شفقنا-سوره هاي جزء بيست و نهم
الملک از آيه 1 تا 30 (کامل) * القلم از آيه 1 تا 52 (کامل) * الحاقه از آيه 1 تا 52 (کامل) * المعارج از آيه 1 تا 44 (کامل) * نوح از آيه 1 تا 28 (کامل) * الجن از آيه 1 تا 28 (کامل) * المزمل از آيه 1 تا 20 (کامل) * المدثر از آيه 1 تا 56 (کامل) * القيامة از آيه 1 تا 40 (کامل) * الانسان از آيه 1 تا 31 (کامل) * المرسلات از آيه 1 تا 50 (کامل) hsj
سیمای سوره ملک
سوره ملک،آغازین سوره جزء بیست و نهم قرآن کریم است.این سوره از سوره های مکّی و دارای سی آیه می باشد.نام دیگر این سوره،«تبارک»است.
«مُلک»و«تبارک»،هر دو برگرفته از آیه اول است و به ترتیب به معنای «فرمانروایی»و«پر برکت»می باشند.
محتوای این سوره به طور کلی شامل سه محور زیر است:
1.مباحثی در مورد مبدأ هستی،صفات خداوند،نظام شگفت انگیز خلقت، آفرینش هستی و انسان و ابزارهای انسان برای شناخت.
2.بحث هایی درباره معاد،عذاب دوزخ و گفتگوی جهنمیان در قیامت.
3.تهدید کافران و ظالمان به عذاب های دنیوی و اخروی.
در فضیلت این سوره آمده است:قرائت این سوره موجب نجات از عذاب قبر است.
________________________________
ملاک عمل،کیفیّت است نه کمیّت
تَبارَکَ الَّذِی بِیَدِهِ الْمُلْکُ وَ هُوَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ«1» اَلَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیاهَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْغَفُورُ«2»
مایه خیر و برکت و بلند مرتبه است آن(خدایی)که فرمانروایی به دست اوست و او بر هر چیزی تواناست.او که مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید که کدامیک از شما کار بهتری انجام می دهید و اوست عزّتمند و آمرزنده.
پیام ها:
1- گرچه قرآن درباره خودش و پیامبری که بر وی نازل شده،کلمه «تَبارَکَ» را به کار برده است،ولی سرچشمه تمام برکات،خداوند و قدرت اوست. «تَبارَکَ الَّذِی بِیَدِهِ الْمُلْکُ وَ هُوَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ»
2- تمام قدرت ها و حکومت ها از بین رفتنی هستند،تنها حکومت خداوند ابدی است. «بِیَدِهِ الْمُلْکُ وَ هُوَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ»
3- حکومت های دنیا،جزیی،موقّت و محدود است و لذا برکت گسترده ای ندارد. «تَبارَکَ الَّذِی بِیَدِهِ الْمُلْکُ»
4- تقدیر مرگ و حیات،جلوه ای از حاکمیّت مطلق خداوند است. بِیَدِهِ الْمُلْکُ …
خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیاهَ
5-حاکمان دنیایی،در همه امور قدرت ندارند،ولی خداوند حاکم و بر همه چیز قادر است. «بِیَدِهِ الْمُلْکُ وَ هُوَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ»
6- مرگ به معنای فنا و نابودی نیست،بلکه امری وجودی است که آفریده شده و آن انتقال از این دنیا به دنیای دیگر است. «خَلَقَ الْمَوْتَ»
7- آفرینش مرگ،آزمایشی برای ظهور صبر،و آفرینش حیات،آزمایشی برای ظهور شکر است. «خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیاهَ لِیَبْلُوَکُمْ»
8-آفریده ها همه هدفمندند و هیچ چیز،عبث آفریده نشده است و خداوند انسان را برای تکامل انتخابی آفریده است. «لِیَبْلُوَکُمْ»
9- جوهره انسان در لابلای گرفتاری ها و تلخ و شیرینی ها روشن می شود. «خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیاهَ لِیَبْلُوَکُمْ»
10- آزمایش الهی برای مشخص شدن علم خداوند نیست،زیرا او همه چیز را از قبل می داند؛بلکه برای آن است که عملی از ما صادر شود. «لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً» (مثل استادی که معلومات شاگردش را می داند،ولی او را امتحان می کند تا استحقاق نمره شاگرد جلوه کند.)
11- ملاک عمل،کیفیّت است نه کمیّت. «أَحْسَنُ عَمَلاً» (نه«اکثر عملا»)
12- آزمایش الهی همیشگی وبرای همه است. «لِیَبْلُوَکُمْ» (نشان استمرار است)
13- به خوب بودن کار،قانع نباشیم،باید بهترین کار انجام شود. «أَحْسَنُ عَمَلاً»
14- تنها حکومت و قدرت خدا شکست ناپذیر است. بِیَدِهِ الْمُلْکُ … قَدِیرٌ … هُوَ الْعَزِیزُ
15- عزّت و قدرت خداوند همراه با رأفت و رحمت است. «الْعَزِیزُ الْغَفُورُ»
16- از شکست در آزمایش های الهی مأیوس نشوید،که او بخشنده است. «الْغَفُورُ»
____________________________
فرد مغرور را باید به ضعف ها و ناتوانی هایش متوجّه نمود
أَمَّنْ هذَا الَّذِی هُوَ جُنْدٌ لَکُمْ یَنْصُرُکُمْ مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ إِنِ الْکافِرُونَ إِلاّ فِی غُرُورٍ«20» أَمَّنْ هذَا الَّذِی یَرْزُقُکُمْ إِنْ أَمْسَکَ رِزْقَهُ بَلْ لَجُّوا فِی عُتُوٍّ وَ نُفُورٍ«21»
آیا کیست این کسی که سپاه شماست و شما را در برابر(قهر)خداوند رحمن یاری می دهد؟ کافران جز در فریب نیستند.آیا کیست آن که اگر خداوند رزقش را قطع کند به شما روزی دهد؟ بلکه آنان در سرکشی و فرار(از حقیقت)لجاجت می کنند.
_______________________________
سوره قلم
پاداش ابدی برای کسی است که خُلق او عظیم باشد
ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ«1» ما أَنْتَ بِنِعْمَهِ رَبِّکَ بِمَجْنُونٍ«2» وَ إِنَّ لَکَ لَأَجْراً غَیْرَ مَمْنُونٍ«3» وَ إِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ«4»
نون.به قلم و به آنچه می نویسند سوگند.که تو به خاطر(لطف و)نعمت پروردگار دیوانه نیستی.و همانا برای تو پاداش بی پایان است.و حقّاً که تو بر اخلاق بزرگی استواری.
پیام ها:
1- سوگند به قلم به جای سوگند به بیان،تشویق سوادآموزی و مقام دانش پژوهی است.(مبارزه با بیسوادی و ترغیب به نوشتن و خواندن از برنامه های اولویّت دار اسلام است.)(والقلم و ما یسطرون)
2- عصمت و مصونیّت پیامبر در سایه لطف الهی است. «ما أَنْتَ بِنِعْمَهِ رَبِّکَ بِمَجْنُونٍ»
3- آنچه در برابر فشار تهمت،انسان را پایدار می کند توجه به لطف و پاداش الهی است. «إِنَّ لَکَ لَأَجْراً غَیْرَ مَمْنُونٍ»
4- اگر از پاداش مردم چشم پوشی کنیم،به پاداش های پایدار الهی می رسیم.
«لَأَجْراً غَیْرَ مَمْنُونٍ»
5-پاداش ابدی برای کسی است که خُلق او عظیم باشد. لَأَجْراً غَیْرَ مَمْنُونٍ … .لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ
6- تسلّط بر اخلاق عظیم،مقارن تسلط بر راه مستقیم است. «إِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ» (و در جای دیگر می فرماید: «إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ»
7- کمالات پیامبر با او عجین است،و او بر آنها تسلط دارد. «لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ»
8-دفاع از شخصیت های مذهبی که مورد تهمت و تحقیر قرار می گیرند،لازم است. «ما أَنْتَ بِنِعْمَهِ رَبِّکَ بِمَجْنُونٍ – إِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ»
پیام ها:
1- فرد مغرور را باید به ضعف ها و ناتوانی هایش متوجّه نمود. أَمَّنْ هذَا الَّذِی …
2- از ابزارهای غرور،داشتن لشگر و سپاه است. جُنْدٌ لَکُمْ یَنْصُرُکُمْ … إِلاّ فِی غُرُورٍ
3- کافران با تکیه بر قدرت های پوشالی،گرفتار غرور و فریب می شوند. جُنْدٌ لَکُمْ یَنْصُرُکُمْ … إِنِ الْکافِرُونَ إِلاّ فِی غُرُورٍ
4- خداوند مجبور نیست که رزق دهد،بلکه می تواند رزق دادن را قطع کند. «إِنْ أَمْسَکَ رِزْقَهُ»
5-یکی از راههای توجّه به نعمت های خداوند،احتمالِ گرفته شدن نعمت ها است. «إِنْ أَمْسَکَ رِزْقَهُ» (در آیه دیگر از همین سوره می فرماید: «إِنْ أَصْبَحَ ماؤُکُمْ غَوْراً»اگر آبها به عمق زمین فرو رفته بود و شما به آن دسترسی نداشتید.)
____________________________
حرف حق را بگویید،گرچه در اقلیّت باشید
فَانْطَلَقُوا وَ هُمْ یَتَخافَتُونَ«23» أَنْ لا یَدْخُلَنَّهَا الْیَوْمَ عَلَیْکُمْ مِسْکِینٌ«24» وَ غَدَوْا عَلی حَرْدٍ قادِرِینَ«25» فَلَمّا رَأَوْها قالُوا إِنّا لَضَالُّونَ«26» بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ«27» قالَ أَوْسَطُهُمْ أَ لَمْ أَقُلْ لَکُمْ لَوْ لا تُسَبِّحُونَ«28» قالُوا سُبْحانَ رَبِّنا إِنّا کُنّا ظالِمِینَ«29» فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلی بَعْضٍ یَتَلاوَمُونَ«30» قالُوا یا وَیْلَنا إِنّا کُنّا طاغِینَ«31» عَسی رَبُّنا أَنْ یُبْدِلَنا خَیْراً مِنْها إِنّا إِلی رَبِّنا راغِبُونَ«32» کَذلِکَ الْعَذابُ وَ لَعَذابُ الْآخِرَهِ أَکْبَرُ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ«33»
پس به راه افتادند،در حالی که آهسته با یکدیگر می گفتند.که مبادا امروز مسکینی بر شما وارد شود.در آن صبحگاهان قصد باغ کردند در حالی که خود را قادر(بر جمع محصول)می پنداشتند.پس چون آن را(سوخته) دیدند،گفتند:ما راه را گم کرده ایم،(این باغ ما نیست).عاقل ترین آنها گفت:
آیابه شما نگفتم چرا خدا را منزّه نمی دانید(و با تصمیم بر بخل خیال کردید خدا عاجز و شما همه کاره اید).گفتند:پروردگار ما منزّه است،قطعاً ما ستمکاریم.پس به یکدیگر روی آورده در حالی که به ملامت هم می پرداختند.گفتند وای بر ماکه سرکش بودیم.امید است پروردگار ما بهتر از آن رابرای ما جایگزین کند،همانا ما به پروردگارمان رغبت و امید داریم.اینگونه است عذاب و اگر بدانند عذاب آخرت بزرگتر است.
