شفقنا – روزنامه اطلاعات در مطلبی با عنوان«صورت بندی مسائل اقتصادی کشور» به قلم مجید شیخ محمدی ـ دانشیار دانشگاه تربیت مدرس این گونه آورده است:
سرتیتر اصلی روز یک شنبه ۲۵ مهر نقلی از رئیس سازمان برنامه و بودجه بود: «مهار تورم، ایجاد رفاه و رشد اقتصادی ۸ درصدی، برنامه دولت است» و سرتیتر روز بعد یعنی دوشنبه ۲۶ مهر «هدف گذاری رشد ۱۲ درصدی بخش صنعت و معدن در سال آینده» بود که به نقل از وزیر صنعت و معدن روایت شده است.
دستور رئیسجمهوری به بانک مرکزی برای مقابله با فضاسازی کاذب! در قیمت ارز و کالا» هم عنوان دیگری بود که در صفحه اول همان روز یعنی دوشنبه ۲۶ مهر چاپ شد. فکر کردم شاید دولت فعلی امتداد دولتهای نهم و دهم باشد.
رئیسجمهوری در آئین بازگشایی سال تحصیلی جدید دانشگاهها ابراز کرد: «دانشگاه نقطه مرکزی ایجاد تحول در جامعه است و دانشگاهها و مراکز علمی باید اتاق فکر دولت در ایجاد تحول در جامعه باشند. دانشگاهیان باید با مسأله محوری، نیازهای کشور را شناسایی و برای برون رفت از مشکلات راهکار ارائه کنند.
روشنفکران کسانی هستند که در جایگاه دیده بانی به رصد مسائل جامعه میپردازند. به موقع درباره آسیبها هشدار میدهند و برای رفع آنها راهکار ارائه میدهند». به عنوان یک دانشگاهی و در راستای ایفای مسئولیت اجتماعی خود مایلم درک خود را از مسائل اساسی کشور در وضعیت فعلی بیان کنم.
صورت بندی مسائل اصلی کشور خیلی اهمیت دارد زیرا باعث میشود ما راه را گم نکنیم. میتوان کشورها را به سه دسته تقسیم کرد. دسته اول کشورهای توسعه یافته هستند. در این کشورها مسائل اساسی مورد اجماع نخبگان قرار گرفته و دولت برای رفع آنها اقداماتی سازنده انجام داده است.
دسته دوم کشورهای در حال توسعه هستند. مسائل کشورهای در حال توسعه ممکن است حل نشده باشد اما در آن کشورها حداقل بر سر مسائل اساسی کشور اجماع وجود دارد. ایران را میتوان در گروه سوم یعنی کشورهای پیشا توسعه طبقه بندی کرد زیرا اجماعی بین نخبگان و دولتمردان بر سر مسائل اساسی کشور وجود ندارد چه برسد به رفع آنها. گاهی حتی اصل توسعه را نفی میکنند و آن را یک مفهوم غربی تلقی میکنند.
به هر صورت به نظر میرسد اولین مسأله، ناکارآمدی مزمن اقتصادی است. دقیقاً از نیم قرن قبل محمد رضا پهلوی با افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی از آموزههای تکنوکراتهای آن زمان از جمله علینقی عالیخانی وزیر اقتصاد و معاون او رضا نیازمند سرپیچی و شروع به پول پاشی بین مردم کرد. این شروعی بود بر ناکارآمدی مزمن که هنوز هم گریبان اقتصاد کشور را گرفته است.
همین چند روز پیش رئیس دیوان محاسبات کل کشور گفت: «یارانه پنهان مربوط به گاز و کالاهای اساسی در سال ۹۹ حدود دو برابر بودجه عمومی کشور در این سال بوده است». این یعنی فاجعه! قطعاً صنعت هیچ کشوری در دنیا نمیتواند با این وضعیت سالی ۱۲ درصد رشد را شاهد باشد.
هزینههای دولت در سه چیز باید خلاصه شود: تامین امنیت، آموزش و بهداشت. فقط اینها باید از بودجه عمومی تامین شوند. هیچ دولتی در دنیا نمیتواند برای همیشه آب، برق، گاز، گازوئیل، قیر، کاغذ، لاستیک کامیون، لبنیات، دانههای روغنی و نهادههای کشاورزی را با تخفیف به مردم عرضه کند.
