شفقنا-جزء سی ام قرآن شامل سوره های النبا از آيه 1 تا 40 (کامل) * النازعات از آيه 1 تا 46 (کامل) * عبس از آيه 1 تا 42 (کامل) * التکوير از آيه 1 تا 29 (کامل) * الانفطار از آيه 1 تا 19 (کامل) * المطففين از آيه 1 تا 36 (کامل) * الانشقاق از آيه 1 تا 25 (کامل) * البروج از آيه 1 تا 22 (کامل) * الطارق از آيه 1 تا 17 (کامل) * الاعلي از آيه 1 تا 19 (کامل) * الغاشيه از آيه 1 تا 26 (کامل) * الفجر از آيه 1 تا 30 (کامل) * البلد از آيه 1 تا 20 (کامل) * الشمس از آيه 1 تا 15 (کامل) * الليل از آيه 1 تا 21 (کامل) * الضحي از آيه 1 تا 11 (کامل) * الشرح از آيه 1 تا 8 (کامل) * التين از آيه 1 تا 8 (کامل) * العلق از آيه 1 تا 19 (کامل) * القدر از آيه 1 تا 5 (کامل) * البينة از آيه 1 تا 8 (کامل) * الزلزلة از آيه 1 تا 8 (کامل) * العاديات از آيه 1 تا 11 (کامل) * القارعة از آيه 1 تا 11 (کامل) * التکاثر از آيه 1 تا 8 (کامل) * العصر از آيه 1 تا 3 (کامل) * الهمزة از آيه 1 تا 9 (کامل) * الفيل از آيه 1 تا 5 (کامل) * قريش از آيه 1 تا 4 (کامل) * الماعون از آيه 1 تا 7 (کامل) * الکوثر از آيه 1 تا 3 (کامل) * الکافرون از آيه 1 تا 6 (کامل) * النصر از آيه 1 تا 3 (کامل) * المسد از آيه 1 تا 5 (کامل) * الاخلاص از آيه 1 تا 4 (کامل) * الفلق از آيه 1 تا 5 (کامل) * الناس از آيه 1 تا 6 (کامل) است.
به گزارش شفقنا در ادامه تفسیر برخی از آیات را میخوانید:
سیمای سوره نبأ
این سوره چهل آیه دارد و در مکّه نازل شده است.
نام سوره برگرفته از آیه دوم است که از قیامت،به«نبأعظیم»یعنی خبر بزرگ یاد می کند.
آیات این سوره با استدلال به نظام حکیمانه حاکم بر طبیعت،برپایی قیامت برای اجرای نظام پاداش و کیفر را لازمه حکمت الهی شمرده و هستی انسان بدون آن را عبث و بیهوده می داند.
ادامه سوره گوشه ای از عذاب سخت طغیان گران و نعمت های بهشتیان را بیان می دارد و با هشدار شدید به کافران پایان می پذیرد.
وَ بَنَیْنا فَوْقَکُمْ سَبْعاً شِداداً«12» وَ جَعَلْنا سِراجاً وَهّاجاً«13» وَ أَنْزَلْنا مِنَ الْمُعْصِراتِ ماءً ثَجّاجاً«14» لِنُخْرِجَ بِهِ حَبًّا وَ نَباتاً«15» وَ جَنّاتٍ أَلْفافاً«16»
و بر فراز شما هفت(آسمان)استوار بنا کردیم.و(خورشید را)چراغی فروزان قرار دادیم.و از ابرهای متراکم و فشرده،آبی فراوان فرو فرستادیم.تا بوسیله آن دانه و گیاه و باغهای پر درخت بیرون آوریم.
نکته ها:
* «معصرات»از«عصر»به معنای فشردن،یا صفت ابرهای باران زاست که گویا چنان خود را می فشرند که باران ببارند و یا صفت بادهایی که ابرها را متراکم و فشرده می سازد تا از آنها باران ببارد.
پیام ها:
1- خداوند اداره هستی را بر اساس یک نظام مشخص(نظام سببیّت و علّت و معلول)قرار داده است.(نور و حرارت خورشید همراه با ابر و باران،عامل تولید دانه و گیاه می شود.) سِراجاً وَهّاجاً … ماءً ثَجّاجاً لِنُخْرِجَ بِهِ حَبًّا وَ نَباتاً
2- قرآن،شعر نیست،امّا از آهنگ و موسیقی خاصّی برخوردار است. «وَهّاجاً ، ثَجّاجاً ، نَباتاً»
3- اسباب و وسایل طبیعی،نباید ما را از خداوند غافل کند. لِنُخْرِجَ بِهِ …
4- خداوندی که زمین مرده را با نزول باران به صورت بوستانی پر درخت در می آورد،از زنده کردن مردگان عاجز نیست. لِنُخْرِجَ بِهِ … جَنّاتٍ أَلْفافاً
____________________
سیمای سوره نازعات
این سوره چهل و شش آیه دارد و در مکّه نازل شده است.
نام سوره،برگرفته از آیه اول است و به معنای فرشتگانِ گیرنده جان می باشد.
همانند دیگر سوره های مکّی و سوره نبأ که پیش از آن آمده بود،موضوع قیامت و معاد،محور مطالب این سوره است.
از آنجا که گرفتن جان مؤمنان و کافران و تدبیر امور همه بندگان بر عهده فرشتگان است،این سوره با سوگند به انواع فرشتگان آغاز می شود.
بیان گوشه ای از ماجرای حضرت موسی و فرعون و طغیان و سرکشی او در برابر حق،که مجازات سخت الهی را در دنیا برای او بدنبال آورد،مقدّمه ای است برای بیان یک اصل کلّی که طغیان و دنیاپرستی انسان را به دوزخ می کشاند،در حالی که مبارزه با هواهای نفسانی و پروا در برابر پروردگار،انسان را به بهشت سعادت رهنمون می سازد.
___________________________
نشاط داشتن در انجام مأموریّت یک ارزش است
وَ النّازِعاتِ غَرْقاً«1» وَ النّاشِطاتِ نَشْطاً«2» وَ السّابِحاتِ سَبْحاً«3» فَالسّابِقاتِ سَبْقاً«4» فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً«5»
سوگند به فرشتگانی که جان(کافران)را به سختی می گیرند.سوگند به فرشتگانی که جان(مؤمنان)را به آسانی و نشاط می گیرند.سوگند به فرشتگانی که(در انجام فرمان الهی)به سرعت شناورند.و(در انجام مأموریّت)بر یکدیگر سبقت گیرند.و امور (بندگان) را تدبیر کنند.
پیام ها:
1- هر کس دل بسته تر به مادیات باشد،دل کندنش از آن سخت تر خواهد بود.
«وَ النّازِعاتِ غَرْقاً»
2- لحظه مرگ،آغاز پاداش و کیفر است. «غَرْقاً ، نَشْطاً»
3- هردسته از فرشتگان مأمور کاری مخصوص اند. «النّازِعاتِ ، اَلنّاشِطاتِ ، اَلسّابِحاتِ»
4- نشاط داشتن در انجام مأموریّت یک ارزش است. «وَ النّاشِطاتِ نَشْطاً»
5-تمام هستی میدان کار فرشتگان است. «وَ السّابِحاتِ سَبْحاً»
6- فرشتگان در انجام مأموریّت الهی بر یکدیگر سبقت می گیرند. «فَالسّابِقاتِ»
7- فرشتگان،کار خود را به نحو احسن انجام می دهند. «غَرْقاً ، نَشْطاً ، سَبْحاً ، سَبْقاً»
8-با اینکه تدبیر هستی با خداست: «یُدَبِّرُ الْأَمْرَ»ولی خداوند به فرشتگان نیز اجازه تدبیر داده است. «فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً»
9- فرشتگان در اداره و تدبیر مهارت لازم را دارند. «فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً»
10- تدبیر و مدیریّت امور،نیازمند نشاط و سبقت و چابکی است. «النّاشِطاتِ ، اَلسّابِحاتِ ، فَالسّابِقاتِ ، فَالْمُدَبِّراتِ»
11- نظام هستی تصادف نیست،بر اساس تدبیر است. فَالْمُدَبِّراتِ …
12- تدبیر ارزشی است که به خاطر آن می توان سوگند یاد کرد. «فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً»
_____________________—
سیمای سوره نازعات
این سوره چهل و شش آیه دارد و در مکّه نازل شده است.
نام سوره،برگرفته از آیه اول است و به معنای فرشتگانِ گیرنده جان می باشد.
همانند دیگر سوره های مکّی و سوره نبأ که پیش از آن آمده بود،موضوع قیامت و معاد،محور مطالب این سوره است.
از آنجا که گرفتن جان مؤمنان و کافران و تدبیر امور همه بندگان بر عهده فرشتگان است،این سوره با سوگند به انواع فرشتگان آغاز می شود.
بیان گوشه ای از ماجرای حضرت موسی و فرعون و طغیان و سرکشی او در برابر حق،که مجازات سخت الهی را در دنیا برای او بدنبال آورد،مقدّمه ای است برای بیان یک اصل کلّی که طغیان و دنیاپرستی انسان را به دوزخ می کشاند،در حالی که مبارزه با هواهای نفسانی و پروا در برابر پروردگار،انسان را به بهشت سعادت رهنمون می سازد.
_____________________
تدبیر ارزشی است که به خاطر آن می توان سوگند یاد کرد
وَ النّازِعاتِ غَرْقاً«1» وَ النّاشِطاتِ نَشْطاً«2» وَ السّابِحاتِ سَبْحاً«3» فَالسّابِقاتِ سَبْقاً«4» فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً«5»
سوگند به فرشتگانی که جان(کافران)را به سختی می گیرند.سوگند به فرشتگانی که جان(مؤمنان)را به آسانی و نشاط می گیرند.سوگند به فرشتگانی که(در انجام فرمان الهی)به سرعت شناورند.و(در انجام مأموریّت)بر یکدیگر سبقت گیرند.و امور (بندگان) را تدبیر کنند.
یام ها:
1- هر کس دل بسته تر به مادیات باشد،دل کندنش از آن سخت تر خواهد بود.
«وَ النّازِعاتِ غَرْقاً»
2- لحظه مرگ،آغاز پاداش و کیفر است. «غَرْقاً ، نَشْطاً»
3- هردسته از فرشتگان مأمور کاری مخصوص اند. «النّازِعاتِ ، اَلنّاشِطاتِ ، اَلسّابِحاتِ»
4- نشاط داشتن در انجام مأموریّت یک ارزش است. «وَ النّاشِطاتِ نَشْطاً»
5-تمام هستی میدان کار فرشتگان است. «وَ السّابِحاتِ سَبْحاً»
6- فرشتگان در انجام مأموریّت الهی بر یکدیگر سبقت می گیرند. «فَالسّابِقاتِ»
7- فرشتگان،کار خود را به نحو احسن انجام می دهند. «غَرْقاً ، نَشْطاً ، سَبْحاً ، سَبْقاً»
8-با اینکه تدبیر هستی با خداست: «یُدَبِّرُ الْأَمْرَ»[4]ولی خداوند به فرشتگان نیز اجازه تدبیر داده است. «فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً»
9- فرشتگان در اداره و تدبیر مهارت لازم را دارند. «فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً»
10- تدبیر و مدیریّت امور،نیازمند نشاط و سبقت و چابکی است. «النّاشِطاتِ ، اَلسّابِحاتِ ، فَالسّابِقاتِ ، فَالْمُدَبِّراتِ»
11- نظام هستی تصادف نیست،بر اساس تدبیر است. فَالْمُدَبِّراتِ …
12- تدبیر ارزشی است که به خاطر آن می توان سوگند یاد کرد. «فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً»
____________________________
سیمای سوره عَبس
این سوره چهل و دو آیه دارد و در مکّه نازل شده است.
نام سوره از اولین آیه گرفته شده و به معنای چهره درهم کشیدن است.
گرچه شأن نزول آیات اولیه این سوره،برخورد نامناسبی است که با یک فرد نابینا صورت گرفته،امّا محور مطالب آن،همانند دیگر سوره های مکّی،معاد و حوادث تکان دهنده قیامت و سرنوشتِ مؤمنان و کافران در آن روز است.
بیان گوشه ای از نعمت های خداوند به انسان و کفران و ناسپاسی او در برابر این نعمت ها،بخشی دیگر از آیات این سوره را تشکیل می دهد.
________________________
اسلام با روحیه استکبار و تحقیر دیگران مخالف است
عَبَسَ وَ تَوَلّی«1» أَنْ جاءَهُ الْأَعْمی«2» وَ ما یُدْرِیکَ لَعَلَّهُ یَزَّکّی«3» أَوْ یَذَّکَّرُ فَتَنْفَعَهُ الذِّکْری«4» أَمّا مَنِ اسْتَغْنی«5» فَأَنْتَ لَهُ تَصَدّی«6» وَ ما عَلَیْکَ أَلاّ یَزَّکّی«7» وَ أَمّا مَنْ جاءَکَ یَسْعی«8» وَ هُوَ یَخْشی«9» فَأَنْتَ عَنْهُ تَلَهّی«10»
چهره درهم کشید و روی بر تافت.از اینکه نابینایی به سراغ او آمد.و تو چه دانی، شاید او در پی پاکی و پارسایی باشد.یا پند گیرد و آن پند سودش بخشد.امّا کسی که خود را بی نیاز می بیند.پس تو به او می پردازی.با آنکه اگر پاک نگردد،بر تو چیزی نیست.و امّا کسی که شتابان نزد تو آمد،در حالی که از خدا می ترسد،تو از او تغافل می کنی و به دیگری می پردازی.