پیام ها:
1- هرچه قصد سوء بیشتر باشد،خطر بیشتر است. «لا یَدْخُلَنَّهَا» (گفتند:احدی از فقرا وارد باغ نشود،خداوند هم تمام باغ را سوزاند.)
2- حرص و بخل گاهی به قدری شدید می شود که فرد حاضر نیست حتّی یک فقیر را بهره مند سازد. «مِسْکِینٌ» در قالب مفرد آمده است.
3- روحیه حریصانه «لا یَسْتَثْنُونَ» ،تصمیم مخفیانه «یَتَخافَتُونَ» و اقدام قدرتمندانه «قادِرِینَ» ،هیچ یک کاری از پیش نمی برد.(بل نحن محرومون)
4- از فواید حوادث تلخ،بازگشت به خویشتن است. «فَلَمّا رَأَوْها قالُوا إِنّا لَضَالُّونَ»
5-اگر دیگران را از یک جهت محروم کنیم،از چند جهت محروم می شویم. «بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ» (محروم از میوه،محروم از پاداش الهی،محروم از دعای فقرا، محروم از رضایت روح پدر،محروم از عزّت اجتماعی)
6- حرف حق را بگویید،گرچه در اقلیّت باشید. قالَ أَوْسَطُهُمْ أَ لَمْ أَقُلْ لَکُمْ …
7- اعتدال و خردمندی،سبب دستگیری از مستمندان و مانع حرص و بخل است. «قالَ أَوْسَطُهُمْ»
8-در شیوه تبلیغ،از فرصت ها استفاده کنید.کسانی که دیروز حاضر به شنیدن حرف حق نبودند،امروز حاضر به شنیدن شدند. قالَ أَوْسَطُهُمْ أَ لَمْ أَقُلْ لَکُمْ …
9- در تحلیل و بررسی ناگواری ها به کوتاهی های خودمان اعتراف کنیم و خداوند را منزّه بدانیم. «سُبْحانَ رَبِّنا إِنّا کُنّا ظالِمِینَ»
10- آنچه را دیروز انجام نداده اید،امروز جبران کنید. «لَوْ لا تُسَبِّحُونَ – قالُوا سُبْحانَ رَبِّنا»
11- ریشه محرومیّت از الطاف الهی،ظلم انسان به خویشتن است. بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ … إِنّا کُنّا ظالِمِینَ
12- اگر اتّحاد بر اساس تقوا نباشد،سرانجام به تفرقه تبدیل می شود.(برادرانی که پیش از این برای محروم کردن همدست بودند،امروز یکدیگر را ملامت کرده وگناه را به گردن یکدیگر می اندازند.) «فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلی بَعْضٍ یَتَلاوَمُونَ»
13- ندادن حق دیگران،ظلم به خویش و طغیان به دیگران است. «إِنّا کُنّا ظالِمِینَ – إِنّا کُنّا طاغِینَ»
14- در برابر خداوند،به ضعف و زشتی عمل خود اعتراف بیشتری کنیم. «إِنّا کُنّا ظالِمِینَ – إِنّا کُنّا طاغِینَ» (چنانکه علی علیه السلام در دعای کمیل می گوید:«معتذرا نادما، منکسرا مستقیلا،مستغفرا منیبا مقرا مذعنا معترفا»)
15- به هنگام از دست دادن اموال دنیوی،به لطف و رحمت الهی امیدوار باشید که بهتر از آن را به شما بدهد. «عَسی رَبُّنا أَنْ یُبْدِلَنا خَیْراً مِنْها»
16- دست خداوند برای تأمین و جبران باز است.گناهکاران مایوس نباشند و خود را برای همیشه شکست خورده نپندارند. «یُبْدِلَنا خَیْراً مِنْها»
17- هیچ وقت برای بازگشت به خدا دیر نیست. «إِنّا إِلی رَبِّنا راغِبُونَ» (صاحبان باغ با مشاهده باغ سوخته،از خواب غفلت بیدار شدند و توبه کردند و به سوی خدا روی آوردند.)
18- شکستن دل فقیر،کیفر دنیوی و اخروی دارد. «کَذلِکَ الْعَذابُ وَ لَعَذابُ الْآخِرَهِ»
19- ایمان به کیفر و عذاب قیامت،مانع بخل و طغیان و ظلم است. «وَ لَعَذابُ الْآخِرَهِ أَکْبَرُ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ»
_________________________
زود قضاوت نکنید و هر رفاهی را نشانه سعادت ندانید
فَذَرْنِی وَ مَنْ یُکَذِّبُ بِهذَا الْحَدِیثِ سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیْثُ لا یَعْلَمُونَ«44» وَ أُمْلِی لَهُمْ إِنَّ کَیْدِی مَتِینٌ«45»
پس مرا با کسی که(قرآن،)این حدیث(الهی)را تکذیب می کند واگذار،ما آنان را از راهی که نمی دانند تدریجاً(به سوی عذاب)پیش می بریم.و به آنان مهلت می دهم،همانا تدبیر من محکم و استوار است.
پیام ها:
1- تکذیب کنندگان،با خدا طرفند. «فَذَرْنِی وَ مَنْ یُکَذِّبُ»
2- خداوند،به پیامبرش دلداری می دهد. «فَذَرْنِی وَ مَنْ یُکَذِّبُ»
3- تکذیب قرآن،کیفری بس بزرگ دارد،زیرا خداوند می فرماید:آنان را به من واگذار. «فَذَرْنِی وَ مَنْ یُکَذِّبُ بِهذَا الْحَدِیثِ»
4- قرآن،مملو از سخنان جدید و تازه است. «بِهذَا الْحَدِیثِ» (حدیث \سخن نو)
5-زود قضاوت نکنید و هر رفاهی را نشانه سعادت ندانید.(حیوانات را به چراگاه می برند و آنها فربه می شوند،ولی پایان کارشان کشتارگاه است.) «سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیْثُ لا یَعْلَمُونَ»
6- بزرگترین خطر،آن است که انسان از آن غافل باشد و به فکر چاره نباشد. «مِنْ حَیْثُ لا یَعْلَمُونَ»
7- خداوند امهال دارد ولی اهمال ندارد. سَنَسْتَدْرِجُهُمْ … إِنَّ کَیْدِی مَتِینٌ
8-مهلت های الهی،تدبیر خدا برای هلاکت کفّار است. «أُمْلِی لَهُمْ إِنَّ کَیْدِی مَتِینٌ»
9- توطئه های بشری خنثی می شود ولی تدبیر الهی محکم است. «إِنَّ کَیْدِی مَتِینٌ»
_________________________
نظر قرآن درباره چشم زخم
وَ إِنْ یَکادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصارِهِمْ لَمّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَ یَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ«51» وَ ما هُوَ إِلاّ ذِکْرٌ لِلْعالَمِینَ«52»
و نزدیک بود کسانی که کفر ورزیدند،چون قرآن را شنیدند،تو را چشم بزنند و می گویند:او دیوانه است.در حالی که آن قرآن جز مایه بیداری برای جهانیان نیست.
نکته ها:
* در آغاز این سوره به تهمت جنون به رسول اللّه صلی الله علیه و آله اشاره شد و در این آیه که پایان این سوره است به این نسبت تصریح شده است. «وَ یَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ»
«لَیُزْلِقُونَکَ» از ماده«زلق»به معنای لغزیدن و به زمین افتادن و کنایه از هلاکت و نابودی است.
* آیه 51،بیانگر شدّت غضب کفّار است که به هنگام شنیدن آیات قرآن می خواهند با چشمانشان تو را نابود کنند و مراد از آن،یا نابود کردن طریق چشم زخم است و یا کنایه است،همان طور که می گوییم فلانی بانگاهش می خواست مرا بخورد.
* بغض و کینه انسان را به تضادگویی وادار می کند.از یک سو قرآن را عظیم می داند به نحوی که حسادتش می خواهد پیامبر را نابود کند و از سویی دیگر او را به پریشان گویی و دیوانگی متّهم می کند.
* دشمن با دست می جنگد،با زبان تهمت می زند،و با چشم قصد نابودی دارد.
* آغاز سوره،سخن از قلم و نوشتن بود و پایان سوره،بیداری تمام جهانیان.شاید اشاره به این باشد که کلید بیدار شدن جهانیان،ابزار فرهنگی است.
چشم زخم
پیامبر فرمود:«ان العین حق و انها تدخل الجمل و الثور التنور»چشم زخم حق است و به قدری کارساز است که شتر و گاو را داخل تنور می کند.
چشم زخم لازم نیست از دشمن باشد.گاهی دوست از دوست خودش به خاطر داشتن کمالی تعجب می کند و لذا در حدیث داریم که اگر از دوست خود چیزی دیدید که تعجب کردید،خدا را یاد کنید تا بلای چشم زخم دفع شود و چه بسیارند کسانی که به وسیله چشم زخم هلاک شده و جان داده اند.
البتّه حق بودن شوری چشم به این معنا نیست که ما به بعضی افراد سوءظن داشته باشیم و آنان را متهم به چشم شوری کنیم.و یا کوتاهی های خودمان را در موارد مختلف به حساب چشم زخم بگذاریم.در روایات می خوانیم:صدقه،دعا،خواندن سوره های ناس و فلق و امثال آن می تواند مانع تأثیر چشم زخم شود.
پیام ها:
1- کینه دشمن جدی ست،باید به هوش بود. «وَ إِنْ یَکادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ»
2- قرآن،از توطئه های دشمن پرده برمی دارد. «وَ إِنْ یَکادُ الَّذِینَ کَفَرُوا»
3- لبه تیز حمله دشمن رهبرجامعه اسلامی است. «لَیُزْلِقُونَکَ»
4- چشم زخم یک واقعیّت است. «لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصارِهِمْ»
5-در برابر تهمت به اولیای الهی باید دفاع کرد.در برابر «یَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ» خداوند فرمود: «ما أَنْتَ بِنِعْمَهِ رَبِّکَ بِمَجْنُونٍ»
6- قرآن،وسیله غفلت زدایی است. «ما هُوَ إِلاّ ذِکْرٌ»
7- قرآن،محدود به زمین و زمان خاصّی نیست،کتابی است جهانی و جاودانی برای همه ملت ها. «ذِکْرٌ لِلْعالَمِینَ»
«والحمدللّه ربّ العالمین»
______________________________
سیمای سوره حاقّه
این سوره،پنجاه و دو آیه دارد و در مکّه نازل شده است.نام سوره برگرفته از آیه اول است و به معنای امر ثابت و محقّق است.