دومین مسأله تحریم اقتصادی است. کسانی که اظهار میکنند تحریم هیچ اثری بر اقتصاد کشور ندارد، مثل من حقوق بگیر دولت هستند. آثار تحریمهای بانکی را باید از صنعت گران و به خصوص بازرگانان کشور سوال کرد. اقتصاد ایران بدون رفع تحریمها هیچ چشم اندازی ندارد. یک سال است که بایدن رئیسجمهوری دموکرات آمریکا در انتخابات پیروز شده اما در رفع تحریمها هیچ گشایشی رخ نداده است. دولت ایران باید برای مذاکره به منظور رفع تحریمها اراده واقعی و برنامه عملی داشته باشد.
چه اشکالی دارد که دولت جوان انقلابی علاوه بر تیم فعلی برای مذاکره اتاق فکری تشکیل دهد و از افراد پیشکسوت و دیپلماتهای اسبق وزارت خارجه هم استفاده کند. برخی از این افراد، علاوه بر تجربه در مذاکرات هستهای پیشین و حضور در مذاکرات سخت مربوط به اجرای بندهای قطعنامه ۵۹۸، محقق ارشد دانشگاههایهاروارد و پرینستون بوده اند. سومین مسأله اساسی، شیوه حکمرانی است. در حال حاضر هیچ حزب واقعی در کشور فعالیت ندارد. ما در این زمینه عقب گرد داشته ایم. دو دهه قبل در ایران احزاب به صورت جدی فعالیت داشتند. مونولوگ (تک گویی) فعلی باید به دایالوگ (گفتگو) تبدیل شود. دولت باید به توسعه احزاب فکر کند. اساساً، جمهوری بدون حزب معنا ندارد. احزاب به منزله ساختارهایی متشکل از نخبگان، واسط بین نیازهای توده مردم و اقدامات سازنده دولت هستند و حذف احزاب از ساختار تصمیم سازی و رجوع مستقیم به مردم عادی، دولت را از توسعه پایدار محروم میسازد.
چهارمین و آخرین مسأله اساسی کشور حفاظت از محیط زیست است. نمیخواهیم از نشست زمین، ایجاد فروچالهها و فرسایش خاک صحبت کنیم. وضعیت فعلی محیط زیست ایران بر اهل خرد روشن است. ما در این زمینه بسیار ضعیف عمل کردهایم.
بسیاری از گونههای گیاهی و جانوری منحصر به فرد ایران در حال انقراض است. مردمی بودن دولت نباید به این معنا باشد که هر کشاورزی در هر منطقه از ایران به هر میزان که بخواهد توسط چاههای عمیق از آبهای زیرزمینی بهرهمند شود و به هر گونه که دلش خواست مثلاً روشهای غرقآبی در مناطق کم آب مثل اصفهان و فارس برنج بکارد. اقدامات فنی وزارت خانهها پیوست زیست محیطی لازم دارد.
به همین منظور دولت قبل در وزارت نیرو «مرکز امور اجتماعی منابع آب و انرژی» را ایجاد کرد. اما وزیر نیرو در دولت جدید به تازگی این مرکز را منحل کرده و به جای آن «مرکز جهاد آب رسانی» تأسیس کرده است.باید از رئیسجمهوری محترم و کارگزاران دولت مشفقانه خواست تحقیق را جایگزین تبلیغ کنند و رویکرد عالمانه را به راه حلهای خلق الساعه ترجیح دهند باید نخبگان را فراخواند که از دیدگاه خودشان مسائل کشور را یک بار دیگر صورتبندی کنند. بدون اجماع بر سر مسائل اساسی، دستیابی به توسعه پایدار غیر ممکن است. اول باید در شناسایی مسائل اساسی بین دولت و نخبگان اجماع حاصل شود بعد دولت از احزاب بخواهد برای مسائلی که به رسمیت میشناسد برنامه و راه حل سازنده ارائه دهند. برای توسعه کشور، حقیقتاً راهی جز این وجود ندارد.