پیام ها:
1- نقص عضو نشانه نقص شخصیّت نیست.(احترام نابینایان و معلولین و افراد ناقص الخلقه لازم است.) «عَبَسَ وَ تَوَلّی أَنْ جاءَهُ الْأَعْمی»
2- ارزش اخلاق به خاطر کمال ذاتی آن است،نه خوشایند دیگران.(نابینا که عبوس کننده را نمی بیند تا شاد یا ناراحت شود.) «عَبَسَ وَ تَوَلّی أَنْ جاءَهُ الْأَعْمی»
3- اسلام با روحیه استکبار و تحقیر دیگران مخالف است. «ما یُدْرِیکَ لَعَلَّهُ یَزَّکّی»
4- به ظاهر افراد نمی توان قضاوت کرد.(گاهی نابینا،از افرا بینا طالب تر است) اَلْأَعْمی … لَعَلَّهُ یَزَّکّی
5-میزان پذیرش افراد جامعه متفاوت است.در برابر ارشاد و دعوت پیامبر، گروهی تزکیه می شوند و گروهی در حدّ تذکّر سود می برند. «یَزَّکّی أَوْ یَذَّکَّرُ»
6- تذکّر دادن،بی نتیجه نیست و اثر خود را می گذارد. «یَذَّکَّرُ فَتَنْفَعَهُ الذِّکْری»
7- اصل،ایمان انسان هاست نه ثروت و سرمایه آنها. أَمّا مَنِ اسْتَغْنی أَمّا مَنْ … یَخْشی
8-پیامبر مسئول ارشاد مردم است نه اجبار آنان. «وَ ما عَلَیْکَ أَلاّ یَزَّکّی»
9- احساس بی نیازی محکوم است.جمله «أَمّا مَنِ اسْتَغْنی» در مقام انتقاد است.
10- احساس بی نیازی و خود را کامل و بی نیاز دانستن،سبب محروم شدن از تزکیه است. مَنِ اسْتَغْنی … أَلاّ یَزَّکّی
11- طبقه محروم با سرعت به سراغ اسلام می آیند. «جاءَکَ یَسْعی»
12- خشیت درونی با تلاش و حرکت بیرونی باید توأم باشد. «یَسْعی وَ هُوَ یَخْشی»
13- راه خودسازی،درک محضر پیامبر و یا استاد ربّانی است. «جاءَکَ یَسْعی»
14- در شیوه تبلیغ برخورد دوگانه با فقیر و غنی جایز نیست. «فَأَنْتَ لَهُ تَصَدّی – فَأَنْتَ عَنْهُ تَلَهّی»
چهره باز و خندان یک ارزش است
وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ مُسْفِرَهٌ«38» ضاحِکَهٌ مُسْتَبْشِرَهٌ«39» وَ وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ عَلَیْها غَبَرَهٌ«40» تَرْهَقُها قَتَرَهٌ«41» أُولئِکَ هُمُ الْکَفَرَهُ الْفَجَرَهُ«42»
چهره هایی در آن روز درخشانند،خندان و شادمانند،و چهره هایی در آن روز،غبار(غم)بر آنها نشسته.و تیرگی و سیاهی،چهره آنان را پوشانده است.اینان همان کافران بدکردارند.
پیام ها:
1- معاد جسمانی است. وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ …
2- چهره باز و خندان یک ارزش است. «مُسْفِرَهٌ ، ضاحِکَهٌ»
3- خنده های قیامت،بر اساس بشارت به آینده ای روشن است. «ضاحِکَهٌ مُسْتَبْشِرَهٌ»
4- آلودگی به گناه در دنیا،سبب آلودگی چهره در قیامت می شود. «تَرْهَقُها قَتَرَهٌ أُولئِکَ هُمُ الْکَفَرَهُ الْفَجَرَهُ»
5-کفر،سبب ارتکاب گناه و فسق و فجور است. «الْکَفَرَهُ الْفَجَرَهُ»
6- صورتِ اهل ایمان و تقوا،شاد و خندان است.(به قرینه اینکه صورتِ اهل کفر و فجور،دود آلود است) وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ مُسْفِرَهٌ … وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ عَلَیْها غَبَرَهٌ
7- از بهترین شیوه های تبلیغ،مقایسه است. وُجُوهٌ … وُجُوهٌ
8-گناه،باعث می شود که چهره پاک الهی انسان،با نقابی زشت و سیاه پوشیده شود. «عَلَیْها غَبَرَهٌ تَرْهَقُها قَتَرَهٌ»
«والحمد للّه ربّ العالمین»
_________________________
سیمای سوره تکویر
این سوره بیست و نه آیه دارد و در مکّه نازل شده است.
نام سوره،برگرفته از آیه اول است و به معنای درهم پیچیده شدن و تاریک شدن است.
محتوای سوره نشان می دهد که این سوره در اوایل بعثت نازل شده است، زیرا مخالفان در اوایل دعوت،آن حضرت را مجنون می خواندند و این سوره همانند سوره قلم که در اوایل بعثت نازل شده،مشتمل بر تنزیه آن حضرت از این گونه تهمت ها می باشد.
بخش اول این سوره،تغییرات عظیم و فراگیر این جهان را که مقدمه برپا شدن قیامت است،بیان می کند و بخش دوم،بیانگر جایگاه والای قرآن و نقش و تأثیر آن در روح و روان آدمیان است.
در روایات،برای تلاوت این سوره که موجب تذکّر و غفلت زدایی انسان می شود،فضیلت های بسیاری نقل شده است.
________________________
دفاع از مظلوم،زن و مرد،کوچک و بزرگ و فرد و جمع ندارد
وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ«6» وَ إِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ«7» وَ إِذَا الْمَوْؤُدَهُ سُئِلَتْ«8» بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ«9» وَ إِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ«10» وَ إِذَا السَّماءُ کُشِطَتْ«11» وَ إِذَا الْجَحِیمُ سُعِّرَتْ«12» وَ إِذَا الْجَنَّهُ أُزْلِفَتْ«13» عَلِمَتْ نَفْسٌ ما أَحْضَرَتْ«14»
و آنگاه که دریاها به جوش آیند.و آنگاه که جانها جفت و قرین شوند.و آنگاه که از دختر زنده به گور شده پرسیده شود.که به کدامین گناه کشته شده است؟ و آنگاه که نامه های عمل گشوده شود.و آنگاه که آسمان از جای کنده شود.و آنگاه که دوزخ شعله ور شود.و آنگاه که بهشت(برای اهلش)نزدیک آورده شود.هر کس بداند که چه حاضر کرده است.
پیام ها:
1- دفاع از مظلوم،اسلام و کفر ندارد.با اینکه دختران زنده به گور شده مسلمان نبودند،ولی قرآن از حقّ آنان دفاع می کند. «وَ إِذَا الْمَوْؤُدَهُ سُئِلَتْ»
2- دفاع از مظلوم،زن و مرد،کوچک و بزرگ و فرد و جمع ندارد،حتی از یک دختر کوچک باید دفاع کرد. «بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ»
3- با سؤال،وجدان ها را بیدار کنید. «بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ»
4- ولایت پدر بر فرزند،شامل حق کشتن فرزند نمی شود. «بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ»
5-بیم و امید در کنار هم سازنده است. «الْجَحِیمُ سُعِّرَتْ – اَلْجَنَّهُ أُزْلِفَتْ»
6- در قیامت،بهشت و دوزخ به اهلش نزدیک می شود. «الْجَنَّهُ أُزْلِفَتْ» (و در آیه 23 سوره فجر می فرماید: «وَ جِیءَ یَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ» در آن روز جهنّم آورده شود.)
7- اعمال انسان در دنیا ثبت شده و پرونده عمل هر کس در قیامت باز می شود.
«وَ إِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ»
__________________________
فَأَیْنَ تَذْهَبُونَ«26» إِنْ هُوَ إِلاّ ذِکْرٌ لِلْعالَمِینَ«27» لِمَنْ شاءَ مِنْکُمْ أَنْ یَسْتَقِیمَ«28» وَ ما تَشاؤُنَ إِلاّ أَنْ یَشاءَ اللّهُ رَبُّ الْعالَمِینَ«29»
پس به کجا می روید؟ آن(قرآن)جز پند و تذکّری برای جهانیان نیست.
برای هر کس از شما که بخواهد راستی و درستی پیشه کند.و شما نمی خواهید جز آنچه خداوند،پروردگار جهانیان بخواهد.
پیام ها:
1- انسان بی هدف و بی مکتب نداریم،حتی کفار ومشرکان برای خود راه و مرامی دارند،«لکم دینکم»آنچه مهم است،انتخاب راه درست است. «فَأَیْنَ تَذْهَبُونَ»
2- قرآن،بهترین وسیله پند،تذکّر و موعظه است. «إِنْ هُوَ إِلاّ ذِکْرٌ»
3- قرآن،برای همه جهانیان است و به زمان و مکان و نژاد خاصی وابسته نیست.
«لِلْعالَمِینَ»
4- در شیوه تبلیغ،تذکّر آری ولی اجبار نه. «ذِکْرٌ لِلْعالَمِینَ لِمَنْ شاءَ مِنْکُمْ أَنْ یَسْتَقِیمَ»
5-راه یابی به راه راست و پایداری در آن،در گرو خواست خود انسان است.
«لِمَنْ شاءَ مِنْکُمْ أَنْ یَسْتَقِیمَ»
6- راه قرآن،راه مستقیم است و به دور از هرگونه افراط و تفریط و اعوجاج می باشد. «لِمَنْ شاءَ مِنْکُمْ أَنْ یَسْتَقِیمَ»
7- خواست ما در مدار خواست خداست،نه به اجبار او،که در این صورت، خواست ما بی معنا می شود. «وَ ما تَشاؤُنَ إِلاّ أَنْ یَشاءَ اللّهُ»
8-انسان،نه بی اراده است و نه خود مختار. «وَ ما تَشاؤُنَ إِلاّ أَنْ یَشاءَ اللّهُ»
9- مشیّت خداوند بر مبنای ربوبیّت اوست. «یَشاءَ اللّهُ رَبُّ الْعالَمِینَ»
10- چون خداوند ربّ العالمین است و بر همه امور تسلّط دارد،پس خواست انسان نیز مشروط به خواست اوست. «وَ ما تَشاؤُنَ إِلاّ أَنْ یَشاءَ اللّهُ رَبُّ الْعالَمِینَ»
مثلاً در ماشین های تعلیم رانندگی،دو دستگاه گاز و ترمز وجود دارد؛یکی زیر پای کارآموز و دیگری زیر پای مربّی.در این ماشین کارآموز می تواند از گاز و ترمز سمت خود استفاده کند،ولی به شرط آنکه مربّی هم بخواهد.یا نظیر چک های دو امضائی که هر یک از دو صاحب امضا می تواند امضا کند، اما اثر و پرداخت چک زمانی است که دیگری نیز آن را امضا کرده باشد.
______________________
در شیوه تبلیغ،تذکّر آری ولی اجبار نه
فَأَیْنَ تَذْهَبُونَ«26» إِنْ هُوَ إِلاّ ذِکْرٌ لِلْعالَمِینَ«27» لِمَنْ شاءَ مِنْکُمْ أَنْ یَسْتَقِیمَ«28» وَ ما تَشاؤُنَ إِلاّ أَنْ یَشاءَ اللّهُ رَبُّ الْعالَمِینَ«29»
پس به کجا می روید؟ آن(قرآن)جز پند و تذکّری برای جهانیان نیست.
برای هر کس از شما که بخواهد راستی و درستی پیشه کند.و شما نمی خواهید جز آنچه خداوند،پروردگار جهانیان بخواهد.
پیام ها:
1- انسان بی هدف و بی مکتب نداریم،حتی کفار ومشرکان برای خود راه و مرامی دارند،«لکم دینکم»آنچه مهم است،انتخاب راه درست است. «فَأَیْنَ تَذْهَبُونَ»
2- قرآن،بهترین وسیله پند،تذکّر و موعظه است. «إِنْ هُوَ إِلاّ ذِکْرٌ»
3- قرآن،برای همه جهانیان است و به زمان و مکان و نژاد خاصی وابسته نیست.
«لِلْعالَمِینَ»
4- در شیوه تبلیغ،تذکّر آری ولی اجبار نه. «ذِکْرٌ لِلْعالَمِینَ لِمَنْ شاءَ مِنْکُمْ أَنْ یَسْتَقِیمَ»
5-راه یابی به راه راست و پایداری در آن،در گرو خواست خود انسان است.
«لِمَنْ شاءَ مِنْکُمْ أَنْ یَسْتَقِیمَ»
6- راه قرآن،راه مستقیم است و به دور از هرگونه افراط و تفریط و اعوجاج می باشد. «لِمَنْ شاءَ مِنْکُمْ أَنْ یَسْتَقِیمَ»
7- خواست ما در مدار خواست خداست،نه به اجبار او،که در این صورت، خواست ما بی معنا می شود. «وَ ما تَشاؤُنَ إِلاّ أَنْ یَشاءَ اللّهُ»
8-انسان،نه بی اراده است و نه خود مختار. «وَ ما تَشاؤُنَ إِلاّ أَنْ یَشاءَ اللّهُ»
9- مشیّت خداوند بر مبنای ربوبیّت اوست. «یَشاءَ اللّهُ رَبُّ الْعالَمِینَ»
10- چون خداوند ربّ العالمین است و بر همه امور تسلّط دارد،پس خواست انسان نیز مشروط به خواست اوست. «وَ ما تَشاؤُنَ إِلاّ أَنْ یَشاءَ اللّهُ رَبُّ الْعالَمِینَ»
مثلاً در ماشین های تعلیم رانندگی،دو دستگاه گاز و ترمز وجود دارد؛یکی زیر پای کارآموز و دیگری زیر پای مربّی.در این ماشین کارآموز می تواند از گاز و ترمز سمت خود استفاده کند،ولی به شرط آنکه مربّی هم بخواهد.یا نظیر چک های دو امضائی که هر یک از دو صاحب امضا می تواند امضا کند، اما اثر و پرداخت چک زمانی است که دیگری نیز آن را امضا کرده باشد.