محور مطالب این سوره قیامت و ویژگی های آن است و سه نام از نام های قیامت: «الْحَاقَّهُ» ،«القارعه»، «الْواقِعَهُ» در این سوره آمده است.
سرنوشت شوم اقوام پیشین،عظمت قرآن و پیامبر،ویژگی دوزخ و بهشت و دوزخیان و بهشتیان،بخش های بعدی این سوره را تشکیل می دهد.
______________
-تمام ابعاد پنهان شخصیّت انسان در قیامت به نمایش گذاشته می شود
فَإِذا نُفِخَ فِی الصُّورِ نَفْخَهٌ واحِدَهٌ«13» وَ حُمِلَتِ الْأَرْضُ وَ الْجِبالُ فَدُکَّتا دَکَّهً واحِدَهً«14» فَیَوْمَئِذٍ وَقَعَتِ الْواقِعَهُ«15» وَ انْشَقَّتِ السَّماءُ فَهِیَ یَوْمَئِذٍ واهِیَهٌ«16» وَ الْمَلَکُ عَلی أَرْجائِها وَ یَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّکَ فَوْقَهُمْ یَوْمَئِذٍ ثَمانِیَهٌ«17» یَوْمَئِذٍ تُعْرَضُونَ لا تَخْفی مِنْکُمْ خافِیَهٌ«18»
پس آنگاه که در صور دمیده شود یک دمیدنی.و زمین و کوهها برگرفته و در هم کوبیده شوند،یک در هم کوبیدنی.پس در آن روز،واقعه(قیامت)به وقوع پیوندد.
و آسمان بشکافد و در آن روز سست گردد.و فرشتگان در اطراف آن هستند(و منتظر فرمانند)و عرش پروردگارت را در آن روز هشت نفر(از فرشتگان یا اولیای خدا)بالای سر خود حمل می کنند.در آن روز شما(برای حساب)عرضه می شوید(در حالی که)هیچ چیز پنهانی از شما مخفی نماند.
پیام ها:
1- نفخ در صور،از امور حتمی است. «فَإِذا نُفِخَ فِی الصُّورِ»
2- متلاشی شدن نظام موجود،از طریق صدای رعد آساست. نُفِخَ فِی الصُّورِ …
فَدُکَّتا
3- زمین از مدار حرکت خود خارج،کوهها از جایگاه خود کنده و در یک برخورد در هم کوبیده می شوند. «وَ حُمِلَتِ الْأَرْضُ وَ الْجِبالُ فَدُکَّتا»
4- فروپاشی کوهها با شدّت و سرعت خواهد بود. «دَکَّهً واحِدَهً»
5-واقعه مهم،قیامت است و هر واقعه دیگر نسبت به آن ناچیز است. «وَقَعَتِ الْواقِعَهُ»
6- پایان آسمان محکم، «سَبْعاً شِداداً» سستی است. «فَهِیَ یَوْمَئِذٍ واهِیَهٌ»
7- گرچه در قیامت نظام موجود بهم می خورد ولی نظام دیگری حاکم می شود، نظامی که با حضور فرشتگان برپا می شود. «وَ الْمَلَکُ عَلی أَرْجائِها وَ یَحْمِلُ عَرْشَ
رَبِّکَ فَوْقَهُمْ یَوْمَئِذٍ ثَمانِیَهٌ»
8-تمام ابعاد پنهان شخصیّت انسان در قیامت به نمایش گذاشته می شود و شخصیّت واقعی انسان،خوبی ها و بدی ها،افکار و انگیزه ها،نقص ها و کمالات،کشف و عرضه می شود. «لا تَخْفی مِنْکُمْ خافِیَهٌ»
_____________________
در مدیریّت از نیروهای سالم خود،دفاع کنید
فَلَیْسَ لَهُ الْیَوْمَ هاهُنا حَمِیمٌ«35» وَ لا طَعامٌ إِلاّ مِنْ غِسْلِینٍ«36» لا یَأْکُلُهُ إِلاَّ الْخاطِؤُنَ«37» فَلا أُقْسِمُ بِما تُبْصِرُونَ«38» وَ ما لا تُبْصِرُونَ«39» إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ«40» وَ ما هُوَ بِقَوْلِ شاعِرٍ قَلِیلاً ما تُؤْمِنُونَ«41» وَ لا بِقَوْلِ کاهِنٍ قَلِیلاً ما تَذَکَّرُونَ«42» تَنْزِیلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِینَ«43»
پس امروز در این جا دوستی صمیمی ندارد.و نه غذایی جز خونابه.که جز خطاکاران آن را نخورند.پس سوگند به آنچه می بینید.و آنچه نمی بینید.همانا آن (قرآن)کلام رسول گرامی است.و سخن یک شاعر نیست چه کم ایمان می آورید.
و(همچنین)سخن کاهن و پیشگو نیست،چه کم متذکّر می شوید.(همانا قرآن) فرستاده ای از جانب پروردگار جهانیان است.
پیام ها:
1- دوزخیان،نه از نظر روحی در رفاه هستند «فَلَیْسَ لَهُ الْیَوْمَ هاهُنا حَمِیمٌ» و نه از نظر جسمی. «وَ لا طَعامٌ إِلاّ مِنْ غِسْلِینٍ»
2- ایمان نیاوردن به خدای بزرگ و بی تفاوتی نسبت به گرسنگان،خطایی نابخشودنی است. «لا یَأْکُلُهُ إِلاَّ الْخاطِؤُنَ»
3- در بینش الهی تمام هستی ارزش دارد،چون مورد سوگند خداوند قرار گرفته است. «فَلا أُقْسِمُ بِما تُبْصِرُونَ وَ ما لا تُبْصِرُونَ»
4- در مادیات،محصور نشویم،نادیدنی ها بسیار است. «ما لا تُبْصِرُونَ»
5-در مدیریّت از نیروهای سالم خود،دفاع کنید و شبهات علیه آنان را برطرف سازید. وَ ما هُوَ بِقَوْلِ شاعِرٍ … وَ لا بِقَوْلِ کاهِنٍ
6- خداوند اتمام حجّت می کند.نزول وحی از سوی پروردگار جهانیان و واسطه وحی رسول کریم است. لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ … تَنْزِیلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِینَ
7- مبلّغ،توقّع ایمان آوردن تمام یا اکثریّت مردم را نداشته باشد. «قَلِیلاً ما تُؤْمِنُونَ»
8-ایمان به تنهایی کافی نیست،ذکر هم لازم است.ممکن است ایمان باشد ولی انسان غافل باشد. قَلِیلاً ما تُؤْمِنُونَ … قَلِیلاً ما تَذَکَّرُونَ
9- به خاطر عدم پذیرش اکثریّت،از گفتن سخن حق صرف نظر نکنید. لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ … قَلِیلاً ما تُؤْمِنُونَ
_______________________________
سیمای سوره معارج
این سوره،چهل و چهار آیه دارد و از سوره های مکّی است،گرچه آیات اولیه آن در مدینه نازل شده است.
نام سوره،برگرفته از آیه سوم است و به معنای محل عروج فرشتگان در آسمان ها می باشد.
همانند دیگر سوره های مکّی،محور آیات این سوره،پیرامون معاد و انذار مشرکان و مخالفان است.حالات کافران در قیامت و صفات و ویژگی های بهشتیان و دوزخیان،بخش دیگری از آیات این سوره را تشکیل می دهد.
البتّه آیات اولیه سوره درباره نزول عذاب در دنیاست که یکی از منکران ولایت حضرت علی علیه السلام گرفتار آن شد و به هلاکت رسید و تفصیل ماجرا در ذیل آیه اول آمده است.
________________________
راه نجات از اخلاق ناپسند،مداومت به نماز است
إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً«19» إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً«20» وَ إِذا مَسَّهُ الْخَیْرُ مَنُوعاً«21» إِلاَّ الْمُصَلِّینَ«22» اَلَّذِینَ هُمْ عَلی صَلاتِهِمْ دائِمُونَ«23»
همانا انسان،بی تاب و حریص آفریده شده است.هرگاه بدی به او رسد، نالان است.و هرگاه خیری به او رسد،بخیل است.مگر نمازگزاران.آنان که بر نمازشان مداومت دارند.
پیام ها:
1- نشانه حریص بودن دو چیز است:جَزَع به هنگام سختی و بُخل به هنگام کامیابی. «هَلُوعاً إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً وَ إِذا مَسَّهُ الْخَیْرُ مَنُوعاً»
2- ریشه بسیاری از ناهنجاری ها،حرص و بخل است. جَزُوعاً … مَنُوعاً
3- انسان بسیار کم ظرفیّت است،با تماس با سختی فریاد می زند و بخل می ورزد.
مَسَّهُ … مَسَّهُ
4- راه نجات از اخلاق ناپسند،مداومت به نماز است. خُلِقَ هَلُوعاً … إِلاَّ الْمُصَلِّینَ
5-طبع مادّی انسان به سوی حرص و بخل میل دارد و نماز و یاد خدا آن را مهار می کند. إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً … إِلاَّ الْمُصَلِّینَ
6- انسان بدون نماز مضطرب است. جَزُوعاً … مَنُوعاً … إِلاَّ الْمُصَلِّینَ
7- آثار نماز در گرو مداومت بر آن است. «الَّذِینَ هُمْ عَلی صَلاتِهِمْ دائِمُونَ»
_________________________—
وَ الَّذِینَ فِی أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ«24» لِلسّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ«25» وَ الَّذِینَ یُصَدِّقُونَ بِیَوْمِ الدِّینِ«26» وَ الَّذِینَ هُمْ مِنْ عَذابِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ«27» إِنَّ عَذابَ رَبِّهِمْ غَیْرُ مَأْمُونٍ«28» وَ الَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ«29» إِلاّ عَلی أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ«30» فَمَنِ ابْتَغی وَراءَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ العادُونَ«31»
و آنان که در اموالشان حقّی است معلوم.برای افراد سائل و محروم.و آنان که روز جزا را باور دارند.و آنان که از عذاب پروردگارشان بیمناکند.زیرا از عذاب پروردگارشان ایمنی نیست.و آنان که دامن های خود را(از گناه)حفظ می کنند.
مگر بر همسران یا کنیزانشان که در این صورت،در خور ملامت نیستند.پس کسانی که جز این را طلب کنند،اینان همان تجاوزگرانند.
