه را بالا برده است. امروز شاهدیم که تا حدودی مساجد و منابر خلوت شدند که یکی از علت های مهم آن را باید در همین بالا رفتن ارتباطات دانست. دومین نکته اینکه شاید بیش از هزار شبکه تلویزیونی راه اندازی شده تا علاوه بر انقلاب اسلامی، علیه دین نیز تبلیغ کنند. این شبکه ها در مسیر رسیدن به این هدف، بسیاری از اوقات تعبیری را از یکی از منابر و روحانیون می آورند و به افکار عمومی عرضه می کنند که فلانی در منبر چنین گفته یا در نماز جمعه چنین حرفی را زده است. این امر نشان می دهد که امروز نمی توان مانند زمان قدیم در یک جلسه ای سخنرانی کرد و انتظار داشت که انعکاسی نداشته باشد؛ از سوی دیگر برخی با موبایل ها ویدیو و عکس می گیرند و برای شبکه های اجتماعی می فرستند. بنابراین امروز تبلیغ نیازمند یک نوع روز آمدی و آگاهی است؛ برای تحقق این امر نیز باید سطح آگاهی طلاب بسیار بالا باشد و از نظر آموزش تبلیغی بیش از گذشته تقویت شوند و حساسیت هایشان به صحبت هایی که روی منبر گفته می شود، بسیار باشد.
وی توجه به شیوه و ابزار تبلیغ را ضروری دانست و ادامه داد: اخیراً در حوزه های علمیه بخشی تحت عنوان آموزش های کاربردی پدید آمده که باید چنین مسایلی را به فال نیک گرفت. آموزش های کاربردی یعنی ما چطور سخن بگوییم و شرایط زمان را بشناسیم. این دسته از آموزش طلاب در عرصه تبلیغ بسیار مهم است، اما به نظر من یک نکته بسیار مهی که اکنون به خاطر گسترش ارتباطات باید به آن توجه کرد، شیوه ها و ابزار تبلیغ است. در گذشته شیوه و ابزار تبلیغ برای روحانیون، منبر یا شیوه های چهره به چهره بوده است، یقیناً امروز نیز منبر و شیوه های تبلیغ چهره به چهره باید حفظ شود، اما متاسفانه مقداری ضعیف شده است؛ این در حالی است که براساس بررسی های انجام شده، بهاییت برای تبلیغ خود از همین شیوه بسیار کمک می گیرد. حتی یک کاسب بهایی با یکسری شگردها و تکنیک ها سعی می کند دلها را به سوی خود جذب کند. بنابراین شیوه های سنتی یعنی منبر و چهره به چهره بسیار موثر و خوب است و باید حفظ و تقویت شود، اما امروز باید به ظرفیت های روز توجه کنیم. امروز شبکه های مجازی بسیار گسترده شده اند، جوانان ما ممکن است که در طول عمرشان پای منبر نیایند و شاید روحانیون به آنان دسترسی پیدا نکنند و چهره به چهره با آنها مواجه نشوند، اما بسیاری از اوقات خود را در شبکه های مجازی و اینترنت می گذرانند و می توان از این طریق با آنان ارتباط گرفت. مقام معظم رهبری یک جمله بسیار عجیبی دارند که فرموده بودند من اگر مسئولیت رهبری را نداشتم، به دلیل اهمیت و گستردگی شبکه های اجتماعی، علاقه مند بودم که مسئولیت فضای مجازی را برعهده بگیرم.
فضای مجازی، ابزاری مهم و تأثیرگذار برای تبلیغ
وی فضای مجازی را از جمله ابزارهای مهم و تأثیرگذار تبلیغ دانست و گفت: مفسدان و فاسدان از طرق مختلف از شبکه های اجتماعی استفاده می کنند و جوانان ما را به شیوه های مختلف به طرف خودشان جذب می کنند و با شیوه های مختلف بر ضد نظام و روحانیت و اسلام تبلیغ می کنند. البته ممکن است ما نتوانیم برخی شیوه های آنها را به دلیل اشکالاتی که به آن وارد است، به کار بگیریم، اما می توانیم با شیوه هایی مدرن و جذاب، تبلیغ کرده و نظر جوانان را جلب کنیم.