___________________________
سیمای سوره انفطار
این سوره نوزده آیه دارد و در مکّه نازل شده است.
نام آن برگرفته از آیه اول و به معنای شکافته شدن آسمان است.
همچون دیگر سوره های مکّی،محور این سوره،قیامت و حالات مردمان در آن هنگامه هولناک است.حوادث عظیمی که در پایان دوران جهان و در آستانه قیامت رخ می دهد،فرشتگانی که مأمور ثبت اعمال انسان ها در دنیا هستند، عاقبت نیکان و بدان و گوشه ای از مشکلات آن روز،بخش های مختلف این سوره را تشکیل می دهد.
برای تلاوت این سوره در نمازهای واجب و مستحب،فضیلت هایی وارده شده که بیانگر نیاز دائمی انسان به تذکّر و توجّه است تا از قیامت غفلت نکند و به دنیا دل نبندد.
____________________________
سیمای سوره مطفّفین
این سوره سی و شش آیه دارد و در مکّه نازل شده است،گرچه بر اساس برخی روایات،آیات اولیه آن مدنی است.
نام سوره،برگرفته از آیه اول است و به معنای کم فروشان می باشد.
این سوره با هشدار به کم فروشان آغاز می شود و ریشه آن را باور نداشتن روز قیامت برمی شمرد.
سرگذشت فاجران گنهکار و متجاوز و برخورد آنان با آیات الهی،که بیانگر زنگار گرفتگی دلهای آنهاست،بخش دیگری از آیات این سوره را تشکیل می دهد.
البتّه بیان نعمت های جاودان و شادی و سرور بهشتیان،نور امید را در دل مؤمنان روشن می سازد و آنان را در برابر نیش و نوش های مجرمان دلداری می دهد تا در اثر تحقیر و استهزای آنان اندوهگین نشوند.
براساس روایات،قرائت این سوره در نماز،امنیّت از عذاب را در روز قیامت به دنبال دارد و خداوند او را از نوشیدنی های طهور بهشتی سیراب می سازد.
______________________
خنده،غمزه،نیش و نوش های دیگران شما را دلسرد نکند
إِنَّ الَّذِینَ أَجْرَمُوا کانُوا مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا یَضْحَکُونَ«29» وَ إِذا مَرُّوا بِهِمْ یَتَغامَزُونَ«30» وَ إِذَا انْقَلَبُوا إِلی أَهْلِهِمُ انْقَلَبُوا فَکِهِینَ«31» وَ إِذا رَأَوْهُمْ قالُوا إِنَّ هؤُلاءِ لَضالُّونَ«32» وَ ما أُرْسِلُوا عَلَیْهِمْ حافِظِینَ«33» فَالْیَوْمَ الَّذِینَ آمَنُوا مِنَ الْکُفّارِ یَضْحَکُونَ«34» عَلَی الْأَرائِکِ یَنْظُرُونَ«35» هَلْ ثُوِّبَ الْکُفّارُ ما کانُوا یَفْعَلُونَ«36»
همانا مجرمان پیوسته به اهل ایمان می خندیدند.و هرگاه از کنارشان مرور می کردند،(از روی تمسخر)با چشم و ابرو به یکدیگر اشاره می کردند.و هرگاه به سوی اهل خودشان(و همفکران منحرفشان)باز می گشتند،(شادمان از تمسخر)طنزگونه و بذله گویان باز می گشتند.و هرگاه اهل ایمان را می دیدند،می گفتند:شکّی نیست که آنان گمراهند.در حالی که آنان،رسالت نگهبانی بر مؤمنان را نداشتند.پس امروز،اهل ایمان بر این کفّار می خندند.در حالی که بر تخت های بهشتی نظاره گرند.
که آیا کافران کیفر عملکرد خود را دیده اند؟
نکته ها:
* «غَمز»به معنای عیب جویی از دیگران با اشاره چشم و ابرو است.
پیام ها:
1- مؤمنان باید آماده برخوردهای ناروای گنهکاران و مجرمان باشند. «إِنَّ الَّذِینَ أَجْرَمُوا»
2- خنده،غمزه،نیش و نوش های دیگران شما را دلسرد نکند،زیرا خود آنان مجرم هستند. «إِنَّ الَّذِینَ أَجْرَمُوا»
3- تمسخر و تحقیر،روش دیرینه مجرمان است. کانُوا … یَضْحَکُونَ
4- مجرم به گناه خود قانع نیست،پاکان را تحقیر می کند و به آنان ضربه روحی می زند. «یَضْحَکُونَ ، یَتَغامَزُونَ»
5-ساختن طنز و فکاهی برای تمسخر مؤمنان از شیوه های مجرمان است.
«انْقَلَبُوا فَکِهِینَ»
6- اصرار بر گناه،دید و قضاوت انسان را عوض می کند.(جالب است که مجرمان،مؤمنان را گمراه می پندارند.) «قالُوا إِنَّ هؤُلاءِ لَضالُّونَ»
7- گنه پیشگان،لایق قضاوت و اظهار نظر درباره مؤمنان نیستند. «قالُوا إِنَّ هؤُلاءِ لَضالُّونَ وَ ما أُرْسِلُوا عَلَیْهِمْ حافِظِینَ»
8-مؤمنان،نباید انتظار تأیید مخالفان را داشته باشند. «وَ ما أُرْسِلُوا عَلَیْهِمْ حافِظِینَ»
9- گویا مجرمان،خود را قیّم مؤمنان می دادند که خداوند آن را نفی می کند. «وَ ما أُرْسِلُوا عَلَیْهِمْ حافِظِینَ»
10- مؤمنان در قیامت،عامل رنج روحی مجرمان هستند،زیرا در آنجا مؤمنان نیز به آنان خواهند خندید. «فَالْیَوْمَ الَّذِینَ آمَنُوا مِنَ الْکُفّارِ یَضْحَکُونَ»
11- کیفر در قیامت،با گناه در دنیا تناسب دارد.(کیفر خنده های تمسخرآمیز در دنیا،مورد خنده قرار گرفتن در آخرت است.) اَلَّذِینَ أَجْرَمُوا کانُوا … یَضْحَکُونَ – اَلَّذِینَ آمَنُوا … یَضْحَکُونَ
12- کیفرهای قیامت،بازتاب اعمال خود انسان است. «هَلْ ثُوِّبَ الْکُفّارُ ما کانُوا یَفْعَلُونَ»
__________________________
سیمای سوره انشقاق
این سوره بیست و پنج آیه دارد و در مکّه نازل شده است.
نام سوره برگرفته از آیه اول و به معنای شکافته شدن است.
همانند دیگر سوره های مکّی،محور مباحث این سوره،موضوع معاد و قیامت است.
از هم پاشیدن نظام موجود هستی و به هم خوردن نظم زمین و آسمان،خبر از برپاشدن قیامت و برقرار شدن نظامی دیگر در عالم می دهد.
تلاش و کوشش انسان،در قیامت به بار می نشیند و کارنامه عمل پاکان و ناپاکان به دست آنان داده می شود تا بر اساس آن به پاداش یا کیفر برسند و این سنّت پروردگار در طول تاریخ است و همه بر آن اساس محاسبه می شوند.
در روایات آمده است،تلاوت همراه با تدبّر آیات این سوره،انسان را از اینکه نامه عملش به دست چپش داده شود،حفظ کرده و درامان می دارد.
__________________________
عقل و احتیاط حکم می کند که اگر یقین به قیامت ندارید،لااقل به وقوع آن گمان داشته باشید
فَلا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ«16» وَ اللَّیْلِ وَ ما وَسَقَ«17» وَ الْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ«18» لَتَرْکَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ«19» فَما لَهُمْ لا یُؤْمِنُونَ«20» وَ إِذا قُرِئَ عَلَیْهِمُ الْقُرْآنُ لا یَسْجُدُونَ«21»
به شفق،(سرخی بعد از غروب)سوگند می خورم،و به شب و آنچه(زیر پرده سیاهی خود)جمع می کند سوگند،و به ماه آنگاه که کامل گردد سوگند.که شما همواره از حالی به حال دیگر درآیید.پس آنان را چه شده که ایمان نمی آورند؟ و آنگاه که قرآن بر آنان خوانده شود،سجده نمی کنند؟
نکته ها:
* «یَحُورَ» از«حور»به معنای رجوع و بازگشت است و مراد از آن بازگشت به حیات اخروی در قیامت می باشد.
* «طَبَقٍ» به معنای تطبیق و انطباق است،یعنی قرار گرفتن دو چیز روی هم و به حالت نیز گفته می شود،چون روح انسان با آن حالت منطبق شده است.پس «لَتَرْکَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ» یعنی شما بر حالتی وخصلتی سوار می شوید که مثل مَرکبی شما را به سوی مقصد می برد.[8]
* همان گونه که در آستانه غروب،سرخی نمودار می شود،سپس سیاهی شب آن را می پوشاند و آنگاه نور مهتاب بر تاریکی شب پرتو می افکند و این حالات یکی پس ازدیگری می آید،شما انسان ها نیز یکی پس از دیگری آمده و دارای حالاتی گوناگون در مسیر تکامل به سوی خدا هستید.
* مراد از «لَتَرْکَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ» ،مراحل مختلف زندگی است که انسان در مسیر حرکتش به سوی پروردگار آنها را طی می کند.حیات دنیوی،حیات برزخی و حیات اخروی[9]
ممکن است مراد از «لَتَرْکَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ» این باشد که سرنوشت شما،طبق سرنوشت اقوام گذشته است.اگر مثل آنان انکار کنید،هلاک می شوید و اگر مثل آنان ایمان آورید، نجات می یابید.حدیثی نیز این معنا را تأیید می کند.
* مراد از سجده در آیه «إِذا قُرِئَ عَلَیْهِمُ الْقُرْآنُ لا یَسْجُدُونَ» ،خضوع و تصدیق و ایمان است و گرنه باید هر آیه ای که تلاوت شود مردم به سجده افتند.
پیام ها:
1- منشأ بدبختی انسان،غفلت از معاد یا انکار آن است. «ظَنَّ أَنْ لَنْ یَحُورَ»
2- منکران معاد بر اساس گمان انکار می کنند نه علم. «ظَنَّ أَنْ لَنْ یَحُورَ»
3- ریشه خوشی های مستانه،غفلت از آخرت است. کانَ فِی أَهْلِهِ مَسْرُوراً … ظَنَّ أَنْ لَنْ یَحُورَ
4- عقل و احتیاط حکم می کند که اگر یقین به قیامت ندارید،لااقل به وقوع آن گمان داشته باشید، «یَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ»[10]نه آنکه به عدم وقوع قیامت گمان برید که منشأ هلاکت است. «ظَنَّ أَنْ لَنْ یَحُورَ»
5-نتیجه قرائت قرآن باید عبودیّت و تسلیم باشد. إِذا قُرِئَ … اَلْقُرْآنُ لا یَسْجُدُونَ
_________________________–
سیمای سوره بروج
این سوره بیست و دو آیه دارد و در مکّه نازل شده است.
نام سوره برگرفته از آیه اول است و مراد از آن،ستارگان درخشان است که همچون برج بلند در آسمان می درخشند.
این سوره با بیان جنایات گروهی شکنجه گر آغاز می شود که گودالی عمیق حفر می کردند و آتشی عظیم در آن می افروختند و مؤمنان را به سوزاندن در آتش تهدید می کردند و هرکه دست از ایمان برنمی داشت،در آتش می افکندند.
خداوند نیز آنان را به آتش سخت دوزخ وعده می دهد که با آتش دنیا قابل مقایسه نیست و بدین وسیله مؤمنان را دلداری می دهد و آنان را به مقاومت در برابر ستمگران دعوت می نماید.
ادامه سوره،اشاره ای گذرا به ماجرای فرعون و قوم ثمود دارد که چگونه با همه قدرتی که داشتند،در برابر اراده الهی شکست خوردند و به هلاکت رسیدند.
آیات پایانی سوره،بیانگر عظمت قرآن و جایگاه والای وحی الهی است.
وَ السَّماءِ ذاتِ الْبُرُوجِ«1» وَ الْیَوْمِ الْمَوْعُودِ«2» وَ شاهِدٍ وَ مَشْهُودٍ«3» قُتِلَ أَصْحابُ الْأُخْدُودِ«4» اَلنّارِ ذاتِ الْوَقُودِ«5» إِذْ هُمْ عَلَیْها قُعُودٌ«6» وَ هُمْ عَلی ما یَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِینَ شُهُودٌ«7» وَ ما نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلاّ أَنْ یُؤْمِنُوا بِاللّهِ الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ«8» اَلَّذِی لَهُ مُلْکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اللّهُ عَلی کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ«9»
سوگند به آسمان که دارای برجهای بسیار است.به روز موعود سوگند.
به شاهد و مشهود سوگند.مرگ بر صاحبان گودال(پر آتش).همان آتش پر هیزم.آنگاه که آنان بالای آن نشسته بودند.و تماشاگر شکنجه ای بودند که نسبت به مؤمنان روا می داشتند.آنان هیچ ایرادی به مؤمنان نداشتند،جز آنکه به خدای عزیز و حمید ایمان آورده بودند.آن که حکومت آسمان ها و زمین برای اوست و خداوند بر هر چیز گواه است.