پیام ها:
1- هلوع،جزع و بخل دارد،امّا مصلّی،نماز و انفاق دارد. هَلُوعاً … جَزُوعاً .. مَنُوعاً – إِلاَّ الْمُصَلِّینَ … حَقٌّ مَعْلُومٌ لِلسّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ
2- نماز و رسیدگی به محرومان،پیوند ناگسستنی دارند. إِلاَّ الْمُصَلِّینَ … حَقٌّ مَعْلُومٌ لِلسّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ
3- انفاق،تعدیل کننده روحیه حرص و بخل است. خُلِقَ هَلُوعاً … جَمَعَ فَأَوْعی … فِی أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ
4- مؤمن و نمازگزار واقعی،خود را مالک همه دارایی های خود نمی داند و سهمی از آن را حق دیگران می داند. «فِی أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ»
5-نیازمندان،در اموال توانگران حق دارند و شریکند. «حَقٌّ مَعْلُومٌ لِلسّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ»
6- در فقرزدایی تنها به ظاهر افراد ننگرید،گروهی از محرومان صورت خود را با سیلی سرخ نگه می دارند و سؤال نمی کنند. «وَ الْمَحْرُومِ»
7- سعادت فرد،از سعادت جامعه جدا نیست. اَلْمُصَلِّینَ … لِلسّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ
8-نیازمندی،شرط دریافت است،مؤمن باشد یا نباشد. «لِلسّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ»
9- دینِ جامع آن است که هم به مسائل اجتماعی توجّه کند، «حَقٌّ مَعْلُومٌ لِلسّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ» و هم به مسائل اعتقادی. «الَّذِینَ یُصَدِّقُونَ بِیَوْمِ الدِّینِ»
10- اسلام،دینی فطری است.هم باید غرائز از راه درست ارضا شود و هم جلوی فحشا و منکر گرفته شود. اَلَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ … إِلاّ عَلی أَزْواجِهِمْ
11- اسلام با طرد غریزه جنسی،مخالف است. «إِلاّ عَلی أَزْواجِهِمْ»
12- خطر،همیشه در کمین است:خطر انحراف و سوء عاقبت و بدون توبه مردن،خطر پذیرفته نشدن اعمال،خطر حبط اعمال،و… «وَ الَّذِینَ هُمْ مِنْ عَذابِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ»
13- در ازدواج مشروع،از هر کس،در هر زمان و مکان،از هر سن و سال،نباید ملامتی باشد. «فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ»
14- ارضای غریزه جنسی از راههای حرام،نوعی تجاوزگری است. «فَمَنِ ابْتَغی وَراءَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ العادُونَ»
___________________________-
هیچگاه خود را بهترین ندانید که خداوند بهتر از شما را بیاورد
فَلا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ إِنّا لَقادِرُونَ«40» عَلی أَنْ نُبَدِّلَ خَیْراً مِنْهُمْ وَ ما نَحْنُ بِمَسْبُوقِینَ«41» فَذَرْهُمْ یَخُوضُوا وَ یَلْعَبُوا حَتّی یُلاقُوا یَوْمَهُمُ الَّذِی یُوعَدُونَ«42» یَوْمَ یَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْداثِ سِراعاً کَأَنَّهُمْ إِلی نُصُبٍ یُوفِضُونَ«43» خاشِعَهً أَبْصارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّهٌ ذلِکَ الْیَوْمُ الَّذِی کانُوا یُوعَدُونَ«44»
به پروردگار مشرق ها و مغرب ها سوگند می خورم که ما تواناییم.بر این که بهتر از آنان را به جای ایشان بیاوریم و ما قطعاً مغلوب و ناتوان نیستیم.پس آنان را به حال خود واگذار،یاوه بگویند و بازی کنند تا روزی را که وعده داده شده اند،ملاقات کنند.روزی که شتابان از قبرها بیرون آیند،چنان که گویی به سوی نشان هایی نصب شده می دوند.چشمانشان فرو افتاده و ذلّتی(وصف ناپذیر)آنان را فرا گرفته است.این است آن روزی که به ایشان وعده داده می شد.
پیام ها:
1- سوگند خداوند به مشرق و مغرب،باید انسان را به فکر درباره آن ها وادار کند.
«فَلا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ»
2- مشرق و مغرب،تحت ربوبیّت الهی قرار دارند. «بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ»
3- نظام هستی،بر پایه نظم و حکمت استوار است،به گونه ای که می توان طلوع ها و غروب های هر روز در هر مکان را دقیق حساب کرد. «الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ»
4- هم آفرینش به دست اوست و هم تبدیل آن. خَلَقْناهُمْ … نُبَدِّلَ خَیْراً مِنْهُمْ
5-هیچگاه خود را بهترین ندانید که خداوند بهتر از شما را بیاورد. «نُبَدِّلَ خَیْراً»
6- تا احتمال اثر هست،ارشاد لازم است،امّا بعد از یأس از هدایت باید آنان را رها کرد. «فَذَرْهُمْ»
7- سخنان یاوه و بی پایه درباره دین و رهبران دینی،انسان را در باتلاق گناه فرومی برد و او را گرفتار و مشغول می سازد. «یَخُوضُوا وَ یَلْعَبُوا»
8-وظیفه دعوت و ارشاد،مادامی است که زمینه ای برای پذیرش باشد،امّا اگر آنان یاوه گویی می کنند و همه چیز را به بازی گرفته اند،باید به حال خود رها شوند. «فَذَرْهُمْ یَخُوضُوا وَ یَلْعَبُوا»
9- رها کردن مردم لجوج،همان مهلت دادن به آنهاست. «فَذَرْهُمْ یَخُوضُوا»
10- معاد،جسمانی است. «یَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْداثِ»
11- سرعت در جمعیّت انبوه،نشانه وحشت و اضطراب کافران در قیامت است.
«سِراعاً»
12- رسوایی و ذلّت در قیامت،سراسر وجود کافران را فرامی گیرد. «تَرْهَقُهُمْ ذِلَّهٌ»
13- انبیا،همواره مردم را نسبت به قیامت هشدار می دادند. یَوْمَهُمُ الَّذِی یُوعَدُونَ …
اَلْیَوْمُ الَّذِی کانُوا یُوعَدُونَ
______________–
سوره نوح
بشر به سیر و سفر و راه های وسیع نیاز دارد
ما لَکُمْ لا تَرْجُونَ لِلّهِ وَقاراً«13» وَ قَدْ خَلَقَکُمْ أَطْواراً«14» أَ لَمْ تَرَوْا کَیْفَ خَلَقَ اللّهُ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً«15» وَ جَعَلَ الْقَمَرَ فِیهِنَّ نُوراً وَ جَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً«16» وَ اللّهُ أَنْبَتَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ نَباتاً«17» ثُمَّ یُعِیدُکُمْ فِیها وَ یُخْرِجُکُمْ إِخْراجاً«18» وَ اللّهُ جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ بِساطاً«19» لِتَسْلُکُوا مِنْها سُبُلاً فِجاجاً«20»
شما را چه شده که از عظمت خداوند نمی ترسید؟ در حالی که خداوند شما را در مراحل گوناگون آفریده است.آیا نمی بینید که خداوند چگونه هفت آسمان را بر فراز یکدیگر آفریده است.و میان آنها ماه را نوری و خورشید را چراغی قرار داده است.و خداوند شما را همچون گیاهی از زمین رویاند.سپس شما را در همان زمین باز می گرداند و شما را بیرون می آورد.و خداوند زمین را برای شما بستری گسترده قرار داده است.تا در راههای وسیع آن رفت و آمد کنید.
پیام ها:
1- هشدار به شکل سؤال،یکی از شیوه های تربیت است. ما لَکُمْ …
2- توجه به مراحل آفرینش،انسان را به عظمت خداوند متوجه می کند. «لا تَرْجُونَ لِلّهِ وَقاراً وَ قَدْ خَلَقَکُمْ أَطْواراً»
3- حضرت نوح که هزاران سال قبل از حضرت عیسی و موسی بوده،مردم را به زیست شناسی و کیهان شناسی دعوت کرد. خَلَقَکُمْ أَطْواراً … سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً
4- شناخت طبیعت،راهی برای شناخت خداست. أَ لَمْ تَرَوْا …
5-تمام هستی،کلاس توحید است. «خَلَقَکُمْ ، خَلَقَ اللّهُ سَبْعَ سَماواتٍ ، جَعَلَ الْقَمَرَ ، جَعَلَ الشَّمْسَ ، أَنْبَتَکُمْ ، یُعِیدُکُمْ ، یُخْرِجُکُمْ»
6- کارهای الهی،هدفمند است. «جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ بِساطاً لِتَسْلُکُوا»
7- توجه به نقش خورشید و ماه در زندگی بشر،راهی برای خداشناسی است.
جَعَلَ الْقَمَرَ … نُوراً وَ جَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً
8-بشر به سیر و سفر و راه های وسیع نیاز دارد. «لِتَسْلُکُوا مِنْها سُبُلاً فِجاجاً»
________________________
رهبر الهی باید قله های فساد را بشناسد
قالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِی وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ یَزِدْهُ مالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلاّ خَساراً«21» وَ مَکَرُوا مَکْراً کُبّاراً«22» وَ قالُوا لا تَذَرُنَّ آلِهَتَکُمْ وَ لا تَذَرُنَّ وَدًّا وَ لا سُواعاً وَ لا یَغُوثَ وَ یَعُوقَ وَ نَسْراً«23»
نوح گفت:پروردگارا همانا مردم مرا نافرمانی کردند و از کسی پیروی کردند که مال و فرزندش جز بر خسارتش نیفزود.و نیرنگی بس بزرگ به کار بستند.و گفتند:معبودهای خودتان را رها نکنید و دست از(بت های) وَدّ و سُواع و یَعوق و نَسر بر ندارید.
نکته ها:
* در قرآن،کلمات «أَصْنامٍ» ،«اوثان»، «نَصَبٌ» و «تَماثِیلَ» به معنای بت آمده است ولی نام بت های معروف مشرکان به صورت خاص آمده است.نام پنج بت در این آیه و نام«لات»و «عُزّی»و«مناه»در سوره نجم آمده است.