در این راستا، برخی از طلاب به شکل خودجوش یکسری گروه های مجازی تأسیس کردند و سعی دارند که لااقل عده ای را تحت پوشش تبلیغی خود بگیرند. مانند بسیاری از ظرفیت های کشورمان – که یا از آن غفلت کردیم یا به روز نشدن و نتوانستیم از آنها استفاده کنیم- شبکه های مجازی یکی از ظرفیت های بسیار عظیم برای مبلغین اسلام است. در حال حاضر تعداد طلابی که به فضای مجازی جهت تبلیغ وارد شدند، بسیار کم است. نکته دیگر اینکه عده بسیاری به این شبکه های مجازی آگاه نیستند یا اگر آگاه هستند، ضرورت آن را درک نکردند یا اگر ضرورت آن را درک کردند، فن و هنر یا فرصت آن را ندارند که یک شبکه مجازی راه بیاندازند و تبلیغ کنند چون کارهای دیگری که اصلاً ضروری هم نیست، وقتشان را انقدر پر کرده که دیگر نمی توانند وارد این فضاها شوند. در این میان، وضعیت معیشت طلاب و تلاش مضاعف برای گذران زندگی، داستان جدا و مفصلی در حوزه است که وقت و توان طلبه را می گیرد. همه این موارد عواملی هستند که باعث شده طلاب وارد فضاهای مجازی نشوند و به نظر می رسد که لازم است حوزه علمیه یک تدبیری بیاندیشد برای اینکه طلاب را با شیوه های مختلف تبلیغ آشنا و زمینه ها و امکانات حضور آنان در فضاهای مجازی را فراهم کند.
رستمیان بیان کرد: حضور در جامعه حقیقی برای روحانیت بسیار مهم است، اما می توان آنها را به یک امور خاصی اختصاص داد و ضرورت نداشته باشد که همه طلاب وارد بحث ها شوند و با مخاطبان حداقلی مواجه شوند. در شبکه های مجازی می توان با یکسری مخاطبان حداکثری مخصوصاً جوانان با شیوه های جوان پسند ارتباط برقرار کرد و زمینه های معرفی اسلام و مخصوصاً پاسخگویی به شبهات را پی گرفت.
شبکه هایی که در طول این مدت در جهان به منظور تبلیغ علیه اسلام و نظام اسلامی و انقلاب اسلامی راه اندازی شده، بسیار زیاد است، آنان از این تبلیغات بهره های بسیار می برند و پول های کلانی در این مسیر هزینه می کنند، اما ما به این عرصه توجهی نداریم و بیشتر در زمینه هایی مثل تولید خودرو و غیره سرمایه گذاری می کنیم. اگر واقعاً مسایل تبلیغی برای کل حکومت و حوزه علمیه مهم است، باید بهره ها و هزینه های لازم هم برای این مساله فراهم شود.
اندیشه های تقریبی گرفتار یکسری گروه های افراطی هستند
وی درباره عملکرد حوزه و روحانیت در عرصه اندیشه های تقریبی و ارتباط با سایر مذاهب و ادیان، گفت: متأسفانه اندیشه های تقریبی ما گرفتار یکسری گروه های افراطی هستند. گروه های افراطی یعنی کسانی که واقعاً به اندیشه های تقریب ضربه می زنند. به عنوان نمونه در زمان امام علی(ع) کسانی بودند که جنگ هایی را شروع کردند و معاویه و اطرافیانش را لعن و سب می کردند، حضرت علی(ع) آنان را از این اقدام باز داشتند، نه از این جهت که آنها استحقاق این امر را نداشتند بلکه از این جهت که نباید فضای جامعه به شکلی باشد که ما گروه هایی را در جامعه از دست بدهیم. بنابراین شاید بسیاری از این گروه های افراطی قابل اصلاح نباشند ولی اندیشمندان و علما باید به نوعی اینان را کنترل کنند تا فضای جامعه را به سوی چند قطبی شدن نبرند.