پیام ها:
1- همه هستی در نزد خداوند ارزش دارد و قابل سوگند است،از جمله:آسمان و ستارگانش. «وَ السَّماءِ ذاتِ الْبُرُوجِ»
2- از قیامت غافل نباشید که میعادگاه همه است. «الْیَوْمِ الْمَوْعُودِ»
3- شما وکارهایتان،همه زیر نظر است،آن هم زیر نظر خدا. «وَ شاهِدٍ وَ مَشْهُودٍ»
4- اعلام برائت و اظهار تنفّر از ستمگر لازم است. «قُتِلَ أَصْحابُ الْأُخْدُودِ»
5-در نقل تاریخ،عبرت ها مهم است نه جزئیات.(از مکان اخدود،زمان حادثه، نام و تعداد ستمگران و تعداد شهدا و…سخنی به میان نیامده است،چون اثری در گرفتن عبرت ندارد.) «قُتِلَ أَصْحابُ الْأُخْدُودِ»
6- تفکّر ظلم ستیزی و ظالم کوبی ارزش است،گرچه ظالم وجود نداشته باشد.
(اصحاب اخدود امروز حضور ندارند،چنانکه ابولهب امروز نیست،روحیه تنفّر از آنان باید همچنان زنده باشد. «تَبَّتْ یَدا أَبِی لَهَبٍ وَ تَبَّ» ) «قُتِلَ أَصْحابُ الْأُخْدُودِ»
7- سوزاندن،سخت ترین نوع عذاب است و در میان انواع کشتن ها،خداوند نام در آتش انداختن مؤمنان را نام برده است. «النّارِ ذاتِ الْوَقُودِ»
8-نقل ظلم ها و مظلومیّت ها و ذکر مصیبت و روضه خوانی،سابقه قرآنی دارد.
أَصْحابُ الْأُخْدُودِ اَلنّارِ ذاتِ الْوَقُودِ إِذْ هُمْ عَلَیْها قُعُودٌ …
9- ارتکاب گناه یک مسئله است،ولی سنگدلی و نظاره گری و رضایت بر آن، مسئله دیگر. «وَ هُمْ عَلی ما یَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِینَ شُهُودٌ»
10- ستمگرانی که شاهد بر شکنجه مؤمنانند،بدانند که خدا شاهد بر آنان و کار آنهاست. «شاهِدٍ وَ مَشْهُودٍ – هُمْ عَلی ما یَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِینَ شُهُودٌ»
11- پایداری بر ایمان،تاوان دارد. «وَ ما نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلاّ أَنْ یُؤْمِنُوا» (جمله «یُؤْمِنُوا» به جای«آمنوا»رمز آن است که کفّار از پایداری مؤمنان ناراحت بودند و اگر دست بر می داشتند شکنجه ای در کار نبود.)
12- منطق کافر،تهدید و انتقام است. «وَ ما نَقَمُوا مِنْهُمْ»
13- در نزد کفّار،ایمان بزرگ ترین جرم است و جز با دست برداشتن از ایمان به چیز دیگری راضی نمی شوند. وَ ما نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلاّ أَنْ یُؤْمِنُوا …
14- کافران بدانند که حامی مؤمنین خدای عزیز است که قدرت انتقام دارد.
«یُؤْمِنُوا بِاللّهِ الْعَزِیزِ»
15- جاذبه اتّصال به خدای قادر،اشکالات وارده بر شهادت و از جان گذشتگی در راه خدا را حل می کند. «یُؤْمِنُوا بِاللّهِ الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ»
16- حکومت واقعی از آنِ خداوند است. «لَهُ مُلْکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»
17- حکومت الهی همراه با علم و حضور اوست. «وَ اللّهُ عَلی کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ»
____________________________–
سیمای سوره طارق
این سوره،هفده آیه دارد و در مکّه نازل شده است.
نام سوره برگرفته از آیه اول است و به معنای کوبنده می باشد.
محور مطالب این سوره دو چیز است:یکی هشدار نسبت به معاد و دیگری نعمت قرآن و جایگاه والای آن.
توجّه دادن انسان به منشأ وجودی اش که آبی پست و ناچیز بوده است،زمینه پذیرش قدرت لایزال الهی بر آفرینش دوباره انسان و حضور او در دادگاه رسواگر قیامت را فراهم می آورد و اینها همه برگرفته از وحی صادق آسمان است که مخالفان آن را شوخی می پندارند،در حالی که قطعی و حتمی است و هرچه کافران علیه آن توطئه کنند،به خودشان بازمی گردد.
____________________
غفلت از دشمن هرگز،ولی مهلت دادن مانعی ندارد
وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ«11» وَ الْأَرْضِ ذاتِ الصَّدْعِ«12» إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ«13» وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ«14» إِنَّهُمْ یَکِیدُونَ کَیْداً«15» وَ أَکِیدُ کَیْداً«16» فَمَهِّلِ الْکافِرِینَ أَمْهِلْهُمْ رُوَیْداً«17»
سوگند به آسمان باران زا.سوگند به زمین که(برای خروج گیاهان) برشکافته است.که همانا این قرآن سخنی است قاطع.و هزل و شوخی نیست.همانا کافران پیوسته نیرنگ می کنند.و من نیز تدبیر می کنم.پس کافران را مهلت ده و اندک زمانی آنان را به خود واگذار.
پیام ها:
1- قیامت،روز بروز و ظهور افکار و کردار آدمیان است. «یَوْمَ تُبْلَی السَّرائِرُ»
2- انگیزه ها وروحیات انسان،در قیامت او اثر دارند. «یَوْمَ تُبْلَی السَّرائِرُ»
3- قیامت،روز افشای اسرار و شرمندگی است: «تُبْلَی السَّرائِرُ» و انسان نیز برای کتمان یا جبران گذشته خود نمی تواند کاری بکند. «فَما لَهُ مِنْ قُوَّهٍ وَ لا ناصِرٍ»
4- رجعت انسان در قیامت،همچون رجعت آب بخار شده دریا،از آسمان به زمین است. «عَلی رَجْعِهِ لَقادِرٌ – وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ»
5-ارزش هر موجودی وابسته به آثار وبرکات آن است. «ذاتِ الرَّجْعِ – ذاتِ الصَّدْعِ»
6- قرآن،فرقان و جداکننده حق از باطل است،نه رمان و غیر واقعی. «إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ»
7- نیرنگ کفّار،دائمی،سخت و حتمی است،از آن غافل نشوید. «إِنَّهُمْ یَکِیدُونَ کَیْداً»
8-برخورد خداوند با انسان،متناسب با عمل اوست.اگر در راه خیر قدم بردارد، خدا هدایتش می کند: «جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ»[4]و اگر به دنبال کید باشد،گرفتار کید الهی می شود. «یَکِیدُونَ کَیْداً وَ أَکِیدُ کَیْداً»
9- قرآن،میزان تشخیص حق از باطل است. «إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ»
10- کافران با خدا طرفند و تدبیر خداوند سخت است. «یَکِیدُونَ کَیْداً وَ أَکِیدُ کَیْداً»
11- آنان مسلمانان را غافلگیر می کنند ما نیز آنان را غافلگیر می کنیم. یَکِیدُونَ … أَکِیدُ
12- در برخورد با دشمن،نه خود عجله کنید و نه از خدا عجله بخواهید. «فَمَهِّلِ الْکافِرِینَ»
13- غفلت از دشمن هرگز،ولی مهلت دادن مانعی ندارد. «أَمْهِلْهُمْ»
14- سعه صدر،شرط لازم برای رهبری است. «أَمْهِلْهُمْ»
15- مقدار مهلت به دشمن،به قدری نباشد که فرصت را از شما بگیرد. «رُوَیْداً»
_______________________
سیمای سوره اعلی
این سوره نوزده آیه دارد و در مکّه نازل شده است.
سوره هایی را که با فرمان تسبیح خداوند آغاز می شود،مسبّحات گویند و سوره اعلی،آخرین سوره از سور مسبّحات است.
نام سوره،برگرفته از آیه اول است که خداوند را با وصفِ«اعلی»توصیف می کند.مطالب سوره به دو بخش تقسیم می شود که بخش اول،خطاب به پیامبر گرامی اسلام و بخش دوم درباره مؤمنان و کافران و عوامل سعادت و شقاوت این دو گروه است.
در روایات سفارش شده است که در نماز عید(فطر و قربان)،در رکعت اول سوره اعلی خوانده شود.
پیام ها:
1- نام خداوند مقدّس است.از هرگونه بی احترامی به نام او پرهیز کنید. «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ»
2- اوصاف ناشایست را در کنار نام خدا قرار ندهید. «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ»
3- نام های اختصاصی خداوند را بر دیگران ننهید. «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ»
4- تسبیح او سبب رشد و پرورش شما است. «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ»
5-مسئولیّت شرک زدایی در درجه اول به دوش رهبر آسمانی و سپس بر عهده همه مؤمنان است. «سَبِّحِ»
6- توحید کامل در پرتو تنزیه ذات و تسبیح نام اوست. «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ»
7- خداوند،از هرچه گفته و نوشته و تصور شود،برتر است.او در همه کمالات برتر است. «رَبِّکَ الْأَعْلَی»
8-خداوند،فقط خالق نیست،بلکه علاوه بر آن نظام بخش هستی و موجودات نیز می باشد. «خَلَقَ فَسَوّی»
9- ظرفیّت و هدایت موجودات،دلیل بر هدفمندی آفرینش است. «قَدَّرَ فَهَدی»
10- فرمان های الهی همراه با حکمت و دلیل است.نام خدا را تسبیح کن،زیرا او اعلی است،آفرید و سامان داد و هدایت کرد سَبِّحِ … اَلْأَعْلَی ، خَلَقَ فَسَوّی وَ الَّذِی قَدَّرَ فَهَدی
11- هدایت تکوینی آفریده ها در چهره های مختلفی است،گاهی سبز و گاهی خشک ولی هر دو در مدار هدایت است. «أَخْرَجَ الْمَرْعی فَجَعَلَهُ غُثاءً أَحْوی»
__________________________
تسبیح ما مقدّمه کار گشایی خداوند است
وَ نُیَسِّرُکَ لِلْیُسْری«8» فَذَکِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّکْری«9» سَیَذَّکَّرُ مَنْ یَخْشی«10» وَ یَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَی«11» اَلَّذِی یَصْلَی النّارَ الْکُبْری«12» ثُمَّ لا یَمُوتُ فِیها وَ لا یَحْیی«13»
(8)و ما تو را برای آسان ترین(راه دعوت)آماده می سازیم.(9)پس تذکّر بده،(البتّه)اگر تذکّر مفید افتد.(10)هر کس خشیت الهی داشته باشد، بزودی پند گیرد.(11)و بدبخت ترین افراد از آن دوری کند.(12)همان کس که به آتش بزرگ درافتد.(13)پس در آنجا نه بمیرد و نه زندگانی کند.
پیام ها:
1- تبلیغ دین و دعوت مردم به سوی خدا،مشکلات و سختی های فراوانی در پیش دارد که خداوند وعده داده است،مبلّغ دین را یاری دهد و تحمّل سختی ها را بر او آسان سازد. «نُیَسِّرُکَ لِلْیُسْری»
2- به هر کس مأموریّتی می دهید،گره کارش را باز کنید. «نُیَسِّرُکَ لِلْیُسْری فَذَکِّرْ»
3- تسبیح ما مقدّمه کار گشایی خداوند است. سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ … نُیَسِّرُکَ لِلْیُسْری
4- نزول وحی برای تذکّر به مردم است. سَنُقْرِئُکَ … فَذَکِّرْ
5-شرط تذکّر،پند پذیری است و پیامبر نسبت به افراد پندناپذیر مسئولیّتی ندارد. «فَذَکِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّکْری»
6- تنها افراد خداترس تذکّر را می پذیرند. «سَیَذَّکَّرُ مَنْ یَخْشی»
7- پنددادن افراد خداترس آسان تر است. نُیَسِّرُکَ لِلْیُسْری … سَیَذَّکَّرُ مَنْ یَخْشی
8-به مُبلّغ باید دلداری داد که کارش بیهوده نیست. فَذَکِّرْ … سَیَذَّکَّرُ …
9- مُبلّغ نباید توقّع تأثیر فوری داشته باشد. «سَیَذَّکَّرُ»
10- مشکل کفّار دوری خود آنان از قرآن و پیامبر است،نه آنکه در این دو عنصر پاک،ضعف یا نقصی باشد. «یَتَجَنَّبُهَا»
11- قرآن میزان است.پندپذیر آن مدال «یَخْشی» می گیرد، «سَیَذَّکَّرُ مَنْ یَخْشی» و پندناپذیر آن لقب«اشقی»دریافت می کند. «وَ یَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَی»
12- دوری از پند و پیام قرآن،مایه شقاوت است. «یَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَی»
13- سیره دائمی تیره بختان دوری از پند است. «یَتَجَنَّبُهَا» در قالب مضارع برای معنای استمرار و دوام است.
14- بدبخت ترین مردم کسی است که خشیت الهی ندارد.«اشقی»در برابر «یَخْشی» قرار گرفته است.