پیام ها:
1- مردان خدا،شکوه ها را نزد او می برند. «رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِی»
2- نقل مظلومیت ها،درس پایداری برای دیگران است. «عَصَوْنِی»
3- کسی که از رهبر حق پیروی نکند،دنبال نااهلان می رود. عَصَوْنِی وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ یَزِدْهُ … إِلاّ خَساراً
4- ناله نوح برای خسارت مردم است نه غربت خودش. «عَصَوْنِی وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ یَزِدْهُ مالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلاّ خَساراً»
5-هر مال و فرزندی نعمت نیست. «لَمْ یَزِدْهُ مالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلاّ خَساراً»
6- قدرت اقتصادی و اجتماعی سبب جذب مردم و پیروی و تاثیرپذیری آنان می شود. وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ یَزِدْهُ مالُهُ وَ وَلَدُهُ …
7- پیامبران در قطب مخالف صاحبان زر و زور و تزویرند. عَصَوْنِی وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ یَزِدْهُ مالُهُ وَ وَلَدُهُ … وَ مَکَرُوا مَکْراً کُبّاراً
8-قوم نوح از هیچ عملی فروگذار نکردند:نافرمانی نوح،پیروی نااهلان،مکر و توطئه،و اصرار بر حفظ بت ها. عَصَوْنِی … اِتَّبَعُوا … مَکَرُوا … قالُوا …
9- آیین شرک حافظ منافع صاحبان زر و زور است. «لا تَذَرُنَّ آلِهَتَکُمْ»
10- برای عبرت دیگران،گاهی باید نام سران محو شده را ببریم. وَدًّا … سُواعاً …
یَغُوثَ وَ یَعُوقَ وَ نَسْراً
11- رهبر الهی باید قله های فساد را بشناسد. «یَغُوثَ وَ یَعُوقَ وَ نَسْراً»
12- برای کسی که از راه مستقیم خارج شود،راههای انحرافی متعدّدی باز می شود. «یَغُوثَ وَ یَعُوقَ وَ نَسْراً»
______________________-
سوره جن
قدرت شنیدن «سَمِعْنا» ،گفتن «فَقالُوا» و تجزیه و تحلیل «یَهْدِی إِلَی الرُّشْدِ» در جنّ وجود دارد
قُلْ أُوحِیَ إِلَیَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقالُوا إِنّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً«1» یَهْدِی إِلَی الرُّشْدِ فَآمَنّا بِهِ وَ لَنْ نُشْرِکَ بِرَبِّنا أَحَداً«2»
بگو:بر من وحی شده است که گروهی از جن(به قرائت من)گوش دادند،پس گفتند: همانا ما قرآنی شگفت شنیدیم.که به سوی رشد هدایت می کند،پس به آن ایمان آوردیم و هرگز احدی را شریک پروردگارمان قرار نمی دهیم.
پیام ها:
1- پیامبر شخصاً جن را ندید بلکه از طریق وحی به استماع آنان آگاه شد. «أُوحِیَ إِلَیَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ»
2- گرچه جن از خاک نیست ولی سخنان انسان را می شنود. «اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ»
3- گوش دادن به تلاوت قرآن،در وجود انسان تاثیرگذار است. اِسْتَمَعَ … فَقالُوا …
قُرْآناً عَجَباً 4- قرآن از نظر الفاظ و محتوی با تمام کتب تفاوت دارد. «قُرْآناً عَجَباً»
5-به سخنی گوش دهیم که ما را به رشد رساند. سَمِعْنا قُرْآناً … یَهْدِی إِلَی الرُّشْدِ
6- قدرت شنیدن «سَمِعْنا» ،گفتن «فَقالُوا» و تجزیه و تحلیل «یَهْدِی إِلَی الرُّشْدِ» در جنّ وجود دارد.
7- هدایت قرآن دائمی است. «یَهْدِی إِلَی الرُّشْدِ»
8-رشد واقعی انسان،رشد معنوی است. «یَهْدِی إِلَی الرُّشْدِ»
9- وسیله رشد داشتن کافی نیست،رشد کردن مهم است. «قُرْآناً عَجَباً یَهْدِی إِلَی الرُّشْدِ فَآمَنّا بِهِ»
10- نشانه رشد،ایمان و اخلاص است. «یَهْدِی إِلَی الرُّشْدِ فَآمَنّا بِهِ وَ لَنْ نُشْرِکَ»
11- اگر آمادگی باشد،با شنیدن چند آیه قرآن،انسان هم حقیقت را می فهمد،هم دیگران رادعوت می کند و هم موضع گیری قاطع دربرابر انحرافات می کند.
سَمِعْنا … یَهْدِی إِلَی الرُّشْدِ فَآمَنّا بِهِ وَ لَنْ نُشْرِکَ بِرَبِّنا أَحَداً
12- ایمانی کامل است که هرگز با شرک همراه نشود. «فَآمَنّا بِهِ وَ لَنْ نُشْرِکَ بِرَبِّنا أَحَداً»
_____________________
سوره مزمل
رهبر جامعه اسلامی باید از استراحت خود بکاهد
یا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ«1» قُمِ اللَّیْلَ إِلاّ قَلِیلاً«2» نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِیلاً«3» أَوْ زِدْ عَلَیْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلاً«4» إِنّا سَنُلْقِی عَلَیْکَ قَوْلاً ثَقِیلاً«5»
ای جامه به خود پیچیده.شب را جز اندکی،به پا خیز.نصف آن،یا اندکی از آن کم کن یا بر آن بیفزای و قرآن را با تأنّی و شمرده بخوان.همانا ما سخنی سنگین و گرانمایه بر تو القا خواهیم کرد.
پیام ها:
1- رهبر جامعه اسلامی باید از استراحت خود بکاهد. «یا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ قُمِ اللَّیْلَ»
2- شب،بهترین زمان برای عبادت است. «قُمِ اللَّیْلَ»
3- نماز شب مورد تأکید الهی واقع شده است. «قُمِ اللَّیْلَ»
4- عبادت شبانه بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله واجب بوده است. «قُمِ اللَّیْلَ» (چنانکه در جایی دیگر می فرماید: «فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَهً لَکَ[5])
5-برای پذیرش مسئولیت های سنگین،آمادگی روحی لازم است. یا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ قُمِ اللَّیْلَ … إِنّا سَنُلْقِی عَلَیْکَ قَوْلاً ثَقِیلاً
6- رهبران دینی،هم باید شبها برای عبادت خداوند قیام کنند: قُمِ اللَّیْلَ …و هم روزها برای بیدار کردن مردم. «قُمْ فَأَنْذِرْ»
7- مقدار شب زنده داری محدودیّتی ندارد.(یک دوم،یک سوم یا دو سوم شب) (برای انجام امور عبادی،مردم را در تنگنا قرار ندهیم،برای همه مردم و همه زمانها نمی توان یک نسخه نوشت و یک نوع دارو تجویز کرد.) نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ … أَوْ زِدْ عَلَیْهِ
8-برای آن که عبادت با نشاط همراه باشد،باید بخشی از شب را استراحت کرد.
«نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِیلاً أَوْ زِدْ عَلَیْهِ»
9- خواندن نماز و قرائت قرآن در شب بهترین وسیله برای ایجاد آمادگی روحی و کسب انرژی است. قُمِ اللَّیْلَ إِلاّ قَلِیلاً … وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلاً
10- تلاوت قرآن آدابی دارد و ترتیل،اولین ادب آن است. «وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلاً»
11- تلاوتِ هر بخش از قرآن،مقدّمه ای برای بخش دیگر می شود. وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ … سَنُلْقِی عَلَیْکَ قَوْلاً ثَقِیلاً
12- در مدیریّت،همیشه شرائط را یکسان نپندارید،رهبر باید از ابتدا کارهای سنگین را پیش بینی کند. «سَنُلْقِی عَلَیْکَ قَوْلاً ثَقِیلاً»
______________________
خداوند در مقدار عبادت شبانه انسان را آزاد گذاشته است
إِنَّ رَبَّکَ یَعْلَمُ أَنَّکَ تَقُومُ أَدْنی مِنْ ثُلُثَیِ اللَّیْلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ وَ طائِفَهٌ مِنَ الَّذِینَ مَعَکَ وَ اللّهُ یُقَدِّرُ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ فَتابَ عَلَیْکُمْ فَاقْرَؤُا ما تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَنْ سَیَکُونُ مِنْکُمْ مَرْضی وَ آخَرُونَ یَضْرِبُونَ فِی الْأَرْضِ یَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللّهِ وَ آخَرُونَ یُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ فَاقْرَؤُا ما تَیَسَّرَ مِنْهُ وَ أَقِیمُوا الصَّلاهَ وَ آتُوا الزَّکاهَ وَ أَقْرِضُوا اللّهَ قَرْضاً حَسَناً وَ ما تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ مِنْ خَیْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللّهِ هُوَ خَیْراً وَ أَعْظَمَ أَجْراً وَ اسْتَغْفِرُوا اللّهَ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ«20»
همانا پروردگارت می داند که تو و گروهی از کسانی که با تو هستند،نزدیک به دو سوم شب یا نصف آن یا یک سوم آن را به عبادت برمی خیزید و خداوند شب و روز را اندازه گیری می کند.او می داند که شما نمی توانید به طور دقیق آن را احصا کنید.از این رو شما را بخشید(و حساب دقیق شب را از شما برداشت)پس آنچه میسّر است از قرآن بخوانید.خداوند می داند که برخی از شما بیمار خواهند شد و گروه دیگری به سفر می روند تا از فضل خدا(رزق)جویند و گروه دیگری در راه خدا به جهاد مشغولند(و از تلاوت قرآن باز می مانند)پس(اکنون که فرصت دارید)هرچه می توانید از قرآن بخوانید و نماز به پا دارید و زکات بدهید و به خداوند وام دهید،وامی نیکو(بدانید که)آنچه برای خود از پیش فرستید،آن را نزد خدا نیکوتر و با پاداشی بزرگ تر خواهید یافت و از خداوند طلب آمرزش کنید که همانا خداوند آمرزنده مهربان است.
پیام ها:
1- علم خداوند به حالات بندگان،بهترین انگیزه برای انجام کارهای نیک است.
«إِنَّ رَبَّکَ یَعْلَمُ أَنَّکَ تَقُومُ»
2- یکی از برکات عبادت شبانه آن است که تنها خداوند از آن آگاه است و از هرگونه ریا و تظاهر به دور است. «إِنَّ رَبَّکَ یَعْلَمُ»
3- پیامبر طبق دستور خداوند عمل می کند.در آیات قبل فرمود: قُمِ اللَّیْلَ … نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ … أَوْ زِدْ …در این آیه می فرماید: تَقُومُ أَدْنی مِنْ ثُلُثَیِ اللَّیْلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ
4- خداوند در مقدار عبادت شبانه انسان را آزاد گذاشته است تا افراد بیشتری توفیق آن را بیابند و هرکس به مقدار توانایی اش از فیض آن بهره مند شود.