این استاد حوزه و دانشگاه تصریح کرد: در جامعه خود با اهل سنت و کسانی با اندیشه های مختلف، مواجه هستیم که باید با استفاده از روش مناظره در جهت تبلیغ مذهب شیعه از این اندیشه ها استفاده نماییم. بسیاری از پیشرفت های شیعه در گذشته حاصل مناظرات بین علمای شیعه و اهل سنت بوده است، اگر زندگی و حیات علامه حلی را مشاهده کنیم، علامه حلی یکی از برترین های این عرصه بودند، از حضور در مجامع اهل سنت ابایی نداشتند و با آنها رفت و آمد داشتند، به آنها درس می دادند و مذهب حق جعفری را برای ما حفظ کردند. بنابراین معتقدم امروز هم اندیشه متقن و ریشه دار شیعه می تواند از طریق همین تبلیغات و مراودات، گسترده شود.
وی افزود: باید به این نکته اشاره کنم که در مساله تقریب مذاهب گاهی گروه های افراطی با سخنان خود نتیجه حاصل از تقریب را تخریب می کنند. به عنوان مثال مساله ای اخیراً از سوی روحانی اهل سنت گرگیج پدید آمد، حرف هایی که این روحانی اهل سنت بیان کرده بود را محکوم می کنیم، اما معتقدم که باید به ریشه و عواملی که ایشان این سخنان را بیان کرد نیز توجه کنیم. آقای گرگیج اشاره کرده بود که افرادی به شخصیت های مورد احترام اهل سنت توهین می کنند و در مقابل، آنها هم در صدد این بر می آیند که صحبت هایی را در جهت توجیه پیروان خود مطرح کنند که در نتیجه به مسایل اختلاف انگیز دامن زده می شود. بنابراین بحث تقریب بین مذاهب بسیار مهم است و اگر ما به سیره اهل بیت(ع) مراجعه کنیم، می بینیم که همیشه مناظرات با اهل مذاهب بوده است. همانطور که پیروان همه مذاهب با امام رضا(ع) مناظره و سوالاتشان را مطرح می کردند یا یهودیان با حضرت علی(ع) سوالاتی را مطرح می کردند.
اگر ما حقانیت مذهب شیعه را قبول داریم و یقین داریم که مذهب شیعه دارای بنیان های معرفتی و اعتقادی بسیار قوی است، اشکالی ندارد که به اندیشه های غیر شیعی میدان دهیم تا مناظراتی در صدا و سیما با حضور علمای بزرگ هر دو طرف برگزار شود، این امر قطعاً زمینه های تقریب مذاهب را نیز فراهم می کند.
رستمیان درباره موقعیت و جایگاه دو امر مهم «حفظ منزلت مرجعیت» و «تربیت انسان های خلاق و صالح برای مرجعیت» در حوزه علمیه، بیان کرد: استقلال حوزه یک اصل اساسی است و بسیاری از بزرگان حوزه بر این مساله تأکید دارند، اما ممکن است که دخالت های بیرونی در این استقلال تأثیرگذار باشد. اگر این تعبیر که «باید برنامه ای داشته باشیم تا مرجع پرورش داده شود» بدین معنا باشد که از بیرون دخالت کنند و افرادی را به عنوان مرجع معرفی کنند، کار شایسته ای نیست و می تواند به حوزه های علمیه ضربه بزند. اما اگر به این معناست که ما یک زمینه هایی برای تحصیل و آموزش در حوزه فراهم کنیم تا در آینده مراجعی در حد رهبری جهان امروز داشته باشیم، اقدام مثبتی است.
پرورش طلاب آگاه به زمان نیازمند تغییر جهت در روال سنتی در حوزه است
پرورش طلاب به صورتی که در آینده مراجع آگاه به زمان و مکان و در حد رهبری جهان امروز داشته باشیم یکی از مسائل اساسی در حوزه علمیه است. این امر نیازمند تغییر جهت در روال سنتی پرورش طلاب در حوزه علمیه است.بنابراین دخالت از بیرون برای رساندن برخی از افراد به مرجعیت تا در جهت اهداف برخی گروه های سیاسی باشد کار بسیار نادرستی است.