15- توقّع اصلاح همه مردم را نداشته باشید. «سَیَذَّکَّرُ مَنْ یَخْشی وَ یَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَی»
16- عامل پذیرش و عدم پذیرش در درون خود انسان است. یَخْشی …اشقی
17- کیفر به مقدار خباثت است.«اشقی- اَلنّارَ الْکُبْری»
18- دوزخ برای گروهی ابدی و همیشگی است. «لا یَمُوتُ فِیها وَ لا یَحْیی»
19- خلود در دوزخ،طبیعت دوزخیان را تغییر نمی دهد که دیگر از آتش رنج نبرند،بلکه دائما در شکنجه هستند. «لا یَمُوتُ فِیها وَ لا یَحْیی»
_______________________________
سیمای سوره غاشیه
این سوره بیست و شش آیه دارد و در مکّه نازل شده است.
«غاشیه»یکی از نام های قیامت است که در آیه اول این سوره و نام سوره نیز قرار گرفته است.
همانند دیگر سوره های مکی،این سوره نیز به حالات بهشتیان و دوزخیان در قیامت پرداخته و در مقام انذار مشرکان و بشارت به مؤمنان است.
آنگاه نشانه های قدرت الهی در آفرینش زمین و آسمان و برخی موجودات، بیان شده است،که هم استدلالی بر یگانگی مبدء هستی است و هم دلیلی بر قدرت خداوند بر آفرینش دوباره انسان ها در قیامت.و در پایان،پیامبرش را فرمان می دهد تا همواره مردم را تذکّر دهد و ارشاد کند و البتّه بداند که قرار نیست همه به او ایمان آورند و خداوند اراده کرده است که انسان ها با اختیارشان راه خود را انتخاب نمایند.
_________________________________
سیمای سوره فجر
این سوره سی آیه دارد و در مکّه نازل شده است.
نام آن برگرفته از آیه اول و به معنای سپیده دم است.
همانند دیگر سوره های مکّی،آیات آن،کوتاه و کوبنده و انذار دهنده است.
این سوره بخش های متعددی دارد که با سوگند به زمان هایی همچون شب، سحر و سپیده دم آغاز می شود و با اشاره به سرگذشت اقوامی طغیان گرو سرکش ادامه می یابد.
سنّت آزمایش و ابتلا از سوی خداوند و عکس العمل های متفاوت انسان در برابر آن و همچنین حضور انسان در دادگاه قیامت و اظهار حسرت و پشیمانیِ ناپاکان و ابراز خشنودی در رضایتِ پاکان،ادامه آیات این سوره را تشکیل می دهد.
_____________________________
کمبودهای روحی را با احترام و محبت جبران کنید
فَأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَکْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَکْرَمَنِ«15» وَ أَمّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَهانَنِ«16» کَلاّ بَلْ لا تُکْرِمُونَ الْیَتِیمَ«17» وَ لا تَحَاضُّونَ عَلی طَعامِ الْمِسْکِینِ«18» وَ تَأْکُلُونَ التُّراثَ أَکْلاً لَمًّا«19» وَ تُحِبُّونَ الْمالَ حُبًّا جَمًّا«20»
(15)امّا انسان،(طبعش چنین است که)هرگاه پروردگارش او را بیازماید و گرامیش داشته و نعمتش دهد،(مغرور گشته و)می گوید:پروردگارم مرا گرامی داشته است.(16)ولی هرگاه او را بیازماید و روزی او را تنگ سازد،می گوید:پروردگارم مرا خوار کرده است.(17)این چنین نیست؛
بلکه شما یتیم را گرامی نمی دارید.(18)و یکدیگر را بر اطعام بینوایان ترغیب نمی کنید.(19)و میراث را(به حق و ناحق)یکجا می خورید.(20)و مال را بسیار دوست دارید.
پیام ها:
1- آزمایشهای الهی،جلوه ای از در کمین بودن پروردگار نسبت به انسان است.
إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصادِ فَأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ …
2- آزمایش،وسیله تربیت و رشد انسان است. «الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ»
3- دریافت های انسان بر اساس لطف اوست نه استحقاق ما.پس گرفتار غرور و عجب نشده و از آزمایش غفلت نکنید. «فَأَکْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ»
4- نه فقر نشانه اهانت است و نه دارایی نشانه کرامت؛بلکه هر دو وسیله آزمایش است. اِبْتَلاهُ … فَأَکْرَمَهُ ، اِبْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ
5-مهمتر از جسم یتیم روح اوست که باید گرامی داشته شود. «تُکْرِمُونَ»
6- کمبودهای روحی را با احترام و محبت جبران کنید.(اولین انتظار یتیمان احترام به شخصیّت آنان است) «تُکْرِمُونَ الْیَتِیمَ»
7- در مورد کارهای خداوند،قضاوت نابجا نکنید.دلیل تنگی رزق را بی اعتنائی خداوند نپندازید،بلکه نتیجه عملکرد خودتان بدانید. «کَلاّ بَلْ لا تُکْرِمُونَ الْیَتِیمَ»
8-احسان به دیگران،در رزق و روزی انسان نقش مهمی دارد. «لا تُکْرِمُونَ – فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ»
9- بینوایان نباید گرسنه بمانند.با انفاق خود،با تشویق دیگران باید به آنان رسیدگی کرد. «تَحَاضُّونَ عَلی طَعامِ الْمِسْکِینِ»
10- در درآمدهای خود دقّت کنید؛هر نانی مصرف کردنی نیست. «أَکْلاً لَمًّا»
11- علاقه به مال فطری است،آنچه مذموم است،علاقه شدید است «حُبًّا جَمًّا»
12- تکریم خداوند از شما،باید سبب تکریم شما از یتیمان باشد. فَأَکْرَمَهُ … لا تُکْرِمُونَ
____________________-
سیمای سوره بلد
سوره بلد،بیست آیه دارد و در مکّه نازل شده است.
نام سوره برگرفته از آیه اول است و مراد از«بلد»،شهر مکّه است که مورد سوگند خداوند قرار گرفته است.
سوره با سوگند آغاز شده و با اشاره به نظام توالد و تناسل انسان،زندگی این دنیا را همراه با تلاش و زحمت معرّفی می کند.
آنگاه انسان های غافل و مغرور را مورد سرزنش قرار داده و به نعمت های با ارزشی که خداوند به انسان عطا کرده اشاره نموده و راه سپاس از این نعمت ها را رسیدگی به محرومان و خدمت به یتیمان بیان می دارد.
البتّه در برابر این نعمت ها،انسان ها دو گروه می شوند،گروهی سپاس گزار که عاقبتی میمون و مبارک دارند و گروهی کفران پیشه که پایانی شوم و سخت در انتظار آنهاست.
____________________
در مقام فرزندی،دختر یا پسر تفاوتی ندارد
لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ«1» وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ«2» وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ«3» لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِی کَبَدٍ«4» أَ یَحْسَبُ أَنْ لَنْ یَقْدِرَ عَلَیْهِ أَحَدٌ«5» یَقُولُ أَهْلَکْتُ مالاً لُبَداً«6» أَ یَحْسَبُ أَنْ لَمْ یَرَهُ أَحَدٌ«7»
(1)به این شهر(مکّه)سوگند.(2)در حالی که تو در این شهر ساکن هستی.(3)به پدر،و فرزندی که پدیدآورد،سوگند.(4)همانا ما انسان را در رنج و زحمت آفریدیم.(5)آیا می پندارد که هرگز احدی بر او قدرت ندارد؟(6)می گوید:مال فراوانی تباه کردم(7)آیا گمان می کند احدی او را ندیده است؟
پیام ها:
1- سرزمین ها می توانند دارای قداست باشند و شهر مکّه نیز از قدیم مورد احترام و سوگند بوده است. «لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ»
2- تکرار گاهی نشانه عظمت و عنایت است. بِهذَا الْبَلَدِ … .بِهذَا الْبَلَدِ
3- ارزش زمین ها به ارزش ساکنان آنهاست. «وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ» (سوگند به مکّه
به خاطر حضور پیامبر)
4- در مقام فرزندی،دختر یا پسر تفاوتی ندارد. «وَ ما وَلَدَ»
5-زندگی بشر در متن مشقت ها و سختی ها قرار دارد. «فِی کَبَدٍ»
6- هر مالی که در مسیر حق صرف نشود مایه حسرت است. «أَهْلَکْتُ مالاً لُبَداً»
7- انسان تحت سیطره قدرت و علم الهی است. أَ یَحْسَبُ أَنْ لَنْ یَقْدِرَ عَلَیْهِ أَحَدٌ …
أَ یَحْسَبُ أَنْ لَمْ یَرَهُ أَحَدٌ
8-نتیجه هر محاسبه ای که جای خدا در آن خالی باشد،پوچی و زیانکاری است. أَ یَحْسَبُ … أَ یَحْسَبُ
9- خود بزرگ بینی در برابر خدا چه معنایی دارد؟ «أَ یَحْسَبُ أَنْ لَنْ یَقْدِرَ عَلَیْهِ أَحَدٌ»
10- کسانی که در انفاق به راه درست نروند یا مصرف آنها نابجا باشد یا نیّتشان خالص نباشد و همراه با ریا و خودنمایی و دروغ باشد،در آینده شرمنده و پشیمان خواهند شد. «أَهْلَکْتُ مالاً لُبَداً»
__________________________-
سیمای سوره شمس
سوره شمس،پانزده آیه دارد و در مکّه نازل شده است.
نام آن برگرفته از آیه اول است که با سوگند به خورشید آغاز می شود.
بیشترین سوگندهای قرآن،به صورت پشت سر هم در این سوره آمده است که با یازده سوگند پیاپی بر خورشید وماه،روز و شب و آسمان زمین،بر ارزش و اهمیّت تزکیه نفس،تأکید می ورزد.
مضمون این سوره آن است که انسان با الهام خدایی،کار نیک را از کار زشت تشخیص می دهد و اگر بخواهد رستگار شود،باید باطن خود را تزکیه کند و با انجام کارهای نیک،آن را رشد و پرورش دهد و گرنه از سعادت محروم می ماند.
آنگاه به عنوان شاهد،داستان قوم ثمود را ذکر می کند که به خاطر تکذیب پیامبرشان حضرت صالح و کشتن شتری که معجزه الهی بود،به عذابی سخت گرفتار شدند.
_________________________
هر کس به گناه دیگری راضی باشد شریک جرم است
قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکّاها«9» وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسّاها«10» کَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْواها«11» إِذِ انْبَعَثَ أَشْقاها«12» فَقالَ لَهُمْ رَسُولُ اللّهِ ناقَهَ اللّهِ وَ سُقْیاها«13» فَکَذَّبُوهُ فَعَقَرُوها فَدَمْدَمَ عَلَیْهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ فَسَوّاها«14» وَ لا یَخافُ عُقْباها«15»(9)به راستی رستگار شد،آن کس که نفس خود را تزکیه کرد.(10)و بی شک محروم و ناامید گشت هر کس که آن را به پلیدی آلود.(11)قوم ثمود از روی سرکشی،(پیامبرشان را)تکذیب کردند.(12)آنگاه که شقی ترین آنها(برای کشتن ناقه)به پا خاست.(13)پس پیامبر خدا به آنان گفت:ناقه خدا و آبشخورش را(حرمت نهید).(14)پس او را تکذیب کردند و ناقه را کشتند و پروردگارشان به خاطر این گناه،آنان را درهم کوبید و با خاک یکسانشان کرد.(15)و خداوند از عاقبت کار خود بیم ندارد.
پیام ها:
1- سوگند به خورشید و ماه و شب و روز و زمین و آسمان و روح انسان که سعادت انسان در گرو رشد معنوی است نه زندگی مادّی. وَ الشَّمْسِ … قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکّاها
2- اگر نفس را رها کنیم،انسان را به سقوط می کشاند.لذا نفس را باید کنترل کرد.
«زَکّاها»
3- تزکیه و خودسازی،محروم کردن نیست،رشد دادن است. «زَکّاها»
4- هر کس نفس خود را در لابلای عادات و رسوم و پندارها مخفی کند و غافلانه دنبال تأمین خواسته های نفسانی رود،محرومیّت بزرگی خواهد داشت. «قَدْ خابَ مَنْ دَسّاها»
5-طغیان و گناه،مقدّمه کفر و تکذیب است. «کَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْواها» («تقوا»یعنی پاکی و«طغوی»یعنی طغیان در گناه)
6- در شیوه تبلیغ،بعد از بیان اصول کلّی،نمونه هایی نقل کنید. قَدْ خابَ … کَذَّبَتْ ثَمُودُ
7- شکستن قداست ها نشانه شقاوت است و هر چه قداست بیشتر باشد، شکستن آن قساوت بیشتری می خواهد.«اشقی»
8-اگر انسان به فکر تزکیه نباشد،در ابتدا پیروی از نفس را مخفیانه انجام می دهد «دَسّاها» و سپس علنی. «إِذِ انْبَعَثَ أَشْقاها»
9- در انجام کار بد،آن کس که شقی تر است زودتر تحریک می پذیرد. «انْبَعَثَ أَشْقاها»
10- هر چه به خدا منسوب باشد،مقدّس است و باید مورد احترام قرار گیرد و اهانت به آن،کیفر الهی را به دنبال دارد. «ناقَهَ اللّهِ ، فَعَقَرُوها ، فَدَمْدَمَ»
11- زدودن علف های هرز کافی نیست،بارور کردن هم لازم است.( «زَکّاها» به معنای رشد است.)
12- به کامیابی های زودگذر نفس مغرور نشوید که عاقبتش محرومیّت است. «وَ قَدْ خابَ» (کلمه«خاب»یعنی محروم شد و به آنچه می خواست نرسید.)