«ثُلُثَیِ اللَّیْلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ»
5-سحرخیزی،سیره گروهی از اصحاب پیامبر بوده است. «طائِفَهٌ مِنَ الَّذِینَ مَعَکَ»
6- اقامه نماز وتلاوت قرآن از بهترین آداب شب زنده داری است. تَقُومُ فَاقْرَؤُا …
7- تکالیف الهی آسان است و انسان را به مشقّت نمی اندازد. «فَاقْرَؤُا ما تَیَسَّرَ»
8-ارتباط با قرآن و تلاوت آن در هر حال لازم است،حتّی در بستر بیماری یا سفر و جهاد. مَرْضی – یَضْرِبُونَ فِی الْأَرْضِ ، یُقاتِلُونَ … فَاقْرَؤُا (اگر در فراز و نشیب ها تلاوت قرآن لازم است،در شرائط عادی به طریق اولی لازم خواهد بود.)
9- کسب مال حلال،فضل الهی است. «یَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللّهِ»
10- امکانات زندگی،لطف و فضل الهی است،هرچند که با تلاش انسان به دست آید. «یَضْرِبُونَ فِی الْأَرْضِ یَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللّهِ»
11- ذکر سفرهای تجاری و اقتصادی در کنار سفرهای جهادی و جنگ،نشانه اهمیّت تجارت از دیدگاه اسلام است. «آخَرُونَ یَضْرِبُونَ فِی الْأَرْضِ یَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللّهِ وَ آخَرُونَ یُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ»
12- شیوه قرض دادن باید نیکو باشد.(با سرعت و خلوص و بی منّت پرداخت شود.) «قَرْضاً حَسَناً»
13- شب زنده داری،تلاوت قرآن،اقامه نماز،پرداخت زکات و قرض دادن به دیگران نمونه ای از کارهای خیر است. ما تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ مِنْ خَیْرٍ …
14- پیش از مرگ،کارهای خیر را برای خودتان ذخیره کنید،یا به دست خود و یا از طریق وصیّت. «تُقَدِّمُوا»
15- کارهای خیر ذخیره قیامت است. «وَ ما تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ مِنْ خَیْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللّهِ»
16- کارهای خیر نزد خدا محفوظ است و هرگز از بین نمی رود. «تَجِدُوهُ عِنْدَ اللّهِ»
17- پاداش های خداوند از هر نظر چند برابر است. «هُوَ خَیْراً وَ أَعْظَمَ أَجْراً»
18- هیچ کس نباید خود را از قصور و تقصیر به دور بداند،زیرا با انجام همه تکالیف،باز هم به استغفار نیاز داریم. «وَ اسْتَغْفِرُوا اللّهَ»
19- خداوند،آمرزش اهل استغفار را تضمین کرده است. وَ اسْتَغْفِرُوا اللّهَ … غَفُورٌ رَحِیمٌ
20- گذشت خداوند همراه با مهربانی است. «غَفُورٌ رَحِیمٌ»
_______________________________________
سوره مدثر
نه فقط پاکی بدن،بلکه نظافت و پاکیزگی لباس نیز مورد توجه اسلام است
شرط نجات مردم آن است که رهبران دینی حرکت کنند و انزوا و استراحت را
کنار بگذارند
یا أَیُّهَا الْمُدَّثِّرُ«1» قُمْ فَأَنْذِرْ«2» وَ رَبَّکَ فَکَبِّرْ«3» وَ ثِیابَکَ فَطَهِّرْ«4» وَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْ«5» وَ لا تَمْنُنْ تَسْتَکْثِرُ«6» وَ لِرَبِّکَ فَاصْبِرْ«7»
ای ردا بر خود کشیده.به پا خیز و هشدار ده.و پروردگارت را بزرگ بدار.
و لباست را پاکیزه دار.و از پلیدی دور شو.و(در عطا)منّت مگذار.و (کارت را)بزرگ مشمار و به خاطر پروردگارت صبر کن.
یام ها:
1- تمام حالات پیامبر،مورد توجه و عنایت خاص خداوند است. «یا أَیُّهَا الْمُدَّثِّرُ»
2- شرط نجات مردم آن است که رهبران دینی حرکت کنند و انزوا و استراحت را
کنار بگذارند. «قُمْ فَأَنْذِرْ»
3- با اینکه انبیا هم بشارت می دهند و هم انذار،ولی برای غفلت زدایی و بیدار کردن مردم،هشدار لازم است نه بشارت. «فَأَنْذِرْ»
4- انسان در معرض انواع خطرها قرار دارد و کار انبیا هشدار به بشر در مورد انواع خطرهای دنیوی و اخروی است. «فَأَنْذِرْ»
5-برای انجام مأموریّت های الهی،با تمام وجود به پا خیزید. «قُمْ فَأَنْذِرْ»
6- قیام انبیا برگرفته از فرمان وحی است نه بر اثر ریاست طلبی،برتری جویی و هوای نفس. «قُمْ فَأَنْذِرْ»
7- خداوند را،هم در دل و جان بزرگ بدانید و هم با زبان بزرگ بدارید. «رَبَّکَ فَکَبِّرْ»
8-کسی که خدا را بزرگ دانست،دشمن و حیله ها و نیش ها و آزارهای او را کوچک می بیند. «وَ رَبَّکَ فَکَبِّرْ»
9- بزرگی،مخصوص خداوند است نه دیگران.(کلمه «رَبَّکَ» قبل از «فَکَبِّرْ» آمده است و حصر را می رساند.)
10- شرط نفوذ کلام رهبر آسمانی آن است که دامنش از هرگونه آلودگی پاک باشد. «وَ ثِیابَکَ فَطَهِّرْ»
11- نظافت و پاکی،در کنار توحید و تکبیر،نشانه توجه دین به پاکیزگی است.
«وَ رَبَّکَ فَکَبِّرْ وَ ثِیابَکَ فَطَهِّرْ»
12- نه فقط پاکی بدن،بلکه نظافت و پاکیزگی لباس نیز مورد توجه اسلام است.
«وَ ثِیابَکَ فَطَهِّرْ»
13- رهبر جامعه اسلامی باید از هر نوع پلیدی دوری کند تا بتواند الگو و اسوه ای برای همه باشد. «وَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْ»
14- خودسازی مقدم بر جامعه سازی است.کسی که می خواهد جامعه را از آلودگی پاک کند،باید خودش از هر آلودگی پاک باشد. «وَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْ»
15- نه با عبادت و انفاق بر خداوند منت بگذار و اعمال خود را بسیار شمار،و نه بر خلق خدا منّت گذار. «وَ لا تَمْنُنْ تَسْتَکْثِرُ»
16- منّت گذاشتن و چشم داشتن در انفاق ها و عطایا،از مصادیق پلیدی روح است. «وَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْ وَ لا تَمْنُنْ تَسْتَکْثِرُ»
17- دوری گزیدن از منّت و زیاده شماری،یکی از شرایط موفقیّت رهبران و مبلّغان است. قُمْ فَأَنْذِرْ … وَ لا تَمْنُنْ تَسْتَکْثِرُ
18- رهبر دینی نباید از مردم توقّعی داشته باشد. «وَ لا تَمْنُنْ تَسْتَکْثِرُ»
19- پایداری و صبری ارزش دارد که برای خدا باشد وگرنه یکدندگی و لجاجت است. «وَ لِرَبِّکَ فَاصْبِرْ»
20- پشتکار وسیله رشد انسان است. «وَ لِرَبِّکَ فَاصْبِرْ»
21- گرچه در برابر معصیت،مصیبت و اطاعت،صبر لازم است امّا هدایت مردم نیاز به صبر ویژه دارد. قُمْ فَأَنْذِرْ … وَ لِرَبِّکَ فَاصْبِرْ
22- مقاومت رهبر جامعه اسلامی باید جامع باشد.صبر در برابر تهمت ها، آزارها،تکذیب ها و صبر و پایداری در تبلیغ و انذار و عبادت. قُمْ … فَاصْبِرْ
23- دعوت مردم نیاز به عزم جدّی دارد. فَأَنْذِرْ … فَاصْبِرْ
__________________________________-
توطئه گران بدانند که آیندگان نیز به آنان نفرین خواهند کرد
ثُمَّ یَطْمَعُ أَنْ أَزِیدَ«15» کَلاّ إِنَّهُ کانَ لِآیاتِنا عَنِیداً«16» سَأُرْهِقُهُ صَعُوداً«17» إِنَّهُ فَکَّرَ وَ قَدَّرَ«18» فَقُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ«19» ثُمَّ قُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ«20» ثُمَّ نَظَرَ«21» ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ«22» ثُمَّ أَدْبَرَ وَ اسْتَکْبَرَ«23» فَقالَ إِنْ هذا إِلاّ سِحْرٌ یُؤْثَرُ«24» إِنْ هذا إِلاّ قَوْلُ الْبَشَرِ«25»
با این حال،طمع دارد که بیفزایم.هرگز،زیرا او به آیات ما عناد می ورزد.به زودی او را به گردنه ای سخت گرفتار می کنم.همانا او(برای مبارزه با قرآن)فکر کرد و به سنجش پرداخت.پس مرگ بر او باد که چگونه سنجید.باز هم مرگ بر او که چگونه سنجید.سپس نگریست.سپس چهره در هم کشید و با عجله دست به کار شد.سپس پشت کرد و تکبّر ورزید.پس گفت:این(قرآن)جز سحری که(از پیشینیان)روایت می شود نیست.این نیست مگر گفته بشر.
پیام ها:
1- انسان دور از خدا،اهل طمع و افزون خواهی است. «یَطْمَعُ أَنْ أَزِیدَ»
2- دشمن،به تمام آرزوهایش نمی رسد. یَطْمَعُ أَنْ أَزِیدَ کَلاّ …
3- در برابر توقّعات نابجا،محکم و قاطع برخورد کنید. یَطْمَعُ … کَلاّ
4- وقتی عناد و لجاجت در انسان مستقر شود،آیات الهی را تکذیب می کند. «کانَ لِآیاتِنا عَنِیداً»
5-عناد و لجاجت،سبب زوال نعمت می شود. «یَطْمَعُ أَنْ أَزِیدَ کَلاّ إِنَّهُ کانَ لِآیاتِنا عَنِیداً»
6- عناد،سبب عذاب طاقت فرساست. «عَنِیداً سَأُرْهِقُهُ صَعُوداً»
7- رفاه و کامیابی غافلانه در دنیا،سختی های شدید قیامت را در پی دارد.(آری هر سرازیری،گردنه ای را به دنبال دارد) جَعَلْتُ لَهُ مالاً مَمْدُوداً … سَأُرْهِقُهُ صَعُوداً
8-دشمن با فکر و برنامه کار می کند. «إِنَّهُ فَکَّرَ وَ قَدَّرَ».