نکته دیگری که باید بسیار به آن توجه شود اینکه در گذشته همواره مرجعیت واحد بوده چرا که مرجعیت های متکثر و متعدد به ضرر حوزه است. مثلاً آیت الله بروجردی مرجع وحید زمان خود بوده است. اما هرچه به طرف زمان متأخر آمدیم، می بینیم که مرجعیت ها متکثر شدند. این تکثر مرجعیت در حقیقت یعنی اینکه مردم گروه گروه شوند و هر کسی بگوید که من طبق فلان مرجع عمل می کنم.
مرجع در زمان حاضر نقش امام و رهبر را در جامعه دارد. ما در مورد امام حسن(ع) و امام حسین(ع) داریم که تا امام حسن(ع) بودند، امام حسین(ع) با اینکه امام و معصوم بودند، در امور دخالت نمی کردند.
یک پیشنهادی را بسیاری مطرح می کنند و پیشنهاد خوبی است و آن اینکه ما به جای تعدد مراجع، یک نهاد مرجعیت قوی داشته باشیم. در دین مسیحیت پاپ به عنوان رهبر کاتولیک ها شناخته می شود، اما این بدین معنا نیست که او تصمیم گیر باشد، بلکه گروهی از اسقف ها و کشیش ها در یک کشوری به نام کشور واتیکان، با هم همفکری و هم اندیشی می کنند و در نهایت پاپ نظرات را بیان می کند. چه اشکالی دارد که ما یک نهادی در جامعه و حوزه به نام نهاد مرجعیت داشته باشیم و زمینه را به گونه ای فراهم کنیم که مجتهدین با همفکری و هم اندیشی در مورد مباحث مختلف اجتهاد کرده و یک مرجع مقتدر به عنوان نماینده کل این جمع باشد و نظرات را انتقال دهد. متاسفانه تاکنون بر روی این مسایل کار نشده، اما شاید ضروری باشد که حوزه از لحاظ فکری و اندیشه و روال تحصیل به این سمت و سو برود. همچنین مسائل دیگری در انقلاب اسلامی شکل گرفته که نیاز به نظریه پردازی دارد مثل رابطه مرجعیت و رهبری در جامعه.
دو آینده برای حوزه های علمیه
این استاد حوزه و دانشگاه در پاسخ به این پرسش که در صورت ادامه روند فعلی چه آینده ای برای حوزه های علمیه متصور است؟ گفت: دو آینده برای حوزه های علمیه می توان تصویر کرد. اگر حوزه های علمیه جایگاه و شرایط وضع موجود را درک نکنند در طول زمان روز به روز ضعیف و ضعیف تر می شوند و خدایی نکرده ممکن است چنان آسیبی به حوزه وارد شود که نتواند روی پای خود بایستد. البته ما معتقدیم که خداوند و امام زمان(عج) حافظ این انقلاب و اسلام هستند و حوزه به چنین آینده ای نخواهد رسید.
به هر صورت اگر شرایط، اوضاع و احوال و وضعیت حساس زمان حاضر را درک کنیم، حوزه پتانسیل های عظیمی دارد که برخی به صورت فردی یا موسسه ای در چنین اموری اقدام کردند و سعی کردند که حوزه را با شرایط روز وفق دهند. البته یک نوع وفق گرفتن این است که مثل کلیسای کاتولیک که اکنون در حال اضمحلال است، هر چه جامعه می گوید را با وجود اینکه با عقاید و مرام کلیسا ناسازگار است، می پذیرد. ما نمی گوییم که حوزه موافق با شرایط باشد، بلکه تاکید داریم که حوزه دقت و بررسی کند که واقعیت شرایط چگونه است و چطور باید وضعیت حوزه ها را ترسیم کنند. با توجه به اینکه افراد آگاهی در دورن حوزه حضور دارند و هم حکومت، دینی است و به این امر توجه دارد، حوزه های علمیه می توانند شأن، تاثیرگذاری و جایگاه قبلی خود را که مقداری به چالش کشیده شده را دوباره به دست بیاورند تا در آینده یک حوزه قوی و مقتدری داشته باشیم.