13- هر کس به گناه دیگری راضی باشد شریک جرم است.شتر را یک نفر کشت ولی قرآن می فرماید:جمعی آن را کشتند. «فَعَقَرُوها»
14- خداوند بر هر چیز مسلط است و از نابود کردن ستمگران هیچ پروائی ندارد. «وَ لا یَخافُ عُقْباها»
15- رضایت و تشویق و تحریک به گناه نیز گناه است. اِنْبَعَثَ أَشْقاها … بِذَنْبِهِمْ
16- کیفرهای الهی جلوه ای از ربوبیّت اوست.(مربّی باید موانع تربیت را برطرف سازد.) «فَدَمْدَمَ عَلَیْهِمْ رَبُّهُمْ»
17- قهر الهی در دنیا نیز سخت است. «فَدَمْدَمَ عَلَیْهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ فَسَوّاها»
__________________________
سیمای سوره لیل
این سوره بیست و یک آیه دارد و در مکّه نازل شده است.
نام سوره،برگرفته از آیه اول است که با سوگند به شب هنگام آغاز شده است.
سوگند با تأکید به تفاوت تلاش ها و انگیزه های بشری آغاز و با بیان قانون مکافات عمل ادامه می یابد.قانونی که احسان به دیگران را اساس گشایش در کارها و بخل و بزرگی طلبی را عامل دشوار شدن امور انسان معرفی می کند.
ادامه سوره به سنّت عام هدایت الهی اشاره داشته و سرانجام آنان را که به انذار الهی توجّه نمی کنند،آتش دوزخ و فرجام اهل تقوا را آزادی از آن بیان می کند.البتّه متّقیانی که اهل زکات هستند و انگیزه ای جز رضای الهی ندارند،که خداوند نیز اسباب خشنودی آنان را فراهم می سازد.
________________________
سیمای سوره ضحی
این سوره یازده آیه دارد و در مکّه نازل شده است.
نام سوره،برگرفته از آیه اول است که با سوگند به هنگام بالا آمدن روز آغاز می شود.
از آنجا که مخالفان،به خاطر قطع نزول وحی به مدّت پانزده روز،به آن حضرت نیش زبان می زدند،لذا این سوره در مقام دلداری به پیامبر است و حمایت های خداوند از آن حضرت را،از هنگام یتیمی تا رسیدن به رسالت بیان می دارد.
و آنگاه از پیامبر می خواهد تا او نیز با یتیمان و محرومان برخوردی خدایی داشته و با زبان و عمل،نعمت های الهی را آشکار ساخته و سپاس گزار آنها باشد.
_______________________
مربّی نباید کسی را که تحت تربیت اوست رها کند
أَ لَمْ یَجِدْکَ یَتِیماً فَآوی«6» وَ وَجَدَکَ ضَالاًّ فَهَدی«7» وَ وَجَدَکَ عائِلاً فَأَغْنی«8» فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلا تَقْهَرْ«9» وَ أَمَّا السّائِلَ فَلا تَنْهَرْ«10» وَ أَمّا بِنِعْمَهِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ«11»
(6)آیا تو را یتیم نیافت،پس پناه داد و سامانت بخشید.(7)و تو را سرگشته یافت،پس هدایت کرد.(8)و تو را تهی دست یافت و بی نیاز کرد.
(9)(حال که چنین است)پس بر یتیم قهر و تندی مکن.(10)و سائل را از خود مران.(11)و نعمت پروردگارت را(برای سپاس)بازگو کن.
وَ الضُّحی«1» وَ اللَّیْلِ إِذا سَجی«2» ما وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَ ما قَلی«3» وَ لَلْآخِرَهُ خَیْرٌ لَکَ مِنَ الْأُولی«4» وَ لَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضی«5»
(1)به روشنایی آغاز روز سوگند.(2)به شب سوگند آنگاه که آرامش بخشد.(3) پرودگارت تو را وانگذاشته و خشم نگرفته است.(4)همانا آخرت برای تو بهتر از دنیا است.(5)و به زودی پروردگارت(چیزی)به تو عطا کند که خشنود شوی.
نکته ها:
* «ضحی»به معنای اوایل روز و هنگام چاشت است.«سجی»هم به معنای پوشاندن و هم به معنای سکون و آرامش است.
* «وَدَّعَکَ» از«تودیع»به معنای واگذاشتن و رها کردن است و «قَلی» به معنای شدّت عداوت و بغض و خشم و قهر است.
* برای چند روزی وحی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله قطع شد.مخالفان سرزنش کردند که خدا تو را رها کرده است.این آیات نازل شد و حضرت را دلداری داد.شاید دلیل قطع وحی آن بود که خداوند به مردم بفهماند هر چه هست از اوست و پیامبر در الفاظ وحی و زمان نزول آن و مقدار آن،از خود اختیاری ندارد.
* نشانه آنکه خدا پیامبرش را رها نکرده،این است که در این سوره کوچک،سیزده بار شخص پیامبر مورد خطاب قرار گرفته است.
پیام ها:
1- روشنی روز و تاریکی و آرامش شب دو نعمت بزرگ الهی است که مورد سوگند خداوند قرار گرفته است. «وَ الضُّحی وَ اللَّیْلِ إِذا سَجی»
2- با قاطعیّت،زبان بدگویان را قطع و دل پاکان را بدست آورید. «وَ الضُّحی وَ اللَّیْلِ إِذا سَجی ما وَدَّعَکَ رَبُّکَ»
3- به قضاوت ها و پیش داوری ها و تحلیل های نادرست،صریحاً جواب بدهید.
«ما وَدَّعَکَ رَبُّکَ»
4- مربّی نباید کسی را که تحت تربیت اوست رها کند. «ما وَدَّعَکَ رَبُّکَ»
5-قطع موقت لطف را نشانه غفلت و قهر الهی ندانید. «ما وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَ ما قَلی»
___________________________
رهبر باید درد آشنا باشد تا درد دیگران را لمس کند
أَ لَمْ یَجِدْکَ یَتِیماً فَآوی«6» وَ وَجَدَکَ ضَالاًّ فَهَدی«7» وَ وَجَدَکَ عائِلاً فَأَغْنی«8» فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلا تَقْهَرْ«9» وَ أَمَّا السّائِلَ فَلا تَنْهَرْ«10» وَ أَمّا بِنِعْمَهِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ«11»
(6)آیا تو را یتیم نیافت،پس پناه داد و سامانت بخشید.(7)و تو را سرگشته یافت،پس هدایت کرد.(8)و تو را تهی دست یافت و بی نیاز کرد.
(9)(حال که چنین است)پس بر یتیم قهر و تندی مکن.(10)و سائل را از خود مران.(11)و نعمت پروردگارت را(برای سپاس)بازگو کن.
پیام ها:
1- خداوند پیامبرش را از هرگونه قهر و غضب در دنیا و آخرت بیمه کرده است.
وَ لَلْآخِرَهُ خَیْرٌ لَکَ …
2- نعمت های آخرت،زوال و رنج و نقص نعمت های دنیوی را ندارد. «وَ لَلْآخِرَهُ خَیْرٌ لَکَ مِنَ الْأُولی»
3- در برابر قطع موقت وحی،خداوند وعده چشمگیر به پیامبرش می دهد.
«وَ لَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ»
4- مالکیّت تمام دنیا هم مردان خدا را راضی نمی کند،پس تحقیق وعده خداوند، در جهان دیگری است. «لَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضی»
5-جلب رضای پیامبر،مورد توجه خداست. «فَتَرْضی»
6- رهبر باید درد آشنا باشد تا درد دیگران را لمس کند. «أَ لَمْ یَجِدْکَ یَتِیماً ، عائِلاً»
7- یتیمی،مانع رسیدن به کمال نیست. «أَ لَمْ یَجِدْکَ»
8-منت گذاری انسان بر انسان زشت است،ولی منت خدا بر انسان یک ارزش است. أَ لَمْ یَجِدْکَ یَتِیماً فَآوی …
9- یاد نعمتهای الهی،روحیه تشکر از خدا و خدمت به دیگران را در انسان زنده می کند. أَ لَمْ یَجِدْکَ یَتِیماً فَآوی … فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلا تَقْهَرْ
10- در هنگام قدرت،از زمان ضعف خود یاد کنید. «أَ لَمْ یَجِدْکَ یَتِیماً»
11- الطاف الهی با واسطه است.«آوی»(مَأوی دادن و غنی کردن خداوند از طریق حضرت ابوطالب و حضرت خدیجه بود).
12- پناه دادن به یتیم و غنی کردن فقیر،کاری الهی است. «فَآوی – فَأَغْنی»
13- اگر گذشته تلخ خود را یاد کنید،محرومان را منع و طرد نمی کنید. «فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلا تَقْهَرْ»
14- رسیدگی به یتیم،به دلیل شرایط سنی و روحی او در اولویّت است. «فَلا تَقْهَرْ – فَلا تَنْهَرْ»
15- نعمتها را از خدا بدانید و به آن مغرور نشوید. «بِنِعْمَهِ رَبِّکَ»
16- بازگو کردن نعمت یک نوع شکرگزاری است. «فَحَدِّثْ»
17- لطف گذشته خداوند،عامل امید به آینده است.(خدایی که در گذشته،یتیمی و فقیری و تحیر تو را برطرف کرد،آینده و آخرت تو را بهتر قرار می دهد.) وَ لَلْآخِرَهُ خَیْرٌ لَکَ … أَ لَمْ یَجِدْکَ …
18- خدا زیاد می بخشد ولی کم می خواهد،فقیر را غنی می کند ولی از ما نمی خواهد فقیر را غنی کنیم،فقط می فرماید:فقیر را طرد نکنید. «وَ أَمَّا السّائِلَ فَلا تَنْهَرْ» یتیم را مأوی می دهد ولی از ما در این حد می خواهد که بر یتیم سلطه نیفکنیم. «فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلا تَقْهَرْ»
19- خداوند،سؤال نکرده عطا می کند،پس ما لااقل بعد از سؤال و درخواست،به دیگران کمک کنیم. وَ وَجَدَکَ عائِلاً فَأَغْنی … وَ أَمَّا السّائِلَ فَلا تَنْهَرْ
20- نعمت ها را محصولِ علم و تخصص و زرنگی خود ندانید،بلکه لطف او بدانید بِنِعْمَهِ رَبِّکَ …
21- یاد نعمت ها انسان را از یأس و خودباختگی نجات داده و مقاومت او را دربرابر حوادث زیاد می کند. «بِنِعْمَهِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ»
22- مهمتر از غذا و لباس برای یتیمان،محبت است. «فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلا تَقْهَرْ»
23- اگر بیماری و فقر و سختی برای انسان رخ دهد،یاد سایر نعمت ها برای او مرهمی است. «وَ أَمّا بِنِعْمَهِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ»
24- نعمت های الهی باید در مسیر رشد و تربیت انسان باشد نه غفلت او. «بِنِعْمَهِ رَبِّکَ»
__________________________
سیمای سوره تین
این سوره هشت آیه دارد و در مکّه نازل شده است.
نام سوره برگرفته از آیه اول است و به معنای انجیر می باشد.
محور سوره،کیفر و پاداش انسانها در قیامت است،امّا مطلب را از راه آفرینش انسان ها در بهترین صورت و دو گروه شدن آنان بر مبنای ماندن بر فطرت پاک الهی و یا خروج از آن و سقوط به پایین ترین درجات انسانیّت،بیان می کند که این اختلاف در انتخاب،موجب اختلاف در کیفر و پاداش الهی می شود.و طبیعتاً حکمت اقتضا می کند که دو گروه یکسان دیده نشوند.
وَ التِّینِ وَ الزَّیْتُونِ«1» وَ طُورِ سِینِینَ«2» وَ هذَا الْبَلَدِ الْأَمِینِ«3» لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ«4» ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِینَ«5» إِلاَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنُونٍ«6» فَما یُکَذِّبُکَ بَعْدُ بِالدِّینِ«7» أَ لَیْسَ اللّهُ بِأَحْکَمِ الْحاکِمِینَ«8»
به انجیر و زیتون سوگند.و به طور سینا سوگند.و به این شهر(مکّه)امن سوگند.
همانا ما انسان را در بهترین قوام و نظام آفریدیم.سپس او را به پایین ترین مرحله بازگرداندیم.مگر کسانی که ایمان آوردند و کارهای نیک انجام دادند که برای آنان پاداشی قطع ناشدنی و همیشگی است.پس بعد از این،چه چیز سبب می شود قیامت را تکذیب کنی؟ آیا خدا بهترین حکم کنندگان نیست؟
پیام ها:
1- نعمت های دنیوی حتی خوردنی ها،قداست دارد و مورد سوگند الهی واقع شده اند. «وَ التِّینِ وَ الزَّیْتُونِ»
2- سلامتی که از طریق غذا به دست می آید و امنیّت،مهم ترین نیازهای مادّی انسان است. اَلتِّینِ وَ الزَّیْتُونِ … اَلْبَلَدِ الْأَمِینِ
3- قداست وحی،به زمین ها نیز سرایت می کند. «طُورِ سِینِینَ»
4- امنیّت شهر مکّه،دعای حضرت ابراهیم است که گفت: «رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً»و این دعا مورد استجابت واقع شد. «هذَا الْبَلَدِ الْأَمِینِ»
5-انسان در آفرینش بر همه موجودات برتری دارد. «خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ»
6- خداوند بر آغاز و فرجام انسان حاکم است. خَلَقْنَا … رَدَدْناهُ
7- انسان در اصل خلقت پستی ندارد و سقوط او در طیّ مراحل زندگی واقع می شود. «خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِینَ»
8-انسان که برترین مخلوق است،سقوطش نیز از همه موجودات پست تر است. أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ … أَسْفَلَ سافِلِینَ (چنانکه در آیات دیگر نیز می فرماید:
«أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ»)
9- دوری از ایمان و عمل صالح سبب سقوط است و ایمان،عامل دوری از هر گونه پستی و نزول است. «رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِینَ إِلاَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ»
10- با آنکه خداوند خالق انسان است و هرگونه بخواهد حق دارد با مخلوقش رفتار کند،امّا او بر اساس عدل،حکم می کند و بهترین داوران است. «بِأَحْکَمِ الْحاکِمِینَ»
_________________
سیمای سوره عَلق
این سوره نوزده آیه دارد و در مکّه نازل شده است.