9- برنامه دشمن،مبارزه با قرآن و آیات الهی است. کانَ لِآیاتِنا عَنِیداً … فَکَّرَ وَ قَدَّرَ
10- هر فکری ارزش ندارد و هر متفکری ارزشمند نیست. «إِنَّهُ فَکَّرَ وَ قَدَّرَ فَقُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ»
11- توطئه گران بدانند که آیندگان نیز به آنان نفرین خواهند کرد. «فَقُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ»
12- لعن و نفرین بر دشمن،نه تنها جایز،بلکه لازم است. «فَقُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ»
13- به کسانی که با فکر و طرح خود ضربه فرهنگی می زنند و به رهبران فاسد، باید همواره نفرین کرد. «فَقُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ»
14- فکر بد مقدمه ای برای تصمیم خطرناک و نادرست است.(در آیه شریفه به جای«فقتل کیف فکر»،دو مرتبه فرمود: «فَقُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ»)
15- لحظه ای فکر کردن می تواند مقدمه کار خیر یا کار شر برای مدتهای طولانی شود.کلمه «فَکَّرَ» یکبار و کلمه «قَدَّرَ» سه بار تکرار شده است.
16- دشمن از طریق نظارت و ارزیابی،فکر و طرح خود را علیه دین عمق و استمرار می بخشد. إِنَّهُ فَکَّرَ وَ قَدَّرَ … ثُمَّ نَظَرَ
17- از دشمن،انتظار تبسّم و لبخند نداشته باشید. «ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ»
18- دشمن برای موفقیّت خود،زمان های طولانی را صرف و صبر می کند. «ثُمَّ
نَظَرَ ، ثُمَّ عَبَسَ ، ثُمَّ أَدْبَرَ» (کلمه«ثُمّ»معمولاً در مواردی به کار می رود که فاصله زمانی زیادی در کار باشد.)
19- قرآن،حتّی در نظر کافران،کلامی پر جاذبه و سحرآمیز است. «إِنْ هذا إِلاّ سِحْرٌ یُؤْثَرُ»
______________________________________
سیمای سوره قیامت
این سوره چهل آیه دارد و در مکّه نازل شده است.
نام آن برگرفته از آیه اول است و به معنای رستاخیز می باشد.
محور مطالب این سوره چنانکه از نامش پیداست،موضوع معاد و روز قیامت می باشد.ابتدا حوادث سخت و سهمگین پایان این جهان مطرح شده و سپس چهره های شادمان و غمگین نیکوکاران و بدکاران آمده است.
ادامه سوره،حالات انسان در هنگام جان دادن و مرگ را بیان کرده و با اشاره ای به آفرینش انسان از قطره ای آب پست،که نشانه قدرت خداوند بر آفرینش دوباره انسان است،پایان می یابد.
البتّه چهار آیه میانی سوره،در مورد قرآن و نحوه نزول و قرائت آن است.
در روایات برای کسی که به قرائت این سوره مداومت داشته و نسبت به آن عامل باشد،عبور بر صراط و حضور در قیامت با چهره ای بشّاش و خندان تضمین شده است.
_________________________
نماز،اولین نشانه ایمان و تصدیق دین است
کَلاّ إِذا بَلَغَتِ التَّراقِیَ«26» وَ قِیلَ مَنْ راقٍ«27» وَ ظَنَّ أَنَّهُ الْفِراقُ«28» وَ الْتَفَّتِ السّاقُ بِالسّاقِ«29» إِلی رَبِّکَ یَوْمَئِذٍ الْمَساقُ«30» فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلّی«31» وَ لکِنْ کَذَّبَ وَ تَوَلّی«32» ثُمَّ ذَهَبَ إِلی أَهْلِهِ یَتَمَطّی«33» أَوْلی لَکَ فَأَوْلی«34» ثُمَّ أَوْلی لَکَ فَأَوْلی«35»
چنین نیست(که انسان می پندارد)آنگاه که(در آستانه مرگ)جان به گلوگاه رسد.
و گفته شود:چه کسی شفادهنده است؟ و(محتضر)بداند که هنگام جدایی است.و ساق پا به ساق دیگر بچسبد(و دیگر حرکتی نکند)در آن روز به سوی پروردگارت سوق داده شود.او که نه حق را تصدیق کرد و نه نماز گزارد.بلکه تکذیب کرد و روی گردانید.و سپس با کبر و غرور به سوی اهلش رفت.(عذاب الهی)برای تو شایسته تر است،شایسته تر.باز هم شایسته تر است،شایسته تر.
پیام ها:
1- ترسیم لحظات جان دادن،بهترین وسیله برای ترک دل بستگی به دنیاست.
تُحِبُّونَ الْعاجِلَهَ … کَلاّ إِذا بَلَغَتِ التَّراقِیَ
2- سخت ترین حالات جان دادن،زمانی است که روح به گلو می رسد. «کَلاّ إِذا بَلَغَتِ التَّراقِیَ»
3- مرگ،قابل درمان نیست.زمانی می رسد که همه در برابر قدرت خداوند اظهار عجز می کنند و درماندگی خود را به زبان می آورند. «قِیلَ مَنْ راقٍ»
4- دلبستگی انسان به دنیا به گونه ای است که حتّی لحظه مرگ نیز،گمانِ رفتن دارد،نه یقین. «ظَنَّ أَنَّهُ الْفِراقُ»
5-کسانی که دنیا را دوست دارند و آخرت را فراموش می کنند،باید بدانند که روزی باید از محبوب خود جدا شوند. تُحِبُّونَ الْعاجِلَهَ … أَنَّهُ الْفِراقُ
6- لحظه مرگ،هنگام فراق و جدایی است.فراق از فرزندان،اموال،مقام، امکانات و… «وَ ظَنَّ أَنَّهُ الْفِراقُ»
7- پس از مرگ،روح باقی می ماند.(کلمه فراق به معنای جدایی است نه نابودی) «وَ ظَنَّ أَنَّهُ الْفِراقُ»
8-لحظه مرگ،لحظه ای بسیار سخت و ناگوار است. «وَ الْتَفَّتِ السّاقُ بِالسّاقِ»
9- جز حرکت به سوی خداوند و بازگشت به او،راه دیگری وجود ندارد. «إِلی
رَبِّکَ یَوْمَئِذٍ الْمَساقُ»
10- عقاید مقدّمه اعمال است.کسی که حق را تصدیق نکند،قهراً نماز هم نمی خواند. «فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلّی»
11- تصدیق همه حقایق دین لازم است و اگر کسی یکی از ضروریات دین را تصدیق نکند،گویا کل دین را تصدیق نکرده است. «فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلّی»
12- نماز،اولین نشانه ایمان و تصدیق دین است. «فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلّی»
13- دوری از دین و تکالیف دینی،عامل غرور و سرمستی می شود. «ذَهَبَ إِلی أَهْلِهِ یَتَمَطّی» در جای دیگر هم می خوانیم:مجرمان وقتی به نزد اهل خود می روند، خنده های مستانه دارند. «وَ إِذَا انْقَلَبُوا إِلی أَهْلِهِمُ انْقَلَبُوا فَکِهِینَ
14- در برابر انکارهای پی در پی «فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلّی وَ لکِنْ کَذَّبَ وَ تَوَلّی» ، تهدیدهای پی در پی لازم است.(چهار مرتبه کلمه «أَوْلی» نشانه آن است که در برابر تکبّرهای مستانه باید تحقیرهای پی در پی باشد.) «أَوْلی لَکَ فَأَوْلی»
15- متکبّران باید تحقیر شوند. «یَتَمَطّی – أَوْلی لَکَ فَأَوْلی»
________________________
سیمای سوره انسان
در روایات آمده است:امام حسن و امام حسین علیهما السلام بیمار شدند.پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با مردم به عیادت آنان آمدند و به حضرت علی علیه السلام پیشنهاد کردند که برای سلامتی دو کودک عزیز خود نذر کنند که روزه بگیرند.پس از آن که حسنین بهبود یافتند،حضرت علی و حضرت فاطمه علیهما السلام سه روز روزه گرفتند امّا برای افطار غذایی در خانه نداشتند.
حضرت علی علیه السلام از شمعون یهودی مقداری جو قرض کرد و نانی تهیه شد.
به هنگام مغرب ابتدا نماز مغرب را خواندند و خواستند افطار نمایند که شب اول فردی مسکین،شب دوّم فردی یتیم و شب سوّم سائلی اسیر،درب منزل علی علیه السلام را به صدا درآوردند و درخواست غذا کردند.اهل بیت علیهم السلام برای رضای خدا، غذای خود را به آنان دادند و خودشان با آب افطار کردند.خداوند متعال،این سوره را در وصف ایثار آنان نازل فرمود.
مهم آن است که در این حرکت مقدس،پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله سهیم و شریک نبود تا روشن شود که این سوره فقط درباره اهل بیت علیهم السلام نازل شده است.
____________________________
هرکس شاکر نباشد،کفور است،راه سوّمی وجود ندارد
إِنّا هَدَیْناهُ السَّبِیلَ إِمّا شاکِراً وَ إِمّا کَفُوراً«3» إِنّا أَعْتَدْنا لِلْکافِرِینَ سَلاسِلَ وَ أَغْلالاً وَ سَعِیراً«4»
به راستی ما راه(حق)را به او نمایاندیم،خواه شاکر(و پذیرا)باشد یا ناسپاس.همانا ما برای کفر پیشه گان زنجیرها و غل ها و آتشی برافروخته آماده ساخته ایم.
پیام ها:
1- آزمایش انسان،براساس آگاهی و آزادی است:
آگاهی به واسطه چشم و گوش و عقل و فطرت درونی و هدایت بیرونی؛و آزادی برمبنای اختیار که به تمام انسان ها داده شده است: نَبْتَلِیهِ … سَمِیعاً بَصِیراً إِنّا هَدَیْناهُ … إِمّا شاکِراً وَ إِمّا کَفُوراً
2- خداوند،حجت را بر انسان تمام کرده است. «إِنّا هَدَیْناهُ السَّبِیلَ»
3- راه درست،یکی بیش نیست. «إِنّا هَدَیْناهُ السَّبِیلَ» (کلمه«سبیل»مفرد است.)
4- هدایت،نعمتی در خور سپاس است. «إِنّا هَدَیْناهُ السَّبِیلَ إِمّا شاکِراً» (پیمودن راه دین،شکر الهی و انحراف از آن،کفران و ناسپاسی است.)
5-کسانی که هدایت انبیا را نپذیرند،بالاترین مرحله از کفر را مرتکب شده اند.
(به جای آنکه بگوید«اما کافرا»،فرمود: «إِمّا شاکِراً وَ إِمّا کَفُوراً» .زیرا«کفور»، اوج کفر است.)
6- هرکس شاکر نباشد،کفور است،راه سوّمی وجود ندارد. «إِمّا شاکِراً وَ إِمّا کَفُوراً»
7- در تربیت انسان،نقش هشدار،بیش از بشارت است.(لذا قرآن ابتدا هشدار می دهد و سپس بشارت.) إِنّا أَعْتَدْنا لِلْکافِرِینَ …
8-کیفرهای الهی دارای ملاک و معیارند. «أَعْتَدْنا لِلْکافِرِینَ سَلاسِلَ وَ أَغْلالاً وَ سَعِیراً»
9- هر انتخابی،سرانجام خود را به دنبال دارد.کفر،دوزخ را و شکر،بهشت را.
إِمّا شاکِراً وَ إِمّا کَفُوراً … إِنّا أَعْتَدْنا لِلْکافِرِینَ … إِنَّ الْأَبْرارَ …
_______________________
تشکّر و قدردانی از تلاش دیگران،یک صفت الهی است
وَ یَطُوفُ عَلَیْهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ إِذا رَأَیْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤاً مَنْثُوراً«19» وَ إِذا رَأَیْتَ ثَمَّ رَأَیْتَ نَعِیماً وَ مُلْکاً کَبِیراً«20» عالِیَهُمْ ثِیابُ سُندُسٍ خُضْرٌ وَ إِسْتَبْرَقٌ وَ حُلُّوا أَساوِرَ مِنْ فِضَّهٍ وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً«21» إِنَّ هذا کانَ لَکُمْ جَزاءً وَ کانَ سَعْیُکُمْ مَشْکُوراً«22»
و پسرانی همیشه جوان،(به خدمت)بر آنان می گردند،هرگاه آنان را بینی،پنداری مرواریدهای غلطان و پراکنده اند.و چون آنجا را بنگری نعمتی فراوان و سلطنتی بزرگ می بینی.بر اندامشان جامه های سبز از دیبای نازک و ضخیم است و با دستواره های نقره زینت شده اند و پروردگارشان شرابی طهور(پاک و پاک کننده) به آنان می نوشاند.همانا این جزایی است برای شما و سعیتان مورد سپاس است.
پیام ها:
1- پذیرایی در بهشت،خصوصیات ویژه ای دارد.از جمله:
نیازی به درخواست و تقاضا ندارد،زیرا پذیرایی کنندگان همواره به دور بهشتیان می گردند. «یَطُوفُ»
مسئولین پذیرایی از هر سو بر بهشتیان اشراف دارند. «یَطُوفُ عَلَیْهِمْ»
پذیرایی کنندگان نوجوانند. «وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ»
قیافه آنان مانند لؤلؤ درخشنده است. «حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤاً»
حکومت بهشتیان گسترده است. «مُلْکاً کَبِیراً»
رنگ لباس پذیرایی کنندگان سبز «خُضْرٌ» و جنس لباس آنان از ابریشم نازک «سُندُسٍ» و ضخیم «إِسْتَبْرَقٌ» است.
ساقی ابرار،پروردگار متعال «سَقاهُمْ رَبُّهُمْ» و نوع شراب آنها،طهور است.
«شَراباً طَهُوراً» (امام صادق علیه السلام فرمود:این شراب،قلب بهشتیان را از غیر خدا پاک می کند
2- با آنکه بهشت،فضل و لطف الهی است،امّا خداوند آن را مزد و اجر ابرار می شمرد تا بهشتیان به کار خود ببالند. «إِنَّ هذا کانَ لَکُمْ جَزاءً»
3- پاداش های الهی بر اساس نیّت و کیفیّت انجام کار است،نه بر اساس کمیّت کار و مقدار و مبلغ احسان.(چند قطعه نان جو و این همه پاداش،فقط به خاطر داشتن اخلاص و ایثار است.) «إِنَّ هذا کانَ لَکُمْ جَزاءً وَ کانَ سَعْیُکُمْ مَشْکُوراً»
4- کسی که از مردم،نه پاداش طلب کند و نه تشکّر بخواهد، «لا نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَ لا شُکُوراً» ،خداوند به او هم پاداش می دهد و هم تشکّر می کند. «کانَ لَکُمْ جَزاءً وَ کانَ سَعْیُکُمْ مَشْکُوراً»
5-تشکّر و قدردانی از تلاش دیگران،یک صفت الهی است. «سَعْیُکُمْ مَشْکُوراً»
6- نطفه بی مقدار «نُطْفَهٍ أَمْشاجٍ» بر اثر ایمان و عمل و اخلاص و ایثار به جایی می رسد که آفریدگار هستی از او تشکّر می کند. «وَ کانَ سَعْیُکُمْ مَشْکُوراً»
________________________
سوره مرسلات
انسان در مورد قیامت،دائماً نیاز به تذکّر و یادآوری دارد
وَ الْمُرْسَلاتِ عُرْفاً«1» فَالْعاصِفاتِ عَصْفاً«2» وَ النّاشِراتِ نَشْراً«3» فَالْفارِقاتِ فَرْقاً«4» فَالْمُلْقِیاتِ ذِکْراً«5» عُذْراً أَوْ نُذْراً«6» إِنَّما تُوعَدُونَ لَواقِعٌ«7»
به فرستاده های پی در پی سوگند.پس به طوفان های سهمگین(سوگند).
به نشردهندگانی(که حق را به نیکویی)نشر می دهند سوگند.پس آنان که به طور کامل(بین حق و باطل)فرق می گذارند.پس به القا کنندگان ذکر(و وحی به پیامبران). برای(رفع)عذر یا هشدار و انذار.همانا آنچه وعده داده می شوید،واقع شدنی است.
پیام ها:
1- آنچه از جانب خداوند فرستاده می شود،مقدّس و قابل سوگند خوردن است.
«وَ الْمُرْسَلاتِ»
2- الطاف خداوند،دائمی و مستمر است. «وَ الْمُرْسَلاتِ عُرْفاً»
3- آنچه از جانب خداوند نازل می شود،خیر است. «وَ الْمُرْسَلاتِ عُرْفاً»
4- در نظام آفرینش،حتّی وزش باد به طور تصادفی نیست،بلکه آفریدگار جهان، آن را می فرستد. «الْمُرْسَلاتِ»
5-مأموریّت های مهم،باید به سرعت انجام شود. «عَصْفاً»
6- در جهان بینی الهی،نرمی و سختی هر کدام به جای خود ارزشمند است.
عُرْفاً … عَصْفاً
7- توسعه و گسترش به معنای نادیده گرفتن اصول و چارچوب نیست.
«وَ النّاشِراتِ نَشْراً فَالْفارِقاتِ فَرْقاً»
8-در نظام هستی کارها تقسیم شده و هر کاری به فرد یا گروهی سپرده شده و این رمز مدیریّت موفق است. «الْمُرْسَلاتِ ، اَلنّاشِراتِ ،الفارقات»
9- در نظام الهی،تکوین و تشریع در کنار یکدیگرند. وَ الْمُرْسَلاتِ … فَالْمُلْقِیاتِ ذِکْراً
10- در مأموریّت های ارشادی باید مطلب به مخاطبان تفهیم شود. «فَالْمُلْقِیاتِ ذِکْراً»
11- هرگونه ذکر،الهام،علم و خطور حق از سوی خداوند است. «فَالْمُلْقِیاتِ ذِکْراً»
12- خداوند با تفاوت هایی که میان حق و باطل قرار داده،هم اتمام حجّت کرده است: «عُذْراً» و هم هشدار می دهد. «نُذْراً»
13- در مأموریّت های ارشادی،باید راه بهانه جویی مسدود شود. «عُذْراً أَوْ نُذْراً»
14- برای امور مهم همچون وقوع قیامت،سوگندهای متعدّد مفید و راهگشا است. «وَ الْمُرْسَلاتِ ، فَالْعاصِفاتِ ، وَ النّاشِراتِ ، فَالْفارِقاتِ ، فَالْمُلْقِیاتِ ، إِنَّما تُوعَدُونَ لَواقِعٌ»
15- انسان در مورد قیامت،دائماً نیاز به تذکّر و یادآوری دارد. فَالْمُلْقِیاتِ ذِکْراً … إِنَّما تُوعَدُونَ لَواقِعٌ
____________________________
از نشانه های تکذیب عملی دین،ترک نماز است
کُلُوا وَ تَمَتَّعُوا قَلِیلاً إِنَّکُمْ مُجْرِمُونَ«46» وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ«47» وَ إِذا قِیلَ لَهُمُ ارْکَعُوا لا یَرْکَعُونَ«48» وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ«49» فَبِأَیِّ حَدِیثٍ بَعْدَهُ یُؤْمِنُونَ«50»
بخورید و بهره گیرید اندک که همانا شما مجرمید.در آن روز وای بر تکذیب کنندگان.و هر گاه به آنان گفته شود رکوع کنید،رکوع نمی کنند.در آن روز وای بر تکذیب کنندگان.پس بعد از این(قرآن)به کدامین سخن ایمان می آورند؟
پیام ها:
1- کامیابی دنیا نسبت به کامیابی آخرت،بسیار ناچیز است. «کُلُوا وَ تَمَتَّعُوا قَلِیلاً»
2- کامیابی از نعمت های دنیا،نشانه محبوبیّت نزد خداوند نیست.(مجرمان نیز بهره مند می شوند.) «کُلُوا وَ تَمَتَّعُوا قَلِیلاً إِنَّکُمْ مُجْرِمُونَ»
3- بهره مجرمان از نعمتهای الهی،فقط بهره مادّی است. کُلُوا وَ تَمَتَّعُوا … إِنَّکُمْ مُجْرِمُونَ
4- زندگی دنیا هر قدر هم طولانی باشد،نسبت به آخرت ناچیز است. «تَمَتَّعُوا قَلِیلاً»
5-از نشانه های تکذیب عملی دین،ترک نماز است.(ترک نماز در میان دو کلمه «مکذبین»قرار گرفته است.) «وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ وَ إِذا قِیلَ لَهُمُ ارْکَعُوا لا یَرْکَعُونَ وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ»
6- انکار دین وارتکاب جرم،ملازم یکدیگرند. «إِنَّکُمْ مُجْرِمُونَ وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ»
7- قرآن،شیواترین،تازه ترین و شایسته ترین پیام برای مردم است. «فَبِأَیِّ حَدِیثٍ»
8-مطالب قرآن هرگز کهنه نمی شود و در هر زمان،نو و تازه است. «فَبِأَیِّ حَدِیثٍ بَعْدَهُ»
9- اگر کسی به قرآن ایمان نیاورد،به کدام سخن ایمان خواهد آورد. «فَبِأَیِّ حَدِیثٍ بَعْدَهُ یُؤْمِنُونَ»
انتخاب گزینشی شفقنا از تفسیر نور












بنام خدایی که خالق جهان وجهانیان است وقرآن کلام اوست …..ببسیار مطالب زیبایی است……