نام سوره برگرفته از آیه دوم است که اشاره به خلقت انسان از علق(خون بسته)دارد.
این سوره،اولین سوره ای است که بر پیامبر نازل شده و سیاق آیاتش چنان به هم ارتباط دارد که می توان گفت تمام سوره یکباره نازل شده است.
این سوره نظیر سوره های سجده،فصلت،نجم دارای سجده واجب است که به عقیده شیعه در نماز نباید خوانده شود و خواندن آنها در حال حیض یا جنابت ممنوع است.
_________________
خداوند هم جسم انسان را رشد می دهد و هم روح او را
اِقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ«1» خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ«2» اِقْرَأْ وَ رَبُّکَ الْأَکْرَمُ«3» اَلَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ«4» عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَمْ«5»
بخوان به نام پروردگارت که(هستی را)آفرید.(او که)انسان را از خون بسته آفرید.بخوان که پروردگار تو از همه گرامی تر است.او که با قلم آموخت.آنچه را انسان نمی دانست به او آموخت.
پیام ها:
1- قرائت قرآن باید با نام خداوند آغاز شود. «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ»
2- اولین فرمان اسلام،فرمان فرهنگی است. «اقْرَأْ»
3- خواندن باید جهت الهی داشته باشد. «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ»
4- خواندن قرآن وسیله رشد است. «اقْرَأْ وَ رَبُّکَ»
5-پرورش الهی هم مادّی است، «رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ – خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ» هم معنوی. «رَبُّکَ الْأَکْرَمُ – اَلَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ»
6- پروردگار،همان آفریننده است.(بنابراین سخن مشرکان که خالق بودن خدا را پذیرفته بودند ولی بت ها را ربّ می دانستند باطل است.) «رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ»
7- بیان آفرینش انسان از خون بسته شده،هم یک پیشگوئی علمی است و هم راهی برای تربیت انسان که بداند مبدء او از چیست و گرفتار غرور نشود.
«خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ»
8-آفرینش همه هستی در یکسو «الَّذِی خَلَقَ» و آفرینش انسان در یک سوی دیگر. «خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ»
9- معلم اصلی انسان خداست. «عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَمْ»
10- قلم،بهترین وسیله انتقال دانش است. «عَلَّمَ بِالْقَلَمِ»
11- وحی الهی سرچشمه علوم بشری است. «عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَمْ»
12- خالقیّت،ربوبیّت،کریم بودن و معلم بودن خداوند،مستلزم قرائت کتاب اوست. اِقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ … خَلَقَ … اَلْأَکْرَمُ … عَلَّمَ …
13- خداوند کارهای خود را از طریق اسباب انجام می دهد. «عَلَّمَ بِالْقَلَمِ»
14- رهائی از جهل با استفاده از قلم،جلوه ای از کرم و ربوبیّت اوست و نویسندگی هنر مطلوب و مورد ترغیب اسلام است. «عَلَّمَ بِالْقَلَمِ»
15- خداوند هم جسم انسان را رشد می دهد و هم روح او را.(کلمه «رَبِّکَ» میان دو کلمه «خَلَقَ» و «اقْرَأْ» آمده است.) «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ»
______________________
بازداشتن از نماز،روشن ترین نوع منکرات است
کَلاّ إِنَّ الْإِنْسانَ لَیَطْغی«6» أَنْ رَآهُ اسْتَغْنی«7» إِنَّ إِلی رَبِّکَ الرُّجْعی«8» أَ رَأَیْتَ الَّذِی یَنْهی«9» عَبْداً إِذا صَلّی«10» أَ رَأَیْتَ إِنْ کانَ عَلَی الْهُدی«11» أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوی«12» أَ رَأَیْتَ إِنْ کَذَّبَ وَ تَوَلّی«13» أَ لَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللّهَ یَری«14»
نه چنین است(که می پندارند).بی گمان آدمی طغیان می کند.چون خود را بی نیاز می بیند.همانا بازگشت همه به سوی پروردگار توست.آیا دیدی آن که منع می کند.بنده ای را که نماز می خواند.آیا اندیشیده ای که اگر(آن بنده)بر طریق هدایت باشد یا به تقوا سفارش کند.(سزای نهی کننده او جز آتش نیست)آیا اندیشیده ای که اگر تکذیب کند و روی برتابد(فقط خود را هلاک ساخته است؟)آیا او نمی داند که خداوند می بیند.
پیام ها
1- انسان ناسپاس است.ما او را آفریدیم و هر چه نمی دانست به او آموختیم.امّا او در برابر پروردگارش طغیان می کند. «کَلاّ إِنَّ الْإِنْسانَ لَیَطْغی»
2- انسان به خاطر آنکه به غلط خود را بی نیاز می پندارد دست به طغیان می زند.
«لَیَطْغی أَنْ رَآهُ اسْتَغْنی»
3- بازداشتن از نماز،روشن ترین نوع منکرات است. «یَنْهی عَبْداً إِذا صَلّی»
4- حتی اگر احتمال حقانیّت دهند نباید اینگونه با پیامبر برخورد کنند. «إِنْ کانَ عَلَی الْهُدی»
5-انسان کم ظرفیّت است و پندار بی نیازی او را مست می کند. «لَیَطْغی أَنْ رَآهُ اسْتَغْنی»
6- علم به تنهایی کافی نیست.با اینکه به انسان علم دادیم امّا طغیان می کند. «عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَمْ – إِنَّ الْإِنْسانَ لَیَطْغی»
7- غنی بودن کمال است،ولی خود را غنی دیدن زمینه لغزشهاست. «رَآهُ اسْتَغْنی»
8-ایمان به معاد مانع طغیان است. «إِنَّ إِلی رَبِّکَ الرُّجْعی»
9- هر چه داریم می گذاریم و می رویم خود را بی نیاز نپنداریم. «إِنَّ إِلی رَبِّکَ الرُّجْعی»
10- انسان و هستی هدفدار و به سوی خداست. «إِنَّ إِلی رَبِّکَ الرُّجْعی»
11- طاغوتیان مخالف نمازند. «لَیَطْغی – یَنْهی عَبْداً إِذا صَلّی» (رفتار ناروا زمانی مورد سرزنش قرار می گیرد که دوام داشته باشد.)
12- نشانه بندگی خدا نماز است. «عَبْداً إِذا صَلّی»
13- طاغوت ها از بندگی خدا ناراحتند.(نه از افراد بی تفاوت و یا بنده هوسهای خود یا دیگران) «یَنْهی عَبْداً إِذا صَلّی»
14- نام و نشان مهم نیست،عملکردها مهم است.(نام نهی کننده و نمازگزار نیامده است.) «یَنْهی – صَلّی»
15- سزاوار است کسی که امر به تقوا می کند خودش از راه یافتگان باشد. «کانَ عَلَی الْهُدی أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوی»
16- ریشه طغیان دو چیز است:یکی آنکه خود را بی نیاز می بیند. «رَآهُ اسْتَغْنی» دیگر آنکه خدا را نمی بیند و گمان می کند خدا هم او را نمی بیند. «أَ لَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللّهَ یَری»
____________________
سیمای سوره قدر
سوره قدر در مکّه نازل شده و همانند دیگر سوره های مکّی،آیاتش کوتاه و موزون است.
این سوره با اشاره به نزول قرآن در شب قدر آغاز و با بیان اهمیّت شب قدر نزد خداوند و برتری آن بر هزار ماه ادامه می یابد و با سلام و درود الهی در آن شب پایان می پذیرد.
روایات متعدّدی در فضیلت تلاوت این سوره بعد از سوره حمد در نماز وارد شده است و به کسی که آن را در نماز واجب بخواند خطاب می شود:«غفر الله لک ما مضی فاستأنف العمل»خداوند گذشته تو را بخشید،از نو آغاز کن.
امام رضا علیه السلام فرمود:کسی که در زیارت قبور مؤمنین،سوره قدر را هفت مرتبه بخواند،خداوند آن مردگان و کسی که این سوره را تلاوت کرده است، می آمرزد.
___________________________
تَنَزَّلُ الْمَلائِکَهُ وَ الرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ«4»
در آن شب،فرشتگان و روح به اذن پروردگارشان برای انجام هر کاری فرود آیند.
پیام ها:
1- فرشتگان بدون اذن خداوند کاری انجام نمی دهند. تَنَزَّلُ الْمَلائِکَهُ … بِإِذْنِ رَبِّهِمْ
2- تقدیر امور در شب قدر،با نزول و حضور فرشتگان صورت می گیرد. تَنَزَّلُ الْمَلائِکَهُ … مِنْ کُلِّ أَمْرٍ
3- تقدیر امور در شب قدر،گوشه ای از ربوبیّت الهی است. «بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ»
_______________________
سیمای سوره عادیات
در جهاد با دشمن،سرعت عمل یک ارزش است
کفر و ناسپاسی شدید انسان تنها در برابر پروردگارش است
وَ الْعادِیاتِ ضَبْحاً«1» فَالْمُورِیاتِ قَدْحاً«2» فَالْمُغِیراتِ صُبْحاً«3» فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً«4» فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً«5» إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ«6» وَ إِنَّهُ عَلی ذلِکَ لَشَهِیدٌ«7» وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَیْرِ لَشَدِیدٌ«8» أَ فَلا یَعْلَمُ إِذا بُعْثِرَ ما فِی الْقُبُورِ«9» وَ حُصِّلَ ما فِی الصُّدُورِ«10» إِنَّ رَبَّهُمْ بِهِمْ یَوْمَئِذٍ لَخَبِیرٌ«11»
پیام ها:
1- جهاد و دفاع به قدری ارزش دارد که خداوند به نفس اسب های زیر پای جهادگران سوگند یاد می کند. «وَ الْعادِیاتِ ضَبْحاً»
2- مسلمانان باید اسب سوار و چابک باشند.(در سوگند به نفس اسب،نوعی تشویق به اسب سواری هدفدار است.) «وَ الْعادِیاتِ ضَبْحاً»
3- اسبان در راه خدا می دوند،ولی انسان در برابر خدا سرسختی می کند.
وَ الْعادِیاتِ … إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ
4- در جهاد با دشمن،سرعت عمل یک ارزش است. «وَ الْعادِیاتِ ضَبْحاً»
5-هنگام غفلت دشمن برای حمله استفاده کنید. «فَالْمُغِیراتِ صُبْحاً»
6- دشمن را چنان غافلگیر کنید که ناگاه در وسط آنان باشید تا فرصت مقابله با شما را نداشته باشند. «فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً»
7- ناسپاسی و مال دوستی انسان را در برابر جبهه حق قرار می دهد. وَ الْعادِیاتِ …
إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ … لِحُبِّ الْخَیْرِ لَشَدِیدٌ
8-شهدای جبهه ها و امدادهای الهی را فراموش نکنید. «إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ»
9- پیروزی و امنیّت انسان را مغرور می کند،هشدار لازم است. «لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ»
10- وجدان انسان آگاه است؛حتی در مواردی که عذر و بهانه می آورد خود می داند که چه کاره است. «وَ إِنَّهُ عَلی ذلِکَ لَشَهِیدٌ»
11- در فرهنگ اسلامی،ثروت و مال خیر است. «إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَیْرِ لَشَدِیدٌ»
12- علاقه به مال،امری فطری است،آنچه مذموم است علاقه افراطی است که انسان از یک سو دست به هر نوع درآمدی می زند و از سوی دیگر حقوق واجب الهی را نمی پردازد. «لَشَدِیدٌ»
13- معاد جسمانی است زیرا سخن از قبر است. «بُعْثِرَ ما فِی الْقُبُورِ» (در آیه ای دیگر می فرماید: «یَبْعَثُ مَنْ فِی الْقُبُورِ»[11])
14- یاد قیامت،عامل هشدار به ناسپاسان و مال پرستان است. «أَ فَلا یَعْلَمُ إِذا بُعْثِرَ ما فِی الْقُبُورِ»
15- روز قیامت اسرار درونی کشف وحسابرسی خواهد شد. «حُصِّلَ ما فِی الصُّدُورِ»
16- خداوند بر افکار و اعمال ما آگاهی کامل دارد.(«خبیر»به معنای آگاهی از ظاهر و باطن است) إِنَّ رَبَّهُمْ بِهِمْ … لَخَبِیرٌ
17- خداوند در دنیا نیز به امور مردم آگاه است،امّا در قیامت،این خبیر بودن برای همه ظاهر می شود. «یَوْمَئِذٍ»
18- چون خداوند خبیر است،حسابرسی او نیز دقیق است. «یَوْمَئِذٍ لَخَبِیرٌ»
19- انسان در برابر دیگران این همه سرکشی ندارد،کفر و ناسپاسی شدید انسان تنها در برابر پروردگارش است. «لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ»
_________________________
فزون طلبی و فخرفروشی انسان را به کارهای بیهوده و عبث می کشاند
سیمای سوره تکاثر
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
أَلْهاکُمُ التَّکاثُرُ«1» حَتّی زُرْتُمُ الْمَقابِرَ«2» کَلاّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ«3» ثُمَّ کَلاّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ«4» کَلاّ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقِینِ«5» لَتَرَوُنَّ الْجَحِیمَ«6» ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَیْنَ الْیَقِینِ«7» ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ«8»
(1)فزون طلبی(و تفاخر)شما را سرگرم کرد.(2)تا آنجا که به زیارت مقبره ها رفتید.(3)چنین نیست(که می پندارید)به زودی خواهید فهمید.
(4)باز چنین نیست(که می پندارید)،در آینده خواهید دانست.(5)چنین نیست(که می پندارید)،اگر شما(به آخرت)علم یقینی داشتید.(6)قطعاً دوزخ را می دیدید.(7)سپس آن را با عین الیقین می دیدید.(8)سپس در آن روز از نعمت ها سؤال خواهید شد.
پیام ها:
1- فزون طلبی و فخرفروشی انسان را به کارهای بیهوده و عبث می کشاند. «أَلْهاکُمُ التَّکاثُرُ»
2- فزون طلبی،عامل غفلت از حساب قیامت است. «أَلْهاکُمُ التَّکاثُرُ – لَتُسْئَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ»
3- دامنه فزون طلبی تا شمارش مردگان پیش می رود. «حَتّی زُرْتُمُ الْمَقابِرَ»
4- بی خبری از احوال قیامت،انسان را به انحراف می کشاند. أَلْهاکُمُ التَّکاثُرُ … کَلاّ لَوْ تَعْلَمُونَ
5-در برابر افکار و رفتار انحرافی باید هشدار را تکرار کرد. «کَلاّ – ثُمَّ کَلاّ – کَلاّ»
6- از طریق ایمان و یقین انسان می تواند آینده را ببیند. «لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقِینِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِیمَ»
7- در فرهنگ جاهلی،کمیّت و جمعیّت،تا آنجا ارزش دارد که حتی مردگان را در شمارش به حساب می آورند. «حَتّی زُرْتُمُ الْمَقابِرَ»
8-تکاثر و تفاخر،کیفر سختی دارد. أَلْهاکُمُ التَّکاثُرُ … لَتَرَوُنَّ الْجَحِیمَ
9- عاقبت اندیشی مانع فخر فروشی است. کَلاّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ …
10- باید برای رسیدن به یقین و شناخت حقایق تلاش کرد تا از خطرات قیامت درامان بود. «لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقِینِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِیمَ»
11- کسانی که به دنیا سرگرم هستند،هرگز به درجه یقین نمی رسند. «لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقِینِ» (کلمه لو در موارد نشدنی بکار می رود.)
12- ایمان و یقین،درجاتی دارد. عِلْمَ الْیَقِینِ … عَیْنَ الْیَقِینِ
13- حساب قیامت بر اساس امکاناتی است که خداوند به هرکس داده است و لذا هر کس متفاوت از دیگری است. «لَتُسْئَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ»
________________________
عیب جویی و طعنه به هر نحو و شکل ممنوع و حرام است
سیمای سوره همزه
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَهٍ لُمَزَهٍ«1» اَلَّذِی جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ«2» یَحْسَبُ أَنَّ مالَهُ أَخْلَدَهُ«3» کَلاّ لَیُنْبَذَنَّ فِی الْحُطَمَهِ«4» وَ ما أَدْراکَ مَا الْحُطَمَهُ«5» نارُ اللّهِ الْمُوقَدَهُ«6» اَلَّتِی تَطَّلِعُ عَلَی الْأَفْئِدَهِ«7» إِنَّها عَلَیْهِمْ مُؤْصَدَهٌ«8» فِی عَمَدٍ مُمَدَّدَهٍ«9»
(1)وای بر هر عیب جوی طعنه زن.(2)آنکه مالی جمع کرد و شماره اش کرد.(3)او خیال می کند که اموالش او را جاودان ساخته است.(4)چنین نیست(که می پندارد)قطعاً او در(آتش)شکننده ای افکنده شود.(5)و تو چه دانی که(آتش)خورد کننده چیست؟(6)آتش افروخته الهی،(7)که بر دلها راه یابد.(8)آن آتش بر آنان فرو بسته شده(و راه گریزی از آن نیست.)(9)در ستونهایی بلند و کشیده.
* عیب جویی و طعنه به هر نحو و شکل ممنوع و حرام است.غیابی یا حضوری،با زبان یا اشاره،شوخی یا جدی،کوچک یا بزرگ مربوط به کار و صنعت یا آفرینش طبیعت.
* برخی افراد از شمارش اموال خود،به رخ کشیدن آن و سرگرم شدن به آن لذت می بردند و گمان می کنند این ثروت همیشگی است و آنها را برای همیشه در دنیا نگه می دارد و دیگر بیماری و مرگ به سراغ آنها نمی آید.قرآن این دیدگاه را مذمّت کرده و می فرماید:این نگاه به دنیا،انسان را دوزخی می کند.وگرنه داشتن مال دنیا و بهره بردن از آن مذمّتی ندارد.
* چون آخر این سوره کیفر اهل نیش و زخم زبان را دوزخ سرپوشیده و در بسته دانسته و این نوع عذاب برای کافران است،پس به نظر می رسد که سوره مربوط به کسانی است که پیامبران الهی را مسخره می کنند.
پیام ها:
1- یکی از آفات و خطرات ثروت اندوزی،تحقیر دیگران است. هُمَزَهٍ لُمَزَهٍ … جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ
2- مسائل اخلاقی جزء دین است و انسان مؤمن،باید زبان و نگاه خود را کنترل کند. «وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَهٍ لُمَزَهٍ»
3- مراقب باشیم فریب دنیا را نخوریم و به مال دنیا مغرور نشویم. «یَحْسَبُ أَنَّ مالَهُ أَخْلَدَهُ»
4- آنان که به جای انفاق مال،در فکر جمع و احتکار اموال هستند،منتظر عذاب
خورد کننده قیامت باشند. جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ … لَیُنْبَذَنَّ فِی الْحُطَمَهِ
5-نیش زبان و طعنه زدن،از گناهان کبیره است،زیرا درباره آن وعده عذاب آمده است. وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَهٍ لُمَزَهٍ … لَیُنْبَذَنَّ فِی الْحُطَمَهِ
6- آتشی که خدا بیفروزد،نه فقط بر جسم،بلکه بر جان و دل مجرمان نفوذ می کند. «نارُ اللّهِ الْمُوقَدَهُ اَلَّتِی تَطَّلِعُ عَلَی الْأَفْئِدَهِ»
7- فکر بشر از درک حقایق دوزخ و بهشت عاجز است. «وَ ما أَدْراکَ مَا الْحُطَمَهُ»
8-ستون های بلند آتش،راه فرار را بر دوزخیان می بندد. «مُؤْصَدَهٌ فِی عَمَدٍ مُمَدَّدَهٍ»
____________________________
سیمای سوره فیل
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحابِ الْفِیلِ«1» أَ لَمْ یَجْعَلْ کَیْدَهُمْ فِی تَضْلِیلٍ«2» وَ أَرْسَلَ عَلَیْهِمْ طَیْراً أَبابِیلَ«3» تَرْمِیهِمْ بِحِجارَهٍ مِنْ سِجِّیلٍ«4» فَجَعَلَهُمْ کَعَصْفٍ مَأْکُولٍ«5»
آیا ندیدی که پرودگارت با یاران فیل(کسانی که سوار فیل شده و برای انهدام مکه آمده بودند)چه کرد؟ آیا نیرنگشان را بی اثر نساخت؟ خداوند بر سر آنان پرندگانی را فوج فوج فرستاد.که بر آنان سنگریزه هایی از گل سفت پرتاب کردند.پس آنان را مثل کاه خورد شده قرار داد.
یام ها:
1- برای هشدار به مجرمان،از نمونه های پیش رو و نزدیک استفاده کنید.
(شهرت اصحاب فیل به قدری بوده که گویا جلو چشم است و نیازی به دلیل ندارد.) «أَ لَمْ تَرَ»
2- تاریخ را فراموش نکنید. «أَ لَمْ تَرَ»
3- کعبه قبل از اسلام نیز مقدس بوده و شکستن حرمت مقدسات کیفر دارد.
«کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحابِ الْفِیلِ»
4- قهر الهی نسبت به مجرمان،جلوه ای از ربوبیّت الهی است. «فَعَلَ رَبُّکَ»
5-پرندگان مأموران خداوند هستند و شعور دارند. «أَرْسَلَ عَلَیْهِمْ طَیْراً أَبابِیلَ»
6- اطلاع از طرح و نقشه دشمن و نقش بر آب کردن آن،مهم است. «یَجْعَلْ کَیْدَهُمْ فِی تَضْلِیلٍ»
7- دشمن از بزرگ ترین تجهیزات جنگی(همچون فیل)برای هجوم استفاده می کند،امّا خداوند با استفاده از کوچک ترین حیوانات یعنی پرندگان آسمان، آنها را نابود می کند. بِأَصْحابِ الْفِیلِ … طَیْراً أَبابِیلَ
8-دشمنان خدا هر چند مجهز باشند ناتوانند. بِأَصْحابِ الْفِیلِ … کَعَصْفٍ مَأْکُولٍ
9- سخت ترین کیفر برای اهانت به مقدسات است.(اقوام دیگر که هلاک شدند هیچ کدام مثل کاه جویده نشدند،بلکه یا روی خاک افتادند یا در آب غرق شدند.) «فَجَعَلَهُمْ کَعَصْفٍ مَأْکُولٍ»
_______________________________
سیمای سوره قریش
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
لِإِیلافِ قُرَیْشٍ«1» إِیلافِهِمْ رِحْلَهَ الشِّتاءِ وَ الصَّیْفِ«2» فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَیْتِ«3» اَلَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ«4»
__________-
برقراری امنیّت و برطرف کردن عوامل ترس،کار خدایی است
لِإِیلافِ قُرَیْشٍ«1» إِیلافِهِمْ رِحْلَهَ الشِّتاءِ وَ الصَّیْفِ«2» فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَیْتِ«3» اَلَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ«4»
برای الفت دادن قریش(به این سرزمین،سپاه فیل را نابود کردیم تا مقدمه ای برای ظهور اسلام باشد).الفت آنان در سفرهای زمستانی و تابستانی.پس(به شکرانه این نعمت)باید پرورگار این خانه را پرستش کنند.همان که آنان را از گرسنگی(و قحطی نجات داد و)سیرشان کرد و از ترس(دشمن)امانشان داد.
پیام ها:
1- شکست دشمنان عامل همبستگی شماست. «فَجَعَلَهُمْ کَعَصْفٍ مَأْکُولٍ»
2- وحدت و الفت میان اقشار جامعه،از نعمتهای الهی است. «لِإِیلافِ قُرَیْشٍ»
3- تا مسائل اقتصادی و امنیّتی جامعه حل نشود،نمی توان آنان را به عبادت دعوت کرد. فَلْیَعْبُدُوا … اَلَّذِی أَطْعَمَهُمْ … وَ آمَنَهُمْ
4- یکی از فلسفه های عبادت،شکر مُنعم است. «فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَیْتِ»
5-خداوند امور مکّه و کعبه را تدبیر می کند. «رَبَّ هذَا الْبَیْتِ»
6- تأمین معیشت و امنیّت جامعه،باید در مسیر بندگی و عبادت خدا باشد.
فَلْیَعْبُدُوا … اَلَّذِی أَطْعَمَهُمْ … وَ آمَنَهُمْ
7- گرسنگی و نیاز به غذا،ویژگی بشر است و تأمین این نیاز،نشانه لطف و رحمت خداوند است. «أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ»
8-برقراری امنیّت و برطرف کردن عوامل ترس،کار خدایی است. «آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ»
9- سفر برای کسب درآمد،مورد پذیرش اسلام است. «رِحْلَهَ الشِّتاءِ وَ الصَّیْفِ»
_________________________
سیمای سوره کوثر
این سوره سه آیه دارد و در مکّه نازل شده و کوچک ترین سوره قرآن کریم است.
نام سوره برگرفته از آیه اول است و به معنای خیر کثیر و فراوان می باشد.
بر اساس روایات متعدّد از شیعه و سنّی،عاص بن وائل،پدر عمرو عاص که از بزرگان مشرکان مکّه بود،پس از آنکه پسران پیامبر از دنیا رفتند و آن حضرت دیگر پسری نداشت،از روی طعنه و زخم زبان،پیامبر را ابتر و بدون دنباله خواند.
خداوند برای تسلّی خاطر پیامبر و پاسخ به این سخن نابجا،سوره کوثر را نازل فرمود و ناکام بودن دشمنان و دوام و بقای نسل و فکر پیامبر را خبر داد.
در روایات،برای کسی که این سوره را در نمازهای واجب و مستحب بخواند،سیراب شدن از حوض کوثر در قیامت،وعده داده شده است
____________________
سیمای سوره کافرون
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
قُلْ یا أَیُّهَا الْکافِرُونَ«1» لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ«2» وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ«3» وَ لا أَنا عابِدٌ ما عَبَدْتُّمْ«4» وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ«5» لَکُمْ دِینُکُمْ وَ لِیَ دِینِ«6»
بگو:ای کافران! من نمی پرستم آنچه شما می پرستید.و نه شما می پرستید آنچه من می پرستم.و نه من می پرستم آنچه را شما پرستش کرده اید.و نه شما می پرستید آنچه را من می پرستم.(حال که چنین است)آیین شما برای خودتان و آیین من برای خودم.











